نامه آتنا دائمی در خصوص انتقال سپیده قلیان به زندان قرچک ورامین؛
“اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد”
“اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد”
نامه آتنا دائمی در خصوص انتقال سپیده قلیان به زندان قرچک ورامین؛ “اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد”
"بیست و دو ساله است! در حسرت آزادی و برابری. در اولین تجربهاش از زندان با نهایت سرکوب مواجه شد. دخترک را کتک زدند و در برابر دوربین نشاندند و او را مجبور به اعتراف علیه خود کردند و تا ابد زخمی عمیق بر روانش وارد کردند، اما نه زخمی که او را از پای اندازد، بلکه قطعا مصممتر از قبل خواهد شد! فیلم اعترافات اجباری و تحت شکنجه او را از دستگاه دروغپراکنی خود پخش کردند، بیآنکه چهرهاش را بپوشانند. کسی معترض نشد که نقض حقوق متهم شده است، چون او که رقاص یا قاتلِ خودی نبود که بخواهند با بلوا بر سر او افکار عمومی را از مسائل اصلی چون اختلاسها یا لابیهای نایاک و آلترناتیوسازی و تعاملات پشت پرده، منحرف کنند! در طول مدت شکنجههای فیزیکی او را در سلول مردانه نگهداری کردند و بعد او را به بند عمومی فرستادند. سپس او را بعد از ۱۵ ساعت در راه بودن با غل و زنجیر و چشمبند به طهران و زندان اوین منتقل و پس از چند هفته به قرچک تبعیدش کردند. به دانشگاه علوم سیاسی! به نمایشگاه مرور آثار چهل ساله جمهوری اسلامی! گمان میکنند برای کسی که در اوج جوانی خود پا در راه مبارزه گذاشته و از همه چیز گذشته، تفاوتی دارد که در کدام زندان باشد! اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد و این قبیل سرکوبها در او و امثال او اثر نخواهد کرد. او را به جایی فرستادند که حتی زندانیان مواد مخدریاش شعاری دارند مبنی بر اینکه: “نمیشود حبس مواد را بکشیم خود مواد را نکشیم”.
سپیده قلیان دختر جوان آزادی خواه کشورمان سراسر از شور زندگیست امثال او کم نیستند و همچنان تکثیر میشوند…
آتنا دائمی-فعال حقوق بشر-اوین-خرداد ۹۸"
"بیست و دو ساله است! در حسرت آزادی و برابری. در اولین تجربهاش از زندان با نهایت سرکوب مواجه شد. دخترک را کتک زدند و در برابر دوربین نشاندند و او را مجبور به اعتراف علیه خود کردند و تا ابد زخمی عمیق بر روانش وارد کردند، اما نه زخمی که او را از پای اندازد، بلکه قطعا مصممتر از قبل خواهد شد! فیلم اعترافات اجباری و تحت شکنجه او را از دستگاه دروغپراکنی خود پخش کردند، بیآنکه چهرهاش را بپوشانند. کسی معترض نشد که نقض حقوق متهم شده است، چون او که رقاص یا قاتلِ خودی نبود که بخواهند با بلوا بر سر او افکار عمومی را از مسائل اصلی چون اختلاسها یا لابیهای نایاک و آلترناتیوسازی و تعاملات پشت پرده، منحرف کنند! در طول مدت شکنجههای فیزیکی او را در سلول مردانه نگهداری کردند و بعد او را به بند عمومی فرستادند. سپس او را بعد از ۱۵ ساعت در راه بودن با غل و زنجیر و چشمبند به طهران و زندان اوین منتقل و پس از چند هفته به قرچک تبعیدش کردند. به دانشگاه علوم سیاسی! به نمایشگاه مرور آثار چهل ساله جمهوری اسلامی! گمان میکنند برای کسی که در اوج جوانی خود پا در راه مبارزه گذاشته و از همه چیز گذشته، تفاوتی دارد که در کدام زندان باشد! اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد و این قبیل سرکوبها در او و امثال او اثر نخواهد کرد. او را به جایی فرستادند که حتی زندانیان مواد مخدریاش شعاری دارند مبنی بر اینکه: “نمیشود حبس مواد را بکشیم خود مواد را نکشیم”.
سپیده قلیان دختر جوان آزادی خواه کشورمان سراسر از شور زندگیست امثال او کم نیستند و همچنان تکثیر میشوند…
آتنا دائمی-فعال حقوق بشر-اوین-خرداد ۹۸"
علیرضا کارگر ۲۱ سالۀ آتئیست (خداناباور) اهل جنوب شهر تهران بود. مثل هزاران هزار جوان دیگری بود که استبداد مذهبی، چهرۀ واقعی مذهب را به آنان نشان داده. «مقدسات» را به چالش کشید و برای همین رژیم حاکم به زندانش افکند. فعالیت سیاسی میکرد اما چون وابستگی به حزب و جریانی نداشت، چهره نشد. گواهش تنها یکی دو عکس بیکیفیت پیکسلی است که از او در دست است. نهایتاً در زندان به فجیعترین شکلی با ۳۰ ضربه چاقو بدنش را کاردآجین کردند و جانش را گرفتند.
تازه پس از مرگش رسانههای حقوق بشری و عفو بینالملل و امثالهم به یادش افتادند. از روی غریزۀ طبقاتیاش میدانست که حقوق بشر هم طبقاتی است. صنعتی است برای کاسبکاری سیاسی سازمانهایی که میگردانندش. توهمی به آن نداشت. نفوذ اصلاحطلبان و مدافعان رژیم را در آن میدید. چهرهسازی از آدمهای پفکی و تبدیلشان به قهرمانان یکشبه را میدید. در واپسین نامهاش نوشته بود: «چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند
تازه پس از مرگش رسانههای حقوق بشری و عفو بینالملل و امثالهم به یادش افتادند. از روی غریزۀ طبقاتیاش میدانست که حقوق بشر هم طبقاتی است. صنعتی است برای کاسبکاری سیاسی سازمانهایی که میگردانندش. توهمی به آن نداشت. نفوذ اصلاحطلبان و مدافعان رژیم را در آن میدید. چهرهسازی از آدمهای پفکی و تبدیلشان به قهرمانان یکشبه را میدید. در واپسین نامهاش نوشته بود: «چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند
علیرضا کارگر ۲۱ سالۀ آتئیست (خداناباور) اهل جنوب شهر تهران بود. مثل هزاران هزار جوان دیگری بود که استبداد مذهبی، چهرۀ واقعی مذهب را به آنان نشان داده. «مقدسات» را به چالش کشید و برای همین رژیم حاکم به زندانش افکند. فعالیت سیاسی میکرد اما چون وابستگی به حزب و جریانی نداشت، چهره نشد. گواهش تنها یکی دو عکس بیکیفیت پیکسلی است که از او در دست است. نهایتاً در زندان به فجیعترین شکلی با ۳۰ ضربه چاقو بدنش را کاردآجین کردند و جانش را گرفتند.
تازه پس از مرگش رسانههای حقوق بشری و عفو بینالملل و امثالهم به یادش افتادند. از روی غریزۀ طبقاتیاش میدانست که حقوق بشر هم طبقاتی است. صنعتی است برای کاسبکاری سیاسی سازمانهایی که میگردانندش. توهمی به آن نداشت. نفوذ اصلاحطلبان و مدافعان رژیم را در آن میدید. چهرهسازی از آدمهای پفکی و تبدیلشان به قهرمانان یکشبه را میدید. در واپسین نامهاش نوشته بود: «چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند اما در خيلی از موقعيتها به خاطر منافع خودشان كارگران را ناديده گرفتهاند».
میدانست که برای چهرهشدن کافیست کمی خوشرقصی کند، اما جوابش یکی بود: «بهتر میبينم گمنام و ساكت باقی بمانم تا اينكه به خاطر شنيده شدن فرياد اعتراضم به هر خفت و خاری تن دهم».
در زندان فشافویه زیر فشار تهدید جانی دست به اعتصاب غذا زد و بهعنوان یک زندانی سیاسی-عقیدتی خواستار انتقال از بند مجرمان بزهکار شد، اما صدایش به جایی نرسید. نهایتاً در صحنهآرایی مشکوکی، زیر نظارت زندانبان جمهوری اسلامی، به وحشیانهترین شکلی به قتلش رساندند.
علیرضا شیرمحمدعلی تنها یکی از جانباختگان گمنام طبقۀ کارگر در راه روشنگری و آزادی بود. به سهم خود نام او را به عنوان یک کارگر آتئیست سیاسی زنده نگه خواهیم داشت.
تازه پس از مرگش رسانههای حقوق بشری و عفو بینالملل و امثالهم به یادش افتادند. از روی غریزۀ طبقاتیاش میدانست که حقوق بشر هم طبقاتی است. صنعتی است برای کاسبکاری سیاسی سازمانهایی که میگردانندش. توهمی به آن نداشت. نفوذ اصلاحطلبان و مدافعان رژیم را در آن میدید. چهرهسازی از آدمهای پفکی و تبدیلشان به قهرمانان یکشبه را میدید. در واپسین نامهاش نوشته بود: «چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند اما در خيلی از موقعيتها به خاطر منافع خودشان كارگران را ناديده گرفتهاند».
میدانست که برای چهرهشدن کافیست کمی خوشرقصی کند، اما جوابش یکی بود: «بهتر میبينم گمنام و ساكت باقی بمانم تا اينكه به خاطر شنيده شدن فرياد اعتراضم به هر خفت و خاری تن دهم».
در زندان فشافویه زیر فشار تهدید جانی دست به اعتصاب غذا زد و بهعنوان یک زندانی سیاسی-عقیدتی خواستار انتقال از بند مجرمان بزهکار شد، اما صدایش به جایی نرسید. نهایتاً در صحنهآرایی مشکوکی، زیر نظارت زندانبان جمهوری اسلامی، به وحشیانهترین شکلی به قتلش رساندند.
علیرضا شیرمحمدعلی تنها یکی از جانباختگان گمنام طبقۀ کارگر در راه روشنگری و آزادی بود. به سهم خود نام او را به عنوان یک کارگر آتئیست سیاسی زنده نگه خواهیم داشت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان یک زن شجاع خطاب به مادر علیرضا شیرمحمدعلی ، با جنایات جمهوری اسلامی مادران هر چه بیشتری به صف جنبش دادخواهی می پیوندد.
مادر علیرضا شیرعلی: تا انگشت انگشت باشیم چیزی درست نمیشه؛ باید مشت باشیم.
مادر علیرضا شیرعلی: تا انگشت انگشت باشیم چیزی درست نمیشه؛ باید مشت باشیم.
هر روز در سایه ی تعرضی جدید قرار میگیریم. توان دستمزد و حقوق ها از نفس افتاده ولی افزایش بهای تمام شده ی کالاها، حاملهای انرژی و مواد غذایی، دارو، بهداشت و مسکن و هرآنچه نیازهای مردم است هر روز با افزایش سرسام آور، نفسی تازه میگیرند تا بدینوسیله رمق زندگی مردم به شریانهای پیکر یک درصدیها ، خون تازه ای جاری سازد.
شکاف طبقاتی را برنمی تابیم!
"شورای بازنشستگان ایران"
شکاف طبقاتی را برنمی تابیم!
"شورای بازنشستگان ایران"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنان علیه حجاب اجباری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض هنری مدرن به بازداشت و روند دادرسی در پرونده عباس لسانی
مصطفی پروین کنشگر و هنرمند اردبیلی تازهترین پرفورمنس هنری خود را به بازداشت و روند دادرسی در پرونده عباس لسانی اختصاص داد.
این پرفورمنس آرت که از ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۹۸ (همزمان با ساعت برگزاری دادگاه عباس لسانی در شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل) آغاز گردید، با قرار گرفتن و گردش پیاده در میادین و خیابانهای منتهی به گذرگاههای حوزه و مجتمع های قضایی تهران به وجهی که در دهانش رودهی حیوانی حمل میگردد ظاهر گردید.
این هنرمند ابتدا از تهران و مسیر خیابانهای (خیام- ۱۵خرداد سپهبدقرنی(فردوسی)- شریعتی) تهران را در مدت تقریبی ۵ساعت پیموده و پس از آن با حاضر شدن در اردبیل، صبح روز چهارشنبه نیز با ایستادن در جلوی درب ساختمان دادگاه انقلاب اردبیل(میدان بسیج) درحالی که حامل همان روده(گندیده) بود نظارهگر نمای کلی دادگاه گردیده و اقدام به تف کردن روده میکند.
مصطفی پروین کنشگر و هنرمند اردبیلی تازهترین پرفورمنس هنری خود را به بازداشت و روند دادرسی در پرونده عباس لسانی اختصاص داد.
این پرفورمنس آرت که از ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۹۸ (همزمان با ساعت برگزاری دادگاه عباس لسانی در شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل) آغاز گردید، با قرار گرفتن و گردش پیاده در میادین و خیابانهای منتهی به گذرگاههای حوزه و مجتمع های قضایی تهران به وجهی که در دهانش رودهی حیوانی حمل میگردد ظاهر گردید.
این هنرمند ابتدا از تهران و مسیر خیابانهای (خیام- ۱۵خرداد سپهبدقرنی(فردوسی)- شریعتی) تهران را در مدت تقریبی ۵ساعت پیموده و پس از آن با حاضر شدن در اردبیل، صبح روز چهارشنبه نیز با ایستادن در جلوی درب ساختمان دادگاه انقلاب اردبیل(میدان بسیج) درحالی که حامل همان روده(گندیده) بود نظارهگر نمای کلی دادگاه گردیده و اقدام به تف کردن روده میکند.
اعتراض هنری مدرن به بازداشت و روند دادرسی در پرونده عباس لسانی
مصطفی پروین کنشگر و هنرمند اردبیلی تازهترین پرفورمنس هنری خود را به بازداشت و روند دادرسی در پرونده عباس لسانی اختصاص داد.
این پرفورمنس آرت که از ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۹۸ (همزمان با ساعت برگزاری دادگاه عباس لسانی در شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل) آغاز گردید، با قرار گرفتن و گردش پیاده در میادین و خیابانهای منتهی به گذرگاههای حوزه و مجتمع های قضایی تهران به وجهی که در دهانش رودهی حیوانی حمل میگردد ظاهر گردید.
این هنرمند ابتدا از تهران و مسیر خیابانهای (خیام- ۱۵خرداد سپهبدقرنی(فردوسی)- شریعتی) تهران را در مدت تقریبی ۵ساعت پیموده و پس از آن با حاضر شدن در اردبیل، صبح روز چهارشنبه نیز با ایستادن در جلوی درب ساختمان دادگاه انقلاب اردبیل(میدان بسیج) درحالی که حامل همان روده(گندیده) بود نظارهگر نمای کلی دادگاه گردیده و اقدام به تف کردن روده میکند.
وی سپس با روی گرداندن از صحنه به راه خود ادامه میدهد.
مصطفی پروین به منظور برقراری انتراکتیویته و تعامل با مخاطبان خاص و عام به ویژه قضات و مسئولین قضایی کشور، این اثر را به طور نمادین در حمایت از عباس لسانی فعال سیاسی محبوس در زندان مرکزی اردبیل(که از ۶خردادماه در اعتراض به ممانعت مسئولین زندان از دسترسی او به خلاصه پرونده اش، دست به اعتصاب غذا زده است) به اجرا گذاشته است.
این اثر هنری، انتقادی و کاملا کنایی در استفاده سمبلیک هنرمند از روده گندیده، اکتها و مجموعه هنجارهایش تحت نظم هدایت شدهای حول یک اندیشه، دربردارنده مضامین و مفاهیم فراوانی میباشد.
مصطفی پروین کنشگر و هنرمند اردبیلی تازهترین پرفورمنس هنری خود را به بازداشت و روند دادرسی در پرونده عباس لسانی اختصاص داد.
این پرفورمنس آرت که از ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۹۸ (همزمان با ساعت برگزاری دادگاه عباس لسانی در شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل) آغاز گردید، با قرار گرفتن و گردش پیاده در میادین و خیابانهای منتهی به گذرگاههای حوزه و مجتمع های قضایی تهران به وجهی که در دهانش رودهی حیوانی حمل میگردد ظاهر گردید.
این هنرمند ابتدا از تهران و مسیر خیابانهای (خیام- ۱۵خرداد سپهبدقرنی(فردوسی)- شریعتی) تهران را در مدت تقریبی ۵ساعت پیموده و پس از آن با حاضر شدن در اردبیل، صبح روز چهارشنبه نیز با ایستادن در جلوی درب ساختمان دادگاه انقلاب اردبیل(میدان بسیج) درحالی که حامل همان روده(گندیده) بود نظارهگر نمای کلی دادگاه گردیده و اقدام به تف کردن روده میکند.
وی سپس با روی گرداندن از صحنه به راه خود ادامه میدهد.
مصطفی پروین به منظور برقراری انتراکتیویته و تعامل با مخاطبان خاص و عام به ویژه قضات و مسئولین قضایی کشور، این اثر را به طور نمادین در حمایت از عباس لسانی فعال سیاسی محبوس در زندان مرکزی اردبیل(که از ۶خردادماه در اعتراض به ممانعت مسئولین زندان از دسترسی او به خلاصه پرونده اش، دست به اعتصاب غذا زده است) به اجرا گذاشته است.
این اثر هنری، انتقادی و کاملا کنایی در استفاده سمبلیک هنرمند از روده گندیده، اکتها و مجموعه هنجارهایش تحت نظم هدایت شدهای حول یک اندیشه، دربردارنده مضامین و مفاهیم فراوانی میباشد.
🔴 علیه شکنجه و زندان و اعدام
English is attached
کلیپ
💥 به مناسبت روز جهانی در حمایت از زندانیان سیاسی
کنفرانس
"یک صدا علیه شکنجه، زندان و سرکوب"
همراه با پیامهایی از فعالین کارگری، معلمان، زندانیان سیاسی سابق، خانواده ها زندانیان سیاسی و خانواده جان باختگان از ایران
One Voice Against Torture, Imprisonments and Suppression
هلند- آمستردام
امسال در روز جهانی حمایت
از زندانیان سیاسی در ایران، صدای زندانیان سیاسی در ایران، ترکیه، مراکش، فلسطین و سراسر جهان باشیم.
همه با هم یکصدا علیه شکنجه و زندان و سرکوب اعتراض کنیم و اعلام کنیم که انسانیت مرز ندارد.
تاریخ و زمان کنفرانس، شانزدهم ماه
ژوئڻ ساعت ۱۳ الی ۱۷
مکان: کتابخانه مرکزی آمستردام
نزدیک به ایستگاه مرکزی قطار آمستردام
طبقه ششم، سالن OBA Forum
OBA Library of Amsterdam
Oosterdokskade143
1011 DL Amsterdam
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
برای اطلاعات بیشتر میتوانید با شماره تلفن زیر تماس حاصل نمایید.
+31 6 82198347 Parisa Pouyande
+31 6 48 1803 26 Aliye Yurdan
+31 6 15 9476 84 Shirin Hosseini
🔴 علیه شکنجه و زندان و اعدام
English is attached
کلیپ
💥 به مناسبت روز جهانی در حمایت از زندانیان سیاسی
کنفرانس
"یک صدا علیه شکنجه، زندان و سرکوب"
همراه با پیامهایی از فعالین کارگری، معلمان، زندانیان سیاسی سابق، خانواده ها زندانیان سیاسی و خانواده جان باختگان از ایران
One Voice Against Torture, Imprisonments and Suppression
هلند- آمستردام
امسال در روز جهانی حمایت
از زندانیان سیاسی در ایران، صدای زندانیان سیاسی در ایران، ترکیه، مراکش، فلسطین و سراسر جهان باشیم.
همه با هم یکصدا علیه شکنجه و زندان و سرکوب اعتراض کنیم و اعلام کنیم که انسانیت مرز ندارد.
تاریخ و زمان کنفرانس، شانزدهم ماه
ژوئڻ ساعت ۱۳ الی ۱۷
مکان: کتابخانه مرکزی آمستردام
نزدیک به ایستگاه مرکزی قطار آمستردام
طبقه ششم، سالن OBA Forum
OBA Library of Amsterdam
Oosterdokskade143
1011 DL Amsterdam
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
برای اطلاعات بیشتر میتوانید با شماره تلفن زیر تماس حاصل نمایید.
+31 6 82198347 Parisa Pouyande
+31 6 48 1803 26 Aliye Yurdan
+31 6 15 9476 84 Shirin Hosseini
کیفرخواست مادران داغدیده
مأموران امنیتی مادر علیرضا شیرمحمدعلی را تهدید کرده بودند در صورت گفتگو با رسانهها، پیکر پسر جانباختهاش را برای خاکسپاری تحویل نخواهند داد.
علیرضا شیرمحمدعلی، (درگذشتهٔ ۲۰ خرداد ۱۳۹۸)، ۲۱ ساله، زندانی سیاسی ایرانی بود که شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد در زندان تهران بزرگ (فشافویه)، هدف حمله دو تن از زندانیان بزهکار قرار گرفته و پس از مجروح شدن با ضربات چاقو جان خود را از دست داد. او به اتهام «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام»، به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
این قتل رابطه مستقیمی با جنایتهای جمهوری اسلامی دارد. جنایتهایی که منشا آن سیاستهای نیروهای امنیتی حکومت است. حبس فعالین و زندانیان سیاسی بدون تفیهم اتهام و قرار دادن آنها در شرایط بسیار ناامن در زندان، فقط و فقط بدلیل سیاستهای سرکوبگرایانه نسل جوان و معترض ایران است که خواهان تغییر ریشه ای وضع موجود هستند.
مأموران امنیتی مادر علیرضا شیرمحمدعلی را تهدید کرده بودند در صورت گفتگو با رسانهها، پیکر پسر جانباختهاش را برای خاکسپاری تحویل نخواهند داد.
علیرضا شیرمحمدعلی، (درگذشتهٔ ۲۰ خرداد ۱۳۹۸)، ۲۱ ساله، زندانی سیاسی ایرانی بود که شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد در زندان تهران بزرگ (فشافویه)، هدف حمله دو تن از زندانیان بزهکار قرار گرفته و پس از مجروح شدن با ضربات چاقو جان خود را از دست داد. او به اتهام «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام»، به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
این قتل رابطه مستقیمی با جنایتهای جمهوری اسلامی دارد. جنایتهایی که منشا آن سیاستهای نیروهای امنیتی حکومت است. حبس فعالین و زندانیان سیاسی بدون تفیهم اتهام و قرار دادن آنها در شرایط بسیار ناامن در زندان، فقط و فقط بدلیل سیاستهای سرکوبگرایانه نسل جوان و معترض ایران است که خواهان تغییر ریشه ای وضع موجود هستند.
کیفرخواست مادران داغدیده
مأموران امنیتی مادر علیرضا شیرمحمدعلی را تهدید کرده بودند در صورت گفتگو با رسانهها، پیکر پسر جانباختهاش را برای خاکسپاری تحویل نخواهند داد.
علیرضا شیرمحمدعلی، (درگذشتهٔ ۲۰ خرداد ۱۳۹۸)، ۲۱ ساله، زندانی سیاسی ایرانی بود که شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد در زندان تهران بزرگ (فشافویه)، هدف حمله دو تن از زندانیان بزهکار قرار گرفته و پس از مجروح شدن با ضربات چاقو جان خود را از دست داد. او به اتهام «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام»، به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
این قتل رابطه مستقیمی با جنایتهای جمهوری اسلامی دارد. جنایتهایی که منشا آن سیاستهای نیروهای امنیتی حکومت است. حبس فعالین و زندانیان سیاسی بدون تفیهم اتهام و قرار دادن آنها در شرایط بسیار ناامن در زندان، فقط و فقط بدلیل سیاستهای سرکوبگرایانه نسل جوان و معترض ایران است که خواهان تغییر ریشه ای وضع موجود هستند.
کیفرخواست مادران داغدیده، علیه ظلم و ستم سازماندهی شده جمهوری اسلامی را امضا و به جنبش برای پایان دادن به سرکوب و شکنجه و کشتار بپیوندید. این کیفرخواست توسط 15 نفر از فعالین حقوق زن، مادران زندانیان سیاسی و کشته شده های اعتراضات از جمله
▪️شهناز اکملی- مادرمصطفی کریم بیگی کشته شده شش دی 88
▪️شهین مهین فر- مادر امیرارشد تاجمیر کشته شده شش دی 88
▪️معصومه نعمتی- مادر آتنا دائمی زندانی سیاسی
▪️شعله پاکروان- مادر ریحانه جباری
مأموران امنیتی مادر علیرضا شیرمحمدعلی را تهدید کرده بودند در صورت گفتگو با رسانهها، پیکر پسر جانباختهاش را برای خاکسپاری تحویل نخواهند داد.
علیرضا شیرمحمدعلی، (درگذشتهٔ ۲۰ خرداد ۱۳۹۸)، ۲۱ ساله، زندانی سیاسی ایرانی بود که شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد در زندان تهران بزرگ (فشافویه)، هدف حمله دو تن از زندانیان بزهکار قرار گرفته و پس از مجروح شدن با ضربات چاقو جان خود را از دست داد. او به اتهام «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام»، به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
این قتل رابطه مستقیمی با جنایتهای جمهوری اسلامی دارد. جنایتهایی که منشا آن سیاستهای نیروهای امنیتی حکومت است. حبس فعالین و زندانیان سیاسی بدون تفیهم اتهام و قرار دادن آنها در شرایط بسیار ناامن در زندان، فقط و فقط بدلیل سیاستهای سرکوبگرایانه نسل جوان و معترض ایران است که خواهان تغییر ریشه ای وضع موجود هستند.
کیفرخواست مادران داغدیده، علیه ظلم و ستم سازماندهی شده جمهوری اسلامی را امضا و به جنبش برای پایان دادن به سرکوب و شکنجه و کشتار بپیوندید. این کیفرخواست توسط 15 نفر از فعالین حقوق زن، مادران زندانیان سیاسی و کشته شده های اعتراضات از جمله
▪️شهناز اکملی- مادرمصطفی کریم بیگی کشته شده شش دی 88
▪️شهین مهین فر- مادر امیرارشد تاجمیر کشته شده شش دی 88
▪️معصومه نعمتی- مادر آتنا دائمی زندانی سیاسی
▪️شعله پاکروان- مادر ریحانه جباری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام شیوا محبوبی در رابطه با سی خرداد- بیستم ژوئن روزجهانی در حمایت از زندانیان سیاسی
اعتصاب غذای نازنین زاغری در زندان اوین
شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸, 15June 2019
نازنین زاغری, شهروند دو تابعیتی ایرانی – انگلیسی محبوس در بند زنان زندان اوین در گفتگو با خانواده خود خبر اعتصاب غذای خود را به آنها داد و دلایل خود از این اعتصاب را به مسئولان قضائی مستقر در زندان اوین نیز اعلام کرده است.
به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸, ریچارد ردتکلیف, از آغاز اعتصاب غذای اعتراضی همسرش نازنین زاغری شهروند ۲ تابعیتی ایرانی خبر داد.
نازنین زاغری از فروردین ماه سال ۱۳۹۵ به اتهام “تلاش در جهت براندازی نرم” توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زندان اوین منتقل شد و در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۵ ساله خود میباشد.
شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸, 15June 2019
نازنین زاغری, شهروند دو تابعیتی ایرانی – انگلیسی محبوس در بند زنان زندان اوین در گفتگو با خانواده خود خبر اعتصاب غذای خود را به آنها داد و دلایل خود از این اعتصاب را به مسئولان قضائی مستقر در زندان اوین نیز اعلام کرده است.
به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸, ریچارد ردتکلیف, از آغاز اعتصاب غذای اعتراضی همسرش نازنین زاغری شهروند ۲ تابعیتی ایرانی خبر داد.
نازنین زاغری از فروردین ماه سال ۱۳۹۵ به اتهام “تلاش در جهت براندازی نرم” توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زندان اوین منتقل شد و در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۵ ساله خود میباشد.
نامه شجاعانه وکیل مبارز محمد نجفی به رهبر
آقای خامنه ای!
انتخاب ما نه امامِ در ماه بود نه ملتِ در چاه!
وقتی کسی را ببری تا ماه بالا، دیگر دست و صدایت به او نمی رسد، خدایی می کند ناخودآگاه!
نسلِ ما را زبانِ گفتن آری یا نه نبود.
نسل ما از ثانیه اول که زاده شدیم بدون اینکه چون شما معجزه وار، بلند یاعلی! گفته باشیم وارث ایران و نام و دین و مذهب و حکومتِ دینی شدیم. ارثِ اجباری. خروج از دین اعدام خروج علیه حکومت اعدام!
شما هم میدانیدکه همه اتفاق های زندگی با میل انسان نیست. *شما در فیلم سالِ ۶۸* مجلس_خبرگان_رهبری خودِ شما به صراحت گفتید:
"مخالف هستم رهبر بشوم، از نظر شرع و قانون رهبر شدنم مشکل دارد. باید_خون_گریست به حال ملتی که احتمال رهبر شدن من مطرح باشد"
ولی برخلاف میلتان و بر خلاف قانون و شرع، شما را رهبر کردند، سی سال است رهبر ماندید،رهبر هستید. صاحب معجزه و مبارک شدید، از غیب برایتان غذا می آید ماشین و چهره تان نورانی است. بر سنگ بنشینید نشیمنگاه تان محل تبرک می شود، محل فرود بالگردتان در سال های بعد گلباران می شود. به دستبوسی تان می آیند حتی زنانِ درجه دار. خلاصه نه به آن نخواستن و نه کار را ..
آقای خامنه ای!
انتخاب ما نه امامِ در ماه بود نه ملتِ در چاه!
وقتی کسی را ببری تا ماه بالا، دیگر دست و صدایت به او نمی رسد، خدایی می کند ناخودآگاه!
نسلِ ما را زبانِ گفتن آری یا نه نبود.
نسل ما از ثانیه اول که زاده شدیم بدون اینکه چون شما معجزه وار، بلند یاعلی! گفته باشیم وارث ایران و نام و دین و مذهب و حکومتِ دینی شدیم. ارثِ اجباری. خروج از دین اعدام خروج علیه حکومت اعدام!
شما هم میدانیدکه همه اتفاق های زندگی با میل انسان نیست. *شما در فیلم سالِ ۶۸* مجلس_خبرگان_رهبری خودِ شما به صراحت گفتید:
"مخالف هستم رهبر بشوم، از نظر شرع و قانون رهبر شدنم مشکل دارد. باید_خون_گریست به حال ملتی که احتمال رهبر شدن من مطرح باشد"
ولی برخلاف میلتان و بر خلاف قانون و شرع، شما را رهبر کردند، سی سال است رهبر ماندید،رهبر هستید. صاحب معجزه و مبارک شدید، از غیب برایتان غذا می آید ماشین و چهره تان نورانی است. بر سنگ بنشینید نشیمنگاه تان محل تبرک می شود، محل فرود بالگردتان در سال های بعد گلباران می شود. به دستبوسی تان می آیند حتی زنانِ درجه دار. خلاصه نه به آن نخواستن و نه کار را ..
نامه شجاعانه وکیل مبارز محمد نجفی به رهبر
آقای خامنه ای!
انتخاب ما نه امامِ در ماه بود نه ملتِ در چاه!
وقتی کسی را ببری تا ماه بالا، دیگر دست و صدایت به او نمی رسد، خدایی می کند ناخودآگاه!
نسلِ ما را زبانِ گفتن آری یا نه نبود.
نسل ما از ثانیه اول که زاده شدیم بدون اینکه چون شما معجزه وار، بلند یاعلی! گفته باشیم وارث ایران و نام و دین و مذهب و حکومتِ دینی شدیم. ارثِ اجباری. خروج از دین اعدام خروج علیه حکومت اعدام!
شما هم میدانیدکه همه اتفاق های زندگی با میل انسان نیست. *شما در فیلم سالِ ۶۸* مجلس_خبرگان_رهبری خودِ شما به صراحت گفتید:
"مخالف هستم رهبر بشوم، از نظر شرع و قانون رهبر شدنم مشکل دارد. باید_خون_گریست به حال ملتی که احتمال رهبر شدن من مطرح باشد"
ولی برخلاف میلتان و بر خلاف قانون و شرع، شما را رهبر کردند، سی سال است رهبر ماندید،رهبر هستید. صاحب معجزه و مبارک شدید، از غیب برایتان غذا می آید ماشین و چهره تان نورانی است. بر سنگ بنشینید نشیمنگاه تان محل تبرک می شود، محل فرود بالگردتان در سال های بعد گلباران می شود. به دستبوسی تان می آیند حتی زنانِ درجه دار. خلاصه نه به آن نخواستن و نه کار را به اینجا رساندن!
یادم نرفته در فیلم پنهان شده از چشمِ مردم که ناخواسته لو رفت در سال گذشته، به قول فردوسی پور، چه کرد آقای هاشمی_رفسنجانی در مجلس خبرگان رهبری.
خاطره ای از امام گفت؛ راوی خودش، سَنَد خودش، حامی خودش، و همه را ترغیب به پذیرش کرد، والسلام!
دست آخر هم، با یک شنایِ قورباغه ای، با یک زیرآبیِ اجباری، سرش را کردند زیر آب! رفت جایی که بسیاری را فرستاده بود، تمام!
اما نسل ما همیشه هم تن به اجبار نداد. درسال های ۷۸ و ۸۸ و خصوصا ۹۶ دست به انتخابِ آزادی های سیاسی و عقیدتی زد که حکومت با مشت آهنین به دهانِ نسلِ ما کوبید!
پاسخِ خواسته مسالمت آمیز را اینگونه داد: باتوم زد، اشک آور زد، تهمت زد، دستبند زد، پابند زد، قمه زد، گلوله زد، دار زد!
آقای خامنه ای!
انتخاب ما نه امامِ در ماه بود نه ملتِ در چاه!
وقتی کسی را ببری تا ماه بالا، دیگر دست و صدایت به او نمی رسد، خدایی می کند ناخودآگاه!
نسلِ ما را زبانِ گفتن آری یا نه نبود.
نسل ما از ثانیه اول که زاده شدیم بدون اینکه چون شما معجزه وار، بلند یاعلی! گفته باشیم وارث ایران و نام و دین و مذهب و حکومتِ دینی شدیم. ارثِ اجباری. خروج از دین اعدام خروج علیه حکومت اعدام!
شما هم میدانیدکه همه اتفاق های زندگی با میل انسان نیست. *شما در فیلم سالِ ۶۸* مجلس_خبرگان_رهبری خودِ شما به صراحت گفتید:
"مخالف هستم رهبر بشوم، از نظر شرع و قانون رهبر شدنم مشکل دارد. باید_خون_گریست به حال ملتی که احتمال رهبر شدن من مطرح باشد"
ولی برخلاف میلتان و بر خلاف قانون و شرع، شما را رهبر کردند، سی سال است رهبر ماندید،رهبر هستید. صاحب معجزه و مبارک شدید، از غیب برایتان غذا می آید ماشین و چهره تان نورانی است. بر سنگ بنشینید نشیمنگاه تان محل تبرک می شود، محل فرود بالگردتان در سال های بعد گلباران می شود. به دستبوسی تان می آیند حتی زنانِ درجه دار. خلاصه نه به آن نخواستن و نه کار را به اینجا رساندن!
یادم نرفته در فیلم پنهان شده از چشمِ مردم که ناخواسته لو رفت در سال گذشته، به قول فردوسی پور، چه کرد آقای هاشمی_رفسنجانی در مجلس خبرگان رهبری.
خاطره ای از امام گفت؛ راوی خودش، سَنَد خودش، حامی خودش، و همه را ترغیب به پذیرش کرد، والسلام!
دست آخر هم، با یک شنایِ قورباغه ای، با یک زیرآبیِ اجباری، سرش را کردند زیر آب! رفت جایی که بسیاری را فرستاده بود، تمام!
اما نسل ما همیشه هم تن به اجبار نداد. درسال های ۷۸ و ۸۸ و خصوصا ۹۶ دست به انتخابِ آزادی های سیاسی و عقیدتی زد که حکومت با مشت آهنین به دهانِ نسلِ ما کوبید!
پاسخِ خواسته مسالمت آمیز را اینگونه داد: باتوم زد، اشک آور زد، تهمت زد، دستبند زد، پابند زد، قمه زد، گلوله زد، دار زد!