کمیته بین‌المللی علیه اعدام
1.3K subscribers
8.89K photos
10.4K videos
75 files
3.95K links
#کمیته_بین_المللی_علیه_اعدام برای لغو مجازات اعدام، و متوقف کردن احکام اعدام تلاش می‌کند.

راه‌های ارتباطی:

تلفن تماس: +46737896505
توییتر: twitter.com/icae14
فیسبوک: facebook.com/icaeiran
اینستاگرام: instagram.com/no_to_the_death_penalty
Download Telegram
وکیل شیرمحمدعلی، وبلاگ نویس 21 ساله که دیروز در زندان فشافویه به قتل رسید، از وضعیت یکی دیگر از موکلان خود که یک مترجم 53 ساله به نام مرجان داوری است اظهار نگرانی کرد.

به گفته این وکیل، اتهام موکلش فساد فی‌الارض است و علیرغم ابهامات موجود، قاضی برایش حکم اعدام صادر کرده است.

حکم اعدام مرجان داوری، محقق و مترجم زندانی خبرگزاری قاصدان آزادی: بنا بر اخبار منتشره، خانم مرجان داوری محقق و مترجم ۵۰ساله، به اتهام «افساد فی الارض»،توسط دژخیم صلواتی به اعدام #محکوم شده است. خانم داوری در بهمن ۹۵ از زندان اوین به زندان زنان قرچک (زندان شهر ری) منتقل شد. یکی از اتهامات خانم داوری عضویت در گروه عرفانی «اکنکار» می باشد خانم مرجان داوری دوم مهرماه ۱۳۹۴ در منزل پدری اش در مهرشهر کرج بازداشت و به بند ۲۰۹وزارت اطلاعات منتقل شد، او بیش از ۳ماه در انفرادی نگهداری شد و طی این مدت بدون دسترسی به وکیل و هیچ گونه مشاوره حقوقی بازجویی شد. خانم داوری با پایان بازجویی در ۱۳دی ۱۳۹۴ به بند عمومی زنان اوین منتقل و در بهمن ۹۵ به زندان زنان قرچک انتقال داده شد. لازم به توضیح است که مرجان داوری، متولد ۴اردیبهشت ۱۳۴۵ و فارغ التحصیل رشته گرافیک دانشگاه الزهرا تهران است و فعالیت او در موسسه راه معرفت در حوزه مطالعات عرفانی و متافیزیک بوده است. پنجه زمان اثر پل توئیچل، جوینده اثر فیل موریمیتسو و تمرینات معنوی اک اثر هرولد کلمپ برخی از ترجمه‌هایی است که از او منتشر شده است
طی این چهل سال پرچم جنبش دادخواهی در دست مادران شجاع ومبارز دست بدست به جلو اورده شده ومیرود تا باسرنگونی جمهوری اسلام بر ویرانه های این رژیم جنایتکاربه احتزاز در آید.مادر علیرضا شیر محمد علی به صف مادران جنبش دادخواهی پیوست
برنامه حرکت سرویس های خوابگاه یکی از دانشگاههای تهران

در حالیکه هر روزه میلیونها خرج امنیتی کردن فضای دانشگاهها و سرکوب، زندان و شکنجه فعالین دانشجویی میشود، سهم برخورداری از امکانات یک دانشگاه برای یک برنامه ساده یک ورق پاره است.
🔴صدور قرار کفالت اسکندر لطفی توسط دادگاه انقلاب سنندج

روز چهارشنبه ۲۲ خرداد اسکندر لطفی به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و با شکایت اطلاعات سپاه در در شعبه دوم بازپرسی سنندج برگزار شد که بعد از تفهیم اتهامات قاضی دستور قرار کفالت صادر نمود که با تامین آزاد شدند.
لازم به توضیح است جمعی از فعالین صنفی مریوان ایشان را همراهی نمودند.

اسکندر لطفی از اعضای ارشد انجمن صنفی معلمان استان کردستان (مریوان ) و بازرس شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران است.
سران حکومت مسئول قتل علیرضا شیر محمدی هستند

خشم و انزجار از قتل زندانی سیاسی علیرضا شیر محمدی در همه جا موج میزند. دست اندرکاران حکومت کثیف اسلامی فکر میکنند با به قتل رساندن زندانی سیاسی بدست قاتلان حرفه ای، از مسئولیت این جنایت میتوانند خودرا خلاص کنند. همین توطئه گری کثیف و وحشیانه بیانگر وحشت آنها از مردم است. با تحریک چند قاتل حرفه ای محکوم به اعدام برای قتل یک زندانی سیاسی، میخواستند وانمود کنند که یک جنایت معمولی صورت گرفته است که به حکومت ربط ندارد. اما حماقت اینها اینست که متوجه نیستند که همه کس میداند و میفهمد که حکومت مسئول جان زندانیان در زندان است و هر بلایی که سر زندانی بیاید مقصر حکومت و زندانبانان هستند. از خامنه ای تا روحانی و بقیه سران حکومت مسئول مستقیم قتل علیرضا شیر محمدی هستند. به خانواده علیرضا شیر محمدی عزیز و هم دوستاندارانش تسلیت میگوییم و به آنها اطمینان میدهیم که دیر نخواهد بود روزی که قاتلان و مسببین قتل علیرضا را در دادگاههای مردمی به طور علنی به محاکمه بکشیم. مرگ بر جموری اسلامی و کل سیستم جنایتکارانه اش!
نامه آتنا دائمی در خصوص انتقال سپیده قلیان به زندان قرچک ورامین؛ “اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد”

"بیست و دو ساله است! در حسرت آزادی و برابری. در اولین تجربه‌اش از زندان با نهایت سرکوب مواجه شد. دخترک را کتک زدند و در برابر دوربین نشاندند و او را مجبور به اعتراف علیه خود کردند و تا ابد زخمی عمیق بر روانش وارد کردند، اما نه زخمی که او را از پای اندازد، بلکه قطعا مصمم‌تر از قبل خواهد شد! فیلم اعترافات اجباری و تحت شکنجه او را از دستگاه دروغ‌پراکنی خود پخش کردند، بی‌آنکه چهره‌اش را بپوشانند. کسی معترض نشد که نقض حقوق متهم شده است، چون او که رقاص یا قاتلِ خودی نبود که بخواهند با بلوا بر سر او افکار عمومی را از مسائل اصلی چون اختلاس‌ها یا لابی‌های نایاک و آلترناتیوسازی و تعاملات پشت پرده، منحرف کنند! در طول مدت شکنجه‌های فیزیکی او را در سلول مردانه نگه‌داری کردند و بعد او را به بند عمومی فرستادند. سپس او را بعد از ۱۵ ساعت در راه بودن با غل و زنجیر و چشم‌بند به طهران و زندان اوین منتقل و پس از چند هفته به قرچک تبعیدش کردند. به دانشگاه علوم سیاسی! به نمایشگاه مرور آثار چهل ساله جمهوری اسلامی! گمان می‌کنند برا
نامه آتنا دائمی در خصوص انتقال سپیده قلیان به زندان قرچک ورامین؛ “اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد”

"بیست و دو ساله است! در حسرت آزادی و برابری. در اولین تجربه‌اش از زندان با نهایت سرکوب مواجه شد. دخترک را کتک زدند و در برابر دوربین نشاندند و او را مجبور به اعتراف علیه خود کردند و تا ابد زخمی عمیق بر روانش وارد کردند، اما نه زخمی که او را از پای اندازد، بلکه قطعا مصمم‌تر از قبل خواهد شد! فیلم اعترافات اجباری و تحت شکنجه او را از دستگاه دروغ‌پراکنی خود پخش کردند، بی‌آنکه چهره‌اش را بپوشانند. کسی معترض نشد که نقض حقوق متهم شده است، چون او که رقاص یا قاتلِ خودی نبود که بخواهند با بلوا بر سر او افکار عمومی را از مسائل اصلی چون اختلاس‌ها یا لابی‌های نایاک و آلترناتیوسازی و تعاملات پشت پرده، منحرف کنند! در طول مدت شکنجه‌های فیزیکی او را در سلول مردانه نگه‌داری کردند و بعد او را به بند عمومی فرستادند. سپس او را بعد از ۱۵ ساعت در راه بودن با غل و زنجیر و چشم‌بند به طهران و زندان اوین منتقل و پس از چند هفته به قرچک تبعیدش کردند. به دانشگاه علوم سیاسی! به نمایشگاه مرور آثار چهل ساله جمهوری اسلامی! گمان می‌کنند برای کسی که در اوج جوانی خود پا در راه مبارزه گذاشته و از همه چیز گذشته، تفاوتی دارد که در کدام زندان باشد! اطمینان دارم که عزمش بیشتر خواهد شد و این قبیل سرکوب‌ها در او و امثال او اثر نخواهد کرد. او را به جایی فرستادند که حتی زندانیان مواد مخدری‌اش شعاری دارند مبنی بر این‌که: “نمی‌شود حبس مواد را بکشیم خود مواد را نکشیم”.
سپیده قلیان دختر جوان آزادی خواه کشورمان سراسر از شور زندگی‌ست امثال او کم نیستند و همچنان تکثیر می‌شوند…
آتنا دائمی-فعال حقوق بشر-اوین-خرداد ۹۸"
امروز مراسم علیرضا بود مادرش نقل میپاشید رو مزارش شهناز مادر مصطفی دوباره لباس سیاه به تن کرده بود کنار مهناز مادر علیرضا با اشک ایستاده بود مهناز با چنگ به صورتش کشید صورتش پر از خون شد خون خراش صورتش روی عکس علیرضا پاشید و شهناز مادر مصطفی دستاش گرفت اخه این دوتا دست ی حس درد تجربه مشترک دارن جیگر گوشه هاشون خونی به دل خاک سپردن مادر سهیل عربی ناله میزد راحله از خانواده کشته شده های دهه شصت ایستاده بود کنار مادر علیرضا راحله حتی ی قبر هم از عزیزش نداره جای مادر سینا قنبری بیست یک ساله که در زندان کشته شد خالی بود که ی دفعه دیدم بانویی گریان به سمت مزار نزدیک شد خواهر وحید صیاد نصیر بود خواهری که برادرشو چندماه قبل در زندان قم کشتن وحیدی که استاد دانشگاه بود انقدر خون بالا اورد در اثر اعتصاب غذا تا جاودانه شد چی بگم چی بنویسم باید می امدید میدید اشک خانواده کشته شده هارو نفر بعدی کی هست من یا تو خانواده هارو تنها نزاریم این جوان ها اقایی تاریخ رو از ان خود کردن روحتون در ارامش علیرضا سینا وحید 😔
لیلا میرغفاری