#امیر_ستاری_رئوف زندانی محبوس در زندان تبریز از روز جاری(۲۰ خرداد) دست به اعتصاب غذا زد. گفته میشود این اقدام وی در اعتراض به عدم رسیدگی و ایرادات موجود در پرونده اش صورت گرفته است.
وی طی تماسی که با نزدیکان خود داشته ضمن اعلام اعتصاب غذای خود دلیل این اقدام را اعتراض به تعویق در رسیدگی به پرونده و ایرادات موجود در آن عنوان کرده و این مشکلات را نتیجه دخالت های فراقانونی نهادهای امنیتی دانسته است.
امیر ستاری رئوف در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۳۹۶ و در جریان اعتراضات سراسری دی ماه توسط مأموران امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و بعد از یک روز به دادسرای تبریز و پس از آن به بند قرنطینه زندان تبریز منتقل شد. این شهروند پس از ۲۵ روز با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.
وی در تاریخ ۱۶ خردادماه ۹۷ توسط شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به اتهام “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی” به ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در شعبه ۳ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا به تائید رسید.
وی طی تماسی که با نزدیکان خود داشته ضمن اعلام اعتصاب غذای خود دلیل این اقدام را اعتراض به تعویق در رسیدگی به پرونده و ایرادات موجود در آن عنوان کرده و این مشکلات را نتیجه دخالت های فراقانونی نهادهای امنیتی دانسته است.
امیر ستاری رئوف در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۳۹۶ و در جریان اعتراضات سراسری دی ماه توسط مأموران امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و بعد از یک روز به دادسرای تبریز و پس از آن به بند قرنطینه زندان تبریز منتقل شد. این شهروند پس از ۲۵ روز با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.
وی در تاریخ ۱۶ خردادماه ۹۷ توسط شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به اتهام “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی” به ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در شعبه ۳ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا به تائید رسید.
#مرضیه_امیری در گروگان حکومت است.
با حضور خانوادههای بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به دادسرای اوین، اعلام شده است که بازداشت مرضیه امیری دانشجو و فعال دانشجویی، برای ۳۰ روز دیگر تمدید شده است.
این اقدام نیروهای امنیتی حکومت مصداق آشکار گروگان گیری است.
جای دانشجو زندان نیست...
خواهان #آزادی_فوری_بدون_وثیقه مرضیه امیری دانشجو و فعال دانشجویی، هستیم.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
با حضور خانوادههای بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به دادسرای اوین، اعلام شده است که بازداشت مرضیه امیری دانشجو و فعال دانشجویی، برای ۳۰ روز دیگر تمدید شده است.
این اقدام نیروهای امنیتی حکومت مصداق آشکار گروگان گیری است.
جای دانشجو زندان نیست...
خواهان #آزادی_فوری_بدون_وثیقه مرضیه امیری دانشجو و فعال دانشجویی، هستیم.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ جان باخت
امروز دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ در پی حمله ۲ نفر از متهمان جرائم غیرسیاسی با چاقو از ناحیه شاهرگ و شکم مورد آسیب شدید قرار گرفت و پیش از انتقال به بیمارستان فیروزآبادی تهران جان خود را از دست داد.
بنابر گزارشات، در حدود ساعت هشت و بیست دقیقه شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ «موسوم به سوئیت» توسط ۲ نفر از زندانیان جرائم خطرناک و غیرمرتبط با زندانیان سیاسی بنامهای “محمدرضا خلیل زاده” متهم به “حمل و نگهداری موادمخدر” و “حمیدرضا شجاع زاده” متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام که در بند زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ نگهداری می شوند این زندانی سیاسی را با چاقو مورد حمله قرار دادند و پس از وارد آوردن چاقو به شاهرگ و شکم علیرضا شیرمحمدعلی, این زندانی سیاسی را به شدت مورد آسیب قرار دادند.
با توجه به حساسیت قسمتهای آسیب دیده این زندانی سیاسی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
علیرضا ....
علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ جان باخت
امروز دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ در پی حمله ۲ نفر از متهمان جرائم غیرسیاسی با چاقو از ناحیه شاهرگ و شکم مورد آسیب شدید قرار گرفت و پیش از انتقال به بیمارستان فیروزآبادی تهران جان خود را از دست داد.
بنابر گزارشات، در حدود ساعت هشت و بیست دقیقه شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ «موسوم به سوئیت» توسط ۲ نفر از زندانیان جرائم خطرناک و غیرمرتبط با زندانیان سیاسی بنامهای “محمدرضا خلیل زاده” متهم به “حمل و نگهداری موادمخدر” و “حمیدرضا شجاع زاده” متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام که در بند زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ نگهداری می شوند این زندانی سیاسی را با چاقو مورد حمله قرار دادند و پس از وارد آوردن چاقو به شاهرگ و شکم علیرضا شیرمحمدعلی, این زندانی سیاسی را به شدت مورد آسیب قرار دادند.
با توجه به حساسیت قسمتهای آسیب دیده این زندانی سیاسی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
علیرضا ....
علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ جان باخت
امروز دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ در پی حمله ۲ نفر از متهمان جرائم غیرسیاسی با چاقو از ناحیه شاهرگ و شکم مورد آسیب شدید قرار گرفت و پیش از انتقال به بیمارستان فیروزآبادی تهران جان خود را از دست داد.
بنابر گزارشات، در حدود ساعت هشت و بیست دقیقه شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ «موسوم به سوئیت» توسط ۲ نفر از زندانیان جرائم خطرناک و غیرمرتبط با زندانیان سیاسی بنامهای “محمدرضا خلیل زاده” متهم به “حمل و نگهداری موادمخدر” و “حمیدرضا شجاع زاده” متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام که در بند زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ نگهداری می شوند این زندانی سیاسی را با چاقو مورد حمله قرار دادند و پس از وارد آوردن چاقو به شاهرگ و شکم علیرضا شیرمحمدعلی, این زندانی سیاسی را به شدت مورد آسیب قرار دادند.
با توجه به حساسیت قسمتهای آسیب دیده این زندانی سیاسی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
علیرضا شیرمحمدعلی ۲۱ ساله و اهل محله نازی آباد تهران در تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت و از بابت اتهامات “توهین به روح الله خمینی”، “توهین به رهبری”, “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام” به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
لازم به ذکر است که که مسئولان زندانها با عدم رعایت اصل تفکیک جرائم که باعث بروز درگیری و زد و خورد بین زندانیان می شود، بعنوان یک اهرم فشار در جهت سرکوب بیشتر و شکنجه زندانیان سیاسی و خانواده های آنان استفاده میکنند. https://humanrightsiniran.com/1398/54104/
علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ جان باخت
امروز دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ در پی حمله ۲ نفر از متهمان جرائم غیرسیاسی با چاقو از ناحیه شاهرگ و شکم مورد آسیب شدید قرار گرفت و پیش از انتقال به بیمارستان فیروزآبادی تهران جان خود را از دست داد.
بنابر گزارشات، در حدود ساعت هشت و بیست دقیقه شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, علیرضا شیرمحمدی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ «موسوم به سوئیت» توسط ۲ نفر از زندانیان جرائم خطرناک و غیرمرتبط با زندانیان سیاسی بنامهای “محمدرضا خلیل زاده” متهم به “حمل و نگهداری موادمخدر” و “حمیدرضا شجاع زاده” متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام که در بند زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ نگهداری می شوند این زندانی سیاسی را با چاقو مورد حمله قرار دادند و پس از وارد آوردن چاقو به شاهرگ و شکم علیرضا شیرمحمدعلی, این زندانی سیاسی را به شدت مورد آسیب قرار دادند.
با توجه به حساسیت قسمتهای آسیب دیده این زندانی سیاسی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
علیرضا شیرمحمدعلی ۲۱ ساله و اهل محله نازی آباد تهران در تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت و از بابت اتهامات “توهین به روح الله خمینی”، “توهین به رهبری”, “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام” به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
لازم به ذکر است که که مسئولان زندانها با عدم رعایت اصل تفکیک جرائم که باعث بروز درگیری و زد و خورد بین زندانیان می شود، بعنوان یک اهرم فشار در جهت سرکوب بیشتر و شکنجه زندانیان سیاسی و خانواده های آنان استفاده میکنند. https://humanrightsiniran.com/1398/54104/
🔴امیر ستاری رئوف زندانی محبوس در زندان تبریز از روز جاری(۲۰ خرداد) دست به اعتصاب غذا زد. گفته میشود این اقدام وی در اعتراض به عدم رسیدگی و ایرادات موجود در پرونده اش صورت گرفته است.
وی طی تماسی که با نزدیکان خود داشته ضمن اعلام اعتصاب غذای خود دلیل این اقدام را اعتراض به تعویق در رسیدگی به پرونده و ایرادات موجود در آن عنوان کرده و این مشکلات را نتیجه دخالت های فراقانونی نهادهای امنیتی دانسته است.
امیر ستاری رئوف در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۳۹۶ و در جریان اعتراضات سراسری دی ماه توسط مأموران امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و بعد از یک روز به دادسرای تبریز و پس از آن به بند قرنطینه زندان تبریز منتقل شد. این شهروند پس از ۲۵ روز با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.
وی در تاریخ ۱۶ خردادماه ۹۷ توسط شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی به ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در شعبه ۳ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا به تائید رسید.
وی طی تماسی که با نزدیکان خود داشته ضمن اعلام اعتصاب غذای خود دلیل این اقدام را اعتراض به تعویق در رسیدگی به پرونده و ایرادات موجود در آن عنوان کرده و این مشکلات را نتیجه دخالت های فراقانونی نهادهای امنیتی دانسته است.
امیر ستاری رئوف در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۳۹۶ و در جریان اعتراضات سراسری دی ماه توسط مأموران امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و بعد از یک روز به دادسرای تبریز و پس از آن به بند قرنطینه زندان تبریز منتقل شد. این شهروند پس از ۲۵ روز با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.
وی در تاریخ ۱۶ خردادماه ۹۷ توسط شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی به ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در شعبه ۳ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا به تائید رسید.
اخباری از احضار ها ، دستگیری ها و کارزار های مبارزاتی
- روز ١٩ خرداد پروین محمدی نائب رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر برای ارائه آخرین دفاعیات به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای ناحیه ۱ کرج احضار شدند و مورد محاکمه قرار گرفتند. پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفر زاده همراه با تعدادی دیگری از فعالین کارگری در ششم اردیبهشت، در آستانه روز جهانی کارگر در پارک جهان نمای کرج بازداشت شده و پس از ١٥ روز حبس به قید وثیقه آزاد شده بودند. آنها دراین روز در جلسه دادگاه اسلامی به اتهام تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار گرفتند و از خود دفاع کردند.
در این جلسه پروین محمدی به ارائه دفاعیات از خود پرداخت و با رد اتهامات وارده اعلام داشت که او طی بازداشت قبلی به همین اتهام دادگاهی شده و شعبه ۷ بازپرسی دادسرای فردیس وی را از این اتهام تبرئه و برای او قرار منع تعقیب صادر شده است. او بار دیگر با رد اتهامات وارده به بازپرس پرونده سوال کرد که اکنون چه اتفاق جدیدی روی داده که تنها با گذشت یکماه قصد دارند با پرونده ی جدیدی دوباره با همین مصداق وی را متهم نمایند. گفتنی ا
- روز ١٩ خرداد پروین محمدی نائب رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر برای ارائه آخرین دفاعیات به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای ناحیه ۱ کرج احضار شدند و مورد محاکمه قرار گرفتند. پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفر زاده همراه با تعدادی دیگری از فعالین کارگری در ششم اردیبهشت، در آستانه روز جهانی کارگر در پارک جهان نمای کرج بازداشت شده و پس از ١٥ روز حبس به قید وثیقه آزاد شده بودند. آنها دراین روز در جلسه دادگاه اسلامی به اتهام تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار گرفتند و از خود دفاع کردند.
در این جلسه پروین محمدی به ارائه دفاعیات از خود پرداخت و با رد اتهامات وارده اعلام داشت که او طی بازداشت قبلی به همین اتهام دادگاهی شده و شعبه ۷ بازپرسی دادسرای فردیس وی را از این اتهام تبرئه و برای او قرار منع تعقیب صادر شده است. او بار دیگر با رد اتهامات وارده به بازپرس پرونده سوال کرد که اکنون چه اتفاق جدیدی روی داده که تنها با گذشت یکماه قصد دارند با پرونده ی جدیدی دوباره با همین مصداق وی را متهم نمایند. گفتنی ا
اخباری از احضار ها ، دستگیری ها و کارزار های مبارزاتی
- روز ١٩ خرداد پروین محمدی نائب رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر برای ارائه آخرین دفاعیات به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای ناحیه ۱ کرج احضار شدند و مورد محاکمه قرار گرفتند. پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفر زاده همراه با تعدادی دیگری از فعالین کارگری در ششم اردیبهشت، در آستانه روز جهانی کارگر در پارک جهان نمای کرج بازداشت شده و پس از ١٥ روز حبس به قید وثیقه آزاد شده بودند. آنها دراین روز در جلسه دادگاه اسلامی به اتهام تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار گرفتند و از خود دفاع کردند.
در این جلسه پروین محمدی به ارائه دفاعیات از خود پرداخت و با رد اتهامات وارده اعلام داشت که او طی بازداشت قبلی به همین اتهام دادگاهی شده و شعبه ۷ بازپرسی دادسرای فردیس وی را از این اتهام تبرئه و برای او قرار منع تعقیب صادر شده است. او بار دیگر با رد اتهامات وارده به بازپرس پرونده سوال کرد که اکنون چه اتفاق جدیدی روی داده که تنها با گذشت یکماه قصد دارند با پرونده ی جدیدی دوباره با همین مصداق وی را متهم نمایند. گفتنی است که در پرونده قبلی برای پروین محمدی قرار منع تعقیب صادر شده و بازپرس پرونده طی نامه ای به وزارت اطلاعات اعلام کرده بود که وسایل ضبط شده وی را که شامل گوشی موبایل و لبتاپ بود به او پس دهند. اما وزارت اطلاعات همچنان از تحویل وسایل پروین محمدی امتناع می کند.
- روز ١٩ خرداد پروین محمدی نائب رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر برای ارائه آخرین دفاعیات به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای ناحیه ۱ کرج احضار شدند و مورد محاکمه قرار گرفتند. پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفر زاده همراه با تعدادی دیگری از فعالین کارگری در ششم اردیبهشت، در آستانه روز جهانی کارگر در پارک جهان نمای کرج بازداشت شده و پس از ١٥ روز حبس به قید وثیقه آزاد شده بودند. آنها دراین روز در جلسه دادگاه اسلامی به اتهام تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار گرفتند و از خود دفاع کردند.
در این جلسه پروین محمدی به ارائه دفاعیات از خود پرداخت و با رد اتهامات وارده اعلام داشت که او طی بازداشت قبلی به همین اتهام دادگاهی شده و شعبه ۷ بازپرسی دادسرای فردیس وی را از این اتهام تبرئه و برای او قرار منع تعقیب صادر شده است. او بار دیگر با رد اتهامات وارده به بازپرس پرونده سوال کرد که اکنون چه اتفاق جدیدی روی داده که تنها با گذشت یکماه قصد دارند با پرونده ی جدیدی دوباره با همین مصداق وی را متهم نمایند. گفتنی است که در پرونده قبلی برای پروین محمدی قرار منع تعقیب صادر شده و بازپرس پرونده طی نامه ای به وزارت اطلاعات اعلام کرده بود که وسایل ضبط شده وی را که شامل گوشی موبایل و لبتاپ بود به او پس دهند. اما وزارت اطلاعات همچنان از تحویل وسایل پروین محمدی امتناع می کند.
این آخرین نامه علیرضا میباشد که دیروز در زندان مرکزی بدست دو زندانی شرور بقتل رسید .
.
علیرضا شیرمحمدعلی
.
«چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند اما در خيلی از موقعيتها به خاطر منافع خودشان كارگران را ناديده گرفتهاند.
.
ما به خاطر حقطلبی راهی زندان شدهايم نه قاتل بودهايم نه غارتگر. اما چرا ما را همچون موجودی بیارزش كنار گذاشتهاند؟! شايد به خاطر اینکه افكار و مطالباتمان همسو با منافع فلان حزب و رسانه نبوده و یا از ما حمايت نکردهاند چون در آينده ممكن بوده از ايشان تبعيت نكنيم و شايد اصلاحطلبی بيش نيستند كه نقاب ناجيان را بر چهره زدهاند.
.
قريب به دوماه است برزان محمدی در اعتصاب غذا به سر میبرد ولی ناجيان دروغين كوچكترين تلاشی برای پوشش دادن اقدام اعتراضی او نكردهاند. برزان به خاطر اعتراض به اوضاع افتضاح زندان تهران بزرگ اعتصاب کرده است. اين زندان برای نگهداری مجرمين يا متهمين عقیدتی سياسی نيست و نگهداری ما در ....
.
علیرضا شیرمحمدعلی
.
«چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند اما در خيلی از موقعيتها به خاطر منافع خودشان كارگران را ناديده گرفتهاند.
.
ما به خاطر حقطلبی راهی زندان شدهايم نه قاتل بودهايم نه غارتگر. اما چرا ما را همچون موجودی بیارزش كنار گذاشتهاند؟! شايد به خاطر اینکه افكار و مطالباتمان همسو با منافع فلان حزب و رسانه نبوده و یا از ما حمايت نکردهاند چون در آينده ممكن بوده از ايشان تبعيت نكنيم و شايد اصلاحطلبی بيش نيستند كه نقاب ناجيان را بر چهره زدهاند.
.
قريب به دوماه است برزان محمدی در اعتصاب غذا به سر میبرد ولی ناجيان دروغين كوچكترين تلاشی برای پوشش دادن اقدام اعتراضی او نكردهاند. برزان به خاطر اعتراض به اوضاع افتضاح زندان تهران بزرگ اعتصاب کرده است. اين زندان برای نگهداری مجرمين يا متهمين عقیدتی سياسی نيست و نگهداری ما در ....
این آخرین نامه علیرضا میباشد که دیروز در زندان مرکزی بدست دو زندانی شرور بقتل رسید .
.
علیرضا شیرمحمدعلی
.
«چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند اما در خيلی از موقعيتها به خاطر منافع خودشان كارگران را ناديده گرفتهاند.
.
ما به خاطر حقطلبی راهی زندان شدهايم نه قاتل بودهايم نه غارتگر. اما چرا ما را همچون موجودی بیارزش كنار گذاشتهاند؟! شايد به خاطر اینکه افكار و مطالباتمان همسو با منافع فلان حزب و رسانه نبوده و یا از ما حمايت نکردهاند چون در آينده ممكن بوده از ايشان تبعيت نكنيم و شايد اصلاحطلبی بيش نيستند كه نقاب ناجيان را بر چهره زدهاند.
.
قريب به دوماه است برزان محمدی در اعتصاب غذا به سر میبرد ولی ناجيان دروغين كوچكترين تلاشی برای پوشش دادن اقدام اعتراضی او نكردهاند. برزان به خاطر اعتراض به اوضاع افتضاح زندان تهران بزرگ اعتصاب کرده است. اين زندان برای نگهداری مجرمين يا متهمين عقیدتی سياسی نيست و نگهداری ما در اين زندان غيرقانونی صورت گرفته است.
.
حال فلان خانم يا آقای دور از خطر پشت تریبون حرف از برابری و نافرمانی مدنی میزند، اين اشخاص كه دم از مبارزه میزنند خود در اين راه چه كردهاند؟ فقط میتوانم بگويم با فعاليتهای من وشما برای شبكههايشان اعتبار و بيننده جذب میكنند.
.
من بهتر میبينم گمنام و ساكت باقی بمانم تا اينكه به خاطر شنيده شدن فرياد اعتراضم به هر خفت و خواری تن دهم. من برای عقيدهام زندانی شدهام و حالا به خاطر تيتر شدن در اين رسانهها به هيچ عنوان به نفع اينان تغیيرش نخواهم داد».
.
علیرضا شیرمحمدعلی
.
«چگونه صدای اعتراضمان را از اين حصار خارج كنيم در صورتی كه اگر باب میل برخی رسانهها (همان به ظاهر ناجیها نباشد) از انتشار آن امتناع میكنند، همان جريانهایی كه در بوق و كرنا كردهاند كه حامی مردم به ويژه طبقه كارگر هستند اما در خيلی از موقعيتها به خاطر منافع خودشان كارگران را ناديده گرفتهاند.
.
ما به خاطر حقطلبی راهی زندان شدهايم نه قاتل بودهايم نه غارتگر. اما چرا ما را همچون موجودی بیارزش كنار گذاشتهاند؟! شايد به خاطر اینکه افكار و مطالباتمان همسو با منافع فلان حزب و رسانه نبوده و یا از ما حمايت نکردهاند چون در آينده ممكن بوده از ايشان تبعيت نكنيم و شايد اصلاحطلبی بيش نيستند كه نقاب ناجيان را بر چهره زدهاند.
.
قريب به دوماه است برزان محمدی در اعتصاب غذا به سر میبرد ولی ناجيان دروغين كوچكترين تلاشی برای پوشش دادن اقدام اعتراضی او نكردهاند. برزان به خاطر اعتراض به اوضاع افتضاح زندان تهران بزرگ اعتصاب کرده است. اين زندان برای نگهداری مجرمين يا متهمين عقیدتی سياسی نيست و نگهداری ما در اين زندان غيرقانونی صورت گرفته است.
.
حال فلان خانم يا آقای دور از خطر پشت تریبون حرف از برابری و نافرمانی مدنی میزند، اين اشخاص كه دم از مبارزه میزنند خود در اين راه چه كردهاند؟ فقط میتوانم بگويم با فعاليتهای من وشما برای شبكههايشان اعتبار و بيننده جذب میكنند.
.
من بهتر میبينم گمنام و ساكت باقی بمانم تا اينكه به خاطر شنيده شدن فرياد اعتراضم به هر خفت و خواری تن دهم. من برای عقيدهام زندانی شدهام و حالا به خاطر تيتر شدن در اين رسانهها به هيچ عنوان به نفع اينان تغیيرش نخواهم داد».
- روز ١٩ خرداد خانواده های دستگیر شدگان روز جهانی کارگر در مقابل اوین تجمع کردند. روز اول مه دهها نفر از فعالین کارگری بازداشت شدند. زیر فشار کارزاری جهانی تعدادی از آنها به قید وثیقه آزاد شدند و ٤ نفر از آنان به اسامی مرضیه امیری، ندا ناجی، کیوان صمیمی و عاطفه رنگریز همچنان در بازداشت بسر میبرند. بنا بر آخرین خبر ها قرار بازداشت عاطفه رنگریز به دو قرار کفالت ۵۰ و ۷۰ میلیون تومانی تبدیل شده است. اما علیرغم حضور کفیلها هر یک را با بهانههایی همچون فقدان فیشِ کسر از حقوق، بازنشستگی و ... رد کرده و حکم بازداشت او تمدید شده است. همچنین قرار بازداشت مرضیه امیری، ندا ناجی و کیوان صمیمی برای ٣٠ روز دیگر تمدید شده است. کارزار برای آزادی دستگیر شدگان اول مه ادامه دارد.
- روز ١٧ خرداد محمد زحمتکش از معلمان معترض در شهر شیراز بازداشت و راهی زندان عادل آباد شد. محمد علی زحمتکش در دادگاه بدوی در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز، به دو سال حبس، یک سال تبعید به شهرستان و پرداخت جریمه نقدی محکوم شده بود. این حکم در روز ١٩ خرداد در دادگاه تجدید نظر به هشت ماه حبس تقلیل یافت. اتهامات عنوان شده علیه محمد علی زحمتکش “تبلیغ علیه نظام” ، “توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی” و حضور در تجمعات معلمان شیراز و تهران اعلام شده است. یک کارزار مهم معلمان اعتراض به امنیتی کردن مبارزات و صدور احکام امنیتی برای معلمان معترض است. از جمله شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان در بیانیه در ١٤ خرداد اعتراض خود را به امنیتی کردن مبارزات معلمان اعلام داشته و با هشدار دادن به عواقب این سرکوبگری ها خواستار آزادی سریع معلمان زندانی، توقف روند پرونده سازی برای آنان شده است.
- روز ٢٠ خرداد جمعی از فعالین کارگری و اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران در سنندج به دیدار ناهید خداجو عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از زندان آزاد شده بود، رفتند. ناهید خداجو در تجمع روز جهانی کارگر در تهران در مقابل مجلس بازداشت شده بود. او و فرهاد شیخی عضو دیگر اتحادیه آزاد کارگران ایران و حسن سعیدی عضو سندیکای شرکت واحد در روز ١٣ خرداد با قید وثیقه آزاد شد. پرونده های تشکیل شده برای ناهید خداجو، فرهاد شیخی، حسن سعیدی و همه بازداشت شدگان اول مه، کارگران زندانی، معلمان دربند و تمامی زندانیان سیاسی باید فورا بسته شوند. بساط وثیقه این شکل آشکار سرکوب و اخاذی باید جمع شود.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
شیرین علمهولی؛ روایتی از درون
۹ سال بعد از #اعدام پنج زندانی #کرد در زندان اوین
حکم اعدام شیرین علمهولی که تایید شد، ما، همبندیهایش، نه برای دلداری و تسکین، که با اطمینان میگفتیم: این حکمی برای اجرا کردن نیست، فقط قرار است که بترسی. آخر جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ به بعد دیگر زن سیاسیای را اعدام نکرده است. این هم بی دلیل نیست، برایش هزینه دارد. به هر حال دارد سعی میکند به خود سر و شکل آبرومندی در جامعه جهانی بدهد، قرار نیست اعدام شوی اما چون احتمالا میخواهند یک ابد از حکمات دربیاورند این را گفتند که به آن اعتراض نکنی.
زندانیان عمومی همبندمان اما به اندازه ما خوشبین نبودند، میگفتند شما سادهاید و خودتان را گول میزنید، از ما بشنوید که بدترین روی حکومت را دیدهایم.
در دادگاه بدوی هم حکماش اعدام بود، اما خانواده شیرین چون به شکستن حکم امیدوار بودند به او گفتند که حکم ابد است. حکم ابدش را جشن گرفتیم و برایمان کردی رقصید.
اعدام تایید شد و او تنها وقتی خبردار شد که دیگر به نظر میرسید راه برگشتی نیست. دیوان عالی عدالت اداری اما هنوز امید اندکی باقی گذاشته بود.
هرچند میشد امید داشت ...
شیرین علمهولی؛ روایتی از درون
۹ سال بعد از #اعدام پنج زندانی #کرد در زندان اوین
حکم اعدام شیرین علمهولی که تایید شد، ما، همبندیهایش، نه برای دلداری و تسکین، که با اطمینان میگفتیم: این حکمی برای اجرا کردن نیست، فقط قرار است که بترسی. آخر جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ به بعد دیگر زن سیاسیای را اعدام نکرده است. این هم بی دلیل نیست، برایش هزینه دارد. به هر حال دارد سعی میکند به خود سر و شکل آبرومندی در جامعه جهانی بدهد، قرار نیست اعدام شوی اما چون احتمالا میخواهند یک ابد از حکمات دربیاورند این را گفتند که به آن اعتراض نکنی.
زندانیان عمومی همبندمان اما به اندازه ما خوشبین نبودند، میگفتند شما سادهاید و خودتان را گول میزنید، از ما بشنوید که بدترین روی حکومت را دیدهایم.
در دادگاه بدوی هم حکماش اعدام بود، اما خانواده شیرین چون به شکستن حکم امیدوار بودند به او گفتند که حکم ابد است. حکم ابدش را جشن گرفتیم و برایمان کردی رقصید.
اعدام تایید شد و او تنها وقتی خبردار شد که دیگر به نظر میرسید راه برگشتی نیست. دیوان عالی عدالت اداری اما هنوز امید اندکی باقی گذاشته بود.
هرچند میشد امید داشت ...
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
شیرین علمهولی؛ روایتی از درون
۹ سال بعد از #اعدام پنج زندانی #کرد در زندان اوین
حکم اعدام شیرین علمهولی که تایید شد، ما، همبندیهایش، نه برای دلداری و تسکین، که با اطمینان میگفتیم: این حکمی برای اجرا کردن نیست، فقط قرار است که بترسی. آخر جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ به بعد دیگر زن سیاسیای را اعدام نکرده است. این هم بی دلیل نیست، برایش هزینه دارد. به هر حال دارد سعی میکند به خود سر و شکل آبرومندی در جامعه جهانی بدهد، قرار نیست اعدام شوی اما چون احتمالا میخواهند یک ابد از حکمات دربیاورند این را گفتند که به آن اعتراض نکنی.
زندانیان عمومی همبندمان اما به اندازه ما خوشبین نبودند، میگفتند شما سادهاید و خودتان را گول میزنید، از ما بشنوید که بدترین روی حکومت را دیدهایم.
در دادگاه بدوی هم حکماش اعدام بود، اما خانواده شیرین چون به شکستن حکم امیدوار بودند به او گفتند که حکم ابد است. حکم ابدش را جشن گرفتیم و برایمان کردی رقصید.
اعدام تایید شد و او تنها وقتی خبردار شد که دیگر به نظر میرسید راه برگشتی نیست. دیوان عالی عدالت اداری اما هنوز امید اندکی باقی گذاشته بود.
هرچند میشد امید داشت اما متزلزل و اضطرابآلود. هر بار خوانده شدناش به دفتر زندان کابوسی بود که بیداری از آن فقط با دیدنش در آستانه در سلول و تعریف گفتگوها و کشمکشاش با بازجوها ممکن بود، یا این توضیح ساده که هیچی بابا «فرهنگیِ زندان کارم داشت».
سه روز قبل از اعدام بود. توی کارگاه تراش سنگ بودیم و صدای محسن یگانه از توی باشگاه کوچک زندان توی راهرو میپیچید:«روزای سخت نبودن با تو، خلا امیدُ تجربه کردم…» دوستی رقصان و آوازخوان از در وارد شد و ما هم با او دم گرفتیم، شیرین سرخوشانه نگاهی کرد و خندید که «دیوانهها» و دوباره دستگاهش را روشن کرد.
صدای افسر نگهبان توی سالن پیچید، «فرشته علم هولی، دفتر… سریع خانم.» #فرشته اسمی بود که به بازجویش گفته بود. در لحظه انگار زمان و مکان عوض شد و فضای شاد و سبک، خاکستری و سنگین شد. حتی مربی کلاس سنگ هم دستگاهش را خاموش کرد و با نگرانی به چشمهای ما نگاه میکرد. همه ساکت شدند. شیرین زودتر از همه به خودش آمد. درآمد که «چیزی نیست، لابد باز…» جمله اش تمام نشده بود که صدای افسر نگهبان دوباره در اتاق پیچید:«با حجاب کامل بیا خانم، سریع.»
بخش فرهنگی زندان را با مانتو و روسری میرفتیم چون درون «بند نسوان» بود و حجاب کامل یعنی یک چادر گلدار هم از روی آن بپوشیم. با هم برگشتیم به سلول. آفتاب زیبا و روشن اردیبهشت از پنجرههای باریک و بلند به درون سلول ریخته بود و فضا چنان زنده و زیبا بود که مضطرب و غمگین بودن را سخت میکرد. چادرش را پوشید و رفت.
تا برگردد جادوی اردیبهشت هم باطل شده بود. ۵ـ۶ ساعتی طول کشید. زمان کند، کشدار میگذشت. بعد از ظهر بود که خسته و عرق کرده در آستانه در ظاهر شد. شادی برگشتن و دیدن دوبارهاش آنقدر زیاد بود که در لحظات اول آنچه که بر او گذشته بود را از اهمیت میانداخت. لااقل برگشته بود.
خسته و گرسنه بود. برده بودنش ۲۰۹. برای تهدید و تطمیع آخر. گفته بودند «حکمت که اعدام است، اما عفو بنویس شاید اعدام ات نکردیم.» او هم درشت بارشان کرده بود، تا جایی که زبان فارسی اش یاری میکرد و این کشمکش تا ۵ ساعت به دراز کشیده بود.
بهشان گفته بود: «شما از اول میدانستید که میخواهید مرا بکشید. از زمانی که در ۲ الف #شکنجه میشدم و این بازی شماست. میدانم که اگر عفو هم بنویسم باز اعدام میشوم. میخواهید علاوه بر زندگیم، #عزت_نفسم را هم نابود کنید و من بازی شما را نمیخورم.»
سعی کردیم متقاعدش کنیم که نمیتوان از امکانی هر چند ضعیف و غیرقابل باور برای زنده ماندن چشم بپوشی، صحبت مرگ است!
همه دورش حلقه زده بودند و او همانطور که با برنج سرد باقیمانده از ناهارش بازی میکرد، سرش را بلند کرد و با لبخند محزونی گفت :«نه».
گفته بودند اگر نظرت عوض شد از طریق افسرنگهبان خبر بده.
شب سردرد بدی گرفت، میگفت همه عضلاتم منقبض شده و گویی قصد باز شدن ندارد. مسکنها اثر نمیکرد و تا صبح با چشمان درشت سیاهش در سلول نیمه تاریک گویی به خلایی بیپایان خیره شده بود. صبح صورتش تیره تر از معمول بود و چشمانش گود افتاده بود و تلاشش برای لبخند زدن مانند همیشه، ناموفق و بیثمر بود.
حرف عفو نوشتن را که میزدیم با ما هم اخم و تخم میکرد، به این معنی که پرونده اش برایم بسته شد.
۲۴ ساعت که از ماجرا گذشت و خبری از کسی نشد، همه سادهدلانه به خودمان و او دلداری دادیم که احتمالا حکم در دیوان در آستانه شکستن است و آنها هم آخرین تلاششان را قبل از از دست رفتن این فرصت کردهاند.
دو روز دیگر هم گذشت.
شیرین علمهولی؛ روایتی از درون
۹ سال بعد از #اعدام پنج زندانی #کرد در زندان اوین
حکم اعدام شیرین علمهولی که تایید شد، ما، همبندیهایش، نه برای دلداری و تسکین، که با اطمینان میگفتیم: این حکمی برای اجرا کردن نیست، فقط قرار است که بترسی. آخر جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ به بعد دیگر زن سیاسیای را اعدام نکرده است. این هم بی دلیل نیست، برایش هزینه دارد. به هر حال دارد سعی میکند به خود سر و شکل آبرومندی در جامعه جهانی بدهد، قرار نیست اعدام شوی اما چون احتمالا میخواهند یک ابد از حکمات دربیاورند این را گفتند که به آن اعتراض نکنی.
زندانیان عمومی همبندمان اما به اندازه ما خوشبین نبودند، میگفتند شما سادهاید و خودتان را گول میزنید، از ما بشنوید که بدترین روی حکومت را دیدهایم.
در دادگاه بدوی هم حکماش اعدام بود، اما خانواده شیرین چون به شکستن حکم امیدوار بودند به او گفتند که حکم ابد است. حکم ابدش را جشن گرفتیم و برایمان کردی رقصید.
اعدام تایید شد و او تنها وقتی خبردار شد که دیگر به نظر میرسید راه برگشتی نیست. دیوان عالی عدالت اداری اما هنوز امید اندکی باقی گذاشته بود.
هرچند میشد امید داشت اما متزلزل و اضطرابآلود. هر بار خوانده شدناش به دفتر زندان کابوسی بود که بیداری از آن فقط با دیدنش در آستانه در سلول و تعریف گفتگوها و کشمکشاش با بازجوها ممکن بود، یا این توضیح ساده که هیچی بابا «فرهنگیِ زندان کارم داشت».
سه روز قبل از اعدام بود. توی کارگاه تراش سنگ بودیم و صدای محسن یگانه از توی باشگاه کوچک زندان توی راهرو میپیچید:«روزای سخت نبودن با تو، خلا امیدُ تجربه کردم…» دوستی رقصان و آوازخوان از در وارد شد و ما هم با او دم گرفتیم، شیرین سرخوشانه نگاهی کرد و خندید که «دیوانهها» و دوباره دستگاهش را روشن کرد.
صدای افسر نگهبان توی سالن پیچید، «فرشته علم هولی، دفتر… سریع خانم.» #فرشته اسمی بود که به بازجویش گفته بود. در لحظه انگار زمان و مکان عوض شد و فضای شاد و سبک، خاکستری و سنگین شد. حتی مربی کلاس سنگ هم دستگاهش را خاموش کرد و با نگرانی به چشمهای ما نگاه میکرد. همه ساکت شدند. شیرین زودتر از همه به خودش آمد. درآمد که «چیزی نیست، لابد باز…» جمله اش تمام نشده بود که صدای افسر نگهبان دوباره در اتاق پیچید:«با حجاب کامل بیا خانم، سریع.»
بخش فرهنگی زندان را با مانتو و روسری میرفتیم چون درون «بند نسوان» بود و حجاب کامل یعنی یک چادر گلدار هم از روی آن بپوشیم. با هم برگشتیم به سلول. آفتاب زیبا و روشن اردیبهشت از پنجرههای باریک و بلند به درون سلول ریخته بود و فضا چنان زنده و زیبا بود که مضطرب و غمگین بودن را سخت میکرد. چادرش را پوشید و رفت.
تا برگردد جادوی اردیبهشت هم باطل شده بود. ۵ـ۶ ساعتی طول کشید. زمان کند، کشدار میگذشت. بعد از ظهر بود که خسته و عرق کرده در آستانه در ظاهر شد. شادی برگشتن و دیدن دوبارهاش آنقدر زیاد بود که در لحظات اول آنچه که بر او گذشته بود را از اهمیت میانداخت. لااقل برگشته بود.
خسته و گرسنه بود. برده بودنش ۲۰۹. برای تهدید و تطمیع آخر. گفته بودند «حکمت که اعدام است، اما عفو بنویس شاید اعدام ات نکردیم.» او هم درشت بارشان کرده بود، تا جایی که زبان فارسی اش یاری میکرد و این کشمکش تا ۵ ساعت به دراز کشیده بود.
بهشان گفته بود: «شما از اول میدانستید که میخواهید مرا بکشید. از زمانی که در ۲ الف #شکنجه میشدم و این بازی شماست. میدانم که اگر عفو هم بنویسم باز اعدام میشوم. میخواهید علاوه بر زندگیم، #عزت_نفسم را هم نابود کنید و من بازی شما را نمیخورم.»
سعی کردیم متقاعدش کنیم که نمیتوان از امکانی هر چند ضعیف و غیرقابل باور برای زنده ماندن چشم بپوشی، صحبت مرگ است!
همه دورش حلقه زده بودند و او همانطور که با برنج سرد باقیمانده از ناهارش بازی میکرد، سرش را بلند کرد و با لبخند محزونی گفت :«نه».
گفته بودند اگر نظرت عوض شد از طریق افسرنگهبان خبر بده.
شب سردرد بدی گرفت، میگفت همه عضلاتم منقبض شده و گویی قصد باز شدن ندارد. مسکنها اثر نمیکرد و تا صبح با چشمان درشت سیاهش در سلول نیمه تاریک گویی به خلایی بیپایان خیره شده بود. صبح صورتش تیره تر از معمول بود و چشمانش گود افتاده بود و تلاشش برای لبخند زدن مانند همیشه، ناموفق و بیثمر بود.
حرف عفو نوشتن را که میزدیم با ما هم اخم و تخم میکرد، به این معنی که پرونده اش برایم بسته شد.
۲۴ ساعت که از ماجرا گذشت و خبری از کسی نشد، همه سادهدلانه به خودمان و او دلداری دادیم که احتمالا حکم در دیوان در آستانه شکستن است و آنها هم آخرین تلاششان را قبل از از دست رفتن این فرصت کردهاند.
دو روز دیگر هم گذشت.
روز سوم همه چیز به وضعیت قبل از ۲۰۹ رفتن برگشته بود. در تلاش برای خوشبینی به خودمان القا کرده بودیم که اوضاع آنقدرها هم بد نیست. شیرین درس خواندش را از سر گرفت. زندگی به هر روی خود را تحمیل میکرد حتی در جایی که هیچچیز به نفعش نبود.
ساعت ۹:۴۵ شب ۱۸ اردیبهشت شد، ورِ ترسیده ذهنمان خوشحال بود که امروز هم گذشت. از بلند گو صدایش نکردند. افسر نگهبان آمد و از دم در بند بردش، که بیا دفتر برای یک کار اداری کوچک، اسم پدرت در کارتعکس اشتباه شده. رفت.
۱۸ اردیبهشت نگذشت و بیآنکه شیرین دوباره بر آستانه در سلول بخندد، زمان در همانجا متوقف شد.
پ.ن: در سحرگاه ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹ فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان در زندان اوین اعدام شدند.
*نویسنده یادداشت یکی از همبندیهای سابق #شیرین_علم_هولی است
ساعت ۹:۴۵ شب ۱۸ اردیبهشت شد، ورِ ترسیده ذهنمان خوشحال بود که امروز هم گذشت. از بلند گو صدایش نکردند. افسر نگهبان آمد و از دم در بند بردش، که بیا دفتر برای یک کار اداری کوچک، اسم پدرت در کارتعکس اشتباه شده. رفت.
۱۸ اردیبهشت نگذشت و بیآنکه شیرین دوباره بر آستانه در سلول بخندد، زمان در همانجا متوقف شد.
پ.ن: در سحرگاه ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹ فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان در زندان اوین اعدام شدند.
*نویسنده یادداشت یکی از همبندیهای سابق #شیرین_علم_هولی است
اسماعیل_بوکانی در مهاباد به قتل رسید
روز دوشنبه ، ۲۰ خرداد، اسماعیل بوکانی، که کتابفروشی داشت، به ضرب گلوله فردی ناشناس در مغازه خود به قتل رسید.
و تا حالا علت قتل وی مشخص نیست.
و اینکه برای مردم مهاباد فعالیت های سیاسی و مدنی اسماعیل بوکانی شناخته شده بود و عامل این جنایت وحشیانه و انگشت اتهام به سمت جمهوری اسلامی است و مردم قتل این جوان را به مزدوران رژیم مرتبط می دانند.
در سال ۹۶ از سوی دادگاه انقلاب مهاباد بە اتهام ”همکاری با یکی از احزاب مخالف “ بە تحمل ١ سال و ١ روز حبس تعزیری محکوم شدە بود.
روز دوشنبه ، ۲۰ خرداد، اسماعیل بوکانی، که کتابفروشی داشت، به ضرب گلوله فردی ناشناس در مغازه خود به قتل رسید.
و تا حالا علت قتل وی مشخص نیست.
و اینکه برای مردم مهاباد فعالیت های سیاسی و مدنی اسماعیل بوکانی شناخته شده بود و عامل این جنایت وحشیانه و انگشت اتهام به سمت جمهوری اسلامی است و مردم قتل این جوان را به مزدوران رژیم مرتبط می دانند.
در سال ۹۶ از سوی دادگاه انقلاب مهاباد بە اتهام ”همکاری با یکی از احزاب مخالف “ بە تحمل ١ سال و ١ روز حبس تعزیری محکوم شدە بود.
💥آزار و اذیت بازداشت شدگان هفت تپه و خانواده هایشان توسط مقامات قضایی تهران
ناصری سرپرست دادسرای اوین در تهران، با وجود اینکه توسط شعبه هفتم بازپرسی برای بازداشت شدگان هفت تپه قرار وثیقه های نجومی و سنگین تعیین شده است از امضا کردن تبدیل قرار بازداشت به وثیقه امتناع میکند.
ناصری عملا اعلام کرده که با وجود وثیقه های نجومی یک میلیاردی برای بعضی از بازداشت شدگان، شخصا با آزادی موقت بازداشت شدگان مخالف است و بدین ترتیب دقیقا از اوامر و فرمان های وزارت اطلاعات اطاعت میکند.
لازم به ذکر است که ناصری سرپرست دادسرای اوین حتی از دیدن خانواده های بازداشت شدگان امتناع می ورزد.
با وجود مراجعات متعدد خانواده های بخشی، قلیان، امیرقلی، الهیاری و محمدی فر چه به صورت دسته جمعی یا جداگانه به مقامات مختلف قضایی اما مقامات دادستانی-دادیاری اعلام میکنند بازداشت شدگان ممکن است تا زمان تشکیل دادگاه در زندان محبوس باشند. برخی از این خانواده ها چندین بار مسیر خطرناک و پر دردسر خوزستان تا تهران را پیموده اند تا دیداری با ناصری یا دادستان داشته باشند اما هیچ مقام قضایی به درخواست آنها توجه نکرده و فقط به آنها گفته شده که خواسته خود را مکتوب اعلام کنند اما تا به حال به درخواست کتبی آنها نیز توجهی نکرده اند.
منبع خبر: کانال مستقل کارگران هفت تپه
ناصری سرپرست دادسرای اوین در تهران، با وجود اینکه توسط شعبه هفتم بازپرسی برای بازداشت شدگان هفت تپه قرار وثیقه های نجومی و سنگین تعیین شده است از امضا کردن تبدیل قرار بازداشت به وثیقه امتناع میکند.
ناصری عملا اعلام کرده که با وجود وثیقه های نجومی یک میلیاردی برای بعضی از بازداشت شدگان، شخصا با آزادی موقت بازداشت شدگان مخالف است و بدین ترتیب دقیقا از اوامر و فرمان های وزارت اطلاعات اطاعت میکند.
لازم به ذکر است که ناصری سرپرست دادسرای اوین حتی از دیدن خانواده های بازداشت شدگان امتناع می ورزد.
با وجود مراجعات متعدد خانواده های بخشی، قلیان، امیرقلی، الهیاری و محمدی فر چه به صورت دسته جمعی یا جداگانه به مقامات مختلف قضایی اما مقامات دادستانی-دادیاری اعلام میکنند بازداشت شدگان ممکن است تا زمان تشکیل دادگاه در زندان محبوس باشند. برخی از این خانواده ها چندین بار مسیر خطرناک و پر دردسر خوزستان تا تهران را پیموده اند تا دیداری با ناصری یا دادستان داشته باشند اما هیچ مقام قضایی به درخواست آنها توجه نکرده و فقط به آنها گفته شده که خواسته خود را مکتوب اعلام کنند اما تا به حال به درخواست کتبی آنها نیز توجهی نکرده اند.
منبع خبر: کانال مستقل کارگران هفت تپه