💥سخنگوی قوه قضاییه: اتهام مرضیه امیری امنیتی است
اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری امروز مبنی بر اینکه مرضیه امیری خبرنگار روزنامه شرق در حین پوشش خبری روز کارگر بازداشت شده است، و اطلاعی از اتهام وی و آخرین وضعیت پرونده وی وجود ندارد و متاسفانه اجازه دیدار با وکیل را هم نداشته است، لطفا با توضیح آخرین وضعیت پرونده خانم امیری دلیل ممنوعیت ملاقات وکیل با ایشان را هم بیان کنید، گفت:
تعقیب و رسیدگی و بازداشت و صدور حکم مبتنی بر اعمال مجرمانه افراد است و در این رابطه شغل و جنسیت افراد برایمان مهم نیست.
این فردی که نام بردید عمل مجرمانه در حوزه امنیت به او نسبت داده شده است و در این زمینه هر وکیلی نمیتواند وکالت کند و باید از وکلای خاص و مورد تایید دستگاه قضا استفاده شود. البته مجلس دنبال اصلاح قانون است و هر آنچه مجلس تصویب کند، آن را اجرا میکنیم.اما تا زمانی که قانون تغییر نکرده است ما مجبور به اجرای قانون هستیم و فقط وکلای خاص اجازه ورود به پرونده های امنیتی را دارند.
اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری امروز مبنی بر اینکه مرضیه امیری خبرنگار روزنامه شرق در حین پوشش خبری روز کارگر بازداشت شده است، و اطلاعی از اتهام وی و آخرین وضعیت پرونده وی وجود ندارد و متاسفانه اجازه دیدار با وکیل را هم نداشته است، لطفا با توضیح آخرین وضعیت پرونده خانم امیری دلیل ممنوعیت ملاقات وکیل با ایشان را هم بیان کنید، گفت:
تعقیب و رسیدگی و بازداشت و صدور حکم مبتنی بر اعمال مجرمانه افراد است و در این رابطه شغل و جنسیت افراد برایمان مهم نیست.
این فردی که نام بردید عمل مجرمانه در حوزه امنیت به او نسبت داده شده است و در این زمینه هر وکیلی نمیتواند وکالت کند و باید از وکلای خاص و مورد تایید دستگاه قضا استفاده شود. البته مجلس دنبال اصلاح قانون است و هر آنچه مجلس تصویب کند، آن را اجرا میکنیم.اما تا زمانی که قانون تغییر نکرده است ما مجبور به اجرای قانون هستیم و فقط وکلای خاص اجازه ورود به پرونده های امنیتی را دارند.
نگار معظمی، خواننده به دادگاه احضار شد
پس از انتشار ویدیوی تک خوانی ( نگار معظمی) در رسانه های اجتماعی، این خواننده و مدرس آواز به دادگاه احضار شد.
او در ویدیویی منتشر شده، در میان جمعی از گردشگران در روستای ابیانه کاشان ترانه از شهره صولتی را باز خوانی می کند.
فرماندار شهرستان نطنز با اعلام خبر احضار نگار معظمی به دادگاه گفت: * عوامل تور خانوادگی گردشگری در روستای ابیانه شناسایی و برخورد قانونی با آنها در دستور کار دادستانی این شهرستان قرار گرفته است.
پ.ن.حکومتی که با آواز خوانی و حجاب برگیران زنان به خود میلرزد، حکومت بسیار ضعیفی است. این حکومت با نیروی سرکوب است که به بقاء خود ادامه میدهد.
آوازخوانی در اساس یک هنر است، اما در ایران به یک مبارزه سیاسی زنان علیه نظام حاکم تبدیل شده است، همچنین حق اختیار انتخاب پوشش که با عبور از خط قرمزهای نظام مبتنی بر قوانین اسلامی را نه تنها برای زنان، بلکه برای کلیت جامعه باز کرده است.
پس از انتشار ویدیوی تک خوانی ( نگار معظمی) در رسانه های اجتماعی، این خواننده و مدرس آواز به دادگاه احضار شد.
او در ویدیویی منتشر شده، در میان جمعی از گردشگران در روستای ابیانه کاشان ترانه از شهره صولتی را باز خوانی می کند.
فرماندار شهرستان نطنز با اعلام خبر احضار نگار معظمی به دادگاه گفت: * عوامل تور خانوادگی گردشگری در روستای ابیانه شناسایی و برخورد قانونی با آنها در دستور کار دادستانی این شهرستان قرار گرفته است.
پ.ن.حکومتی که با آواز خوانی و حجاب برگیران زنان به خود میلرزد، حکومت بسیار ضعیفی است. این حکومت با نیروی سرکوب است که به بقاء خود ادامه میدهد.
آوازخوانی در اساس یک هنر است، اما در ایران به یک مبارزه سیاسی زنان علیه نظام حاکم تبدیل شده است، همچنین حق اختیار انتخاب پوشش که با عبور از خط قرمزهای نظام مبتنی بر قوانین اسلامی را نه تنها برای زنان، بلکه برای کلیت جامعه باز کرده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♻️بازنشر صحبتهای #ناهید_شقاقی در باره حجاب
"اینکه دلم نخواد روسری سرم کنم ، تجاوز به حقوق کسی نیست ، دفاع از حقوق خودم است.
دلم می خواد نوع پوششم را خودم انتخاب کنم
من به حجاب اعتقادی ندارم."
#نه_به_حجاب_اجباری
💥پاسخ مطالبات زنان تهدید و زندان نیست!
#ناهید_شقاقی_را_فوری_بیقیدوشرط_آزادکنید
@nedaziran
"اینکه دلم نخواد روسری سرم کنم ، تجاوز به حقوق کسی نیست ، دفاع از حقوق خودم است.
دلم می خواد نوع پوششم را خودم انتخاب کنم
من به حجاب اعتقادی ندارم."
#نه_به_حجاب_اجباری
💥پاسخ مطالبات زنان تهدید و زندان نیست!
#ناهید_شقاقی_را_فوری_بیقیدوشرط_آزادکنید
@nedaziran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به بازداشت شدگان روز جهانی کارگر که بعد از گذشت ۲۲ روز همچنان پشت میلههای زندان هستند:
ندا ناجی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز، کیوان صمیمی، حسن سعیدی، ناهید خداجو، فرهاد شیخی،اعظم خضری
#دانشگاه_بیداری
#دانشگاه_آزادی
#آزادی_انتخاب
#دانشجویان_بازداشتی_روز_جهانی_کارگر
#دانشجوی_زندانی_آزاد_باید_گردد
#آفتاب_پرست
#دیگه_تمومه_ماجرا
#مرضیه_امیری_کجاست
#بازداشتیان_روز_کارگر
ندا ناجی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز، کیوان صمیمی، حسن سعیدی، ناهید خداجو، فرهاد شیخی،اعظم خضری
#دانشگاه_بیداری
#دانشگاه_آزادی
#آزادی_انتخاب
#دانشجویان_بازداشتی_روز_جهانی_کارگر
#دانشجوی_زندانی_آزاد_باید_گردد
#آفتاب_پرست
#دیگه_تمومه_ماجرا
#مرضیه_امیری_کجاست
#بازداشتیان_روز_کارگر
📣عفو بين الملل با انتشار يك فراخوان، خواهان اقدام فوری در خصوص وضعيت احمد رضا جلالى، پژوهشگر زندانی در زندان اوين تهران، شد كه به مراقبتهای پزشکی فوری نیاز دارد. مسئولان زندان پيشتر اعزام وی به بیمارستان را به زدن دستبند و پابند به او مشروط کردند. اين رفتار ناقض اصل ممنوعیت مطلق برخوردهای بیرحمانه، غیرانسانی و ترذیلی در چارچوب قوانین بینالمللی است.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران خواهان آزادی کیوان صمیمی و مرضیه امیری شد
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران با انتشار بیانیهای از مقامهای ایرانی خواسته است که کیوان صمیمی، سردبیر ایران فردا و مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق را آزاد کنند.
کیوان صمیمی و مرضیه امیری بهمراه دهها نفر دیگر در ارتباط با برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در ایران بازداشت شدند.
آنتونی بلنگر، دبیر فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران "برخورد سرکوبگرانه" مقامهای ایرانی با روزنامهنگاران را محکوم کرده و گفته کیوان صمیمی و مرضیه امیری "تنها برای دفاع از حق بنیادی آزادی بیان" به زندان افتادهاند.
او ضمن درخواست آزادی کیوان صمیمی و مرضیه امیری، گفته آفرین چیتساز، هنگامه شهیدی، کیومرث مرزبان و پویا خوشحال، دیگر روزنامهنگاران زندانی نیز باید آزاد شوند
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران با انتشار بیانیهای از مقامهای ایرانی خواسته است که کیوان صمیمی، سردبیر ایران فردا و مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق را آزاد کنند.
کیوان صمیمی و مرضیه امیری بهمراه دهها نفر دیگر در ارتباط با برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در ایران بازداشت شدند.
آنتونی بلنگر، دبیر فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران "برخورد سرکوبگرانه" مقامهای ایرانی با روزنامهنگاران را محکوم کرده و گفته کیوان صمیمی و مرضیه امیری "تنها برای دفاع از حق بنیادی آزادی بیان" به زندان افتادهاند.
او ضمن درخواست آزادی کیوان صمیمی و مرضیه امیری، گفته آفرین چیتساز، هنگامه شهیدی، کیومرث مرزبان و پویا خوشحال، دیگر روزنامهنگاران زندانی نیز باید آزاد شوند
پرفورمنس آرت (کابوسمان پابرجاست) عنوان اجرای زنده ایست که در ظهر ۱۵ اردیبهشت ماه ۹۸ در اردبیل به انجام رسیده است. مصطفی پروین هنرمند حیطه تجسمی، مفهومی و پرفورمر اردبیلی در حضور جمعی از مخاطبان هنرمند و فرهنگی شهر، به اجرای پرفورمنس خود پرداخته است.
این اجرا در فضایی اتفاق می افتد که سالن اجرا به محوطه داخل منزل هنرمند تبدیل شده است. این فضا با هماهنگی ترکیب عناصر و نشانه ها، صحنه پردازی زبر و خشن و خلق فضای تیره و تار، همچون کنش آثار نقاشی های خود هنرمند، اتمسفر زمانه را متبادر کرده و به شدت بیانگراست.
علاوه بر پرفورمر اصلی، در قسمت راست نمای فیلم فیگوری از یک پلیس سیاهپوش به عنوان نمادی از نهادهای قدرتی سلطه و سرکوب واقع شده که در طول مدت، نظاره گر اجرا و مخاطبان می باشد.
تمامی مدیوم های حاضر در اجرا می کوشند تا خشونت های آشکار و پنهان را از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار داده و به نمایش بگذارند. این هنرمند معاصر تماماً در طول اجرا از بدنش به عنوان ضامن واقعیت برای انتقال مفاهیم، روایتی مفهومی از خشونت ها و نارضایتی های اجتماعی_سیاسی جامعه امروز را بازگو می کند.
👇 👇 👇 👇
این اجرا در فضایی اتفاق می افتد که سالن اجرا به محوطه داخل منزل هنرمند تبدیل شده است. این فضا با هماهنگی ترکیب عناصر و نشانه ها، صحنه پردازی زبر و خشن و خلق فضای تیره و تار، همچون کنش آثار نقاشی های خود هنرمند، اتمسفر زمانه را متبادر کرده و به شدت بیانگراست.
علاوه بر پرفورمر اصلی، در قسمت راست نمای فیلم فیگوری از یک پلیس سیاهپوش به عنوان نمادی از نهادهای قدرتی سلطه و سرکوب واقع شده که در طول مدت، نظاره گر اجرا و مخاطبان می باشد.
تمامی مدیوم های حاضر در اجرا می کوشند تا خشونت های آشکار و پنهان را از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار داده و به نمایش بگذارند. این هنرمند معاصر تماماً در طول اجرا از بدنش به عنوان ضامن واقعیت برای انتقال مفاهیم، روایتی مفهومی از خشونت ها و نارضایتی های اجتماعی_سیاسی جامعه امروز را بازگو می کند.
👇 👇 👇 👇
پرفورمنس آرت (کابوسمان پابرجاست) عنوان اجرای زنده ایست که در ظهر ۱۵ اردیبهشت ماه ۹۸ در اردبیل به انجام رسیده است. مصطفی پروین هنرمند حیطه تجسمی، مفهومی و پرفورمر اردبیلی در حضور جمعی از مخاطبان هنرمند و فرهنگی شهر، به اجرای پرفورمنس خود پرداخته است.
این اجرا در فضایی اتفاق می افتد که سالن اجرا به محوطه داخل منزل هنرمند تبدیل شده است. این فضا با هماهنگی ترکیب عناصر و نشانه ها، صحنه پردازی زبر و خشن و خلق فضای تیره و تار، همچون کنش آثار نقاشی های خود هنرمند، اتمسفر زمانه را متبادر کرده و به شدت بیانگراست.
علاوه بر پرفورمر اصلی، در قسمت راست نمای فیلم فیگوری از یک پلیس سیاهپوش به عنوان نمادی از نهادهای قدرتی سلطه و سرکوب واقع شده که در طول مدت، نظاره گر اجرا و مخاطبان می باشد.
تمامی مدیوم های حاضر در اجرا می کوشند تا خشونت های آشکار و پنهان را از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار داده و به نمایش بگذارند. این هنرمند معاصر تماماً در طول اجرا از بدنش به عنوان ضامن واقعیت برای انتقال مفاهیم، روایتی مفهومی از خشونت ها و نارضایتی های اجتماعی_سیاسی جامعه امروز را بازگو می کند.
او با قرار گرفتن در یک وضعیت خطرناک، با رادیکالیزه کردن بدن خود دست به انجام کارهایی چون خودسوزیش با سیگار، دریدن صورت و سینه اش به وسیله چاقو، مجروح سازی خود به وسیله آلاتی نظیر ظرف شیشه ای، آینه دیواری و باتوم نظامی، تازیانه زنی ها و در آخر با سرازیر کردن مایع اشتعالزا بر تن، اقدام به آتش کشیدن خود می کند و به موجب آن با آسیب پذیری مستقیم، شکاف هایی در نواحی سر، صورت و سینه اش و سوختگی (درجه۲) در بخش هایی از سینه، شانه، گردن و دست چپ او ظاهر و نمایان می باشد.
(کابوسمان پابرجاست) به یک معنی ادامه کارهایی است که در پرسش از خشونت انجام شده اند، علاوه بر آثار هنری مثل (شلیک)کریس بردن، (ریتم صفر)مارینا آبراموویچ یا (به یک عراقی شلیک کنید)وفا بلال که به فهم این کار کمک می کنند، یک تحقیق علمی معروفی هم بوده که در فضای بعد جنگ جهانی دوم توسط یک روانشناس اجتماعی آمریکایی به نام استنلی میلگرام انجام شده است.
مصطفی پروین بعد از اجرا در گفتگویی که با مخاطبانش داشته ضمن معرفی پرفورمنس آرت به عنوان یکی از وسیله بیانی خود، اعتراض و نافرمانی را حق و وظیفه هر شهروند مسئول در مواجهه با قوانین و سیاستهای ناعادلانه می داند. و تم اصلی این کار را با مدنظر قرار دادن مطالبات حقوق بشری، اعتراض خود را نسبت به تداوم نقض حقوق بشر در ایران، بدین شکل ابراز میکند.
اثر او با ارجاعات اجتماعی_سیاسی و حتی روانشناختی درخور توجه بوده و به لحاظ فیزیکی و حسی، آشکار و پرمخاطره می باشد. او همچنین توانسته با قهری هنرمندانه بر مستندسازی کنش های میان بدن خود با فضای بی رحم دنیای بیرون(وضعیت کلی زمانه اش)، شکل بدیعی از شدت و خشونت را القا کرده و به مخاطبانش هشدار دهد.
لازم به ذکر است که آقای پروین علارغم لغو مجوز نمایشگاه نقاشی اش توسط نیروهای امنیتی در سالهای گذشته؛ پیشتر نیز در تاریخ ۹ آذرماه ۹۷ نمایشگاهی با عنوان (اوین) در منزل شخصی خود و در حمایت از زندانیان سیاسی دایر کرده است.
این اجرا در فضایی اتفاق می افتد که سالن اجرا به محوطه داخل منزل هنرمند تبدیل شده است. این فضا با هماهنگی ترکیب عناصر و نشانه ها، صحنه پردازی زبر و خشن و خلق فضای تیره و تار، همچون کنش آثار نقاشی های خود هنرمند، اتمسفر زمانه را متبادر کرده و به شدت بیانگراست.
علاوه بر پرفورمر اصلی، در قسمت راست نمای فیلم فیگوری از یک پلیس سیاهپوش به عنوان نمادی از نهادهای قدرتی سلطه و سرکوب واقع شده که در طول مدت، نظاره گر اجرا و مخاطبان می باشد.
تمامی مدیوم های حاضر در اجرا می کوشند تا خشونت های آشکار و پنهان را از زوایای مختلف مورد واکاوی قرار داده و به نمایش بگذارند. این هنرمند معاصر تماماً در طول اجرا از بدنش به عنوان ضامن واقعیت برای انتقال مفاهیم، روایتی مفهومی از خشونت ها و نارضایتی های اجتماعی_سیاسی جامعه امروز را بازگو می کند.
او با قرار گرفتن در یک وضعیت خطرناک، با رادیکالیزه کردن بدن خود دست به انجام کارهایی چون خودسوزیش با سیگار، دریدن صورت و سینه اش به وسیله چاقو، مجروح سازی خود به وسیله آلاتی نظیر ظرف شیشه ای، آینه دیواری و باتوم نظامی، تازیانه زنی ها و در آخر با سرازیر کردن مایع اشتعالزا بر تن، اقدام به آتش کشیدن خود می کند و به موجب آن با آسیب پذیری مستقیم، شکاف هایی در نواحی سر، صورت و سینه اش و سوختگی (درجه۲) در بخش هایی از سینه، شانه، گردن و دست چپ او ظاهر و نمایان می باشد.
(کابوسمان پابرجاست) به یک معنی ادامه کارهایی است که در پرسش از خشونت انجام شده اند، علاوه بر آثار هنری مثل (شلیک)کریس بردن، (ریتم صفر)مارینا آبراموویچ یا (به یک عراقی شلیک کنید)وفا بلال که به فهم این کار کمک می کنند، یک تحقیق علمی معروفی هم بوده که در فضای بعد جنگ جهانی دوم توسط یک روانشناس اجتماعی آمریکایی به نام استنلی میلگرام انجام شده است.
مصطفی پروین بعد از اجرا در گفتگویی که با مخاطبانش داشته ضمن معرفی پرفورمنس آرت به عنوان یکی از وسیله بیانی خود، اعتراض و نافرمانی را حق و وظیفه هر شهروند مسئول در مواجهه با قوانین و سیاستهای ناعادلانه می داند. و تم اصلی این کار را با مدنظر قرار دادن مطالبات حقوق بشری، اعتراض خود را نسبت به تداوم نقض حقوق بشر در ایران، بدین شکل ابراز میکند.
اثر او با ارجاعات اجتماعی_سیاسی و حتی روانشناختی درخور توجه بوده و به لحاظ فیزیکی و حسی، آشکار و پرمخاطره می باشد. او همچنین توانسته با قهری هنرمندانه بر مستندسازی کنش های میان بدن خود با فضای بی رحم دنیای بیرون(وضعیت کلی زمانه اش)، شکل بدیعی از شدت و خشونت را القا کرده و به مخاطبانش هشدار دهد.
لازم به ذکر است که آقای پروین علارغم لغو مجوز نمایشگاه نقاشی اش توسط نیروهای امنیتی در سالهای گذشته؛ پیشتر نیز در تاریخ ۹ آذرماه ۹۷ نمایشگاهی با عنوان (اوین) در منزل شخصی خود و در حمایت از زندانیان سیاسی دایر کرده است.
«جمعی از نویسندگان افغانستان»، با امضای بیانیهای، ضمن محکوم کردن صدور حکم زندان برای سه نویسنده ایرانی، آن را «نقض آشکار آزادی بیان و قلم» اعلام کردهاند.
آنها در این بیانیه از «جمهوری اسلامی ایران» خواستهاند «هر چه زودتر حکم این سه نویسنده را ملغی اعلام کرده و اصل "آزادی بیان، بدون حصر و استثنا، برای همگان" را رعایت کند.»
بر اساس حکم دادگاه انقلاب که ۲۵ اردیبهشت صادر شده، سه نویسنده ایرانی به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» هر یک به شش سال حبس محکوم شدهاند.
در بیانیه جمعی از نویسندگان افغانستان، امضاکنندگان ضمن طرح پرسشهایی از جمله اینکه «امنیت کشور» چه ربطی به مسائلی چون «انتشار نشریه فرهنگی» و «حضور بر مزار احمد شاملو، محمد مختاری و جعفر پوینده» دارد، اعلام کردهاند: «ما نویسندگان افغانستان، سوا از آنکه هر کداممان در کجای جهان قرار گرفتهایم و چه طرز فکری داریم، این حکم را نقض آشکار آزادی بیان و قلم شمرده و آن را صریحاً محکوم میکنیم.»
صدور حکم زندان برای رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن واکنش گسترده اهل قلم را برانگیخته است.
رادیو فردا
آنها در این بیانیه از «جمهوری اسلامی ایران» خواستهاند «هر چه زودتر حکم این سه نویسنده را ملغی اعلام کرده و اصل "آزادی بیان، بدون حصر و استثنا، برای همگان" را رعایت کند.»
بر اساس حکم دادگاه انقلاب که ۲۵ اردیبهشت صادر شده، سه نویسنده ایرانی به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» هر یک به شش سال حبس محکوم شدهاند.
در بیانیه جمعی از نویسندگان افغانستان، امضاکنندگان ضمن طرح پرسشهایی از جمله اینکه «امنیت کشور» چه ربطی به مسائلی چون «انتشار نشریه فرهنگی» و «حضور بر مزار احمد شاملو، محمد مختاری و جعفر پوینده» دارد، اعلام کردهاند: «ما نویسندگان افغانستان، سوا از آنکه هر کداممان در کجای جهان قرار گرفتهایم و چه طرز فکری داریم، این حکم را نقض آشکار آزادی بیان و قلم شمرده و آن را صریحاً محکوم میکنیم.»
صدور حکم زندان برای رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن واکنش گسترده اهل قلم را برانگیخته است.
رادیو فردا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز سه شنبه ۳۱اردیبهشت ۹۸ کارمندان و پرستاران بیمارستان موسوم به خمینی کرج در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و دستمزد، بار دیگر در مقابل این بیمارستان تجمع اعتراضی برگزار کردند.
کارمندان و پرستاران شعار دادند:
نه استاندار نه شهردار، نیستن به فکر درمان
کارمندان و پرستاران شعار دادند:
نه استاندار نه شهردار، نیستن به فکر درمان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح امروز کاربران اینستاگرام در صفحات اعضای یک گروه از نوازندگان خیابانی با پستی مواجه شدند که در آن پیامی از سوی دستگاه قضایی منتشر شده بود و بهواسطه آن اعلام شده بود: «با دستور مقام قضایی محترم، بدلیل انتشار محتوای مجرمانه، این نشانی اینترنتی توقیف شده و عوامل دخیل در جرائم موضوع پرونده، تحت تعقیب قضایی قرار گرفتند».
این دو نوازنده از جمله کسانی هستند که صفحات آنها مسدود شده است. کجای این کار مجرمانه است؟ مجرم کسی است که صفحات این خالقان هنر و موسیقی را مسدود می کنه و شادی را از مردم سلب کرده. ننگ و نفرت بر جمهوری عزا، محرومیت، بی حقوقی و فقر جمهوری اسلامی.
#اصفهان - میدان نفش جهان
اجرای #آسو_کهزادی و #مهرداد_مهدی
این دو نوازنده از جمله کسانی هستند که صفحات آنها مسدود شده است. کجای این کار مجرمانه است؟ مجرم کسی است که صفحات این خالقان هنر و موسیقی را مسدود می کنه و شادی را از مردم سلب کرده. ننگ و نفرت بر جمهوری عزا، محرومیت، بی حقوقی و فقر جمهوری اسلامی.
#اصفهان - میدان نفش جهان
اجرای #آسو_کهزادی و #مهرداد_مهدی
یوگا و جمهوری اسلامی
اخیرا و بنا به گفته یکی از مقامات قضایی جمهوری اسلامی حدود ٣٠ زن و مرد در یک کلاس خصوصی یوگا در گرگان دستگیر شده اند. مسعود سلیمانی، از مقامهای قضایی استان گلستان، به خبرگزاری تسنیم گفته است که یک نفر برای برگزاری کلاس یوگا در خانه شخصی خود در ایسنتاگرام آگهی داده بوده و شاگردانش را از این طریق پیدا میکرده است. سلیمانی گفته است: "زنان و مردان در این منزل با پوشش نامناسب حاضر میشدند و رفتارهای نابهنجاری داشتند."
با مجموع دستگیری های اخیر، گمان می رود که جمهوری اسلامی به رکورددار بیشترین میزان دستگیری های شهروندان یک جامعه در سطح جهان تبدیل شده باشد. به قول یکی از کاربران شبکه های اجتماعی " از مسئولین محترم تقاضا مندیم بفرمایند چکار کنیم که نگیرنمون". اینها البته نشانه قدرت جمهوری اسلامی نیست. اینها از هر جمع شدن شهروندان حالا به هر دلیلی هراس دارند. اینها حتی از زندگی کردن شهروندان هم هراس دارند. از شادی هراس دارند. از آواز خواندن هراس دارند. از اجتماع اول ماه مه هراس دارند. از بی حجابی هراس دارند. از کودکان دبستانی که آواز می خوانند هراس دارند. از سایه خودشان هم هراس دارند.
اخیرا و بنا به گفته یکی از مقامات قضایی جمهوری اسلامی حدود ٣٠ زن و مرد در یک کلاس خصوصی یوگا در گرگان دستگیر شده اند. مسعود سلیمانی، از مقامهای قضایی استان گلستان، به خبرگزاری تسنیم گفته است که یک نفر برای برگزاری کلاس یوگا در خانه شخصی خود در ایسنتاگرام آگهی داده بوده و شاگردانش را از این طریق پیدا میکرده است. سلیمانی گفته است: "زنان و مردان در این منزل با پوشش نامناسب حاضر میشدند و رفتارهای نابهنجاری داشتند."
با مجموع دستگیری های اخیر، گمان می رود که جمهوری اسلامی به رکورددار بیشترین میزان دستگیری های شهروندان یک جامعه در سطح جهان تبدیل شده باشد. به قول یکی از کاربران شبکه های اجتماعی " از مسئولین محترم تقاضا مندیم بفرمایند چکار کنیم که نگیرنمون". اینها البته نشانه قدرت جمهوری اسلامی نیست. اینها از هر جمع شدن شهروندان حالا به هر دلیلی هراس دارند. اینها حتی از زندگی کردن شهروندان هم هراس دارند. از شادی هراس دارند. از آواز خواندن هراس دارند. از اجتماع اول ماه مه هراس دارند. از بی حجابی هراس دارند. از کودکان دبستانی که آواز می خوانند هراس دارند. از سایه خودشان هم هراس دارند.
یوگا و جمهوری اسلامی
اخیرا و بنا به گفته یکی از مقامات قضایی جمهوری اسلامی حدود ٣٠ زن و مرد در یک کلاس خصوصی یوگا در گرگان دستگیر شده اند. مسعود سلیمانی، از مقامهای قضایی استان گلستان، به خبرگزاری تسنیم گفته است که یک نفر برای برگزاری کلاس یوگا در خانه شخصی خود در ایسنتاگرام آگهی داده بوده و شاگردانش را از این طریق پیدا میکرده است. سلیمانی گفته است: "زنان و مردان در این منزل با پوشش نامناسب حاضر میشدند و رفتارهای نابهنجاری داشتند."
با مجموع دستگیری های اخیر، گمان می رود که جمهوری اسلامی به رکورددار بیشترین میزان دستگیری های شهروندان یک جامعه در سطح جهان تبدیل شده باشد. به قول یکی از کاربران شبکه های اجتماعی " از مسئولین محترم تقاضا مندیم بفرمایند چکار کنیم که نگیرنمون". اینها البته نشانه قدرت جمهوری اسلامی نیست. اینها از هر جمع شدن شهروندان حالا به هر دلیلی هراس دارند. اینها حتی از زندگی کردن شهروندان هم هراس دارند. از شادی هراس دارند. از آواز خواندن هراس دارند. از اجتماع اول ماه مه هراس دارند. از بی حجابی هراس دارند. از کودکان دبستانی که آواز می خوانند هراس دارند. از سایه خودشان هم هراس دارند. این جماعت به دلیل اینهمه هراس شبها هم کابوس می بینند. کابوس اینکه مردم دارند اینها را می ریزند تو دریا. ولی مردم حاضر نیستد آب دریاها را با تن لش این اسلامی ها بوگندو آلوده کنند چرا که طرفدار محیط زیست هستند. ولی بدون شک همگی شان را دستگیر و به دلیل این همه ظلم و جنایت محاکمه می کنند. وقتی نویت مردم برسد خواهیم دید چطور دنبال سوراخ موش برای قایم شدن خواهند گشت!
اخیرا و بنا به گفته یکی از مقامات قضایی جمهوری اسلامی حدود ٣٠ زن و مرد در یک کلاس خصوصی یوگا در گرگان دستگیر شده اند. مسعود سلیمانی، از مقامهای قضایی استان گلستان، به خبرگزاری تسنیم گفته است که یک نفر برای برگزاری کلاس یوگا در خانه شخصی خود در ایسنتاگرام آگهی داده بوده و شاگردانش را از این طریق پیدا میکرده است. سلیمانی گفته است: "زنان و مردان در این منزل با پوشش نامناسب حاضر میشدند و رفتارهای نابهنجاری داشتند."
با مجموع دستگیری های اخیر، گمان می رود که جمهوری اسلامی به رکورددار بیشترین میزان دستگیری های شهروندان یک جامعه در سطح جهان تبدیل شده باشد. به قول یکی از کاربران شبکه های اجتماعی " از مسئولین محترم تقاضا مندیم بفرمایند چکار کنیم که نگیرنمون". اینها البته نشانه قدرت جمهوری اسلامی نیست. اینها از هر جمع شدن شهروندان حالا به هر دلیلی هراس دارند. اینها حتی از زندگی کردن شهروندان هم هراس دارند. از شادی هراس دارند. از آواز خواندن هراس دارند. از اجتماع اول ماه مه هراس دارند. از بی حجابی هراس دارند. از کودکان دبستانی که آواز می خوانند هراس دارند. از سایه خودشان هم هراس دارند. این جماعت به دلیل اینهمه هراس شبها هم کابوس می بینند. کابوس اینکه مردم دارند اینها را می ریزند تو دریا. ولی مردم حاضر نیستد آب دریاها را با تن لش این اسلامی ها بوگندو آلوده کنند چرا که طرفدار محیط زیست هستند. ولی بدون شک همگی شان را دستگیر و به دلیل این همه ظلم و جنایت محاکمه می کنند. وقتی نویت مردم برسد خواهیم دید چطور دنبال سوراخ موش برای قایم شدن خواهند گشت!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهیل عربی در بند 350 زندان اوین که بود با ساز یاشار بیاد همه اعدام شدگان. این شعر اخوان ثالث را میخواند
خلاصه ای از پیام تبریک همکاران به مناسبت روز تولد اسماعیل بخشی همکار زندانی
امروز جمعه سوم خرداد ماه روز تولد همکار زندانی ما اسماعیل بخشی است.
اسماعیل به خاطر دفاع از حق و حقوق ما کارگران هفت تپه دستگیر و زندانی شد.
کارگری که با تمام مشکلات و سختی ها هیچوقت از دفاع از منافع ما کارگران عقب نشینی نکرد و حاکمان جور و ستم به همین بهانه ضمن بازداشت اسماعیل او را از دیدن تنها فرزندش محروم کردند.
درحالی اسماعیل و اسماعیل ها در زندان هستند که دزدان و اختلاسگرانی همچون اسدبیگی با چمدان های پر پول که حاصل از دزدی و اختلاس و خوردن حق و حقوق ما کارگران است هر لحظه آماده فرار هستند.
آری اسماعیل عزیز ما همکاران به یادت هستیم و ضمن تبریک به مناسبت روز تولدت همچنان محکم و استوار خواهان آزادیت هستیم.
تولدت مبارک ای همکار غمخوار ما...
انتشار توسط: کانال مستقل کارگران هفت تپه
امروز جمعه سوم خرداد ماه روز تولد همکار زندانی ما اسماعیل بخشی است.
اسماعیل به خاطر دفاع از حق و حقوق ما کارگران هفت تپه دستگیر و زندانی شد.
کارگری که با تمام مشکلات و سختی ها هیچوقت از دفاع از منافع ما کارگران عقب نشینی نکرد و حاکمان جور و ستم به همین بهانه ضمن بازداشت اسماعیل او را از دیدن تنها فرزندش محروم کردند.
درحالی اسماعیل و اسماعیل ها در زندان هستند که دزدان و اختلاسگرانی همچون اسدبیگی با چمدان های پر پول که حاصل از دزدی و اختلاس و خوردن حق و حقوق ما کارگران است هر لحظه آماده فرار هستند.
آری اسماعیل عزیز ما همکاران به یادت هستیم و ضمن تبریک به مناسبت روز تولدت همچنان محکم و استوار خواهان آزادیت هستیم.
تولدت مبارک ای همکار غمخوار ما...
انتشار توسط: کانال مستقل کارگران هفت تپه
سیوال: کسانی هستند که اصل چشم در برابر چشم را عین عدالت میدانند. دلیلشان هم اینست که عین اتفاقی که برای قربانی افتاده است باید در حق مجرم نیز اعمال بشود. پاسخ شما به این تلقی از عدالت چیست؟
حمید تقوائی: اولا جنایت جنایت است. چه بعنوان جرم واقع شود چه بعنوان کیفر! نفس قتل و یا مجروح و ناقص کردن یک فرد، عملی ضد انسانی، ضد فرد و ضد جامعه است و بهمین دلیل جرم محسوب میشود و باید به کیفر برسد. بنابر این قصاص کیفر نیست، تکرار جرم است! سیستمی که کیفر را با جنایت یکسان تعریف میکند در واقع میزان جنایت را دو برابر میکند! در این فلسفه قضائی جرم و جنایت بر حسب عامل تعریف میشود و نه نفس عمل! اگر فرد عامل آن باشد جرم است و اگر دولت عامل آن باشد کیفر است!
👇👇👇👇
حمید تقوائی: اولا جنایت جنایت است. چه بعنوان جرم واقع شود چه بعنوان کیفر! نفس قتل و یا مجروح و ناقص کردن یک فرد، عملی ضد انسانی، ضد فرد و ضد جامعه است و بهمین دلیل جرم محسوب میشود و باید به کیفر برسد. بنابر این قصاص کیفر نیست، تکرار جرم است! سیستمی که کیفر را با جنایت یکسان تعریف میکند در واقع میزان جنایت را دو برابر میکند! در این فلسفه قضائی جرم و جنایت بر حسب عامل تعریف میشود و نه نفس عمل! اگر فرد عامل آن باشد جرم است و اگر دولت عامل آن باشد کیفر است!
👇👇👇👇
سیوال: کسانی هستند که اصل چشم در برابر چشم را عین عدالت میدانند. دلیلشان هم اینست که عین اتفاقی که برای قربانی افتاده است باید در حق مجرم نیز اعمال بشود. پاسخ شما به این تلقی از عدالت چیست؟
حمید تقوائی: اولا جنایت جنایت است. چه بعنوان جرم واقع شود چه بعنوان کیفر! نفس قتل و یا مجروح و ناقص کردن یک فرد، عملی ضد انسانی، ضد فرد و ضد جامعه است و بهمین دلیل جرم محسوب میشود و باید به کیفر برسد. بنابر این قصاص کیفر نیست، تکرار جرم است! سیستمی که کیفر را با جنایت یکسان تعریف میکند در واقع میزان جنایت را دو برابر میکند! در این فلسفه قضائی جرم و جنایت بر حسب عامل تعریف میشود و نه نفس عمل! اگر فرد عامل آن باشد جرم است و اگر دولت عامل آن باشد کیفر است!
اعدام یا قتل عمد دولتی، و قطع و نقص عضو از جانب دولت همانقدر ضد انسانی و جنایتکارانه است که از جانب اعضای جامعه. این که دولت بر مبنای قانون و در کمال آرامش و بدون هیچ جبر و فشار اقتصادی و اجتماعی و روانی - که در نود و نه در صد ارتکاب جرمها بوسیله افراد عامل تعیین کننده است- اعدام میکند و کور میکند و دست و پا قطع میکند، توجیه کننده جنایات دولتی نیست، بر عکس نشاندهنده عامدانه و آگاهانه و نقشه مندی و سازمانیافتگی این جنایات است. قصاص از خود جرم جنایتکارانه تر است.
ثانیا در فلسفه قصاص مقابله به مثل تنها به اعضای بدن محدود نیست، بلکه جنسیت و موقعیت اجتماعی و خانوادگی افراد نیز از مبانی قصاص و مقابله بمثل محسوب میشود. بر اساس قرآن باید "آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن" قصاص بشود. اصل چشم در برابر چشم اینجا به جنسیت و موقعیت اجتماعی افراد بسط داده شده است! اگر برده ای بقتل رسید باید از خانواده قاتل نیز یک برده قصاص بشود و همینطور آزاد در قبال آزاد و زن در قبال زن و مرد در قبال مرد باید به مجازات برسد! در اینجا جرم و کیفر اولا امری مربوط به افراد و اعضای متساوی الحقوق جامعه نیست بلکه امری خانوادگی و عشیرتی است. نه یک فرد بلکه یک خانواده مرتکب جرم میشود، و "عضو مشابه" در خانواده مجرم به کیفر میرسد! ثانیا خانواده مقتول و یا قربانی جرم مدعی و شاکی است و نه جامعه! اگر خانواده فرد قربانی رضایت بدهد مجازات مجرم منتفی است! این تلقی بدوی و عهد دقیانوسی از جرم و کیفر و عدالت به جوامع مدرن و مدنی امروزی هیچ ربطی ندارد.
در قوانین قضائی جمهوری اسلامی این جنبه "به کیفر رساندن عضو مشابه از خانواده مجرم" مسکوت گذاشته شده - ماهیت ضد انسانی و جنایتکارانه این امر عیان تر از آنست که مرتجعین حاکم در ایران جرات اجرای آنرا داشته باشند- اما جنبه های دیگر نظیر قطع و نقص عضو مشابه در قصاص عضو، رضایت ولی دم در قصاص نفس، پرداخت خونبها از جانب خانواده قاتل، و تعیین خونبهای زن معادل نصف خونبهای مرد و غیره همچنان حفظ شده است. تمام این موازین بشدت ارتجاعی و ضد انسانی است. تنها نمونه مشروط کردن اعدام افراد به نظر اولیای دم را در نظر بگیرید. این به نوعی شریک جرم کردن خانواده مقتول در جنایات حکومت است. حکومت فردی را دستگیر میکند، شکنجه میکند و در دادگاههائی که تماما بیدادگری است و بر حسب قوانین پوسیده و عصر حجری خود به اعدام محکوم میکند و بعد طناب دار را بدست خانواده مقتول میدهد! این جنبه دیگری از توحشی است که تحت عنوان سیستم قضائی اسلامی بر جامعه حاکم کرده اند!
حمید تقوائی: اولا جنایت جنایت است. چه بعنوان جرم واقع شود چه بعنوان کیفر! نفس قتل و یا مجروح و ناقص کردن یک فرد، عملی ضد انسانی، ضد فرد و ضد جامعه است و بهمین دلیل جرم محسوب میشود و باید به کیفر برسد. بنابر این قصاص کیفر نیست، تکرار جرم است! سیستمی که کیفر را با جنایت یکسان تعریف میکند در واقع میزان جنایت را دو برابر میکند! در این فلسفه قضائی جرم و جنایت بر حسب عامل تعریف میشود و نه نفس عمل! اگر فرد عامل آن باشد جرم است و اگر دولت عامل آن باشد کیفر است!
اعدام یا قتل عمد دولتی، و قطع و نقص عضو از جانب دولت همانقدر ضد انسانی و جنایتکارانه است که از جانب اعضای جامعه. این که دولت بر مبنای قانون و در کمال آرامش و بدون هیچ جبر و فشار اقتصادی و اجتماعی و روانی - که در نود و نه در صد ارتکاب جرمها بوسیله افراد عامل تعیین کننده است- اعدام میکند و کور میکند و دست و پا قطع میکند، توجیه کننده جنایات دولتی نیست، بر عکس نشاندهنده عامدانه و آگاهانه و نقشه مندی و سازمانیافتگی این جنایات است. قصاص از خود جرم جنایتکارانه تر است.
ثانیا در فلسفه قصاص مقابله به مثل تنها به اعضای بدن محدود نیست، بلکه جنسیت و موقعیت اجتماعی و خانوادگی افراد نیز از مبانی قصاص و مقابله بمثل محسوب میشود. بر اساس قرآن باید "آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن" قصاص بشود. اصل چشم در برابر چشم اینجا به جنسیت و موقعیت اجتماعی افراد بسط داده شده است! اگر برده ای بقتل رسید باید از خانواده قاتل نیز یک برده قصاص بشود و همینطور آزاد در قبال آزاد و زن در قبال زن و مرد در قبال مرد باید به مجازات برسد! در اینجا جرم و کیفر اولا امری مربوط به افراد و اعضای متساوی الحقوق جامعه نیست بلکه امری خانوادگی و عشیرتی است. نه یک فرد بلکه یک خانواده مرتکب جرم میشود، و "عضو مشابه" در خانواده مجرم به کیفر میرسد! ثانیا خانواده مقتول و یا قربانی جرم مدعی و شاکی است و نه جامعه! اگر خانواده فرد قربانی رضایت بدهد مجازات مجرم منتفی است! این تلقی بدوی و عهد دقیانوسی از جرم و کیفر و عدالت به جوامع مدرن و مدنی امروزی هیچ ربطی ندارد.
در قوانین قضائی جمهوری اسلامی این جنبه "به کیفر رساندن عضو مشابه از خانواده مجرم" مسکوت گذاشته شده - ماهیت ضد انسانی و جنایتکارانه این امر عیان تر از آنست که مرتجعین حاکم در ایران جرات اجرای آنرا داشته باشند- اما جنبه های دیگر نظیر قطع و نقص عضو مشابه در قصاص عضو، رضایت ولی دم در قصاص نفس، پرداخت خونبها از جانب خانواده قاتل، و تعیین خونبهای زن معادل نصف خونبهای مرد و غیره همچنان حفظ شده است. تمام این موازین بشدت ارتجاعی و ضد انسانی است. تنها نمونه مشروط کردن اعدام افراد به نظر اولیای دم را در نظر بگیرید. این به نوعی شریک جرم کردن خانواده مقتول در جنایات حکومت است. حکومت فردی را دستگیر میکند، شکنجه میکند و در دادگاههائی که تماما بیدادگری است و بر حسب قوانین پوسیده و عصر حجری خود به اعدام محکوم میکند و بعد طناب دار را بدست خانواده مقتول میدهد! این جنبه دیگری از توحشی است که تحت عنوان سیستم قضائی اسلامی بر جامعه حاکم کرده اند!