ریحانه چون عصیان کند، زنجیر و زندان بشکند
شعله پاکروان
بیش از هزار روز از اعدام ظالمانه ریحانه گذشت و من هر روز هزار بار با خودم تکرار کرده ام که چرا عدالت از دخترم دریغ شد ؟ چرا تمام نهادها و مقامات حکومت ایران به پشتیبانی از سربندی متجاوز پرداختند ؟ مگر ریحانه چه کرده بود که حکومت و مزدورانش ، این حجم از دشمنی را با او نشان داده و بدون اینکه پرونده اش در اجرای احکام باشد او را اعدام کردند؟ جوابهای مختلفی برای این سوال وجود دارد . یکی این است که دختری جوان در مقابل فشار یک حکومت كه قصد داشت مامور اطلاعاتی اش را از ننگ تجاوز تطهير كند، ایستادگی کرده و به هیچ قیمتی حاضر نشد از حقش کوتاه بیاید. جلوی چشم دختری که هنوز ۲۷ سالش هم نشده بود مردی را اعدام کردند تا شاید با دیدن صحنه فجیع جان کندن یک انسان، بترسد و سربندی را از ننگ تجاوز خلاص کند . اما او زمانی از دروازه های ترس ،عبور کرده بود که زیر شکنجه بازجویان و بازپرس قرار داشت .
زیر نور پروژکتور و دوربین تلویزیون دروغپرداز حکومتی ایستاد اما هرگز به خواسته آنان تن نداد. تحت فشار روانی چند روانشناس معروف و مزدور حکومتی قرار گرفت اما حاضر به نوشتن نامه ای که میخواستند نشد .
ایستادگی و استقامت در برابر زور، صفتی است که در هر فرهنگی ستودنی ست . از این روست که یک جهان انسانیت، از مردم عادی تا سیاستمداران و هنرمندان و ورزشکاران کشورهای مختلف پنج قاره و حتی پاپ رهبر کاتولیک های جهان به دفاع از او پرداخت.
چند روز پس از اعدام ظالمانه اش ، شوراى حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ، حكومت را وادار به پاسخگویی كرد. اما بخش زيادى از سخنان نماینده حکومت به دفاع از اين اعدام ظالمانه اختصاص یافته و بيش از پيش باعث رسوایی آنها شد. پس از ان، لاريجانى بعنوان نماینده حقوق بشر!! مدعى شد كه مقامات قضایی موفق نشدند «رضایت خانواده» متجاوز را به دست آورند و حكومت "ناچار"به اعدام او شد!!
افکار عمومی میداند که حكومت دو راه داشت:
- يا ريحانه را اعدام نكند، در آن صورت مردم ایران میفهمیدند که میتوانند در برابر هتک حرمتی که هر روزه از سوی حکومت به مردم روا میشود بایستند . این برای سیستم فاسد، بسیار خطرناک بود. چرا که در سراسر ایران، مامورهای مزدوری که چشم به جان و مال و ناموس مردم دارند، پراکنده اند و بسیاری از اين مزدوران حاضرند هر رذالتی بکنند، حتی جوانان شریف مردم را کف خیابانها بکشند، چون میدانند هنگام خطاکاری، حکومت، پشتیبانشان خواهد بود به شرطی که همچون سربندی ها مهره ای از مافیای قدرت باشند . به شرطی که در تنگناهایی همچون اعتراضات گسترده مدنی ، رو در روی مردم قرار گیرند، به شرطی که مثل آب خوردن، قلب ندا و جمجمه مصطفا را نشانه بگیرند . ستار را شکنجه دهند . تن امیرارشد و شهرام را زیر چرخ له کنند. ترانه را پس از تجاوز آتش بزنند.
- یا او را اعدام کرده و به قیمت ننگ ابدی کشتن یک بیگناه ، با توسل به شعار النصر بالرعب، مردم را بترساند .تا به مردم ایران و بخصوص زنان بگوید حق ندارند در برابر تجاوز ماموران حکومتی، کوچکترین مقاومتی کنند . چرا که آنان اسیران حکومتند و در صورت مقاومت در برابر تجاوز ، زندانی شده و تحت شکنجه های سخت و طاقت فرسا قرارگرفته و در آخر، اعدام خواهند شد . همچنانکه هنوز به بهانه ایجاد امنیت ، در کوی و برزن ، چوبه های دار برپا کرده و از مردم برای تماشای جان کندن یک انسان دعوت میکند شاید پایه های لرزانش فرو نریزد. غافل از اینکه حباب قدرت پوشالی ش در برابر غرش هماهنگ مبارزان و محرومان محو خواهد شد.
ریحانه را کشتند، دختری زیبا و مهربان که به گواهی بسیاری از زندانیان و حتی زندانبانان نقطه امید و معلمی بود برای زنان بی پناه زندانی تا یاد بگیرند به خود و دیگران احترام بگذارند و پیشرفت کنند . او را به قتل رساندند تا امید و بخشندگی و مهربانی را بکشند . نمیدانستند او بذری است کاشته در خاک ایران . یک ریحانه را کشتند و هزار ریحانه سبز شد . آتنا دائمی را به جرم اعتراض به اعدام ريحانه ،محکوم کردند ولی او راست قامت تر شد. همچنانکه زنان زیادی به حقوق از دست رفته شان معترض و جنبش علیه اعدام و دادخواهى به کوچه و خیابان سرایت کرد. کوچه هایی که شاهد داغ مادران 30 هزار جوان اعدام شده در مدت زمانی کوتاه بودند.
اکنون در سومین سالگرد اعدام دخترم با صدایی بلند فریاد میزنم :
پاره تنم ، عزيز دلم ، قبله قلبم ،
ريحانم!
با وجود غم طاقتفرسای ناشی از داغ جگرسوزت ، با همه توان به دادخواهی خون به ناحق ریخته ات ایستاده ام . هرگز از راهی که تو نشانم دادى باز نخواهم ايستاد. همچنان که با تو عهد کردم ، دستم دست تو ، پایم پای تو ، چشمهایم چشمهایت و گلویم گلویت خواهد بود . حتی اگر روزی همچون گلوی تو ای زیبای خفته در خاک ، با طناب دار فشرده شود.
تو شکنجه گران و قاضیان و قاتلانت را در این جهان، بخشیده و گرفتن حقت را ب
شعله پاکروان
بیش از هزار روز از اعدام ظالمانه ریحانه گذشت و من هر روز هزار بار با خودم تکرار کرده ام که چرا عدالت از دخترم دریغ شد ؟ چرا تمام نهادها و مقامات حکومت ایران به پشتیبانی از سربندی متجاوز پرداختند ؟ مگر ریحانه چه کرده بود که حکومت و مزدورانش ، این حجم از دشمنی را با او نشان داده و بدون اینکه پرونده اش در اجرای احکام باشد او را اعدام کردند؟ جوابهای مختلفی برای این سوال وجود دارد . یکی این است که دختری جوان در مقابل فشار یک حکومت كه قصد داشت مامور اطلاعاتی اش را از ننگ تجاوز تطهير كند، ایستادگی کرده و به هیچ قیمتی حاضر نشد از حقش کوتاه بیاید. جلوی چشم دختری که هنوز ۲۷ سالش هم نشده بود مردی را اعدام کردند تا شاید با دیدن صحنه فجیع جان کندن یک انسان، بترسد و سربندی را از ننگ تجاوز خلاص کند . اما او زمانی از دروازه های ترس ،عبور کرده بود که زیر شکنجه بازجویان و بازپرس قرار داشت .
زیر نور پروژکتور و دوربین تلویزیون دروغپرداز حکومتی ایستاد اما هرگز به خواسته آنان تن نداد. تحت فشار روانی چند روانشناس معروف و مزدور حکومتی قرار گرفت اما حاضر به نوشتن نامه ای که میخواستند نشد .
ایستادگی و استقامت در برابر زور، صفتی است که در هر فرهنگی ستودنی ست . از این روست که یک جهان انسانیت، از مردم عادی تا سیاستمداران و هنرمندان و ورزشکاران کشورهای مختلف پنج قاره و حتی پاپ رهبر کاتولیک های جهان به دفاع از او پرداخت.
چند روز پس از اعدام ظالمانه اش ، شوراى حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ، حكومت را وادار به پاسخگویی كرد. اما بخش زيادى از سخنان نماینده حکومت به دفاع از اين اعدام ظالمانه اختصاص یافته و بيش از پيش باعث رسوایی آنها شد. پس از ان، لاريجانى بعنوان نماینده حقوق بشر!! مدعى شد كه مقامات قضایی موفق نشدند «رضایت خانواده» متجاوز را به دست آورند و حكومت "ناچار"به اعدام او شد!!
افکار عمومی میداند که حكومت دو راه داشت:
- يا ريحانه را اعدام نكند، در آن صورت مردم ایران میفهمیدند که میتوانند در برابر هتک حرمتی که هر روزه از سوی حکومت به مردم روا میشود بایستند . این برای سیستم فاسد، بسیار خطرناک بود. چرا که در سراسر ایران، مامورهای مزدوری که چشم به جان و مال و ناموس مردم دارند، پراکنده اند و بسیاری از اين مزدوران حاضرند هر رذالتی بکنند، حتی جوانان شریف مردم را کف خیابانها بکشند، چون میدانند هنگام خطاکاری، حکومت، پشتیبانشان خواهد بود به شرطی که همچون سربندی ها مهره ای از مافیای قدرت باشند . به شرطی که در تنگناهایی همچون اعتراضات گسترده مدنی ، رو در روی مردم قرار گیرند، به شرطی که مثل آب خوردن، قلب ندا و جمجمه مصطفا را نشانه بگیرند . ستار را شکنجه دهند . تن امیرارشد و شهرام را زیر چرخ له کنند. ترانه را پس از تجاوز آتش بزنند.
- یا او را اعدام کرده و به قیمت ننگ ابدی کشتن یک بیگناه ، با توسل به شعار النصر بالرعب، مردم را بترساند .تا به مردم ایران و بخصوص زنان بگوید حق ندارند در برابر تجاوز ماموران حکومتی، کوچکترین مقاومتی کنند . چرا که آنان اسیران حکومتند و در صورت مقاومت در برابر تجاوز ، زندانی شده و تحت شکنجه های سخت و طاقت فرسا قرارگرفته و در آخر، اعدام خواهند شد . همچنانکه هنوز به بهانه ایجاد امنیت ، در کوی و برزن ، چوبه های دار برپا کرده و از مردم برای تماشای جان کندن یک انسان دعوت میکند شاید پایه های لرزانش فرو نریزد. غافل از اینکه حباب قدرت پوشالی ش در برابر غرش هماهنگ مبارزان و محرومان محو خواهد شد.
ریحانه را کشتند، دختری زیبا و مهربان که به گواهی بسیاری از زندانیان و حتی زندانبانان نقطه امید و معلمی بود برای زنان بی پناه زندانی تا یاد بگیرند به خود و دیگران احترام بگذارند و پیشرفت کنند . او را به قتل رساندند تا امید و بخشندگی و مهربانی را بکشند . نمیدانستند او بذری است کاشته در خاک ایران . یک ریحانه را کشتند و هزار ریحانه سبز شد . آتنا دائمی را به جرم اعتراض به اعدام ريحانه ،محکوم کردند ولی او راست قامت تر شد. همچنانکه زنان زیادی به حقوق از دست رفته شان معترض و جنبش علیه اعدام و دادخواهى به کوچه و خیابان سرایت کرد. کوچه هایی که شاهد داغ مادران 30 هزار جوان اعدام شده در مدت زمانی کوتاه بودند.
اکنون در سومین سالگرد اعدام دخترم با صدایی بلند فریاد میزنم :
پاره تنم ، عزيز دلم ، قبله قلبم ،
ريحانم!
با وجود غم طاقتفرسای ناشی از داغ جگرسوزت ، با همه توان به دادخواهی خون به ناحق ریخته ات ایستاده ام . هرگز از راهی که تو نشانم دادى باز نخواهم ايستاد. همچنان که با تو عهد کردم ، دستم دست تو ، پایم پای تو ، چشمهایم چشمهایت و گلویم گلویت خواهد بود . حتی اگر روزی همچون گلوی تو ای زیبای خفته در خاک ، با طناب دار فشرده شود.
تو شکنجه گران و قاضیان و قاتلانت را در این جهان، بخشیده و گرفتن حقت را ب
ه دادگاه خدای
بزرگ در جهان باقی موکول کردی . اما من ، ظالمانی که هر اندازه به تو ظلم کرده اند، آشکار يا نهان، با بازجویی يا پرونده سازی، با امضا یا تایید حکم مرگ ، با برپا کردن چوبه دار يا کشیدن اهرمی که راه نفس را بر تو بست، هرگز نخواهم بخشيد . میخواهم علاوه بر دادگاه عدل الهی، در همین دنیا محاکمه و مجازات شوند . تا دیگر هیچ مادری شاهد اعدام فرزندش نباشد.
اکنون نیز همچون گذشته تکرار میکنم که جان تو در تنم عجین شده و هستی ام به حق خواهی تو وابسته است. بیش از هزار روز است که همه لحظه هایم با یاد تو میگذرد. هزار سال دیگر نیز، همه ذرات و غبارهای وجودم ، همراه بادهای سرکش و آزاد ،نام تو را فریاد خواهد زد . گواهی خواهم دادکه تو در نبرد با حکومت حامی متجاوز، پیروز شدی . مبارزه هفت ساله ات با حامیان متجاوز اطلاعاتی ، پای چوبه دار به اوج رسید . سحرگاه سوم آبان 93 در میدان اعدام رجایی شهر با دستهای بسته ایستادی. چشم در چشم قاتلینت . بی ذره ای تردید در شقاوت آنان با چشمهای درشت و بَراقت فریاد زدى : میتوانید جان مرا بگیرید اما هرگز نخواهید توانست هستی ام را به ننگ سازش و تسلیم ، آلوده کنید . نام متجاوز تا ابد بر پیشانی سربندی و حامیانش باقی خواهد ماند .
تو رفتی و راه ماند . راهی که تو نشانم دادی ای مونس همیشگی لحظه ها.
اینک با افتخاراعلام میكنم «بنياد ريحان» در اروپا به ثبت رسمی رسيده است، «بنياد ريحان براى حمايت از محكومان به اعدام و خانواده هاى اعدام شدگان و زندانيان و قربانیان تجاوز در ايران». یقین دارم «بنياد ريحان» با حمایت مردم مهربان و نهادها و فعالان جنبشهاى زنان و علیه اعدام ، در کشورهای دیگر نیز گسترش خواهد يافت. این بنیاد فارغ از هر عقيده و مرام و هر نوع گرايش حزبی علیه تجاوز و اعدام خواهد خروشيد و دست یاریگر مردم ایران را در تحقق رویای ایران بدون اعدام خواهد فشرد. بزودی جزئیات مربوط به چگونگی حمایت ، یاری و پیوستن به بنیاد را خواهم گفت.
امیدوارم روح ریحانه از این سرباز غمگین اما دادخواه، خوشنود باشد .
@Icaeir
بزرگ در جهان باقی موکول کردی . اما من ، ظالمانی که هر اندازه به تو ظلم کرده اند، آشکار يا نهان، با بازجویی يا پرونده سازی، با امضا یا تایید حکم مرگ ، با برپا کردن چوبه دار يا کشیدن اهرمی که راه نفس را بر تو بست، هرگز نخواهم بخشيد . میخواهم علاوه بر دادگاه عدل الهی، در همین دنیا محاکمه و مجازات شوند . تا دیگر هیچ مادری شاهد اعدام فرزندش نباشد.
اکنون نیز همچون گذشته تکرار میکنم که جان تو در تنم عجین شده و هستی ام به حق خواهی تو وابسته است. بیش از هزار روز است که همه لحظه هایم با یاد تو میگذرد. هزار سال دیگر نیز، همه ذرات و غبارهای وجودم ، همراه بادهای سرکش و آزاد ،نام تو را فریاد خواهد زد . گواهی خواهم دادکه تو در نبرد با حکومت حامی متجاوز، پیروز شدی . مبارزه هفت ساله ات با حامیان متجاوز اطلاعاتی ، پای چوبه دار به اوج رسید . سحرگاه سوم آبان 93 در میدان اعدام رجایی شهر با دستهای بسته ایستادی. چشم در چشم قاتلینت . بی ذره ای تردید در شقاوت آنان با چشمهای درشت و بَراقت فریاد زدى : میتوانید جان مرا بگیرید اما هرگز نخواهید توانست هستی ام را به ننگ سازش و تسلیم ، آلوده کنید . نام متجاوز تا ابد بر پیشانی سربندی و حامیانش باقی خواهد ماند .
تو رفتی و راه ماند . راهی که تو نشانم دادی ای مونس همیشگی لحظه ها.
اینک با افتخاراعلام میكنم «بنياد ريحان» در اروپا به ثبت رسمی رسيده است، «بنياد ريحان براى حمايت از محكومان به اعدام و خانواده هاى اعدام شدگان و زندانيان و قربانیان تجاوز در ايران». یقین دارم «بنياد ريحان» با حمایت مردم مهربان و نهادها و فعالان جنبشهاى زنان و علیه اعدام ، در کشورهای دیگر نیز گسترش خواهد يافت. این بنیاد فارغ از هر عقيده و مرام و هر نوع گرايش حزبی علیه تجاوز و اعدام خواهد خروشيد و دست یاریگر مردم ایران را در تحقق رویای ایران بدون اعدام خواهد فشرد. بزودی جزئیات مربوط به چگونگی حمایت ، یاری و پیوستن به بنیاد را خواهم گفت.
امیدوارم روح ریحانه از این سرباز غمگین اما دادخواه، خوشنود باشد .
@Icaeir
در سالگرد اعدام ظالمانه ریحانه جباری
نوشته ای از حسن صالحی که اولین بار بعد از اعدام ریحانه در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
دژخیمان جمهوری اسلامی، ریحانه جباری را اعدام کردند. خیال می کنند با به دار آویختن آرزوهای یک دختر جوان و گرفتن جان او می توانند گریبان خود را از موج فزاینده خشم و اعتراض عمومی مردم خلاص کنند. این جانیان هر جرم و جنایتی مرتکب می شوند به عکس خود تبدیل می شود. در همان روز اعدام، فضای التهابی در شهرهای مختلف ایران علیه اسید پاشی به زنان بالا رفته بود. مردمان بسیاری از این اعدام ابراز خشم کردند و با خانواده ی وی ابراز همدردی کردند. ریحانه فقط به یک خانواده تعلق نداشت. او در دل همه جا داشت. در قلب میلیونها انسان که برای نجات او، از تهران و اصفهان و شیراز گرفته تا نیویورک و استکهلم و فرانکفورت و لندن و سیدنی و توکیو و تورنتو و خلاصه در همه جای دنیا به حرکت در آمدند.
در هرحال جمهوری اسلامی بازنده این نبرد است. درست است که ریحانه عزیز دیگر در میان ما نیست. ولی مقاومت و ایستادگی این زن شجاع در مقابل دژخیمان زبانزد همگان است. پایداری او در برابر بی حقوقی و دفاع او از حقیقت الهام بخش همه ماست. در همانحال صف قاتلان او رسواتر و بی آبروتر شده است.
جمهوری اسلامی همیشه یک رژیم ضد زن و متجاوزگر بوده است. اما با فریاد مظلوم خواهی و حق طلبانه ریحانه هر چه بیشتر در انظار بین المللی روشن شد که این رژیم در مقابل قربانیان تجاوز جنسی از متجاوزین حمایت می کند. این زن به سمیل بی حقوقی زنان در ایران و در عین حال ایستادگی در مقابل این بی حقوقی تبدیل شد.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دستگاه قصابی کردن مردم بی گناه و قتل و جنایت های بیشمار در ایران بوده است. در جریان کمپین نجات ریحانه بر جهانیان روشن شد که این دستگاه قضایی چقدر با استانداردهای محاکمه عادلانه ضدیت دارد. نهادهای بین المللی نظام قضائی اسلامی را بزیر سئوال بردند. به مرکز توجه راندن عقب ماندگی سیستم قضائی اسلامی یک دستاورد جنبش برای آزادی ریحانه بود.
مبارزه برای لغو حکم اعدام یک جنبش قوی در ایران بوده است. ولی با کمپین نجات ریحانه جنبش علیه اعدام ابعاد گسترده تری به خود گرفت. ماجرای دردناک یک دختر جوان که مورد تعرض جسمی قرار می گیرد و با ضربه چاقو از خود دفاع می کند و سپس محکوم به مرگ می شود، نه تنها یک جامعه بلکه دنیا را درگیر این مسئله کرد. از دختران دبیرستانی گرفته تا هنرمندان کشور همه نسبت به این پرونده از خود واکنش نشان دادند. مردمان بیشتری پی بردند که اعدام قتل عمد دولتی است و باید ملغی شود. در متن تلاش برای لغو حکم اعدام، اعتراض علیه نظام غیر عادلانه قضایی جمهوری اسلامی نیز بالا گرفت و برقراری یک دادگستری مستقل و تامین عدالت قضایی برای همه به یک گفتمان جدی تبدیل شد.
در همه جبهه هایی که ذکر آن رفت، جمهوری اسلامی بازنده بود و جنبش آزادیخواهی مردم به جلو آمد. ایستادگی ریحانه و صدای حق خواهی و دل نوشته های او دلهای بسیاری را گرم و روشن کرد. بی دلیل نیست که بسیاری از مردمان شریف ایران و جهان در سوگ نبود او اشک می ریزند و مملو از نفرت علیه جمهوری اسلامی می شوند. این زن بیدادگری اسلامی را به چالش کشید. خودش متاسفانه در این نبرد از پای در آمد ولی منبع الهامی است برای همه که در مبارزه برای حق و حقیقت باید ایستاد و مقاومت کرد.
برای جلوگیری از اعدام، بی حقوقی زنان و هزار و یک مشقت دیگر باید با قدرت اتحاد بیشتری به میدان آمد. مجازات اعدام باید لغو شود. سیستم قضائی جنایتکارانه جمهوری اسلامی باید به طور کامل منحل شود. همه قوانین ضد زن باید ملغی گردند. دین از دولت باید جدا شود. عادلانه ترین موازین قضایی در کشور باید تضمین شود. برابری کامل و بی قید و شرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی باید فورا اعلام شود. حق حیات و مصونیت جسمی و روحی افراد از هر نوع تعرض باید تضمین شود. اینها در کنار حق معاش، حق آموزش، حق فراغت، حق سلامتی، آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده و اجتماعات و غیره پایه اترین حقوقی هستند که مردم باید از آنها برخوردار باشند.
متعهد شویم که با مبارزه جانانه علیه جمهوری اسلامی پرچم این خواستها و شعارها را بدست بگیریم و با سرنگونی رژیم اسلامی این خواستها را به قانون کشور تبدیل کرده و آنها را عملی کنیم.
@Icaeir
نوشته ای از حسن صالحی که اولین بار بعد از اعدام ریحانه در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
دژخیمان جمهوری اسلامی، ریحانه جباری را اعدام کردند. خیال می کنند با به دار آویختن آرزوهای یک دختر جوان و گرفتن جان او می توانند گریبان خود را از موج فزاینده خشم و اعتراض عمومی مردم خلاص کنند. این جانیان هر جرم و جنایتی مرتکب می شوند به عکس خود تبدیل می شود. در همان روز اعدام، فضای التهابی در شهرهای مختلف ایران علیه اسید پاشی به زنان بالا رفته بود. مردمان بسیاری از این اعدام ابراز خشم کردند و با خانواده ی وی ابراز همدردی کردند. ریحانه فقط به یک خانواده تعلق نداشت. او در دل همه جا داشت. در قلب میلیونها انسان که برای نجات او، از تهران و اصفهان و شیراز گرفته تا نیویورک و استکهلم و فرانکفورت و لندن و سیدنی و توکیو و تورنتو و خلاصه در همه جای دنیا به حرکت در آمدند.
در هرحال جمهوری اسلامی بازنده این نبرد است. درست است که ریحانه عزیز دیگر در میان ما نیست. ولی مقاومت و ایستادگی این زن شجاع در مقابل دژخیمان زبانزد همگان است. پایداری او در برابر بی حقوقی و دفاع او از حقیقت الهام بخش همه ماست. در همانحال صف قاتلان او رسواتر و بی آبروتر شده است.
جمهوری اسلامی همیشه یک رژیم ضد زن و متجاوزگر بوده است. اما با فریاد مظلوم خواهی و حق طلبانه ریحانه هر چه بیشتر در انظار بین المللی روشن شد که این رژیم در مقابل قربانیان تجاوز جنسی از متجاوزین حمایت می کند. این زن به سمیل بی حقوقی زنان در ایران و در عین حال ایستادگی در مقابل این بی حقوقی تبدیل شد.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دستگاه قصابی کردن مردم بی گناه و قتل و جنایت های بیشمار در ایران بوده است. در جریان کمپین نجات ریحانه بر جهانیان روشن شد که این دستگاه قضایی چقدر با استانداردهای محاکمه عادلانه ضدیت دارد. نهادهای بین المللی نظام قضائی اسلامی را بزیر سئوال بردند. به مرکز توجه راندن عقب ماندگی سیستم قضائی اسلامی یک دستاورد جنبش برای آزادی ریحانه بود.
مبارزه برای لغو حکم اعدام یک جنبش قوی در ایران بوده است. ولی با کمپین نجات ریحانه جنبش علیه اعدام ابعاد گسترده تری به خود گرفت. ماجرای دردناک یک دختر جوان که مورد تعرض جسمی قرار می گیرد و با ضربه چاقو از خود دفاع می کند و سپس محکوم به مرگ می شود، نه تنها یک جامعه بلکه دنیا را درگیر این مسئله کرد. از دختران دبیرستانی گرفته تا هنرمندان کشور همه نسبت به این پرونده از خود واکنش نشان دادند. مردمان بیشتری پی بردند که اعدام قتل عمد دولتی است و باید ملغی شود. در متن تلاش برای لغو حکم اعدام، اعتراض علیه نظام غیر عادلانه قضایی جمهوری اسلامی نیز بالا گرفت و برقراری یک دادگستری مستقل و تامین عدالت قضایی برای همه به یک گفتمان جدی تبدیل شد.
در همه جبهه هایی که ذکر آن رفت، جمهوری اسلامی بازنده بود و جنبش آزادیخواهی مردم به جلو آمد. ایستادگی ریحانه و صدای حق خواهی و دل نوشته های او دلهای بسیاری را گرم و روشن کرد. بی دلیل نیست که بسیاری از مردمان شریف ایران و جهان در سوگ نبود او اشک می ریزند و مملو از نفرت علیه جمهوری اسلامی می شوند. این زن بیدادگری اسلامی را به چالش کشید. خودش متاسفانه در این نبرد از پای در آمد ولی منبع الهامی است برای همه که در مبارزه برای حق و حقیقت باید ایستاد و مقاومت کرد.
برای جلوگیری از اعدام، بی حقوقی زنان و هزار و یک مشقت دیگر باید با قدرت اتحاد بیشتری به میدان آمد. مجازات اعدام باید لغو شود. سیستم قضائی جنایتکارانه جمهوری اسلامی باید به طور کامل منحل شود. همه قوانین ضد زن باید ملغی گردند. دین از دولت باید جدا شود. عادلانه ترین موازین قضایی در کشور باید تضمین شود. برابری کامل و بی قید و شرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی باید فورا اعلام شود. حق حیات و مصونیت جسمی و روحی افراد از هر نوع تعرض باید تضمین شود. اینها در کنار حق معاش، حق آموزش، حق فراغت، حق سلامتی، آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده و اجتماعات و غیره پایه اترین حقوقی هستند که مردم باید از آنها برخوردار باشند.
متعهد شویم که با مبارزه جانانه علیه جمهوری اسلامی پرچم این خواستها و شعارها را بدست بگیریم و با سرنگونی رژیم اسلامی این خواستها را به قانون کشور تبدیل کرده و آنها را عملی کنیم.
@Icaeir
ریحانه را اعدام کردند اما ریحانه برای ما همیشه زنده است
شیرین شمس
روز دهم اکتبر، روز جهانی علیه اعدام هست. وقتی صحبت از روز جهانی علیه اعدام می شود، یعنی بشریت به درجه ای از شعور و آگاهی رسیده که بدون خشونت، انتقام، قتل عمد و مجازات مرگ بتواند زندگی کند. قطعا برای این درجه از شعور و آگاهی مبارزه کرده که یک روز جهانی اعلام و آن را در تقویم مبارازت خود ثبت کرده است.
این شعور و آگاهی امروز در جامعه ایران تحت عنوان جنبش علیه اعدام، خودش را به رخ جمهوری اسلامی میکشد و چقدر بجا و به موقع این حاکمیت قرون وسطایی که قتل عمد را رسمی و قانونی کرده و به اجرا در می آورد را به چالش سیاسی کشانده و در سطح جهان بی آبرو کرده است.
این تصویر در پنجم اکتبر۲۰۱۴ از پیکت اعتراضی سازمان جوانان کمونیست و کمیته بین المللی علیه اعدام در مرکز شهر استکهلم در اعتراض به اعدام ریحانه جباری گرفته شده.
ریحانه را اعدام کردند اما ریحانه برای ما همیشه زنده است.
آزادی هرگز نمی میرد.
@Icaeir
شیرین شمس
روز دهم اکتبر، روز جهانی علیه اعدام هست. وقتی صحبت از روز جهانی علیه اعدام می شود، یعنی بشریت به درجه ای از شعور و آگاهی رسیده که بدون خشونت، انتقام، قتل عمد و مجازات مرگ بتواند زندگی کند. قطعا برای این درجه از شعور و آگاهی مبارزه کرده که یک روز جهانی اعلام و آن را در تقویم مبارازت خود ثبت کرده است.
این شعور و آگاهی امروز در جامعه ایران تحت عنوان جنبش علیه اعدام، خودش را به رخ جمهوری اسلامی میکشد و چقدر بجا و به موقع این حاکمیت قرون وسطایی که قتل عمد را رسمی و قانونی کرده و به اجرا در می آورد را به چالش سیاسی کشانده و در سطح جهان بی آبرو کرده است.
این تصویر در پنجم اکتبر۲۰۱۴ از پیکت اعتراضی سازمان جوانان کمونیست و کمیته بین المللی علیه اعدام در مرکز شهر استکهلم در اعتراض به اعدام ریحانه جباری گرفته شده.
ریحانه را اعدام کردند اما ریحانه برای ما همیشه زنده است.
آزادی هرگز نمی میرد.
@Icaeir
در سومین سالگرد اعدام ریحانه جباری
مینا احدی
شبی که ریحانه در آخرین ساعات آن اعدام شد. اینجا کلن است در مقابل کلیسای مرکزی شهر به فراخوان فوری ما در بعد از ظهر روز ٢٤ اکتبر ، در کلن و استکهلم و دیگر شهرها در اروپا فریاد ننگ بر حکومت اعدام، ریحانه را اعدام نکنید، زده شد. ما بسیاری که در دنیا فراخوان یک کمپین علیه این جنایت بیشرمانه حکومت اسلامی را داده بودیم، آنشب تا سحر بیدار بودیم، از نازنین افشین و شبنم اسداللهی و شادی پاوه تا هنرمندان و فعالین علیه اعدام از ایتالیا و فرانسه و آلمان، همه و همه نگران بودیم ببینیم در این لحظات آخر و در هنگام رویت آفتاب درروز ٣ آبان چه میشود.
نخست سایت تسنیم، سایت وحشت حکومت اسلامی سایت وابسته به سپاه و اطاق فکر حکومت جنایت اسلامی، خبر اعدام را اعلام کرد. بدین ترتیب ما در دنیا با بهت و حیرت شاهد بودیم که چکیده رذالت اسلامی به دنیا نشان داده شد. آنجا حکومت گرگان و جنایتکاران اسلامی است. آنجا دختر جوان و خوشفکر و انسان دوست را بدلیل اینکه یک سپاهی ، یک وابسته وزارت اطلاعات که با مقام دکتری مشغول داد و ستد بود، و سیستمی را نمایندگی میکرد که خود را صاحب مال و جان و زندگی و عواطف و احساسات مردم میدانند، این سپاهی رذل میخواسته از دختر جوان و زیبایی که به دام او افتاده کامجویی کند. این دختر مقاومت میکند و همواره هم گفت که یک مرد دیگر در آنجا بود. دعواهای بین دزدان و اختلاس کنندگان میلیاردی را به این واقعه اضافه کنید تا بفهمید چرا دوندگی کردند تا ریحانه را بکشند. گفتند که سربندی علی وار بر سر نماز و در حال سجده از طرف یک دختر " تن فروش" !! مورد تعرض قرار گرفت. گفتند که بر پیشانی مردک جای مهر و در دستان کثیفش همواره تسبیح در حال چرخیدن بود. و ما گفتیم بهمین دلیل او هم یکی از شما هاست که با پرچم اسلام و قران میزنید و می کشید و چپاول میکنید و بی دلیل نیست که همین دیروز مردم علیه این دستگاه اسلامی شعار میدهند "اسلام را پله کردید مردم را ذله کردید".
آری ریحانه که در سراسر جهان قلب میلیونها نفررا بهم وصل کرده بود و بشریت بپا خاسته بود تا اورا نجات دهد، متاسفانه اعدام شد در عین حال میخواستند پیام های دیگری هم به ما بدهند. به ما مسئولین این کمپین و به ٢٣٢ هزار و ٤ نفر مردمی که طومار اعتراضی ما را امضا کرده و در همه جا از ریحانه حرف میزدند. این کمپین تیر خلاص به اعدام زنان و دخترانی بود که در مقابل تعرض به خود ، در شرایط حاد از خود دفاع میکنند. این کمپین در عین حال رذالت و فضاحت اعدام را علی العموم در مقابل چشم همگان میگرفت. به ما میخواستند بگویند که علیرغم بپا خاستن دنیا این بار برخلاف کمپین سکینه محمدی آشتیانی کوتاه نمیایند چون حیاتشان به طناب دار وابسته است. بویژه در مقابل دختران و زنان عاصی و سرکش در ایران میخواهند ضرب شست نشان دهند .
ما فراخوان دهندگان کمپین البته در جریان این کمپین بسیار چیزها دیدیم و تصویر زشت یک جنبش و فعالین آنرا در این رویارویی مهم یکبار دیگر تجربه کردیم. جنبش ملی اسلامی و عمله و اکره آنها در دنیا. جنبش بزک کردن دستگاه حکومت اسلامی ! از کسانی که همواره در مقابل کمپین هایی که میگیرد و دنیا را متوجه جنایات حکومت اسلامی میکند، کمپین هایی که تیر خلاص به سنگسار و اعدام میزند، بلند شده و همواره به ما و به من حمله میکنند که استفاده سیاسی میکنید !! ، تو گویی که علیه یک حکومت که سیاسی اعدام میکند باید فقط التماس و ناله کرد و سیاسی حرف نزد، تو گویی مستقل ها که همواره از حزب و تشکل و سازمان میهراسند و علیه تشکل ها نغمه سرایی میکنند، خودشان کاری کرده و حرفی زده و کمپینی سازمان داده اند که الگوی ما باشد . اگر کمپین علیه اعدام میکنیم و چهره میسازیم و در مقابل چشم آن جامعه محبوب میشویم به قبای کسانی بر میخورد. برای مقابله با این سیستم آدمکشی! سه سال است که از اعدام ریحانه گذشته و ده سال از کمپین سکینه محمدی آشتیانی گذشته ، بیلان مستقل ها و حمله کنندگان به ما کدام حرکت اجتماعی است که دنیا را متوجه چیزی بکند.
ایران دوران بازنگری و یک رنسانس فکری را میگذراند و بنظر من یکی از مسائل حل و فصل کردن همین هجمات به فعالیتهای سازمانهای سیاسی و از جمله کمیته علیه اعدام و یا حزب کمونیست کارگری ایران در مبارزه علیه این جنایات در ایران هست. میگویند علیه اعدام کار میکنید تا برای خود توشه سیاسی جمع کنید . علیه اعدام مبارزه میکنیم چون علیه همه نوع ستم و نابرابری و ظلم هستیم و سنگسار و اعدام در راس نقض حقوق انسانی قرار دارند، علیه اعدام خوب مبارزه کردیم چرا که معتقدیم اعدام قتل عمد دولتی است و این گفتمان را با عرق جبین در جنبش علیه اعدام جا انداختیم، کسی نگران این بخش است رسما اعلام کند، کسانی آیا میخواهند اعدام را برای آینده نگاه دارند فقط در ابعاد کمتر، نه این دیگر قابل اجرا نیست در آینده چرا که به
مینا احدی
شبی که ریحانه در آخرین ساعات آن اعدام شد. اینجا کلن است در مقابل کلیسای مرکزی شهر به فراخوان فوری ما در بعد از ظهر روز ٢٤ اکتبر ، در کلن و استکهلم و دیگر شهرها در اروپا فریاد ننگ بر حکومت اعدام، ریحانه را اعدام نکنید، زده شد. ما بسیاری که در دنیا فراخوان یک کمپین علیه این جنایت بیشرمانه حکومت اسلامی را داده بودیم، آنشب تا سحر بیدار بودیم، از نازنین افشین و شبنم اسداللهی و شادی پاوه تا هنرمندان و فعالین علیه اعدام از ایتالیا و فرانسه و آلمان، همه و همه نگران بودیم ببینیم در این لحظات آخر و در هنگام رویت آفتاب درروز ٣ آبان چه میشود.
نخست سایت تسنیم، سایت وحشت حکومت اسلامی سایت وابسته به سپاه و اطاق فکر حکومت جنایت اسلامی، خبر اعدام را اعلام کرد. بدین ترتیب ما در دنیا با بهت و حیرت شاهد بودیم که چکیده رذالت اسلامی به دنیا نشان داده شد. آنجا حکومت گرگان و جنایتکاران اسلامی است. آنجا دختر جوان و خوشفکر و انسان دوست را بدلیل اینکه یک سپاهی ، یک وابسته وزارت اطلاعات که با مقام دکتری مشغول داد و ستد بود، و سیستمی را نمایندگی میکرد که خود را صاحب مال و جان و زندگی و عواطف و احساسات مردم میدانند، این سپاهی رذل میخواسته از دختر جوان و زیبایی که به دام او افتاده کامجویی کند. این دختر مقاومت میکند و همواره هم گفت که یک مرد دیگر در آنجا بود. دعواهای بین دزدان و اختلاس کنندگان میلیاردی را به این واقعه اضافه کنید تا بفهمید چرا دوندگی کردند تا ریحانه را بکشند. گفتند که سربندی علی وار بر سر نماز و در حال سجده از طرف یک دختر " تن فروش" !! مورد تعرض قرار گرفت. گفتند که بر پیشانی مردک جای مهر و در دستان کثیفش همواره تسبیح در حال چرخیدن بود. و ما گفتیم بهمین دلیل او هم یکی از شما هاست که با پرچم اسلام و قران میزنید و می کشید و چپاول میکنید و بی دلیل نیست که همین دیروز مردم علیه این دستگاه اسلامی شعار میدهند "اسلام را پله کردید مردم را ذله کردید".
آری ریحانه که در سراسر جهان قلب میلیونها نفررا بهم وصل کرده بود و بشریت بپا خاسته بود تا اورا نجات دهد، متاسفانه اعدام شد در عین حال میخواستند پیام های دیگری هم به ما بدهند. به ما مسئولین این کمپین و به ٢٣٢ هزار و ٤ نفر مردمی که طومار اعتراضی ما را امضا کرده و در همه جا از ریحانه حرف میزدند. این کمپین تیر خلاص به اعدام زنان و دخترانی بود که در مقابل تعرض به خود ، در شرایط حاد از خود دفاع میکنند. این کمپین در عین حال رذالت و فضاحت اعدام را علی العموم در مقابل چشم همگان میگرفت. به ما میخواستند بگویند که علیرغم بپا خاستن دنیا این بار برخلاف کمپین سکینه محمدی آشتیانی کوتاه نمیایند چون حیاتشان به طناب دار وابسته است. بویژه در مقابل دختران و زنان عاصی و سرکش در ایران میخواهند ضرب شست نشان دهند .
ما فراخوان دهندگان کمپین البته در جریان این کمپین بسیار چیزها دیدیم و تصویر زشت یک جنبش و فعالین آنرا در این رویارویی مهم یکبار دیگر تجربه کردیم. جنبش ملی اسلامی و عمله و اکره آنها در دنیا. جنبش بزک کردن دستگاه حکومت اسلامی ! از کسانی که همواره در مقابل کمپین هایی که میگیرد و دنیا را متوجه جنایات حکومت اسلامی میکند، کمپین هایی که تیر خلاص به سنگسار و اعدام میزند، بلند شده و همواره به ما و به من حمله میکنند که استفاده سیاسی میکنید !! ، تو گویی که علیه یک حکومت که سیاسی اعدام میکند باید فقط التماس و ناله کرد و سیاسی حرف نزد، تو گویی مستقل ها که همواره از حزب و تشکل و سازمان میهراسند و علیه تشکل ها نغمه سرایی میکنند، خودشان کاری کرده و حرفی زده و کمپینی سازمان داده اند که الگوی ما باشد . اگر کمپین علیه اعدام میکنیم و چهره میسازیم و در مقابل چشم آن جامعه محبوب میشویم به قبای کسانی بر میخورد. برای مقابله با این سیستم آدمکشی! سه سال است که از اعدام ریحانه گذشته و ده سال از کمپین سکینه محمدی آشتیانی گذشته ، بیلان مستقل ها و حمله کنندگان به ما کدام حرکت اجتماعی است که دنیا را متوجه چیزی بکند.
ایران دوران بازنگری و یک رنسانس فکری را میگذراند و بنظر من یکی از مسائل حل و فصل کردن همین هجمات به فعالیتهای سازمانهای سیاسی و از جمله کمیته علیه اعدام و یا حزب کمونیست کارگری ایران در مبارزه علیه این جنایات در ایران هست. میگویند علیه اعدام کار میکنید تا برای خود توشه سیاسی جمع کنید . علیه اعدام مبارزه میکنیم چون علیه همه نوع ستم و نابرابری و ظلم هستیم و سنگسار و اعدام در راس نقض حقوق انسانی قرار دارند، علیه اعدام خوب مبارزه کردیم چرا که معتقدیم اعدام قتل عمد دولتی است و این گفتمان را با عرق جبین در جنبش علیه اعدام جا انداختیم، کسی نگران این بخش است رسما اعلام کند، کسانی آیا میخواهند اعدام را برای آینده نگاه دارند فقط در ابعاد کمتر، نه این دیگر قابل اجرا نیست در آینده چرا که به
یمن همین کمپین ها دیگر کسی در آن کشور نمیتواند مهر سیاستمدار بر پیشانی زده و از اعدام دفاع کند.
این نوع کمپین ها نشان داد که در ایران انجمنی مثل انجمن امام علی رسما بخشی از این دستگاه است . بعد از اعدام ریحانه این انجمن کذایی که کودکان فقیر را طفلان مسلم نام می نهد و زیر دست و پای وزارت اطلاعات میخواهد نقش سازمان غیر دولتی و خیریه را بازی کند، نوشت : اگر ریحانه نجات می یافت این کمپین میگفت به اهداف خود رسیدیم و اگر اعدام میشد که شد اینها اعدام پیکر انسانی راهمانند پرچمی بر فراز دار افراشته ومیگفتند ادعای گروههای سیاسی به اثبات رسید، و در جایی نوشت بعد از اعدام ریحانه فراخوان دهندگان کمپین بیانیه ای دادند و از پیروزی خود حرف زدند. تف بر این بیشرمی آشکار . ما گفتیم و نوشتیم و گریه کردیم که یک انسان یک دختر بیگناه کشته شد و همه حمله ما در طول ٩ ماه کمپین متوجه سیستم قضایی و زندانهای حکومت و سرکوب و شکنجه و رذالت اسلامی بود و پاسخ همه حملات حکومت اسلامی و قاضی تردست و بقیه را به کمپین دادیم که اسنادش موجود است، ما در عین حال در طول کمپین حواسمان به خرابکاری های انجمن کذایی و جنبش ملی اسلامی بود از شاعری همانند هیلا صدیقی تا کسانی که فکر میکردند نباید علیه سیستم حرف زد و فقط باید با خانواده مقتول صحبت کرد و هر نوع افشاگری از موقعیت سربندی و یا دستگاه چپاول اسلامی که سربندی جزیی از آن بود را به پای عصبانی شدن خانواده مقتول میگذاشتند ، نشان دادند از کدام آبشخور میخورند.
برای ما در این بلبشویی سیاسی فقط یک چیز اهمیت داشت دفاع از ریحانه و نشان دادن دستگاه جنایت و بی حرمتی ای که او متاسفانه در آنجا اسیر شده است. ریحانه اما بهتر از همه از خودش دفاع کرد. کوتاه نیامد و ماهیت اینها را عریان جلوی چشم جامعه جهانی قرار داد.
در سومین سالگرد اعدام ریحانه باز هم میگویم . من در شب ٣ آبان با اعدام ریحانه زانوانم لرزید، این اعدام چکیده رذالت دستگاهی بود که مغز همه را منجمد میکند . ولی اینها همین هستند و مدافعین اینها چه آنها که میگویند کمپین نکنید و چه آنها که از سر حسادت و یا کوته بینی نوشتند که کمپین بلد نیستید و همه برویم در خانه بنشنیم و چه آنها که در کنار حکومت و کر دسته جمعی او قرار گفتند که سیاسی نکنید و سازمانها و احزاب دخالت نکنند و غیره و غیره همه دیدند و این سه سال گذشته تجربه کردند که باید گفت و نوشت و کمپین گذاشت در غیر اینصورت میکشد و کسی نمیداند چه کسانی را کشته و از اعدام شدگان فقط شماره ای در اذهان میماند، روحانی ٥٤٥ نفر را در یکسال گذشته اعدام کرد من اینرا ابدا نمیخواهم. همه این ٥٤٥ نفر زندگی و خانواده و افکار و عقاید و دل نوشته دارند، اینرا باید در دنیا جار زد.
@Icaeir
این نوع کمپین ها نشان داد که در ایران انجمنی مثل انجمن امام علی رسما بخشی از این دستگاه است . بعد از اعدام ریحانه این انجمن کذایی که کودکان فقیر را طفلان مسلم نام می نهد و زیر دست و پای وزارت اطلاعات میخواهد نقش سازمان غیر دولتی و خیریه را بازی کند، نوشت : اگر ریحانه نجات می یافت این کمپین میگفت به اهداف خود رسیدیم و اگر اعدام میشد که شد اینها اعدام پیکر انسانی راهمانند پرچمی بر فراز دار افراشته ومیگفتند ادعای گروههای سیاسی به اثبات رسید، و در جایی نوشت بعد از اعدام ریحانه فراخوان دهندگان کمپین بیانیه ای دادند و از پیروزی خود حرف زدند. تف بر این بیشرمی آشکار . ما گفتیم و نوشتیم و گریه کردیم که یک انسان یک دختر بیگناه کشته شد و همه حمله ما در طول ٩ ماه کمپین متوجه سیستم قضایی و زندانهای حکومت و سرکوب و شکنجه و رذالت اسلامی بود و پاسخ همه حملات حکومت اسلامی و قاضی تردست و بقیه را به کمپین دادیم که اسنادش موجود است، ما در عین حال در طول کمپین حواسمان به خرابکاری های انجمن کذایی و جنبش ملی اسلامی بود از شاعری همانند هیلا صدیقی تا کسانی که فکر میکردند نباید علیه سیستم حرف زد و فقط باید با خانواده مقتول صحبت کرد و هر نوع افشاگری از موقعیت سربندی و یا دستگاه چپاول اسلامی که سربندی جزیی از آن بود را به پای عصبانی شدن خانواده مقتول میگذاشتند ، نشان دادند از کدام آبشخور میخورند.
برای ما در این بلبشویی سیاسی فقط یک چیز اهمیت داشت دفاع از ریحانه و نشان دادن دستگاه جنایت و بی حرمتی ای که او متاسفانه در آنجا اسیر شده است. ریحانه اما بهتر از همه از خودش دفاع کرد. کوتاه نیامد و ماهیت اینها را عریان جلوی چشم جامعه جهانی قرار داد.
در سومین سالگرد اعدام ریحانه باز هم میگویم . من در شب ٣ آبان با اعدام ریحانه زانوانم لرزید، این اعدام چکیده رذالت دستگاهی بود که مغز همه را منجمد میکند . ولی اینها همین هستند و مدافعین اینها چه آنها که میگویند کمپین نکنید و چه آنها که از سر حسادت و یا کوته بینی نوشتند که کمپین بلد نیستید و همه برویم در خانه بنشنیم و چه آنها که در کنار حکومت و کر دسته جمعی او قرار گفتند که سیاسی نکنید و سازمانها و احزاب دخالت نکنند و غیره و غیره همه دیدند و این سه سال گذشته تجربه کردند که باید گفت و نوشت و کمپین گذاشت در غیر اینصورت میکشد و کسی نمیداند چه کسانی را کشته و از اعدام شدگان فقط شماره ای در اذهان میماند، روحانی ٥٤٥ نفر را در یکسال گذشته اعدام کرد من اینرا ابدا نمیخواهم. همه این ٥٤٥ نفر زندگی و خانواده و افکار و عقاید و دل نوشته دارند، اینرا باید در دنیا جار زد.
@Icaeir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی اختتامیه مینا احدی سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام در مراسم یاد بود ریحانه جباری در کشور آلمان
٢٤ اکتبر ٢٠١٥
@Icaeir
٢٤ اکتبر ٢٠١٥
@Icaeir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به کمیته بین المللی علیه اعدام بپیوندید.
@Icaeir
@Icaeir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان یدی محمودی در مراسم سالگرد ریحانه جباری در تورنتو میدان مل لستمن
@Icaeir
@Icaeir
خبر فوری ؛
وزارت اطلاعات، رامین حسین پناهی بزودی اعدام خواهد شد
صبح امروز نهایتا بعدا ۱۲٤ روز وزارت اطلاعات تایید کرد کە رامین در بازداشت آنها قرار دارد، مادرم همراە با خواهرم امروز در ادارە اطلاعات سنندج بە آنها ابلاغ شد کە بلە رامین در اختیار آنهاست و بروید و هرگز وی را نخواهید دید، چراکە وی همینجا اعدام خواهد شد.
بعد از اعلام این خبر مادرم بطور بیهوشی بە بیمارستان منتقل شدە است.
امجد حسين پناهى
لينك سايت كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
http://www.cfppiran.com
لينك سايت بيست ژوئن كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
Www.20juneiran.wordpress.com
لينك فيس بوك كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
https://www.facebook.com/
لينك كانال كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
zendani.siasi
https://t.me/CFPPI
لينك گروه تلگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
https://t.me/joinchat/AAAAAEDYe3d_indjKJZF_g
لينك اينستاگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
https://www.instagram.com/zendani.siasi
ايميل كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
freepoliticalprisoners@gmail.com
وزارت اطلاعات، رامین حسین پناهی بزودی اعدام خواهد شد
صبح امروز نهایتا بعدا ۱۲٤ روز وزارت اطلاعات تایید کرد کە رامین در بازداشت آنها قرار دارد، مادرم همراە با خواهرم امروز در ادارە اطلاعات سنندج بە آنها ابلاغ شد کە بلە رامین در اختیار آنهاست و بروید و هرگز وی را نخواهید دید، چراکە وی همینجا اعدام خواهد شد.
بعد از اعلام این خبر مادرم بطور بیهوشی بە بیمارستان منتقل شدە است.
امجد حسين پناهى
لينك سايت كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
http://www.cfppiran.com
لينك سايت بيست ژوئن كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
Www.20juneiran.wordpress.com
لينك فيس بوك كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
https://www.facebook.com/
لينك كانال كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
zendani.siasi
https://t.me/CFPPI
لينك گروه تلگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
https://t.me/joinchat/AAAAAEDYe3d_indjKJZF_g
لينك اينستاگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
https://www.instagram.com/zendani.siasi
ايميل كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى
freepoliticalprisoners@gmail.com
اعتراض شماری از نمایندگان مجلس سوئد و مدافعین حقوق انسان در ساختمان پارلمان این کشور به حکم اعدام احمد رضا جلالی.
@Icaeir
@Icaeir
وزارت اطلاعات حکومت اسلامی برای زهر چشم گرفتن از یک زن آزاده او را روانه تیمارستان کرد!
لیلا میرغفاری یک نمونه از زنان و مردم آزاده ای است که دیگر جانشان از حکومت اسلامی و سرکوبگریها و دزدی و فساد و ارتشا این حکومت به سر رسیده، او با یک دوربین در دست ، به افشاگری شجاعانه علیه حکومت مشغول بود و در مدیای اجتماعی چنان توجهی بخود جلب کرده بود که حکومتی ها را وادار کرد به یک سوال او پاسخ دهند. در این ویدئو افشاگری لیلا غفاری را می بینید که منجر به دستگیری او از سوی وزارت اطلاعات و رهسپار شدن به بیمارستان روانی و شوک الکتریکی شد.
https://www.youtube.com/watch?v=0EP0HDATCxI
او از بیمارستان روانی روزبه پیامی فرستاده و از همه فعالین مدافع حقوق انسانی در ایران و دنیا خواسته است به یاری وی بشتابند. او میگوید ٤ مهر ماه با ضرب و شتم دستگیر شدم و در ابتدا به دادسرای شهید مقدس و اوین منتقل شدم و سپس گفتند وزارت اطلاعات میخواهد مرا به بند ٢٠٩ منتقل کند ولی آنها مرا به بیمارستان روزبه منتقل کردند و زیر فشار روحی و روانی هستم. فرزندم را سی روز است که ندیده ام و هدف اینها اینست که من به بیماری روحی مبتلا شدم، از طریق شکنجه روحی و شوک الکتریکی!
این پاسخ حکومت اسلامی به زنان آزاده در ایران است چرا که زندان و شکنجه و اوین و ٢٠٩ دیگر اثر ندارد. اطاق فکر حکومت تصمیم گرفته است چنین رفتار بیشرمانه ای انجام دهد و لیلا میر غفاری اکنون اسیر وزارت اطلاعات است و میخواهند از این طریق به همه زنان آزاده ای که دیگر رسما حجاب را پس زده اند، به همه مالباختگان که شب و روز علیه دزدی و چپاول حکومت شعار میدهند به همه معترضین به آقا زاده ها و در مجموع به مردم ایران که بپا خاسته اند و این دستگاه زور و ستم را به چالش گرفته اند بگویند داعش در ایران برای مقابله با فعالین شوک الکتریکی میدهد و مادر و فرزند را از هم جدا کرده و مادر را روانه تیمارستان میکند چرا که به حکومت اعتراض کرده است.
پیش از این، لیلا میر غفاری، آبان ماه سال ۹۴ در جریان یک تجمع اعتراضی در مقابل زندان اوین بههمراه چند نفر دیگر بازداشت و پس از انتقال به زندانهای اوین و قرچک ورامین در آذرماه همان سال با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
لیلا میر غفاری یک بار نیز در آذرماه سال ۹۵ به دلیل شرکت در مراسم سالگرد ریحانه جباری در بهشتزهرا احضار و بازجویی شده بود.
دو ویدئو کلیپ دیگر میرغفاری که در مدیای اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفتند.
https://www.youtube.com/watch?v=9Ct7fg2pLN8
https://www.youtube.com/watch?v=p4O8NYdPn0c
به این رفتار وحشیانه حکومت اسلامی باید متحدانه و در همه جا اعتراض کرد..
مینا احدی
٢٧ اکتبر ٢٠١٧
لیلا میرغفاری یک نمونه از زنان و مردم آزاده ای است که دیگر جانشان از حکومت اسلامی و سرکوبگریها و دزدی و فساد و ارتشا این حکومت به سر رسیده، او با یک دوربین در دست ، به افشاگری شجاعانه علیه حکومت مشغول بود و در مدیای اجتماعی چنان توجهی بخود جلب کرده بود که حکومتی ها را وادار کرد به یک سوال او پاسخ دهند. در این ویدئو افشاگری لیلا غفاری را می بینید که منجر به دستگیری او از سوی وزارت اطلاعات و رهسپار شدن به بیمارستان روانی و شوک الکتریکی شد.
https://www.youtube.com/watch?v=0EP0HDATCxI
او از بیمارستان روانی روزبه پیامی فرستاده و از همه فعالین مدافع حقوق انسانی در ایران و دنیا خواسته است به یاری وی بشتابند. او میگوید ٤ مهر ماه با ضرب و شتم دستگیر شدم و در ابتدا به دادسرای شهید مقدس و اوین منتقل شدم و سپس گفتند وزارت اطلاعات میخواهد مرا به بند ٢٠٩ منتقل کند ولی آنها مرا به بیمارستان روزبه منتقل کردند و زیر فشار روحی و روانی هستم. فرزندم را سی روز است که ندیده ام و هدف اینها اینست که من به بیماری روحی مبتلا شدم، از طریق شکنجه روحی و شوک الکتریکی!
این پاسخ حکومت اسلامی به زنان آزاده در ایران است چرا که زندان و شکنجه و اوین و ٢٠٩ دیگر اثر ندارد. اطاق فکر حکومت تصمیم گرفته است چنین رفتار بیشرمانه ای انجام دهد و لیلا میر غفاری اکنون اسیر وزارت اطلاعات است و میخواهند از این طریق به همه زنان آزاده ای که دیگر رسما حجاب را پس زده اند، به همه مالباختگان که شب و روز علیه دزدی و چپاول حکومت شعار میدهند به همه معترضین به آقا زاده ها و در مجموع به مردم ایران که بپا خاسته اند و این دستگاه زور و ستم را به چالش گرفته اند بگویند داعش در ایران برای مقابله با فعالین شوک الکتریکی میدهد و مادر و فرزند را از هم جدا کرده و مادر را روانه تیمارستان میکند چرا که به حکومت اعتراض کرده است.
پیش از این، لیلا میر غفاری، آبان ماه سال ۹۴ در جریان یک تجمع اعتراضی در مقابل زندان اوین بههمراه چند نفر دیگر بازداشت و پس از انتقال به زندانهای اوین و قرچک ورامین در آذرماه همان سال با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
لیلا میر غفاری یک بار نیز در آذرماه سال ۹۵ به دلیل شرکت در مراسم سالگرد ریحانه جباری در بهشتزهرا احضار و بازجویی شده بود.
دو ویدئو کلیپ دیگر میرغفاری که در مدیای اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفتند.
https://www.youtube.com/watch?v=9Ct7fg2pLN8
https://www.youtube.com/watch?v=p4O8NYdPn0c
به این رفتار وحشیانه حکومت اسلامی باید متحدانه و در همه جا اعتراض کرد..
مینا احدی
٢٧ اکتبر ٢٠١٧
خبر فوری:
افشین برادرم به هشت سال و نیم محکوم شد.
افشین حسین پناهی از ابتدا بدونه هیچ اتهامی بازداشت و حالا هم تنها برای ایجاد رعب و وحشت و زهر چشم گرفتن از خانواده ما و عدم پیگیری پرونده رامین، وی را به این حکم سنگین محکوم کردەاند.
خبر کامل:
افشین حسین پناهی فعال مدنی به هشت سال و نیم زندان محکوم شد
افشین حسین پناهی فعال مدنی و برادر رامین حسین پناهی در دادگاه انقلاب شهر سنندج به هشت سال و نیم زندان محکوم شد.
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، روز گذشته در شعبه یکم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سعیدی دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام برگزاری مراسم نوروز و همکاری با یکی از احزاب کردی به هشت سال و نیم زندان محکوم شد.
افشین حسین پناهی مورخ ۵ تیرماه امسال پس از بازداشت برادرش، رامین حسین پناهی در منزل شخصی خود دستگیر شده بود.
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، در سال ۹۰ طی پیگیری پرونده مرگ مشکوک برادرش”اشرف حسین پناهی” به اتهام ” تبلیغ علیه نظام” به یک سال محکوم و آن را سپری کرده بود.
لازم به یادآوریست «رامین حسین پناهی» که یکی از فعالان سیاسی کرد است، در روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. با وجود پیگیریهای مکرر خانوادەی ایشان و مراجعه به نهادهای امنیتی، تاکنون از سرنوشت این فعال سیاسی هیچگونه خبری در دست نیست.
امجد حسین پناهی فعال حقوق بشر و برادر رامین و افشین حسین پناهی در این باره می گوید که ” هماکنون رامین در بازداشتگاه ادارەی اطلاعات سنندج تحت بازداشت نیروهای اطلاعاتی قرار دارد، در حالی کە در این مدت خانوادەی ما ۲۳ بار بە این ادارە مراجعە کرده و جویای وضعیت رامین شدەاند که متاسفانه تاکنون ادارەی اطلاعات سنندج در مورد سلامتی و سرنوشت برادرمان هیچگونه پاسخ مشخصی به آنها ندادەاند.
برادر رامین حسین پناهی همچنین می گوید که ادارە اطلاعات مخفیانه دو بار رامین را بە شعبەی سوم دادسرای سنندج بردهاند کە در آخرین مورد بدون هرگونه تماس و گفتگویی با خانوادە، بە وی اعلام کردهاند “خانوادەات توانایی مالی جهت انتصاب وکیل ندارند و هیچ وکیلی هم حاضر به پذیرش مسٶلیت پروندەی شما نیست، زیرا همه بر این واقعیت واقفند که در نهایت و بدون هرگونه جنجالی شما اعدام خواهید شد لذا به همین دلیل خودمان یک وکیل تسخیری برای شما تعیین کردهایم”.(وکیل تسخیری حاضر نشدە در مورد رامین بە خانوادەام چیزی بگوید) این درحالی است که خانوادەی ما ضمن مراجعه بە دادسرا، دادگاە و ادارە اطلاعات سنندج، انتخاب وکیل برای پروندهی فرزندمان را به اطلاع سازمان مذکور رسانده و خواستار دسترسی قانونی به محتویات پروندهی رامین توسط وکیل انتخابی و قانونی وی شدهایم کە متاسفانه تاکنون این خواستەی قانونی ما هم محقق نشدە است
وی در نهایت بر این باور است که با توجە بە موارد بالا و منابع آگاە و اطلاعات دقیق خانواده ما، قطعا وزارت اطلاعات در صدد است دور از چشم افکار عمومی و در سریعترین زمان ممکن، پروندە رامین را تکمیل و نهایتا وی را بە اعدام محکوم کرده و بە چوبە دار بسپارد.
برادر این دو فعال کرد می گوید، افشین از ابتدا بدونه هیچ اتهامی بازداشت و حالا هم تنها برای ایجاد رعب و وحشت و زهر چشم گرفتن از خانواده ما و عدم پیگیری پرونده رامین، وی را به این حکم سنگین محکوم کردەاند.
@Icaeir
افشین برادرم به هشت سال و نیم محکوم شد.
افشین حسین پناهی از ابتدا بدونه هیچ اتهامی بازداشت و حالا هم تنها برای ایجاد رعب و وحشت و زهر چشم گرفتن از خانواده ما و عدم پیگیری پرونده رامین، وی را به این حکم سنگین محکوم کردەاند.
خبر کامل:
افشین حسین پناهی فعال مدنی به هشت سال و نیم زندان محکوم شد
افشین حسین پناهی فعال مدنی و برادر رامین حسین پناهی در دادگاه انقلاب شهر سنندج به هشت سال و نیم زندان محکوم شد.
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، روز گذشته در شعبه یکم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سعیدی دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام برگزاری مراسم نوروز و همکاری با یکی از احزاب کردی به هشت سال و نیم زندان محکوم شد.
افشین حسین پناهی مورخ ۵ تیرماه امسال پس از بازداشت برادرش، رامین حسین پناهی در منزل شخصی خود دستگیر شده بود.
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، در سال ۹۰ طی پیگیری پرونده مرگ مشکوک برادرش”اشرف حسین پناهی” به اتهام ” تبلیغ علیه نظام” به یک سال محکوم و آن را سپری کرده بود.
لازم به یادآوریست «رامین حسین پناهی» که یکی از فعالان سیاسی کرد است، در روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. با وجود پیگیریهای مکرر خانوادەی ایشان و مراجعه به نهادهای امنیتی، تاکنون از سرنوشت این فعال سیاسی هیچگونه خبری در دست نیست.
امجد حسین پناهی فعال حقوق بشر و برادر رامین و افشین حسین پناهی در این باره می گوید که ” هماکنون رامین در بازداشتگاه ادارەی اطلاعات سنندج تحت بازداشت نیروهای اطلاعاتی قرار دارد، در حالی کە در این مدت خانوادەی ما ۲۳ بار بە این ادارە مراجعە کرده و جویای وضعیت رامین شدەاند که متاسفانه تاکنون ادارەی اطلاعات سنندج در مورد سلامتی و سرنوشت برادرمان هیچگونه پاسخ مشخصی به آنها ندادەاند.
برادر رامین حسین پناهی همچنین می گوید که ادارە اطلاعات مخفیانه دو بار رامین را بە شعبەی سوم دادسرای سنندج بردهاند کە در آخرین مورد بدون هرگونه تماس و گفتگویی با خانوادە، بە وی اعلام کردهاند “خانوادەات توانایی مالی جهت انتصاب وکیل ندارند و هیچ وکیلی هم حاضر به پذیرش مسٶلیت پروندەی شما نیست، زیرا همه بر این واقعیت واقفند که در نهایت و بدون هرگونه جنجالی شما اعدام خواهید شد لذا به همین دلیل خودمان یک وکیل تسخیری برای شما تعیین کردهایم”.(وکیل تسخیری حاضر نشدە در مورد رامین بە خانوادەام چیزی بگوید) این درحالی است که خانوادەی ما ضمن مراجعه بە دادسرا، دادگاە و ادارە اطلاعات سنندج، انتخاب وکیل برای پروندهی فرزندمان را به اطلاع سازمان مذکور رسانده و خواستار دسترسی قانونی به محتویات پروندهی رامین توسط وکیل انتخابی و قانونی وی شدهایم کە متاسفانه تاکنون این خواستەی قانونی ما هم محقق نشدە است
وی در نهایت بر این باور است که با توجە بە موارد بالا و منابع آگاە و اطلاعات دقیق خانواده ما، قطعا وزارت اطلاعات در صدد است دور از چشم افکار عمومی و در سریعترین زمان ممکن، پروندە رامین را تکمیل و نهایتا وی را بە اعدام محکوم کرده و بە چوبە دار بسپارد.
برادر این دو فعال کرد می گوید، افشین از ابتدا بدونه هیچ اتهامی بازداشت و حالا هم تنها برای ایجاد رعب و وحشت و زهر چشم گرفتن از خانواده ما و عدم پیگیری پرونده رامین، وی را به این حکم سنگین محکوم کردەاند.
@Icaeir
گرامیداشت ریحانه جباری با حضور شعله پاکروان از طریق اسکایپ در محل پاتوق استکهلم
@Icaeir
@Icaeir