اعدام امیر حسین پور جعفر فورا باید متوقف شود!
امیرحسین پورجعفر۱۷ساله، قرار است در تاریخ پنجشنبه ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۶ در زندان رجایی شهر کرج اعدام شود. او در فروردین ۱۳۹۵ بازداشت و پس از ۶ ماه به قتل و تجاوز به یک دختر ۷ ساله به نام ستایش قریشی از جامعهی تحت تبعیض افغان مجرم شناخته شده و به اعدام محکوم شد. او در زمان ارتکاب جرم تنها ۱۶ سال سن داشت.
این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی میخواهد یک کودک را اعدام کند. جمهوری اسلامی قاتل و جلاد کودکان است. اعدام امیر حسین پور جعفر فورا باید متوقف شود.
کمیته بین المللی علیه اعدام
۲۶ مهر ۱۳۹۶- ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷
@Icaeir
امیرحسین پورجعفر۱۷ساله، قرار است در تاریخ پنجشنبه ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۶ در زندان رجایی شهر کرج اعدام شود. او در فروردین ۱۳۹۵ بازداشت و پس از ۶ ماه به قتل و تجاوز به یک دختر ۷ ساله به نام ستایش قریشی از جامعهی تحت تبعیض افغان مجرم شناخته شده و به اعدام محکوم شد. او در زمان ارتکاب جرم تنها ۱۶ سال سن داشت.
این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی میخواهد یک کودک را اعدام کند. جمهوری اسلامی قاتل و جلاد کودکان است. اعدام امیر حسین پور جعفر فورا باید متوقف شود.
کمیته بین المللی علیه اعدام
۲۶ مهر ۱۳۹۶- ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷
@Icaeir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادری علیه اعدام
خواندن پیام شعله پاکروان به مناسبت روز جهانی علیه اعدام در کنفراسن علیه اعدام شهر کلن آلمان بوسیله شهلا خباززاده
@Icaeir
خواندن پیام شعله پاکروان به مناسبت روز جهانی علیه اعدام در کنفراسن علیه اعدام شهر کلن آلمان بوسیله شهلا خباززاده
@Icaeir
کمبته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در گروه تلگرامی کمیته در رابطه با سالگرد اعدام ریحانه جباری برگزار ميكند؛
۴ ابان (26 اکتبر) گفت و شنود با شعله
پاكروان مادر ریحانه جباری
موضوع : ريحانه از تولد تا اعدام
http://www.cfppiran.com
لينك سايت كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
Www.20juneiran.wordpress.com
لينك سايت بيست ژوئن كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://www.facebook.com/zendani.siasi
لينك فيس بوك كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://t.me/CFPPI
لينك كانال كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://www.instagram.com/zendani.siasi
لينك اينستاگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
freepoliticalprisoners@gmail.com
ايميل كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://t.me/joinchat/AAAAAEDYe3d_indjKJZF_g
لينك گروه تلگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
۴ ابان (26 اکتبر) گفت و شنود با شعله
پاكروان مادر ریحانه جباری
موضوع : ريحانه از تولد تا اعدام
http://www.cfppiran.com
لينك سايت كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
Www.20juneiran.wordpress.com
لينك سايت بيست ژوئن كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://www.facebook.com/zendani.siasi
لينك فيس بوك كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://t.me/CFPPI
لينك كانال كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://www.instagram.com/zendani.siasi
لينك اينستاگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
freepoliticalprisoners@gmail.com
ايميل كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
https://t.me/joinchat/AAAAAEDYe3d_indjKJZF_g
لينك گروه تلگرام كميته مبارزه براى ازادى زندانيان سياسى☝️
اعدام امیر حسین پور جعفر موقتا متوقف شد!
دادستان دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ورامین گفته است که اعدام امیر حسین پور جعفر که بعنوان قاتل ستایش قریشی ۷ ساله مجرم شناخته شده بود، بطور موقت متوقف شده است.
وی افزود:اجرای حکم اعدام قاتل ستایش فعلا متوقف شده و منتظر اعلام زمان از سوی مسئولان قضائی هستیم.
دادستان ورامین گفت:اعدام و اجرای حکم متوقف شده است و زمان اجرای حکم مشخص نیست
.
امیر حسین پور جعفر قرار بود که صبحگاه روز ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۶ اعدام شود.
در روزهای اخیر و بدنبال اعلام خبر اعدام امیر حسین پور جعفر که در زمان ارتکاب جرم تنها ۱۶ سال سن داشت، جمهوری اسلامی با یک اعتراض جهانی نسبت به اجرای این حکم روبرو بوده است.
سازمان عفو بین الملل با صدور یک بیانیه به تاریخ ۲۲ مهر ماه ضمن «وحشتناک» توصیفکردن واقعه تجاوز و قتل دختر هفتساله، یادآوری کرده بود که پورجعفر در زمان قتل، زیر ۱۸ سال سن داشته و اعدام او نقض قوانین و پیمانهای بینالمللیست.
ار سوی دیگر کمیسیون ارشد حقوق بشر سازمان ملل با انتشار یک بیانیه به تاریخ ۲۶ مهر اعلام کرد که «مقامهای ایرانی باید فورا جلوی اجرای حکم اعدام متهم به قتل در زمان نوجوانی را بگیرند». این کمیسیون یادآوری کردهاست که اجرای حکم اعدام فردی که در نوجوانی مرتکب جرم شده، برخلاف پیمانهای بینالمللیست که ایران نیز آنها را بهرسمیت میشناسد.
کمیته بین المللی علیه اعدام ضمن مخالفت با مجازات اعدام یک بار دیگر اعدام کودکان توسط جمهوری اسلامی را شدیدا محکوم می کند و خواهان لغو حکم اعدام امیر حسین پور جعفر است. تعویق اعدام امیر حسین پور جعفر خود حاصل اعتراضات جهانی و کشوری است و می توان با گسترش این اعتراضات جمهوری اسلامی را وادار کرد که حکم اعدام این جوان را ملغی کند.
کمیته بین المللی علیه اعدام
۲۶ مهر ۱۳۹۶- ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷
دادستان دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ورامین گفته است که اعدام امیر حسین پور جعفر که بعنوان قاتل ستایش قریشی ۷ ساله مجرم شناخته شده بود، بطور موقت متوقف شده است.
وی افزود:اجرای حکم اعدام قاتل ستایش فعلا متوقف شده و منتظر اعلام زمان از سوی مسئولان قضائی هستیم.
دادستان ورامین گفت:اعدام و اجرای حکم متوقف شده است و زمان اجرای حکم مشخص نیست
.
امیر حسین پور جعفر قرار بود که صبحگاه روز ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۶ اعدام شود.
در روزهای اخیر و بدنبال اعلام خبر اعدام امیر حسین پور جعفر که در زمان ارتکاب جرم تنها ۱۶ سال سن داشت، جمهوری اسلامی با یک اعتراض جهانی نسبت به اجرای این حکم روبرو بوده است.
سازمان عفو بین الملل با صدور یک بیانیه به تاریخ ۲۲ مهر ماه ضمن «وحشتناک» توصیفکردن واقعه تجاوز و قتل دختر هفتساله، یادآوری کرده بود که پورجعفر در زمان قتل، زیر ۱۸ سال سن داشته و اعدام او نقض قوانین و پیمانهای بینالمللیست.
ار سوی دیگر کمیسیون ارشد حقوق بشر سازمان ملل با انتشار یک بیانیه به تاریخ ۲۶ مهر اعلام کرد که «مقامهای ایرانی باید فورا جلوی اجرای حکم اعدام متهم به قتل در زمان نوجوانی را بگیرند». این کمیسیون یادآوری کردهاست که اجرای حکم اعدام فردی که در نوجوانی مرتکب جرم شده، برخلاف پیمانهای بینالمللیست که ایران نیز آنها را بهرسمیت میشناسد.
کمیته بین المللی علیه اعدام ضمن مخالفت با مجازات اعدام یک بار دیگر اعدام کودکان توسط جمهوری اسلامی را شدیدا محکوم می کند و خواهان لغو حکم اعدام امیر حسین پور جعفر است. تعویق اعدام امیر حسین پور جعفر خود حاصل اعتراضات جهانی و کشوری است و می توان با گسترش این اعتراضات جمهوری اسلامی را وادار کرد که حکم اعدام این جوان را ملغی کند.
کمیته بین المللی علیه اعدام
۲۶ مهر ۱۳۹۶- ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷
به کانال تلگرام کمیته بین المللی علیه اعدام بپیوندید:
https://t.me/Icaeir
از وب سایت کمیته دیدن نمایید:
www.icae-iran.com
به فیسبوک کمیته بپیوندید:
https://www.facebook.com/icaeiran/
ایمیل کمیته:
i.c.a.e.i.r@gmail.com
تلفن تماس با کمیته:
0046737896505
با ما هم صدا شوید#
https://t.me/Icaeir
از وب سایت کمیته دیدن نمایید:
www.icae-iran.com
به فیسبوک کمیته بپیوندید:
https://www.facebook.com/icaeiran/
ایمیل کمیته:
i.c.a.e.i.r@gmail.com
تلفن تماس با کمیته:
0046737896505
با ما هم صدا شوید#
رسانههای سوئدی: حکم اعدام احمدرضا جلالی، پژوهشگر ساکن سوئد ابلاغ شد.
رسانههای سوئدی گزارش دادهاند که «حکم اعدام» احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی ساکن استکهلم، ابلاغ شدهاست ،آقای جلالی در سال گذشته به اتهام «جاسوسی» بازداشت و از طرف قاضی ابوالقاسم صلواتی «تهدید به اعدام» شده بود.
شبکه دولتی تلویزیون سوئد، «اسویت»، ۳۰ مهر ماه، از ویدا مهرنیا، همسر آقای جلالی نقل کرده که وکیل این پژوهشگر زندانی با او تماس گرفته و گفته او به اعدام محکوم شدهاست.
به گزارش این شبکه موضوع در وزارت خارجه سوئد تحت بررسی قرار دارد.
خبرگزاری سوئدی «تت» نیز به نقل از لینا ایدمارک، از کارکنان وزارت خارجه سوئد، میگوید :ما اطلاعات قابل اعتمادی دریافت کردهایم که حاکی از [ابلاغ] حکم اعدام [به احمدرضا جلالی] است. فعلا در حال جمعآوری اطلاعات در این مورد هستیم. یادآوری میکنیم که وزارت خارجه سوئد در هر حال با اجرای حکم اعدام در هر موردی که باشد، مخالف است.
وبسایت سوئدی «د لوکال» نیز گزارش دادهاست که وزارت خارجه سوئد موضوع را در گفتوگویی با مقامهای ارشد سفارت ایران در استکهلم مطرح کردهاست.
با این حال خانم ایدمارک گفته است :در مجموع باید تاکید کنیم او شهروند ایران است و نه یک شهروند سوئدی، موضوعی که کار کمکرسانی به او از طرف دولت سوئد، را با دشواری زیادی روبهرو میکند.
موضوع «تهدید» آقای جلالی به صدور حکم اعدام پیشتر نیز مطرح شده بود،خانم مهرنیا در بهمن ماه ۱۳۹۵ گفته بود :قاضی ابوالقاسم صلواتی، حکم همسرش را اعدام اعلام کردهاست.
اندکی بعد نیز سازمان عفو بینالملل گزارش داد این پژوهشگر و پزشک ساکن سوئد تهدید به اعدام شدهاست. خبر این تهدیدهادر زمانی منتشر شده بود که آقای جلالی بیش از یک ماه و نیم بود در اعتصاب غذا به سر میبرد.
احمدرضا جلالی، از سال ۱۳۸۸ ساکن سوئد بود، و در این کشور مدرک اقامت دائم داشت. او در حوزه مدیریت بحران پژوهش و فعالیت میکرد و در دانشگاه کارولیسنکا، نزدیک استکهلم به کار مشغول بود. او از پنجم اردیبهشت ماه سال گذشته به اتهام «جاسوسی» و «همکاری با دولت متخاصم» در زندان بهسر میبرد. جلالی در سالهای گذشته به دعوت نهادهای آموزشی و دانشگاهی، به ایران سفر کرده بود.
سازمان عفو بینالملل میگوید احمدرضا جلالی «تحت فشار» قرار گرفته بود تا اسنادی را مبنی بر جاسوسی برای یک «دولت متخاصم» امضا کند. در پی خودداری او از امضای این اسناد، او تهدید شد که حکم «محاربه» برایش صادر خواهد شد.
در بهمن ماه گذشته یک منبع مطلع خبری، گفته بود یکی از مقامهای وزارت اطلاعات اخیرا به آقای جلالی گفته :پروندهاش مجددا مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت اندکی پس از آن اما همسر آقای جلالی به نقل از قاضی صلواتی گفت این پژوهشگر زندانی ،دیگر آن مسئول را نخواهد دید.
به نقل از هرانا
@Icaeir
رسانههای سوئدی گزارش دادهاند که «حکم اعدام» احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی ساکن استکهلم، ابلاغ شدهاست ،آقای جلالی در سال گذشته به اتهام «جاسوسی» بازداشت و از طرف قاضی ابوالقاسم صلواتی «تهدید به اعدام» شده بود.
شبکه دولتی تلویزیون سوئد، «اسویت»، ۳۰ مهر ماه، از ویدا مهرنیا، همسر آقای جلالی نقل کرده که وکیل این پژوهشگر زندانی با او تماس گرفته و گفته او به اعدام محکوم شدهاست.
به گزارش این شبکه موضوع در وزارت خارجه سوئد تحت بررسی قرار دارد.
خبرگزاری سوئدی «تت» نیز به نقل از لینا ایدمارک، از کارکنان وزارت خارجه سوئد، میگوید :ما اطلاعات قابل اعتمادی دریافت کردهایم که حاکی از [ابلاغ] حکم اعدام [به احمدرضا جلالی] است. فعلا در حال جمعآوری اطلاعات در این مورد هستیم. یادآوری میکنیم که وزارت خارجه سوئد در هر حال با اجرای حکم اعدام در هر موردی که باشد، مخالف است.
وبسایت سوئدی «د لوکال» نیز گزارش دادهاست که وزارت خارجه سوئد موضوع را در گفتوگویی با مقامهای ارشد سفارت ایران در استکهلم مطرح کردهاست.
با این حال خانم ایدمارک گفته است :در مجموع باید تاکید کنیم او شهروند ایران است و نه یک شهروند سوئدی، موضوعی که کار کمکرسانی به او از طرف دولت سوئد، را با دشواری زیادی روبهرو میکند.
موضوع «تهدید» آقای جلالی به صدور حکم اعدام پیشتر نیز مطرح شده بود،خانم مهرنیا در بهمن ماه ۱۳۹۵ گفته بود :قاضی ابوالقاسم صلواتی، حکم همسرش را اعدام اعلام کردهاست.
اندکی بعد نیز سازمان عفو بینالملل گزارش داد این پژوهشگر و پزشک ساکن سوئد تهدید به اعدام شدهاست. خبر این تهدیدهادر زمانی منتشر شده بود که آقای جلالی بیش از یک ماه و نیم بود در اعتصاب غذا به سر میبرد.
احمدرضا جلالی، از سال ۱۳۸۸ ساکن سوئد بود، و در این کشور مدرک اقامت دائم داشت. او در حوزه مدیریت بحران پژوهش و فعالیت میکرد و در دانشگاه کارولیسنکا، نزدیک استکهلم به کار مشغول بود. او از پنجم اردیبهشت ماه سال گذشته به اتهام «جاسوسی» و «همکاری با دولت متخاصم» در زندان بهسر میبرد. جلالی در سالهای گذشته به دعوت نهادهای آموزشی و دانشگاهی، به ایران سفر کرده بود.
سازمان عفو بینالملل میگوید احمدرضا جلالی «تحت فشار» قرار گرفته بود تا اسنادی را مبنی بر جاسوسی برای یک «دولت متخاصم» امضا کند. در پی خودداری او از امضای این اسناد، او تهدید شد که حکم «محاربه» برایش صادر خواهد شد.
در بهمن ماه گذشته یک منبع مطلع خبری، گفته بود یکی از مقامهای وزارت اطلاعات اخیرا به آقای جلالی گفته :پروندهاش مجددا مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت اندکی پس از آن اما همسر آقای جلالی به نقل از قاضی صلواتی گفت این پژوهشگر زندانی ،دیگر آن مسئول را نخواهد دید.
به نقل از هرانا
@Icaeir
حکم اعدام احمد رضا جلالی باید ملغی شود!
بدنبال انتشار خبر حکم اعدام احمد رضا جلالی محقق و پزشک ساکن سوئد اکنون مقامات جمهوری اسلامی رسما صدور حکم اعدام برای وی را تایید کرده اند. وزارت امور خارجه سوئد نیز صدور این حکم را تایید کرده است.
روز شنبه گذشته ویدا مهران نیا همسر احمد رضا جلالی اعلام کرد که همسرش در دادگاهی در ایران به اتهام "محاربه" و "همکاری با دولت اسرائیل" به اعدام محکوم شده است. اتهامی که از سوی احمد رضا جلالی رد شده است. بنا به گفته ویدا مهران نیا، همسرش "سیصد برگ" مدرک دال بر بیگناهی و عدم همکاری به دادگاه ارائه کرده اما دادگاه به این مدارک توجهی نداشته و "بدون سند و مدرک" این اتهام "واهی" را وارد دانسته است.
احمد رضا جلالی که در زمینه پزشکی بحران تخصص دارد در آوریل ۲۰۱۶ به دعوت دانشگاههای تهران و شیراز برای برگزاری یک کارگاه مدیریت بحران به ایران سفر کرد و دستگیر شد. او چندین بار در اعتراض به ادامه بازداشت خود، بلاتکلیفی و اعمال فشارهای روحی و روانی دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته همسر جلالی، این پزشک در تهران در حال رانندگی به سمت کرج توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و سه ماه در بازداشتگاه این وزارتخانه بود. به گفته ویدا مهران نیا، همسرش در این سه ماه اجازه ملاقات با خانواده خود را پیدا نکرد و حتی پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، تا چهار ماه اجازه گرفتن وکیل یا تماس با او را نداشت. به گفته همسر این پزشک، در جلسه بازپرسی روز ششم دیماه سال گدشته، بازپرس جلالی را تهدید به اعدام کرده و گفته که او را به زندان رجایی شهر کرج و بند زندانیان اعدامی منتقل میکند.
در یک رکورد صوتی که در روز ۲۲ اکتبر در یوتیوب منتشر شد صدای احمد رضا جلالی شنیده می شود که می گوید او در زمان حبس انفرادی وادار شد دو بار در برابر دوربین با خواندن بیانیه هایی که بازجوها از قبل آماده کرده بودند "اعتراف" کند. او می گوید که از طریق شکنجه روانی و تهدید به اعدام و بازداشت فرزندانش تحت فشار شدید قرار گرفت تا "اعتراف کند" که جاسوس یک "دولت متخاصم است." او در این پیام صوتی می گوید که عقاید آکادمیک او برای محکوم کردنش به اعدام به کار گرفته شده است. او همچنین این اتهامات را رد کرده و می گوید ساخته و پرداخته ماموران وزارت اطلاعات است.
مارگوت والستروم، وزیر خارجه سوئد، در مورد وضعیت احمدرضا جلالی گفته است: ما پیش از این هم در این مورد مراتب اعتراض خود را بیان کرده ایم. با توجه به خبر حکم اعدام احمد رضا جلالی ما بلافاضله این موضوع را در سطوح عالی با نمایندگان جمهوری اسلامی مطرح خواهیم کرد.
کمیته بین المللی علیه اعدام خواهان لغو فوری اعدام احمد رضا جلالی است. جمهوری اسلامی تاکنون انسانهای زیادی را به دلایل واهی و ساختگی اعدام کرده است. دادرسی عادلانه تحت حاکمیت جمهوری اسلامی بی معناست. سیستم قضایی جمهوری اسلامی اصولا ربطی به عدل و داد و دادگستری و مجازات و قوانین قضایی مدرن ندارد و کاملا ضد بشری و محکوم است.
دولت سوئد میتواند از طریق فشارهای سیاسی و دیپلماتیک علنی و کشاندن آن به اروپای واحد فشار زیادی به جمهوری اسلامی برای لغو حکم اعدام احمد رضا جلالی و آزادی او وارد کند اما متاسفانه بسیار محافظه کارانه عمل کرده و این سیاست همیشگی دولت سوئد بوده است. ما ضمن تلاش و کوشش همه جانبه برای لغو احمد رضا جلالی و دعوت عموم برای جلوگیری از اعدام وی، از دولت سوئد میخواهیم سیاست دیگری برای نجات جان احمدرضا جلالی در پیش گیرد.
کمیته بین المللی علیه اعدام
۲ آبان ۱۳۹۶- ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷
@Icaeir
بدنبال انتشار خبر حکم اعدام احمد رضا جلالی محقق و پزشک ساکن سوئد اکنون مقامات جمهوری اسلامی رسما صدور حکم اعدام برای وی را تایید کرده اند. وزارت امور خارجه سوئد نیز صدور این حکم را تایید کرده است.
روز شنبه گذشته ویدا مهران نیا همسر احمد رضا جلالی اعلام کرد که همسرش در دادگاهی در ایران به اتهام "محاربه" و "همکاری با دولت اسرائیل" به اعدام محکوم شده است. اتهامی که از سوی احمد رضا جلالی رد شده است. بنا به گفته ویدا مهران نیا، همسرش "سیصد برگ" مدرک دال بر بیگناهی و عدم همکاری به دادگاه ارائه کرده اما دادگاه به این مدارک توجهی نداشته و "بدون سند و مدرک" این اتهام "واهی" را وارد دانسته است.
احمد رضا جلالی که در زمینه پزشکی بحران تخصص دارد در آوریل ۲۰۱۶ به دعوت دانشگاههای تهران و شیراز برای برگزاری یک کارگاه مدیریت بحران به ایران سفر کرد و دستگیر شد. او چندین بار در اعتراض به ادامه بازداشت خود، بلاتکلیفی و اعمال فشارهای روحی و روانی دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته همسر جلالی، این پزشک در تهران در حال رانندگی به سمت کرج توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و سه ماه در بازداشتگاه این وزارتخانه بود. به گفته ویدا مهران نیا، همسرش در این سه ماه اجازه ملاقات با خانواده خود را پیدا نکرد و حتی پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، تا چهار ماه اجازه گرفتن وکیل یا تماس با او را نداشت. به گفته همسر این پزشک، در جلسه بازپرسی روز ششم دیماه سال گدشته، بازپرس جلالی را تهدید به اعدام کرده و گفته که او را به زندان رجایی شهر کرج و بند زندانیان اعدامی منتقل میکند.
در یک رکورد صوتی که در روز ۲۲ اکتبر در یوتیوب منتشر شد صدای احمد رضا جلالی شنیده می شود که می گوید او در زمان حبس انفرادی وادار شد دو بار در برابر دوربین با خواندن بیانیه هایی که بازجوها از قبل آماده کرده بودند "اعتراف" کند. او می گوید که از طریق شکنجه روانی و تهدید به اعدام و بازداشت فرزندانش تحت فشار شدید قرار گرفت تا "اعتراف کند" که جاسوس یک "دولت متخاصم است." او در این پیام صوتی می گوید که عقاید آکادمیک او برای محکوم کردنش به اعدام به کار گرفته شده است. او همچنین این اتهامات را رد کرده و می گوید ساخته و پرداخته ماموران وزارت اطلاعات است.
مارگوت والستروم، وزیر خارجه سوئد، در مورد وضعیت احمدرضا جلالی گفته است: ما پیش از این هم در این مورد مراتب اعتراض خود را بیان کرده ایم. با توجه به خبر حکم اعدام احمد رضا جلالی ما بلافاضله این موضوع را در سطوح عالی با نمایندگان جمهوری اسلامی مطرح خواهیم کرد.
کمیته بین المللی علیه اعدام خواهان لغو فوری اعدام احمد رضا جلالی است. جمهوری اسلامی تاکنون انسانهای زیادی را به دلایل واهی و ساختگی اعدام کرده است. دادرسی عادلانه تحت حاکمیت جمهوری اسلامی بی معناست. سیستم قضایی جمهوری اسلامی اصولا ربطی به عدل و داد و دادگستری و مجازات و قوانین قضایی مدرن ندارد و کاملا ضد بشری و محکوم است.
دولت سوئد میتواند از طریق فشارهای سیاسی و دیپلماتیک علنی و کشاندن آن به اروپای واحد فشار زیادی به جمهوری اسلامی برای لغو حکم اعدام احمد رضا جلالی و آزادی او وارد کند اما متاسفانه بسیار محافظه کارانه عمل کرده و این سیاست همیشگی دولت سوئد بوده است. ما ضمن تلاش و کوشش همه جانبه برای لغو احمد رضا جلالی و دعوت عموم برای جلوگیری از اعدام وی، از دولت سوئد میخواهیم سیاست دیگری برای نجات جان احمدرضا جلالی در پیش گیرد.
کمیته بین المللی علیه اعدام
۲ آبان ۱۳۹۶- ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷
@Icaeir
ریحانه چون عصیان کند، زنجیر و زندان بشکند
شعله پاکروان
بیش از هزار روز از اعدام ظالمانه ریحانه گذشت و من هر روز هزار بار با خودم تکرار کرده ام که چرا عدالت از دخترم دریغ شد ؟ چرا تمام نهادها و مقامات حکومت ایران به پشتیبانی از سربندی متجاوز پرداختند ؟ مگر ریحانه چه کرده بود که حکومت و مزدورانش ، این حجم از دشمنی را با او نشان داده و بدون اینکه پرونده اش در اجرای احکام باشد او را اعدام کردند؟ جوابهای مختلفی برای این سوال وجود دارد . یکی این است که دختری جوان در مقابل فشار یک حکومت كه قصد داشت مامور اطلاعاتی اش را از ننگ تجاوز تطهير كند، ایستادگی کرده و به هیچ قیمتی حاضر نشد از حقش کوتاه بیاید. جلوی چشم دختری که هنوز ۲۷ سالش هم نشده بود مردی را اعدام کردند تا شاید با دیدن صحنه فجیع جان کندن یک انسان، بترسد و سربندی را از ننگ تجاوز خلاص کند . اما او زمانی از دروازه های ترس ،عبور کرده بود که زیر شکنجه بازجویان و بازپرس قرار داشت .
زیر نور پروژکتور و دوربین تلویزیون دروغپرداز حکومتی ایستاد اما هرگز به خواسته آنان تن نداد. تحت فشار روانی چند روانشناس معروف و مزدور حکومتی قرار گرفت اما حاضر به نوشتن نامه ای که میخواستند نشد .
ایستادگی و استقامت در برابر زور، صفتی است که در هر فرهنگی ستودنی ست . از این روست که یک جهان انسانیت، از مردم عادی تا سیاستمداران و هنرمندان و ورزشکاران کشورهای مختلف پنج قاره و حتی پاپ رهبر کاتولیک های جهان به دفاع از او پرداخت.
چند روز پس از اعدام ظالمانه اش ، شوراى حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ، حكومت را وادار به پاسخگویی كرد. اما بخش زيادى از سخنان نماینده حکومت به دفاع از اين اعدام ظالمانه اختصاص یافته و بيش از پيش باعث رسوایی آنها شد. پس از ان، لاريجانى بعنوان نماینده حقوق بشر!! مدعى شد كه مقامات قضایی موفق نشدند «رضایت خانواده» متجاوز را به دست آورند و حكومت "ناچار"به اعدام او شد!!
افکار عمومی میداند که حكومت دو راه داشت:
- يا ريحانه را اعدام نكند، در آن صورت مردم ایران میفهمیدند که میتوانند در برابر هتک حرمتی که هر روزه از سوی حکومت به مردم روا میشود بایستند . این برای سیستم فاسد، بسیار خطرناک بود. چرا که در سراسر ایران، مامورهای مزدوری که چشم به جان و مال و ناموس مردم دارند، پراکنده اند و بسیاری از اين مزدوران حاضرند هر رذالتی بکنند، حتی جوانان شریف مردم را کف خیابانها بکشند، چون میدانند هنگام خطاکاری، حکومت، پشتیبانشان خواهد بود به شرطی که همچون سربندی ها مهره ای از مافیای قدرت باشند . به شرطی که در تنگناهایی همچون اعتراضات گسترده مدنی ، رو در روی مردم قرار گیرند، به شرطی که مثل آب خوردن، قلب ندا و جمجمه مصطفا را نشانه بگیرند . ستار را شکنجه دهند . تن امیرارشد و شهرام را زیر چرخ له کنند. ترانه را پس از تجاوز آتش بزنند.
- یا او را اعدام کرده و به قیمت ننگ ابدی کشتن یک بیگناه ، با توسل به شعار النصر بالرعب، مردم را بترساند .تا به مردم ایران و بخصوص زنان بگوید حق ندارند در برابر تجاوز ماموران حکومتی، کوچکترین مقاومتی کنند . چرا که آنان اسیران حکومتند و در صورت مقاومت در برابر تجاوز ، زندانی شده و تحت شکنجه های سخت و طاقت فرسا قرارگرفته و در آخر، اعدام خواهند شد . همچنانکه هنوز به بهانه ایجاد امنیت ، در کوی و برزن ، چوبه های دار برپا کرده و از مردم برای تماشای جان کندن یک انسان دعوت میکند شاید پایه های لرزانش فرو نریزد. غافل از اینکه حباب قدرت پوشالی ش در برابر غرش هماهنگ مبارزان و محرومان محو خواهد شد.
ریحانه را کشتند، دختری زیبا و مهربان که به گواهی بسیاری از زندانیان و حتی زندانبانان نقطه امید و معلمی بود برای زنان بی پناه زندانی تا یاد بگیرند به خود و دیگران احترام بگذارند و پیشرفت کنند . او را به قتل رساندند تا امید و بخشندگی و مهربانی را بکشند . نمیدانستند او بذری است کاشته در خاک ایران . یک ریحانه را کشتند و هزار ریحانه سبز شد . آتنا دائمی را به جرم اعتراض به اعدام ريحانه ،محکوم کردند ولی او راست قامت تر شد. همچنانکه زنان زیادی به حقوق از دست رفته شان معترض و جنبش علیه اعدام و دادخواهى به کوچه و خیابان سرایت کرد. کوچه هایی که شاهد داغ مادران 30 هزار جوان اعدام شده در مدت زمانی کوتاه بودند.
اکنون در سومین سالگرد اعدام دخترم با صدایی بلند فریاد میزنم :
پاره تنم ، عزيز دلم ، قبله قلبم ،
ريحانم!
با وجود غم طاقتفرسای ناشی از داغ جگرسوزت ، با همه توان به دادخواهی خون به ناحق ریخته ات ایستاده ام . هرگز از راهی که تو نشانم دادى باز نخواهم ايستاد. همچنان که با تو عهد کردم ، دستم دست تو ، پایم پای تو ، چشمهایم چشمهایت و گلویم گلویت خواهد بود . حتی اگر روزی همچون گلوی تو ای زیبای خفته در خاک ، با طناب دار فشرده شود.
تو شکنجه گران و قاضیان و قاتلانت را در این جهان، بخشیده و گرفتن حقت را ب
شعله پاکروان
بیش از هزار روز از اعدام ظالمانه ریحانه گذشت و من هر روز هزار بار با خودم تکرار کرده ام که چرا عدالت از دخترم دریغ شد ؟ چرا تمام نهادها و مقامات حکومت ایران به پشتیبانی از سربندی متجاوز پرداختند ؟ مگر ریحانه چه کرده بود که حکومت و مزدورانش ، این حجم از دشمنی را با او نشان داده و بدون اینکه پرونده اش در اجرای احکام باشد او را اعدام کردند؟ جوابهای مختلفی برای این سوال وجود دارد . یکی این است که دختری جوان در مقابل فشار یک حکومت كه قصد داشت مامور اطلاعاتی اش را از ننگ تجاوز تطهير كند، ایستادگی کرده و به هیچ قیمتی حاضر نشد از حقش کوتاه بیاید. جلوی چشم دختری که هنوز ۲۷ سالش هم نشده بود مردی را اعدام کردند تا شاید با دیدن صحنه فجیع جان کندن یک انسان، بترسد و سربندی را از ننگ تجاوز خلاص کند . اما او زمانی از دروازه های ترس ،عبور کرده بود که زیر شکنجه بازجویان و بازپرس قرار داشت .
زیر نور پروژکتور و دوربین تلویزیون دروغپرداز حکومتی ایستاد اما هرگز به خواسته آنان تن نداد. تحت فشار روانی چند روانشناس معروف و مزدور حکومتی قرار گرفت اما حاضر به نوشتن نامه ای که میخواستند نشد .
ایستادگی و استقامت در برابر زور، صفتی است که در هر فرهنگی ستودنی ست . از این روست که یک جهان انسانیت، از مردم عادی تا سیاستمداران و هنرمندان و ورزشکاران کشورهای مختلف پنج قاره و حتی پاپ رهبر کاتولیک های جهان به دفاع از او پرداخت.
چند روز پس از اعدام ظالمانه اش ، شوراى حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ، حكومت را وادار به پاسخگویی كرد. اما بخش زيادى از سخنان نماینده حکومت به دفاع از اين اعدام ظالمانه اختصاص یافته و بيش از پيش باعث رسوایی آنها شد. پس از ان، لاريجانى بعنوان نماینده حقوق بشر!! مدعى شد كه مقامات قضایی موفق نشدند «رضایت خانواده» متجاوز را به دست آورند و حكومت "ناچار"به اعدام او شد!!
افکار عمومی میداند که حكومت دو راه داشت:
- يا ريحانه را اعدام نكند، در آن صورت مردم ایران میفهمیدند که میتوانند در برابر هتک حرمتی که هر روزه از سوی حکومت به مردم روا میشود بایستند . این برای سیستم فاسد، بسیار خطرناک بود. چرا که در سراسر ایران، مامورهای مزدوری که چشم به جان و مال و ناموس مردم دارند، پراکنده اند و بسیاری از اين مزدوران حاضرند هر رذالتی بکنند، حتی جوانان شریف مردم را کف خیابانها بکشند، چون میدانند هنگام خطاکاری، حکومت، پشتیبانشان خواهد بود به شرطی که همچون سربندی ها مهره ای از مافیای قدرت باشند . به شرطی که در تنگناهایی همچون اعتراضات گسترده مدنی ، رو در روی مردم قرار گیرند، به شرطی که مثل آب خوردن، قلب ندا و جمجمه مصطفا را نشانه بگیرند . ستار را شکنجه دهند . تن امیرارشد و شهرام را زیر چرخ له کنند. ترانه را پس از تجاوز آتش بزنند.
- یا او را اعدام کرده و به قیمت ننگ ابدی کشتن یک بیگناه ، با توسل به شعار النصر بالرعب، مردم را بترساند .تا به مردم ایران و بخصوص زنان بگوید حق ندارند در برابر تجاوز ماموران حکومتی، کوچکترین مقاومتی کنند . چرا که آنان اسیران حکومتند و در صورت مقاومت در برابر تجاوز ، زندانی شده و تحت شکنجه های سخت و طاقت فرسا قرارگرفته و در آخر، اعدام خواهند شد . همچنانکه هنوز به بهانه ایجاد امنیت ، در کوی و برزن ، چوبه های دار برپا کرده و از مردم برای تماشای جان کندن یک انسان دعوت میکند شاید پایه های لرزانش فرو نریزد. غافل از اینکه حباب قدرت پوشالی ش در برابر غرش هماهنگ مبارزان و محرومان محو خواهد شد.
ریحانه را کشتند، دختری زیبا و مهربان که به گواهی بسیاری از زندانیان و حتی زندانبانان نقطه امید و معلمی بود برای زنان بی پناه زندانی تا یاد بگیرند به خود و دیگران احترام بگذارند و پیشرفت کنند . او را به قتل رساندند تا امید و بخشندگی و مهربانی را بکشند . نمیدانستند او بذری است کاشته در خاک ایران . یک ریحانه را کشتند و هزار ریحانه سبز شد . آتنا دائمی را به جرم اعتراض به اعدام ريحانه ،محکوم کردند ولی او راست قامت تر شد. همچنانکه زنان زیادی به حقوق از دست رفته شان معترض و جنبش علیه اعدام و دادخواهى به کوچه و خیابان سرایت کرد. کوچه هایی که شاهد داغ مادران 30 هزار جوان اعدام شده در مدت زمانی کوتاه بودند.
اکنون در سومین سالگرد اعدام دخترم با صدایی بلند فریاد میزنم :
پاره تنم ، عزيز دلم ، قبله قلبم ،
ريحانم!
با وجود غم طاقتفرسای ناشی از داغ جگرسوزت ، با همه توان به دادخواهی خون به ناحق ریخته ات ایستاده ام . هرگز از راهی که تو نشانم دادى باز نخواهم ايستاد. همچنان که با تو عهد کردم ، دستم دست تو ، پایم پای تو ، چشمهایم چشمهایت و گلویم گلویت خواهد بود . حتی اگر روزی همچون گلوی تو ای زیبای خفته در خاک ، با طناب دار فشرده شود.
تو شکنجه گران و قاضیان و قاتلانت را در این جهان، بخشیده و گرفتن حقت را ب
ه دادگاه خدای
بزرگ در جهان باقی موکول کردی . اما من ، ظالمانی که هر اندازه به تو ظلم کرده اند، آشکار يا نهان، با بازجویی يا پرونده سازی، با امضا یا تایید حکم مرگ ، با برپا کردن چوبه دار يا کشیدن اهرمی که راه نفس را بر تو بست، هرگز نخواهم بخشيد . میخواهم علاوه بر دادگاه عدل الهی، در همین دنیا محاکمه و مجازات شوند . تا دیگر هیچ مادری شاهد اعدام فرزندش نباشد.
اکنون نیز همچون گذشته تکرار میکنم که جان تو در تنم عجین شده و هستی ام به حق خواهی تو وابسته است. بیش از هزار روز است که همه لحظه هایم با یاد تو میگذرد. هزار سال دیگر نیز، همه ذرات و غبارهای وجودم ، همراه بادهای سرکش و آزاد ،نام تو را فریاد خواهد زد . گواهی خواهم دادکه تو در نبرد با حکومت حامی متجاوز، پیروز شدی . مبارزه هفت ساله ات با حامیان متجاوز اطلاعاتی ، پای چوبه دار به اوج رسید . سحرگاه سوم آبان 93 در میدان اعدام رجایی شهر با دستهای بسته ایستادی. چشم در چشم قاتلینت . بی ذره ای تردید در شقاوت آنان با چشمهای درشت و بَراقت فریاد زدى : میتوانید جان مرا بگیرید اما هرگز نخواهید توانست هستی ام را به ننگ سازش و تسلیم ، آلوده کنید . نام متجاوز تا ابد بر پیشانی سربندی و حامیانش باقی خواهد ماند .
تو رفتی و راه ماند . راهی که تو نشانم دادی ای مونس همیشگی لحظه ها.
اینک با افتخاراعلام میكنم «بنياد ريحان» در اروپا به ثبت رسمی رسيده است، «بنياد ريحان براى حمايت از محكومان به اعدام و خانواده هاى اعدام شدگان و زندانيان و قربانیان تجاوز در ايران». یقین دارم «بنياد ريحان» با حمایت مردم مهربان و نهادها و فعالان جنبشهاى زنان و علیه اعدام ، در کشورهای دیگر نیز گسترش خواهد يافت. این بنیاد فارغ از هر عقيده و مرام و هر نوع گرايش حزبی علیه تجاوز و اعدام خواهد خروشيد و دست یاریگر مردم ایران را در تحقق رویای ایران بدون اعدام خواهد فشرد. بزودی جزئیات مربوط به چگونگی حمایت ، یاری و پیوستن به بنیاد را خواهم گفت.
امیدوارم روح ریحانه از این سرباز غمگین اما دادخواه، خوشنود باشد .
@Icaeir
بزرگ در جهان باقی موکول کردی . اما من ، ظالمانی که هر اندازه به تو ظلم کرده اند، آشکار يا نهان، با بازجویی يا پرونده سازی، با امضا یا تایید حکم مرگ ، با برپا کردن چوبه دار يا کشیدن اهرمی که راه نفس را بر تو بست، هرگز نخواهم بخشيد . میخواهم علاوه بر دادگاه عدل الهی، در همین دنیا محاکمه و مجازات شوند . تا دیگر هیچ مادری شاهد اعدام فرزندش نباشد.
اکنون نیز همچون گذشته تکرار میکنم که جان تو در تنم عجین شده و هستی ام به حق خواهی تو وابسته است. بیش از هزار روز است که همه لحظه هایم با یاد تو میگذرد. هزار سال دیگر نیز، همه ذرات و غبارهای وجودم ، همراه بادهای سرکش و آزاد ،نام تو را فریاد خواهد زد . گواهی خواهم دادکه تو در نبرد با حکومت حامی متجاوز، پیروز شدی . مبارزه هفت ساله ات با حامیان متجاوز اطلاعاتی ، پای چوبه دار به اوج رسید . سحرگاه سوم آبان 93 در میدان اعدام رجایی شهر با دستهای بسته ایستادی. چشم در چشم قاتلینت . بی ذره ای تردید در شقاوت آنان با چشمهای درشت و بَراقت فریاد زدى : میتوانید جان مرا بگیرید اما هرگز نخواهید توانست هستی ام را به ننگ سازش و تسلیم ، آلوده کنید . نام متجاوز تا ابد بر پیشانی سربندی و حامیانش باقی خواهد ماند .
تو رفتی و راه ماند . راهی که تو نشانم دادی ای مونس همیشگی لحظه ها.
اینک با افتخاراعلام میكنم «بنياد ريحان» در اروپا به ثبت رسمی رسيده است، «بنياد ريحان براى حمايت از محكومان به اعدام و خانواده هاى اعدام شدگان و زندانيان و قربانیان تجاوز در ايران». یقین دارم «بنياد ريحان» با حمایت مردم مهربان و نهادها و فعالان جنبشهاى زنان و علیه اعدام ، در کشورهای دیگر نیز گسترش خواهد يافت. این بنیاد فارغ از هر عقيده و مرام و هر نوع گرايش حزبی علیه تجاوز و اعدام خواهد خروشيد و دست یاریگر مردم ایران را در تحقق رویای ایران بدون اعدام خواهد فشرد. بزودی جزئیات مربوط به چگونگی حمایت ، یاری و پیوستن به بنیاد را خواهم گفت.
امیدوارم روح ریحانه از این سرباز غمگین اما دادخواه، خوشنود باشد .
@Icaeir
در سالگرد اعدام ظالمانه ریحانه جباری
نوشته ای از حسن صالحی که اولین بار بعد از اعدام ریحانه در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
دژخیمان جمهوری اسلامی، ریحانه جباری را اعدام کردند. خیال می کنند با به دار آویختن آرزوهای یک دختر جوان و گرفتن جان او می توانند گریبان خود را از موج فزاینده خشم و اعتراض عمومی مردم خلاص کنند. این جانیان هر جرم و جنایتی مرتکب می شوند به عکس خود تبدیل می شود. در همان روز اعدام، فضای التهابی در شهرهای مختلف ایران علیه اسید پاشی به زنان بالا رفته بود. مردمان بسیاری از این اعدام ابراز خشم کردند و با خانواده ی وی ابراز همدردی کردند. ریحانه فقط به یک خانواده تعلق نداشت. او در دل همه جا داشت. در قلب میلیونها انسان که برای نجات او، از تهران و اصفهان و شیراز گرفته تا نیویورک و استکهلم و فرانکفورت و لندن و سیدنی و توکیو و تورنتو و خلاصه در همه جای دنیا به حرکت در آمدند.
در هرحال جمهوری اسلامی بازنده این نبرد است. درست است که ریحانه عزیز دیگر در میان ما نیست. ولی مقاومت و ایستادگی این زن شجاع در مقابل دژخیمان زبانزد همگان است. پایداری او در برابر بی حقوقی و دفاع او از حقیقت الهام بخش همه ماست. در همانحال صف قاتلان او رسواتر و بی آبروتر شده است.
جمهوری اسلامی همیشه یک رژیم ضد زن و متجاوزگر بوده است. اما با فریاد مظلوم خواهی و حق طلبانه ریحانه هر چه بیشتر در انظار بین المللی روشن شد که این رژیم در مقابل قربانیان تجاوز جنسی از متجاوزین حمایت می کند. این زن به سمیل بی حقوقی زنان در ایران و در عین حال ایستادگی در مقابل این بی حقوقی تبدیل شد.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دستگاه قصابی کردن مردم بی گناه و قتل و جنایت های بیشمار در ایران بوده است. در جریان کمپین نجات ریحانه بر جهانیان روشن شد که این دستگاه قضایی چقدر با استانداردهای محاکمه عادلانه ضدیت دارد. نهادهای بین المللی نظام قضائی اسلامی را بزیر سئوال بردند. به مرکز توجه راندن عقب ماندگی سیستم قضائی اسلامی یک دستاورد جنبش برای آزادی ریحانه بود.
مبارزه برای لغو حکم اعدام یک جنبش قوی در ایران بوده است. ولی با کمپین نجات ریحانه جنبش علیه اعدام ابعاد گسترده تری به خود گرفت. ماجرای دردناک یک دختر جوان که مورد تعرض جسمی قرار می گیرد و با ضربه چاقو از خود دفاع می کند و سپس محکوم به مرگ می شود، نه تنها یک جامعه بلکه دنیا را درگیر این مسئله کرد. از دختران دبیرستانی گرفته تا هنرمندان کشور همه نسبت به این پرونده از خود واکنش نشان دادند. مردمان بیشتری پی بردند که اعدام قتل عمد دولتی است و باید ملغی شود. در متن تلاش برای لغو حکم اعدام، اعتراض علیه نظام غیر عادلانه قضایی جمهوری اسلامی نیز بالا گرفت و برقراری یک دادگستری مستقل و تامین عدالت قضایی برای همه به یک گفتمان جدی تبدیل شد.
در همه جبهه هایی که ذکر آن رفت، جمهوری اسلامی بازنده بود و جنبش آزادیخواهی مردم به جلو آمد. ایستادگی ریحانه و صدای حق خواهی و دل نوشته های او دلهای بسیاری را گرم و روشن کرد. بی دلیل نیست که بسیاری از مردمان شریف ایران و جهان در سوگ نبود او اشک می ریزند و مملو از نفرت علیه جمهوری اسلامی می شوند. این زن بیدادگری اسلامی را به چالش کشید. خودش متاسفانه در این نبرد از پای در آمد ولی منبع الهامی است برای همه که در مبارزه برای حق و حقیقت باید ایستاد و مقاومت کرد.
برای جلوگیری از اعدام، بی حقوقی زنان و هزار و یک مشقت دیگر باید با قدرت اتحاد بیشتری به میدان آمد. مجازات اعدام باید لغو شود. سیستم قضائی جنایتکارانه جمهوری اسلامی باید به طور کامل منحل شود. همه قوانین ضد زن باید ملغی گردند. دین از دولت باید جدا شود. عادلانه ترین موازین قضایی در کشور باید تضمین شود. برابری کامل و بی قید و شرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی باید فورا اعلام شود. حق حیات و مصونیت جسمی و روحی افراد از هر نوع تعرض باید تضمین شود. اینها در کنار حق معاش، حق آموزش، حق فراغت، حق سلامتی، آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده و اجتماعات و غیره پایه اترین حقوقی هستند که مردم باید از آنها برخوردار باشند.
متعهد شویم که با مبارزه جانانه علیه جمهوری اسلامی پرچم این خواستها و شعارها را بدست بگیریم و با سرنگونی رژیم اسلامی این خواستها را به قانون کشور تبدیل کرده و آنها را عملی کنیم.
@Icaeir
نوشته ای از حسن صالحی که اولین بار بعد از اعدام ریحانه در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
دژخیمان جمهوری اسلامی، ریحانه جباری را اعدام کردند. خیال می کنند با به دار آویختن آرزوهای یک دختر جوان و گرفتن جان او می توانند گریبان خود را از موج فزاینده خشم و اعتراض عمومی مردم خلاص کنند. این جانیان هر جرم و جنایتی مرتکب می شوند به عکس خود تبدیل می شود. در همان روز اعدام، فضای التهابی در شهرهای مختلف ایران علیه اسید پاشی به زنان بالا رفته بود. مردمان بسیاری از این اعدام ابراز خشم کردند و با خانواده ی وی ابراز همدردی کردند. ریحانه فقط به یک خانواده تعلق نداشت. او در دل همه جا داشت. در قلب میلیونها انسان که برای نجات او، از تهران و اصفهان و شیراز گرفته تا نیویورک و استکهلم و فرانکفورت و لندن و سیدنی و توکیو و تورنتو و خلاصه در همه جای دنیا به حرکت در آمدند.
در هرحال جمهوری اسلامی بازنده این نبرد است. درست است که ریحانه عزیز دیگر در میان ما نیست. ولی مقاومت و ایستادگی این زن شجاع در مقابل دژخیمان زبانزد همگان است. پایداری او در برابر بی حقوقی و دفاع او از حقیقت الهام بخش همه ماست. در همانحال صف قاتلان او رسواتر و بی آبروتر شده است.
جمهوری اسلامی همیشه یک رژیم ضد زن و متجاوزگر بوده است. اما با فریاد مظلوم خواهی و حق طلبانه ریحانه هر چه بیشتر در انظار بین المللی روشن شد که این رژیم در مقابل قربانیان تجاوز جنسی از متجاوزین حمایت می کند. این زن به سمیل بی حقوقی زنان در ایران و در عین حال ایستادگی در مقابل این بی حقوقی تبدیل شد.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دستگاه قصابی کردن مردم بی گناه و قتل و جنایت های بیشمار در ایران بوده است. در جریان کمپین نجات ریحانه بر جهانیان روشن شد که این دستگاه قضایی چقدر با استانداردهای محاکمه عادلانه ضدیت دارد. نهادهای بین المللی نظام قضائی اسلامی را بزیر سئوال بردند. به مرکز توجه راندن عقب ماندگی سیستم قضائی اسلامی یک دستاورد جنبش برای آزادی ریحانه بود.
مبارزه برای لغو حکم اعدام یک جنبش قوی در ایران بوده است. ولی با کمپین نجات ریحانه جنبش علیه اعدام ابعاد گسترده تری به خود گرفت. ماجرای دردناک یک دختر جوان که مورد تعرض جسمی قرار می گیرد و با ضربه چاقو از خود دفاع می کند و سپس محکوم به مرگ می شود، نه تنها یک جامعه بلکه دنیا را درگیر این مسئله کرد. از دختران دبیرستانی گرفته تا هنرمندان کشور همه نسبت به این پرونده از خود واکنش نشان دادند. مردمان بیشتری پی بردند که اعدام قتل عمد دولتی است و باید ملغی شود. در متن تلاش برای لغو حکم اعدام، اعتراض علیه نظام غیر عادلانه قضایی جمهوری اسلامی نیز بالا گرفت و برقراری یک دادگستری مستقل و تامین عدالت قضایی برای همه به یک گفتمان جدی تبدیل شد.
در همه جبهه هایی که ذکر آن رفت، جمهوری اسلامی بازنده بود و جنبش آزادیخواهی مردم به جلو آمد. ایستادگی ریحانه و صدای حق خواهی و دل نوشته های او دلهای بسیاری را گرم و روشن کرد. بی دلیل نیست که بسیاری از مردمان شریف ایران و جهان در سوگ نبود او اشک می ریزند و مملو از نفرت علیه جمهوری اسلامی می شوند. این زن بیدادگری اسلامی را به چالش کشید. خودش متاسفانه در این نبرد از پای در آمد ولی منبع الهامی است برای همه که در مبارزه برای حق و حقیقت باید ایستاد و مقاومت کرد.
برای جلوگیری از اعدام، بی حقوقی زنان و هزار و یک مشقت دیگر باید با قدرت اتحاد بیشتری به میدان آمد. مجازات اعدام باید لغو شود. سیستم قضائی جنایتکارانه جمهوری اسلامی باید به طور کامل منحل شود. همه قوانین ضد زن باید ملغی گردند. دین از دولت باید جدا شود. عادلانه ترین موازین قضایی در کشور باید تضمین شود. برابری کامل و بی قید و شرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی باید فورا اعلام شود. حق حیات و مصونیت جسمی و روحی افراد از هر نوع تعرض باید تضمین شود. اینها در کنار حق معاش، حق آموزش، حق فراغت، حق سلامتی، آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده و اجتماعات و غیره پایه اترین حقوقی هستند که مردم باید از آنها برخوردار باشند.
متعهد شویم که با مبارزه جانانه علیه جمهوری اسلامی پرچم این خواستها و شعارها را بدست بگیریم و با سرنگونی رژیم اسلامی این خواستها را به قانون کشور تبدیل کرده و آنها را عملی کنیم.
@Icaeir
ریحانه را اعدام کردند اما ریحانه برای ما همیشه زنده است
شیرین شمس
روز دهم اکتبر، روز جهانی علیه اعدام هست. وقتی صحبت از روز جهانی علیه اعدام می شود، یعنی بشریت به درجه ای از شعور و آگاهی رسیده که بدون خشونت، انتقام، قتل عمد و مجازات مرگ بتواند زندگی کند. قطعا برای این درجه از شعور و آگاهی مبارزه کرده که یک روز جهانی اعلام و آن را در تقویم مبارازت خود ثبت کرده است.
این شعور و آگاهی امروز در جامعه ایران تحت عنوان جنبش علیه اعدام، خودش را به رخ جمهوری اسلامی میکشد و چقدر بجا و به موقع این حاکمیت قرون وسطایی که قتل عمد را رسمی و قانونی کرده و به اجرا در می آورد را به چالش سیاسی کشانده و در سطح جهان بی آبرو کرده است.
این تصویر در پنجم اکتبر۲۰۱۴ از پیکت اعتراضی سازمان جوانان کمونیست و کمیته بین المللی علیه اعدام در مرکز شهر استکهلم در اعتراض به اعدام ریحانه جباری گرفته شده.
ریحانه را اعدام کردند اما ریحانه برای ما همیشه زنده است.
آزادی هرگز نمی میرد.
@Icaeir
شیرین شمس
روز دهم اکتبر، روز جهانی علیه اعدام هست. وقتی صحبت از روز جهانی علیه اعدام می شود، یعنی بشریت به درجه ای از شعور و آگاهی رسیده که بدون خشونت، انتقام، قتل عمد و مجازات مرگ بتواند زندگی کند. قطعا برای این درجه از شعور و آگاهی مبارزه کرده که یک روز جهانی اعلام و آن را در تقویم مبارازت خود ثبت کرده است.
این شعور و آگاهی امروز در جامعه ایران تحت عنوان جنبش علیه اعدام، خودش را به رخ جمهوری اسلامی میکشد و چقدر بجا و به موقع این حاکمیت قرون وسطایی که قتل عمد را رسمی و قانونی کرده و به اجرا در می آورد را به چالش سیاسی کشانده و در سطح جهان بی آبرو کرده است.
این تصویر در پنجم اکتبر۲۰۱۴ از پیکت اعتراضی سازمان جوانان کمونیست و کمیته بین المللی علیه اعدام در مرکز شهر استکهلم در اعتراض به اعدام ریحانه جباری گرفته شده.
ریحانه را اعدام کردند اما ریحانه برای ما همیشه زنده است.
آزادی هرگز نمی میرد.
@Icaeir