برای آنهایی که می گویند در جمهوری اسلامی کسی شکنجه نمی شود
من همراه یک ملت هفتاد میلیونی شکنجه شده ام ، کوچک و بزرگ
چهل سالست شکنجه می شویم
کارگر ، معلم ، بازنشسته ، کارمند ،پرستار ، جوان ،بیکار
من ، تو ، ما .
بدون استثنا
وقتی فرزندانمان را بی جرمی با تحقیر و ضرب و شتم
جلوی چشمانمان به بیدادگاه می برند
وقتی پیدایشان نمی کنیم و نمی گویند در کدام دخمه
و در چه حال و روزی اند
وقتی بعد از ماهها به زندانها می رویم برای دیدنشان
و با بد ترین فحشها و تحقیرها از ما استقبال کرده و ناسزا بارمان می کنند
وقتی با جعبه ی شیرینی به زندان میرویم تا آزادی شان را به شادی بنشینیم
و با لباسهای خونی شان رو برو می شویم و حتی جسدشان را تحویلمان نمی دهند
وقتی به دنبال گوری می گردیم که گور عزیزانمان نیست
وقنتی با اسلحه بالای سرمان می ایستند و نمی گذارند
یک دل سیر گریه کنیم و به سوگ بنشینیم
وقتی پشت دیوارهای زندان رقص بالای دار جگر گوشه هایمان را می بینیم
وقتی فرزندانمان گرسنه اند و ما پولی برای خرید نان نداریم
وقتی فیلم له شدن استخوانهای جگر گوشه هایمان را زیر چرخهای
خودروهای نیروهای انتظامی می بینیم و وحشت مرگ سرا پای وجودمان را فرا می گیرد و بعد از گذشت نه سال
هنوز با او می شکنیم و له می شویم و درد می کشیم
اگر شکنجه نمی شویم ؟ پس چه می شویم ؟
ما هفتاد میلیون ایرانی در بند . چهل سالست بدست شما شکنجه می شویم
آقایان حاکم در جمهوری اسلامی
شما شکنجه گرید و ما شکنجه شده
شهین مهین فر
#من_هم_شكنجه_شدم.
من همراه یک ملت هفتاد میلیونی شکنجه شده ام ، کوچک و بزرگ
چهل سالست شکنجه می شویم
کارگر ، معلم ، بازنشسته ، کارمند ،پرستار ، جوان ،بیکار
من ، تو ، ما .
بدون استثنا
وقتی فرزندانمان را بی جرمی با تحقیر و ضرب و شتم
جلوی چشمانمان به بیدادگاه می برند
وقتی پیدایشان نمی کنیم و نمی گویند در کدام دخمه
و در چه حال و روزی اند
وقتی بعد از ماهها به زندانها می رویم برای دیدنشان
و با بد ترین فحشها و تحقیرها از ما استقبال کرده و ناسزا بارمان می کنند
وقتی با جعبه ی شیرینی به زندان میرویم تا آزادی شان را به شادی بنشینیم
و با لباسهای خونی شان رو برو می شویم و حتی جسدشان را تحویلمان نمی دهند
وقتی به دنبال گوری می گردیم که گور عزیزانمان نیست
وقنتی با اسلحه بالای سرمان می ایستند و نمی گذارند
یک دل سیر گریه کنیم و به سوگ بنشینیم
وقتی پشت دیوارهای زندان رقص بالای دار جگر گوشه هایمان را می بینیم
وقتی فرزندانمان گرسنه اند و ما پولی برای خرید نان نداریم
وقتی فیلم له شدن استخوانهای جگر گوشه هایمان را زیر چرخهای
خودروهای نیروهای انتظامی می بینیم و وحشت مرگ سرا پای وجودمان را فرا می گیرد و بعد از گذشت نه سال
هنوز با او می شکنیم و له می شویم و درد می کشیم
اگر شکنجه نمی شویم ؟ پس چه می شویم ؟
ما هفتاد میلیون ایرانی در بند . چهل سالست بدست شما شکنجه می شویم
آقایان حاکم در جمهوری اسلامی
شما شکنجه گرید و ما شکنجه شده
شهین مهین فر
#من_هم_شكنجه_شدم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض یک زن هنرمند به تفکیک جنسیتی در سالن مراسم
او میگوید جداسازی محل نشستن آقایان و خانمها نوعی خشونت علیه زنان است.
مراسم اهدا جوایز برگزارکنندگان جشنواره سنتی (نرگس ارغون) در بهبهان
چهارشنبه ۲۶ دی ۹۷_تالار آفاق
او میگوید جداسازی محل نشستن آقایان و خانمها نوعی خشونت علیه زنان است.
مراسم اهدا جوایز برگزارکنندگان جشنواره سنتی (نرگس ارغون) در بهبهان
چهارشنبه ۲۶ دی ۹۷_تالار آفاق
#امیر_امیرقلی به زندان اوین منتقل شد.
امیر(علی) امیرقلی از اعضای هیئت تحریریه نشریه گام که در بابلسر توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، پس از چهار روز بی خبری به تهران و بازداشتگاه اوین منتقل شده است.
امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد و ساناز الهیاری باید فوری و بی قید و شرط آزاد شوند.
امیر(علی) امیرقلی از اعضای هیئت تحریریه نشریه گام که در بابلسر توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، پس از چهار روز بی خبری به تهران و بازداشتگاه اوین منتقل شده است.
امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد و ساناز الهیاری باید فوری و بی قید و شرط آزاد شوند.
دلنوشته فرنگيس مظلوم مادر زندانى سياسى سهيل عربى :
من هم شکنجه شدم
چهارشنبه بدیدارسهیل رفتم بازهم نحیف ترازقبل بود ،خونریزی ودردبینی عذابش میدهد،دندان درد وسرماخوردگی هم اضافه شده بود.هنوزازدکتروبیمارستان خبری نیست .پرونده پزشکی مربوط به بینی اش به کل نابودشده که هیچ مدرکی دال برشکستکی وجود نداشته باشد ولی ازظاهرش که معلوم است.هرچهارشنبه منهم شکنجه میشوم ،اصلا طول هفته راشکنجه میشوم ،ازتلفن محرومیم ونمیتوانم تاروزملاقات که هربار باترس ولرز میروم که مبادابازهم ممنوع الملاقات باشد .هرروزوشب شکنجه میشوم .آیا من تا11 سال دیگرزنده ام ؟چطوراین رنج راتحمل کنم .آیا قلب من تحمل اینهمه شکنجه رادارد ،به چه جرم؟این 20ماه اضافه دیگر درد بیدرمان شده به حکم ناعادلانه دادگاه بجرم تخریب اموال دولت.بجرم زمین زدن یک تلویزیون که متعلق بزندانیان بوده وسهیل حتی پول تعمیرش راداده وتلویزیون سه دست دیگربفروش رفته درزندان .آیا عمروجوانی بچه های ما اینقدر بی ارزش است ؟هرباربدادگاه مراجعه کردم جواب سربالا بمن دادند.حتی آقایان رستمی ووزیری ،حاضر بدیدارمن هم نیستند.پس من دادم راازکه بستانم؟چه کسی بفریا
من هم شکنجه شدم
چهارشنبه بدیدارسهیل رفتم بازهم نحیف ترازقبل بود ،خونریزی ودردبینی عذابش میدهد،دندان درد وسرماخوردگی هم اضافه شده بود.هنوزازدکتروبیمارستان خبری نیست .پرونده پزشکی مربوط به بینی اش به کل نابودشده که هیچ مدرکی دال برشکستکی وجود نداشته باشد ولی ازظاهرش که معلوم است.هرچهارشنبه منهم شکنجه میشوم ،اصلا طول هفته راشکنجه میشوم ،ازتلفن محرومیم ونمیتوانم تاروزملاقات که هربار باترس ولرز میروم که مبادابازهم ممنوع الملاقات باشد .هرروزوشب شکنجه میشوم .آیا من تا11 سال دیگرزنده ام ؟چطوراین رنج راتحمل کنم .آیا قلب من تحمل اینهمه شکنجه رادارد ،به چه جرم؟این 20ماه اضافه دیگر درد بیدرمان شده به حکم ناعادلانه دادگاه بجرم تخریب اموال دولت.بجرم زمین زدن یک تلویزیون که متعلق بزندانیان بوده وسهیل حتی پول تعمیرش راداده وتلویزیون سه دست دیگربفروش رفته درزندان .آیا عمروجوانی بچه های ما اینقدر بی ارزش است ؟هرباربدادگاه مراجعه کردم جواب سربالا بمن دادند.حتی آقایان رستمی ووزیری ،حاضر بدیدارمن هم نیستند.پس من دادم راازکه بستانم؟چه کسی بفریا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامه اسماعیل بخشی و باخت تا کنونی جمهوری اسلامی گفتگو با هرمز رها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقدام یک سرمایه گذار چینی در توزیع دو هزار جفت کفش درمیان دانش آموزان محروم عشایر استان خوزستان، شهرستان اندیکا.
ننگ بر حکومتگرانی که مردم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را به چنان فقر و فلاکتی کشانده اند که دل یک سرمایه گذار چینی با دیدن کفشهای پاره دانش آموزانش به درد میاید و اقدام به توزیع دو هزار جفت کفش در میان آنان میکند.
ننگ بر حکومتگرانی که مردم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را به چنان فقر و فلاکتی کشانده اند که دل یک سرمایه گذار چینی با دیدن کفشهای پاره دانش آموزانش به درد میاید و اقدام به توزیع دو هزار جفت کفش در میان آنان میکند.
به یاد مادر مبارزی که با یک دنیا آرزو از پیش ما رفت!
با غم و اندوه فراوان مطلع شدم که مادری امیرشکاری ها ما را برای همیشه تنها گذاشت. او همچون مادران خاوران یکی از مادران مبارزی بود که برای داخواهی علیه کشتن فرزندانش توسط جمهوری اسلامی و همچنین همه کسانی که به دلیل آزادیخواهی قربانی توحش و جنایت جمهوری اسلامی شدند، مبارزه می کرد. سعید و علی امیر شکاری دو فرزند او از جمله اولین قربانیان ماشین اعدام و ترور جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ بودند. حمید امیر شکاری نیز در جریان توپ باران و خمپاران جمهوری اسلامی در کردستان جان باخت. مادر، آنطور که ما او را همیشه صدا می زدیم، نامی آشنا در جنبش دادخواهی مردم ایران است. با اینکه سه فرزند خود را از دست داده بود مثل همه مادران داغدار دیگر، با این آرزو و امید زندگی می کرد که قاتلین جوانان مردم یک روز به پای میز محاکمات مردمی کشانده شوند و مردم روی آزادی و برابری را ببینند. مادر به دلیل کهولت و بیماری متاسفانه زنده نماند تا پیروزی آزادی و عدالت و محاکمه جنایتکاران را با چشم خود ببیند.
👇 👇 👇 👇
با غم و اندوه فراوان مطلع شدم که مادری امیرشکاری ها ما را برای همیشه تنها گذاشت. او همچون مادران خاوران یکی از مادران مبارزی بود که برای داخواهی علیه کشتن فرزندانش توسط جمهوری اسلامی و همچنین همه کسانی که به دلیل آزادیخواهی قربانی توحش و جنایت جمهوری اسلامی شدند، مبارزه می کرد. سعید و علی امیر شکاری دو فرزند او از جمله اولین قربانیان ماشین اعدام و ترور جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ بودند. حمید امیر شکاری نیز در جریان توپ باران و خمپاران جمهوری اسلامی در کردستان جان باخت. مادر، آنطور که ما او را همیشه صدا می زدیم، نامی آشنا در جنبش دادخواهی مردم ایران است. با اینکه سه فرزند خود را از دست داده بود مثل همه مادران داغدار دیگر، با این آرزو و امید زندگی می کرد که قاتلین جوانان مردم یک روز به پای میز محاکمات مردمی کشانده شوند و مردم روی آزادی و برابری را ببینند. مادر به دلیل کهولت و بیماری متاسفانه زنده نماند تا پیروزی آزادی و عدالت و محاکمه جنایتکاران را با چشم خود ببیند.
👇 👇 👇 👇
به یاد مادر مبارزی که با یک دنیا آرزو از پیش ما رفت!
با غم و اندوه فراوان مطلع شدم که مادری امیرشکاری ها ما را برای همیشه تنها گذاشت. او همچون مادران خاوران یکی از مادران مبارزی بود که برای داخواهی علیه کشتن فرزندانش توسط جمهوری اسلامی و همچنین همه کسانی که به دلیل آزادیخواهی قربانی توحش و جنایت جمهوری اسلامی شدند، مبارزه می کرد. سعید و علی امیر شکاری دو فرزند او از جمله اولین قربانیان ماشین اعدام و ترور جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ بودند. حمید امیر شکاری نیز در جریان توپ باران و خمپاران جمهوری اسلامی در کردستان جان باخت. مادر، آنطور که ما او را همیشه صدا می زدیم، نامی آشنا در جنبش دادخواهی مردم ایران است. با اینکه سه فرزند خود را از دست داده بود مثل همه مادران داغدار دیگر، با این آرزو و امید زندگی می کرد که قاتلین جوانان مردم یک روز به پای میز محاکمات مردمی کشانده شوند و مردم روی آزادی و برابری را ببینند. مادر به دلیل کهولت و بیماری متاسفانه زنده نماند تا پیروزی آزادی و عدالت و محاکمه جنایتکاران را با چشم خود ببیند.
آرزوی مادر امیر شکاری ها و دهها مادر دیگری که متاسفانه در میان ما نیستند را با ادامه مبارزه برای تحقق ارزوهای انسانی، برچیدن ستم و استثمار، برقراری آزادی و برابری و محاکمه جانیان جمهوری اسلامی با عزمی محکم و استوار دنبال خواهیم کرد. یاد مادر امیر شکاری ها گرامی و برای همیشه عزیز است.
به همه بستگان مادر این واقع غم انگیز را از صمیم قلب تسلیت می گویم و با این عزیزان ابراز همددردی می کنم. ما را در غم خود شریک بدانید. مادر، مادر همه ما بود.
حسن صالحی
با غم و اندوه فراوان مطلع شدم که مادری امیرشکاری ها ما را برای همیشه تنها گذاشت. او همچون مادران خاوران یکی از مادران مبارزی بود که برای داخواهی علیه کشتن فرزندانش توسط جمهوری اسلامی و همچنین همه کسانی که به دلیل آزادیخواهی قربانی توحش و جنایت جمهوری اسلامی شدند، مبارزه می کرد. سعید و علی امیر شکاری دو فرزند او از جمله اولین قربانیان ماشین اعدام و ترور جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ بودند. حمید امیر شکاری نیز در جریان توپ باران و خمپاران جمهوری اسلامی در کردستان جان باخت. مادر، آنطور که ما او را همیشه صدا می زدیم، نامی آشنا در جنبش دادخواهی مردم ایران است. با اینکه سه فرزند خود را از دست داده بود مثل همه مادران داغدار دیگر، با این آرزو و امید زندگی می کرد که قاتلین جوانان مردم یک روز به پای میز محاکمات مردمی کشانده شوند و مردم روی آزادی و برابری را ببینند. مادر به دلیل کهولت و بیماری متاسفانه زنده نماند تا پیروزی آزادی و عدالت و محاکمه جنایتکاران را با چشم خود ببیند.
آرزوی مادر امیر شکاری ها و دهها مادر دیگری که متاسفانه در میان ما نیستند را با ادامه مبارزه برای تحقق ارزوهای انسانی، برچیدن ستم و استثمار، برقراری آزادی و برابری و محاکمه جانیان جمهوری اسلامی با عزمی محکم و استوار دنبال خواهیم کرد. یاد مادر امیر شکاری ها گرامی و برای همیشه عزیز است.
به همه بستگان مادر این واقع غم انگیز را از صمیم قلب تسلیت می گویم و با این عزیزان ابراز همددردی می کنم. ما را در غم خود شریک بدانید. مادر، مادر همه ما بود.
حسن صالحی
فیلم طراحی سوخته ساخته دم و دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی را دیدم. فیلم اوضاع خراب و حقیر رژیم را نشان می ده.
چون نمی توانند منکر اعتراضات کارگران و مردم بشوند، اینو می پذیرند ولی بقیه اش را به نیروهای معاند و امریکا وصل می کنند. تو این وسط هم معلوم نمی شود که این کمونیست های کارگری چه گروهک کوچکی هستند که از تهران و شوش و اهواز و بلژیک و استکهلم و نیویورک همه جا وجود دارند و مشغول سازماندهی کردن گسترش اعتراضات هستند. حتما این گروهک باید گروهک بزرگی باشه در اینصورت. شاید در بخش دوم این مستند مسخره اصلا نشان بدهند که خود ترامپ ضد کمونیست هم عضو گروهای کمونیستی بوده و یا چه می دونم کمونیستها در کاخ سفید هم نفوذ کردند!!
بعد تازه معلوم می شد که اعتراف بخشی این بوده که رفته یاد بگیره چطور تشکل کارگری بسازه و اعتراض سازماندهی بکنه و این اعتراضات را به هم وصل کنه. می دونم همه این اعترافات را زیر شکنجه گرفتند ولی خدا وکیلی اینها مگر جرم است ؟ دوست من نماینده اتحادیه است در سوئد. او برای یادگیری چنین مسائلی از جانب اتحادیه به یک دوره فشرده یادگیری فرستاده شد و تازه این جزء ساعات کارش به حساب آمد... 👇👇👇
چون نمی توانند منکر اعتراضات کارگران و مردم بشوند، اینو می پذیرند ولی بقیه اش را به نیروهای معاند و امریکا وصل می کنند. تو این وسط هم معلوم نمی شود که این کمونیست های کارگری چه گروهک کوچکی هستند که از تهران و شوش و اهواز و بلژیک و استکهلم و نیویورک همه جا وجود دارند و مشغول سازماندهی کردن گسترش اعتراضات هستند. حتما این گروهک باید گروهک بزرگی باشه در اینصورت. شاید در بخش دوم این مستند مسخره اصلا نشان بدهند که خود ترامپ ضد کمونیست هم عضو گروهای کمونیستی بوده و یا چه می دونم کمونیستها در کاخ سفید هم نفوذ کردند!!
بعد تازه معلوم می شد که اعتراف بخشی این بوده که رفته یاد بگیره چطور تشکل کارگری بسازه و اعتراض سازماندهی بکنه و این اعتراضات را به هم وصل کنه. می دونم همه این اعترافات را زیر شکنجه گرفتند ولی خدا وکیلی اینها مگر جرم است ؟ دوست من نماینده اتحادیه است در سوئد. او برای یادگیری چنین مسائلی از جانب اتحادیه به یک دوره فشرده یادگیری فرستاده شد و تازه این جزء ساعات کارش به حساب آمد... 👇👇👇
فیلم طراحی سوخته ساخته دم و دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی را دیدم. فیلم اوضاع خراب و حقیر رژیم را نشان می ده.
چون نمی توانند منکر اعتراضات کارگران و مردم بشوند، اینو می پذیرند ولی بقیه اش را به نیروهای معاند و امریکا وصل می کنند. تو این وسط هم معلوم نمی شود که این کمونیست های کارگری چه گروهک کوچکی هستند که از تهران و شوش و اهواز و بلژیک و استکهلم و نیویورک همه جا وجود دارند و مشغول سازماندهی کردن گسترش اعتراضات هستند. حتما این گروهک باید گروهک بزرگی باشه در اینصورت. شاید در بخش دوم این مستند مسخره اصلا نشان بدهند که خود ترامپ ضد کمونیست هم عضو گروهای کمونیستی بوده و یا چه می دونم کمونیستها در کاخ سفید هم نفوذ کردند!!
بعد تازه معلوم می شد که اعتراف بخشی این بوده که رفته یاد بگیره چطور تشکل کارگری بسازه و اعتراض سازماندهی بکنه و این اعتراضات را به هم وصل کنه. می دونم همه این اعترافات را زیر شکنجه گرفتند ولی خدا وکیلی اینها مگر جرم است ؟ دوست من نماینده اتحادیه است در سوئد. او برای یادگیری چنین مسائلی از جانب اتحادیه به یک دوره فشرده یادگیری فرستاده شد و تازه این جزء ساعات کارش به حساب آمد و کارفرما هم حقوق کاملش را می داد.
بعد اون برگه که بخشی امضا کرده بود منو از خنده به مردن انداخت. فاطمه اختصاری در تویتر خودش نوشته روزی که از انفرادی بردنم دادسرا اوین که قاضی وثیقه رو تعیین کنه، ۱برگه داد که چندتا سوال داشت.یکیش اینکه رفتار بازجوها چطور بود؟ من کل بدرفتاریا و شکنجهها رو نوشتم.بعد قاضی گفت پس باید بازجوها عوض شن و روند بازجویی از اول انجام شه. منم همه رو خط زدم و نوشتم همه چی خیلی خوب بوده!
خلاصه یه وضعیه . من که محکم پشت بخشی ها و قلیانی ها و محمدی ها ایستاده ایم و تا آخرش از حرمت و کرامت انسان دفاع می کنیم. شما هم همین کار را بکنید. این فیلم ها فقط وضع خراب جمهوری اسلامی را نشان می دهد و اراده ما را برای سرنگون کردن رژیم شکنجه، سرکوب و دروغ قوی تر و قوی تر می کنه.
حسن صالحی
چون نمی توانند منکر اعتراضات کارگران و مردم بشوند، اینو می پذیرند ولی بقیه اش را به نیروهای معاند و امریکا وصل می کنند. تو این وسط هم معلوم نمی شود که این کمونیست های کارگری چه گروهک کوچکی هستند که از تهران و شوش و اهواز و بلژیک و استکهلم و نیویورک همه جا وجود دارند و مشغول سازماندهی کردن گسترش اعتراضات هستند. حتما این گروهک باید گروهک بزرگی باشه در اینصورت. شاید در بخش دوم این مستند مسخره اصلا نشان بدهند که خود ترامپ ضد کمونیست هم عضو گروهای کمونیستی بوده و یا چه می دونم کمونیستها در کاخ سفید هم نفوذ کردند!!
بعد تازه معلوم می شد که اعتراف بخشی این بوده که رفته یاد بگیره چطور تشکل کارگری بسازه و اعتراض سازماندهی بکنه و این اعتراضات را به هم وصل کنه. می دونم همه این اعترافات را زیر شکنجه گرفتند ولی خدا وکیلی اینها مگر جرم است ؟ دوست من نماینده اتحادیه است در سوئد. او برای یادگیری چنین مسائلی از جانب اتحادیه به یک دوره فشرده یادگیری فرستاده شد و تازه این جزء ساعات کارش به حساب آمد و کارفرما هم حقوق کاملش را می داد.
بعد اون برگه که بخشی امضا کرده بود منو از خنده به مردن انداخت. فاطمه اختصاری در تویتر خودش نوشته روزی که از انفرادی بردنم دادسرا اوین که قاضی وثیقه رو تعیین کنه، ۱برگه داد که چندتا سوال داشت.یکیش اینکه رفتار بازجوها چطور بود؟ من کل بدرفتاریا و شکنجهها رو نوشتم.بعد قاضی گفت پس باید بازجوها عوض شن و روند بازجویی از اول انجام شه. منم همه رو خط زدم و نوشتم همه چی خیلی خوب بوده!
خلاصه یه وضعیه . من که محکم پشت بخشی ها و قلیانی ها و محمدی ها ایستاده ایم و تا آخرش از حرمت و کرامت انسان دفاع می کنیم. شما هم همین کار را بکنید. این فیلم ها فقط وضع خراب جمهوری اسلامی را نشان می دهد و اراده ما را برای سرنگون کردن رژیم شکنجه، سرکوب و دروغ قوی تر و قوی تر می کنه.
حسن صالحی
در باره کارزار بگذار سخن بگویم
گفتگوی صفحه کمیته بین المللی علیه اعدام با مینا احدی
شما اخیرا کارزاری را راه انداخته اید تحت عنوان "بگذار سخن بگویم ". این کارزار بر سر چیست؟
مینا احدی: کارزار بگذار سخن بگویم اساسا بعد از قتل زهرا نویدی پور، اعلام شد. زهرا زن جوانی است که مورد تعرض و تجاوز جنسی از طرف سلمان خدادادی نماینده مجلس اسلامی و یکی از مقامات امنیتی حکومت قرار گرفته و چهار سال است که با شکایت کردن و مراجعه به همه نهادهای حکومتی و مجلس و شورای نگهبان، در صدد محاکمه و مجازات متجاوز بود، اما متاسفانه زهرا را همین جانیان حرفه ای تهدید و در نهایت به قتل رساندند. ما در این کمپین در مورد تجاوز در ایران حرف میزنیم. ما خواهان محاکمه سلمان خدادادی و متهمین این پرونده و بررسی علت مرگ زهرا و دستگیری قاتلین او هستیم. ما طوماری اعتراضی با همین هدف الان اونلاین اعلام کرده ایم که تا کنون ١٦٠٠ امضا جمع کرده ایم و این حرکت ادامه دارد. در مورد حکومتی که از تجاوز رسمی و قانونی دفاع میکند و مقامات این حکومت هر جا که امکانش را دارند به زنان تعرض می کنند... 👇👇👇
گفتگوی صفحه کمیته بین المللی علیه اعدام با مینا احدی
شما اخیرا کارزاری را راه انداخته اید تحت عنوان "بگذار سخن بگویم ". این کارزار بر سر چیست؟
مینا احدی: کارزار بگذار سخن بگویم اساسا بعد از قتل زهرا نویدی پور، اعلام شد. زهرا زن جوانی است که مورد تعرض و تجاوز جنسی از طرف سلمان خدادادی نماینده مجلس اسلامی و یکی از مقامات امنیتی حکومت قرار گرفته و چهار سال است که با شکایت کردن و مراجعه به همه نهادهای حکومتی و مجلس و شورای نگهبان، در صدد محاکمه و مجازات متجاوز بود، اما متاسفانه زهرا را همین جانیان حرفه ای تهدید و در نهایت به قتل رساندند. ما در این کمپین در مورد تجاوز در ایران حرف میزنیم. ما خواهان محاکمه سلمان خدادادی و متهمین این پرونده و بررسی علت مرگ زهرا و دستگیری قاتلین او هستیم. ما طوماری اعتراضی با همین هدف الان اونلاین اعلام کرده ایم که تا کنون ١٦٠٠ امضا جمع کرده ایم و این حرکت ادامه دارد. در مورد حکومتی که از تجاوز رسمی و قانونی دفاع میکند و مقامات این حکومت هر جا که امکانش را دارند به زنان تعرض می کنند... 👇👇👇
در باره کارزار بگذار سخن بگویم
گفتگوی صفحه کمیته بین المللی علیه اعدام با مینا احدی
شما اخیرا کارزاری را راه انداخته اید تحت عنوان "بگذار سخن بگویم ". این کارزار بر سر چیست؟
مینا احدی: کارزار بگذار سخن بگویم اساسا بعد از قتل زهرا نویدی پور، اعلام شد. زهرا زن جوانی است که مورد تعرض و تجاوز جنسی از طرف سلمان خدادادی نماینده مجلس اسلامی و یکی از مقامات امنیتی حکومت قرار گرفته و چهار سال است که با شکایت کردن و مراجعه به همه نهادهای حکومتی و مجلس و شورای نگهبان، در صدد محاکمه و مجازات متجاوز بود، اما متاسفانه زهرا را همین جانیان حرفه ای تهدید و در نهایت به قتل رساندند. ما در این کمپین در مورد تجاوز در ایران حرف میزنیم. ما خواهان محاکمه سلمان خدادادی و متهمین این پرونده و بررسی علت مرگ زهرا و دستگیری قاتلین او هستیم. ما طوماری اعتراضی با همین هدف الان اونلاین اعلام کرده ایم که تا کنون ١٦٠٠ امضا جمع کرده ایم و این حرکت ادامه دارد. در مورد حکومتی که از تجاوز رسمی و قانونی دفاع میکند و مقامات این حکومت هر جا که امکانش را دارند به زنان تعرض میکنند این رفتار شنیع در عین حال منطبق به نص صریح قران است که زن را همچون طعمه و وسیله ای تعریف میکند که خدا او را برای دادن خدمات جنسی و یا خدمات دیگر خلق کرده است. یک نکته هم مهم است و آن اینست که صحبت کردن و افشاگری در مورد تجاوز کماکان در ایرنا یک تابو است و ما از طریق این کمپین میخواهیم زنان و یا مردانی که مورد تعرض و تجاوز جنسی قرار گرفته اند، لب به سخن بگشایند و در این مورد حرف بزنند.
استقبال از این کارزار تا به حال چطور بوده است؟
مینا احدی: استقبال از این کارزار تا اینجا خوب بوده ولی ما هنوز در آغاز راهیم. هنوز مردم و زنان در ایران از این کارزار مطلع نیستند و هنوز باید بیش از اینها خودمان را معرفی کرده و با زنان تماس بگیریم و تشویق اشان کنیم که با ما تماس گرفته و حرف بزنند. البته در همین چند روز گذشته تعدادی از زنان آزار دیده از مقامات حکومت اسلامی با ما تماس گرفته و ما بتدریج این سرگذشتها را علنی میکنیم.
راههای تماس با این کارزار از چه طریق است؟
مینا احدی: با ما میتوانید از طریق اینستاگرام کمپین و همچنین شماره تلفن ٠٠٤٩١٧٧٥٦٩٢٤١٣ با واتس اپ تماس بگیرید.
گفتگوی صفحه کمیته بین المللی علیه اعدام با مینا احدی
شما اخیرا کارزاری را راه انداخته اید تحت عنوان "بگذار سخن بگویم ". این کارزار بر سر چیست؟
مینا احدی: کارزار بگذار سخن بگویم اساسا بعد از قتل زهرا نویدی پور، اعلام شد. زهرا زن جوانی است که مورد تعرض و تجاوز جنسی از طرف سلمان خدادادی نماینده مجلس اسلامی و یکی از مقامات امنیتی حکومت قرار گرفته و چهار سال است که با شکایت کردن و مراجعه به همه نهادهای حکومتی و مجلس و شورای نگهبان، در صدد محاکمه و مجازات متجاوز بود، اما متاسفانه زهرا را همین جانیان حرفه ای تهدید و در نهایت به قتل رساندند. ما در این کمپین در مورد تجاوز در ایران حرف میزنیم. ما خواهان محاکمه سلمان خدادادی و متهمین این پرونده و بررسی علت مرگ زهرا و دستگیری قاتلین او هستیم. ما طوماری اعتراضی با همین هدف الان اونلاین اعلام کرده ایم که تا کنون ١٦٠٠ امضا جمع کرده ایم و این حرکت ادامه دارد. در مورد حکومتی که از تجاوز رسمی و قانونی دفاع میکند و مقامات این حکومت هر جا که امکانش را دارند به زنان تعرض میکنند این رفتار شنیع در عین حال منطبق به نص صریح قران است که زن را همچون طعمه و وسیله ای تعریف میکند که خدا او را برای دادن خدمات جنسی و یا خدمات دیگر خلق کرده است. یک نکته هم مهم است و آن اینست که صحبت کردن و افشاگری در مورد تجاوز کماکان در ایرنا یک تابو است و ما از طریق این کمپین میخواهیم زنان و یا مردانی که مورد تعرض و تجاوز جنسی قرار گرفته اند، لب به سخن بگشایند و در این مورد حرف بزنند.
استقبال از این کارزار تا به حال چطور بوده است؟
مینا احدی: استقبال از این کارزار تا اینجا خوب بوده ولی ما هنوز در آغاز راهیم. هنوز مردم و زنان در ایران از این کارزار مطلع نیستند و هنوز باید بیش از اینها خودمان را معرفی کرده و با زنان تماس بگیریم و تشویق اشان کنیم که با ما تماس گرفته و حرف بزنند. البته در همین چند روز گذشته تعدادی از زنان آزار دیده از مقامات حکومت اسلامی با ما تماس گرفته و ما بتدریج این سرگذشتها را علنی میکنیم.
راههای تماس با این کارزار از چه طریق است؟
مینا احدی: با ما میتوانید از طریق اینستاگرام کمپین و همچنین شماره تلفن ٠٠٤٩١٧٧٥٦٩٢٤١٣ با واتس اپ تماس بگیرید.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دست وپا قطع کردن ویا شلاق زندن اگر شکنجه نیست پس چیست .هرمز رها
بى حضور تو ياران داغدار، اين خيل آفتاب سرايان غمگنانه سرودند: خورشيد گرم و روشنمان بى غروب باد..
مادر شكارى هم رفت..رفت تا به پسرهاى دلبندش حميد. سعيد و على بپيوندد...چشمت روشن مادر..
در مينى بوس مسير به بوكان نشسته ايم. زير چشمى به مادر و لباسهاى كردى اش نگاهى مياندازم.سعى ميكنم از چشم يك پاسدار بهش نگاه كنم تا ببينم باور ميكنم كه اين مادر لال به همراه دخترش براى حاجت خواهى به امامزاده منطقه ميروند؟
فكر كرده بوديم در صورت بازرسى بين راه مادر بگويم لال است چون يافتن يك مادر فارس زبان در آن منطقه و آنروزها مصادف با در خواست دستگيرى از يك مركز اطلاعاتى بود!
مادر چشمهايش را بسته. از تكان خوردن هاى پلكهايش احتمال ميدهم خود را بخواب زده باشد. لابد براى اينكه بچشم پاسداران نيايد يا شايد هم فكر ميكرد پاسدار هاى پست هاى بازرسى دلشان نميايد مسافر هاى بخواب رفته را بيدار كنند...
به روستاى مقصدمان كه به تازگى به كنترل رژيم در آمده ميرسيم. خبر داشتيم كه نيروهاى سپاه در حال ساختن پايگاهى بر تپه مشرف به روستا بودند ولى هنوز از ترس مواجه با پيشمرگها از تردد در روستا هاى منطقه خوددارى ميكردند.
حوالى غروب محل دفن حميد ....
مادر شكارى هم رفت..رفت تا به پسرهاى دلبندش حميد. سعيد و على بپيوندد...چشمت روشن مادر..
در مينى بوس مسير به بوكان نشسته ايم. زير چشمى به مادر و لباسهاى كردى اش نگاهى مياندازم.سعى ميكنم از چشم يك پاسدار بهش نگاه كنم تا ببينم باور ميكنم كه اين مادر لال به همراه دخترش براى حاجت خواهى به امامزاده منطقه ميروند؟
فكر كرده بوديم در صورت بازرسى بين راه مادر بگويم لال است چون يافتن يك مادر فارس زبان در آن منطقه و آنروزها مصادف با در خواست دستگيرى از يك مركز اطلاعاتى بود!
مادر چشمهايش را بسته. از تكان خوردن هاى پلكهايش احتمال ميدهم خود را بخواب زده باشد. لابد براى اينكه بچشم پاسداران نيايد يا شايد هم فكر ميكرد پاسدار هاى پست هاى بازرسى دلشان نميايد مسافر هاى بخواب رفته را بيدار كنند...
به روستاى مقصدمان كه به تازگى به كنترل رژيم در آمده ميرسيم. خبر داشتيم كه نيروهاى سپاه در حال ساختن پايگاهى بر تپه مشرف به روستا بودند ولى هنوز از ترس مواجه با پيشمرگها از تردد در روستا هاى منطقه خوددارى ميكردند.
حوالى غروب محل دفن حميد ....
بى حضور تو ياران داغدار، اين خيل آفتاب سرايان غمگنانه سرودند: خورشيد گرم و روشنمان بى غروب باد..
مادر شكارى هم رفت..رفت تا به پسرهاى دلبندش حميد. سعيد و على بپيوندد...چشمت روشن مادر..
در مينى بوس مسير به بوكان نشسته ايم. زير چشمى به مادر و لباسهاى كردى اش نگاهى مياندازم.سعى ميكنم از چشم يك پاسدار بهش نگاه كنم تا ببينم باور ميكنم كه اين مادر لال به همراه دخترش براى حاجت خواهى به امامزاده منطقه ميروند؟
فكر كرده بوديم در صورت بازرسى بين راه مادر بگويم لال است چون يافتن يك مادر فارس زبان در آن منطقه و آنروزها مصادف با در خواست دستگيرى از يك مركز اطلاعاتى بود!
مادر چشمهايش را بسته. از تكان خوردن هاى پلكهايش احتمال ميدهم خود را بخواب زده باشد. لابد براى اينكه بچشم پاسداران نيايد يا شايد هم فكر ميكرد پاسدار هاى پست هاى بازرسى دلشان نميايد مسافر هاى بخواب رفته را بيدار كنند...
به روستاى مقصدمان كه به تازگى به كنترل رژيم در آمده ميرسيم. خبر داشتيم كه نيروهاى سپاه در حال ساختن پايگاهى بر تپه مشرف به روستا بودند ولى هنوز از ترس مواجه با پيشمرگها از تردد در روستا هاى منطقه خوددارى ميكردند.
حوالى غروب محل دفن حميد را كه در حاشيه رودخانه اى كم آب و در پناه يك درخت انگوربود پيدا ميكنيم. مادر ميگويد بارها آن فضا، حتى درخت انگور همانطور كه بودند در خواب ديده بود.
حميد را شنيده بوديم كه بعد از شهيد شدن، همرزمانش در حال عقب نشينى مجبور ميشونددر گورى كم عمق بدست خاكش بسپارند. مادر نگران بود كه با زياد شدن آب رودخانه ممكن بود جنازه از خاك بيرون بيافتد، اگر آب نبرد به دست دشمنانش بيافتد..
با چنگهايمان ميافتيم به جان خاك. از وحشت آنچه كه نميخواهم ببينم دستهايم ميلرزند. سريعتر از آنچه كه انتظار داريم دستهاى مادر ميرسند به بدن پسرش با لهجه كرمانيش فريادى خفه ميگويد: حميدوم!
چشمت روشن مادر...
مادر شكارى هم رفت..رفت تا به پسرهاى دلبندش حميد. سعيد و على بپيوندد...چشمت روشن مادر..
در مينى بوس مسير به بوكان نشسته ايم. زير چشمى به مادر و لباسهاى كردى اش نگاهى مياندازم.سعى ميكنم از چشم يك پاسدار بهش نگاه كنم تا ببينم باور ميكنم كه اين مادر لال به همراه دخترش براى حاجت خواهى به امامزاده منطقه ميروند؟
فكر كرده بوديم در صورت بازرسى بين راه مادر بگويم لال است چون يافتن يك مادر فارس زبان در آن منطقه و آنروزها مصادف با در خواست دستگيرى از يك مركز اطلاعاتى بود!
مادر چشمهايش را بسته. از تكان خوردن هاى پلكهايش احتمال ميدهم خود را بخواب زده باشد. لابد براى اينكه بچشم پاسداران نيايد يا شايد هم فكر ميكرد پاسدار هاى پست هاى بازرسى دلشان نميايد مسافر هاى بخواب رفته را بيدار كنند...
به روستاى مقصدمان كه به تازگى به كنترل رژيم در آمده ميرسيم. خبر داشتيم كه نيروهاى سپاه در حال ساختن پايگاهى بر تپه مشرف به روستا بودند ولى هنوز از ترس مواجه با پيشمرگها از تردد در روستا هاى منطقه خوددارى ميكردند.
حوالى غروب محل دفن حميد را كه در حاشيه رودخانه اى كم آب و در پناه يك درخت انگوربود پيدا ميكنيم. مادر ميگويد بارها آن فضا، حتى درخت انگور همانطور كه بودند در خواب ديده بود.
حميد را شنيده بوديم كه بعد از شهيد شدن، همرزمانش در حال عقب نشينى مجبور ميشونددر گورى كم عمق بدست خاكش بسپارند. مادر نگران بود كه با زياد شدن آب رودخانه ممكن بود جنازه از خاك بيرون بيافتد، اگر آب نبرد به دست دشمنانش بيافتد..
با چنگهايمان ميافتيم به جان خاك. از وحشت آنچه كه نميخواهم ببينم دستهايم ميلرزند. سريعتر از آنچه كه انتظار داريم دستهاى مادر ميرسند به بدن پسرش با لهجه كرمانيش فريادى خفه ميگويد: حميدوم!
چشمت روشن مادر...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دختر شجاع ایران»
«بهرنگ زندی» نوشته است: چند ساعتی است که با خبر شدیم سپیده قلیان بار دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. اینبار برادر او «مهدی» نیز همراه با «سپیده» دستگیر شده است. فایل صوتی که میشنوید، آخرین گفتوگوی سپیده قلیان با یکی از ماموران وزارت اطلاعات به نام آقای صادقیان است که چند ساعت قبل از دستگیری سپیده از طریقی به دست من رسیده است. در این فایل صوتی گفته میشود که در بازداشت قبلی سپیده تهدید میشده که در صورت عدم اعتراف برادرش را مجبور خواهند کرد که او را به قتل برساند. این فایل برای اولین بار منتشر میشود.
«بهرنگ زندی» نوشته است: چند ساعتی است که با خبر شدیم سپیده قلیان بار دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. اینبار برادر او «مهدی» نیز همراه با «سپیده» دستگیر شده است. فایل صوتی که میشنوید، آخرین گفتوگوی سپیده قلیان با یکی از ماموران وزارت اطلاعات به نام آقای صادقیان است که چند ساعت قبل از دستگیری سپیده از طریقی به دست من رسیده است. در این فایل صوتی گفته میشود که در بازداشت قبلی سپیده تهدید میشده که در صورت عدم اعتراف برادرش را مجبور خواهند کرد که او را به قتل برساند. این فایل برای اولین بار منتشر میشود.