کمیته بین‌المللی علیه اعدام
1.2K subscribers
8.86K photos
10.3K videos
75 files
3.94K links
#کمیته_بین_المللی_علیه_اعدام برای لغو مجازات اعدام، و متوقف کردن احکام اعدام تلاش می‌کند.

راه‌های ارتباطی:

تلفن تماس: +46737896505
توییتر: twitter.com/icae14
فیسبوک: facebook.com/icaeiran
اینستاگرام: instagram.com/no_to_the_death_penalty
Download Telegram
#من هم شکنجه شدم ، ما همه اسماعیل بخشی هستیم
پیمان شجیراتی از کارگران دست اندرکار در اعتراضات قدرتمند کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز در همبستگی با کارزار "من هم شکنجه شدم" و در حمایت از اسماعیل بخشی به کمپین برای آزادی کارگران زندانی نامه ای ارسال کرده است. او در این نامه با بلند کردن صدای اعتراضش علیه زندان و شکنجه از جریان دستگیری هایش در اعتراضات کارگران فولاد اهواز و شکنجه شدنهایش نوشته است. متن این نامه ضمیمه است.
کمپین برای آزادی کارگران زندانی
٢٤ دی ٩٧، ١٤ ژآنویه ٢٠١٩

shahla.Daneshfar2@gmail.com
http://free-them-now.com

من هم شکنجه شدم، نه به زندان و شکنجه
در قاموس انسان ستیز جمهوری اسلامی شکنجه از ابتدای شکل گیری حکومت وجود داشته و انکار و تکذیب آن توسط مسئولین نمیتواند نافی وجود آن باشد.
حکومتی که در دکترین فکری و مذهبی اش؛خود را نماینده الله برروی زمین میداند و معتقد است که مجازات در زندانهای جمهوری اسلامی از عذاب اخروی انسان میکاهد؛ شکنجه رهیافت و رویکرد اصلی آن در مواجهه با مخالفان و معترضان است.
من پیمان شجیراتی از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران هم شکنجه شده ام..........
#من هم شکنجه شدم ، ما همه اسماعیل بخشی هستیم
پیمان شجیراتی از کارگران دست اندرکار در اعتراضات قدرتمند کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز در همبستگی با کارزار "من هم شکنجه شدم" و در حمایت از اسماعیل بخشی به کمپین برای آزادی کارگران زندانی نامه ای ارسال کرده است. او در این نامه با بلند کردن صدای اعتراضش علیه زندان و شکنجه از جریان دستگیری هایش در اعتراضات کارگران فولاد اهواز و شکنجه شدنهایش نوشته است. متن این نامه ضمیمه است.
کمپین برای آزادی کارگران زندانی
٢٤ دی ٩٧، ١٤ ژآنویه ٢٠١٩

shahla.Daneshfar2@gmail.com
http://free-them-now.com

من هم شکنجه شدم، نه به زندان و شکنجه
در قاموس انسان ستیز جمهوری اسلامی شکنجه از ابتدای شکل گیری حکومت وجود داشته و انکار و تکذیب آن توسط مسئولین نمیتواند نافی وجود آن باشد.
حکومتی که در دکترین فکری و مذهبی اش؛خود را نماینده الله برروی زمین میداند و معتقد است که مجازات در زندانهای جمهوری اسلامی از عذاب اخروی انسان میکاهد؛ شکنجه رهیافت و رویکرد اصلی آن در مواجهه با مخالفان و معترضان است.
من پیمان شجیراتی از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران هم شکنجه شده ام.
از سال ١٣٩٥ که مبارزه ما کارگران فولاد علیه ظلم و فساد سیستماتیک نظام سرمایه داری حاکم و مافیای قدرت و ثروت که باعث نابودی صنایع کشور شده است، بطور جدی آغاز شد من و تعداد دیگری از کارگران چندین بار توسط نهادهای امنیتی احضار، بازداشت و زندانی شدیم.
در طی این روند بارها با هتاکی و فحاشی ماموران مواجه شدیم که سعی داشتند در بازجویی ها با تحقیر و توهین اراده و عزم ما کارگران در مطالبه حقوق به یغما رفته مان را بشکنند.
در آخرین نوبت در خردادماه سال جاری بهمراه عده دیگری از کارگران فولاد در حین دستگیری و پس از انتقال به بازداشتگاه مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتم.
در بین همکارانم بسیارند کسانی که این شکنجه ها را تجربه نموده اند اما بنا بر ملاحظاتشان از بیان آن خودداری میکنند. امیدوارم بزودی روزی فرا برسد که بتوانیم در دادگاهی عادلانه مجازات شکنجه گران بیرحم را مطالبه کنیم.
٢٤ دی
#من_هم_شکنجه_شدم
IWasTortureToo
چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندان‌ها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند.

کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.

رامین آقازاده قهرمانی یکی از جانباختگان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) است. وی در پی احضار در مورد رویدادهای پس از انتخابات، به اختیار، خود را به ماموران معرفی کرد اما ۱۵ روز بعد با بدنی که آثار شکنجه بر روی آن نمایان بود آزاد شد و تنها پس از دو روز، در ۲۷ تیرماه به دلیل وجود «لخته‌های خون» در سینه‌اش جان سپرد.

رامین قهرمانی به خانوادهٔ خود گفته بوده که در هنگام بازداشت او را از پا آویزان کرده بودند.
#من_هم_شکنجه_شدم
#IWasTortureToo
چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندان‌ها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند.

کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.

امیر جوادی‌فر ۱۸ تیر ۱۳۸۸ بازداشت شد و در بازداشتگاه کهریزک بر اثر شکنجه کشته شد.
📍لطفا این طومار را امضا کرده و دوستانتان را تشویق به امضا آن کنید.

نامه اسماعیل بخشی دادخواهی علیه ۴۰ سال بیحقوقی و سرکوب و شکنجه و اعدام است!

صدها هزار نفر بخاطر شکنجه و اعدام عزیزانشان شاکی خصوصی جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات و شکنجه گران حکومتند. هزاران فعال کارگری، فعال دانشجویی، فعالین معلمان، فعالین حقوق زنان،‌ محیط زیست، حقوق کودک و فعالین اجتماعی و سیاسی یا در زندانند یا زندانی بوده اند و علیه آنها پرونده ساخته اند و مانند شمشیری آنرا بالای سر آنها نگهداشته اند تا آنها را ساکت کنند. صدها کارگر و فعال اجتماعی بدستور قوه قضاییه شلاق خورده و یا علیه شان حکم شلاق صادر شده، تنها در هفت تپه و فولاد اهواز برای صدها فعال کارگری در ماهها و سالهای گذشته پرونده درست کرده اند. شعبه وزارت اطلاعات بعنوان حراست در کارخانه ها علیه کارگران جاسوسی مکنند و حتی کارگران را بازجویی میکند. اسماعیل بخشی در نامه به وزیر اطلاعات کیفرخواست همه مردم را اعلام کرده است. این کیفرخواستی علیه ۴۰ سال بیحقوقی مردم است. علیه اسیدپاشی ها و بیحرمت کردن میلیون ها زن است. کیفرخواستی علیه دخالت در زندگی خصوصی مردم و شنود مکالمات خصوصی اعضای خانواده با یکدیگر و بیحرمت کردن مردم است.

این نامه باید مانند باروت همه مردم را به جان حکومت بیندازد. همه این جنایت ها، همه این سرکوبگری ها باید پایان یابد. بطور مشخص باید:
- رسما و علنا اعلام شود که اسماعیل بخشی و سایر دستگیرشدگان هفت تپه و فولاد اهواز از هر اتهامی مبرا هستند.
- کلیه پرونده هایی که علیه فعالین عرصه های مختلف ساخته شده رسما و علنا مختومه اعلام شود.
- کلیه زندانیان سیاسی، فعالین کارگری و معلمان و دانشجویان زندانی و سایر فعالین زندانی فورا آزاد شوند.
- به دستگیری مردم معترض و امنیتی کردن اعتصابات و اعتراضات پایان داده شود.
- حق اعتصاب و اعتراض و تشکل به رسمیت شناخته شود.
- آزادی بیان و عقیده به رسمیت شناخته شود.
- کلیه نیروهای سرکوب از مراکز کار و تحصیل بیرون انداخته شوند.
- به دخالت در زندگی خصوصی مردم و شنود مکالمات پایان داده شود.
- آمران و عاملان شکنجه اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و همه فعالین سیاسی و اجتماعی در طول چهل سال گذشته به جامعه معرفی و محاکمه شوند.

باید چنان موجی از همبستگی و اعتراض در سراسر جامعه شکل بگیرد که ارگان های سرکوب حکومت جرات نکنند حتی یک نفر را بخاطر اعتراض به شرایط غیر انسانی که به مردم تحمیل شده مورد بازخواست و دستگیری و اذیت و آزار قرار دهند.
لطفا این بیانیه را امضا کنید و دوستانتان را به امضای آن تشویق کنید.
https://telegra.ph/طومار-حمایت-از-اسماعیل-بخشی-01-14-2

🔸🔸🔸🔸🔸🔸

🔻تماس با ادمین جهت ثبت امضا
@adm_tamas

🔺کانال تلگرام انتشار امضاها
@hemayat_bakhshi

@M_Xiaban
بهزاد علیخانی کارگر بازداشتی گروه ملی فولاد اهوازآزاد شد
تمامی بازداشت شدگان باید فورا آزاد شوند

بدنبال کارزاری گسترده در حمایت از کارگران گروه ملی فولاد اهوز روز ٢٤ دیماه بهزاد علیخانی یکی دیگر از کارگران بازداشتی فولاد اهواز آزاد شد. آزادی بهزاد علیخانی را به وی، به خانواده اش، به کارگران گروه ملی فولاد اهواز و به همگان تبریک میگوییم.
بدین ترتیب اکنون سه کارگر دیگر به اسامی طارق خلفی، محمدرضا نعمت پور و کریم سیاحی همچنان در بازداشت بسر میبرند.
تمامی کارگران بازداشتی گروه ملی فولاد اهواز باید فورا آزاد شوند. پرونده های امنیتی بازداشت شدگان باید تماما بسته شود و به پیگرد ها و امنیتی کردن مبارزات کارگران باید فورا خاتمه داده شود.
نیروی انتظامی معترضان به انتقال آب كارون را بازداشت كردند
روز دوشنبه ۲۴دی۹۷ فعالان محيط زيست و شهروندان اهوازی در كيانپارس جنب كتابخانه مركزی تجمع كردند اما نيروی انتظامی از تجمع جلوگيری كرده و شماری از معترضان به انتقال آب كارون به شهرهای مركزی را بازداشت كردند.
۲۴ دی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔷رو در رو
🔴برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
🔵 شکنجه اسماعیل بخشی، رهبران کارگری و جنبش های اعتراضی- با جوانمیر مرادی
🎤محمود احمدی
۲۳ دی ۱۳۹۷ - ۱۳ ژانویه ۲۰۱۹
ارتباط با ادمین @kanaljadid
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اکبر محمدی در سال ۷۸ به همراه برادرش منوچهر محمدی و تعداد زیادی از دانشجویان در طی اعتراضات دانشجویی کوی دانشگاه تهران دستگیر و در دادگاه ویژه انقلاب به اعدام محكوم شد، اما پس از چندی حكم او به ۱۵سال حبس تقلیل یافت

اعتصاب غذای وی و انتقال او به بخش بهداری زندان اوین، مامورین زندان دست و پای وی را با زنجیر بسته و دهان او را هم با چسپ می‌بندند (به دلیل حضور مأموران و بازرسان بین الملل) و در نهایت همان شب او به طور مشکوکی فوت می‌کنند. وکیل مدافع محمدی، خلیل بهرامیان از قول زندانیان دیگر همبند موکل‌اش از جمله علی افشاری گفت که محمدی در طول چند روز پیش از مرگ، بارها وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و آثار شکنجه بر بدن او به خوبی نمایان بوده‌است.

پيکر وی شبانه در روستايی در اطراف شهر آمل به نام چنگ میان تحت مراقبت‌های امنيتی بسیار شدید و بدون حضور هیچ یک از اعضای خانواده اش دفن شد.
جنگ مغلوبه جمهوری اسلامی علیه اسماعیل بخشی

حسن صالحی
از همان روزی که اسماعیل بخشی در اقدامی جسورانه در باره شکنجه شدنش در زندان های رژیم سخن گفت، جمهوری اسلامی به تقلا افتاد که مسئله شکنجه بخشی را انکار کند. همه از اصولگرا و اصلاح طلب به خط شدند تا به جامعه اعلام کنند شکنجه ای در کار نبوده است. جالب است که در "تحقیقات" رسمی حکومتی پیرامون این مسئله به کسی که شاکی بود مراجعه ای نشد و وزرات اطلاعات و دادستانی که خود متهم اصلی شکنجه بخشی بودند مامور رسیدگی به این پرونده شدند. مردم به آنها خندیدند و و از زبان برخی نمایندگان مجلس شان حتی اعلام شد که "انکار شکنجه" را جدی نمی گیرند.

از همان زمان که جمهوری اسلامی با هر دسته و جناج، ساز"انکار شکنجه" را به صدا دارآورد کوس رسوایی حکومت بیشتر بالا گرفت. نه فقط به این خاطر که حرفهای اسماعیل بخشی صحت داشت بلکه به این خاطر که هزاران نفر با انتشار ویدئو و بازگویی خاطرات خود از زندانهای جمهوری اسلامی شهادت دادند که مورد شکنحه واقع شده اند و شکنحه بخشی لایتجزا از هویت جمهوری اسلامی است. 👇👇👇👇👇
جنگ مغلوبه جمهوری اسلامی علیه اسماعیل بخشی

حسن صالحی
از همان روزی که اسماعیل بخشی در اقدامی جسورانه در باره شکنجه شدنش در زندان های رژیم سخن گفت، جمهوری اسلامی به تقلا افتاد که مسئله شکنجه بخشی را انکار کند. همه از اصولگرا و اصلاح طلب به خط شدند تا به جامعه اعلام کنند شکنجه ای در کار نبوده است. جالب است که در "تحقیقات" رسمی حکومتی پیرامون این مسئله به کسی که شاکی بود مراجعه ای نشد و وزرات اطلاعات و دادستانی که خود متهم اصلی شکنجه بخشی بودند مامور رسیدگی به این پرونده شدند. مردم به آنها خندیدند و و از زبان برخی نمایندگان مجلس شان حتی اعلام شد که "انکار شکنجه" را جدی نمی گیرند.

از همان زمان که جمهوری اسلامی با هر دسته و جناج، ساز"انکار شکنجه" را به صدا دارآورد کوس رسوایی حکومت بیشتر بالا گرفت. نه فقط به این خاطر که حرفهای اسماعیل بخشی صحت داشت بلکه به این خاطر که هزاران نفر با انتشار ویدئو و بازگویی خاطرات خود از زندانهای جمهوری اسلامی شهادت دادند که مورد شکنحه واقع شده اند و شکنحه بخشی لایتجزا از هویت جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی تلاش کرد که با تهدید و ارعاب اسماعیل بخشی را منکوب کند و لی هزاران نفر سر بلند کردند و گفتند ما همه بخشی هستیم و مورد شکنجه واقع شده ایم. موج همبستگی با اسماعیل بخشی در اشکال مختلفی و منجمله امضای طومارهای اعتراضی ادامه دارد. نامه دادخواهی بخشی به دهها زبان ترجمه شده است و جهانیان از آن با خبر شده اند. اتحادیه های کارگری جهان در این رابطه نامه اعتراضی نوشته اند. صدها مصاحبه و گفتگو در حمایت از بخشی منتشر شده است. رسانه های شناخته شده فارسی زبان در این مورد خبر و گزارش انتشار دادند. و هم زندانی های بخشی یعنی سپیده قلیان و عسل محمدی نیز بسیار جسورانه شهادت دادند که اسماعیل بخشی و خودشان نیز شکنجه شده اند.

جمهوری اسلامی در جنگ علیه بخشی برای "انکار شکنجه" مغلوب شد. تحقیقات فرمایشی، پاپوش دوزی ها و تلاش برای متقاعد کردن جامعه مبنی بر عدم وجود شکنجه در زندانها، بیشتر موجب خشم و اعتراض مردم گردید. با دادخواهی اسماعیل بخشی، مردم وارد کارزای شده اند که علیه شکنجه و عاملان آن شکل گرفته است. اسماعیل بخشی نه فقط تنها نیست بلکه در ابعاد اجتماعی تکثیر شده است. جمهوری اسلامی هر چقدر هم اسماعیل بخشی را تحت فشار قرار دهد با هزاران انسان شکنجه شده که یکی بعد از دیگری کیفرخواست خود علیه جمهوری اسلامی را بیان می کنند، چه می تواند بکند؟

قدم بعدی برای مردم روشن است. لازم است حمایتها و پشتیبانی ها از بخشی ادامه پیدا کند. ضروری است شخصیهای اجتماعی، فعالین کارگری و مدنی، دانشگاهها و مراکز کار به هر نسبت و به هر شکلی که می توانند با اسماعیل بخشی اعلام همبستگی کنند. لازم است در همه جا صدای خود را علیه دستگیری وبازداشت فعالین کارگری و مدنی و همچنین امنیتی کردن اعتراضات مردمی بیان داریم. باید بگوئیم که اعتراض، برپایی تجمع و اعتصاب حق ماست. باید پرونده هایی که علیه فعالین عرصه های مختلف در جریان است رسما و علنا مختومه اعلام شود. باید از بخشی و امثال بخشی ها فورا رفع اتهام شود. کنترل زندگی خصوصی مردم باید پایان یابد و ...

هدف و خواستها روشن است. راه رسیدن به این خواستها اتحاد بخشهای مختلف جامعه است. جمهوری اسلامی در مقابل مردمی که متحدانه به دنبال خواستهای خود هستند، راهی جز زانو زدن نخواهد داشت.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز سه شنبه 15 ژانویه تعدادی از مخالفین علیه اعدام در مفابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم تجمع کردند
علیه تجاوز و برای پیگیری پرونده زهرا نوید پور. زهرا با شجاعت علیه تجاوز حرف زد و او را کشتند امروز وظیفه ما دفاع از او است!
ترانه موسوی هم شکنجه شد، او در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران دستگیرشده، مورد تجاوز جنسی و شکنجه قرار گرفت و سپس به قتل رسید و جسدش سوزانده شد.
"به نظر می آید «راگبی» بازی کردی."

این چهره «داود رحمانی» معروف به حاج داود رییس زندان قزل حصار از شکنجه گران حرفه ای و یکی از جنایت کاران واقعی ست. سال ۶۱ در بند تنبیهی واحد ۳ زندان قزل بودم؛ در هر سلول با ابعاد ۵ /۲ در ۵ /۳ متر ۲۷ تا ۳۵ زندانی را جا داده بود. نه مکانی برای خوابیدن داشتیم و نه جایی برای نشستن.. و او می گفت: "اینجا هتل است."
مرتب شکنجه های روزانه دیگری هم بر ما اعمال می کرد و می گفت: "اینجا هتل است." هتل قزلحصار. اصطلاح رایجی بین مسوولان رده بالای زندان بود. از دادستان گرفته تا حاکم شرع و رییس زندان.
یکی از شکنجه هایی که می دیدیم این بود؛ ما را می برد توی راهرو واحد به باد مشت و لگد می گرفت. با مشت و لگد آن اندازه ما را می زد که خودش خسته می شد و به نفس نفس می افتاد.
و یادم هست یکی از روزها که برای معاینه و درمان نزد پزشک رفته بودم پس از این که معاینات تمام شده بود؛ فیلم های رادیولوژی را نگاه می کرد و رو به من کرد و گفت: "به نظر می آید «راگبی» بازی کردی."

فریبا مرزبان
ستار بهشتی یک کارگر وبلاگ نویس بود که چند نوشته انتقادی از وضعیعت سیاسی و اجتماعی ایران در وبلاگش منتشر کرده بود.

روز ۹ آبان ۱۳۹۱ او توسط پلیس فتا یا سایبری ایران بازداشت شد، اما چهار روز بعد در ۱۳ آبان جسد شکنجه شده او را به خانواده‌اش تحویل دادند.
مهر نوش موسوی
کیفرخواست کارگر مبارز دیگری علیه شکنجه!
من ھم شکنجە شدم!
زانیار دباغیان
با سلام ودرودهای فراوان به تمامی اعضا کمپین!
اینجانب زانیار دباغیان کارگر شرکت نایلون سازی در شهرک صنعتی شب هنگام ساعت 6 به منزل کوچک کارگری ما حمله برده ومن را فوری با لباس زیر ودمپای ودستبندوچشم بند به مکان نامعلومی انتقال دادند که آنقدر از نظر جسمی وروانی در فشار بودم بار ها زیر بازجوی های سنگین وشکنجه های سفید وفیزیکی بی هوش می شدم و مرا به سلولم باز می گردانند وحتی چند بار به عنوان آزادی با چشم بند جلو در می آوردند ولی می گفتند اشتباه شده است به طوری که به حالی در آمده بودم حتی روزها رو از یادم رفته بود وهر روز یک تا چند بار تا آخرین لحظات انتقالم به زندان نمی دانستم چقدر آنجا بودم که در قرنطینه زندان متوجه شدم نزدیک 70 روز باز داشت بوده ام ومن زانیار دباغیان اول از همه به نام کارگر وبعدا فعال کارگری وعضو کمیته هماهنگی از کمپین دفاع از زندانیان سیاسی یا کارگری وهر فعالی که در راستای اهداف انسانیت قدم بر می دارد دفاع کنید حال حساب کنید که همسر من با چه وضعی نه پولی فقط با کمک جزی از خانواده ام زندگی خود را اداره ......
مهر نوش موسوی

کیفرخواست کارگر مبارز دیگری علیه شکنجه!

من ھم شکنجە شدم!

زانیار دباغیان

با سلام ودرودهای فراوان به تمامی اعضا کمپین!
اینجانب زانیار دباغیان کارگر شرکت نایلون سازی در شهرک صنعتی شب هنگام ساعت 6 به منزل کوچک کارگری ما حمله برده ومن را فوری با لباس زیر ودمپای ودستبندوچشم بند به مکان نامعلومی انتقال دادند که آنقدر از نظر جسمی وروانی در فشار بودم بار ها زیر بازجوی های سنگین وشکنجه های سفید وفیزیکی بی هوش می شدم و مرا به سلولم باز می گردانند وحتی چند بار به عنوان آزادی با چشم بند جلو در می آوردند ولی می گفتند اشتباه شده است به طوری که به حالی در آمده بودم حتی روزها رو از یادم رفته بود وهر روز یک تا چند بار تا آخرین لحظات انتقالم به زندان نمی دانستم چقدر آنجا بودم که در قرنطینه زندان متوجه شدم نزدیک 70 روز باز داشت بوده ام ومن زانیار دباغیان اول از همه به نام کارگر وبعدا فعال کارگری وعضو کمیته هماهنگی از کمپین دفاع از زندانیان سیاسی یا کارگری وهر فعالی که در راستای اهداف انسانیت قدم بر می دارد دفاع کنید حال حساب کنید که همسر من با چه وضعی نه پولی فقط با کمک جزی از خانواده ام زندگی خود را اداره می کردوتز کمپین دفاع از زندانیان سیاسی ومدنی تقاضای این را دارم که صدای مرا به عنوان یک کارگر وفعال کارگری جز کمپین قرار داده وبه سازمان ملل اراه دهند.وحتی دو دندان مرا شخصی که آنان به رئیس خود معرفی میردند با مشت مستقیم به دهانم دو دندانم را شکست ولثه هایم پاره شد و پر دهنم شد خون ولی من هیچ نگفتم تا حالی که می سر مرا گرفت وسرم را به سنگ دیوار بازجویی زد ولی باز صدای از من نشنید وقتی می گفت از این فیلم برداری کنید ودر دنیای مجازی بگذارید در حالیکه از شدت فشارها روی زمین بودم ونفسم به زور بالا می آمد وبه وسیله نگهبان به شیوه نا شایستی به سلولم برگشتم.
بنا به گزارش هرانا روز سه شنبه ۲۵ دی جلسه دادگاه محمد نجفی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر که در حال سپری کردن محکومیت سه ساله خود در زندان اراک بسر می برد، در شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری شهرستان شازند به اتهام “تشویش اذهان عمومی” برگزار شد. آقای نجفی اخیرا نیز در دو پرونده دیگر در دادگستری شهرستان شازند و دادگاه انقلاب اراک مجموعاً به تحمل ۱۴ سال حبس محکوم شده بود.
در این جلسه آقایان پیام درفشان و ابوذر نصراللهی، وکلای محمد نجفی نیز حضور داشتند. در حین برگزاری جلسه دادگاه خانواده‌ها و دوستان آقایان محمد نجفی، علی باقری وعباس صفری در بیرون از دادگاه اقدام به برگزاری تجمع کرده و با در دست گرفتن پلاکاردهایی خواهان آزادی آنها شدند
در حاشیه برگزاری این جلسه رفتار توام با خشونت مامور اعزام محمد نجفی با خانواده و علی الخصوص همسر وی موجب ایجاد تنش و درگیری در ورودی دادگاه شد. پیام درفشان وکیل مدافع محمد نجفی که خود نیز برای حضور در این جلسه دادگاه در محل حاضر بود، در نامه‌ای سرگشاده ضمن روایت ماوقع، خواستار رسیدگی به این موضوع و تحقیق و پیگیری امر توسط معاونت امنیت داخلی وزارت اطلاعات شد.
احتمال بازداشت امير اميرقلى زندانى سياسى سابق

بیش از دو روز است که از علی (امیر) امیرقلی زندانی سیاسی سابق و از فعالین حوزه مدنی خبری در دست نیست، با توجه به این که وی از اعضا هیئت تحریریه روزنامه الکترونیک گام بوده به همین دليل احتمال ميرود توسط مامورین وزارت اطلاعات در محل مسکونی خود در شهر بابلسر بازداشت شده باشد . وی به بیماری دیابت مبتلا است و باید حداقل ۴ نوبت انسولین خاصی را که پزشک معالجش برای وی در نظر گرفته است را تزریق کند.
📌روایت اعظم جنگروی

📍‏در این روزها همه از ‎#شکنجه گفتن و نوشتن !راستش بعد چند ماه میخوام از خودم بگم.
سالیان سال من مورد خشونت خانگی قرار گرفتم و با کلی سختی بعد پنج سال توانستم دو سال پیش طلاق بگیرم .

📍ده تیر امسال بعد از دادگاه ‎#دختران_انقلاب به فاصله یک ساعت یک دادگاه دیگر برای من تشکیل دادند./۱

‏که در آن دادگاه من شوکه شدم!
📍یکی از پرونده‌های من رو که از طریق آن طلاق گرفته بودم (پرونده نفقه)گم کرده بودند و اجراییه پرونده نفقه هم از سیستم پاک شده بود،به من گفتند پروندت‌ ناقص و ممکنه طلاقت برگرده برو پروندت بیار ؟! پرونده ای که در خود دادگاه بود!
بعد از این که حکم دختران/۲

📍‏انقلابم آمد و به سه سال زندان محکوم شدم ،
قاضی با استناد به حکم دختران انقلابم و اون پرونده ای که گم کرده بودند طلاقی که من قانونی گرفته بودم رو برگردوند.نمیدونم حرکت دختران انقلاب من چه ربطی به طلاق دارد!!!/۳

📍‏اینها همه شکنجه های روحی و روانی است که با استفاده از ابزار قانونی انجام می دهند.انها با استفاده از دستگاه قضایی و همکاری همسر سابق من (فردی معتاد) و ورود کردن به زندگی شخصی من میخواستند اعتراض من را شبهه دار نشان دهند که این یکی از شگردهای قدیمی شکنجه روحی و روانی است./۴

‏در همان دادگاه حضانت دختر من را هم از من گرفتند.

📍صیغه طلاق خوانده شده و من طلاق نامه هم دارم تازه در شناسنامه هم ثبت شده!
فکر کنم میخوان به زور منو سر سفره عقد بنشونن؟! دارن حکم تجاوز به من رو صادر میکنن !/

📍‏تهدیدهای اقای منصوری معاون دادستان قبل از اینکه من برم پیش بازپرس من رو پیش ایشون بردند به من گفت : «از کار اخراجت میکنم ،همه چیزت ازت میگرم بچت ازت میگیرم خونه نشینت میکنم ...»
حالم خوب نیست و نمیتونم بقیش رو بنویسم
فقط خواستم بگم خوب بلدن ‎#شکنجه انجام دهند.../۶
‏«خوشبختانه این را نمی توانید تکذیب کنید، چون حکم وجود دارد»
در آخر این را هم اضافه کنم اگر این حکم قطعی شود در دادگاه های بین المللی از دستگاه قضایی ایران شکایت میکنم.