کمیته بین‌المللی علیه اعدام
1.2K subscribers
8.86K photos
10.3K videos
75 files
3.94K links
#کمیته_بین_المللی_علیه_اعدام برای لغو مجازات اعدام، و متوقف کردن احکام اعدام تلاش می‌کند.

راه‌های ارتباطی:

تلفن تماس: +46737896505
توییتر: twitter.com/icae14
فیسبوک: facebook.com/icaeiran
اینستاگرام: instagram.com/no_to_the_death_penalty
Download Telegram
سعید ماسوری به بهانه ١٩ دی ماه، نوزدهمین سال زندانم!

زندان گوهردشت کرج بیان و افشای انچه که در زندان میگذرد (چه توسط زندانی و چه خانواده او) نه تنها یک وظیفه و واجب عینی است ، بلکه هر افشاگری،خود به تنهایی یک دادخواست یا کیفرخواستی است علیه نظام استبدادی

زندان طلسم ترس و وحشت،حاکمیت ترس،کشتن انگیزه ها،خاموش کردن صداها و ضد هرگونه حرکت و جنبش است و این مدلول اصیل لفظ زندان است در حاکمیت جور...

۱۹سال است که در هر هفته چند روز را شاهد کشتن و اعدام و قتل عام جوانان این سرزمین بوده و هستم و نزدیکترین این فجایع اعدام نزدیکترین عزیزانم(چه به لحاظ عاطفی و چه از نظر سلول و بند و زندان)یعنی زانیار و لقمان مرادی سرفرازان کرد هموطنم بود...و یا شاهد فشار و محرومیت و ارعاب هر روزه زندانیان و خانواده های آنها بوده ام...از تهدید و دستگیری و آزار و اذیت تا گروگانگیری از انها و وادار کردنشان به سکوت در مورد آنچه که بر سر عزیزان زندانیشان میاورند.

طلسم ارعابی زندان نه فقط شکنجه و انفرادی و اعدام که عدم تعین و بلاتکلیف نگهداشتن دائمی زندانیان و پیوسته در معرض کینه توزی و انتقام نگهداشتن آنهاست... 👇👇👇👇
سعید ماسوری به بهانه ١٩ دی ماه، نوزدهمین سال زندانم!

زندان گوهردشت کرج بیان و افشای انچه که در زندان میگذرد (چه توسط زندانی و چه خانواده او) نه تنها یک وظیفه و واجب عینی است ، بلکه هر افشاگری،خود به تنهایی یک دادخواست یا کیفرخواستی است علیه نظام استبدادی

زندان طلسم ترس و وحشت،حاکمیت ترس،کشتن انگیزه ها،خاموش کردن صداها و ضد هرگونه حرکت و جنبش است و این مدلول اصیل لفظ زندان است در حاکمیت جور...

۱۹سال است که در هر هفته چند روز را شاهد کشتن و اعدام و قتل عام جوانان این سرزمین بوده و هستم و نزدیکترین این فجایع اعدام نزدیکترین عزیزانم(چه به لحاظ عاطفی و چه از نظر سلول و بند و زندان)یعنی زانیار و لقمان مرادی سرفرازان کرد هموطنم بود...و یا شاهد فشار و محرومیت و ارعاب هر روزه زندانیان و خانواده های آنها بوده ام...از تهدید و دستگیری و آزار و اذیت تا گروگانگیری از انها و وادار کردنشان به سکوت در مورد آنچه که بر سر عزیزان زندانیشان میاورند.

طلسم ارعابی زندان نه فقط شکنجه و انفرادی و اعدام که عدم تعین و بلاتکلیف نگهداشتن دائمی زندانیان و پیوسته در معرض کینه توزی و انتقام نگهداشتن آنهاست تا جائیکه متهم همانطور که بی هیچ دلیل و مدرکی دستگیر میشود، میتواند بی هیچ دلیل و یا به هر بهانه ای(از جمله مصلحت نظام) مورد اذیت و ازار،شکنجه و انفرادی و محرومیت از همه چیز قرار گیرد...و حتی اعدام...!!! اینرا ۱۹سال است بی وقفه و بی استثنا چه در حاکمیت اصولگرا،چه اصلاح طلب و اعتدالی تجربه کرده ام.

از خاطرات زندان برای من جز خاطرات زندان تقریبا چیزی باقی نمانده و آنچه باقی مانده هم اغلب در ارتباط با زندان است،روزهای فوت و تولد عزیزان،به مدرسه رفتن و دانشگاه،فارغ التحصیل و ازدواج شان را هم اگر شنیده ام تنها با شماره سلول و بند و زندان به خاطر میاورم...!!!

زندان در ایران فعلی و تحت این حاکمیت مترادف کشتار نه فقط انسانها که مفهوم انسانیت و ازادگی است و میخواهد که همه چیز را در منجلاب ضد انسانی و تاریکی خود فرو برد. از اینرو ان را طلسم میخوانم که همچون بختکی نحس انرا بر سر همه مردم و جوانان این میهن فرا گسترانیده اند...تا کسی را یارای کمترین تحرک و اعتراض نباشد و صرف تصور ان هر انگیزه واقعی،جنبشی و حرکتی را قفل و طلسم کرده و در خود فرو بلعد و همین کارکرد زندان بود که از دست رفتن ان برای حکومت زمانی مورد اعتراض به اصطلاح اصلاح طلبانی چون محسن آرمین قرار گرفت که: با دستگیریهای فله ای، کارکرد این بختک و طلسم از دست میرود (منظورش ترس از ۲۰۹ بود). آری ایشان نگران دستگیریهای خودسرانه و فله ای نبود، بلکه نگران از دست رفتن کارکرد آن بود و یا دیگر استاد و به اصطلاح روشنفکر اصلاح طلب میگوید: اینها را دیگر چرا (منظورش کارگران هفت تپه و فولاد بود)دستگیر و زندانی و شکنجه میکنید؟؟که مفهوم مخالف حرفش این است که بقیه مردم را میتوان دستگیر وزندانی و شکنجه کرد!!! طریقت آن ایرادی ندارد...موضوعیت را رعایت کنید!!! این هم تراوشات یک مغز اندیشنده است که احتمالا جدا از بدن و در یک حفره مغزی می اندیشد نه در بدن و در واقعیت اجتماعی موجود!!

داستان این سرزمین که تبدیل به مزرعه و کشتگاه زندانها شده البته سر دراز دارد...همیشه این مردم ستمدیده را در مقابل خود مورد سوال قرار میدادم که با این اوضاع که شما را مورد بدترین عذابها،تعدیات و تجاوزات قرار میدهند و فرزندانتان را میکشند چه میکنید؟؟؟

حتی اگر بخواهند کاری کنند ان طلسم و بختک زندان و اعدام را چگونه پس بزنند؟؟؟

طرفه ان که توسط عمله و اکله روشنفکر و ایادی فرهنگیشان،خشونت طلل قلمداد میشوند و به کمک عوامل کشتار و زندان و اعدام بر علیه آنها کیفرخواست محارب، مفسد، منافق و اغتشاشگر و...تدوین میکنند و در زندان بدارشان می آویزند(و یا در کشتار سفید،یا بیماری و سکته و...یا خودکشی شان میکنند) و بعد عزیزان بازمانده شان را روزها جلوی درب زندان منتظر اعدام و تحویل اجسادشان نگه میدارند نهایتا هم تحویل نمیدهند و اجساد را از زندان به محلی برده و دفن میکنند و باز تا مدتها محل دفن را به خانواده ها اعلام نمیکنند.

این همه و فرجامی اینچنینی به تمامی در کلمه زندان مستتر و محفوظ است و شاید به همین خاطر کلمه و کارکرد زندان مترادف با تضمین بقا حکومتهای مستبد و سقوط و در هم پیچیدن ان نمایانگر و سنبل نابودی سیستمی ظالمانه و مستبد است. درست به همین دلیل و به عنوان نمونه سقوط و فتح زندان باستیل(در ۱۴ژوئیه ۱۷۸۹) نماینده انقلاب کبیر فرانسه و روز ملی فرانسه است و نه آنهمه تحولات دیگر. هر چند به روایت تاریخ زندانیان زندان باستیل حتی به ۱۰نفر هم نمیرسید.

در ایران امروز اما وضعیت اسفبار زندانها و نقض فاحش ابتدایی ترین حقوق انسانها به درجه ای غیر قابل اصلاح و وحشتناکی رسیده و از آنجائیکه هیچ راه حل اصلاحی در ان وجود ندارد چاره را در ایزوله کردن،محدود کردن شدید
و منع کامل ارتباط زندانیان با دنیای بیرون یافته اند و من نیز تنها میخواستم به بهانه شروع نوزدهمین سال زندانم نه جزئیات شرایط (که پیشتر در چند نوبت آنها را نوشته ام) که اینبار فلسفه و کارکرد زندان را بویژه در شرایط فعلی یادآوری کنم و در انتها با ...: اقتباسی از انتوان گرامشی متذکر شوم که بیان و افشای انچه که در زندان میگذرد(چه توسط زندانی و چه خانواده او)نه تنها یک وظیفه و واجب عینی است(به عقیده من)بلکه هر افشاگری،خود به تنهایی یک دادخواست یا کیفرخواستی است علیه نظام استبدادی، در تمامیت ان و ذی صلاح ترین مرجع رسیدگی و قضاوت هم، البته خود مردم میهنمان هستند.

در حال حاضر و در آینده ای دورتر هم،تاریخ به قضاوت خواهد نشست.حاکمان و ایادی انها همه این واقعیتهای تلخ و ضد انسانی را، البته افترا و نشر اکاذیب و شایعه سازی و سیاه نمایی و غیره قلمداد خواهند کرد که طبعا انتظاری هم غیر از این نمیرود. اگر مرجعی برای رسیدگی وجود داشت و به جای اینهمه مهره های حلقه بگوش و مجیزگو عنصری از مسئولیت و پاسخگویی امکان پدید امدن داشت نه شرایط استبدادی بود و نه زندانها و زندانیان در این وضعیت...

سعید ماسوری
زندانی سیاسی _ زندان گوهردشت کرج
چهارشنبه ۱۹ دی ۹۷
بیانیه جمعی از معلمان ایران در حمایت از اسماعیل بخشی و اعتراض به خط سرکوب فعالان صنفی و مدنی

سیصد گل سرخ یک گل نصرانی/ ما را زسر بریده می ترسانی؟
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم/ در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم

معلمان عدالت‌خواه
کارگران مبارز
دانشجویان آزادی‌خواه

مردم شریف ایران

با توجه به گذشت چهل سال از انقلاب در حالی که خواست انقلابیون راستین و مردم آزاده ایران از میان برداشتن مظاهر دیکتاتوری و وجود آزادی اعتراضات و اجتماعات بوده و هست؛متاسفانه شاهد برخوردهای قهری و خشن با معترضان اقشار مختلف از جمله معلمان و کارگران هستیم.

پس از دستگیری خشونت بار معلم عدالتخواه، محمد حبیبی، که با ضرب و شتم و به کار بردن الفاظ رکیک صورت گرفت، امروز شاهد رنج نامه کارگر زحمتکش، اسماعیل بخشی هستیم که به شرح شکنجه های وحشیانه در دوران بازداشت در اداره اطلاعات پرداخته است.
ما ،گروهی از فرهنگیان ایران ،ضمن محکوم کردن این رفتارهای غیر انسانی و غیر قانونی حمایت خود را از آقای اسماعیل بخشی اعلام می داریم و تاکید می کنیم با پخش برنامه هایی که یادآور "برنامه هویت" دوران سعید امامی است نمی توان حقیقت را وارونه کرد.👇👇👇👇
بیانیه جمعی از معلمان ایران در حمایت از اسماعیل بخشی و اعتراض به خط سرکوب فعالان صنفی و مدنی

سیصد گل سرخ یک گل نصرانی/ ما را زسر بریده می ترسانی؟
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم/ در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم

معلمان عدالت‌خواه
کارگران مبارز
دانشجویان آزادی‌خواه

مردم شریف ایران

با توجه به گذشت چهل سال از انقلاب در حالی که خواست انقلابیون راستین و مردم آزاده ایران از میان برداشتن مظاهر دیکتاتوری و وجود آزادی اعتراضات و اجتماعات بوده و هست؛متاسفانه شاهد برخوردهای قهری و خشن با معترضان اقشار مختلف از جمله معلمان و کارگران هستیم.

پس از دستگیری خشونت بار معلم عدالتخواه، محمد حبیبی، که با ضرب و شتم و به کار بردن الفاظ رکیک صورت گرفت، امروز شاهد رنج نامه کارگر زحمتکش، اسماعیل بخشی هستیم که به شرح شکنجه های وحشیانه در دوران بازداشت در اداره اطلاعات پرداخته است.
ما ،گروهی از فرهنگیان ایران ،ضمن محکوم کردن این رفتارهای غیر انسانی و غیر قانونی حمایت خود را از آقای اسماعیل بخشی اعلام می داریم و تاکید می کنیم با پخش برنامه هایی که یادآور "برنامه هویت" دوران سعید امامی است نمی توان حقیقت را وارونه کرد.

ما سخنان اسماعیل بخشی را باور داریم و خواستار مجازات آمران و عاملان شکنجه هستیم.
چرا که بسیاری از همکاران ما توهین و ضرب و شتم معلمان شاغل و بازنشسته بخصوص محمد حبیبی را دیده یا شنیده اند.

وقتی نیروهای امنیتی به خود اجازه می دهند در برابر دیدگان ما و در مقابل دوربین ها اینگونه معلمان زن بازنشسته را مورد خشونت قرار دهند؛ کتف یکی را بشکنند و با ضربه مشت ابروی دیگری را بشکافند، و با تیز بر کیف بانوی معلمی را پاره نمایند یا بازنشسته شریف هاشم خواستار را ربوده در بیمارستان روانی بستری نمایند و به هیچ کس پاسخگو نباشند،پس تصور شکنجه کارگر مظلومی مانند اسماعیل بخشی پشت درهای بسته و دور از انظار عمومی دور از ذهن نیست.
ما ،فعالان صنفی، که بارها شاهد این رفتارهای وحشیانه و فراقانونی بوده ایم ،بر صدق گفتار آقای اسماعیل بخشی شهادت می دهیم و خواهان پایان دادن به خشونت و شکنجه تمام زندانیان و آزادی زندانیان صنفی و سیاسی هستیم.

اسامی امضا کنندگان اولیه بر اساس حروف الفبا :

۱-آذر گیلانی
۲-آرام قادری
۳-آرام محمدی
۴-آرش خضری
۵-آوات رضوی
۶-احمد ایران پناه
۷-احمد قربانی
۸-ادیب قادری
۹-اصغر امیرزادگان
۱۰-ابراهیم محمدی
۱۱-اسکندر لطفی
۱۲-اصغر حاجب
۱۳- الناز رحیمی
۱۴-الهام بهزادی
۱۵-امین قنواتی
۱۶-انور فرج زاده
۱۷- اولدوز هاشمی
۱۸-برهان حسینی
۱۹-بهرام احمدی
۲۰-بهزاد قوامی
۲۱-بهمن خدایار
۲۲-بیژن نجفی
۲۳-پروین اسفندیاری
۲۴-پروین حیدر
۲۵- جعفر ابراهیمی
۲۶-جعفر فاطمی رضوان
۲۷-حسین شاه پری
۲۸-حمیده زارعی
۲۹-حمیده منوچهری
۳۰-خالد عبداللهی
۳۱-خدیجه پاک ضمیر
۳۲-رحیم امیری
۳۳-رحیم لطف اللهی
۳۴-رضا سیدی پور
۳۵- روزبه نعمتی
۳۶- زهرا امیری
۳۷-زهرا سلطانی
۳۸-زهرا فیاض
۳۹-زهره سیدی
۴۰-زیبا خانی
۴۱-زینب سپهری
۴۲-زینب علیزاده
۴۳-ژاله صیرفی
۴۴-ژیلا خیر
۴۵- سارا سیاهپور
۴۶-سلیمان عبدی
۴۷-سولماز طالبی پور
۴۸-سهراب مهدی پور
۴۹-سیاوش اعظمی
۵۰- شبنم بهارفر
۵۱-شعبان محمدی
۵۲- شهرزاد قدیری
۵۳-شهناز سیروس
۵۴-شیما فراهانی
۵۵-صادق شریعتی
۵۶-صدیقه پاک ضمیر
۵۷-صدیقه مالکی فرد
۵۸-صلاح آزادی
۵۹-عالم بها غلامحسین زاده اقلیدی
۶۰-عبدالله صیادی
۶۱-عبدالله نظری
۶۲- عزیز قاسم زاده
۶۳-عصمت فرهادی
۶۴-علی اکبر باغانی
۶۵-علی حاجی
۶۶-علی نجفی
۶۷- عنایت وثوقی
۶۸-فهیمه بادکوبه
۶۹-کژال کریم نژاد
۷۰-کورش بابا مرادی
۷۱-لیلا ملکی
۷۲-لیلا عنایت زاده
۷۳- محبوبه فرحزادی
۷۴-محسن عمرانی
۷۵-محمدرضا بهنام نژاد
۷۶-محمدعلی زحمتکش
۷۷-محمد تقی فلاحی
۷۸-مرضیه زارعی
۷۹-مریم زارعی
۸۰- مریم حق شناس
۸۱-مریم زیرک
۸۲-مریم رنود
۸۳-مژگان طاهر خانی
۸۴-مسعود زینال زاده
۸۵-مسعود شفیعی
۸۶-مصطفی تحسین
۸۷-منصوره عرفانیان
۸۸--منصوره فرحزادی
۸۹--منیژه رفیعی
۹۰-مهدی فتحی
۹۱-مهرنوش حیدرزاده
۹۲-مهناز شاه زیدی
۹۳-مهناز میرزایی
۹۴-مینو کیخسروی
۹۵-میلاد خورشیدی
۹۶- مختار اسدی
۹۷-نسرین بهمن پور
۹۸-وحید میرشکار
۹۹-هیوا قریشی
۱۰۰-یاسر ریگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهای گُل فروشی

به دلیل رفتار حرمت شکنانه به کودکان، با شک و تردید این ویدئو را به اشتراک می کذاریم . رفتار خشونت آمیز شهرداری کرمان با کودکان کار. دو کودک گل فروش در این ویدئو مجبور به خوردن گل و ساقه گل می شوند. گفته می شود این رفتار خششونت آمیز از سوی پیمانکاری که برای شهرداری کار می کند صورت گرفته است. ولی همه ما بارها شاهد رفتار وحشیانه شهرداری با دست فروشان بوده ایم.

ننگ و نفرت بر نظام اسلامی سرمایه داری که عامل اصلی هر گونه خشونت در جامعه است
به خاطر اکبر!

این اکبر محمدی است. این اکبر تحت شکنجه هایی کشته شد که جلال میرزایی، رئیس اصلاح طلب کمیسیون امید میگوید عادی است، عرف کار اطلاعاتی است. ضرب و شتم لازم است. جرم اکبر محمدی این بود که به همراه برادرش منوچهر در سال ۷۸ در تظاهرات کوی دانشگاه شرکت کرد. دانشجوی رشته مددکاری اجتماعی بود. تا دستگیر شد، حکم اعدام گرفت. بعدن حکمش به خاطر فشار اعتراضات سیاسی به ۱۵ سال تخفیف یافت. علیه حکمش اعتصاب غذا کرد. همان شبی که حالش بد شد، با غل و رنجیر و در حالیکه چسب به دهانش زده بودند به بهداری بردند. نصفه شب او را به خاطر مقاومتش کشتند و به بیرون گفتند خودکشی کرده است. ۳۷ سال بیشتر نداشت. جنازه اش را به خانواده اش ندادند. آملی بود. از ترسشان مجبور شدند در یک روستایی نزدیک آمل به نام چنگ میان در حضور نیروهای امنیتی بدون حضور خانواده اش به خاک بسپارند. عکس جنازه اش که بدنش کبود هست ولی به بیرون درز پیدا کرد. خانواده اش شب هفتمش را گرفتند. دسته دسته دانشجویان از سراسر کشور به سمت چنگ میان آمدند. کرور کرور دستگیر شدند. عده ای که به گورستان رسیدند مادر اکبر را دیدند که شیرینی پخش میکند و میگوید دانشجوها!
👇 👇 👇
به خاطر اکبر!

این اکبر محمدی است. این اکبر تحت شکنجه هایی کشته شد که جلال میرزایی، رئیس اصلاح طلب کمیسیون امید میگوید عادی است، عرف کار اطلاعاتی است. ضرب و شتم لازم است. جرم اکبر محمدی این بود که به همراه برادرش منوچهر در سال ۷۸ در تظاهرات کوی دانشگاه شرکت کرد. دانشجوی رشته مددکاری اجتماعی بود. تا دستگیر شد، حکم اعدام گرفت. بعدن حکمش به خاطر فشار اعتراضات سیاسی به ۱۵ سال تخفیف یافت. علیه حکمش اعتصاب غذا کرد. همان شبی که حالش بد شد، با غل و رنجیر و در حالیکه چسب به دهانش زده بودند به بهداری بردند. نصفه شب او را به خاطر مقاومتش کشتند و به بیرون گفتند خودکشی کرده است. ۳۷ سال بیشتر نداشت. جنازه اش را به خانواده اش ندادند. آملی بود. از ترسشان مجبور شدند در یک روستایی نزدیک آمل به نام چنگ میان در حضور نیروهای امنیتی بدون حضور خانواده اش به خاک بسپارند. عکس جنازه اش که بدنش کبود هست ولی به بیرون درز پیدا کرد. خانواده اش شب هفتمش را گرفتند. دسته دسته دانشجویان از سراسر کشور به سمت چنگ میان آمدند. کرور کرور دستگیر شدند. عده ای که به گورستان رسیدند مادر اکبر را دیدند که شیرینی پخش میکند و میگوید دانشجوها! جوانها! خوش آمدید به جشن عروسی اکبرم! خوش آمدید!

امروز من کیفرخواست اکبر محمدی ام! نمیگذاریم یک نفر فراموش شود. من اکبر محمدی ام!

مهرنوش موسوی
جسد مصطفی حمیدی در حوالی اراک در اثر خفگی ناشی از دود اگزوز ماشین، یافت شده است.
مصطفی حمیدی مهندس مکانیک در شرکت هپکو اراک بود که به خاطر پشتیبانی‌ و دفاع از حقوق کارگران زحمتکش هپکو اراک، بارها از طرف مامورین امنیتی تهدید به مرگ شده بود.
بگذار سخن بگویم! از عمیق ترین دردها برجسم و روحم!

جنبش ME TOO در ایران ، کمپین نه به تجاوز!
در اروپا و امریکا و در غرب اگر سخنی از جنبش می توME TOO هست، برای مقابله با تعرض و تجاوز جنسی در محیط کار و خیابان و یا در خانواده است، در ایران اگر از می تو حرف بزنیم در مورد یک موضوع بسیار فراتر از اینها حرف میزنیم.ما در مورد کشوری حرف میزنم که تجاوز جزو قوانین آن کشور است.
از ازدواج کودکان تا ازدواج اجباری،از قانون نفقه بگیر و تمکین کن، تا نگاه و نگرشی که به زن بعنوان یک وسیله جنسی نگاه میکند و تجاوز و دست درازی و آزار جنسی زنان را حق خود میداند.
ما در مورد میلیونها نفر حرف میزنیم که قربانی تعرض ، بی حرمتی جنسیتی و تجاوز شده اند و هیچگاه نتوانسته اند حرفهایشان را به کسی بگویند.
این یک فراخوان به شما زنان در ایران است، به شما که بارها و بارها ، وقتی برای یک کار اداری به ادارات دولتی مراجعه کرده اید، وقتی خواسته اید طلاق بگیرید و کار شما دست یک آخوند و یا مقام دولتی بوده، از آنها با وقاحت شنیده اید، در صورتی کارت را راه می اندازم که با من رابطه داشته باشی... 👇👇👇
بگذار سخن بگویم! از عمیق ترین دردها برجسم و روحم!

جنبش ME TOO در ایران ، کمپین نه به تجاوز!
در اروپا و امریکا و در غرب اگر سخنی از جنبش می توME TOO هست، برای مقابله با تعرض و تجاوز جنسی در محیط کار و خیابان و یا در خانواده است، در ایران اگر از می تو حرف بزنیم در مورد یک موضوع بسیار فراتر از اینها حرف میزنیم.ما در مورد کشوری حرف میزنم که تجاوز جزو قوانین آن کشور است.
از ازدواج کودکان تا ازدواج اجباری،از قانون نفقه بگیر و تمکین کن، تا نگاه و نگرشی که به زن بعنوان یک وسیله جنسی نگاه میکند و تجاوز و دست درازی و آزار جنسی زنان را حق خود میداند.
ما در مورد میلیونها نفر حرف میزنیم که قربانی تعرض ، بی حرمتی جنسیتی و تجاوز شده اند و هیچگاه نتوانسته اند حرفهایشان را به کسی بگویند.
این یک فراخوان به شما زنان در ایران است، به شما که بارها و بارها ، وقتی برای یک کار اداری به ادارات دولتی مراجعه کرده اید، وقتی خواسته اید طلاق بگیرید و کار شما دست یک آخوند و یا مقام دولتی بوده، از آنها با وقاحت شنیده اید، در صورتی کارت را راه می اندازم که با من رابطه داشته باشی، این فراخوانی است به دختران جوانی که در دانشگاهها از طرف مسئولین حکومتی و دست اندرکاران مورد تعرض جنسی قرار گرفته اند، این فراخوانی است به زنانی که بر خلاف میل خود با همسر و یا پارتنر خود ، همبستر شده اند و تجاوز در چهارچوب خانواده اتفاق افتاده است.. این فراخوانی است برای قی کردن ، هزاران درد و زخم ناشی از تجاوز در زوایای پنهان آن جامعه .
بگذار سخن بگویم. با اعتماد بنفس و با متانت در مورد یکی از مهمترین مشکلات زنان در آن جامعه، این فراخوانی است برای گرامیداشت یاد زهرا نوید پور که شجاعانه علیه تجاوز افشاگری کرد و جانش را در این راه از دست داد. زهرا مورد تجاوز سلمان خدادادی، مسئول امور اجتماعی مجلس اسلامی و نماینده ملکان در مجلس این حکومت قرار گرفت و سرانجام او را کشتند.
بگذار با پیگیری این پرونده و با دامن زدن به یک جنبش حرف زدن و بررسی و کنکاش در مورد تجاوز و با شعار نه به تجاوز، در عین حال به جنبشی بپیوندیم که اکنون در ایران بر پا است جنبش علیه شکنجه! تجاوز مصداق بارز شکنجه است و حکومت در ایران، حکومت متجاوزین و مدافعین تجاوز به زنان و کودکان است.
بگذار با این کمپین یاد ریحانه جباری ها را گرامی بداریم که علیه تجاوز تسبیح به دستان اسلامی ایستاد و در نهایت حکومت تجاوزگران ، او را اعدام کرد.
زنان آزاده ایران بیایید دست به دست هم دهیم و این زخم عمیق را باز کرده و برای مداوای آن فکری بکنیم.
مینا احدی
٢١ دی ماه ١٣٩٧ ١١ ژانویه ٢٠١٩
#من_هم_شکنجه_شدم
#IWasTortureToo
نسرین پرواز:
من هم شکنجه شدم تا حدی که فلج شدم. این یکی از شکنجه هایی بود که بر من اعمال شد و امروز در کنار اسماعیل بخشی می ایستم و از او حمایت می کنم. سال 1361 به جرم مبارزه با جمهوری اسلامی دستگیر شدم، چرا که آزادی می خواستم به همراه همین حقوقی که یک سال است مردم دارند فریاد می زنند. هزاران هزار نفر از هم نسلی های من در دهه شصت به جرم مبارزه علیه جمهوری اسلامی دستگیر شدند و هزاران نفر اعدام شدند.
تا کی رژیم می تواند با شکنجه و اعدام خودش را نگه دارد؟ روزی خواهد آمد که مردم جمهوری اسلامی را به تاریخ می سپارند.
نقاشی ای از یکی از تظاهرات کارگران هفت تپه. زنده باد کارگر مبارز!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لطفا این فیلم یک دقیقه ای را ببینید و در انتشار ان یاری کنید.

بنیاد ریحانه جباری
چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندان‌ها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند.

کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.

ابراهیم لطف‌اللهی، دانشجوی دانشگاه پیام نور در شهر سنندج بود که در بازداشتگاه نیروی انتظامی در ۲۵ دی ماه ۱۳۸۶ درگذشت. وی دانشجوی سال چهارم رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج بود، که پس از دستگیری در جلوی دانشگاه به بازداشتگاه فرستاده شده بود و در همان بازداشتگاه جان باخته بود. مسئولان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سنندج، علت مرگ او «خودکشی» اعلام کردند.
چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندان‌ها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند.

کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
کاوه عزیزپور زندانی سیاسی که ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ در سن ۲۵ سالگی در زندان مهاباد درگذشت. وی دو سال قبل به اتهام عضویت در یکی از احزاب مخالف دولت ایران محاکمه و به ۳ سال حبس محکوم گردید. به گفته خانواده وی، او تحت شکنجه در زندان دچار ضربه مغزی شد و به کما رفت و تحت عمل جراحی قرار گرفت. اما اندکی بعد به زندان منتقل و در حین بازجویی توسط عوامل اطلاعاتی درگذشت.
نامه دادخواهی شاهرخ زمانی که متاسفانه در زندان به قتل رسید

موضوع درخواست: دادخواهی و تظلم
به: دادسراسی انتظامی قضات، دادسران کارکنان دولت، کمیسیون اصل نود مجلس، هیات رسیدگی کننده به نقض حقوق شهروندی
من شاهرخ زمانی کارگر نقاش متاهل دارای دو فرزند، ٣٠ سال ساکن تهران، در ١٤ خرداد ٩٠ پس از پنج ماه دوری از والدیدن و بابت دیدار با آنان عازم شهر تبریز شدم که در بدو ورود توسط ماموران اطلاعات بدون کوچکترین مدرک و حکم بازداشت با زور و تهدید اسلحه و ضرب و شتم دستگیر و به محلی برده شدم که در ٤٠ روز شکنجه روحی و جسمی در سلولهای انفرادی با چشم بند و توهین و تحقیر و تهدید چندین باره به مرگ، در اعتراض به این برخورد غیر قانونی و خودسرانه تقاضای محاکمه در دادگاه صالحه با حضور هیات منصفه و وکیل در اعتصاب غذا بوده و یک سطر بازجویی ننوشته و نداده ام. علیرغم اینکه ٢٧ کیلو لاغر شدم و رو به موت بودم تن به پرونده سازی خود ساخته و اتهامات واهی و پوچ از طریق تهدید به مرگ و حتی تهدید به تجاوز ندادم.
سال ۱۳۸٤
شوانه قادری ، جوان مهابادی که پس از زخمی شدن اسیر و زیر شکنجه جانیان نظام جمهوری اسلامی به طرز فجیعی جان باخت .

پیکر نیمه جان او را به خودروی بسته و ساعتها درون شهر به نمایش گذاشته و سپس جنازه اش را درون شهر رها کردن این اقدام وحشیانه که برای ایجاد رغب و وحشت صورت گرفت خشم و نفرت مردم را برانگیخت ، در این سال اکثر شهر های کردستان دست به اعتصاب و اعتراض زدنند که دها نفر کشته و صد ها نفر روان زندان گردیدند ،
یاد و خاطره کمال سید قادر (شوانه قادری ) گرامی باد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 نگاه روز
تهیه شده در تلویزیون کانال جدید
اسماعیل بخشی مجرم و برادران مظلوم وزارت اطلاعات - مینا احدی
🎤 ملاحت مرتضوی
۲۱ دی ۱۳۹۷ - ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
ارتباط با ادمین @kanaljadid
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 نگاه روز
تهیه شده در تلویزیون کانال جدید
اسماعیل بخشی مجرم و برادران مظلوم وزارت اطلاعات - مینا احدی
🎤 ملاحت مرتضوی
۲۱ دی ۱۳۹۷ - ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
ارتباط با ادمین @kanaljadid