کمیته بین‌المللی علیه اعدام
1.2K subscribers
8.87K photos
10.3K videos
75 files
3.94K links
#کمیته_بین_المللی_علیه_اعدام برای لغو مجازات اعدام، و متوقف کردن احکام اعدام تلاش می‌کند.

راه‌های ارتباطی:

تلفن تماس: +46737896505
توییتر: twitter.com/icae14
فیسبوک: facebook.com/icaeiran
اینستاگرام: instagram.com/no_to_the_death_penalty
Download Telegram
کمیته بین‌المللی علیه اعدام:
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان

از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده

سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. 👇👇👇👇
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان

از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده

سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. به این ترتیب وقتی نامه شما ها را دیدیم برای ما تازگی نداشت. اما چیزی که برای ما تازگی داشت این بود که شما ها با هویت حقیقی خود علیه کسانی که شما ها را مورد ضرب و جرح قرار داده اند اعلام جرم کردید و خواستار مناظره با مسئولان آنان شده اید. شما ها از این بابت نگران نباشید که مرجعی در کشور ما وجود ندارد تا به کیفرخواست شماها رسیدگی کند. همین که ما دیگر نمی خواهیم در پشت درهای بسته شکنجه شویم و لام تا کام صحبت نکنیم، خودش یک پیروزی برای طبقه کارگر ایران و جهان است. صحبت های یک عده از مسئولان که خودشان بانی همه مشکلات این جامعه هستند برای ما هیچ ارزشی ندارد و ما در این شرایط حساس در کنار شماها هستیم.
پیروز و سربلند باشید عزیزان.
محمود صالحی و نجیبه صالح زاده 20/10/97

.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب و اعتراض و تجمع کارگران شركت نيشكر هفت تپه در مقابل دفتر مدیریت این شرکت به دليل عدم پرداخت حقوق های معوقه
توکا نیستانی: #شکنجه
حسین شریعمتداری در سر مقاله کیهان در مورد شکنجه شدن اسماعیل بخشی:

"کدام انسان عاقل و فرهیخته در اولین نگاه ادعای یک مجرم را بر جماعتی مومن و صادق ( منظورش سرباران گمنام امام زمان است) ترجیح می دهد؟

جواب: همه مردم ایران که بدست حکومت شما شکنجه شده ایم!
محمد جواد ظریف گفته که : طالبان باید در آینده افغانستان نقش داشته باشد اما این نقش نباید عالب باشد.

ما هم به ظریف می گوئیم:
نه به طالبان چه در تهران چه کابل!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#من_هم_شکنجه_شدم
#IWasTorturedToo
English translation of the press release is attached.
از شما دوستان عزیز دعوت می‌کنیم به کارزار ‘ من هم شکنجه شدم’
بپیوندید .
اگر مایل هستید، می‌توانید تجربه شکنجه خود را در زندان برای انتشار در روی فیسبوک زیر ارسال دارید.
بیایید با هم صدای تمام کسانی باشیم که در طول چهل سال اخیر شکنجه شده اند.
با تشکر
https://www.facebook.com/IwasTorturedToo
Facebook: I Was Tortured Too- من هم شکنجه شدم

اطلاعیه آغاز کارزار:
https://www.facebook.com/2188989848032485/posts/2189104251354378/
#من_هم_شکنجه_شدم
#من_اسماعیل_بخشی_هستم
#شیوا_گنجی
اسفند ۱۳۹۱ و فروردین ۱۳۹۲ سه بار توسط مامور نگهبانی اداره اطلاعات سنندج مورد بازدید بدنی قرار گرفتم، بارها توسط بازجوم مورد بدترین توهین‌ها قرار گرفتم، کتک خوردن و تحت شدیدترین فشارهای روحی بودم، بارها تهدید به تجاوز و شکنجه شدم. بعد از ۶ سال زنگ تلفن برام عذاب‌آور و دوران بازجویم کابوسی بی‌پایان، با بی‌شرمانه‌ترین پیشنهادها از طرف بازجویم که شخصی به نام #علی‌زاده بود روبرو شدم، در دوران بازجویی بارها و بارها تن و بدن من را لمس کرد، اگر این‌ها شکنجه نیست، پس چیست؟
در نهایت اردیبهشت ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شدم. اما هیچ وقت سکوت نکردم و هرگز را سکوت نمی‌کنم، مقاوم‌تر از همیشه، هر روز استوارتر از روز گذشته براندازم و صدای تمام رفقایی دربند و اعدامیم هستم.
جرم من روزنامه‌نگاری و دفاع از زنان سرزمین بود
#تا_نابودی_ج_اسلامی_ایستاده‌ام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷رو در رو
🔴برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
🔵 گفتگو با فرنگیس مظلوم ، مادر سهیل عربی تحت عنوان "پسر من هم شکنجه شده است"
🎤محمود احمدی
پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۰ ژانویه ۲۰۱۹
ارتباط با ادمین @kanaljadid
چهل سال است که جمهوری اسلامی مشغول شکنجه روحی, جسمی و کشتن مردم ایران در زندانها و بازداشتگاها هست، دیروز زهرا کاظمی ها ,ستار بهشتی ها و امروز اسماعیل بخشی ها و اگر سکوت کنیم فردا نوبت ماست.

جمهوری اسلامی با شکنجه و شنود اسماعیل بخشی حتی همین قانون اساسی نیم بند و سرتاپا نقص خودش را هم در اصول ۲۵ و ۳۸ به شدت نقض کرده است.
ایران عضو سازمان ملل متحد است و امضا کننده, میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶), که ماده ۷ آن شکنجه را اکیداً ممنوع کرده است و جمهوری اسلامی با این رفتار وحشیانه و بربریت بطور مداوم مواد این اعلامیه را نقض و آبروی ایران رادر جهان مدرن امروز میبرد.

من به عنوان یک وکیل جزایی و حقوقدان به اظهارات آقای اسماعیل بخشی باور دارم اظهارات آقای اسماعیل بخشی مبنی بر شکنجه شدنش در نامه منتشر شده منطبق با هزارها روایت مشابه است و همچنین منطبق با روش های شکنجه جمهوری اسلامی در گذشته و در حال حاضر است و همچنین منطبق با اطلاعاتی است که در مورد وجود و نوع شکنجه در ایران در اختیار سازمان های حقوق بشری و سازمان ملل متحد قرار دارد بنابراین هیچ گونه شکی را باقی نمی گذارد که اقای اسماعیل بخشی به نحوی که ایشان اظهار کرده شکنجه شده است.

اینقدر این جنایت شکنجه وحشتناک که همین یک مورد کافیه که در ایران یک انقلاب بزرگی اتفاق بیفته، #بی_تفاورت_نباشیم

آقای صادق جعفری چگنی، رییس دادگستری شوش و اقای غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان در مصاحبه با ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی در حالی که آقای بخشی در بیمارستان به دلیل شکنجه بستری شده بود شکنجه شدن او را تکذیب کردند و گفتند متهم اسماعیل بخشی در صحت جسمانی کامل بسر می‌برد ولی مطمئن باشند که کمیته های حقیقت یاب تمام این وقایع و اسامی کسانی که در شکنجه کردن مردم نقش ایفا میکنند را برای کشف حقیقت و رسیدگی قضایی و ارجاع به سازمان های بین المللی ثبت و ظبط می کنند وفراموش نکنند که روز حسابرسی در برابر قانون فرا خواهد رسید.

بعد از انتشار خبر شکنجه آقای اسماعیل بخشی عده بسیار کمی از مسئولین جمهوری اسلامی با اما و اگرو با کلی تبصره صرفاً به صورت صوری این شکنجه را مورد انتقاد قرار دادند ولی این به هیچ وجه کافی نبوده چون شکنجه هر انسان در هر جایی و با هر اتهامی مطلقا ممنوع است و این در حالیست که خبر این شکنجه با محکومیت شدید و بدونه قید و شرط افکار عمومی در ایران روبرو شده و این نشاندهنده پیروزی استقامت مبارزان, رهبران و مردان قوی چون آقای اسماعیل بخشی و جامعه مدنی و فرهیخته ایران در برابر بربریت و وحشیگری سربازان گمنام دیکتاتوری است و این پیام است روشن برای شکنجه گران که دوران بربریت و وحشی گری در ایران به پایان رسیده و مطمئن باشند که آنها همیشه سرباز گمنام دیکتاتوری نخواهد ماند و به زودی بعد از محاکمه و مجازات در برابر قانون نامشان بعنوان جنایتکاران بزدل در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.

که طبق مادّه ۷ اساسنامه صلاحیت دادگاه جزایی بین‌المللی. شکنجه؛و آزار مداوم، به جهات سیاسی که بصورت روش‌مند بر ضدّ مردم غیر نظامی و در اجرای «سیاست یک دولت» ارتکاب یابند مشمول تعریف جنایت علیه بشریّت است که طبق عهدنامه مصوّب ۱۹۷۰ مجمع عمومی سازمان ملل، شامل مرور زمان هم نخواهد شد. شکنجه گران بزدل یادشان باشد که در, همیشه روی یک پاشنه نخواهد چرخید و این هشدار را بسیار جدی بگیرند که رفتار جنایت بارشان مشمول تعریف جنایت علیه بشریت است که مجازاتی بسیار سخت را طبق قانون بهمراه خواهد داشت
از همه فعالین حقوق بشر دعوت میکنم تا با استفاده بهینه از همه ظرفیت های داخلی و بین المللی مثل:
قانون پاسخگو کردن ایران در مورد نقض حقوق بشر و گروگان گیری ایالات متحده امریکا
تحریم های حقوق بشری اتحادیه اروپا
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و غیره به عنوان یک عامل موثر بازدارنده در دوران گذار استفاده شود و همچنین روند عدالت انتقالی-ترمیمی را آهنگی تند تری ببخشیم تا حاوی پیامی روشن برای شکنجه گران بزدل باشد مبنی بر اینکه نقض حقوق بشر بی هزینه نیست و روز حسابرسی نزدیک است.

دانیال راستین ,
وکیل , فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آزاد
به نقل از اينستاگرام اسماعیل بخشی

با سلام به مردم عزیز میهنم

قصد داشتم که دیگر تا پایان موضوع شکایتم در این‌باره بخاطر آرامش خودم و بخصوص خانواده ام و فضای کشور سخنی نگویم و پستی در صفحه ی اینستاگرامم منتشر نکنم اما پس از پست آخرم شبهاتی در مورد حرفهایم در اذهان بوجود آمده که لازم دیدم برای رفع آن شبهات توضیحاتی بدهم :
در روز سه شنبه هفدهم دی ماه به همراه وکیلم برای تحویل شکایتم به کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی رفتیم و سپس به درخواست فراکسیون امید با تعدادی از نمایندگان این فراکسیون دیدار داشتیم نه گروه تحقیق و حقیقت یاب رسمی در مجلس، ضمنا همزمان با این دیدار جلسه کمیسیون امنیت ملی درباره موضوع شکایت بنده در مجلس تشکیل می‌شود که بدون شنیدن حرفهای بنده، آقای فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی، آن مصاحبه ی نا صواب را انجام دادند و همانطور که وکیلم نیز در مصاحبه اش گفته است ما دیداری با کمیته حقیقت یاب یا گروه تعیین شده ی رسمی از سوی مجلس شورای اسلامی نداشتیم بلکه در روز سه شنبه فقط با تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید دیداری صورت گرفت.
👇 👇 👇 👇
به نقل از اينستاگرام اسماعیل بخشی

با سلام به مردم عزیز میهنم

قصد داشتم که دیگر تا پایان موضوع شکایتم در این‌باره بخاطر آرامش خودم و بخصوص خانواده ام و فضای کشور سخنی نگویم و پستی در صفحه ی اینستاگرامم منتشر نکنم اما پس از پست آخرم شبهاتی در مورد حرفهایم در اذهان بوجود آمده که لازم دیدم برای رفع آن شبهات توضیحاتی بدهم :
در روز سه شنبه هفدهم دی ماه به همراه وکیلم برای تحویل شکایتم به کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی رفتیم و سپس به درخواست فراکسیون امید با تعدادی از نمایندگان این فراکسیون دیدار داشتیم نه گروه تحقیق و حقیقت یاب رسمی در مجلس، ضمنا همزمان با این دیدار جلسه کمیسیون امنیت ملی درباره موضوع شکایت بنده در مجلس تشکیل می‌شود که بدون شنیدن حرفهای بنده، آقای فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی، آن مصاحبه ی نا صواب را انجام دادند و همانطور که وکیلم نیز در مصاحبه اش گفته است ما دیداری با کمیته حقیقت یاب یا گروه تعیین شده ی رسمی از سوی مجلس شورای اسلامی نداشتیم بلکه در روز سه شنبه فقط با تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید دیداری صورت گرفت.
همچنین به همراه وکیلم دیروز (پنجشنبه) با نماینده ای از هیئت تحقیق و تفحص در معاونت نظارت دادستانی کل کشور دیدار داشتیم که همه اعضای هیئت حضور نداشتند ضمنا این نکته هم قابل ذکر است که دیدار با نماینده قوه قضائیه روز بعد از پست آخرم صورت گرفت که اعتراضی به مصاحبه ی نماینده ی دولت و مجلس علیه بنده بدون شنیدن سخنان من بود.
و همچنان اعلام می‌کنم تا این لحظه هیچ کمیته ی تحقیق و حقیقت یاب رسمی از طرف دولت و مجلس با بنده گفتگو نداشته است و اینجانب هیچ دروغی به مردم عزیزم نگفته ام و از همه ی عزیزان خواهشمندم تا مشخص شدن حقایق صبور باشید.
شاد باشید و پیروز

اسماعیل بخشی
20 دیماه 97
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حمایت از کارگران زندانی و همه کسانی که توسط جمهوری اسلامی شکنجه شده اند.
نامه مجید عزیزی از زندان عادل اباد شیراز داده خطاب به اسماعیل بخشی

رفیق مبارزم برادر کارگرم اسماعیل بخشی تو در اهواز شکنجه شدی و من در شیراز ما شاهدان زنده نقص حقوق بشر ازادی و شکنجه هستیم معترضینی هستیم که ازادیمان راگرفتند و حرمت کرامت انسانی مارا شکستند جواب اعتراضات و مطالبات قانونی و بحق و مسالمت امیز ما بازداشت همراه با ضرب شتم بود من هم شکنجه شدم با چشم بند و دستبد مرا در اطلاعات شیراز برای بازجویی از سلول انفرادی به اتاق بازجویی میبردند بازجوها با صدای بلند من و خانواده ام را با فحش های رکیک و جنسی مخاطب قرار میدادند و با ضربات لگد با پوتین محکم به سرصورت و سینه شکم من میزدند جوری که نفسم بند می امد از شدت درد حتی توان ناله و فریاد کشیدن نداشتم و زمانی که بروزی زمین خالی سرد اتاق بازجویی می افتادم تازه با باتوم به ساق پاهایم ضربه میزدن و میگفتن باید اعتراف کنی به ارتباط با دشمنان خیالی انها و این رنج شکنجه ها و تحقیر ها و انفرادی تا هفته ها ادامه داشت من هم غیر قانونی بازداشت شدم شکنجه شدم و ویک سال حکم به اتهام تبلیغ علیه نظام گرفتم. 👇👇👇👇
نامه مجید عزیزی از زندان عادل اباد شیراز داده خطاب به اسماعیل بخشی

رفیق مبارزم برادر کارگرم اسماعیل بخشی تو در اهواز شکنجه شدی و من در شیراز ما شاهدان زنده نقص حقوق بشر ازادی و شکنجه هستیم معترضینی هستیم که ازادیمان راگرفتند و حرمت کرامت انسانی مارا شکستند جواب اعتراضات و مطالبات قانونی و بحق و مسالمت امیز ما بازداشت همراه با ضرب شتم بود من هم شکنجه شدم با چشم بند و دستبد مرا در اطلاعات شیراز برای بازجویی از سلول انفرادی به اتاق بازجویی میبردند بازجوها با صدای بلند من و خانواده ام را با فحش های رکیک و جنسی مخاطب قرار میدادند و با ضربات لگد با پوتین محکم به سرصورت و سینه شکم من میزدند جوری که نفسم بند می امد از شدت درد حتی توان ناله و فریاد کشیدن نداشتم و زمانی که بروزی زمین خالی سرد اتاق بازجویی می افتادم تازه با باتوم به ساق پاهایم ضربه میزدن و میگفتن باید اعتراف کنی به ارتباط با دشمنان خیالی انها و این رنج شکنجه ها و تحقیر ها و انفرادی تا هفته ها ادامه داشت من هم غیر قانونی بازداشت شدم شکنجه شدم و ویک سال حکم به اتهام تبلیغ علیه نظام گرفتم ودرحال حاضر در زندان عادل اباد شیراز حبس هستم ولی این پایان شکنجه نبود در حال حاضرم هم داروهای مورد نیازم به دلیل بیماری قلبی به من داده نمیشود به موقع و زندان لباس گرم و وسایل مورد نیاز مرا از خانواده ام تحویل نمیگیرد تا به دست من برسد ریه ام به شدت افونت کرده و اجازه ملاقات مرا با پزشک زندان نمیدهند اری من هم شکنجه شدم تا به حال در زندگیم باعث ازار کسی نشدم در تحصیلم موفق بودم و در رشته بازیگری سینما فارق التحصیل شدم یک انسان و شهروند موفق بودم ولی ازادی و حق زندگی را از من گرفته اند در حکومت جمهوری اسلامی ولی انها نمیدادنند که نمیتوانن مارا از هم جدا کنن فرقی ندارد تو در اهوازی و من در زندان عادل اباد شیراز سهیل عربی در زندان فشافویه و ارش صادقی زندان رجایی شهر کرج ما با هم فریاد ازادیخواهی سر میدهیم .
شعله پاکروان

منهم شکنجه میشوم . مثل تو . مثل او. مثل ما. مثل شما. مثل انها
@REYHANFND

چند روز است کارزار "من هم شکنجه شدم " ابعاد تازه ای از انواع شکنجه را پیش روی مردم ایران فاش کرده است.یکی شلاق خورده . یکی قپانی شده . یکی تهدید به تجاوز شده و یکی واقعا مورد تجاوز قرار گرفته. یک زندانی سیاسی سابق شرح شکنجه هایش را برایم فرستاد و با خواندن هر قسمت از جفای رفته بر او , دست و پایم بیحس شد.
چند روز است میخواهم ببینم اسماعیل بخشی بیشتر شکنجه شده یا ستار بهشتی ؟ سپیده قلیان یا سعید ماسوری ؟ ارژنگ داوودی یا خالد حردانی؟ حسن نظری یا خواهر و برادران مریم اکبری منفرد؟ میخواهم بدانم اساسا شکنجه جسمی بیشتر شکنجه است یا شکنجه روحی؟ فقط زندانی شکنجه میشود یا خانواده اش هم به همان اندازه درد میکشند؟وقتی سبیلهای یک درویش را میتراشند به همان اندازه درد میکشد که موهای سر پسر جوانی را میتراشند؟ وقتی به نوزده سال چشم انتظاری اکرم زینالی فکر میکنم میخواهم بدانم شکنجه طولانی هم درد دارد یا نه؟اکرم و هاشم زینالی بیشتر شکنجه شدند یا سعید؟ 👇👇👇
شعله پاکروان

منهم شکنجه میشوم . مثل تو . مثل او. مثل ما. مثل شما. مثل انها
@REYHANFND

چند روز است کارزار "من هم شکنجه شدم " ابعاد تازه ای از انواع شکنجه را پیش روی مردم ایران فاش کرده است.یکی شلاق خورده . یکی قپانی شده . یکی تهدید به تجاوز شده و یکی واقعا مورد تجاوز قرار گرفته. یک زندانی سیاسی سابق شرح شکنجه هایش را برایم فرستاد و با خواندن هر قسمت از جفای رفته بر او , دست و پایم بیحس شد.
چند روز است میخواهم ببینم اسماعیل بخشی بیشتر شکنجه شده یا ستار بهشتی ؟ سپیده قلیان یا سعید ماسوری ؟ ارژنگ داوودی یا خالد حردانی؟ حسن نظری یا خواهر و برادران مریم اکبری منفرد؟ میخواهم بدانم اساسا شکنجه جسمی بیشتر شکنجه است یا شکنجه روحی؟ فقط زندانی شکنجه میشود یا خانواده اش هم به همان اندازه درد میکشند؟وقتی سبیلهای یک درویش را میتراشند به همان اندازه درد میکشد که موهای سر پسر جوانی را میتراشند؟ وقتی به نوزده سال چشم انتظاری اکرم زینالی فکر میکنم میخواهم بدانم شکنجه طولانی هم درد دارد یا نه؟اکرم و هاشم زینالی بیشتر شکنجه شدند یا سعید؟ وقتی به قپانی شدن ریحانم توسط مردی به نام مومنی در زندان اوین و درد کتف ریحان که او را تا حد فکر کردن به خودکشی میکشاند فکر میکنم به خودم میگویم درد ریحان بیشتر بود یا درد کتف ارش صادقی که استخوان درمان نشده دوران شکنجه اش تبدیل به سرطان شد؟ درد همسرم که با چشمهای پر از بیم و امید پشت دیوار رجایی شهر منتظر بود بیشتر است یا درد عبدالفتاح سلطانی که با کمر تا شده از زندان امد تا همای رنج کشیده و جوانمرگش را به خاک بسپارد؟ درد مردی که به دلیل فقر به سه فرزندش قرص برنج داد تا به رنج گرسنگی فرزندانش پایان دهد بیشتر است یا درد کسانی که هنوز نمیدانند عزیزانشان چرا و در چه روزی اعدام و در کجا دفن شدند ؟ درد ان اعدامی روی برانکارد بیشتر بود یا درد کسانی که سنگسار شدند؟ درد گورخواب بیشتر است یا گرسنگانی که در انبوه زباله به دنبال غذا میگردند؟ درد دانشجوی دکترایی که کولبری میکند بیشتر است یا سعید شیرزاد که برای رویای ایران بدون کودک کار جنگید و اکنون زندانی ست؟ درد شهرام احمدی با سی و چهار ماه انفرادی بیشتر بود یا مادرش با دو داغ اعدام بر جگر؟ درد زندانی بلوچ بیشتر است یا زینب جلالیان کرد؟ درد پدر رامین حسین پناهی بیشتر است یا فرزند اصغر رحیمی ؟ درد مادر رضایی بیشتر است با هفت فرزند جانباخته در قبل و بعد از انقلاب یا زهره شفایی که پدر و مادر و خواهر و برادرانش را با هم کشتند؟ درد مادری که بچه هایش اواره شدند و در حسرت دیدار میسوزد بیشتر است یا درد مادری که دخترش در اتش شین اباد سوخت ؟ درد بینی شکسته سهیل عربی بیشتر است یا حبیبی معلم که در مدرسه با ضرب و شتم دستگیر شد؟
بقول معروف درد را از هر طرف بخوانی درد است .شکنجه , شکنجه است . کم و زیاد ندارد. حتی شکنجه گر هم روح خود را شکنجه میدهد . هر شلاق که بر پشت کسی میزند ضربه ای به روح خود مینوازد که قادر به دیدنش نیست. تهی شدن قالب از انسانیت و خوی حیوانی یافتن هم شکنجه ای است که او بر خود روا داشته.
من از شکنجه خود و دادخواهان نمیگویم. از شکنجه زندانیان سیاسی یا عادی نمیگویم. . از شکنجه زندانی ایرانی و افغانستانی نمیگویم. حتی از شکنجه در حکومت نالایق و فاسد کنونی نمیگویم . بلکه میگویم رد خون و خاطره بر روح هشتاد میلیون ایرانی وجود دارد که توسط دیکتاتوری های مختلف در طول تاریخ بر وجدان بشریت سنگینی میکند. برای پایان دادن به شکنجه هشت کارگر فولاد و هشت زندانی محیط زیست و هشت هزار کارگر فصلی هفت تپه و هشتاد میلیون ایرانی , باید روی دیکتاتوری خط بطلان کشید. باید ازادی را در اغوش کشید و قدرش را دانست و با چنگ و دندان مراقبش بود.
اگر میخواهید داستان شکنجه برای همیشه پایان یابد میبایست حاکمیتی که بر پایه شکنجه است پایان دهید. نیازی به مناظره نیست . همه مان میدانیم که حتی یک بخشدار هم هرگز پاسخگو نبوده . چرا که حکومت از اساس پاسخگو نیست. چه رسد به وزیر اطلاعات!
باید خطاب به خودمان یعنی مردم رنج کشیده ایران بگوییم : شکنجه بس است. اعدام بس است . مرگ بس است. ما عدالت میخواهیم و انرا با مبارزات بی امانمان خواهیم یافت. عدالت از نان شب برایمان واجب تر است . وقتی عدالت باشد , ازادی میاورد . وقتی ازادی بود , شکنجه نیست. درد شکنجه نیست. نجاتی ازاد میشود. سام رجبی ازاد میشود. ارشام رضایی ازاد میشود. بهنام ابراهیم زاده ازاد میشود. اتنا دائمی و گلرخ ازاد میشوند. حتی شکنجه گر از شکنجه دائمی روح خود ازاد میشود.
و شکنجه من و تو پایان میابد.
تا ان زمان "من هم شکنجه میشوم" درست مثل تو.
نامه ی گوهر عشقی، مادر زنده یاد ستار بهشتی، به اسماعیل بخشی:

پسرم اسماعیل بخشی عزیزم
پیگیر اخبار اعتراضات شما بودم و قلبم و روحم نزد تک تک شما بود، خبر شکنجه‌ات را و پاسخ مسئولان ضد مردمی را هم پیگیر بودم. با وجودم می‌خواستم به دیدارت بیایم اما کشته شدن ستار توسط بازجویان حکومت خدا، توانن را کم کرده و خواستم سخنانم را برایت بگویم تا همگان بشنوند.
پسرم، می‌دانم که به بی‌رحمانه‌ترین شکل و به غیر انسانی‌ترین روش حقوق اولیه‌ات را زیر پای گذاشتند، می‌دانم برای سوال درباره سفره‌ی تهی از نانت به دنبال تهی کردن شجاعتت آمدند، می‌دانم کارگران زحمتکش صرفا ابزاری هستند تا قدرتمندان حاکم به چپاول خود ادامه دهند، می‌دانم شعارهای حمایت از پای برهنگان تنها و تنها در حد شعار باقی ماند و سالهای بعد پای برهنگان را شکستند و دهان‌شان را بستند، می‌دانم که یک سوال ساده برای پر کردن سفره‌ی خالی مساوی است با آماجی از تهمت‌ها و اتهاماتی برای وادار کردنت به سکوت.

پسرم؛ می‌دانم که صورتت را در برابر خانواده با سیلی سرخ نمودی تا حافظ آبرویت باشی و همچنین با روح و جانم درک می‌کنم... 👇👇👇👇
نامه ی گوهر عشقی، مادر زنده یاد ستار بهشتی، به اسماعیل بخشی:

پسرم اسماعیل بخشی عزیزم
پیگیر اخبار اعتراضات شما بودم و قلبم و روحم نزد تک تک شما بود، خبر شکنجه‌ات را و پاسخ مسئولان ضد مردمی را هم پیگیر بودم. با وجودم می‌خواستم به دیدارت بیایم اما کشته شدن ستار توسط بازجویان حکومت خدا، توانن را کم کرده و خواستم سخنانم را برایت بگویم تا همگان بشنوند.
پسرم، می‌دانم که به بی‌رحمانه‌ترین شکل و به غیر انسانی‌ترین روش حقوق اولیه‌ات را زیر پای گذاشتند، می‌دانم برای سوال درباره سفره‌ی تهی از نانت به دنبال تهی کردن شجاعتت آمدند، می‌دانم کارگران زحمتکش صرفا ابزاری هستند تا قدرتمندان حاکم به چپاول خود ادامه دهند، می‌دانم شعارهای حمایت از پای برهنگان تنها و تنها در حد شعار باقی ماند و سالهای بعد پای برهنگان را شکستند و دهان‌شان را بستند، می‌دانم که یک سوال ساده برای پر کردن سفره‌ی خالی مساوی است با آماجی از تهمت‌ها و اتهاماتی برای وادار کردنت به سکوت.

پسرم؛ می‌دانم که صورتت را در برابر خانواده با سیلی سرخ نمودی تا حافظ آبرویت باشی و همچنین با روح و جانم درک می‌کنم بر چگونگی نواختن‌شان بر صورتت تا سپیدی رویت را با بی‌حیایی‌شان رنگین کنند. همه این‌ها را می‌دانم و می‌دانیم و می‌دانند اما افسوس و دریغ… به جای این‌که مدال استقامت و شرافت را بر گردن کارگران و تهی دستان بیندازند، آنها را زیر شکنجه‌های وحشیانه‌شان به مانند ستارم به قتل می‌رسانند و یا اگر در اثر فشار افکار عمومی مجبور به زنده نگاه داشتنش شوند چنان رفتاری می‌کنند که با تو فرزندم کردند. همه این‌ها در حالی است که دزدان و غارتگران آزادانه کمر به نابودی مردم و وطن‌مان بستند.

به جای این‌که تلاش کنند تا مقابل آنها بایستند تا حداقل با جلوگیری از یک اختلاس و دزدی بتوانند جلوی شکسته شدن استخوان کارگری را بگیرند. به جای این‌که دستان پینه بسته کارگران را به گرمی بفشارند و دل شکسته‌شان را گرامی بدارند تمام تلاش‌شان این است که با هیاهو و اتهام‌زنی، تهدید، شکنجه، توهین و تحقیر به رفتار و بقای ننگین خود ادامه دهند.
صد حیف که حاکمان این کشور نکبت زده بجای حمایت از کارگران که همواره شعارش لق لقه زبان‌‌شان است رفتاری مغول‌وار پیشه کرده و با ارعاب و زندان شکنجه و قتل سعی در ایجاد خفقان و تداوم مشی وحشیانه‌شان را دارند تا بدین‌گونه اعتراضات بر حق‌شان را با لطایف الحیل به بن بست برسانند.
پسرم! تو تنها قربانی شکنجه نبودی و نیستی! اولین نبودی و آخرین هم نخواهی بود چرا که عزمی برای مقابله با این مغول‌صفتان وجود ندارد. چه انسان‌های شریفی که بخاطر جاری کردن صدای حق و مظلومانه‌شان به زندان‌ها و سیاه‌چاله‌های مخوف افتادند و آرامش و امنیت و حتی جان‌شان را نیز از دست دادند.
فرزندم تو تنها نیستی گر چه در این شهر سوخته مردی و مردانگی رخت بر بسته و فریادرسی نیست، در این روزهای سیاه آرزو می‌کنم که ای کاش حریت و آزاده‌گی رفته از این دیار دوباره باز آید و تک صدای تو به صدای همگان تبدیل شود. اما یقین بدان که این مادر داغدیده و فرتوت در کنار توست و با همین نوشته به حاکمان بی‌لیاقت هشدار می‌دهم شما ستار مرا گرفتید آگاه باشید و بدانید که همه کارگران مظلوم فرزندان من هستند تا جان در بدن دارم حامی تک تک‌شان خواهم بود.
درود خدا بر تو که آزاد‌گی را به بنده‌گی و سکوت ترجیح دادی.
اسماعیل عزیزم برای تو که صدای حقانیت و مظلومیت طبقه شریف کارگر شده‌ای آرزوی تندرستی دارم و امیدوارم تک تک جامعه کارگران زحمت‌کش و ستمدیده همراه و همیارت باشند.
مادر پیرت
۹۷.۱۰.۲۱
کنار #اسماعیل_بخشی هستم!
با انقلاب ۵۷ وازه ی شکنجه را شنیدم که ورد زبان همه شد. شکنجه هایی که ساواک بر مخالفینش روا میداشته و خشم و انزجار همگانی را دوچندان میکرد. همه از فکر اینکه دوران شکنجه به سر آمده سرمست بودند.
اما آغاز دهه شصت،
از ورودی آهنین اوین با کتک و فحش و چشم بند میتوان آشنا شد زندانی که چشم به کارش نمیاید فقط باید لمس کند.
درب بزرگ دادسرا دنیای دیگری را میگشود 
بوی تعفن و عرق و خون، ازدحامی که قدمهایت را دقیق میکرد تا مجروحی را لگد نکنی
فریاد و فریاد ، تنها صدایی که حق تو میشد. تخت و پابند و دستبند و کابل های ریز و درشت که کلکسیون درد را همراه داشت
دیگر با کفشهایت خداحافظی میکردی به کار پاهای ورم کرده نمیآمد
درد بی انتهاست، نفست که شماره رفت زمان میدهند مبادا که درد قهرش بیاید 
پاهای بزرگ و شیشه ای و چنگالهایی که قشو میکشند بر پوست ورم کرده پاهایت 
باید راه بروی تا درد جاری شود در رگهایت 
دوباره تخت و پابند و دستبند 
ساعتها. روزها تا به خون افتد همه ی خروجی هایت 
بهداری و کیسه خونین ادرار
دوباره آغاز میشود
👇👇👇
کنار #اسماعیل_بخشی هستم!
با انقلاب ۵۷ وازه ی شکنجه را شنیدم که ورد زبان همه شد. شکنجه هایی که ساواک بر مخالفینش روا میداشته و خشم و انزجار همگانی را دوچندان میکرد. همه از فکر اینکه دوران شکنجه به سر آمده سرمست بودند.
اما آغاز دهه شصت،
از ورودی آهنین اوین با کتک و فحش و چشم بند میتوان آشنا شد زندانی که چشم به کارش نمیاید فقط باید لمس کند.
درب بزرگ دادسرا دنیای دیگری را میگشود 
بوی تعفن و عرق و خون، ازدحامی که قدمهایت را دقیق میکرد تا مجروحی را لگد نکنی
فریاد و فریاد ، تنها صدایی که حق تو میشد. تخت و پابند و دستبند و کابل های ریز و درشت که کلکسیون درد را همراه داشت
دیگر با کفشهایت خداحافظی میکردی به کار پاهای ورم کرده نمیآمد
درد بی انتهاست، نفست که شماره رفت زمان میدهند مبادا که درد قهرش بیاید 
پاهای بزرگ و شیشه ای و چنگالهایی که قشو میکشند بر پوست ورم کرده پاهایت 
باید راه بروی تا درد جاری شود در رگهایت 
دوباره تخت و پابند و دستبند 
ساعتها. روزها تا به خون افتد همه ی خروجی هایت 
بهداری و کیسه خونین ادرار
دوباره آغاز میشود
اینبار به جای تخت با دیوار آشنا میشوی 
دیوارهایی که تورا چنگک میکنند دستهایت راه فرار ندارند. بدن بی مهابا آویزانش شده اند ، زمین از تو دور می شود و کابل که بدنت را رقص میدهد دقیقه ها ساعت میشوند و روزها کار صبح تا غروبت را میسازند آنقدر که حس را از دستانت فراری دهند برای ماهها و حتی سالها
درد آنقدر غوغا میکند که صدا خفه میشود
تاول تو را در بر میگیرد ریز و درشت مثل بذری که بر تو جاری شده حتی پشت گوشهایت
اینها آشنایی با شکنجه است 
رکورد میزنی ساعت ایستادن را 
۸ و ۱۶ و ۲۴ ،ایستادن را خسته میکنی تا جایی که خون از سرت فراری شود و به هذیان بیوفتی 
و هنوز راه زیادی است تا سلولها و پوتین های آهنین و تابوت ها که بشود مثنوی هفتادمن کاغذ !
مریم محمدی 
#من_هم_شکنجه_شدم