متن نامه #سپیده_قلیان به نقل از تویتر ایشان :
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
ادامه 👇👇👇
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
ادامه 👇👇👇
متن نامه #سپیده_قلیان به نقل از تویتر ایشان :
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
شکنجهی #اسماعیل_بخشی از زمان بازداشت در فرماندهی حفاظت اطلاعات، تا پلیس امنیت ( که فریاد میزد من یک کارگرم دندههایم را شکستی) و زمان انتقالمان از شوش به بازداشتگاه اطلاعات اهواز چنان شدید بود، که من ده روز نخست بازداشتم تصور میکردم برادرم مرده است.
ده روز نه میتوانستم غذا بخورم، نه میدانستم شب است یا روز؟ فریاد میکشیدم، تا اینکه از بیقراریها و فریادهایم عاصی شدند و نزدیک اتاق بازجوییاش بردند و صدای زخمیاش را شنیدم. برادرم اسماعیل زنده بود.
روزهای اول، چه حین دستگیری و چه در بازداشتگاه با ضرب و شتم همراه بود.سایهی کابل بالای سرم بود تا اعتراف بنویسم . به همین دلیل بود که بیآنکه حرفی از شکنجه با خانوادهام زده باشم متوجه غیرطبیعی بودن وضعیتام شدند. و ای کاش و صد ای کاش شکنجه به همان ضرب و شتم خلاصه میشد. وارد کردن اتهامات جنسی، در جایی که قطعاً حتی اگر فریاد میزدم صدایم به جایی نمیرسید، دردناکترین قسمت ماجرا بود. روز آخر بازجو میگفت اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافات اجباری تو و #اسماعیل_بخشی را را در اخبار بیست و سی هم پخش خواهیم کرد. و پودرتان خواهیم کرد. بله خداوندگاران قدرت اگر من نمیدانستم که شما میتوانید ما را پودر کنید که روی این صندلی نشسته نبودم.
من حتی در مورد رنگ مو و مدل لباسهایم بازجویی و تحقیر شدم، بازجویی با شکم گرسنه از صبح تا چند ساعت پس از خاموشی، آیا شکنجه نیست؟بازداشت پایان یافت اما شکنجهها نه. شخصی که خود را نمایندهی وزارت اطلاعات شوش معرفی کرده، در میان پنج هزار کارگر نسبتهای غیراخلاقی به من داده و این اتهامها به گوش خانوادهام هم رسیده. تصور کنید در یک شهر کوچک، و در فرهنگی سنتی، صرفاً به میانجی آن ادعاها، در این روزهای به اصطلاح آزادی چه بر من گذشته و میگذرد...
من در مرحلهی دستگیری شاهد ضرب و شتم وحشیانهی اسماعیل بخشی بودم و در روزهای بازجویی شاهد تحقیر او. به شکلی که چند بار او را مجبور کردند در مقابل دیگران به خودش هتاکی کند. حاضرم چه در مورد خودم و چه در مورد برادرم #اسماعیل_بخشی ، در دادگاهی عادلانه برای این شکنجهها شهادت بدهم.
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
شکنجهی #اسماعیل_بخشی از زمان بازداشت در فرماندهی حفاظت اطلاعات، تا پلیس امنیت ( که فریاد میزد من یک کارگرم دندههایم را شکستی) و زمان انتقالمان از شوش به بازداشتگاه اطلاعات اهواز چنان شدید بود، که من ده روز نخست بازداشتم تصور میکردم برادرم مرده است.
ده روز نه میتوانستم غذا بخورم، نه میدانستم شب است یا روز؟ فریاد میکشیدم، تا اینکه از بیقراریها و فریادهایم عاصی شدند و نزدیک اتاق بازجوییاش بردند و صدای زخمیاش را شنیدم. برادرم اسماعیل زنده بود.
روزهای اول، چه حین دستگیری و چه در بازداشتگاه با ضرب و شتم همراه بود.سایهی کابل بالای سرم بود تا اعتراف بنویسم . به همین دلیل بود که بیآنکه حرفی از شکنجه با خانوادهام زده باشم متوجه غیرطبیعی بودن وضعیتام شدند. و ای کاش و صد ای کاش شکنجه به همان ضرب و شتم خلاصه میشد. وارد کردن اتهامات جنسی، در جایی که قطعاً حتی اگر فریاد میزدم صدایم به جایی نمیرسید، دردناکترین قسمت ماجرا بود. روز آخر بازجو میگفت اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافات اجباری تو و #اسماعیل_بخشی را را در اخبار بیست و سی هم پخش خواهیم کرد. و پودرتان خواهیم کرد. بله خداوندگاران قدرت اگر من نمیدانستم که شما میتوانید ما را پودر کنید که روی این صندلی نشسته نبودم.
من حتی در مورد رنگ مو و مدل لباسهایم بازجویی و تحقیر شدم، بازجویی با شکم گرسنه از صبح تا چند ساعت پس از خاموشی، آیا شکنجه نیست؟بازداشت پایان یافت اما شکنجهها نه. شخصی که خود را نمایندهی وزارت اطلاعات شوش معرفی کرده، در میان پنج هزار کارگر نسبتهای غیراخلاقی به من داده و این اتهامها به گوش خانوادهام هم رسیده. تصور کنید در یک شهر کوچک، و در فرهنگی سنتی، صرفاً به میانجی آن ادعاها، در این روزهای به اصطلاح آزادی چه بر من گذشته و میگذرد...
من در مرحلهی دستگیری شاهد ضرب و شتم وحشیانهی اسماعیل بخشی بودم و در روزهای بازجویی شاهد تحقیر او. به شکلی که چند بار او را مجبور کردند در مقابل دیگران به خودش هتاکی کند. حاضرم چه در مورد خودم و چه در مورد برادرم #اسماعیل_بخشی ، در دادگاهی عادلانه برای این شکنجهها شهادت بدهم.
از اینستاگرام سپیده قلیان
هر شلاقی که فرود میآید
دو صدا دارد
یک صدا را شلاقزن میشنود
صدای دیگر را شلاق شده
ما صدای دوم شلاق هستیم
کدام صدا قویتر است؟!
نرون و رضا شاه صدای اول را میشنوند
صدای دوم را ما میشنویم
عرقش را شلاقزن پاک میکند
ما نیز عرقمان را پاک میکنیم
شلاق بعدی را که میزند میگوییم
محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شما را محکمتر زدهایم...
در فاصلهی دو شلاق یک سوال مطرح میشود
چه بکنیم که پیش از خشک شدن چاههای نفت
شما از اینجا بروید؟!
شلاق را محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شمارا محکمتر زدهایم
هر شلاقی که فرود میآید
دو صدا دارد
یک صدا را شلاقزن میشنود
صدای دیگر را شلاق شده
ما صدای دوم شلاق هستیم
کدام صدا قویتر است؟!
نرون و رضا شاه صدای اول را میشنوند
صدای دوم را ما میشنویم
عرقش را شلاقزن پاک میکند
ما نیز عرقمان را پاک میکنیم
شلاق بعدی را که میزند میگوییم
محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شما را محکمتر زدهایم...
در فاصلهی دو شلاق یک سوال مطرح میشود
چه بکنیم که پیش از خشک شدن چاههای نفت
شما از اینجا بروید؟!
شلاق را محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شمارا محکمتر زدهایم
از اينستاگرام اسماعیل بخشی
به مردم عزیز میهنم سلام میکنم و از اینکه تا این لحظه بنده را مورد حمایت و محبت خود قرار دادند سپاسگذارم
به همه ی عزیزان اعلام میکنم اینجانب تا این لحظه با هیچ گروه تحقیقی چه از طرف دولت، مجلس و قوه قضاییه در رابطه با پرونده ی شکنجه ام در دوره ی بازداشتم در وزارت اطلاعات، هیچ گفتگویی نداشته و حرفهای مرا نشنیده اند
حرفی ندارم فقط میگویم :
#به_مردم_دروغ_نگویید
به مردم عزیز میهنم سلام میکنم و از اینکه تا این لحظه بنده را مورد حمایت و محبت خود قرار دادند سپاسگذارم
به همه ی عزیزان اعلام میکنم اینجانب تا این لحظه با هیچ گروه تحقیقی چه از طرف دولت، مجلس و قوه قضاییه در رابطه با پرونده ی شکنجه ام در دوره ی بازداشتم در وزارت اطلاعات، هیچ گفتگویی نداشته و حرفهای مرا نشنیده اند
حرفی ندارم فقط میگویم :
#به_مردم_دروغ_نگویید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارسالی از مخاطبین
مردم در سرتاسر ایران به روشهای مختلف نفرت خود را از حکومت شکنجه و اعدام در انظار عمومی اعلام میکنند و از یکدیگر دعوت می کنند بر علیه این حکومت ستمگر دست به اعتراض بزنند.
مردم در سرتاسر ایران به روشهای مختلف نفرت خود را از حکومت شکنجه و اعدام در انظار عمومی اعلام میکنند و از یکدیگر دعوت می کنند بر علیه این حکومت ستمگر دست به اعتراض بزنند.
نامه سرگشاده به آلیس شوارتزر در مورد مرگ زهرا نوید پور
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است.
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است.
نامه سرگشاده به آلیس شوارتزر در مورد مرگ زهرا نوید پور
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است. همه مکالمات و همه تهدیدهایی که این نماینده مجلس کرده و همچنین اقرار این نماینده به تجاوز و همچنین متن شکایات زهرا از همه ارگانهای ذیربط حکومت اسلامی و حتی نوشته های او با بالاترین مقامات حکومتی که پاسخ منفی به درخواست او مبنی بر پیگیری این ماجرا میدهند.
خدادادی کیست. سلمان خدادادی نماینده مجلس که قبلا مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان بوده و اکنون نماینده ملکان در مجلس است.
او که اکنون رئیس کمیسیون اجتماعی در مجلس است در سالهای گذشته از بابت تجاوز به منشی خود و یکی از مراجعه کنندگانش متهم شده بود و مدتی را نیز در بازداشت به سر برده بود.
او اکنون ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است، این نماینده پیش تر مدتی را از این بابت در بازداشت به سر برده بود و حتی دوبار صلاحیت او برای شرکت در انتخابات رد شده بود که با دخالت شورای نگهبان منتفی شد.
متاسفانه روز یکشنبه ٦ ژانویه جسد زهرا در منزل مادرش پیدا شد . او سه روز قبل با ما تماس گرفته و در مورد ترس و وحشت خود از امکان به قتل رسیدن حرف زده بود. روز گذشته خانواده زهرا او را بخاک سپردند در حالیکه نوشته بودند دوشیزه زهرا نوید پور که در همین فراخوان هم، نشانه اعمال نفوذ و فشار حکومتی ها و متجاوز عیان است.
زهرا از ما خواسته که اگر او را کشتند ، صدای او را به دنیا برسانیم و خبرنگاری که با او تماس داشته، از من خواسته حتما این خبررا بگوش جهانیان برسانم که مجلس و شورای نگهبان و مطهری معاون مجلس حکومت اسلامی، و پروانه سلحشوری، به اصطلاح نماینده تهران در مجلس و معاونت زنان و خانواده روحانی و همه و همه از متجاوز دفاع کردند و به زهرا گفتند کاری از دست آنها ساخته نیست. زهرا در خانه هم از دست برادرانش آزار و اذیت میدید و کتک میخورد بدلیل پیگیری و علنی کردن این پرونده.
حال ما از شما میخواهیم اولا در پخش این خبر و در صورت لزوم در پخش اسنادی که ما داریم بما کمک کنید و ثانیا اگر بتوانید کمک کنید هیئتی از آلمان برای رسیدگی به این فاجعه به ایران بروند، شاهدان ما که در محل هم هستند، میتوانند به هیئت مزبور کمک کنند.
با احترام مینا احدی
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است. همه مکالمات و همه تهدیدهایی که این نماینده مجلس کرده و همچنین اقرار این نماینده به تجاوز و همچنین متن شکایات زهرا از همه ارگانهای ذیربط حکومت اسلامی و حتی نوشته های او با بالاترین مقامات حکومتی که پاسخ منفی به درخواست او مبنی بر پیگیری این ماجرا میدهند.
خدادادی کیست. سلمان خدادادی نماینده مجلس که قبلا مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان بوده و اکنون نماینده ملکان در مجلس است.
او که اکنون رئیس کمیسیون اجتماعی در مجلس است در سالهای گذشته از بابت تجاوز به منشی خود و یکی از مراجعه کنندگانش متهم شده بود و مدتی را نیز در بازداشت به سر برده بود.
او اکنون ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است، این نماینده پیش تر مدتی را از این بابت در بازداشت به سر برده بود و حتی دوبار صلاحیت او برای شرکت در انتخابات رد شده بود که با دخالت شورای نگهبان منتفی شد.
متاسفانه روز یکشنبه ٦ ژانویه جسد زهرا در منزل مادرش پیدا شد . او سه روز قبل با ما تماس گرفته و در مورد ترس و وحشت خود از امکان به قتل رسیدن حرف زده بود. روز گذشته خانواده زهرا او را بخاک سپردند در حالیکه نوشته بودند دوشیزه زهرا نوید پور که در همین فراخوان هم، نشانه اعمال نفوذ و فشار حکومتی ها و متجاوز عیان است.
زهرا از ما خواسته که اگر او را کشتند ، صدای او را به دنیا برسانیم و خبرنگاری که با او تماس داشته، از من خواسته حتما این خبررا بگوش جهانیان برسانم که مجلس و شورای نگهبان و مطهری معاون مجلس حکومت اسلامی، و پروانه سلحشوری، به اصطلاح نماینده تهران در مجلس و معاونت زنان و خانواده روحانی و همه و همه از متجاوز دفاع کردند و به زهرا گفتند کاری از دست آنها ساخته نیست. زهرا در خانه هم از دست برادرانش آزار و اذیت میدید و کتک میخورد بدلیل پیگیری و علنی کردن این پرونده.
حال ما از شما میخواهیم اولا در پخش این خبر و در صورت لزوم در پخش اسنادی که ما داریم بما کمک کنید و ثانیا اگر بتوانید کمک کنید هیئتی از آلمان برای رسیدگی به این فاجعه به ایران بروند، شاهدان ما که در محل هم هستند، میتوانند به هیئت مزبور کمک کنند.
با احترام مینا احدی
امیرحسین محمدی فر و ساناز اله یاری بازداشت شدند
ساعت ۹ امشب ۱۹ دیماه ۱۳۹۷ امیرحسین محمدی فر و ساناز اله یاری، در منزل پدری خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.این دو بازداشت شده در یک نشریه دانشجویی به نام گام با هم همکاری میکردند .
امیرحسین محمدی فر، سردبیر و ساناز الهیاری، عضو هیئت تحریریه این نشریه هستند و طی ماههای اخیر در حمایت از کارگران و به ویژه تجمعات اعتراضی کارگران شرکت ملی فولاد اهواز و مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفتتپه مطالبی نوشته بودند.
ساعت ۹ امشب ۱۹ دیماه ۱۳۹۷ امیرحسین محمدی فر و ساناز اله یاری، در منزل پدری خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.این دو بازداشت شده در یک نشریه دانشجویی به نام گام با هم همکاری میکردند .
امیرحسین محمدی فر، سردبیر و ساناز الهیاری، عضو هیئت تحریریه این نشریه هستند و طی ماههای اخیر در حمایت از کارگران و به ویژه تجمعات اعتراضی کارگران شرکت ملی فولاد اهواز و مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفتتپه مطالبی نوشته بودند.
کمیته بینالمللی علیه اعدام:
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. 👇👇👇👇
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. 👇👇👇👇
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. به این ترتیب وقتی نامه شما ها را دیدیم برای ما تازگی نداشت. اما چیزی که برای ما تازگی داشت این بود که شما ها با هویت حقیقی خود علیه کسانی که شما ها را مورد ضرب و جرح قرار داده اند اعلام جرم کردید و خواستار مناظره با مسئولان آنان شده اید. شما ها از این بابت نگران نباشید که مرجعی در کشور ما وجود ندارد تا به کیفرخواست شماها رسیدگی کند. همین که ما دیگر نمی خواهیم در پشت درهای بسته شکنجه شویم و لام تا کام صحبت نکنیم، خودش یک پیروزی برای طبقه کارگر ایران و جهان است. صحبت های یک عده از مسئولان که خودشان بانی همه مشکلات این جامعه هستند برای ما هیچ ارزشی ندارد و ما در این شرایط حساس در کنار شماها هستیم.
پیروز و سربلند باشید عزیزان.
محمود صالحی و نجیبه صالح زاده 20/10/97
.
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. به این ترتیب وقتی نامه شما ها را دیدیم برای ما تازگی نداشت. اما چیزی که برای ما تازگی داشت این بود که شما ها با هویت حقیقی خود علیه کسانی که شما ها را مورد ضرب و جرح قرار داده اند اعلام جرم کردید و خواستار مناظره با مسئولان آنان شده اید. شما ها از این بابت نگران نباشید که مرجعی در کشور ما وجود ندارد تا به کیفرخواست شماها رسیدگی کند. همین که ما دیگر نمی خواهیم در پشت درهای بسته شکنجه شویم و لام تا کام صحبت نکنیم، خودش یک پیروزی برای طبقه کارگر ایران و جهان است. صحبت های یک عده از مسئولان که خودشان بانی همه مشکلات این جامعه هستند برای ما هیچ ارزشی ندارد و ما در این شرایط حساس در کنار شماها هستیم.
پیروز و سربلند باشید عزیزان.
محمود صالحی و نجیبه صالح زاده 20/10/97
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب و اعتراض و تجمع کارگران شركت نيشكر هفت تپه در مقابل دفتر مدیریت این شرکت به دليل عدم پرداخت حقوق های معوقه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#من_هم_شکنجه_شدم
#IWasTorturedToo
English translation of the press release is attached.
از شما دوستان عزیز دعوت میکنیم به کارزار ‘ من هم شکنجه شدم’
بپیوندید .
اگر مایل هستید، میتوانید تجربه شکنجه خود را در زندان برای انتشار در روی فیسبوک زیر ارسال دارید.
بیایید با هم صدای تمام کسانی باشیم که در طول چهل سال اخیر شکنجه شده اند.
با تشکر
https://www.facebook.com/IwasTorturedToo
Facebook: I Was Tortured Too- من هم شکنجه شدم
اطلاعیه آغاز کارزار:
https://www.facebook.com/2188989848032485/posts/2189104251354378/
#IWasTorturedToo
English translation of the press release is attached.
از شما دوستان عزیز دعوت میکنیم به کارزار ‘ من هم شکنجه شدم’
بپیوندید .
اگر مایل هستید، میتوانید تجربه شکنجه خود را در زندان برای انتشار در روی فیسبوک زیر ارسال دارید.
بیایید با هم صدای تمام کسانی باشیم که در طول چهل سال اخیر شکنجه شده اند.
با تشکر
https://www.facebook.com/IwasTorturedToo
Facebook: I Was Tortured Too- من هم شکنجه شدم
اطلاعیه آغاز کارزار:
https://www.facebook.com/2188989848032485/posts/2189104251354378/
#من_هم_شکنجه_شدم
#من_اسماعیل_بخشی_هستم
#شیوا_گنجی
اسفند ۱۳۹۱ و فروردین ۱۳۹۲ سه بار توسط مامور نگهبانی اداره اطلاعات سنندج مورد بازدید بدنی قرار گرفتم، بارها توسط بازجوم مورد بدترین توهینها قرار گرفتم، کتک خوردن و تحت شدیدترین فشارهای روحی بودم، بارها تهدید به تجاوز و شکنجه شدم. بعد از ۶ سال زنگ تلفن برام عذابآور و دوران بازجویم کابوسی بیپایان، با بیشرمانهترین پیشنهادها از طرف بازجویم که شخصی به نام #علیزاده بود روبرو شدم، در دوران بازجویی بارها و بارها تن و بدن من را لمس کرد، اگر اینها شکنجه نیست، پس چیست؟
در نهایت اردیبهشت ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شدم. اما هیچ وقت سکوت نکردم و هرگز را سکوت نمیکنم، مقاومتر از همیشه، هر روز استوارتر از روز گذشته براندازم و صدای تمام رفقایی دربند و اعدامیم هستم.
جرم من روزنامهنگاری و دفاع از زنان سرزمین بود
#تا_نابودی_ج_اسلامی_ایستادهام
#من_اسماعیل_بخشی_هستم
#شیوا_گنجی
اسفند ۱۳۹۱ و فروردین ۱۳۹۲ سه بار توسط مامور نگهبانی اداره اطلاعات سنندج مورد بازدید بدنی قرار گرفتم، بارها توسط بازجوم مورد بدترین توهینها قرار گرفتم، کتک خوردن و تحت شدیدترین فشارهای روحی بودم، بارها تهدید به تجاوز و شکنجه شدم. بعد از ۶ سال زنگ تلفن برام عذابآور و دوران بازجویم کابوسی بیپایان، با بیشرمانهترین پیشنهادها از طرف بازجویم که شخصی به نام #علیزاده بود روبرو شدم، در دوران بازجویی بارها و بارها تن و بدن من را لمس کرد، اگر اینها شکنجه نیست، پس چیست؟
در نهایت اردیبهشت ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شدم. اما هیچ وقت سکوت نکردم و هرگز را سکوت نمیکنم، مقاومتر از همیشه، هر روز استوارتر از روز گذشته براندازم و صدای تمام رفقایی دربند و اعدامیم هستم.
جرم من روزنامهنگاری و دفاع از زنان سرزمین بود
#تا_نابودی_ج_اسلامی_ایستادهام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷رو در رو
🔴برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
🔵 گفتگو با فرنگیس مظلوم ، مادر سهیل عربی تحت عنوان "پسر من هم شکنجه شده است"
🎤محمود احمدی
پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۰ ژانویه ۲۰۱۹
ارتباط با ادمین @kanaljadid
🔴برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
🔵 گفتگو با فرنگیس مظلوم ، مادر سهیل عربی تحت عنوان "پسر من هم شکنجه شده است"
🎤محمود احمدی
پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۷ - ۱۰ ژانویه ۲۰۱۹
ارتباط با ادمین @kanaljadid
چهل سال است که جمهوری اسلامی مشغول شکنجه روحی, جسمی و کشتن مردم ایران در زندانها و بازداشتگاها هست، دیروز زهرا کاظمی ها ,ستار بهشتی ها و امروز اسماعیل بخشی ها و اگر سکوت کنیم فردا نوبت ماست.
جمهوری اسلامی با شکنجه و شنود اسماعیل بخشی حتی همین قانون اساسی نیم بند و سرتاپا نقص خودش را هم در اصول ۲۵ و ۳۸ به شدت نقض کرده است.
ایران عضو سازمان ملل متحد است و امضا کننده, میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶), که ماده ۷ آن شکنجه را اکیداً ممنوع کرده است و جمهوری اسلامی با این رفتار وحشیانه و بربریت بطور مداوم مواد این اعلامیه را نقض و آبروی ایران رادر جهان مدرن امروز میبرد.
من به عنوان یک وکیل جزایی و حقوقدان به اظهارات آقای اسماعیل بخشی باور دارم اظهارات آقای اسماعیل بخشی مبنی بر شکنجه شدنش در نامه منتشر شده منطبق با هزارها روایت مشابه است و همچنین منطبق با روش های شکنجه جمهوری اسلامی در گذشته و در حال حاضر است و همچنین منطبق با اطلاعاتی است که در مورد وجود و نوع شکنجه در ایران در اختیار سازمان های حقوق بشری و سازمان ملل متحد قرار دارد بنابراین هیچ گونه شکی را باقی نمی گذارد که اقای اسماعیل بخشی به نحوی که ایشان اظهار کرده شکنجه شده است.
اینقدر این جنایت شکنجه وحشتناک که همین یک مورد کافیه که در ایران یک انقلاب بزرگی اتفاق بیفته، #بی_تفاورت_نباشیم
آقای صادق جعفری چگنی، رییس دادگستری شوش و اقای غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان در مصاحبه با ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی در حالی که آقای بخشی در بیمارستان به دلیل شکنجه بستری شده بود شکنجه شدن او را تکذیب کردند و گفتند متهم اسماعیل بخشی در صحت جسمانی کامل بسر میبرد ولی مطمئن باشند که کمیته های حقیقت یاب تمام این وقایع و اسامی کسانی که در شکنجه کردن مردم نقش ایفا میکنند را برای کشف حقیقت و رسیدگی قضایی و ارجاع به سازمان های بین المللی ثبت و ظبط می کنند وفراموش نکنند که روز حسابرسی در برابر قانون فرا خواهد رسید.
بعد از انتشار خبر شکنجه آقای اسماعیل بخشی عده بسیار کمی از مسئولین جمهوری اسلامی با اما و اگرو با کلی تبصره صرفاً به صورت صوری این شکنجه را مورد انتقاد قرار دادند ولی این به هیچ وجه کافی نبوده چون شکنجه هر انسان در هر جایی و با هر اتهامی مطلقا ممنوع است و این در حالیست که خبر این شکنجه با محکومیت شدید و بدونه قید و شرط افکار عمومی در ایران روبرو شده و این نشاندهنده پیروزی استقامت مبارزان, رهبران و مردان قوی چون آقای اسماعیل بخشی و جامعه مدنی و فرهیخته ایران در برابر بربریت و وحشیگری سربازان گمنام دیکتاتوری است و این پیام است روشن برای شکنجه گران که دوران بربریت و وحشی گری در ایران به پایان رسیده و مطمئن باشند که آنها همیشه سرباز گمنام دیکتاتوری نخواهد ماند و به زودی بعد از محاکمه و مجازات در برابر قانون نامشان بعنوان جنایتکاران بزدل در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.
که طبق مادّه ۷ اساسنامه صلاحیت دادگاه جزایی بینالمللی. شکنجه؛و آزار مداوم، به جهات سیاسی که بصورت روشمند بر ضدّ مردم غیر نظامی و در اجرای «سیاست یک دولت» ارتکاب یابند مشمول تعریف جنایت علیه بشریّت است که طبق عهدنامه مصوّب ۱۹۷۰ مجمع عمومی سازمان ملل، شامل مرور زمان هم نخواهد شد. شکنجه گران بزدل یادشان باشد که در, همیشه روی یک پاشنه نخواهد چرخید و این هشدار را بسیار جدی بگیرند که رفتار جنایت بارشان مشمول تعریف جنایت علیه بشریت است که مجازاتی بسیار سخت را طبق قانون بهمراه خواهد داشت
از همه فعالین حقوق بشر دعوت میکنم تا با استفاده بهینه از همه ظرفیت های داخلی و بین المللی مثل:
قانون پاسخگو کردن ایران در مورد نقض حقوق بشر و گروگان گیری ایالات متحده امریکا
تحریم های حقوق بشری اتحادیه اروپا
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و غیره به عنوان یک عامل موثر بازدارنده در دوران گذار استفاده شود و همچنین روند عدالت انتقالی-ترمیمی را آهنگی تند تری ببخشیم تا حاوی پیامی روشن برای شکنجه گران بزدل باشد مبنی بر اینکه نقض حقوق بشر بی هزینه نیست و روز حسابرسی نزدیک است.
دانیال راستین ,
وکیل , فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آزاد
جمهوری اسلامی با شکنجه و شنود اسماعیل بخشی حتی همین قانون اساسی نیم بند و سرتاپا نقص خودش را هم در اصول ۲۵ و ۳۸ به شدت نقض کرده است.
ایران عضو سازمان ملل متحد است و امضا کننده, میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶), که ماده ۷ آن شکنجه را اکیداً ممنوع کرده است و جمهوری اسلامی با این رفتار وحشیانه و بربریت بطور مداوم مواد این اعلامیه را نقض و آبروی ایران رادر جهان مدرن امروز میبرد.
من به عنوان یک وکیل جزایی و حقوقدان به اظهارات آقای اسماعیل بخشی باور دارم اظهارات آقای اسماعیل بخشی مبنی بر شکنجه شدنش در نامه منتشر شده منطبق با هزارها روایت مشابه است و همچنین منطبق با روش های شکنجه جمهوری اسلامی در گذشته و در حال حاضر است و همچنین منطبق با اطلاعاتی است که در مورد وجود و نوع شکنجه در ایران در اختیار سازمان های حقوق بشری و سازمان ملل متحد قرار دارد بنابراین هیچ گونه شکی را باقی نمی گذارد که اقای اسماعیل بخشی به نحوی که ایشان اظهار کرده شکنجه شده است.
اینقدر این جنایت شکنجه وحشتناک که همین یک مورد کافیه که در ایران یک انقلاب بزرگی اتفاق بیفته، #بی_تفاورت_نباشیم
آقای صادق جعفری چگنی، رییس دادگستری شوش و اقای غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان در مصاحبه با ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی در حالی که آقای بخشی در بیمارستان به دلیل شکنجه بستری شده بود شکنجه شدن او را تکذیب کردند و گفتند متهم اسماعیل بخشی در صحت جسمانی کامل بسر میبرد ولی مطمئن باشند که کمیته های حقیقت یاب تمام این وقایع و اسامی کسانی که در شکنجه کردن مردم نقش ایفا میکنند را برای کشف حقیقت و رسیدگی قضایی و ارجاع به سازمان های بین المللی ثبت و ظبط می کنند وفراموش نکنند که روز حسابرسی در برابر قانون فرا خواهد رسید.
بعد از انتشار خبر شکنجه آقای اسماعیل بخشی عده بسیار کمی از مسئولین جمهوری اسلامی با اما و اگرو با کلی تبصره صرفاً به صورت صوری این شکنجه را مورد انتقاد قرار دادند ولی این به هیچ وجه کافی نبوده چون شکنجه هر انسان در هر جایی و با هر اتهامی مطلقا ممنوع است و این در حالیست که خبر این شکنجه با محکومیت شدید و بدونه قید و شرط افکار عمومی در ایران روبرو شده و این نشاندهنده پیروزی استقامت مبارزان, رهبران و مردان قوی چون آقای اسماعیل بخشی و جامعه مدنی و فرهیخته ایران در برابر بربریت و وحشیگری سربازان گمنام دیکتاتوری است و این پیام است روشن برای شکنجه گران که دوران بربریت و وحشی گری در ایران به پایان رسیده و مطمئن باشند که آنها همیشه سرباز گمنام دیکتاتوری نخواهد ماند و به زودی بعد از محاکمه و مجازات در برابر قانون نامشان بعنوان جنایتکاران بزدل در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.
که طبق مادّه ۷ اساسنامه صلاحیت دادگاه جزایی بینالمللی. شکنجه؛و آزار مداوم، به جهات سیاسی که بصورت روشمند بر ضدّ مردم غیر نظامی و در اجرای «سیاست یک دولت» ارتکاب یابند مشمول تعریف جنایت علیه بشریّت است که طبق عهدنامه مصوّب ۱۹۷۰ مجمع عمومی سازمان ملل، شامل مرور زمان هم نخواهد شد. شکنجه گران بزدل یادشان باشد که در, همیشه روی یک پاشنه نخواهد چرخید و این هشدار را بسیار جدی بگیرند که رفتار جنایت بارشان مشمول تعریف جنایت علیه بشریت است که مجازاتی بسیار سخت را طبق قانون بهمراه خواهد داشت
از همه فعالین حقوق بشر دعوت میکنم تا با استفاده بهینه از همه ظرفیت های داخلی و بین المللی مثل:
قانون پاسخگو کردن ایران در مورد نقض حقوق بشر و گروگان گیری ایالات متحده امریکا
تحریم های حقوق بشری اتحادیه اروپا
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و غیره به عنوان یک عامل موثر بازدارنده در دوران گذار استفاده شود و همچنین روند عدالت انتقالی-ترمیمی را آهنگی تند تری ببخشیم تا حاوی پیامی روشن برای شکنجه گران بزدل باشد مبنی بر اینکه نقض حقوق بشر بی هزینه نیست و روز حسابرسی نزدیک است.
دانیال راستین ,
وکیل , فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آزاد
به نقل از اينستاگرام اسماعیل بخشی
با سلام به مردم عزیز میهنم
قصد داشتم که دیگر تا پایان موضوع شکایتم در اینباره بخاطر آرامش خودم و بخصوص خانواده ام و فضای کشور سخنی نگویم و پستی در صفحه ی اینستاگرامم منتشر نکنم اما پس از پست آخرم شبهاتی در مورد حرفهایم در اذهان بوجود آمده که لازم دیدم برای رفع آن شبهات توضیحاتی بدهم :
در روز سه شنبه هفدهم دی ماه به همراه وکیلم برای تحویل شکایتم به کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی رفتیم و سپس به درخواست فراکسیون امید با تعدادی از نمایندگان این فراکسیون دیدار داشتیم نه گروه تحقیق و حقیقت یاب رسمی در مجلس، ضمنا همزمان با این دیدار جلسه کمیسیون امنیت ملی درباره موضوع شکایت بنده در مجلس تشکیل میشود که بدون شنیدن حرفهای بنده، آقای فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی، آن مصاحبه ی نا صواب را انجام دادند و همانطور که وکیلم نیز در مصاحبه اش گفته است ما دیداری با کمیته حقیقت یاب یا گروه تعیین شده ی رسمی از سوی مجلس شورای اسلامی نداشتیم بلکه در روز سه شنبه فقط با تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید دیداری صورت گرفت.
👇 👇 👇 👇
با سلام به مردم عزیز میهنم
قصد داشتم که دیگر تا پایان موضوع شکایتم در اینباره بخاطر آرامش خودم و بخصوص خانواده ام و فضای کشور سخنی نگویم و پستی در صفحه ی اینستاگرامم منتشر نکنم اما پس از پست آخرم شبهاتی در مورد حرفهایم در اذهان بوجود آمده که لازم دیدم برای رفع آن شبهات توضیحاتی بدهم :
در روز سه شنبه هفدهم دی ماه به همراه وکیلم برای تحویل شکایتم به کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی رفتیم و سپس به درخواست فراکسیون امید با تعدادی از نمایندگان این فراکسیون دیدار داشتیم نه گروه تحقیق و حقیقت یاب رسمی در مجلس، ضمنا همزمان با این دیدار جلسه کمیسیون امنیت ملی درباره موضوع شکایت بنده در مجلس تشکیل میشود که بدون شنیدن حرفهای بنده، آقای فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی، آن مصاحبه ی نا صواب را انجام دادند و همانطور که وکیلم نیز در مصاحبه اش گفته است ما دیداری با کمیته حقیقت یاب یا گروه تعیین شده ی رسمی از سوی مجلس شورای اسلامی نداشتیم بلکه در روز سه شنبه فقط با تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید دیداری صورت گرفت.
👇 👇 👇 👇