Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض مخالفین علیه اعدام به بازداشت وشکنجه رهبران کارگری وزندانیان سیاسی در روز سه شنبه هشتم ژانویه مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم
این بخشهایی از پستی است که آقای جمال حیدری منش وکیل سپیده قلیان در صفحه اينستاگرام خود منتشر کرده است:
.
"شکنجه متهمان ، این روزها بحث داغ رسانه هاست.
اسماعیل بخشی دردمندانه مطلبی را منتشر کرد و مقامات به انکار آن پرداختند.
کمیته های مختلف و جلسات متعدد تشکیل شد و ماحصل آن انکار بود و در گفته های رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، موارد بیشتری به اتهامات او افزوده گردید.
اینبار من از سپیده قلیان می گویم؛ اگر حساب پاک است چرا اجازه معاینه پزشکی قانونی توسط مراجع ذیربط داده نشد؟ چرا در هنگام ملاقات ، خانواده اش درد شدیدی در هنگام در آغوش گرفتن او در تمام بدنش مشاهده و حس کردند؟
دختر ۲۳ ساله چه گناهی کرده بود که اینک باید اینگونه روح و روانش بهم ریخته شود؟
اگر اراده ای هست که ظلمی صورت نگیرد و جلو اقدامات غیر قانونی یک بازجو!! گرفته شود راههای بسیاری است و انکار راه به جایی نمی برد. "
آقای حیدر منش در پایان تاکید کرده است که تقاضای مسالمت آمیز نان و کار خلاف امنیت ملی نیست.
.
"شکنجه متهمان ، این روزها بحث داغ رسانه هاست.
اسماعیل بخشی دردمندانه مطلبی را منتشر کرد و مقامات به انکار آن پرداختند.
کمیته های مختلف و جلسات متعدد تشکیل شد و ماحصل آن انکار بود و در گفته های رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، موارد بیشتری به اتهامات او افزوده گردید.
اینبار من از سپیده قلیان می گویم؛ اگر حساب پاک است چرا اجازه معاینه پزشکی قانونی توسط مراجع ذیربط داده نشد؟ چرا در هنگام ملاقات ، خانواده اش درد شدیدی در هنگام در آغوش گرفتن او در تمام بدنش مشاهده و حس کردند؟
دختر ۲۳ ساله چه گناهی کرده بود که اینک باید اینگونه روح و روانش بهم ریخته شود؟
اگر اراده ای هست که ظلمی صورت نگیرد و جلو اقدامات غیر قانونی یک بازجو!! گرفته شود راههای بسیاری است و انکار راه به جایی نمی برد. "
آقای حیدر منش در پایان تاکید کرده است که تقاضای مسالمت آمیز نان و کار خلاف امنیت ملی نیست.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴نه به اعدام
برنامه ای در تلوزیون کانال جدید
اسماعیل بخشی و کیفرخواست علیه حکومت شکنجه و سرکوب - پیام هرمز رها
🎤 نسترن منصوری
۱۸ دی ۱۳۹۷- ۸ ژانویه ۲۰۱۹
تماس با ادمین @kanaljadid
برنامه ای در تلوزیون کانال جدید
اسماعیل بخشی و کیفرخواست علیه حکومت شکنجه و سرکوب - پیام هرمز رها
🎤 نسترن منصوری
۱۸ دی ۱۳۹۷- ۸ ژانویه ۲۰۱۹
تماس با ادمین @kanaljadid
🔴جان زندانی سیاسی #سهیل_عربی بعلت خونریزی در خطر است
زندانی سیاسی سهیل عربی بعلت خونریزی در اثر ٫شکستگی بینی در زندان تهران بزرگ در شرایط سختی بسر میبرد.
بینی این زندانی سیاسی مستمر خونریزی دارد اما عوامل و کارگزاران در زندان علیرغم وضعیت خطرناک خونریزی و دردهای مستمر از شکستگی بینی، ماههاست به سهیل اجازه مداوا و #عمل_جراحی را نمی دهند و با این رفتار ضد انسانی سهیل عربی را ماههاست #زیرشکنجه قرار داده اند.
سهیل عربی در خرداد ماه سال جاری به دستور #حاج_مرادی رئیس زندان تهران بزرگ، زندانی سیاسی سهیل عربی به زندان دو الف (بند ۲ الف سپاه در زندان اوین) برای #بازجویی منتقل شد و در حین بازجویی؛ با ضرب و شتم و شکنجه توسط شکنجه گران؛ بینی سهیل شکست. وی را به بیمارستان خمینی برده و بدون اجازه عمل جراحی به زندان تهران بزرگ بازگرداندند.
19دی97
#خواست_سراسری_آزادی_زندانیان_سیاسی
@anjomanbfk
زندانی سیاسی سهیل عربی بعلت خونریزی در اثر ٫شکستگی بینی در زندان تهران بزرگ در شرایط سختی بسر میبرد.
بینی این زندانی سیاسی مستمر خونریزی دارد اما عوامل و کارگزاران در زندان علیرغم وضعیت خطرناک خونریزی و دردهای مستمر از شکستگی بینی، ماههاست به سهیل اجازه مداوا و #عمل_جراحی را نمی دهند و با این رفتار ضد انسانی سهیل عربی را ماههاست #زیرشکنجه قرار داده اند.
سهیل عربی در خرداد ماه سال جاری به دستور #حاج_مرادی رئیس زندان تهران بزرگ، زندانی سیاسی سهیل عربی به زندان دو الف (بند ۲ الف سپاه در زندان اوین) برای #بازجویی منتقل شد و در حین بازجویی؛ با ضرب و شتم و شکنجه توسط شکنجه گران؛ بینی سهیل شکست. وی را به بیمارستان خمینی برده و بدون اجازه عمل جراحی به زندان تهران بزرگ بازگرداندند.
19دی97
#خواست_سراسری_آزادی_زندانیان_سیاسی
@anjomanbfk
متن نامه #سپیده_قلیان به نقل از تویتر ایشان :
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
ادامه 👇👇👇
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
ادامه 👇👇👇
متن نامه #سپیده_قلیان به نقل از تویتر ایشان :
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
شکنجهی #اسماعیل_بخشی از زمان بازداشت در فرماندهی حفاظت اطلاعات، تا پلیس امنیت ( که فریاد میزد من یک کارگرم دندههایم را شکستی) و زمان انتقالمان از شوش به بازداشتگاه اطلاعات اهواز چنان شدید بود، که من ده روز نخست بازداشتم تصور میکردم برادرم مرده است.
ده روز نه میتوانستم غذا بخورم، نه میدانستم شب است یا روز؟ فریاد میکشیدم، تا اینکه از بیقراریها و فریادهایم عاصی شدند و نزدیک اتاق بازجوییاش بردند و صدای زخمیاش را شنیدم. برادرم اسماعیل زنده بود.
روزهای اول، چه حین دستگیری و چه در بازداشتگاه با ضرب و شتم همراه بود.سایهی کابل بالای سرم بود تا اعتراف بنویسم . به همین دلیل بود که بیآنکه حرفی از شکنجه با خانوادهام زده باشم متوجه غیرطبیعی بودن وضعیتام شدند. و ای کاش و صد ای کاش شکنجه به همان ضرب و شتم خلاصه میشد. وارد کردن اتهامات جنسی، در جایی که قطعاً حتی اگر فریاد میزدم صدایم به جایی نمیرسید، دردناکترین قسمت ماجرا بود. روز آخر بازجو میگفت اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافات اجباری تو و #اسماعیل_بخشی را را در اخبار بیست و سی هم پخش خواهیم کرد. و پودرتان خواهیم کرد. بله خداوندگاران قدرت اگر من نمیدانستم که شما میتوانید ما را پودر کنید که روی این صندلی نشسته نبودم.
من حتی در مورد رنگ مو و مدل لباسهایم بازجویی و تحقیر شدم، بازجویی با شکم گرسنه از صبح تا چند ساعت پس از خاموشی، آیا شکنجه نیست؟بازداشت پایان یافت اما شکنجهها نه. شخصی که خود را نمایندهی وزارت اطلاعات شوش معرفی کرده، در میان پنج هزار کارگر نسبتهای غیراخلاقی به من داده و این اتهامها به گوش خانوادهام هم رسیده. تصور کنید در یک شهر کوچک، و در فرهنگی سنتی، صرفاً به میانجی آن ادعاها، در این روزهای به اصطلاح آزادی چه بر من گذشته و میگذرد...
من در مرحلهی دستگیری شاهد ضرب و شتم وحشیانهی اسماعیل بخشی بودم و در روزهای بازجویی شاهد تحقیر او. به شکلی که چند بار او را مجبور کردند در مقابل دیگران به خودش هتاکی کند. حاضرم چه در مورد خودم و چه در مورد برادرم #اسماعیل_بخشی ، در دادگاهی عادلانه برای این شکنجهها شهادت بدهم.
سلام به همگی
دوشنبه که برای چندمین بار به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شده بودم دو نفر که خود را مامور "بررسی" معرفی میکردند، ابتدا از من در مورد آنچه در سی روز بازداشت اتفاق افتاد سوال کردند و پس از توضیحاتم با گفتن اینکه بحثهای #اسماعیل_بخشی و من در مورد شکنجه توهم است
به بررسیشان پایان دادند. پس تصمیم گرفتم توضیحاتم را دیگر نه به ماموران، که رو به مردم شرح دهم.
گفتن از شکنجه، فقط توضیح یک درد شخصی نیست بلکه بازگو کردن خشونت سیستماتیکی است که نهادهای امنیتی درقبال زندانیان به خرج میدهند و انکار یا تقلیل آن به اشتباه یک بازجو توجیهی خندهآور و البته دردی مضاعف است.
یادآوری سی روز رفتار وحشیانه و ضدبشری هنوز هم میتواند چشمهایم را خیس کند و تنم را بلرزاند.
حین دستگیری، اسماعیل بخشی سعی میکرد مرا از زیر ضرب و شتم ماموران بیرون بکشد اما خودش را چنان به باد کتک گرفتند که بیهوش شد.
شکنجهی #اسماعیل_بخشی از زمان بازداشت در فرماندهی حفاظت اطلاعات، تا پلیس امنیت ( که فریاد میزد من یک کارگرم دندههایم را شکستی) و زمان انتقالمان از شوش به بازداشتگاه اطلاعات اهواز چنان شدید بود، که من ده روز نخست بازداشتم تصور میکردم برادرم مرده است.
ده روز نه میتوانستم غذا بخورم، نه میدانستم شب است یا روز؟ فریاد میکشیدم، تا اینکه از بیقراریها و فریادهایم عاصی شدند و نزدیک اتاق بازجوییاش بردند و صدای زخمیاش را شنیدم. برادرم اسماعیل زنده بود.
روزهای اول، چه حین دستگیری و چه در بازداشتگاه با ضرب و شتم همراه بود.سایهی کابل بالای سرم بود تا اعتراف بنویسم . به همین دلیل بود که بیآنکه حرفی از شکنجه با خانوادهام زده باشم متوجه غیرطبیعی بودن وضعیتام شدند. و ای کاش و صد ای کاش شکنجه به همان ضرب و شتم خلاصه میشد. وارد کردن اتهامات جنسی، در جایی که قطعاً حتی اگر فریاد میزدم صدایم به جایی نمیرسید، دردناکترین قسمت ماجرا بود. روز آخر بازجو میگفت اگر بیرون بروی و دهانت را باز کنی همین ادعاها و اعترافات اجباری تو و #اسماعیل_بخشی را را در اخبار بیست و سی هم پخش خواهیم کرد. و پودرتان خواهیم کرد. بله خداوندگاران قدرت اگر من نمیدانستم که شما میتوانید ما را پودر کنید که روی این صندلی نشسته نبودم.
من حتی در مورد رنگ مو و مدل لباسهایم بازجویی و تحقیر شدم، بازجویی با شکم گرسنه از صبح تا چند ساعت پس از خاموشی، آیا شکنجه نیست؟بازداشت پایان یافت اما شکنجهها نه. شخصی که خود را نمایندهی وزارت اطلاعات شوش معرفی کرده، در میان پنج هزار کارگر نسبتهای غیراخلاقی به من داده و این اتهامها به گوش خانوادهام هم رسیده. تصور کنید در یک شهر کوچک، و در فرهنگی سنتی، صرفاً به میانجی آن ادعاها، در این روزهای به اصطلاح آزادی چه بر من گذشته و میگذرد...
من در مرحلهی دستگیری شاهد ضرب و شتم وحشیانهی اسماعیل بخشی بودم و در روزهای بازجویی شاهد تحقیر او. به شکلی که چند بار او را مجبور کردند در مقابل دیگران به خودش هتاکی کند. حاضرم چه در مورد خودم و چه در مورد برادرم #اسماعیل_بخشی ، در دادگاهی عادلانه برای این شکنجهها شهادت بدهم.
از اینستاگرام سپیده قلیان
هر شلاقی که فرود میآید
دو صدا دارد
یک صدا را شلاقزن میشنود
صدای دیگر را شلاق شده
ما صدای دوم شلاق هستیم
کدام صدا قویتر است؟!
نرون و رضا شاه صدای اول را میشنوند
صدای دوم را ما میشنویم
عرقش را شلاقزن پاک میکند
ما نیز عرقمان را پاک میکنیم
شلاق بعدی را که میزند میگوییم
محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شما را محکمتر زدهایم...
در فاصلهی دو شلاق یک سوال مطرح میشود
چه بکنیم که پیش از خشک شدن چاههای نفت
شما از اینجا بروید؟!
شلاق را محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شمارا محکمتر زدهایم
هر شلاقی که فرود میآید
دو صدا دارد
یک صدا را شلاقزن میشنود
صدای دیگر را شلاق شده
ما صدای دوم شلاق هستیم
کدام صدا قویتر است؟!
نرون و رضا شاه صدای اول را میشنوند
صدای دوم را ما میشنویم
عرقش را شلاقزن پاک میکند
ما نیز عرقمان را پاک میکنیم
شلاق بعدی را که میزند میگوییم
محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شما را محکمتر زدهایم...
در فاصلهی دو شلاق یک سوال مطرح میشود
چه بکنیم که پیش از خشک شدن چاههای نفت
شما از اینجا بروید؟!
شلاق را محکمتر از این هم میتوانید بزنید آقا،
ما شمارا محکمتر زدهایم
از اينستاگرام اسماعیل بخشی
به مردم عزیز میهنم سلام میکنم و از اینکه تا این لحظه بنده را مورد حمایت و محبت خود قرار دادند سپاسگذارم
به همه ی عزیزان اعلام میکنم اینجانب تا این لحظه با هیچ گروه تحقیقی چه از طرف دولت، مجلس و قوه قضاییه در رابطه با پرونده ی شکنجه ام در دوره ی بازداشتم در وزارت اطلاعات، هیچ گفتگویی نداشته و حرفهای مرا نشنیده اند
حرفی ندارم فقط میگویم :
#به_مردم_دروغ_نگویید
به مردم عزیز میهنم سلام میکنم و از اینکه تا این لحظه بنده را مورد حمایت و محبت خود قرار دادند سپاسگذارم
به همه ی عزیزان اعلام میکنم اینجانب تا این لحظه با هیچ گروه تحقیقی چه از طرف دولت، مجلس و قوه قضاییه در رابطه با پرونده ی شکنجه ام در دوره ی بازداشتم در وزارت اطلاعات، هیچ گفتگویی نداشته و حرفهای مرا نشنیده اند
حرفی ندارم فقط میگویم :
#به_مردم_دروغ_نگویید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارسالی از مخاطبین
مردم در سرتاسر ایران به روشهای مختلف نفرت خود را از حکومت شکنجه و اعدام در انظار عمومی اعلام میکنند و از یکدیگر دعوت می کنند بر علیه این حکومت ستمگر دست به اعتراض بزنند.
مردم در سرتاسر ایران به روشهای مختلف نفرت خود را از حکومت شکنجه و اعدام در انظار عمومی اعلام میکنند و از یکدیگر دعوت می کنند بر علیه این حکومت ستمگر دست به اعتراض بزنند.
نامه سرگشاده به آلیس شوارتزر در مورد مرگ زهرا نوید پور
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است.
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است.
نامه سرگشاده به آلیس شوارتزر در مورد مرگ زهرا نوید پور
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است. همه مکالمات و همه تهدیدهایی که این نماینده مجلس کرده و همچنین اقرار این نماینده به تجاوز و همچنین متن شکایات زهرا از همه ارگانهای ذیربط حکومت اسلامی و حتی نوشته های او با بالاترین مقامات حکومتی که پاسخ منفی به درخواست او مبنی بر پیگیری این ماجرا میدهند.
خدادادی کیست. سلمان خدادادی نماینده مجلس که قبلا مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان بوده و اکنون نماینده ملکان در مجلس است.
او که اکنون رئیس کمیسیون اجتماعی در مجلس است در سالهای گذشته از بابت تجاوز به منشی خود و یکی از مراجعه کنندگانش متهم شده بود و مدتی را نیز در بازداشت به سر برده بود.
او اکنون ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است، این نماینده پیش تر مدتی را از این بابت در بازداشت به سر برده بود و حتی دوبار صلاحیت او برای شرکت در انتخابات رد شده بود که با دخالت شورای نگهبان منتفی شد.
متاسفانه روز یکشنبه ٦ ژانویه جسد زهرا در منزل مادرش پیدا شد . او سه روز قبل با ما تماس گرفته و در مورد ترس و وحشت خود از امکان به قتل رسیدن حرف زده بود. روز گذشته خانواده زهرا او را بخاک سپردند در حالیکه نوشته بودند دوشیزه زهرا نوید پور که در همین فراخوان هم، نشانه اعمال نفوذ و فشار حکومتی ها و متجاوز عیان است.
زهرا از ما خواسته که اگر او را کشتند ، صدای او را به دنیا برسانیم و خبرنگاری که با او تماس داشته، از من خواسته حتما این خبررا بگوش جهانیان برسانم که مجلس و شورای نگهبان و مطهری معاون مجلس حکومت اسلامی، و پروانه سلحشوری، به اصطلاح نماینده تهران در مجلس و معاونت زنان و خانواده روحانی و همه و همه از متجاوز دفاع کردند و به زهرا گفتند کاری از دست آنها ساخته نیست. زهرا در خانه هم از دست برادرانش آزار و اذیت میدید و کتک میخورد بدلیل پیگیری و علنی کردن این پرونده.
حال ما از شما میخواهیم اولا در پخش این خبر و در صورت لزوم در پخش اسنادی که ما داریم بما کمک کنید و ثانیا اگر بتوانید کمک کنید هیئتی از آلمان برای رسیدگی به این فاجعه به ایران بروند، شاهدان ما که در محل هم هستند، میتوانند به هیئت مزبور کمک کنند.
با احترام مینا احدی
قربانی افشاگری تجاوز و MeToo در ایران !
آلیس گرامی ! امروز میخواهم با تو در مورد یک زن ٢٨ ساله ایرانی صحبت کنم که از چهار سال قبل علنی اعلام کرد که یکی از نمایندگان مجلس حکومت اسلامی و یکی از مقامات بالای این حکومت به اسم سلمان خدادادی به او تجاوز کرده است. زهرا لیسانس حقوق داشت و از یک خانواده متعصب درشهر ملکان بود. او وقتی در صدد پیدا کردن کار بود، بدلیل آشنایی خدادادی با پدرش، به دفتر خدادادی دعوت شد و در همان ملاقات او ل، سلمان خدادادی در اطاق را بست و به او تجاوز کرد و سپس گفت اگر اینرا برملا کنی، هم خودت و هم خانواده ات را میکشم. زهرا اما شجاعانه هم در مقابل دولت ومجلس و حکومت اسلامی ایستاد و هم در مقابل خانواده متعصب خود که علنی کردن تجاوز را بی آبرویی برای خانواده دانسته و از زهرا هیچگاه دفاع نکردند.
آلیس گرامی!
زهرا با من غیر مستقیم تماس داشت و اکنون همه اسناد و مدارک از طریق یک خبرنگار زن ایرانی که مستقیم با زهرا در ارتباط بود به دست من رسیده است. همه مکالمات و همه تهدیدهایی که این نماینده مجلس کرده و همچنین اقرار این نماینده به تجاوز و همچنین متن شکایات زهرا از همه ارگانهای ذیربط حکومت اسلامی و حتی نوشته های او با بالاترین مقامات حکومتی که پاسخ منفی به درخواست او مبنی بر پیگیری این ماجرا میدهند.
خدادادی کیست. سلمان خدادادی نماینده مجلس که قبلا مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان بوده و اکنون نماینده ملکان در مجلس است.
او که اکنون رئیس کمیسیون اجتماعی در مجلس است در سالهای گذشته از بابت تجاوز به منشی خود و یکی از مراجعه کنندگانش متهم شده بود و مدتی را نیز در بازداشت به سر برده بود.
او اکنون ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است، این نماینده پیش تر مدتی را از این بابت در بازداشت به سر برده بود و حتی دوبار صلاحیت او برای شرکت در انتخابات رد شده بود که با دخالت شورای نگهبان منتفی شد.
متاسفانه روز یکشنبه ٦ ژانویه جسد زهرا در منزل مادرش پیدا شد . او سه روز قبل با ما تماس گرفته و در مورد ترس و وحشت خود از امکان به قتل رسیدن حرف زده بود. روز گذشته خانواده زهرا او را بخاک سپردند در حالیکه نوشته بودند دوشیزه زهرا نوید پور که در همین فراخوان هم، نشانه اعمال نفوذ و فشار حکومتی ها و متجاوز عیان است.
زهرا از ما خواسته که اگر او را کشتند ، صدای او را به دنیا برسانیم و خبرنگاری که با او تماس داشته، از من خواسته حتما این خبررا بگوش جهانیان برسانم که مجلس و شورای نگهبان و مطهری معاون مجلس حکومت اسلامی، و پروانه سلحشوری، به اصطلاح نماینده تهران در مجلس و معاونت زنان و خانواده روحانی و همه و همه از متجاوز دفاع کردند و به زهرا گفتند کاری از دست آنها ساخته نیست. زهرا در خانه هم از دست برادرانش آزار و اذیت میدید و کتک میخورد بدلیل پیگیری و علنی کردن این پرونده.
حال ما از شما میخواهیم اولا در پخش این خبر و در صورت لزوم در پخش اسنادی که ما داریم بما کمک کنید و ثانیا اگر بتوانید کمک کنید هیئتی از آلمان برای رسیدگی به این فاجعه به ایران بروند، شاهدان ما که در محل هم هستند، میتوانند به هیئت مزبور کمک کنند.
با احترام مینا احدی
امیرحسین محمدی فر و ساناز اله یاری بازداشت شدند
ساعت ۹ امشب ۱۹ دیماه ۱۳۹۷ امیرحسین محمدی فر و ساناز اله یاری، در منزل پدری خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.این دو بازداشت شده در یک نشریه دانشجویی به نام گام با هم همکاری میکردند .
امیرحسین محمدی فر، سردبیر و ساناز الهیاری، عضو هیئت تحریریه این نشریه هستند و طی ماههای اخیر در حمایت از کارگران و به ویژه تجمعات اعتراضی کارگران شرکت ملی فولاد اهواز و مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفتتپه مطالبی نوشته بودند.
ساعت ۹ امشب ۱۹ دیماه ۱۳۹۷ امیرحسین محمدی فر و ساناز اله یاری، در منزل پدری خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.این دو بازداشت شده در یک نشریه دانشجویی به نام گام با هم همکاری میکردند .
امیرحسین محمدی فر، سردبیر و ساناز الهیاری، عضو هیئت تحریریه این نشریه هستند و طی ماههای اخیر در حمایت از کارگران و به ویژه تجمعات اعتراضی کارگران شرکت ملی فولاد اهواز و مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفتتپه مطالبی نوشته بودند.
کمیته بینالمللی علیه اعدام:
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. 👇👇👇👇
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. 👇👇👇👇
سخنی با اسماعیل بخشی و سپیده قلیان
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. به این ترتیب وقتی نامه شما ها را دیدیم برای ما تازگی نداشت. اما چیزی که برای ما تازگی داشت این بود که شما ها با هویت حقیقی خود علیه کسانی که شما ها را مورد ضرب و جرح قرار داده اند اعلام جرم کردید و خواستار مناظره با مسئولان آنان شده اید. شما ها از این بابت نگران نباشید که مرجعی در کشور ما وجود ندارد تا به کیفرخواست شماها رسیدگی کند. همین که ما دیگر نمی خواهیم در پشت درهای بسته شکنجه شویم و لام تا کام صحبت نکنیم، خودش یک پیروزی برای طبقه کارگر ایران و جهان است. صحبت های یک عده از مسئولان که خودشان بانی همه مشکلات این جامعه هستند برای ما هیچ ارزشی ندارد و ما در این شرایط حساس در کنار شماها هستیم.
پیروز و سربلند باشید عزیزان.
محمود صالحی و نجیبه صالح زاده 20/10/97
.
از محمود صالحی و نجیبه صالح زاده
سالهاست جنبش کارگری ایران، جهت احقاق حق با نظام سرمایه داری و کارفرمایان مبارزه کرده و خواهد کرد. در این راه هزاران نفر از بهترین افراد خود را از دست داده و باز هم به مبارزه خود علیه نابرابری مستحکم به پیش حرکت کرده و خواهند کرد. اهداف این مبارزه، سرنگونی جامعه نابرابر و طبقاتی موجود است و مستقر کردن جامعه ای که عاری از هر گونه ستم ، استثمار و نابرابری باشد.
در این راه کارفرمایان و دولت حامی آنان نیز به اشکال مختلف ما را تهدید، احضار، شکنجه ، محاکمه ، زندان و در بعضی موارد ما کارگران را اعدام کرده اند. من خودم 19 با ر زندان رفتم و ده ها بار مورد ضرب و جرح از سوی ماموران بازداشت کننده قرار گرفته ام؛ دنده هایم شکسته ، لگنم شکسته و آخرین بار کلیه هایم را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه داروی های مورد نیازم را قطع کردند، از دست دادم. سالهاست که مکالمات تلفنی خانوادگی ما و دوستانمان شنود می شود. یعنی ما به این اجحاف حق از سوی مسئولان امنیتی عادت کرده ایم. به این ترتیب وقتی نامه شما ها را دیدیم برای ما تازگی نداشت. اما چیزی که برای ما تازگی داشت این بود که شما ها با هویت حقیقی خود علیه کسانی که شما ها را مورد ضرب و جرح قرار داده اند اعلام جرم کردید و خواستار مناظره با مسئولان آنان شده اید. شما ها از این بابت نگران نباشید که مرجعی در کشور ما وجود ندارد تا به کیفرخواست شماها رسیدگی کند. همین که ما دیگر نمی خواهیم در پشت درهای بسته شکنجه شویم و لام تا کام صحبت نکنیم، خودش یک پیروزی برای طبقه کارگر ایران و جهان است. صحبت های یک عده از مسئولان که خودشان بانی همه مشکلات این جامعه هستند برای ما هیچ ارزشی ندارد و ما در این شرایط حساس در کنار شماها هستیم.
پیروز و سربلند باشید عزیزان.
محمود صالحی و نجیبه صالح زاده 20/10/97
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب و اعتراض و تجمع کارگران شركت نيشكر هفت تپه در مقابل دفتر مدیریت این شرکت به دليل عدم پرداخت حقوق های معوقه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#من_هم_شکنجه_شدم
#IWasTorturedToo
English translation of the press release is attached.
از شما دوستان عزیز دعوت میکنیم به کارزار ‘ من هم شکنجه شدم’
بپیوندید .
اگر مایل هستید، میتوانید تجربه شکنجه خود را در زندان برای انتشار در روی فیسبوک زیر ارسال دارید.
بیایید با هم صدای تمام کسانی باشیم که در طول چهل سال اخیر شکنجه شده اند.
با تشکر
https://www.facebook.com/IwasTorturedToo
Facebook: I Was Tortured Too- من هم شکنجه شدم
اطلاعیه آغاز کارزار:
https://www.facebook.com/2188989848032485/posts/2189104251354378/
#IWasTorturedToo
English translation of the press release is attached.
از شما دوستان عزیز دعوت میکنیم به کارزار ‘ من هم شکنجه شدم’
بپیوندید .
اگر مایل هستید، میتوانید تجربه شکنجه خود را در زندان برای انتشار در روی فیسبوک زیر ارسال دارید.
بیایید با هم صدای تمام کسانی باشیم که در طول چهل سال اخیر شکنجه شده اند.
با تشکر
https://www.facebook.com/IwasTorturedToo
Facebook: I Was Tortured Too- من هم شکنجه شدم
اطلاعیه آغاز کارزار:
https://www.facebook.com/2188989848032485/posts/2189104251354378/