بیانیه شورای بازنشستگان ایران در خصوص بازداشت و شکنجه اسماعیل بخشی
زندانی و شکنجه کردن اسماعیل بخشی ،بوم رنگی که به سمت خود شکنجه گران برگشت.
بعد از اعتراضات گسترده کارگران هفت تپه برای نان و معیشت و آزادی ، دستگیریها شروع شد. چندین تن بازداشت شدند . انعکاس تحولات آن همزمان با اعتراضات طولانی کارگران گروه ملی فولاد اهواز،" بخشی" را به عنوان نماد این بخش از جنبش مزد بگیران در تصویری شجاعانه به جامعه معرفی کرد، او بازداشت شد ولی زیر فشار حمایتگرانه بخشهای مختلف جامعه از جمله معلمان و دانشجویان و بازنشستگان و وکلا و... آزاد گردید.
دلیل این حمایتها را شاید بتوان در دو جمله کوتاه خلاصه کرد:
_سمت و سوی حرکت اعتراضی کارگران هفت تپه به نقطه ای بود که نه تنها گارگران ،بلکه همه اقشار و لایه های مختلف اجتماع را به پرتگاه بیکاری و فقر و تنگناهای معیشتی کشاند. یعنی حراج و غارت همه منابع وامکانات مالی و زمین و کارخانه و نفت و گاز و..تحت لوای خصوصی سازی.
کدام کارگر و معلم و بازنشسته و دانشجویی را میتوان بر شمرد که تیغ خصوصی سازیها بر تنش زخم نزده باشد؟
ادامه👇👇👇👇
زندانی و شکنجه کردن اسماعیل بخشی ،بوم رنگی که به سمت خود شکنجه گران برگشت.
بعد از اعتراضات گسترده کارگران هفت تپه برای نان و معیشت و آزادی ، دستگیریها شروع شد. چندین تن بازداشت شدند . انعکاس تحولات آن همزمان با اعتراضات طولانی کارگران گروه ملی فولاد اهواز،" بخشی" را به عنوان نماد این بخش از جنبش مزد بگیران در تصویری شجاعانه به جامعه معرفی کرد، او بازداشت شد ولی زیر فشار حمایتگرانه بخشهای مختلف جامعه از جمله معلمان و دانشجویان و بازنشستگان و وکلا و... آزاد گردید.
دلیل این حمایتها را شاید بتوان در دو جمله کوتاه خلاصه کرد:
_سمت و سوی حرکت اعتراضی کارگران هفت تپه به نقطه ای بود که نه تنها گارگران ،بلکه همه اقشار و لایه های مختلف اجتماع را به پرتگاه بیکاری و فقر و تنگناهای معیشتی کشاند. یعنی حراج و غارت همه منابع وامکانات مالی و زمین و کارخانه و نفت و گاز و..تحت لوای خصوصی سازی.
کدام کارگر و معلم و بازنشسته و دانشجویی را میتوان بر شمرد که تیغ خصوصی سازیها بر تنش زخم نزده باشد؟
ادامه👇👇👇👇
بیانیه شورای بازنشستگان ایران در خصوص بازداشت و شکنجه اسماعیل بخشی
زندانی و شکنجه کردن اسماعیل بخشی ،بوم رنگی که به سمت خود شکنجه گران برگشت.
بعد از اعتراضات گسترده کارگران هفت تپه برای نان و معیشت و آزادی ، دستگیریها شروع شد. چندین تن بازداشت شدند . انعکاس تحولات آن همزمان با اعتراضات طولانی کارگران گروه ملی فولاد اهواز،" بخشی" را به عنوان نماد این بخش از جنبش مزد بگیران در تصویری شجاعانه به جامعه معرفی کرد، او بازداشت شد ولی زیر فشار حمایتگرانه بخشهای مختلف جامعه از جمله معلمان و دانشجویان و بازنشستگان و وکلا و... آزاد گردید.
دلیل این حمایتها را شاید بتوان در دو جمله کوتاه خلاصه کرد:
_سمت و سوی حرکت اعتراضی کارگران هفت تپه به نقطه ای بود که نه تنها گارگران ،بلکه همه اقشار و لایه های مختلف اجتماع را به پرتگاه بیکاری و فقر و تنگناهای معیشتی کشاند. یعنی حراج و غارت همه منابع وامکانات مالی و زمین و کارخانه و نفت و گاز و..تحت لوای خصوصی سازی.
کدام کارگر و معلم و بازنشسته و دانشجویی را میتوان بر شمرد که تیغ خصوصی سازیها بر تنش زخم نزده باشد؟
_جنبشهای مطالباتی بدرستی دریافته اند که فعالیتها و تلاشهای منفرد و پراکنده ،به تنهایی قادر نخواهند بود در مقابل این سیل ویرانگر بایستند و به همین دلیل است که افشاگریهای بخشی در مورد شکنجه گرانش این چنین بازتاب گسترده و عمیقی را به همراه داشته است.حرف دل مردم زده شد و به دل نشست.
هیچکس تصور نمیکرد که یک یادداشت چند خطی بتواند همه مسولان را به تکاپو وادارد و هر کس در مقام خود بگوید که : من نبودم ... و محکوم است ....و پیگیری شود و....
📎 شورای بازنشستگان ایران به عنوان بخشی از صدای بازنشستگان جامعه که مطالبه معیشت و درمان و آزادی را دارند، هرگونه دستگیری و شکنجه و آزار را محکوم میکند . و مصرانه خواستار پاسخگوئی به افکار عمومی در مورد اظهارات اسماعیل بخشی و مجازات همه عاملین و عامرین به این تعرض گستاخانه به فعالین جنبشهای مطالباتی و اجتماعی ست.
از آنجائیکه مسولیت جان تمامی بازداشت شدگان به عهده نهادهای حکومتی و دولتی ست، افکار عمومی جامعه منتظر واکنش و پاسخگوئی آنان است.
شانزدهم دیماه-۹۷
زندانی و شکنجه کردن اسماعیل بخشی ،بوم رنگی که به سمت خود شکنجه گران برگشت.
بعد از اعتراضات گسترده کارگران هفت تپه برای نان و معیشت و آزادی ، دستگیریها شروع شد. چندین تن بازداشت شدند . انعکاس تحولات آن همزمان با اعتراضات طولانی کارگران گروه ملی فولاد اهواز،" بخشی" را به عنوان نماد این بخش از جنبش مزد بگیران در تصویری شجاعانه به جامعه معرفی کرد، او بازداشت شد ولی زیر فشار حمایتگرانه بخشهای مختلف جامعه از جمله معلمان و دانشجویان و بازنشستگان و وکلا و... آزاد گردید.
دلیل این حمایتها را شاید بتوان در دو جمله کوتاه خلاصه کرد:
_سمت و سوی حرکت اعتراضی کارگران هفت تپه به نقطه ای بود که نه تنها گارگران ،بلکه همه اقشار و لایه های مختلف اجتماع را به پرتگاه بیکاری و فقر و تنگناهای معیشتی کشاند. یعنی حراج و غارت همه منابع وامکانات مالی و زمین و کارخانه و نفت و گاز و..تحت لوای خصوصی سازی.
کدام کارگر و معلم و بازنشسته و دانشجویی را میتوان بر شمرد که تیغ خصوصی سازیها بر تنش زخم نزده باشد؟
_جنبشهای مطالباتی بدرستی دریافته اند که فعالیتها و تلاشهای منفرد و پراکنده ،به تنهایی قادر نخواهند بود در مقابل این سیل ویرانگر بایستند و به همین دلیل است که افشاگریهای بخشی در مورد شکنجه گرانش این چنین بازتاب گسترده و عمیقی را به همراه داشته است.حرف دل مردم زده شد و به دل نشست.
هیچکس تصور نمیکرد که یک یادداشت چند خطی بتواند همه مسولان را به تکاپو وادارد و هر کس در مقام خود بگوید که : من نبودم ... و محکوم است ....و پیگیری شود و....
📎 شورای بازنشستگان ایران به عنوان بخشی از صدای بازنشستگان جامعه که مطالبه معیشت و درمان و آزادی را دارند، هرگونه دستگیری و شکنجه و آزار را محکوم میکند . و مصرانه خواستار پاسخگوئی به افکار عمومی در مورد اظهارات اسماعیل بخشی و مجازات همه عاملین و عامرین به این تعرض گستاخانه به فعالین جنبشهای مطالباتی و اجتماعی ست.
از آنجائیکه مسولیت جان تمامی بازداشت شدگان به عهده نهادهای حکومتی و دولتی ست، افکار عمومی جامعه منتظر واکنش و پاسخگوئی آنان است.
شانزدهم دیماه-۹۷
به وزارت امور خارجه سوئد
درمورد شکنجه یکی از رهبران کارگری در ایران
روز ۴ ژانویه اسماعیل بخشی نماینده منتخب کارگران نیشکر هفته تپه در پستی در اینستاگرام خود از از فشار و شکنجه های غیرقابل تحملی که در زندان بر او اعمال شده پرده برداشت و وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را را به مناظره دعوت کرد.
این رهبر کارگری در ۱۸ نوامبر در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه دستگیر شد و به مدت ۲۵ روز در زندان بود و مورد شکنجه های جسمی و روحی وحشیانه ای قرار گرفت. او در نامه خود که متن کامل آن را به زبان انگلیسی برای شما ضمیمه می کنیم از جمله می نویسد:
"در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجز آور بود.."
درمورد شکنجه یکی از رهبران کارگری در ایران
روز ۴ ژانویه اسماعیل بخشی نماینده منتخب کارگران نیشکر هفته تپه در پستی در اینستاگرام خود از از فشار و شکنجه های غیرقابل تحملی که در زندان بر او اعمال شده پرده برداشت و وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را را به مناظره دعوت کرد.
این رهبر کارگری در ۱۸ نوامبر در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه دستگیر شد و به مدت ۲۵ روز در زندان بود و مورد شکنجه های جسمی و روحی وحشیانه ای قرار گرفت. او در نامه خود که متن کامل آن را به زبان انگلیسی برای شما ضمیمه می کنیم از جمله می نویسد:
"در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجز آور بود.."
به وزارت امور خارجه سوئد
درمورد شکنجه یکی از رهبران کارگری در ایران
روز ۴ ژانویه اسماعیل بخشی نماینده منتخب کارگران نیشکر هفته تپه در پستی در اینستاگرام خود از از فشار و شکنجه های غیرقابل تحملی که در زندان بر او اعمال شده پرده برداشت و وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را را به مناظره دعوت کرد.
این رهبر کارگری در ۱۸ نوامبر در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه دستگیر شد و به مدت ۲۵ روز در زندان بود و مورد شکنجه های جسمی و روحی وحشیانه ای قرار گرفت. او در نامه خود که متن کامل آن را به زبان انگلیسی برای شما ضمیمه می کنیم از جمله می نویسد:
"در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجز آور بود.."
جرم اسماعیل بخشی دفاع از حقوق پایه ای کارگران، حق اشتغال، حق داشتن تشکل مستقل و اعتراض به عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران بود. بخشی رهبر اعتصابی بود که ۲۸ روز طول کشید یکی از فوری ترین خواست های این اعتصاب پرداخت فوری چهارماه دستمزد چند بار زیر خط فقر ۶۰۰۰ کارگر این شرکت بود. نامه اسماعیل بخشی بر یک درد مزمن جامعه ایران انگشته است و در میان مردم بازتاب وسیعی داشته است بطوریک حکومتیان نیز ناچار به واکنش در قبال آن شده اند.
آنچه که بخشی در نامه خود بدان اشاره کرده است داستان زندگی شمار زیادی از فعال سیاسی و مدنی در ایران است که در طول تقریبا ۴۰ سال حکومت جمهوری اسلامی بطور سیستمایتکی مورد اذیت و آزار، زندانی و شکنجه قرار داشته اند و و دهها هزار نفر آنان نیز پس از شکنجه های بیرحمانه و بعضا تجاوز اعدام شده اند. همین امروزکه این نامه را برای شما می نویسیم هفت تن از کارگران مجتمع فولا اهواز واقع در جنوب ایران به دلیل طلب کردن خواستهای خود در زندان و وضعیت مشابه اسماعیل بخشی بسر می برند. نامه اسماعیل بخشی بر یک درد مزمن جامعه ایران انگشت گذاشته و در میان مردم بازتاب وسیعی داشته است بطوریکه حکومتیان نیز ناچار به واکنش در قبال آن شده اند.
نقض آشکار حقوق و آزادیهای مدنی مردم ایران از سوی جمهوری اسلامی موضوعی نیست که بتوان با سکوت از کنار آن گذشت. ما از شما می خواهیم که به شکنجه و اذیت و آزار اسماعیل بخشی و همه فعالین کارگری و مدنی در ایران شدیدا اعتراض کنید و روابط دیپلماتیک خود را با چنین حکومتی خاتمه دهید. ما ادامه روابط دیپلماتیک با رژیمی که در کشور همسایه شما، دانمارک، ترور مخالفین سیاسی خود را طرح ریزی می کند و در داخل کشور نیز فعالین کارگری را تا سرحد مرگ شکنجه می دهد، بدور از شان و منزلت انسانی می دانیم. امیدواریم امکان ملاقات حضوری با شما را بیابیم باشد تا اهمیت این موضوع را بیشتر توضیح بدهیم.
با احترام
حسن صالحی- سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام
هرمز رها- مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
۶ ژانویه ۲۰۱۹
درمورد شکنجه یکی از رهبران کارگری در ایران
روز ۴ ژانویه اسماعیل بخشی نماینده منتخب کارگران نیشکر هفته تپه در پستی در اینستاگرام خود از از فشار و شکنجه های غیرقابل تحملی که در زندان بر او اعمال شده پرده برداشت و وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را را به مناظره دعوت کرد.
این رهبر کارگری در ۱۸ نوامبر در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه دستگیر شد و به مدت ۲۵ روز در زندان بود و مورد شکنجه های جسمی و روحی وحشیانه ای قرار گرفت. او در نامه خود که متن کامل آن را به زبان انگلیسی برای شما ضمیمه می کنیم از جمله می نویسد:
"در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجز آور بود.."
جرم اسماعیل بخشی دفاع از حقوق پایه ای کارگران، حق اشتغال، حق داشتن تشکل مستقل و اعتراض به عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران بود. بخشی رهبر اعتصابی بود که ۲۸ روز طول کشید یکی از فوری ترین خواست های این اعتصاب پرداخت فوری چهارماه دستمزد چند بار زیر خط فقر ۶۰۰۰ کارگر این شرکت بود. نامه اسماعیل بخشی بر یک درد مزمن جامعه ایران انگشته است و در میان مردم بازتاب وسیعی داشته است بطوریک حکومتیان نیز ناچار به واکنش در قبال آن شده اند.
آنچه که بخشی در نامه خود بدان اشاره کرده است داستان زندگی شمار زیادی از فعال سیاسی و مدنی در ایران است که در طول تقریبا ۴۰ سال حکومت جمهوری اسلامی بطور سیستمایتکی مورد اذیت و آزار، زندانی و شکنجه قرار داشته اند و و دهها هزار نفر آنان نیز پس از شکنجه های بیرحمانه و بعضا تجاوز اعدام شده اند. همین امروزکه این نامه را برای شما می نویسیم هفت تن از کارگران مجتمع فولا اهواز واقع در جنوب ایران به دلیل طلب کردن خواستهای خود در زندان و وضعیت مشابه اسماعیل بخشی بسر می برند. نامه اسماعیل بخشی بر یک درد مزمن جامعه ایران انگشت گذاشته و در میان مردم بازتاب وسیعی داشته است بطوریکه حکومتیان نیز ناچار به واکنش در قبال آن شده اند.
نقض آشکار حقوق و آزادیهای مدنی مردم ایران از سوی جمهوری اسلامی موضوعی نیست که بتوان با سکوت از کنار آن گذشت. ما از شما می خواهیم که به شکنجه و اذیت و آزار اسماعیل بخشی و همه فعالین کارگری و مدنی در ایران شدیدا اعتراض کنید و روابط دیپلماتیک خود را با چنین حکومتی خاتمه دهید. ما ادامه روابط دیپلماتیک با رژیمی که در کشور همسایه شما، دانمارک، ترور مخالفین سیاسی خود را طرح ریزی می کند و در داخل کشور نیز فعالین کارگری را تا سرحد مرگ شکنجه می دهد، بدور از شان و منزلت انسانی می دانیم. امیدواریم امکان ملاقات حضوری با شما را بیابیم باشد تا اهمیت این موضوع را بیشتر توضیح بدهیم.
با احترام
حسن صالحی- سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام
هرمز رها- مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
۶ ژانویه ۲۰۱۹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"من هم شکنجه شده ام"
اسماعیل بخشی نماینده جسور کارگران هفت تپه صدای دادخواهی مردم ایران- هرمز رها مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
اسماعیل بخشی نماینده جسور کارگران هفت تپه صدای دادخواهی مردم ایران- هرمز رها مسئول کمیته بین المللی علیه اعدام
تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه
روز ١٦ دی جمعی از کارگران بازنشسته در مجتمع نیشکر هفت تپه در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات سنواتی خود در مقابل دفتر مدیریت این مجتمع تجمع کردند و دست به اعتراض زدند. بنا بر خبر ها این کارگران که شمارشان به حدود ۹۵ نفر میرسد، از آذر ماه تا اسفند ماه سال ۹۵ به مرور بازنشسته شدهاند. به گفته کارگران کارگرانی که به مرور از این واحد بازنشسته میشوند امکان دریافت مطالبات سنوات پایان کار خود را ندارند. در عین حال هنوز موفق به دریافت نیمی از سنوات خود نشده اند. کارگران میگویند بعد از سالها تلاش توانسته اند با استفاده از قانون مشاغل سخت و زیانآور از این کارخانه بازنشسته شوند، اما حالا کارفرما نبود منابع مالی را بهانه پرداخت نشدن سنوات آنها عنوان میکند. کارگران بازنشسته هفت تپه در رابطه با این موضوع بارها تجمع کردند.
روز ١٦ دی جمعی از کارگران بازنشسته در مجتمع نیشکر هفت تپه در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات سنواتی خود در مقابل دفتر مدیریت این مجتمع تجمع کردند و دست به اعتراض زدند. بنا بر خبر ها این کارگران که شمارشان به حدود ۹۵ نفر میرسد، از آذر ماه تا اسفند ماه سال ۹۵ به مرور بازنشسته شدهاند. به گفته کارگران کارگرانی که به مرور از این واحد بازنشسته میشوند امکان دریافت مطالبات سنوات پایان کار خود را ندارند. در عین حال هنوز موفق به دریافت نیمی از سنوات خود نشده اند. کارگران میگویند بعد از سالها تلاش توانسته اند با استفاده از قانون مشاغل سخت و زیانآور از این کارخانه بازنشسته شوند، اما حالا کارفرما نبود منابع مالی را بهانه پرداخت نشدن سنوات آنها عنوان میکند. کارگران بازنشسته هفت تپه در رابطه با این موضوع بارها تجمع کردند.
🔴دو کارگر سرافراز گروه ملی صنعتی فولاد اهواز آزاد شدند
ظهر امروز مصطفی عبیات و کاظم حیدری دو نفر از هشت کارگران زندانی گروه ملی صنعتی فولاد اهواز آزاد شدند. شش کارگر دیگر طارق خلفی، محمدرضا نعمت پور، بهزاد علیخانی، کریم سیاحی، میثم علی قنواتی و غریب حویزاوی همچنان زندانی هستند و قاضی مربوطه اعلام کرده است از فردا ممکن است بطور روزانه یک یا دو نفر دیگر از آنان آزاد شود. در این میان بهزاد علیخانی همچنان تحت بازداشت اراده اطلاعات اهواز است و هنوز به زندان شیبان منتقل نشده است.
آزادی این دو کارگر، امروز در حالی انجام شد که علیرغم فضای شدید امنیتی در گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، دیروز جمعی از کارگران با توقف دو ساعته یکی از خطوط تولید به رئیس حراست اعلام کردند چنانچه به فوریت همکارانمان آزاد نشوند تولید در همه خطوط را خواهیم خواباند و تجمعات خود را در مقابل استانداری خوزستان از سر خواهیم گرفت.
کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز در همان نهادهایی تحت بازداشت بودند که اسماعیل بخشی گزارش شکنجه توسط این نهادها را منتشر کرده است.
به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران
ظهر امروز مصطفی عبیات و کاظم حیدری دو نفر از هشت کارگران زندانی گروه ملی صنعتی فولاد اهواز آزاد شدند. شش کارگر دیگر طارق خلفی، محمدرضا نعمت پور، بهزاد علیخانی، کریم سیاحی، میثم علی قنواتی و غریب حویزاوی همچنان زندانی هستند و قاضی مربوطه اعلام کرده است از فردا ممکن است بطور روزانه یک یا دو نفر دیگر از آنان آزاد شود. در این میان بهزاد علیخانی همچنان تحت بازداشت اراده اطلاعات اهواز است و هنوز به زندان شیبان منتقل نشده است.
آزادی این دو کارگر، امروز در حالی انجام شد که علیرغم فضای شدید امنیتی در گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، دیروز جمعی از کارگران با توقف دو ساعته یکی از خطوط تولید به رئیس حراست اعلام کردند چنانچه به فوریت همکارانمان آزاد نشوند تولید در همه خطوط را خواهیم خواباند و تجمعات خود را در مقابل استانداری خوزستان از سر خواهیم گرفت.
کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز در همان نهادهایی تحت بازداشت بودند که اسماعیل بخشی گزارش شکنجه توسط این نهادها را منتشر کرده است.
به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران
تازه ترین خبر دریافتی از #بهنام_ابراهیم_زاده
بهنام ابراهیم زاده طی دیروز و امروز، دو تماس جداگانه با پدر و پسرش داشته که همچنان تحت فشار نیروهای امنیتی وادار می شود با زبان فارسی که زبان غیر مادری اوست، صحبت کند تا ماموران امنیتی در جریان صحبتهایش قرار بگیرند. اما صحبت های رد و بدل شده بین آنها، همان گفته های تماس هفته گذشته بود. بهنام بار دیگر به پسر و پدرش هشدار داده که در صورت هرگونه گفتار و رفتاری که به مذاق نیروهای امنیتی خوش نیاید، اعضای خانواده اش دستگیر خواهند شد. به این ترتیب، نیروهای امیتی می خواهند همزمان بهنام و نیز خانواده اش را تحت فشار مضاعف قرار دهند.
لازم به ذکر است که بهنام ابراهیمزاده در بند حفاظت اطلاعات زندان اوین بسر میبرد. وی روز ۲۱ آذر ماه با یورش نیروهای امنیتی به منزلش، دستگیر می شود. این فعال کارگری و مدافع حقوق کودکان، از حامیان زلزلهزدگان کرمانشاه نیز بود.
#کارگر_زندانی_آزاد_باید_گردد
#حکومت_سرکوب_شلاق_شکنجه_نمیخوایم
#من_هم_شکنجه_شدم
بهنام ابراهیم زاده طی دیروز و امروز، دو تماس جداگانه با پدر و پسرش داشته که همچنان تحت فشار نیروهای امنیتی وادار می شود با زبان فارسی که زبان غیر مادری اوست، صحبت کند تا ماموران امنیتی در جریان صحبتهایش قرار بگیرند. اما صحبت های رد و بدل شده بین آنها، همان گفته های تماس هفته گذشته بود. بهنام بار دیگر به پسر و پدرش هشدار داده که در صورت هرگونه گفتار و رفتاری که به مذاق نیروهای امنیتی خوش نیاید، اعضای خانواده اش دستگیر خواهند شد. به این ترتیب، نیروهای امیتی می خواهند همزمان بهنام و نیز خانواده اش را تحت فشار مضاعف قرار دهند.
لازم به ذکر است که بهنام ابراهیمزاده در بند حفاظت اطلاعات زندان اوین بسر میبرد. وی روز ۲۱ آذر ماه با یورش نیروهای امنیتی به منزلش، دستگیر می شود. این فعال کارگری و مدافع حقوق کودکان، از حامیان زلزلهزدگان کرمانشاه نیز بود.
#کارگر_زندانی_آزاد_باید_گردد
#حکومت_سرکوب_شلاق_شکنجه_نمیخوایم
#من_هم_شکنجه_شدم
من مادر #آتنا_دائمی دختری هستم که بارها در زندان شکنجه شد. زمانی که دخترم در انفرادی بود بارها با فکر شکنجه شدنش شکستم. هرگز نتوانستم از دخترم در مورد شکنجههای دوران بازجویی سوال کنم اما هربار که کسی از من یا آتنا در مورد شکنجهها سوال کرد و من مجبور به شنیدن شدم، شکستم.
شکنجه نه فقط در دوران بازجویی بلکه در تمام مدت انفرادی و بازجویی و حبس و دادگاه و زندان و دادسرا در ایران رایج است. در تمام لحظههایی که همراه با آتنا بودم در دادگاه و دادسرا شاهد بودم که قاضی و بازپرس و دادیارو ... هرگز دست از تحقیر و شکنجه روانی فرزندم بر نداشتند.
این شکنجهها فقط مختص زندانیان نیست، همراه با زندانی خانواده هایشان نیز شکنجه میشوند. نه فقط شکنجه روحی و روانی که خود من و دخترم هانیه سال گذشته زمانی که در مقابل زندان اوین برای پیگیری پرونده انتقال آتنا به قرچک رفته بودیم به مدت پنج ساعت بازداشت شدیم ومورد ضرب و شتم ماموران و نیروهای لباس شخصی سپاه و زندان قرار گرفتیم. کتک زدن و فحاشی به یک مادر در کدام مسلک و دین و کشور مورد تایید است!؟ زمانی که در مقابل زندان به همراه دختر کوچکم مورد هجوم حداقل۱۰ مامور مرد قرار گرفتیم،
شکنجه نه فقط در دوران بازجویی بلکه در تمام مدت انفرادی و بازجویی و حبس و دادگاه و زندان و دادسرا در ایران رایج است. در تمام لحظههایی که همراه با آتنا بودم در دادگاه و دادسرا شاهد بودم که قاضی و بازپرس و دادیارو ... هرگز دست از تحقیر و شکنجه روانی فرزندم بر نداشتند.
این شکنجهها فقط مختص زندانیان نیست، همراه با زندانی خانواده هایشان نیز شکنجه میشوند. نه فقط شکنجه روحی و روانی که خود من و دخترم هانیه سال گذشته زمانی که در مقابل زندان اوین برای پیگیری پرونده انتقال آتنا به قرچک رفته بودیم به مدت پنج ساعت بازداشت شدیم ومورد ضرب و شتم ماموران و نیروهای لباس شخصی سپاه و زندان قرار گرفتیم. کتک زدن و فحاشی به یک مادر در کدام مسلک و دین و کشور مورد تایید است!؟ زمانی که در مقابل زندان به همراه دختر کوچکم مورد هجوم حداقل۱۰ مامور مرد قرار گرفتیم،
ما هم شکنجه شده ایم
مادر آتنا دائمی
من مادر #آتنا_دائمی دختری هستم که بارها در زندان شکنجه شد. زمانی که دخترم در انفرادی بود بارها با فکر شکنجه شدنش شکستم. هرگز نتوانستم از دخترم در مورد شکنجههای دوران بازجویی سوال کنم اما هربار که کسی از من یا آتنا در مورد شکنجهها سوال کرد و من مجبور به شنیدن شدم، شکستم.
شکنجه نه فقط در دوران بازجویی بلکه در تمام مدت انفرادی و بازجویی و حبس و دادگاه و زندان و دادسرا در ایران رایج است. در تمام لحظههایی که همراه با آتنا بودم در دادگاه و دادسرا شاهد بودم که قاضی و بازپرس و دادیارو ... هرگز دست از تحقیر و شکنجه روانی فرزندم بر نداشتند.
این شکنجهها فقط مختص زندانیان نیست، همراه با زندانی خانواده هایشان نیز شکنجه میشوند. نه فقط شکنجه روحی و روانی که خود من و دخترم هانیه سال گذشته زمانی که در مقابل زندان اوین برای پیگیری پرونده انتقال آتنا به قرچک رفته بودیم به مدت پنج ساعت بازداشت شدیم ومورد ضرب و شتم ماموران و نیروهای لباس شخصی سپاه و زندان قرار گرفتیم. کتک زدن و فحاشی به یک مادر در کدام مسلک و دین و کشور مورد تایید است!؟ زمانی که در مقابل زندان به همراه دختر کوچکم مورد هجوم حداقل۱۰ مامور مرد قرار گرفتیم، خود را در مقابل دختر کوچکم قرار میدادم تا ضربههای باتوم و شوکر به جگر گوشهام اصابت نکند که آن ضربهها بعد از گذشت یکسال آثار خود را نشان داده و امروز قادر به راه رفتن نیستم. زمانی که ماموران لباس شخصی الفاظ رکیک و جنس به زبان میآوردند، در خود شکستم و تحقیر شدم، اما تنها نگرانی من در آن زمان دخترم بود. با تمام قدرتم دستش را در دستم نگه میداشتم که مبادا او را هم مانند آتنایم از من جدا کنند. شکنجه من، خرد شدن من، زمانی تکمیل شد که بعد از آن ضرب و شتم درد به جانم افتاد. بارها با خودم تکرار کردم چه بر سر فرزندم در انفرادی آمده؟ یا زمانی که دخترم را به زندان قرچک بردند چگونه او را مورد ضرب و شتم قرار دادند؟ زمانی که به منِ مادر رحم نکردند با او چه کردند؟
پس از گذشت چهار سال اکنون من آن فرد سالم سابق نیستم. مادری هستم با روحی آزرده و جسمی آسیب دیده که حتی ایستادن و راه رفتن برایم دشوار شده، و شکنجه امروز من این است که به دلیل بیماری و جراحی شاید نتوانم برای مدت طولانی دخترم را ملاقات کنم و در آغوش بگیرم. من هم همراه با آقای #اسماعیل_بخشی خواهان پاسخ وزیر اطلاعات هستم که مامورانشان بر اساس چه قانونی من و دخترم را مورد ضرب و شتم قرار دادند؟
مادر آتنا دائمی
من مادر #آتنا_دائمی دختری هستم که بارها در زندان شکنجه شد. زمانی که دخترم در انفرادی بود بارها با فکر شکنجه شدنش شکستم. هرگز نتوانستم از دخترم در مورد شکنجههای دوران بازجویی سوال کنم اما هربار که کسی از من یا آتنا در مورد شکنجهها سوال کرد و من مجبور به شنیدن شدم، شکستم.
شکنجه نه فقط در دوران بازجویی بلکه در تمام مدت انفرادی و بازجویی و حبس و دادگاه و زندان و دادسرا در ایران رایج است. در تمام لحظههایی که همراه با آتنا بودم در دادگاه و دادسرا شاهد بودم که قاضی و بازپرس و دادیارو ... هرگز دست از تحقیر و شکنجه روانی فرزندم بر نداشتند.
این شکنجهها فقط مختص زندانیان نیست، همراه با زندانی خانواده هایشان نیز شکنجه میشوند. نه فقط شکنجه روحی و روانی که خود من و دخترم هانیه سال گذشته زمانی که در مقابل زندان اوین برای پیگیری پرونده انتقال آتنا به قرچک رفته بودیم به مدت پنج ساعت بازداشت شدیم ومورد ضرب و شتم ماموران و نیروهای لباس شخصی سپاه و زندان قرار گرفتیم. کتک زدن و فحاشی به یک مادر در کدام مسلک و دین و کشور مورد تایید است!؟ زمانی که در مقابل زندان به همراه دختر کوچکم مورد هجوم حداقل۱۰ مامور مرد قرار گرفتیم، خود را در مقابل دختر کوچکم قرار میدادم تا ضربههای باتوم و شوکر به جگر گوشهام اصابت نکند که آن ضربهها بعد از گذشت یکسال آثار خود را نشان داده و امروز قادر به راه رفتن نیستم. زمانی که ماموران لباس شخصی الفاظ رکیک و جنس به زبان میآوردند، در خود شکستم و تحقیر شدم، اما تنها نگرانی من در آن زمان دخترم بود. با تمام قدرتم دستش را در دستم نگه میداشتم که مبادا او را هم مانند آتنایم از من جدا کنند. شکنجه من، خرد شدن من، زمانی تکمیل شد که بعد از آن ضرب و شتم درد به جانم افتاد. بارها با خودم تکرار کردم چه بر سر فرزندم در انفرادی آمده؟ یا زمانی که دخترم را به زندان قرچک بردند چگونه او را مورد ضرب و شتم قرار دادند؟ زمانی که به منِ مادر رحم نکردند با او چه کردند؟
پس از گذشت چهار سال اکنون من آن فرد سالم سابق نیستم. مادری هستم با روحی آزرده و جسمی آسیب دیده که حتی ایستادن و راه رفتن برایم دشوار شده، و شکنجه امروز من این است که به دلیل بیماری و جراحی شاید نتوانم برای مدت طولانی دخترم را ملاقات کنم و در آغوش بگیرم. من هم همراه با آقای #اسماعیل_بخشی خواهان پاسخ وزیر اطلاعات هستم که مامورانشان بر اساس چه قانونی من و دخترم را مورد ضرب و شتم قرار دادند؟
همایون- کارگر ساکن ایران
حالاکه اسماعیل بخشی پرچمدارمبارزه برعلیه شکنجه درزندان شده وزارت اطلاعات رابه چالش کشیده وخواهان مناظره تلویزیونی باعلوی وزیراطلاعات رااعلام کرده واینجانب هم بعنوان یک کارگر و به نمایندگی ازتمام کارگران کشوردولت جمهوری اسلامی وکابینه اش رابه چالش کشانده وخواهان مناظره تلویزیونی باشخص رئیس جمهوری یعنی حسن روحانی راهستم. چون منهم شکنجه شده ام. چون حقوق ماهانه من خیلی ناچیزبوده وکفاف زندگی من رانداردآیااین شکنجه نیست؟ازپرداخت هزینه تحصیلی فرزندانم عاجزمانده ام آیااین شکنجه نیست؟حقوق ماهانه ام چندماه است که پرداخت نشده است آیااین شکنجه نیست؟حقوق ماهانه من برابرباتقریباچهار کیلوپسته میشودآیااین شکنجه نیست؟برای درمان هزینه های پزشکی بایدکاسهگدایی رادست بگیریم آیااین شکنجه نیست؟برای مطالبه افزایش حقوق ودستمزدم اخراج یاسراززندان درمیارم آیااین شکنجه نیست؟حقوق ماهانه من ۵روزدوام نداره وشرمنده سوپرسرکوچه هستم آیااین شکنجه نیست؟بچه هایمان وقتی که به مدرسه ودانشگاه میروندمعلوم نیست چه بلایی سرشان بیایدآیااین شکنجه نیست؟
آقای روحانی ازاین دست سئوال خیلی هستندکه باید درصفحه تلویزیونی جواب بدهید.
حالاکه اسماعیل بخشی پرچمدارمبارزه برعلیه شکنجه درزندان شده وزارت اطلاعات رابه چالش کشیده وخواهان مناظره تلویزیونی باعلوی وزیراطلاعات رااعلام کرده واینجانب هم بعنوان یک کارگر و به نمایندگی ازتمام کارگران کشوردولت جمهوری اسلامی وکابینه اش رابه چالش کشانده وخواهان مناظره تلویزیونی باشخص رئیس جمهوری یعنی حسن روحانی راهستم. چون منهم شکنجه شده ام. چون حقوق ماهانه من خیلی ناچیزبوده وکفاف زندگی من رانداردآیااین شکنجه نیست؟ازپرداخت هزینه تحصیلی فرزندانم عاجزمانده ام آیااین شکنجه نیست؟حقوق ماهانه ام چندماه است که پرداخت نشده است آیااین شکنجه نیست؟حقوق ماهانه من برابرباتقریباچهار کیلوپسته میشودآیااین شکنجه نیست؟برای درمان هزینه های پزشکی بایدکاسهگدایی رادست بگیریم آیااین شکنجه نیست؟برای مطالبه افزایش حقوق ودستمزدم اخراج یاسراززندان درمیارم آیااین شکنجه نیست؟حقوق ماهانه من ۵روزدوام نداره وشرمنده سوپرسرکوچه هستم آیااین شکنجه نیست؟بچه هایمان وقتی که به مدرسه ودانشگاه میروندمعلوم نیست چه بلایی سرشان بیایدآیااین شکنجه نیست؟
آقای روحانی ازاین دست سئوال خیلی هستندکه باید درصفحه تلویزیونی جواب بدهید.
علی نجاتی به توهین و دستبند اعتراض میکند
روز ١٥ دیماه علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، از زندان شوش جهت بررسی وضعيت سلامتی اش به پزشكی قانونی انديمشك منتقل گرديد. در این انتقال مامورین امنیتی او را با دستبند و پابند به پزشکی قانونی بردند. این توهین آشکار موجب خشم علی نجاتی شده و در اعتراض به آن اعلام داشت که از اين به بعد با این وضعیت در هيچ بيمارستان و درمانگاه و دادگاهی حاضر نخواهد شد.
به گزارش فرزانه زیلابی، وکیل کارگران هفتتپه در گفتوگو با "امتداد" شرایط محل بازداشت، وضعیت نجاتی را وخیم کرده است. علی نجاتی در تاریخ هشتم آذرماه در یک اقدام مشترک از سوی اجرای احکام کیفری شهرستان اندیمشک و ماموران امنیتی وزارت اطلاعات برای عناوین اتهامی جدید دستگیر شد. ادامه بازداشت علی نجاتی با توجه به بیماری های قلبی و کلیوی ای که دارد، برای او خطر جانی دارد. علی نجاتی باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شود.
کمپین برای آزادی کارگران زندانی
روز ١٥ دیماه علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، از زندان شوش جهت بررسی وضعيت سلامتی اش به پزشكی قانونی انديمشك منتقل گرديد. در این انتقال مامورین امنیتی او را با دستبند و پابند به پزشکی قانونی بردند. این توهین آشکار موجب خشم علی نجاتی شده و در اعتراض به آن اعلام داشت که از اين به بعد با این وضعیت در هيچ بيمارستان و درمانگاه و دادگاهی حاضر نخواهد شد.
به گزارش فرزانه زیلابی، وکیل کارگران هفتتپه در گفتوگو با "امتداد" شرایط محل بازداشت، وضعیت نجاتی را وخیم کرده است. علی نجاتی در تاریخ هشتم آذرماه در یک اقدام مشترک از سوی اجرای احکام کیفری شهرستان اندیمشک و ماموران امنیتی وزارت اطلاعات برای عناوین اتهامی جدید دستگیر شد. ادامه بازداشت علی نجاتی با توجه به بیماری های قلبی و کلیوی ای که دارد، برای او خطر جانی دارد. علی نجاتی باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شود.
کمپین برای آزادی کارگران زندانی
محمود صالحی از دوران بازداشت خود از زندان مخوف اطلاعات سنندج و از دست دادن کلیه هایش سخن می گوید:
خطاب به چند نفر از نمایندگان مجلس و علی اکبرگرجی ازندریانی.
بعد از انتشار نامه اسماعیل بخشی در مورد شکنجه در زمان بازداشت. تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاون ارتباطات و پیگیری اجرای احکام قانون اساسی ریئس جمهوری سخنانی ایراد کردند که اسماعیل بخشی می تواند از طریق شکایت به مراج صالحه مورد شکنجه را پیگیری کند.
آقایان محترم به نظر شماها مراجع صالحه در کشور ما کدام ها هستند؟ شما ها که نماینده مجلس هستید تنها در داخل مجلس مسنونیت دارید و خارج از چهار دیواری مجلس هر صحبتی بکنید جرم محسوب می شود و بعد از پایان دوره نمایندگی بازداشت و زندانی خواهید شد.
شخصا" در سال 1394 در بازداشتگاه مخوف اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه مسئول بازداشتگاه داروهای مورد نیاز من را به مدت 32 ساعت قطع کرد هر دو کلیه خود را از دست دادم. وقتی در بیمارستان توحید سنندج جهت دیالیز بستری شدم.
ادامه 👇 👇 👇 👇
خطاب به چند نفر از نمایندگان مجلس و علی اکبرگرجی ازندریانی.
بعد از انتشار نامه اسماعیل بخشی در مورد شکنجه در زمان بازداشت. تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاون ارتباطات و پیگیری اجرای احکام قانون اساسی ریئس جمهوری سخنانی ایراد کردند که اسماعیل بخشی می تواند از طریق شکایت به مراج صالحه مورد شکنجه را پیگیری کند.
آقایان محترم به نظر شماها مراجع صالحه در کشور ما کدام ها هستند؟ شما ها که نماینده مجلس هستید تنها در داخل مجلس مسنونیت دارید و خارج از چهار دیواری مجلس هر صحبتی بکنید جرم محسوب می شود و بعد از پایان دوره نمایندگی بازداشت و زندانی خواهید شد.
شخصا" در سال 1394 در بازداشتگاه مخوف اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه مسئول بازداشتگاه داروهای مورد نیاز من را به مدت 32 ساعت قطع کرد هر دو کلیه خود را از دست دادم. وقتی در بیمارستان توحید سنندج جهت دیالیز بستری شدم.
ادامه 👇 👇 👇 👇
محمود صالحی از دوران بازداشت خود از زندان مخوف اطلاعات سنندج و از دست دادن کلیه هایش سخن می گوید:
خطاب به چند نفر از نمایندگان مجلس و علی اکبرگرجی ازندریانی.
بعد از انتشار نامه اسماعیل بخشی در مورد شکنجه در زمان بازداشت. تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاون ارتباطات و پیگیری اجرای احکام قانون اساسی ریئس جمهوری سخنانی ایراد کردند که اسماعیل بخشی می تواند از طریق شکایت به مراج صالحه مورد شکنجه را پیگیری کند.
آقایان محترم به نظر شماها مراجع صالحه در کشور ما کدام ها هستند؟ شما ها که نماینده مجلس هستید تنها در داخل مجلس مسنونیت دارید و خارج از چهار دیواری مجلس هر صحبتی بکنید جرم محسوب می شود و بعد از پایان دوره نمایندگی بازداشت و زندانی خواهید شد.
شخصا" در سال 1394 در بازداشتگاه مخوف اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه مسئول بازداشتگاه داروهای مورد نیاز من را به مدت 32 ساعت قطع کرد هر دو کلیه خود را از دست دادم. وقتی در بیمارستان توحید سنندج جهت دیالیز بستری شدم. یکی از مسئولان وزارت اطلاعات بنام آقای دادگر نزد من آمد و ضمن معذرت خواهی از من، اظهار نمود که از افسرنگهبان وقت که داروهای شما را قطع کرده و شما به این شکل کلیه های خود را از دست دادید؛ شکایت کردیم و پرونده قضایی برای او تشکیل دادیم. مطمئن باش، ایشان را به مرجع قضایی معرفی خواهیم کرد.
آقایان نماینده مجلس و آقای علی اکبر گرجی ازندریانی از آن روز تا این لحظه 40 ماه گذشته ولی هنوز مراج صالحه ای در کشور ما تاسیس نشده که به پرونده من رسیدگی کند. به نظر شماها این تعجب آور نیست که تا این لحظه هنوز به پرونده من که هر دو کلیه خود را در بازداشتگاه اداره اطلاعات از دست دادم و حتی خود مسئولان وزارت اطلاعات علیه افسر نگهبان وقت طرح دعوی کرده اند رسیدگی نشده؟.
هر چند من شکایت نکردم چون وقتی در مقابل قاضی قرار می گیرد. قاضی محترم از فرد شاکی شاهد می خواهد و یا مدارک پزشک قانونی . طبیعتا" هیچ کدام از زندانیانی که مورد شکنجه قرار گرفته باشند مدارکی دال بر شکنجه ندارند و یا شاهدی ندارند. بنابراین پرونده بعد از سالها سرگردانی مخدومه خواهد شد.
ما کسانی که مکررا" زندان و بازداشت را لمس کرده ایم ، این موضوع را به خوبی می دانیم. شما ها نیز با این اظهارات احساسی نمی توانید ما را از راهی که همان علنی کردند برخورد های غیر انسانی مسئولان امنیتی در زمان بازداشت علیه زندانیان صورت می گیرد باز بدارید. شما ها فکر می کنید شکنجه تنها شکنجه فیزیکی است.؟ آقایان محترم ده ها نوع شکنجه سفید در بازداشتگاه های مخوف اداره اطلاعات وجود دارد که شما حتی نمی توانید یک مورد آن را تحمل کنید.
در پایان از همه افراد زندانی، بخصوص کارگران تقاضامندم خاطرات بازداشت و برخورد های مسئولان امنیتی را مکتوب و در اختیار جامعه قرار دهند.
محمود صالحی 17/10/97 سقز
خطاب به چند نفر از نمایندگان مجلس و علی اکبرگرجی ازندریانی.
بعد از انتشار نامه اسماعیل بخشی در مورد شکنجه در زمان بازداشت. تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاون ارتباطات و پیگیری اجرای احکام قانون اساسی ریئس جمهوری سخنانی ایراد کردند که اسماعیل بخشی می تواند از طریق شکایت به مراج صالحه مورد شکنجه را پیگیری کند.
آقایان محترم به نظر شماها مراجع صالحه در کشور ما کدام ها هستند؟ شما ها که نماینده مجلس هستید تنها در داخل مجلس مسنونیت دارید و خارج از چهار دیواری مجلس هر صحبتی بکنید جرم محسوب می شود و بعد از پایان دوره نمایندگی بازداشت و زندانی خواهید شد.
شخصا" در سال 1394 در بازداشتگاه مخوف اداره اطلاعات سنندج به دلیل اینکه مسئول بازداشتگاه داروهای مورد نیاز من را به مدت 32 ساعت قطع کرد هر دو کلیه خود را از دست دادم. وقتی در بیمارستان توحید سنندج جهت دیالیز بستری شدم. یکی از مسئولان وزارت اطلاعات بنام آقای دادگر نزد من آمد و ضمن معذرت خواهی از من، اظهار نمود که از افسرنگهبان وقت که داروهای شما را قطع کرده و شما به این شکل کلیه های خود را از دست دادید؛ شکایت کردیم و پرونده قضایی برای او تشکیل دادیم. مطمئن باش، ایشان را به مرجع قضایی معرفی خواهیم کرد.
آقایان نماینده مجلس و آقای علی اکبر گرجی ازندریانی از آن روز تا این لحظه 40 ماه گذشته ولی هنوز مراج صالحه ای در کشور ما تاسیس نشده که به پرونده من رسیدگی کند. به نظر شماها این تعجب آور نیست که تا این لحظه هنوز به پرونده من که هر دو کلیه خود را در بازداشتگاه اداره اطلاعات از دست دادم و حتی خود مسئولان وزارت اطلاعات علیه افسر نگهبان وقت طرح دعوی کرده اند رسیدگی نشده؟.
هر چند من شکایت نکردم چون وقتی در مقابل قاضی قرار می گیرد. قاضی محترم از فرد شاکی شاهد می خواهد و یا مدارک پزشک قانونی . طبیعتا" هیچ کدام از زندانیانی که مورد شکنجه قرار گرفته باشند مدارکی دال بر شکنجه ندارند و یا شاهدی ندارند. بنابراین پرونده بعد از سالها سرگردانی مخدومه خواهد شد.
ما کسانی که مکررا" زندان و بازداشت را لمس کرده ایم ، این موضوع را به خوبی می دانیم. شما ها نیز با این اظهارات احساسی نمی توانید ما را از راهی که همان علنی کردند برخورد های غیر انسانی مسئولان امنیتی در زمان بازداشت علیه زندانیان صورت می گیرد باز بدارید. شما ها فکر می کنید شکنجه تنها شکنجه فیزیکی است.؟ آقایان محترم ده ها نوع شکنجه سفید در بازداشتگاه های مخوف اداره اطلاعات وجود دارد که شما حتی نمی توانید یک مورد آن را تحمل کنید.
در پایان از همه افراد زندانی، بخصوص کارگران تقاضامندم خاطرات بازداشت و برخورد های مسئولان امنیتی را مکتوب و در اختیار جامعه قرار دهند.
محمود صالحی 17/10/97 سقز
قرار وثیقه برای آزادی علی نجاتی
تبدیل قرار علی نجاتی
بر اساس گفته های خانم فرزانه زیلابی وکیل علی نجاتی، قرار بازداشت علی نجاتی در پرونده جدیدی که برای وی باز شده بود به وثیقه تبدیل شده است.
قرار وثیقه اعلام شده مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان می باشد.
خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط
علی نجاتی و همه کارگران زندانی هستیم.
تبدیل قرار علی نجاتی
بر اساس گفته های خانم فرزانه زیلابی وکیل علی نجاتی، قرار بازداشت علی نجاتی در پرونده جدیدی که برای وی باز شده بود به وثیقه تبدیل شده است.
قرار وثیقه اعلام شده مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان می باشد.
خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط
علی نجاتی و همه کارگران زندانی هستیم.
زیلابی وکیل اسماعیل بخشی به رویداد۲۴ :
اسماعیل بخشی برای تکذیب شکنجه خود تحت فشار قرار گرفته است
زیلابی وکیل اسماعیل بخشی میگوید پرونده موکلش در مرحله تحقیقات مقدماتی است اما فشارها بر او برای تکذیب شکنجه بسیار زیاد است.
زیلابی گفته سخنان اسماعیل بخشی درباره شکنجه شدنش بر اساس مستندات بوده و کارهای قانونی لازم برای پیگیری موضوع انجام شده است. او به رویداد۲۴ خبر داده پس از اینکه موضوع شکنجه مطرح شد، فشارها علیه اسماعیل بخشی شدت گرفته است و شواهد و قرائن حاکی از ایجاد فشارها و جو روانی علیه موکلم برای تکذیب کردن شکنجه شدت یافته است.
اسماعیل بخشی برای تکذیب شکنجه خود تحت فشار قرار گرفته است
زیلابی وکیل اسماعیل بخشی میگوید پرونده موکلش در مرحله تحقیقات مقدماتی است اما فشارها بر او برای تکذیب شکنجه بسیار زیاد است.
زیلابی گفته سخنان اسماعیل بخشی درباره شکنجه شدنش بر اساس مستندات بوده و کارهای قانونی لازم برای پیگیری موضوع انجام شده است. او به رویداد۲۴ خبر داده پس از اینکه موضوع شکنجه مطرح شد، فشارها علیه اسماعیل بخشی شدت گرفته است و شواهد و قرائن حاکی از ایجاد فشارها و جو روانی علیه موکلم برای تکذیب کردن شکنجه شدت یافته است.
امروز هفدهم دیماه یکی دیگر از کارگران بازداشتی گروه ملی فولاد اهواز به اسم میثم علی قنواتی آزاد شد. آزادی او را به وی، به خانواده اش و به همگان تبریک میگوییم. بدین ترتیب هم اکنون ٥ کارگر دیگر گروه ملی به اسامی طارق خلفی، محمدرضا نعمت پور، بهزاد علیخانی، کریم سیاحی و غریب حویزاوی همچنان در بازداشت بسر میبرند. این کارگران از بیست و ششم آذر ماه بدنبال بیش از یکماه اعتراضات قدرتمند کارگران گروه ملی فولاد اهواز بازداشت شده اند.