نامه از رامین حسین پناهی زندانی سیاسی محکوم به اعدام
بە کسانی کە دوستشان دارم
متن کامل نامه به شرح زیر می باشد:
بە کسانی کە دوستشان دارم
نامه از رامین حسین پناهی زندانی سیاسی محکوم به اعدام
نمیدانم از کجا شروع کنم، از کشتەشدن اشرف یا از حکم اعدام برادر بزرگمان انور حسینپناهی، شکستەشدن هر روزەی قامت پدر و اشکهای بی پایان مادرم. از خواهران داغدیدە و سایەی ترس و نگرانی کە هر روز و هر ساعت در تک تک لحظاتی کە تنها یا دور هم بودیم، بگویم. دست سرنوشت و تقدیر، من را در مکان و شرایط قرار دادە کە روزی برادر بزرگم انور حسین پناهی، آن را تجربە کرد. شاید ادامەی حرفهایم از اینجا کمی راحتتر است برای اینکە با افشین، برادری کە از من بزرگتر است و با هم در یک زندان هستیم، این نامە را مینویسم. افشین بە هشت سال و نیم زندان محکوم شدە است و در انتظار پایان حکم و بازگشت بە خانە است و من هم بە اعدام محکوم و ممنوع الملاقات شدەام و نمیدانم کە بعدها چە میشود. بیش از هر چیز و هر کس بە قلب داغدیدە و حسرتهای مادرم فکر میکنم از اینکە چگونە این روزها را تحمل کردە است یا تحمل میکند.
زمانی بە این فکر میکردم کە این همە رنج و این همە ترس از کجا میآید و دلیل واقعی ظلمی کە بە خانوادەی من روا میرود چیست. امروز و همەی روزها و لحظاتی تلخی کە از همان نوجوانی تجربە کردەام بیش از پیش جواب روشن این سوالات را میدهند؛ همیشە دوست داشتەایم با کسانی کە میشناسیم، با همسایەها، با افراد جامعە و مردمی کە با آنها در مکانی کە زندگی کردەایم صمیمی باشیم و احساس نزدیکی کنیم و در خوشی و ناخوشی در کنار هم باشیم. امروز فکر میکنم این درسها را پیش از هر کسی از مادر و پدرم یاد گرفتەام. چرا باید کارگران اینگونە زندگی کنند؟ چرا باید کودکان کار کنند و رنج بکشند؟ چرا باید زنان و مادرانمان این همە رنج و مرارت تبعیض را تحمل کنند؟ چرا مکانی کە در آن زندگی میکنیم و در آنجا بزرگ شدەایم آتش بگیرد و آلودە شود؟ و چرا نباید همەی ما آزاد باشیم و در کنار هم آزادی را تجربە کنیم؟
کم نیستند کسانی کە این سوالها را با صدای بلند کردە و بە جرمهای گوناگون محکوم شدەاند: محاربە، ضد انقلاب، وابستە بە گروەهای تروریستی، شبکەهای جاسوسی استکبار و عضویت در گروەهای معاند. من هم یکی از همان کسانی هستم کە در جستجوی جواب این سوالها بودەام و تلاش کردەام کە برای تک تک سوالاتی کە داشتەام پاسخی درخور بیابم از طریق دفاع از فعالیت مدنی و سیاسی، زیست محیطی، حقوق بشری، دفاع از حقوق کودکان، زنان و کارگران و تمامی کسانی کە همدل و همدرد بودەایم.
امروز بیش از هر روز دیگر از این صمیمیت و دوستداشتن و عشق بە مردم لذت میبرم و از اینکە در کنارشان هستم احساس غرور میکنم. اینکە لحظات سخت هشت سال و نیم حبس افشین را میبینم بغض گلویم را میگیرد اما با وجود اینکە انتظار حکم اعدام، لحظات دردآوریست اما ارزش و غرور ایستادن در کنار مردمی کە آنها را دوست دارم، طبیعتی کە در آن زندگی کردەام و کارگرانی کە با آنها کار کردەام، از رنج این لحظات میکاهد و بە من، افشین و خانوادەام غرور میبخشد. برایتان مینویسم.
رامین حسین پناهی
زندان مرکزی سنندج
سه شنبه، 14 فروردین ماه 1397
لازم به یادآوریست «رامین حسین پناهی» یک فعال سیاسی است که در روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شد، این زندانی سیاسی روز ۵ بهمنماه ۱۳۹۶، در حالی که تنها یک جلسهی دادگاهی برای او برگزار شده بود، از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی و یکی دیگر از قضات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در کومله به مجازات اعدام محکوم شد.
در حمایت از رامین یک کمپین جهانی براه افتاده است و در شهرهای مختلف دنیا برای آزادی وی تظاهرات برپا شده است. بسیار از سازمانها و احزاب اپوزیسیون و همچنین نهاد های مخالف اعدام همچون سازمان عفو بین الملل خواهان لغو مجازات اعدام رامین حسین پناهی و آزادی وی شده اند.
کمیته بین المللی علیه اعدام ضمن اعتراض به ممنوع الملاقات شدن رامین حسین پناهی بر آزادی فوری وی تاکید دارد و همه را برای نجات جان رامین و همه زندانیان سیاسی به مبارزه و اعتراض فرامیخواند.
بە کسانی کە دوستشان دارم
متن کامل نامه به شرح زیر می باشد:
بە کسانی کە دوستشان دارم
نامه از رامین حسین پناهی زندانی سیاسی محکوم به اعدام
نمیدانم از کجا شروع کنم، از کشتەشدن اشرف یا از حکم اعدام برادر بزرگمان انور حسینپناهی، شکستەشدن هر روزەی قامت پدر و اشکهای بی پایان مادرم. از خواهران داغدیدە و سایەی ترس و نگرانی کە هر روز و هر ساعت در تک تک لحظاتی کە تنها یا دور هم بودیم، بگویم. دست سرنوشت و تقدیر، من را در مکان و شرایط قرار دادە کە روزی برادر بزرگم انور حسین پناهی، آن را تجربە کرد. شاید ادامەی حرفهایم از اینجا کمی راحتتر است برای اینکە با افشین، برادری کە از من بزرگتر است و با هم در یک زندان هستیم، این نامە را مینویسم. افشین بە هشت سال و نیم زندان محکوم شدە است و در انتظار پایان حکم و بازگشت بە خانە است و من هم بە اعدام محکوم و ممنوع الملاقات شدەام و نمیدانم کە بعدها چە میشود. بیش از هر چیز و هر کس بە قلب داغدیدە و حسرتهای مادرم فکر میکنم از اینکە چگونە این روزها را تحمل کردە است یا تحمل میکند.
زمانی بە این فکر میکردم کە این همە رنج و این همە ترس از کجا میآید و دلیل واقعی ظلمی کە بە خانوادەی من روا میرود چیست. امروز و همەی روزها و لحظاتی تلخی کە از همان نوجوانی تجربە کردەام بیش از پیش جواب روشن این سوالات را میدهند؛ همیشە دوست داشتەایم با کسانی کە میشناسیم، با همسایەها، با افراد جامعە و مردمی کە با آنها در مکانی کە زندگی کردەایم صمیمی باشیم و احساس نزدیکی کنیم و در خوشی و ناخوشی در کنار هم باشیم. امروز فکر میکنم این درسها را پیش از هر کسی از مادر و پدرم یاد گرفتەام. چرا باید کارگران اینگونە زندگی کنند؟ چرا باید کودکان کار کنند و رنج بکشند؟ چرا باید زنان و مادرانمان این همە رنج و مرارت تبعیض را تحمل کنند؟ چرا مکانی کە در آن زندگی میکنیم و در آنجا بزرگ شدەایم آتش بگیرد و آلودە شود؟ و چرا نباید همەی ما آزاد باشیم و در کنار هم آزادی را تجربە کنیم؟
کم نیستند کسانی کە این سوالها را با صدای بلند کردە و بە جرمهای گوناگون محکوم شدەاند: محاربە، ضد انقلاب، وابستە بە گروەهای تروریستی، شبکەهای جاسوسی استکبار و عضویت در گروەهای معاند. من هم یکی از همان کسانی هستم کە در جستجوی جواب این سوالها بودەام و تلاش کردەام کە برای تک تک سوالاتی کە داشتەام پاسخی درخور بیابم از طریق دفاع از فعالیت مدنی و سیاسی، زیست محیطی، حقوق بشری، دفاع از حقوق کودکان، زنان و کارگران و تمامی کسانی کە همدل و همدرد بودەایم.
امروز بیش از هر روز دیگر از این صمیمیت و دوستداشتن و عشق بە مردم لذت میبرم و از اینکە در کنارشان هستم احساس غرور میکنم. اینکە لحظات سخت هشت سال و نیم حبس افشین را میبینم بغض گلویم را میگیرد اما با وجود اینکە انتظار حکم اعدام، لحظات دردآوریست اما ارزش و غرور ایستادن در کنار مردمی کە آنها را دوست دارم، طبیعتی کە در آن زندگی کردەام و کارگرانی کە با آنها کار کردەام، از رنج این لحظات میکاهد و بە من، افشین و خانوادەام غرور میبخشد. برایتان مینویسم.
رامین حسین پناهی
زندان مرکزی سنندج
سه شنبه، 14 فروردین ماه 1397
لازم به یادآوریست «رامین حسین پناهی» یک فعال سیاسی است که در روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شد، این زندانی سیاسی روز ۵ بهمنماه ۱۳۹۶، در حالی که تنها یک جلسهی دادگاهی برای او برگزار شده بود، از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی و یکی دیگر از قضات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در کومله به مجازات اعدام محکوم شد.
در حمایت از رامین یک کمپین جهانی براه افتاده است و در شهرهای مختلف دنیا برای آزادی وی تظاهرات برپا شده است. بسیار از سازمانها و احزاب اپوزیسیون و همچنین نهاد های مخالف اعدام همچون سازمان عفو بین الملل خواهان لغو مجازات اعدام رامین حسین پناهی و آزادی وی شده اند.
کمیته بین المللی علیه اعدام ضمن اعتراض به ممنوع الملاقات شدن رامین حسین پناهی بر آزادی فوری وی تاکید دارد و همه را برای نجات جان رامین و همه زندانیان سیاسی به مبارزه و اعتراض فرامیخواند.
زندانی سیاسی گلرخ ایرایی پس از شصت روز اعتصاب غذا به کما فرو رفت
جمهوری اسلامی مسئول مستقیم وضعیت جانی وخیم گلرخ است!
گلرخ ایرایی از ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ پس از شصت روز اعتصاب غذا در اعتراض به انتقامگیری و تنبیه او از سوی دادیار زندان، در انتقال از زندان اوین به قرچک ورامین در اعتصاب غذا به سر میبرد. در این مدت او ۲۰ کیلو از وزن بدنش را از دست داده است. چندین بار برای زنده ماندن به او سرم وصل کرده اند.
از روز سهشنبه ۱۴ فروردین، وضعیت جسمی گلرخ وخیمتر گردیده و به کما فرو رفته و او را به بیمارستان منتقل کرده اند.
جرم گلرخ اعتراض به زن ستیزی جمهوری اسلامی و دفاع از حقوق زنان است! او در سال۱۳۹۴ به دلیل نوشتن کتابی منتشر نشده، درباره سنگسار زنان در جمهوری اسلامی ایران، به ۶ سال زندان محکوم شد.
گلرخ ایرایی، با سپردن با وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی، توانست یکبار مرخصی بیاید، اما مجددا توسط دستگاه امنیتی کشور بازداشت و به زندان اوین برگردانده شد. سپس به همراه زندانی سیاسی دیگر، آتنا دائمی بدون هیچ مدرک و دلیلی با حکم دادیار زندان اوین، با ضرب و شتم و کتککاری و توهین به زندان قرچک ورامین منتقل شدند.
گلرخ و آتنا در اعتراض به این رفتار توهین آمیز و انتقال تنبیهی، دست به اعتصاب غذا زدند. آتنا دائمی تا ۲۶ بهمن به اعتصاب ادامه داد، اما گلرخ همچنان در اعتصاب غذا ماند.
مردم شرافتمند، آزادیخواهان
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، بارها برای نجات جان این دو زندانی با فراخوان به کمپینهای گسترده و مراجعه به نهادهای معتبر ذیربط و مدافع حقوق زندانیان سیاسی برای آزادی آنها اقدام کرده است. گلرخ ایرایی چهره شناخته شده و فعال حقوق زنان اکنون در وضعیت خطرناک جسمی با مرگ دست و پنجه نرم میکند. مسئول مستقیم این وضعیت غیر انسانی جمهوری اسلامی و دستگاه خونریز و بیرحم قضایی آنست.
باید بار دیگر متحدانه و مصمم برای نجات جان او دست به اقدام بزنیم. گلرخ را ازچنگال خونین جمهوری اسلامی پس بگیریم و جان او ر ا نجات دهیم. گلرخ ایرایی، آرش صادقی، آتنا دائمی و کلیه زندانیان سیاسی باید بدون قید شرط و بیدرنگ آزاد شوند!
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۵ فروردین ۱۳۹۷
۴ آوریل ۲۰۱۸
جمهوری اسلامی مسئول مستقیم وضعیت جانی وخیم گلرخ است!
گلرخ ایرایی از ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ پس از شصت روز اعتصاب غذا در اعتراض به انتقامگیری و تنبیه او از سوی دادیار زندان، در انتقال از زندان اوین به قرچک ورامین در اعتصاب غذا به سر میبرد. در این مدت او ۲۰ کیلو از وزن بدنش را از دست داده است. چندین بار برای زنده ماندن به او سرم وصل کرده اند.
از روز سهشنبه ۱۴ فروردین، وضعیت جسمی گلرخ وخیمتر گردیده و به کما فرو رفته و او را به بیمارستان منتقل کرده اند.
جرم گلرخ اعتراض به زن ستیزی جمهوری اسلامی و دفاع از حقوق زنان است! او در سال۱۳۹۴ به دلیل نوشتن کتابی منتشر نشده، درباره سنگسار زنان در جمهوری اسلامی ایران، به ۶ سال زندان محکوم شد.
گلرخ ایرایی، با سپردن با وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی، توانست یکبار مرخصی بیاید، اما مجددا توسط دستگاه امنیتی کشور بازداشت و به زندان اوین برگردانده شد. سپس به همراه زندانی سیاسی دیگر، آتنا دائمی بدون هیچ مدرک و دلیلی با حکم دادیار زندان اوین، با ضرب و شتم و کتککاری و توهین به زندان قرچک ورامین منتقل شدند.
گلرخ و آتنا در اعتراض به این رفتار توهین آمیز و انتقال تنبیهی، دست به اعتصاب غذا زدند. آتنا دائمی تا ۲۶ بهمن به اعتصاب ادامه داد، اما گلرخ همچنان در اعتصاب غذا ماند.
مردم شرافتمند، آزادیخواهان
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، بارها برای نجات جان این دو زندانی با فراخوان به کمپینهای گسترده و مراجعه به نهادهای معتبر ذیربط و مدافع حقوق زندانیان سیاسی برای آزادی آنها اقدام کرده است. گلرخ ایرایی چهره شناخته شده و فعال حقوق زنان اکنون در وضعیت خطرناک جسمی با مرگ دست و پنجه نرم میکند. مسئول مستقیم این وضعیت غیر انسانی جمهوری اسلامی و دستگاه خونریز و بیرحم قضایی آنست.
باید بار دیگر متحدانه و مصمم برای نجات جان او دست به اقدام بزنیم. گلرخ را ازچنگال خونین جمهوری اسلامی پس بگیریم و جان او ر ا نجات دهیم. گلرخ ایرایی، آرش صادقی، آتنا دائمی و کلیه زندانیان سیاسی باید بدون قید شرط و بیدرنگ آزاد شوند!
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۵ فروردین ۱۳۹۷
۴ آوریل ۲۰۱۸
بنا به خبری که هم اکنون به دست ما رسیده است خانواده گلرخ ایرایی موفق به پیدا کردن بیمارستانی شده اند که گلرخ در آن بستری است. طبق این خبر گلرخ هوشیاری خود را پیدا کرده است و حالش کمی بهتر است. خانواده وی امیدوارند که او با ماندن در بیمارستان مورد درمان لازم قرار گیرد. این خانواده از دوستان خواسته اند که لطفا دیگر دنبال بیمارستان نگردند و فعلا از تجمع در مقابل بیمارستان خودداری کنند تا باعث قطع درمان گلرخ و بازگشتش به زندان نشود.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام
@Icaeir
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام
@Icaeir
انتقال سهیل عربی به بند عمومی زندان تهران بزرگ
سهیل عربی به بند عمومی زندان تهران بزرگ منتقل شد. بر اساس گزارشهای رسیده زندانی سیاسی سهیل عربی عصر روز پنجشنبه ۱۶ فروردین ماه ۹۷ از سلول انفرادی به بند عمومی در زندان تهران بزرگ منتقل گردید.
شایان ذکر است که سهیل عربی در وضعیت اعتصاب غذا به انفرادی منتقل شده و مورد ضرب و شتم شدید توسط زندانبانان قرار گرفته بود. این زندانی سیاسی از روز ۴ بهمن ماه در اعتراض به رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی گلرخ ابراهیمی ایرایی و آتنا دائمی به مدت دو ماه در اعتصاب غذا بود. وی با ضرب و شتم از اوین به تهران بزرگ منتقل شده است.
سهیل عربی به بند عمومی زندان تهران بزرگ منتقل شد. بر اساس گزارشهای رسیده زندانی سیاسی سهیل عربی عصر روز پنجشنبه ۱۶ فروردین ماه ۹۷ از سلول انفرادی به بند عمومی در زندان تهران بزرگ منتقل گردید.
شایان ذکر است که سهیل عربی در وضعیت اعتصاب غذا به انفرادی منتقل شده و مورد ضرب و شتم شدید توسط زندانبانان قرار گرفته بود. این زندانی سیاسی از روز ۴ بهمن ماه در اعتراض به رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی گلرخ ابراهیمی ایرایی و آتنا دائمی به مدت دو ماه در اعتصاب غذا بود. وی با ضرب و شتم از اوین به تهران بزرگ منتقل شده است.
باید با تمام قدرت برای رسوایی هرچه بیشتر ناقضان حقوق بشر حاکمان ایران به میدان بیاییم.
شصت واندی روز اعتصاب غذای زندانی سیاسی گلرخ ابراهیمی ایرایی وبی توجهی شرم آور مسولان قضایی وامنیتی به خواست برحق این زندانی رنج کشیده ...
این سوال به ذهن هر انسان با وجدانی خطور میکند که مگر خواست گلرخ چیست ؟ گلرخ برای آزادی اش وشکستن حکم ناعادلانه اش این چنین به استقبال مرگ نرفته است ، بلکه او میخواهد همان قوانین مضحک که خود سیستم کثیف قضایی وحاکمان دزد وغارتگر که دست شان را از جیب مردم وگرده طبقه کارگر برای دزدی های بیشتر کوتاه نمیکنند اجرایی شود. خواست گلرخ خواستی منطقی وکاملا قانونی است .او حق دارد به بند عمومی زندانیان سیاسی وامنیتی منتقل شود. جای گلرخ زندان نیست، گلرخ و همه زندانیان سیاسی جرمی مرتکب نشده اند، بلکه مجرم کسانی هستند که این انسانهای شریف را در بند کرده اند. به عنوان زندانی سیاسی سابق که من نیز سالها قربانی تصمیمات کینه توزانه مسولان قضایی وامنیتی ودر زندانهای خطرناک دوران محکومیت ناعادلانه خود را سپری کردم اکنون وضعیت گلرخ را کاملا درک میکنم .
باید با تمام توان در راستای رسوایی قوانین ضد انسانی که در ایران حاکم است تلاش کرد و اعلام کرد حکومت و مسئولین قضائی کینه توز باید به خواست قانونی این زندانی سیاسی توجه کننند، ادامه بی توجهی هر لحظه ممکن است خطرات جبران ناپذیری را متوجه این زندانی سیاسی کند .
و در پایان خطاب به گلرخ عزیز ،
گلرخ جان ! ما تو را زنده احتیاج داریم ، با وجود انسانهای شریفی چون تو ، آزادگی و انسانیت و مقاومت و از خود گذشتگی معنی میشود.
گلرخ جان ! همه انسانهای شریف و آزاده در سراسر جهان ، فریاد رسای اعتراض تو را شنیده اند ، ما مبارزه تو را با مرگ و زندگی تعقیب میکنیم ، بدان که هر زمان به این اعتصاب جانکاه خاتمه دهی ، برای همیشه پیروز هستی و این مقاومت و ایستادگی تو در حافظه همه آزادگان جهان ثبت خواهد شد . ما مبارزه تو را در بیرون از زندان ادامه خواهیم داد .
زنده باد گلرخ ایرایی
زنده باد آزادی
بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری وکودک
نوزدهم فروردین ۹۷
شصت واندی روز اعتصاب غذای زندانی سیاسی گلرخ ابراهیمی ایرایی وبی توجهی شرم آور مسولان قضایی وامنیتی به خواست برحق این زندانی رنج کشیده ...
این سوال به ذهن هر انسان با وجدانی خطور میکند که مگر خواست گلرخ چیست ؟ گلرخ برای آزادی اش وشکستن حکم ناعادلانه اش این چنین به استقبال مرگ نرفته است ، بلکه او میخواهد همان قوانین مضحک که خود سیستم کثیف قضایی وحاکمان دزد وغارتگر که دست شان را از جیب مردم وگرده طبقه کارگر برای دزدی های بیشتر کوتاه نمیکنند اجرایی شود. خواست گلرخ خواستی منطقی وکاملا قانونی است .او حق دارد به بند عمومی زندانیان سیاسی وامنیتی منتقل شود. جای گلرخ زندان نیست، گلرخ و همه زندانیان سیاسی جرمی مرتکب نشده اند، بلکه مجرم کسانی هستند که این انسانهای شریف را در بند کرده اند. به عنوان زندانی سیاسی سابق که من نیز سالها قربانی تصمیمات کینه توزانه مسولان قضایی وامنیتی ودر زندانهای خطرناک دوران محکومیت ناعادلانه خود را سپری کردم اکنون وضعیت گلرخ را کاملا درک میکنم .
باید با تمام توان در راستای رسوایی قوانین ضد انسانی که در ایران حاکم است تلاش کرد و اعلام کرد حکومت و مسئولین قضائی کینه توز باید به خواست قانونی این زندانی سیاسی توجه کننند، ادامه بی توجهی هر لحظه ممکن است خطرات جبران ناپذیری را متوجه این زندانی سیاسی کند .
و در پایان خطاب به گلرخ عزیز ،
گلرخ جان ! ما تو را زنده احتیاج داریم ، با وجود انسانهای شریفی چون تو ، آزادگی و انسانیت و مقاومت و از خود گذشتگی معنی میشود.
گلرخ جان ! همه انسانهای شریف و آزاده در سراسر جهان ، فریاد رسای اعتراض تو را شنیده اند ، ما مبارزه تو را با مرگ و زندگی تعقیب میکنیم ، بدان که هر زمان به این اعتصاب جانکاه خاتمه دهی ، برای همیشه پیروز هستی و این مقاومت و ایستادگی تو در حافظه همه آزادگان جهان ثبت خواهد شد . ما مبارزه تو را در بیرون از زندان ادامه خواهیم داد .
زنده باد گلرخ ایرایی
زنده باد آزادی
بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری وکودک
نوزدهم فروردین ۹۷
به مبارزه سترگ گلرخ ایرائی بپیوندیم و با تمام توان مرگ آوران را رسوا کنیم
جعفر عظیم زاده
اتحادیه آزاد کارگران ایران
امروز ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۷شصت و چهارمین روز اعتصاب غذای گلرخ ایرائی است. شصت و چهار روز است گلرخ ایرائی توسط نهادهای امنیتی و قضائی زیر شکنجه گرسنگی قرار دارد و اینک در مقابل چشمان میلیونها انسان در معرض زجرآورترین شکلی از مرگ قرار گرفته است.
گلرخ در شرایطی در حال دست و پنجه نرم کردن با هیولای مرگ است که مرگ آوران در حال احتضار، بی شرمانه دم از وجود آزادی بیان و عقیده و انتقاد در این مملکت میزنند.
باید تصویر گلرخ و پرونده این انسان آزادیخواه و برابری طلب را مقابل چشمان میلیاردها انسان و مدعیان حقوق بشر در پارلمانهای مدعی دموکراسی گذاشت.
باید به جهانیان گفت گلرخ ایرائی فقط به جرم نوشته ای منتشر نشده علیه سنگسار به زندانی طویل المدت محکوم شده و اینک مسئولین قضائی و حکومتی در ایران او را در چنان شرایط سخت و شکنجه آوری قرار داده اند که شصت و چهار روز است لب بر غذا فرو بسته و با به کف گرفتن جانش در حال دفاع از حق آزادی بیان و عقیده است.
گلرخ ایرائی با اعتصاب غذا و با جانفشانی، نماینده پرشور افشاگری علیه حکومتگرانی است که بی شرمانه چشم در چشم میلیاردها انسان دم از وجود آزادی بیان و انتقاد در این مملکت میزنند.
به مبارزه سترگ گلرخ ایرائی بپیوندیم و با تمام توان در ایران و سرتاسر جهان مرگ آوران را رسوا و گلرخ را به آزادی پیوند زنیم.
ننگ بر مرگ آوران
زنده باد گلرخ ابرایی ابراهیمی
جعفر عظیم زاده
اتحادیه آزاد کارگران ایران
امروز ۱۸ فروردین ماه ۱۳۹۷شصت و چهارمین روز اعتصاب غذای گلرخ ایرائی است. شصت و چهار روز است گلرخ ایرائی توسط نهادهای امنیتی و قضائی زیر شکنجه گرسنگی قرار دارد و اینک در مقابل چشمان میلیونها انسان در معرض زجرآورترین شکلی از مرگ قرار گرفته است.
گلرخ در شرایطی در حال دست و پنجه نرم کردن با هیولای مرگ است که مرگ آوران در حال احتضار، بی شرمانه دم از وجود آزادی بیان و عقیده و انتقاد در این مملکت میزنند.
باید تصویر گلرخ و پرونده این انسان آزادیخواه و برابری طلب را مقابل چشمان میلیاردها انسان و مدعیان حقوق بشر در پارلمانهای مدعی دموکراسی گذاشت.
باید به جهانیان گفت گلرخ ایرائی فقط به جرم نوشته ای منتشر نشده علیه سنگسار به زندانی طویل المدت محکوم شده و اینک مسئولین قضائی و حکومتی در ایران او را در چنان شرایط سخت و شکنجه آوری قرار داده اند که شصت و چهار روز است لب بر غذا فرو بسته و با به کف گرفتن جانش در حال دفاع از حق آزادی بیان و عقیده است.
گلرخ ایرائی با اعتصاب غذا و با جانفشانی، نماینده پرشور افشاگری علیه حکومتگرانی است که بی شرمانه چشم در چشم میلیاردها انسان دم از وجود آزادی بیان و انتقاد در این مملکت میزنند.
به مبارزه سترگ گلرخ ایرائی بپیوندیم و با تمام توان در ایران و سرتاسر جهان مرگ آوران را رسوا و گلرخ را به آزادی پیوند زنیم.
ننگ بر مرگ آوران
زنده باد گلرخ ابرایی ابراهیمی
آرش صادقی: مسئولیت و عواقب هرگونه اتفاق ناگواری برای گلرخ و آتنا مستقیما متوجه قرارگاه ثارالله سپاه و دادستانی است
آرش صادقی در نامه ای از شرایط بحرانی سلامتی همسرش گلرخ ایرایی میگوید و از وجدانهای بیدار میخواهد صدای گلرخ باشند؛
«چه قدر کامل و زیبا هانا آرنت ویژگیهای حکومت توتالیتر را ترسیم میکند:
اتکا به اصل پیشوایی جنایتکاری آشکار ارعاب، سلطه امنیتی بر همه ارکان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، استقرار نهادهای امنیتی در تمامی بخشهای جامعه برای شکار مخالفین، دروغگویی مداوم، سلسله مراتب شدید شکنجهگری، نابود کردن خودانگیختگی در فرد، کشتن روان و شخصیت اخلاقی در انسان و فردیت او، سنگدلی ایجاد انسان بدون هویت و حقوق، تنزل دادن انسان در حد حیوان، نگهداری مردم در وضع بردگی و تسلیم، ایجاد ذهنیت مظنونگرایانه در جامعه و افراد، ایجاد دشمن عینی و تلقی هر بیگانهای به عنوان دشمن سرکوب مردم برای وفاداری تام به ایدئولوژی حاکم، ادعای استقرار حاکمیت عدالت بر روی زمین و مدعی ساخت بشر جدید رشد اوباش و اوباشیگری در رهبران و دستگاه سرکوب و سلسله مراتب حکومت، تباهی اخلاق و …
آری رشد اوباش و اوباشیگری و تباهی اخلاق، در سیستمی که امثال مرتضویها و سعید طوسی قاری بیت و… در حریم امن قدرت به بدترین و غیر اخلاقیترین رفتارها دست زدند و امروز هم آزادند قطعا جای امثال گلرخها و آتناها در زندان و تبعید است.
آتنا دایمی و گلرخ ایرایی روز ۴ بهمنماه سال گذشته و پس از ضرب و شتم توسط یوسف مردی رییس حفاظت اطلاعات زندان اوین و با پروندهسازی و شکایت وی و عباس خانی رییس بهداری زندان و چهارمحالی رییس زندان اوین بدون هیچگونه حکم قضایی و جهت اعمال بیشتر فشارهای روحی و جسمی و برخلاف آییننامه و قوانین قضایی مبنی بر گذراندن محکومیت در زندان محل سکونت و عدم اجرای اصل تفکیک جرایم به زندان قرچک ورامین تبعید شدند.
این دو فعال حقوق بشر در اعتراض به این تبعید خودسرانه از تاریخ ۱۴ بهمن دست به اعتصاب غذا زدند و آتنا پس از مدتی به دلیل جراحی کیسه صفرا که از عوارض اعتصاب طولانی و گذشته وی بود به اعتصاب خود پایان داد. گلرخ امروز شصتمین روز اعتصاب غذای خود را در حالی به پایان میبرد که سی روز پیش بر اثر فشارهای ناشی از این اعتصاب و فشارهای عصبی تشنج کرده و طبق گفته پزشکان زندان قرچک دچار سکته خفیف شده است.
آتنا در ملاقاتی که با خانواده داشته آن روز را اینگونه توصیف کرده که گلرخ وقتی به سمت در خروجی اتاق میرفت، دست و پاهایش کج شده و با صورت به زمین خورد و دندانهایش روی هم قفل شد و …
مادر گلرخ هم شرایط وی را در اولین ملاقات که پس از این واقعه بوده است را اینگونه برایم شرح میدهد: “مردمک چشمانش تند و تند میچرخید و با تعجب به ما خیره شده بود و ما را در اولین دقایق ملاقات به یاد نمیآورد…”
آخرین خبرها از آتنا و گلرخ حاکی از آن است که در پی انتقال همراه با ضرب و شتم گارد زندان قرچک صورت آتنا دچار ضرب خوردگی شده و همین مسئله باعث از کار افتادن یکی از عصبهای صورتش شده است و گلرخ ایرایی با کاهش ۲۰ کیلو تقریبا از وزنش به ۵۰ کیلو رسیده است؛ درد شدید در ناحیه کلیه و کاهش شدید قند و فشار خون و کلسیم بخشی از عوارض اعتصاب ۶۰ روزه این زندانی زن سیاسی مستقر در زندان قرچک ورامین است؛ لذا از همه وجدانهای بیدار میخواهم پیش از آنکه فاجعهای دیگر در پس خودکشیشدگان در زندانها به وقوع بپیوندد صدای مظلومیت گلرخ و آتنا باشند و مسئولیت و عواقب هرگونه اتفاق ناگواری برای گلرخ و آتنا مستقیما متوجه قرارگاه ثارالله سپاه و دادستانی است.
آرش صادقی / زندان گوهردشت
آرش صادقی در نامه ای از شرایط بحرانی سلامتی همسرش گلرخ ایرایی میگوید و از وجدانهای بیدار میخواهد صدای گلرخ باشند؛
«چه قدر کامل و زیبا هانا آرنت ویژگیهای حکومت توتالیتر را ترسیم میکند:
اتکا به اصل پیشوایی جنایتکاری آشکار ارعاب، سلطه امنیتی بر همه ارکان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، استقرار نهادهای امنیتی در تمامی بخشهای جامعه برای شکار مخالفین، دروغگویی مداوم، سلسله مراتب شدید شکنجهگری، نابود کردن خودانگیختگی در فرد، کشتن روان و شخصیت اخلاقی در انسان و فردیت او، سنگدلی ایجاد انسان بدون هویت و حقوق، تنزل دادن انسان در حد حیوان، نگهداری مردم در وضع بردگی و تسلیم، ایجاد ذهنیت مظنونگرایانه در جامعه و افراد، ایجاد دشمن عینی و تلقی هر بیگانهای به عنوان دشمن سرکوب مردم برای وفاداری تام به ایدئولوژی حاکم، ادعای استقرار حاکمیت عدالت بر روی زمین و مدعی ساخت بشر جدید رشد اوباش و اوباشیگری در رهبران و دستگاه سرکوب و سلسله مراتب حکومت، تباهی اخلاق و …
آری رشد اوباش و اوباشیگری و تباهی اخلاق، در سیستمی که امثال مرتضویها و سعید طوسی قاری بیت و… در حریم امن قدرت به بدترین و غیر اخلاقیترین رفتارها دست زدند و امروز هم آزادند قطعا جای امثال گلرخها و آتناها در زندان و تبعید است.
آتنا دایمی و گلرخ ایرایی روز ۴ بهمنماه سال گذشته و پس از ضرب و شتم توسط یوسف مردی رییس حفاظت اطلاعات زندان اوین و با پروندهسازی و شکایت وی و عباس خانی رییس بهداری زندان و چهارمحالی رییس زندان اوین بدون هیچگونه حکم قضایی و جهت اعمال بیشتر فشارهای روحی و جسمی و برخلاف آییننامه و قوانین قضایی مبنی بر گذراندن محکومیت در زندان محل سکونت و عدم اجرای اصل تفکیک جرایم به زندان قرچک ورامین تبعید شدند.
این دو فعال حقوق بشر در اعتراض به این تبعید خودسرانه از تاریخ ۱۴ بهمن دست به اعتصاب غذا زدند و آتنا پس از مدتی به دلیل جراحی کیسه صفرا که از عوارض اعتصاب طولانی و گذشته وی بود به اعتصاب خود پایان داد. گلرخ امروز شصتمین روز اعتصاب غذای خود را در حالی به پایان میبرد که سی روز پیش بر اثر فشارهای ناشی از این اعتصاب و فشارهای عصبی تشنج کرده و طبق گفته پزشکان زندان قرچک دچار سکته خفیف شده است.
آتنا در ملاقاتی که با خانواده داشته آن روز را اینگونه توصیف کرده که گلرخ وقتی به سمت در خروجی اتاق میرفت، دست و پاهایش کج شده و با صورت به زمین خورد و دندانهایش روی هم قفل شد و …
مادر گلرخ هم شرایط وی را در اولین ملاقات که پس از این واقعه بوده است را اینگونه برایم شرح میدهد: “مردمک چشمانش تند و تند میچرخید و با تعجب به ما خیره شده بود و ما را در اولین دقایق ملاقات به یاد نمیآورد…”
آخرین خبرها از آتنا و گلرخ حاکی از آن است که در پی انتقال همراه با ضرب و شتم گارد زندان قرچک صورت آتنا دچار ضرب خوردگی شده و همین مسئله باعث از کار افتادن یکی از عصبهای صورتش شده است و گلرخ ایرایی با کاهش ۲۰ کیلو تقریبا از وزنش به ۵۰ کیلو رسیده است؛ درد شدید در ناحیه کلیه و کاهش شدید قند و فشار خون و کلسیم بخشی از عوارض اعتصاب ۶۰ روزه این زندانی زن سیاسی مستقر در زندان قرچک ورامین است؛ لذا از همه وجدانهای بیدار میخواهم پیش از آنکه فاجعهای دیگر در پس خودکشیشدگان در زندانها به وقوع بپیوندد صدای مظلومیت گلرخ و آتنا باشند و مسئولیت و عواقب هرگونه اتفاق ناگواری برای گلرخ و آتنا مستقیما متوجه قرارگاه ثارالله سپاه و دادستانی است.
آرش صادقی / زندان گوهردشت
تبعید سهیل عربی زندانی سیاسی به سلول انفرادی
سهیل عربی هم اکنون در انفرادی تیپ یک زندان تهران بزرگ محبوس است.
بنابر اخبار رسیده به کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، سهیل عربی زندانی سیاسی، بلافاصله پس از انتقالش به بند عمومی و تفکیک سلول او از حمید رضا امینی، به انفرادی در تیپ یک زندان تهران بزرگ برده شد.
خبرها حاکی از شرایط بد بهداشتی و زیستی دارد که زندانیان در بند زندان تهران بزرگ از جمله سهیل عربی دست به گریبان آن هستند.
در ادامه این خبر گفته میشود؛ به دستور مسئولین زندان موهای این زندانی سیاسی را از ته تراشیده اند و به دلیل نداشتن آب گرم و امکان حمام بدن او شپش گذاشته است. از زمان انتقال سهیل به زندان تهران بزرگ وی اجازه استفاده از کارت بانکی ندارد و خانواده اش امکان واریز کردن پول برای وی را ندارند و در نتیجه او امکان تهیه خرید مواد بهداشتی و غذایی را ندارد.
همچنین روز یکشنبه ۱۹ فروردین ماه؛ در حالی که سهیل عربی در هواخوری زندان بوده سه نفر از عوامل رئیس زندان به ضرب و شتم وی پرداختند که باعث مجروح شدن دست و ورم کردن آرنج دستش شده است.
قابل ذکر است سهیل عربی را ۱۵ فروردین ۹۷، پس از ۱۵ وز از پایان اعتصاب غذایش که از ۴ بهمن ماه ۹۶ در اعتراض به انتقال گلرخ ایرایی و آتنا دائمی به زندان قرچک ورامین شروع کرده بود، به بند عمومی منتقل کرده بودند.
سهیل عربی هم اکنون در انفرادی تیپ یک زندان تهران بزرگ محبوس است.
بنابر اخبار رسیده به کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، سهیل عربی زندانی سیاسی، بلافاصله پس از انتقالش به بند عمومی و تفکیک سلول او از حمید رضا امینی، به انفرادی در تیپ یک زندان تهران بزرگ برده شد.
خبرها حاکی از شرایط بد بهداشتی و زیستی دارد که زندانیان در بند زندان تهران بزرگ از جمله سهیل عربی دست به گریبان آن هستند.
در ادامه این خبر گفته میشود؛ به دستور مسئولین زندان موهای این زندانی سیاسی را از ته تراشیده اند و به دلیل نداشتن آب گرم و امکان حمام بدن او شپش گذاشته است. از زمان انتقال سهیل به زندان تهران بزرگ وی اجازه استفاده از کارت بانکی ندارد و خانواده اش امکان واریز کردن پول برای وی را ندارند و در نتیجه او امکان تهیه خرید مواد بهداشتی و غذایی را ندارد.
همچنین روز یکشنبه ۱۹ فروردین ماه؛ در حالی که سهیل عربی در هواخوری زندان بوده سه نفر از عوامل رئیس زندان به ضرب و شتم وی پرداختند که باعث مجروح شدن دست و ورم کردن آرنج دستش شده است.
قابل ذکر است سهیل عربی را ۱۵ فروردین ۹۷، پس از ۱۵ وز از پایان اعتصاب غذایش که از ۴ بهمن ماه ۹۶ در اعتراض به انتقال گلرخ ایرایی و آتنا دائمی به زندان قرچک ورامین شروع کرده بود، به بند عمومی منتقل کرده بودند.
فوری
حکم اعدام رامین حسین پناهی در دیوان عالی کشور تایید شد.
#رامین_حسین_پناهی
#RaminHosseinPanahi
حکم اعدام رامین حسین پناهی در دیوان عالی کشور تایید شد.
#رامین_حسین_پناهی
#RaminHosseinPanahi
رامین حسین پناهی در خطر اجرای حکم اعدام!
جمهوری اسلامی ایران با تایید حکم اعدام رامین حسین پناهی، قصد سازمان دادن فوری این جنایت را دارد.
حسین احمدی نیاز، وکیل مدافع این زندانی سیاسی ضمن تایید این خبر گفت که این حکم چند روز پیش در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور در شهر قم تایید شده و خطر اعدام این فعال سیاسی قریب الوقوع است..
در شرایطی که مردم ایران در همه جا علیه این حکومت فقر و تبعیض و انسان کشی مبارزه میکنند، حکومت اسلامی ایران میخواهد با اجرای حکم یک فعال سیاسی، به مردم معترض چنگ و دندان نشان دهد.
اما آن دوران گذشته است که با اعدام و چوبه های دار این حکومت قدر قدرتی میکرد و صداها را خفه میکرد.
مردم ایران کارگران ، زنان و همه مخالفین این حکومت دیگر تصمیم خود را گرفته اند ، آنها این حکومت را نمیخواهند و علیه زندگی سه بار زیر خط فقر و بی حقوقی و سرکوب مبارزه میکنند.
کمپین نجات رامین حسین پناهی اعلام میکند که این حکم اعدام و تایید آن در دیوان عالی حکومت اسلامی بسیار مهم است. این یک زور آزمایی دیگر حکومت با مردم معترض در ایران است و باید همه ما خود را موظف بدانیم در مقابل این سازماندهی برای جنایت باهدف ترساندن مردم بپا خاسته و کاری بکنیم.
رامین حسین پناهی یک فعال سیاسی است که اسیر حکومت اسلامی شده و این حکومت در ادامه قتل و اعدام هزاران نفر از فعالین سیاسی در ٣٩ سال گذشته، میخواهد او را اعدام کند. در حالیکه در چند سال گذشته بدلیل اعتراضات جرات نکرده فعال سیاسی اعدام کند.
ما فراخوان دهندگان کمپین از همه سازمانهای مدافع حقوق انسانی، از همه احزاب اپوزیسیون حکومت اسلامی، و از مردم قهرمان ایران میخواهیم به این حکم در هر جایی که هستند و بهر طریق ممکن اعتراض کنند.
ما باید در سراسر جهان صدای اعتراض خود را بلند کرده و کاری کنیم که حکومت جرات نکند رامین را اعدام کند، این فقط به همت اعتراضات و مبارزات سراسری در ایران و در دنیا امکان پذیر است.
در مقابل سفارت خانه های حکومت اسلامی و در مقابل ساختمانهای وزارت خارجه دولتهای غربی تحصن کنید، در مراکز شهرها میتینگ سازمان داده و اعلام کنید رامین را نباید اعدام کنند، در ایران در ادامه فعالیتهای چند ماه اخیر ، با در دست داشتن عکسهای رامین پیام اعتراض بفرستید و این پیام ها را در مدیای اجتماعی علنی کنید.
ما از مردم کردستان در همه شهرها دعوت میکنیم برای یک اعتصاب عمومی آماده شوند، فقط با یک اتحاد و مبارزه قوی میتوان رامین را نجات داد.
کمپین نجات رامین حسین پناهی
٢٢فروردین ١٣٩٧ برابر با ١١ آوریل ٢٠١٨
جمهوری اسلامی ایران با تایید حکم اعدام رامین حسین پناهی، قصد سازمان دادن فوری این جنایت را دارد.
حسین احمدی نیاز، وکیل مدافع این زندانی سیاسی ضمن تایید این خبر گفت که این حکم چند روز پیش در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور در شهر قم تایید شده و خطر اعدام این فعال سیاسی قریب الوقوع است..
در شرایطی که مردم ایران در همه جا علیه این حکومت فقر و تبعیض و انسان کشی مبارزه میکنند، حکومت اسلامی ایران میخواهد با اجرای حکم یک فعال سیاسی، به مردم معترض چنگ و دندان نشان دهد.
اما آن دوران گذشته است که با اعدام و چوبه های دار این حکومت قدر قدرتی میکرد و صداها را خفه میکرد.
مردم ایران کارگران ، زنان و همه مخالفین این حکومت دیگر تصمیم خود را گرفته اند ، آنها این حکومت را نمیخواهند و علیه زندگی سه بار زیر خط فقر و بی حقوقی و سرکوب مبارزه میکنند.
کمپین نجات رامین حسین پناهی اعلام میکند که این حکم اعدام و تایید آن در دیوان عالی حکومت اسلامی بسیار مهم است. این یک زور آزمایی دیگر حکومت با مردم معترض در ایران است و باید همه ما خود را موظف بدانیم در مقابل این سازماندهی برای جنایت باهدف ترساندن مردم بپا خاسته و کاری بکنیم.
رامین حسین پناهی یک فعال سیاسی است که اسیر حکومت اسلامی شده و این حکومت در ادامه قتل و اعدام هزاران نفر از فعالین سیاسی در ٣٩ سال گذشته، میخواهد او را اعدام کند. در حالیکه در چند سال گذشته بدلیل اعتراضات جرات نکرده فعال سیاسی اعدام کند.
ما فراخوان دهندگان کمپین از همه سازمانهای مدافع حقوق انسانی، از همه احزاب اپوزیسیون حکومت اسلامی، و از مردم قهرمان ایران میخواهیم به این حکم در هر جایی که هستند و بهر طریق ممکن اعتراض کنند.
ما باید در سراسر جهان صدای اعتراض خود را بلند کرده و کاری کنیم که حکومت جرات نکند رامین را اعدام کند، این فقط به همت اعتراضات و مبارزات سراسری در ایران و در دنیا امکان پذیر است.
در مقابل سفارت خانه های حکومت اسلامی و در مقابل ساختمانهای وزارت خارجه دولتهای غربی تحصن کنید، در مراکز شهرها میتینگ سازمان داده و اعلام کنید رامین را نباید اعدام کنند، در ایران در ادامه فعالیتهای چند ماه اخیر ، با در دست داشتن عکسهای رامین پیام اعتراض بفرستید و این پیام ها را در مدیای اجتماعی علنی کنید.
ما از مردم کردستان در همه شهرها دعوت میکنیم برای یک اعتصاب عمومی آماده شوند، فقط با یک اتحاد و مبارزه قوی میتوان رامین را نجات داد.
کمپین نجات رامین حسین پناهی
٢٢فروردین ١٣٩٧ برابر با ١١ آوریل ٢٠١٨
این یک فراخوان برای آماده باش است. بپا خیزیم و نگذاریم رامین را اعدام کنند!
سالها است که علیه اعدام فعالیت میکنم، تاریخ این فعالیتها و خاطرات دردناک و در مواردی خوشحال کننده این فراز و نشیب مهم مبارزاتی ، بخشی از تاریخ درخشان مردم ایران در مقابله با قتل عمد دولتی است. امروز ، باز هم تنم لرزید، با رسیدن خبر تایید حکم اعدام رامین حسین پناهی . این یک زور آزمایی مهم با طناب دار حکومت اسلامی است.
وقتی از اعدام حرف میزنیم، به نوعی دستگاه ستم و سرکوب و انسان کشی به اسم حکومت اسلامی را تلطیف میکنیم . اینها به هیچ قانون و مقررات و یا حتی قوانین کذایی خودشان پای بند نیستند، اینها یک عده راهزن و جانی هستند که برای ماندن و چاپیدن ، میکشند و فقط با فشار بین المللی و فشار اعتراضات متحدانه مردمی
میتوان کاری کرد که جنایت نکنند.
الان رامین حسین پناهی یک فعال سیاسی جوان را میخواهند بکشند، در حالیکه سالها است جرات نکرده اند فعال سیاسی اعدام کنند، الان این جنایت را لازم دارند. همه چیز در اطاقهای کپک زده وزارت اطلاعات و سپاه و بیت رهبری تصمیم گیری میشود همه چیز سیاسی است. مهم نیست رامین چه کرده و یا چه میگوید، مهم اینست ضحاک احتیاج به کشتن دارد.
این حکم اعدام اما در شرایط سیاسی مهمی دارد اتفاق می افتد در شرایطی که شما مردم و شما کارگران و شما جوانان عزم کرده اید حکومت را سرنگون کنید.
این فراخوان من به همه فعالین کارگری و فعالین مدافع حقوق زن و مخالفین حکومت اسلامی است.بپا خیزیم و نگذاریم حکومت اسلامی ایران یک فعال سیاسی را اعدام کند.
مینا احدی
سالها است که علیه اعدام فعالیت میکنم، تاریخ این فعالیتها و خاطرات دردناک و در مواردی خوشحال کننده این فراز و نشیب مهم مبارزاتی ، بخشی از تاریخ درخشان مردم ایران در مقابله با قتل عمد دولتی است. امروز ، باز هم تنم لرزید، با رسیدن خبر تایید حکم اعدام رامین حسین پناهی . این یک زور آزمایی مهم با طناب دار حکومت اسلامی است.
وقتی از اعدام حرف میزنیم، به نوعی دستگاه ستم و سرکوب و انسان کشی به اسم حکومت اسلامی را تلطیف میکنیم . اینها به هیچ قانون و مقررات و یا حتی قوانین کذایی خودشان پای بند نیستند، اینها یک عده راهزن و جانی هستند که برای ماندن و چاپیدن ، میکشند و فقط با فشار بین المللی و فشار اعتراضات متحدانه مردمی
میتوان کاری کرد که جنایت نکنند.
الان رامین حسین پناهی یک فعال سیاسی جوان را میخواهند بکشند، در حالیکه سالها است جرات نکرده اند فعال سیاسی اعدام کنند، الان این جنایت را لازم دارند. همه چیز در اطاقهای کپک زده وزارت اطلاعات و سپاه و بیت رهبری تصمیم گیری میشود همه چیز سیاسی است. مهم نیست رامین چه کرده و یا چه میگوید، مهم اینست ضحاک احتیاج به کشتن دارد.
این حکم اعدام اما در شرایط سیاسی مهمی دارد اتفاق می افتد در شرایطی که شما مردم و شما کارگران و شما جوانان عزم کرده اید حکومت را سرنگون کنید.
این فراخوان من به همه فعالین کارگری و فعالین مدافع حقوق زن و مخالفین حکومت اسلامی است.بپا خیزیم و نگذاریم حکومت اسلامی ایران یک فعال سیاسی را اعدام کند.
مینا احدی