This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعدامها در ایران باید متوقف شوند- کمیته بین المللی علیه اعدام
گوینده: فرزانه نباتی
گوینده: فرزانه نباتی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در باره اعدام ها در ایران- کمیته بین المللی علیه اعدام
گوینده: شیما رعیت دوست
گوینده: شیما رعیت دوست
پیام شعله پاکروان به مناسبت سال نو: هموطنان درد کشیده ام! با اتحاد خود، بساط دزدان را جمع کنید و عید را به سرزمینمان بازگردانید
دو روز است که مادرم منتظر تبریک بهاری است تا برای بنیاد و دوستداران ریحانه بنویسم. اما بجز چند خط که در گروه کوچک دوستداران ریحانه نوشتم، نتوانستم عید را تبریک بگویم. چندین بار تلاش کردم ، با خودم کلنجار رفتم اما نتوانستم .خجالت کشیدم برای مردم بی پناه ایران بنویسم"عیدتان مبارک". کدام عید؟ عیدی که در آن سینا قنبری و سارو قهرمانی و دیگر جوانانی که در اعتراضات دیماه دستگیر و جنازه شان تحویل مادران پریشان و جگرسوخته شان شده است ؟ عیدی که صدها زندانی بی نام و نشان در چنگ شکنجه گرانند؟ عیدی که کشاورزان و کارگران و معلمان و دانشجویان و مالباختگان زیر شدیدترین فشارها هستند؟ عیدی که جیب های غارت شده ی پدران ، شرمنده فرزندانشان است؟ عیدی که دختران انقلاب با مسالمت آمیزترین شیوه ، آزادی را جستجو کردند اما از بلندای سکو به زمین پرتاب شدند؟ عیدی که هنوز اعدامهای مخفیانه همچون بختکی شوم گلوی ایران را میفشارد؟ عیدی که برای دادخواهانی همچون منصوره بهکیش حکم زندان میبرند؟ عیدی که درویشهای بی آزار، آماج هزاران گلوله ساچمه ای میشوند؟ عیدی که سهیل عربی و گلرخ ایرایی تن شریفشان را با اعتصاب غذای طولانی دستخوش انواع بیماریها و ناتوانی ها میکنندو داروغه ها میگویند حتی اگر بمیرند اهمیتی ندارد؟ عیدی که معلم را در مدرسه با کتک و اسپری فلفل دستگیر میکنند؟ عیدی که مادر آتنا دائمی را به جرم حمایت از حق دخترش کتک میزنند؟ عیدی که ....؟ نه. چنین عیدی ، عید نیست . عید واقعی زمانی ست که مسبب تمام نابسامانیها دستگیر و محاکمه شود . زمانی که پرنده خونین بال آزادی جانی دوباره بگیرد و بر فراز شهرها و روستاهای ایران پرواز کند . زمانی که ریشه ظالم از بیخ کنده شود . زمانی که شور و شوق بهاری به عمق خانه ها نفوذ کند .
بهتر است بگویم :
هموطنان درد کشیده ام ! با اتحاد خود، بساط دزدان را جمع کنید و عید را به سرزمینمان بازگردانید . چوبه های دار را بسوزانید و زندگی را به محکومان هدیه دهید. دست غارتگران را از ایران قطع کنید و شکوفه های شادی را به بار بنشانید. درهای زندان را باز کنید و فرزندان را به آغوش پدران و مادرانشان بسپارید. هیمه ها را از زیر خاکستر بیرون بکشید و زمستان طولانی را پایان دهید . درخت آزادی را که با خون فرزندانمان آبیاری شده در دشت پر شقایق خاوران بنشانید. بهار را به ایران بازگردانید. چنین بهار و عیدی بر تک تک مردم ایران مبارک باد.
شعله پاکروان مادر ریحانه جباری
فروردین 97
دو روز است که مادرم منتظر تبریک بهاری است تا برای بنیاد و دوستداران ریحانه بنویسم. اما بجز چند خط که در گروه کوچک دوستداران ریحانه نوشتم، نتوانستم عید را تبریک بگویم. چندین بار تلاش کردم ، با خودم کلنجار رفتم اما نتوانستم .خجالت کشیدم برای مردم بی پناه ایران بنویسم"عیدتان مبارک". کدام عید؟ عیدی که در آن سینا قنبری و سارو قهرمانی و دیگر جوانانی که در اعتراضات دیماه دستگیر و جنازه شان تحویل مادران پریشان و جگرسوخته شان شده است ؟ عیدی که صدها زندانی بی نام و نشان در چنگ شکنجه گرانند؟ عیدی که کشاورزان و کارگران و معلمان و دانشجویان و مالباختگان زیر شدیدترین فشارها هستند؟ عیدی که جیب های غارت شده ی پدران ، شرمنده فرزندانشان است؟ عیدی که دختران انقلاب با مسالمت آمیزترین شیوه ، آزادی را جستجو کردند اما از بلندای سکو به زمین پرتاب شدند؟ عیدی که هنوز اعدامهای مخفیانه همچون بختکی شوم گلوی ایران را میفشارد؟ عیدی که برای دادخواهانی همچون منصوره بهکیش حکم زندان میبرند؟ عیدی که درویشهای بی آزار، آماج هزاران گلوله ساچمه ای میشوند؟ عیدی که سهیل عربی و گلرخ ایرایی تن شریفشان را با اعتصاب غذای طولانی دستخوش انواع بیماریها و ناتوانی ها میکنندو داروغه ها میگویند حتی اگر بمیرند اهمیتی ندارد؟ عیدی که معلم را در مدرسه با کتک و اسپری فلفل دستگیر میکنند؟ عیدی که مادر آتنا دائمی را به جرم حمایت از حق دخترش کتک میزنند؟ عیدی که ....؟ نه. چنین عیدی ، عید نیست . عید واقعی زمانی ست که مسبب تمام نابسامانیها دستگیر و محاکمه شود . زمانی که پرنده خونین بال آزادی جانی دوباره بگیرد و بر فراز شهرها و روستاهای ایران پرواز کند . زمانی که ریشه ظالم از بیخ کنده شود . زمانی که شور و شوق بهاری به عمق خانه ها نفوذ کند .
بهتر است بگویم :
هموطنان درد کشیده ام ! با اتحاد خود، بساط دزدان را جمع کنید و عید را به سرزمینمان بازگردانید . چوبه های دار را بسوزانید و زندگی را به محکومان هدیه دهید. دست غارتگران را از ایران قطع کنید و شکوفه های شادی را به بار بنشانید. درهای زندان را باز کنید و فرزندان را به آغوش پدران و مادرانشان بسپارید. هیمه ها را از زیر خاکستر بیرون بکشید و زمستان طولانی را پایان دهید . درخت آزادی را که با خون فرزندانمان آبیاری شده در دشت پر شقایق خاوران بنشانید. بهار را به ایران بازگردانید. چنین بهار و عیدی بر تک تک مردم ایران مبارک باد.
شعله پاکروان مادر ریحانه جباری
فروردین 97
وضعیت وخیم گلرخ ایرایی پس از گذشت ۵۰روز از اعتصاب غذا
پس از قریب به ۵۰روز اعتصاب غذا؛ وضعیت جسمی زندانی سیاسی گلرخ ایرایی در زندان قرچک ورامین رو به وخامت گذاشته است. بنابه گزارشهای دریافتی وی ۲۰کیلو وزن کم کرده و بر اثر فشارهای اعتصاب غذا؛ دچار مشکلات و نارساییهایی در کارکرد کلیههایش شدهاست. پاهای این زندانی بهشدت ورم کرده و از مشکلات جدی جسمانی رنج میبرد.
وی در اعتراض به تبعید خود از زندان اوین به زندان قرچک ورامین از روز ۱۴بهمن ۹۶ اقدام به اعتصاب غذا کرد.
روز چهارشنبه ۴بهمن ۹۶ (۲۴ژانویه) گلرخ ایرایی را به همراه آتنا دائمی را پس از ضرب و شتم به زندان قرچک ورامین منتقل کردند.
پس از قریب به ۵۰روز اعتصاب غذا؛ وضعیت جسمی زندانی سیاسی گلرخ ایرایی در زندان قرچک ورامین رو به وخامت گذاشته است. بنابه گزارشهای دریافتی وی ۲۰کیلو وزن کم کرده و بر اثر فشارهای اعتصاب غذا؛ دچار مشکلات و نارساییهایی در کارکرد کلیههایش شدهاست. پاهای این زندانی بهشدت ورم کرده و از مشکلات جدی جسمانی رنج میبرد.
وی در اعتراض به تبعید خود از زندان اوین به زندان قرچک ورامین از روز ۱۴بهمن ۹۶ اقدام به اعتصاب غذا کرد.
روز چهارشنبه ۴بهمن ۹۶ (۲۴ژانویه) گلرخ ایرایی را به همراه آتنا دائمی را پس از ضرب و شتم به زندان قرچک ورامین منتقل کردند.
Forwarded from رامین حسین پناهی
تایید محکومیت افشین حسین پناهی فعال مدنی در دادگاه تجدیدنظر استان کردستان
حکم هشت سال و نیم زندان افشین حسین پناهی فعال مدنی از سوی دادگاه تجدیدنظر در سنندج تایید شد
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، آبان ماه سال ۱۳۹۶ در شعبه یکم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سعیدی دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام برگزاری مراسم نوروز و تبلیغ علیە نظام به هشت سال و نیم زندان محکوم شد.
افشین حسین پناهی مورخ ۵ تیرماه سال گذشتە پس از بازداشت برادرش، رامین حسین پناهی در منزل شخصی خود دستگیر شده بود.
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، در سال ۹۰ طی پیگیری پرونده مرگ مشکوک برادرش”اشرف حسین پناهی” به اتهام ” تبلیغ علیه نظام” به یک سال محکوم و آن را سپری کرده بود.
لازم به یادآوریست «رامین حسین پناهی» که یکی از فعالان سیاسی کُرد است، در روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شد
این زندانی سیاسی روز ۲۵ ژانویه برابر با ۵ بهمنماه ۱۳۹۶، در حالی که تنها یک جلسهی دادگاهی برای او برگزار شده بود، از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی و یکی دیگر از قضات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در کومله به مجازات اعدام محکوم شد.
اکنون این حکم به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور شهر قم فرستاده شده تا مورد بررسی قرار گیرد. که به گفته خانواده این زندانی سیاسی، حکومت با فرستادن پرونده رامین به قم، قصد اعدام وی را دارد.
حکم اعدام رامین حسین پناهی در حالی صادر و ابلاغ شد، که او تمامی اتهامهای انتسابی به خود را از قبیل مشارکت در نبرد مسلحانه رد کرده بود. وکیل این زندانی سیاسی کُرد نیز این حکم را غیرمنتظره و ناعادلانه تلقی کرده است.
به گفته حسین احمدی نیاز وکیل رامین، در دادگاه قاضی پرونده به جای کلمه محاربه واژهی “بغی” به معنای “یاغی بر علیه نظام” به کار میبرد و این نخستین بار است که در دادگاههای ایران کلمه “بغی” در مورد متهمین سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد، پیشتر از اصطلاح محاربه استفاده میشد. محاربه برای افرادی که در نبرد مسلحانه شرکت دارند، در مجامع قضایی ایران به کار گرفته میشود و بر همین مبنا وکیل مدافع وی صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی را ناعادلانه توصیف کرده است.
احمدی نیاز وکیل مدافع قبلا گفته بود، صدور حکم اعدام برای موکلش رامین حسین پناهی، با اعمال نفوذ اطلاعات و سپاه صورت گرفته، و با توجه به قوانین داخلی و جزایی ایران و این که چنانچه قضات پرونده استقلال داشته باشند، حکم مجازات اعدام مستحق رامین حسین پناهی نیست.
پس از ابلاغ صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی، موج جدید و گسترده اعتراضی در داخل و خارج از ایران شکل گرفت. به همین منظور، طیف عظیمی از احزاب کُرد، از جمله مرکز همکاری احزاب کُرد، کانونهای مردمی، شهروندان مدنی و سیاسی، فرهنگیان، نویسندگان، هنرمندان، نهادهای مختلف اجتماعی، شعرا، بازاریان، اصناف، نمایندگان ادوار مختلف گذشته مجلس، فعالان فرهنگی، شورای دموکراسیخواهان ایران و دهها سازمان و نهاد سیاسی و مدنی دیگر، با صدور بیانیهها و اطلاعیههای مختلفی در کردستان ایران و برخی از شهرها و مراکز استانی در اروپا و کانادا، همچنین با برگزاری آکسیونهای اعتراضی، ضمن محکوم کردن صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی و احکام اعدام دیگر زندانیان سیاسی، مدنی و عقیدتی در ایران ، حمایت و پشتیبانی خود را از رامین حسین پناهی اعلام داشتند.
در همین رابطه تاکنون چندین هزار نفر از شهروندان، فعالان مدنی و سیاسی با امضای طومار و نامه، صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی را محکوم کردهاند. همچنین بالغ بر ۳۲ تن از نمایندگان پیشین مجلس، اساتید دانشگاهها، وکلا، طی نامهای به رییس دستگاه قضایی ایران، خواستار توقف حکم اعدام رامین حسین پناهی شدهاند. همچنین ۲۴ نهاد فعال مدنی و حقوق بشری با انتشار بیانیهای خواهان لغو فوری حکم اعدام رامین حسین پناهی شدند.
سازمان عفو بینالملل هم با صدور اطلاعیهای خواستار اقدام فوری علیه حکم اعدام رامین حسینپناهی، زندانی کرد ایرانی شد. بر اساس این اطلاعیه حکم صادر شده برای رامین حسینپناهی به دنبال یک محاکمه به شدت ناعادلانه و به دنبال چهار ماه «ناپدیدشدن اجباری» صادر شده است. این سازمان تاکید کرده است مقامات امنیتی و قضایی در اقدامی تلافیجویانه رامین حسینپناهی را به سلول انفرادی منتقل کردهاند و محکومیت و مجازات او مغایر با قوانین بینالمللی است و باید لغو شود
https://t.me/joinchat/AAAAAEJP6yuM6tBHX96W0w
حکم هشت سال و نیم زندان افشین حسین پناهی فعال مدنی از سوی دادگاه تجدیدنظر در سنندج تایید شد
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، آبان ماه سال ۱۳۹۶ در شعبه یکم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سعیدی دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام برگزاری مراسم نوروز و تبلیغ علیە نظام به هشت سال و نیم زندان محکوم شد.
افشین حسین پناهی مورخ ۵ تیرماه سال گذشتە پس از بازداشت برادرش، رامین حسین پناهی در منزل شخصی خود دستگیر شده بود.
این فعال مدنی که سابقه همکاری با نهادهای محیط زیستی را در کارنامه خود دارد، در سال ۹۰ طی پیگیری پرونده مرگ مشکوک برادرش”اشرف حسین پناهی” به اتهام ” تبلیغ علیه نظام” به یک سال محکوم و آن را سپری کرده بود.
لازم به یادآوریست «رامین حسین پناهی» که یکی از فعالان سیاسی کُرد است، در روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شد
این زندانی سیاسی روز ۲۵ ژانویه برابر با ۵ بهمنماه ۱۳۹۶، در حالی که تنها یک جلسهی دادگاهی برای او برگزار شده بود، از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی و یکی دیگر از قضات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در کومله به مجازات اعدام محکوم شد.
اکنون این حکم به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور شهر قم فرستاده شده تا مورد بررسی قرار گیرد. که به گفته خانواده این زندانی سیاسی، حکومت با فرستادن پرونده رامین به قم، قصد اعدام وی را دارد.
حکم اعدام رامین حسین پناهی در حالی صادر و ابلاغ شد، که او تمامی اتهامهای انتسابی به خود را از قبیل مشارکت در نبرد مسلحانه رد کرده بود. وکیل این زندانی سیاسی کُرد نیز این حکم را غیرمنتظره و ناعادلانه تلقی کرده است.
به گفته حسین احمدی نیاز وکیل رامین، در دادگاه قاضی پرونده به جای کلمه محاربه واژهی “بغی” به معنای “یاغی بر علیه نظام” به کار میبرد و این نخستین بار است که در دادگاههای ایران کلمه “بغی” در مورد متهمین سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد، پیشتر از اصطلاح محاربه استفاده میشد. محاربه برای افرادی که در نبرد مسلحانه شرکت دارند، در مجامع قضایی ایران به کار گرفته میشود و بر همین مبنا وکیل مدافع وی صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی را ناعادلانه توصیف کرده است.
احمدی نیاز وکیل مدافع قبلا گفته بود، صدور حکم اعدام برای موکلش رامین حسین پناهی، با اعمال نفوذ اطلاعات و سپاه صورت گرفته، و با توجه به قوانین داخلی و جزایی ایران و این که چنانچه قضات پرونده استقلال داشته باشند، حکم مجازات اعدام مستحق رامین حسین پناهی نیست.
پس از ابلاغ صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی، موج جدید و گسترده اعتراضی در داخل و خارج از ایران شکل گرفت. به همین منظور، طیف عظیمی از احزاب کُرد، از جمله مرکز همکاری احزاب کُرد، کانونهای مردمی، شهروندان مدنی و سیاسی، فرهنگیان، نویسندگان، هنرمندان، نهادهای مختلف اجتماعی، شعرا، بازاریان، اصناف، نمایندگان ادوار مختلف گذشته مجلس، فعالان فرهنگی، شورای دموکراسیخواهان ایران و دهها سازمان و نهاد سیاسی و مدنی دیگر، با صدور بیانیهها و اطلاعیههای مختلفی در کردستان ایران و برخی از شهرها و مراکز استانی در اروپا و کانادا، همچنین با برگزاری آکسیونهای اعتراضی، ضمن محکوم کردن صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی و احکام اعدام دیگر زندانیان سیاسی، مدنی و عقیدتی در ایران ، حمایت و پشتیبانی خود را از رامین حسین پناهی اعلام داشتند.
در همین رابطه تاکنون چندین هزار نفر از شهروندان، فعالان مدنی و سیاسی با امضای طومار و نامه، صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی را محکوم کردهاند. همچنین بالغ بر ۳۲ تن از نمایندگان پیشین مجلس، اساتید دانشگاهها، وکلا، طی نامهای به رییس دستگاه قضایی ایران، خواستار توقف حکم اعدام رامین حسین پناهی شدهاند. همچنین ۲۴ نهاد فعال مدنی و حقوق بشری با انتشار بیانیهای خواهان لغو فوری حکم اعدام رامین حسین پناهی شدند.
سازمان عفو بینالملل هم با صدور اطلاعیهای خواستار اقدام فوری علیه حکم اعدام رامین حسینپناهی، زندانی کرد ایرانی شد. بر اساس این اطلاعیه حکم صادر شده برای رامین حسینپناهی به دنبال یک محاکمه به شدت ناعادلانه و به دنبال چهار ماه «ناپدیدشدن اجباری» صادر شده است. این سازمان تاکید کرده است مقامات امنیتی و قضایی در اقدامی تلافیجویانه رامین حسینپناهی را به سلول انفرادی منتقل کردهاند و محکومیت و مجازات او مغایر با قوانین بینالمللی است و باید لغو شود
https://t.me/joinchat/AAAAAEJP6yuM6tBHX96W0w
Telegram
کمپین رامین حسین پناهی
ارتباط:
@shalman1396
لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAEJP6yt9oDmn8jkBxg
@shalman1396
لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAEJP6yt9oDmn8jkBxg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهپیمایی کارگران هفت تپه، در اعتراض به مشکلات معیشتی و رفاهی کارگران و عدم پرداخت مطالبات، با شعار: "کارگر هفت تپه ،گرسنهایم گرسنه"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر آتنا دائمی: دخترم این را بدان همیشه قشنگترین صدای زندگی من تپش قلب توست.
و باشکوهترین روز زندگیم روز تولد توست.
پس همیشه برایم بمان و بخند که خنده های تو آرامش قلب من است.
و باشکوهترین روز زندگیم روز تولد توست.
پس همیشه برایم بمان و بخند که خنده های تو آرامش قلب من است.
نامه سعید شیرزاد به گلرخ ایرایی
”زده شعله در چمن درشب وطن خون ارغوانی
تو ای بانگ شورافکن تا سحر بزن شعله در کران ها"
گلرخ جان،جان جانان رفیقایی، پنجاه روزی می شود که تو در اعتصاب هستی و هر روز که می گذرد نگران تر از دیروز نظاره گر فردا میشویم،چندی پیش برایت نامه ای نوشتم و نمی دانم آن را خوانده ای یا نه و به هرحال مطالبی را نوشته بودم و تصمیم گرفتم بازهم چیزی برایت بنویسم امیدوارم اصل این نوشته به دستت برسد.
گلرخ جان رفیق نازنینم، اگر یادت باشد توی چند روزی که بعد از اعتصاب آرش به مرخصی آمده بودی و تلفنی صحبت کردیم مطالبی را در رابطه با اعتصاب آرش بیان کردم وبیان کردی و توهم متفق القول به رویه ای که آرش در پیش گرفته بود نقد داشتیم و باتوجه به اعتراضات اخیر در سراسر کشور که وجب به وجب خاک این جغرافیایی موسوم به ایران را آبستن حوادث تلخ و ناگواری کرده است و جدای از بحث دنیای رسانه ای و فضای مجازی که در پیرامون اعتصاب غذا باید به آن فکر کرد شرایطی که در آن قرار داریم هم مزید بر سخن است.
رفیق جانم، ندای رهایی خلق شدن شاید با گرسنگی میسر شود ولی برای تو رفیق سرخ تر از آتشفشانی خفته به قدمت تاریخ زمین،گرسنگی پودر ضد آتش که دیگر به تو این اجازه و امکان را نمیدهد که تیر ترکشی باشی بران و سوزان که به هرچه هست و نیست معترض است.
گلرخ جان، بارها به بسیاری گفته بودم و بازهم میگویم که بعد از بازداشتم زحماتی که تو وآرش برایم کشیدید هیچ کس نکرد و بی تعارف و بی اغراق دین تو و آرش تا همیشه بر گردن من خواهد بود و خواسته که نه بلکه خواهشی از تو دارم و دلیل آن هم نه حفظ جان و سلامتی خودت و نه درخواست های دیگران بلکه تنها و تنها به این دلیل که باید خاری باشی در چشم این دنیای پراز زرو تزویر و صدای محروم ترین انسان های جامعه باشی که صدایشان به هیچ جایی نمیرسد و باید با بودنت کنار آنها حقایقی تلخ و ناگوار زنده مانیشان را به گوش همگان برسانی،همان زنانی که جز جسم بی اختیار مرد بودن چیزی نفهمیدند و نگذاشته اند که بفهمند و به دلیل اینکه دیگر همه واحه ها هیزم شعله های خرافی میشوند خواهش این رفیق کمتر از هیچ ات را اگر حرمت و رفاقتی هست تنها و تنها برای کنارهم بودن و تلاش برای دنیای بی زندان بپذیری و اعتصابت را تمام کن که با پایان این اعتصاب و هم سفره شدن با محرومان جامعه و صدای آنان بودن بزرگ ترین پیروزی توست که تورا در این راه مصمم تر از دیروز به جلو میبرد و بشکن رفیق جان...
دوستدار و رفیق همیشگی ات -کمتر از هیچ سعید شیرزاد-زندان گوهردشت ۷ فرودین ۹۷”
”زده شعله در چمن درشب وطن خون ارغوانی
تو ای بانگ شورافکن تا سحر بزن شعله در کران ها"
گلرخ جان،جان جانان رفیقایی، پنجاه روزی می شود که تو در اعتصاب هستی و هر روز که می گذرد نگران تر از دیروز نظاره گر فردا میشویم،چندی پیش برایت نامه ای نوشتم و نمی دانم آن را خوانده ای یا نه و به هرحال مطالبی را نوشته بودم و تصمیم گرفتم بازهم چیزی برایت بنویسم امیدوارم اصل این نوشته به دستت برسد.
گلرخ جان رفیق نازنینم، اگر یادت باشد توی چند روزی که بعد از اعتصاب آرش به مرخصی آمده بودی و تلفنی صحبت کردیم مطالبی را در رابطه با اعتصاب آرش بیان کردم وبیان کردی و توهم متفق القول به رویه ای که آرش در پیش گرفته بود نقد داشتیم و باتوجه به اعتراضات اخیر در سراسر کشور که وجب به وجب خاک این جغرافیایی موسوم به ایران را آبستن حوادث تلخ و ناگواری کرده است و جدای از بحث دنیای رسانه ای و فضای مجازی که در پیرامون اعتصاب غذا باید به آن فکر کرد شرایطی که در آن قرار داریم هم مزید بر سخن است.
رفیق جانم، ندای رهایی خلق شدن شاید با گرسنگی میسر شود ولی برای تو رفیق سرخ تر از آتشفشانی خفته به قدمت تاریخ زمین،گرسنگی پودر ضد آتش که دیگر به تو این اجازه و امکان را نمیدهد که تیر ترکشی باشی بران و سوزان که به هرچه هست و نیست معترض است.
گلرخ جان، بارها به بسیاری گفته بودم و بازهم میگویم که بعد از بازداشتم زحماتی که تو وآرش برایم کشیدید هیچ کس نکرد و بی تعارف و بی اغراق دین تو و آرش تا همیشه بر گردن من خواهد بود و خواسته که نه بلکه خواهشی از تو دارم و دلیل آن هم نه حفظ جان و سلامتی خودت و نه درخواست های دیگران بلکه تنها و تنها به این دلیل که باید خاری باشی در چشم این دنیای پراز زرو تزویر و صدای محروم ترین انسان های جامعه باشی که صدایشان به هیچ جایی نمیرسد و باید با بودنت کنار آنها حقایقی تلخ و ناگوار زنده مانیشان را به گوش همگان برسانی،همان زنانی که جز جسم بی اختیار مرد بودن چیزی نفهمیدند و نگذاشته اند که بفهمند و به دلیل اینکه دیگر همه واحه ها هیزم شعله های خرافی میشوند خواهش این رفیق کمتر از هیچ ات را اگر حرمت و رفاقتی هست تنها و تنها برای کنارهم بودن و تلاش برای دنیای بی زندان بپذیری و اعتصابت را تمام کن که با پایان این اعتصاب و هم سفره شدن با محرومان جامعه و صدای آنان بودن بزرگ ترین پیروزی توست که تورا در این راه مصمم تر از دیروز به جلو میبرد و بشکن رفیق جان...
دوستدار و رفیق همیشگی ات -کمتر از هیچ سعید شیرزاد-زندان گوهردشت ۷ فرودین ۹۷”
این نوشته توسط حسن صالحی حدود یکسال پیش برای سینا دهقان نوشته شده است. او هنوز با حکم اعدام بالای سرش در زندان بسر می برد. همه کسانی به دلیل ابراز نارضایتی خود علیه وضع موجود، انتقاد از مذهب و اسلام در زندان بسر می برند و همه زندانیان سیاسی باید فورا و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند.
برای سینا دهقان
سینا دهقان تقریبا دو ماه قبل از دستگیر شدنش پستی را در اینستاگرام خود منتشر کرد که او را دست در دست با دختر جوانی نشان می دهد که بسوی میدان آزادی تهران در حال حرکتند. در پای آن پست نوشته بود: بسوی آزادی!
سینا نمی دانست که دو ماه بعد از آن راهی زندان خواهد شد. بخاطر چیزی که جرم نیست و در دنیای متمدن به آن حق آزادی بیان می گویند. عشق برای این جوان ۲۱ ساله مفهومی نجات بخش دارد. برای عشقش می گوید:
"تو تنها خدایی بودی که امید را در من زنده کرد..
تو تنها پیامبری هستی که معجزه اش را به چشمان خود دیده ام..."
در پست دیگری فرازی به کودکی اش دارد:"وقتی که نینی بودم". در تصویر عکس بچه ای را می بینیم که با نگاه مهربانش غازی را نوازش می کند.
او مثل بسیاری از جوانان روحیه سرکشی دارد. از این می نالد که مسئولین نمی فهمند. می گوید "خدایی که به تو پناهی نمی دهد همان بهتر که از یاد برده شود". از جوانی (یعنی خودش) حرف می زند که دستانش از فرط فشارهای عصبی می لرزد و می پرسد که "چرا این دوران به چشم بهم زدنی نمی گذرد".
شاهین نجفی سلطان اوست و از او نقل می کند: از ریش بلند و احمقانه متنفرم!
در کنار خوبان و دوستان احساس شادی می کند. می گوید کمی بد اخلاقم ولی تحملم کنید شاید دیگر روزی نباشم. با دستان نوازشگر و عاشقانه عشقش حقارت ها و سرشکستگی ها را در هم می نوردد. نیروی تازه ای می گیرد تا دوباره "از چراغ قرمزهای شهر" عبور کند.
جند روز قبل از دستگیری اش از این می نالد که "اخرین روزای خدمت سخت میگذره " و بعد معلوم می شود اتفاق ناگواری در انتظار اوست. بیدادگاهها و زندان های جمهوری اسلامی. به خاطر اینکه دیگر نمی خواست فریاد خشمش را فرو بخورد. می خواست حرف دلش را بزند.
این شعله سرکش نباید خاموش شود. این شور زندگی نباید بر چوبه های دار اسلام خفه شود. این عاشق بی پروا نباید از دیدن دوباره عششقش محروم شود. این جوان عاصی نباید آرزوهایش را به گور ببرد.
برای نجات سینا دهقان، برای حق آزادی بیان، برای پایداری عشق، برای شور زندگی، برای آروزهای سرکوب شده، برای امروز و فردای خودمان به حرکت در آئید و بگوئید: ما همه سینا دهقان هستیم و او باید فورا آزاد شود!
حسن صالحی- سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام
۵ فرودین ۱۳۹۶- ۲۵ مارس ۲۰۱۷
برای سینا دهقان
سینا دهقان تقریبا دو ماه قبل از دستگیر شدنش پستی را در اینستاگرام خود منتشر کرد که او را دست در دست با دختر جوانی نشان می دهد که بسوی میدان آزادی تهران در حال حرکتند. در پای آن پست نوشته بود: بسوی آزادی!
سینا نمی دانست که دو ماه بعد از آن راهی زندان خواهد شد. بخاطر چیزی که جرم نیست و در دنیای متمدن به آن حق آزادی بیان می گویند. عشق برای این جوان ۲۱ ساله مفهومی نجات بخش دارد. برای عشقش می گوید:
"تو تنها خدایی بودی که امید را در من زنده کرد..
تو تنها پیامبری هستی که معجزه اش را به چشمان خود دیده ام..."
در پست دیگری فرازی به کودکی اش دارد:"وقتی که نینی بودم". در تصویر عکس بچه ای را می بینیم که با نگاه مهربانش غازی را نوازش می کند.
او مثل بسیاری از جوانان روحیه سرکشی دارد. از این می نالد که مسئولین نمی فهمند. می گوید "خدایی که به تو پناهی نمی دهد همان بهتر که از یاد برده شود". از جوانی (یعنی خودش) حرف می زند که دستانش از فرط فشارهای عصبی می لرزد و می پرسد که "چرا این دوران به چشم بهم زدنی نمی گذرد".
شاهین نجفی سلطان اوست و از او نقل می کند: از ریش بلند و احمقانه متنفرم!
در کنار خوبان و دوستان احساس شادی می کند. می گوید کمی بد اخلاقم ولی تحملم کنید شاید دیگر روزی نباشم. با دستان نوازشگر و عاشقانه عشقش حقارت ها و سرشکستگی ها را در هم می نوردد. نیروی تازه ای می گیرد تا دوباره "از چراغ قرمزهای شهر" عبور کند.
جند روز قبل از دستگیری اش از این می نالد که "اخرین روزای خدمت سخت میگذره " و بعد معلوم می شود اتفاق ناگواری در انتظار اوست. بیدادگاهها و زندان های جمهوری اسلامی. به خاطر اینکه دیگر نمی خواست فریاد خشمش را فرو بخورد. می خواست حرف دلش را بزند.
این شعله سرکش نباید خاموش شود. این شور زندگی نباید بر چوبه های دار اسلام خفه شود. این عاشق بی پروا نباید از دیدن دوباره عششقش محروم شود. این جوان عاصی نباید آرزوهایش را به گور ببرد.
برای نجات سینا دهقان، برای حق آزادی بیان، برای پایداری عشق، برای شور زندگی، برای آروزهای سرکوب شده، برای امروز و فردای خودمان به حرکت در آئید و بگوئید: ما همه سینا دهقان هستیم و او باید فورا آزاد شود!
حسن صالحی- سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام
۵ فرودین ۱۳۹۶- ۲۵ مارس ۲۰۱۷