«هفت حوضِ نارمک» در نقشه میدان های آزادی
رضا شکیبا
* «کاووس سید امامی» در زندان خودکشی کرد! ؟
*معلوم نیست باید فعالِ کدام «عرصه وُ اعیانِ مملکت» باشیم که راهِمان به «بند 209 اوین» نیافتد و دو روز بعد جنازه مان و خبر خودکشی مان روی دست خانواده و ملت نمانَد؟ فعال زیست محیطی باشیم؟ فعال دنیای مجازی باشیم؟ فعال حقوق کودکان باشیم؟ فعال حقوق گورخواب ها باشیم؟ فعال حقوق دگرباش ها باشیم؟ فعال حقوق زنان باشیم؟ و یا فعال سنگرهای خیابانی در «قهدریجان»؟
* فکر می کنم تنها شعاری که می شود آزادانه در این مملکت سر داد و سه ساعت بعد به دام اطلاعات سپاه وُ نیروی انتظامی و ارتش نیافتاد و سه روز بعد در زندان خودکشی نکرد، شعار: « جنتی، جنتی/ تو اُسوه ملتی» و یا شعار:« فساد وجود نداره/رهبر خودش بیداره» است!
*در پایان «حکومت ناصری» که چند تاجر قند در تهران شلاق خوردند، سرداروغهِ پایتخت برای آب چشم گرفتن از «تتمه ملت»، مشدی باقری را هم که در راسته کفاشان «شُله قَلَمکار» می فروخت دستگیر کرد. مشدی باقر شاکی شد که علت دستگیری اش چیست؟ داروغه گفت: جرمَت این است که «نخود» در شُله ات بیشتر به چشم می خورد و جرم این کار، صد ضربه شلاق است! مشدی باقر گفت: جسارت است؛ ولی داروغه با این هیبت که فقط «شلاق دست اش» به چشم می خورد، جرمَش چند ضربه است؟
*«میدان تحریرِ» قاهره تقریباً هم اندازه« میدان آزادیِ» تهران است با این تفاوت که در اولی سیصد هزار نفر شب و روز چادر زدند و تا «حسنی مبارک» ساقط نشد به خانه نرفتند! در آن روزها روایت است که «آیت الله جنتی» در جایی گفته بود: هر چه بلاست از «میدان های بزرگ» به سر حاکمان نازل می شود؛ باید فکری کنیم که «میدان آزادی» را قد «میدان هفت حوضِ نارمک» کوچک کنیم تا بلایی مثل بلای مصر سرِمان نیایَد!
*نقشه سرکوب مردم در مُخیِله حاکمان اسلامی چنان چیده شده که اگر چند «کاووس سید امامی» و چند« آتنا دائمی» و چند «محمد مختاری» را از مردم بگیرند، «میدان اندیشه آزادی» آنقدر کوچک می شود که مردم فقط برای نمایش های حکومتی مثل 22 بهمن و یا 15 خرداد در خیابان ها می ریزند!»
*شاعر آزاده ای در حکومتِ «پهلوی اول» در ملامت نمایش های خیابانی ( مثل 22 بهمن) شعری نوشته بود با مطلعِ:
اولِ کار بسی وعدهِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد وُ نَقشِ بر آبَش کردند...
شاعر را به «زندان قصر» انداختند، شکنجه دادند و از او خواستند که پایان شعرش را به نفع حکومت عوض کند. شاعر به راحتی از «خر شیطان» پیاده نشد و شعر را چنین به آخر رساند:
...پشت دیوار خری داغ نمودند وُ عجب
بوی آن دود در اذهان، کبابَش کردند
«سرپاس مختاری» آشوبید و شاعر را به خودکشی دستورید!
*****
رضا شکیبا
* «کاووس سید امامی» در زندان خودکشی کرد! ؟
*معلوم نیست باید فعالِ کدام «عرصه وُ اعیانِ مملکت» باشیم که راهِمان به «بند 209 اوین» نیافتد و دو روز بعد جنازه مان و خبر خودکشی مان روی دست خانواده و ملت نمانَد؟ فعال زیست محیطی باشیم؟ فعال دنیای مجازی باشیم؟ فعال حقوق کودکان باشیم؟ فعال حقوق گورخواب ها باشیم؟ فعال حقوق دگرباش ها باشیم؟ فعال حقوق زنان باشیم؟ و یا فعال سنگرهای خیابانی در «قهدریجان»؟
* فکر می کنم تنها شعاری که می شود آزادانه در این مملکت سر داد و سه ساعت بعد به دام اطلاعات سپاه وُ نیروی انتظامی و ارتش نیافتاد و سه روز بعد در زندان خودکشی نکرد، شعار: « جنتی، جنتی/ تو اُسوه ملتی» و یا شعار:« فساد وجود نداره/رهبر خودش بیداره» است!
*در پایان «حکومت ناصری» که چند تاجر قند در تهران شلاق خوردند، سرداروغهِ پایتخت برای آب چشم گرفتن از «تتمه ملت»، مشدی باقری را هم که در راسته کفاشان «شُله قَلَمکار» می فروخت دستگیر کرد. مشدی باقر شاکی شد که علت دستگیری اش چیست؟ داروغه گفت: جرمَت این است که «نخود» در شُله ات بیشتر به چشم می خورد و جرم این کار، صد ضربه شلاق است! مشدی باقر گفت: جسارت است؛ ولی داروغه با این هیبت که فقط «شلاق دست اش» به چشم می خورد، جرمَش چند ضربه است؟
*«میدان تحریرِ» قاهره تقریباً هم اندازه« میدان آزادیِ» تهران است با این تفاوت که در اولی سیصد هزار نفر شب و روز چادر زدند و تا «حسنی مبارک» ساقط نشد به خانه نرفتند! در آن روزها روایت است که «آیت الله جنتی» در جایی گفته بود: هر چه بلاست از «میدان های بزرگ» به سر حاکمان نازل می شود؛ باید فکری کنیم که «میدان آزادی» را قد «میدان هفت حوضِ نارمک» کوچک کنیم تا بلایی مثل بلای مصر سرِمان نیایَد!
*نقشه سرکوب مردم در مُخیِله حاکمان اسلامی چنان چیده شده که اگر چند «کاووس سید امامی» و چند« آتنا دائمی» و چند «محمد مختاری» را از مردم بگیرند، «میدان اندیشه آزادی» آنقدر کوچک می شود که مردم فقط برای نمایش های حکومتی مثل 22 بهمن و یا 15 خرداد در خیابان ها می ریزند!»
*شاعر آزاده ای در حکومتِ «پهلوی اول» در ملامت نمایش های خیابانی ( مثل 22 بهمن) شعری نوشته بود با مطلعِ:
اولِ کار بسی وعدهِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد وُ نَقشِ بر آبَش کردند...
شاعر را به «زندان قصر» انداختند، شکنجه دادند و از او خواستند که پایان شعرش را به نفع حکومت عوض کند. شاعر به راحتی از «خر شیطان» پیاده نشد و شعر را چنین به آخر رساند:
...پشت دیوار خری داغ نمودند وُ عجب
بوی آن دود در اذهان، کبابَش کردند
«سرپاس مختاری» آشوبید و شاعر را به خودکشی دستورید!
*****
گزارش دریافتی از خانواده های زندانیان سیاسی مقابل زندان اوین
🔴امروز سه شنبه 24 بهمن قبل از شکل گیری تجمع اعتراضی، به تعداد بسیار زیادی ماموران سرکوبگر و بطور سازماندهی شده در محل فراخوان حضور داشتند و مانع تجمع شدند.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
🔴امروز سه شنبه 24 بهمن قبل از شکل گیری تجمع اعتراضی، به تعداد بسیار زیادی ماموران سرکوبگر و بطور سازماندهی شده در محل فراخوان حضور داشتند و مانع تجمع شدند.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
بیانیه فراخوان برگزاری رفراندم جهت تعیین نوع حکومت آینده ایران و موضع حزب کمونیست کارگری ایران
حمید تقوائی به سئوالات شما پاسخ میدهد
📲 از طریق پیامگیر تلگرام @sjktamas
سوالات و یا نظرات خود را میتوانید قبل از شروع جلسه
و یا در حین برگزاری جلسه بصورت کتبی و صوتی بدست ما برسانید.
سه شنبه 24 بهمن 1396 برابربا 13 فوریه 2018
🕥 ساعت 9:30 شب بوقت ایران 🕗 برابر با 7 عصر بوقت اروپای مرکزی
📱 در کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست
https://t.me/jk_org
و گروه های تلگرامی
بیداری رهایی آزادی
و
آزادی برابری انسانیت
و
زن برابری آزادی
لینک پخش مستقیم برنامه در ساعت اعلام شده قابل مشاهده خواهد بود.
https://www.youtube.com/watch?v=pG15i_3kwsM
و
http://instagram.com/javanan.komonist
نسخه کم حجم این برنامه را کاربران از ایران از لینک زیر میتوانند دانلود کنند:
جلسه بصورت مستقیم از تلویزیون کانال جدید و همچنین در تلگرام، اینستاگرام، یوتیوب و فیسبوک نیز پخش خواهد شد.
مشخصات دریافت تلویزیون کانال جدید:
ياه ست: فركانس 12594 - پلاريزاسيون عمودى - سيمبل ريت 27500 - اف اى سى 2/3
حمید تقوائی به سئوالات شما پاسخ میدهد
📲 از طریق پیامگیر تلگرام @sjktamas
سوالات و یا نظرات خود را میتوانید قبل از شروع جلسه
و یا در حین برگزاری جلسه بصورت کتبی و صوتی بدست ما برسانید.
سه شنبه 24 بهمن 1396 برابربا 13 فوریه 2018
🕥 ساعت 9:30 شب بوقت ایران 🕗 برابر با 7 عصر بوقت اروپای مرکزی
📱 در کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست
https://t.me/jk_org
و گروه های تلگرامی
بیداری رهایی آزادی
و
آزادی برابری انسانیت
و
زن برابری آزادی
لینک پخش مستقیم برنامه در ساعت اعلام شده قابل مشاهده خواهد بود.
https://www.youtube.com/watch?v=pG15i_3kwsM
و
http://instagram.com/javanan.komonist
نسخه کم حجم این برنامه را کاربران از ایران از لینک زیر میتوانند دانلود کنند:
جلسه بصورت مستقیم از تلویزیون کانال جدید و همچنین در تلگرام، اینستاگرام، یوتیوب و فیسبوک نیز پخش خواهد شد.
مشخصات دریافت تلویزیون کانال جدید:
ياه ست: فركانس 12594 - پلاريزاسيون عمودى - سيمبل ريت 27500 - اف اى سى 2/3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رو درو
🔴برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
🔵با امینه اعتضاد مادر زندانی سیاسی مهدی فراحی شاندیز
سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶- ۱۳ فوریه ۲۰۱۸
🔴برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
🔵با امینه اعتضاد مادر زندانی سیاسی مهدی فراحی شاندیز
سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶- ۱۳ فوریه ۲۰۱۸
فرنگیس مظلوم مادر سهیل عربی.معصومه نعمتی مادر اتنا دایمی و هانیه دایمی که امروز در اجتماع مقابل زندان اوین بازداشت شده بودند آزاد شدند.
همه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
همه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
🔴️نسرین ستوده وکیل #نرگس_حسینی از #دختران_خیابان_انقلاب به کمپین حقوق بشر در ایران گفت: «موکلم با خانوادهاش تماس گرفته و گفته که وثیقه ۶۰ میلیون تومانی را نمیپذیرد چون جرمی نکرده است.
🔴️نسرین ستوده وکیل #نرگس_حسینی از #دختران_خیابان_انقلاب به کمپین حقوق بشر در ایران گفت: «موکلم با خانوادهاش تماس گرفته و گفته که وثیقه ۶۰ میلیون تومانی را نمیپذیرد چون جرمی نکرده است که چنین وثیقهای برایش تعیین شود».
نرگس حسینی به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» در زندان به سرمیبرد.
نرگس حسینی به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» در زندان به سرمیبرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعارنویسی در تهران علیه دیکتاتور
تهران ۲۴ بهمن ۹۶
تهران ۲۴ بهمن ۹۶
جعفر عظیم زاده: درحمایت از گلرخ ایرائی، آتنا دائمی و سهیل عربی
امروز ۲۴ بهمن ماه، یازدهمین روز اعتصاب غذا و چهارمین روز اعتصاب خشک گلرخ ایرائی و آتنا دائمی در زندان قرچک ورامین و هیجدهمین روز اعتصاب غذای سهیل عربی است.
گلرخ ایرائی، ساعت چهار صبح امروز در نتیجه یازده روز اعتصاب غذای تر و چهار روز اعتصاب غذای خشک دچار تشنج و سپس بیهوشی شده است.
پدر آتنا دائمی نوشته است: آتنا و گلرخ دیگر قادر به تکلم نیستند. آتنا به پدرش گفته است بدنم یخ کرده و چند بار کف بالا آورده ام.
جان گلرخ و آتنا در حالی به شکل جبران ناپذیری در معرض خطر قرار گرفته است که سهیل عربی نیز، که در حمایت از آنان دست به اعتصاب غذا زده است در شرایط جسمانی وخیمی قرار دارد.
آیا جنایتی بالاتر از اعمال فشار و کشاندن سه انسان ظلم ستیز و برابری طلب به اعتصاب غذا و تحمیل مرگ تدریجی به آنان وجود دارد؟
گلرخ و آتنا نمادی از ایستادگی و مقاومت زنان ایران برای پایان دادن به ستم و تبعیض هستند. آنانی که زنان را نیمه انسان می پندارند و شکنجه تشنگی و گرسنگی و خطر مرگ را به زنان جسور و سازش ناپذیری چون آتنا و گلرخ و سهیل عربی ها تحمیل میکنند باید بدانند آتناها و گلرخ ها و دختران خیابان انقلاب، پیشتازان ما مردم ایران برای رهائی از کل وضعیت نکتبار موجود هستند.
آنان دیگر زنان منفردی نیستند که علیه ستم و تبعیض به پا خاسته اند بلکه نماینده سازش ناپذیر و پرشور رهائی انسان از هر ستم و تبعیض و درد و رنجی هستند.
آتنا دائمی، گلرخ ایرائی و سهیل عربی را زیر شکنجه اعتصاب غذا برده اید، با دختران انقلاب و میلیونها زن برابری طلب و مردم آزاده ایران چه خواهید کرد؟ پرونده خود را بیش از این در پیشگاه مردم ایران سنگین نکنید و به فوریت خواستهای بر حق آنان را به جا آورید.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
امروز ۲۴ بهمن ماه، یازدهمین روز اعتصاب غذا و چهارمین روز اعتصاب خشک گلرخ ایرائی و آتنا دائمی در زندان قرچک ورامین و هیجدهمین روز اعتصاب غذای سهیل عربی است.
گلرخ ایرائی، ساعت چهار صبح امروز در نتیجه یازده روز اعتصاب غذای تر و چهار روز اعتصاب غذای خشک دچار تشنج و سپس بیهوشی شده است.
پدر آتنا دائمی نوشته است: آتنا و گلرخ دیگر قادر به تکلم نیستند. آتنا به پدرش گفته است بدنم یخ کرده و چند بار کف بالا آورده ام.
جان گلرخ و آتنا در حالی به شکل جبران ناپذیری در معرض خطر قرار گرفته است که سهیل عربی نیز، که در حمایت از آنان دست به اعتصاب غذا زده است در شرایط جسمانی وخیمی قرار دارد.
آیا جنایتی بالاتر از اعمال فشار و کشاندن سه انسان ظلم ستیز و برابری طلب به اعتصاب غذا و تحمیل مرگ تدریجی به آنان وجود دارد؟
گلرخ و آتنا نمادی از ایستادگی و مقاومت زنان ایران برای پایان دادن به ستم و تبعیض هستند. آنانی که زنان را نیمه انسان می پندارند و شکنجه تشنگی و گرسنگی و خطر مرگ را به زنان جسور و سازش ناپذیری چون آتنا و گلرخ و سهیل عربی ها تحمیل میکنند باید بدانند آتناها و گلرخ ها و دختران خیابان انقلاب، پیشتازان ما مردم ایران برای رهائی از کل وضعیت نکتبار موجود هستند.
آنان دیگر زنان منفردی نیستند که علیه ستم و تبعیض به پا خاسته اند بلکه نماینده سازش ناپذیر و پرشور رهائی انسان از هر ستم و تبعیض و درد و رنجی هستند.
آتنا دائمی، گلرخ ایرائی و سهیل عربی را زیر شکنجه اعتصاب غذا برده اید، با دختران انقلاب و میلیونها زن برابری طلب و مردم آزاده ایران چه خواهید کرد؟ پرونده خود را بیش از این در پیشگاه مردم ایران سنگین نکنید و به فوریت خواستهای بر حق آنان را به جا آورید.
📲تماس با ما:
@ICAE_Tamas
@hormozraha
کمیته بین المللی علیه اعدام 👇
@Icaeir
مادرانی که همگام با فرزندان شجاعشان مبارزه با استبداد را تا آخرین نفس ادامه میدهند...
هزاران درود نثار شما که چنین آزاداندیشانی را تربیت کرده اید.
📲تماس با ما:
@Icaeir
هزاران درود نثار شما که چنین آزاداندیشانی را تربیت کرده اید.
📲تماس با ما:
@Icaeir
تصویری از ناتوانی حکومت در برابر زنان و #انقلاب_زنانه
زنان را به حصر کشیدند،
اما زنان یک انقلاب زنانه را رقم زدند
تریبون انقلاب زنانه را به حصر میکشند
غافل از اینکه این انقلاب در اندیشه ها رخ داده
زنان را به حصر کشیدند،
اما زنان یک انقلاب زنانه را رقم زدند
تریبون انقلاب زنانه را به حصر میکشند
غافل از اینکه این انقلاب در اندیشه ها رخ داده
✍با اعلام ملی شدن خط فقر، این بلای خانمان سوز نیز مقدس گردید!
منافع ملی، امنیت ملی، پول ملی، سرمایه داری ملی و هر پدیده دیگری که توسط متفکران طبقه حاکمه بر اساس پاسداری از منافع خود در مقابل تعرض و سرپیچی فرودستان جامعه، باور و تئوری تقدیس آن خلق می شود و با بکارگیری ابزارهای سیستم حکومتی و دولتی، سعی در تبدیل آن به باور عمومی دارند، چنانچه مورد پذیرش و پرستش عموم جامعه قرار نگیرد، افراد جامعه به جرم تابو شکنی و بی احترامی به مقدسات تراشیده شده ملی و غیره با برخورد قهرآمیز صاحبان قدرت مواجه می گردند.
طی چهل سال گذشته، هر گونه اعتراض به پایمال شدن حقوق اجتماعی و هر مطالبه ای توده ای که منافع اقلیت صاحب قدرت و سرمایه را به مخاطره انداخته است، دستگاههای فکری و ایدوئولوژیکی طبقه حاکمه، اعتراضات و خواستهای عمومی را به بهانه های تعرض به ارزش ها ی ملی و مذهبی و غیره مستوجب سرکوب و مجازات دانسته و به اعمال سرکوبگرانه خود مشروعیت بخشیده اند.
تلاش صاحبان قدرت در محدوده جغرافیائی تحت حاکمیت خود برای تبدیل ایران به سرزمین مجزا و بریده از دنیا که بتوان هر بلائی را سر کارگر، معلم، مزدبگیر کم درآمد، زن و جوانش آورد و بتوانند به خواستهای توده ای به بهانه اینکه اینجا ایران است و قوانین، سنتها و باورهای منحصر خود را دارد، دهن کجی کنند، دوره ای چهل ساله را پشت سر گذاشته است. اعتصاب کارگر به خاطر به خطر انداختن امنیت و آرامش کارفرمایان زورگو و غاصب و دزدان و چپاولگران، حرام اعلام کردند، به زور حجاب را بر سر زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، کردند، آزادی های اجتماعی ممنوع و حرام اعلام گردید و سرپیچی از هر یک از این خط و نشان ها مطابق قانون نوشته منحصر درون مرزهای ملی سزاوار سرکوب و زندان و شکنجه گردید.
اکنون و در هنگامه پایان سال، زمان تعیین حداقل دستمزد برای کارگران، «میدری» معاون وزیر کار، اندیشه «من درآوری» اقتصاددانان ملی در مورد خط فقر را معرفی می کند. خط فقر تازه کشف شده، آخرین حیله ای است که می خواهند با آن رسما عیار معیشت کارگران را از آنچه که تا حالا کاهش داده اند، کمتر و سبک تر کنند. 700 هزار تومان برای یک خانواده 5 نفره عیار جدید خط فقر ملی تعیین کرده اند و انتظار دارند دهها میلیون انسان با شنیدن واژه مقدس «ملی» از جا برخیزند و هورا بکشند تا کارفرمایان و دم و دستگاههای مدافعشان آسوده خاطر به چپاول و غارتشان بپردازند. سالیان سال است کارگران برای افزایش حداقل دستمزد به میزان بالای خط فقر با مخالفت شورای عالی کار به بهانه های عدیده بی اساسی مانند «جنگ، اولویت سازندگی، تحریم، رکود اقتصادی و ضرورت حمایت از تولید ملی» همراه با سرکوبگری های همه دستگاههای حکومتی مواجه هستند. اما طی این سالیان طولانی گرچه همچنان دستمزد، پنج برابر زیر خط فقر است، ولی مبارزات کارگری بر سر افزایش مزد مطلوب خود بی وقفه ادامه داشته و هر ترفند و فریبکاری طرف مقابل خنثی گردیده است.
حالا بعد از خیزش سراسری و خیابانی مردم برای کسب حقوق دهها سال پایمال شده خود که کارگران، بیکاران و آسیب دیدگان از فقر و بیکاری بخش اعظم شرکت کنندگان را تشکیل می دهند و این خود، موقعیت کارگران را در رویاروئی طبقاتی، توان بیشتری بخشیده است، آخرین امید کارفرمایان و مدافعان آنان به «تاس» خط فقر ملی بسته شده است.
به طور حتم چسباندن واژه ملی به واژه شوم فقر، از جانب مقامات و تئوری پردازان خدوم سرمایه داران و کارفرمایان به عنوان آخرین بخت آزمائی جهت فریب کارگران نیز با باخت همراه خواهد بود. عموم جامعه و بخصوص کارگران با این نوع فریبکاری های به اصطلاح برانگیزاننده احساسات قومی، ملی و مذهبی کاملا آشنا هستند و به تجربه یافته اند که از این مقدسات چیزی غیر از فقر، نابرابری، تبعیض و بستن دهان که از جانب طبقه حاکمه به زور بر اکثریت جامعه تحمیل شده، نصیبشان نمی گردد ولی اقلیت صاحب ثروت و قدرت از هر امکان و مجالی برای بهره برداری خود برخوردار است.
ما کارگران همچنانکه تا به امروز فریب بازیها نخورده ایم و حق زندگی شایسته انسان امروزی مطابق با استانداردهای مدرن را مطالبه و خواست فوری خود در مقابل هر نوع اولویت، ضرورت و ملزومات چرخش تولید و نجات اقتصاد بحرانی و تأمین سود سرمایه داران، قرار داده ایم و از مبارزه برای تحقق این خواست انسانی و ضروری دست بر نداشته ایم، در ادامه نیز با توان بیشتر تا دست یابی به تمامی خواستهای خود مبارزه خواهیم کرد. اقتصاددانان جیره خوار و مقامات هر طور که مایلند عیار معیشت را پایین بیاورند. معیار ما رفاه، آرامش و آسایش است و تا رسیدن به آن از پای نخواهیم نشست.
جوانمیر مرادی 25/11/96
منافع ملی، امنیت ملی، پول ملی، سرمایه داری ملی و هر پدیده دیگری که توسط متفکران طبقه حاکمه بر اساس پاسداری از منافع خود در مقابل تعرض و سرپیچی فرودستان جامعه، باور و تئوری تقدیس آن خلق می شود و با بکارگیری ابزارهای سیستم حکومتی و دولتی، سعی در تبدیل آن به باور عمومی دارند، چنانچه مورد پذیرش و پرستش عموم جامعه قرار نگیرد، افراد جامعه به جرم تابو شکنی و بی احترامی به مقدسات تراشیده شده ملی و غیره با برخورد قهرآمیز صاحبان قدرت مواجه می گردند.
طی چهل سال گذشته، هر گونه اعتراض به پایمال شدن حقوق اجتماعی و هر مطالبه ای توده ای که منافع اقلیت صاحب قدرت و سرمایه را به مخاطره انداخته است، دستگاههای فکری و ایدوئولوژیکی طبقه حاکمه، اعتراضات و خواستهای عمومی را به بهانه های تعرض به ارزش ها ی ملی و مذهبی و غیره مستوجب سرکوب و مجازات دانسته و به اعمال سرکوبگرانه خود مشروعیت بخشیده اند.
تلاش صاحبان قدرت در محدوده جغرافیائی تحت حاکمیت خود برای تبدیل ایران به سرزمین مجزا و بریده از دنیا که بتوان هر بلائی را سر کارگر، معلم، مزدبگیر کم درآمد، زن و جوانش آورد و بتوانند به خواستهای توده ای به بهانه اینکه اینجا ایران است و قوانین، سنتها و باورهای منحصر خود را دارد، دهن کجی کنند، دوره ای چهل ساله را پشت سر گذاشته است. اعتصاب کارگر به خاطر به خطر انداختن امنیت و آرامش کارفرمایان زورگو و غاصب و دزدان و چپاولگران، حرام اعلام کردند، به زور حجاب را بر سر زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، کردند، آزادی های اجتماعی ممنوع و حرام اعلام گردید و سرپیچی از هر یک از این خط و نشان ها مطابق قانون نوشته منحصر درون مرزهای ملی سزاوار سرکوب و زندان و شکنجه گردید.
اکنون و در هنگامه پایان سال، زمان تعیین حداقل دستمزد برای کارگران، «میدری» معاون وزیر کار، اندیشه «من درآوری» اقتصاددانان ملی در مورد خط فقر را معرفی می کند. خط فقر تازه کشف شده، آخرین حیله ای است که می خواهند با آن رسما عیار معیشت کارگران را از آنچه که تا حالا کاهش داده اند، کمتر و سبک تر کنند. 700 هزار تومان برای یک خانواده 5 نفره عیار جدید خط فقر ملی تعیین کرده اند و انتظار دارند دهها میلیون انسان با شنیدن واژه مقدس «ملی» از جا برخیزند و هورا بکشند تا کارفرمایان و دم و دستگاههای مدافعشان آسوده خاطر به چپاول و غارتشان بپردازند. سالیان سال است کارگران برای افزایش حداقل دستمزد به میزان بالای خط فقر با مخالفت شورای عالی کار به بهانه های عدیده بی اساسی مانند «جنگ، اولویت سازندگی، تحریم، رکود اقتصادی و ضرورت حمایت از تولید ملی» همراه با سرکوبگری های همه دستگاههای حکومتی مواجه هستند. اما طی این سالیان طولانی گرچه همچنان دستمزد، پنج برابر زیر خط فقر است، ولی مبارزات کارگری بر سر افزایش مزد مطلوب خود بی وقفه ادامه داشته و هر ترفند و فریبکاری طرف مقابل خنثی گردیده است.
حالا بعد از خیزش سراسری و خیابانی مردم برای کسب حقوق دهها سال پایمال شده خود که کارگران، بیکاران و آسیب دیدگان از فقر و بیکاری بخش اعظم شرکت کنندگان را تشکیل می دهند و این خود، موقعیت کارگران را در رویاروئی طبقاتی، توان بیشتری بخشیده است، آخرین امید کارفرمایان و مدافعان آنان به «تاس» خط فقر ملی بسته شده است.
به طور حتم چسباندن واژه ملی به واژه شوم فقر، از جانب مقامات و تئوری پردازان خدوم سرمایه داران و کارفرمایان به عنوان آخرین بخت آزمائی جهت فریب کارگران نیز با باخت همراه خواهد بود. عموم جامعه و بخصوص کارگران با این نوع فریبکاری های به اصطلاح برانگیزاننده احساسات قومی، ملی و مذهبی کاملا آشنا هستند و به تجربه یافته اند که از این مقدسات چیزی غیر از فقر، نابرابری، تبعیض و بستن دهان که از جانب طبقه حاکمه به زور بر اکثریت جامعه تحمیل شده، نصیبشان نمی گردد ولی اقلیت صاحب ثروت و قدرت از هر امکان و مجالی برای بهره برداری خود برخوردار است.
ما کارگران همچنانکه تا به امروز فریب بازیها نخورده ایم و حق زندگی شایسته انسان امروزی مطابق با استانداردهای مدرن را مطالبه و خواست فوری خود در مقابل هر نوع اولویت، ضرورت و ملزومات چرخش تولید و نجات اقتصاد بحرانی و تأمین سود سرمایه داران، قرار داده ایم و از مبارزه برای تحقق این خواست انسانی و ضروری دست بر نداشته ایم، در ادامه نیز با توان بیشتر تا دست یابی به تمامی خواستهای خود مبارزه خواهیم کرد. اقتصاددانان جیره خوار و مقامات هر طور که مایلند عیار معیشت را پایین بیاورند. معیار ما رفاه، آرامش و آسایش است و تا رسیدن به آن از پای نخواهیم نشست.
جوانمیر مرادی 25/11/96
«طغیان عشق» بر علیه «حاکمانِ دشنه وسیلی»!
رضا شکیبا
*«عشق» جادوی اورادی است که چهل سالِ تمام دختران و پسرانِ نوبالغِ ایران را به خاطر بوسه ای بر «گیسوی گشودهِ عشق» به جنگ با «حاکمانِ دشنه و سیلی» کشانده است!
* عشق در «شاهراهِ عشوه وُ ناز»، طلسمِ ترانه ای است که چهار دهه تمام، دختران و پسرانِ خسته را در «ایران بال بسته» به سادگیِ نترسیدن و روئیدن و نلرزیدن رسانده است!
*می خواستم از حوالیِ «ایستگاهِ ندیدن و نشنیدن» به پیشوازِ «سلام بر عشق» نروم اما یادم آمد که تنها شکلِ سادهِ زندگی «بوئیدن و بوسیدن و گریستن» در «آبگینه عشق» است!
* می خواستم «عادتِ عریانِ» وَلنتاین را به «کوچه علی چپ» بِرانَم اما در آخرین دقایقِ بِزَنگاه، شنیدنِ آهنگی از «رامیز قلی اُف» (که اسمش «اولین عشق» است) همانا و جنونِ نوشتن همانا!
*باور کنید همه کسانی که مجالِ بوسه بر لبانِ عشق را از ما گرفته اند و رودِ مواجِ عشق را به پل های شکسته رسانده اند، همیشه در «خواب آشفته بر طغیان عشق» می لرزند!
*باور کنید...
رضا شکیبا
*«عشق» جادوی اورادی است که چهل سالِ تمام دختران و پسرانِ نوبالغِ ایران را به خاطر بوسه ای بر «گیسوی گشودهِ عشق» به جنگ با «حاکمانِ دشنه و سیلی» کشانده است!
* عشق در «شاهراهِ عشوه وُ ناز»، طلسمِ ترانه ای است که چهار دهه تمام، دختران و پسرانِ خسته را در «ایران بال بسته» به سادگیِ نترسیدن و روئیدن و نلرزیدن رسانده است!
*می خواستم از حوالیِ «ایستگاهِ ندیدن و نشنیدن» به پیشوازِ «سلام بر عشق» نروم اما یادم آمد که تنها شکلِ سادهِ زندگی «بوئیدن و بوسیدن و گریستن» در «آبگینه عشق» است!
* می خواستم «عادتِ عریانِ» وَلنتاین را به «کوچه علی چپ» بِرانَم اما در آخرین دقایقِ بِزَنگاه، شنیدنِ آهنگی از «رامیز قلی اُف» (که اسمش «اولین عشق» است) همانا و جنونِ نوشتن همانا!
*باور کنید همه کسانی که مجالِ بوسه بر لبانِ عشق را از ما گرفته اند و رودِ مواجِ عشق را به پل های شکسته رسانده اند، همیشه در «خواب آشفته بر طغیان عشق» می لرزند!
*باور کنید...