نقل وقول ها مارا شکوفا نمیکند
آنچه باعث رشد میشود خالی شدن ازخود است
خود با دانش های بیرونی فقط یک مدعی گر میشود حراف میشود
لاف زن میشود
ولی نمیتو اند به آگاهی برسد دانش
باطنی زمانی نمایان میشود که تو ازدانش بیرونی خالی شده باشی آنوقت هرآنچه نیازت باشد در لحظه
برایت نشان خواهد داد
همه انسان ها تابع خود هستند وازخود پر هستند وخود مانع است پرده است
آنچه باعث رشد میشود خالی شدن ازخود است
خود با دانش های بیرونی فقط یک مدعی گر میشود حراف میشود
لاف زن میشود
ولی نمیتو اند به آگاهی برسد دانش
باطنی زمانی نمایان میشود که تو ازدانش بیرونی خالی شده باشی آنوقت هرآنچه نیازت باشد در لحظه
برایت نشان خواهد داد
همه انسان ها تابع خود هستند وازخود پر هستند وخود مانع است پرده است
❤5👏1
انسان دراگاهی فقط شاهد است دربی طرفی ست امر ونهی نمی کند نصیحت وارشاد نمیکند پند واندرز نمی دهد آگاهی را با همه سهیم میشود
❤3🥰3🔥1
تمام افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات پدیدار و ناپدید میشوند اما آگاهی یا آگاه بودن، تماماً حاضر باقی میماند و هرگز دستخوش تغییر نمیشود. چیزهایی که از آنها آگاه هستیم همیشه در تغییرند اما آگاهی هرگز تغییر نمیکند.
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که پدیدار نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و "خودت را بهعنوان همان بشناس".
#روپرت_اسپایرا
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که پدیدار نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و "خودت را بهعنوان همان بشناس".
#روپرت_اسپایرا
👎2❤1👏1
تصنیف:از نگاه یاران به یاران ندا می رسد
استاد جلال ذوالفنون- صدیق تعریف
عاقبت عشق رسد به فریاد من
دوره رهایی فرا میرسد
دوره رهایی فرا میرسد
❤2🔥1
می در عرفان، در حقیقت نمادیست برای شهده الهی و آگاهی.
وقتی شاعران و عارفان از «می» سخن میگویند در حقیقت از تجربهای سخن میگویند که عقلانیت را کنار میزند و دل را به نور حقیقت وامیدارد
وقتی شاعران و عارفان از «می» سخن میگویند در حقیقت از تجربهای سخن میگویند که عقلانیت را کنار میزند و دل را به نور حقیقت وامیدارد
❤2💯2🔥1
☘️انسان در یک بندی قرار دارد که این بند به ظاهر بسیار انسانی، اخلاقی است ولی بندی است که شدیداً سطح ارتعاشات انسان را پایین نگه میدارد
👈و آن ″عواطف″ و ″احساسات″ است.
☘️اگر چه عواطف و احساسات کمک میکند ما زندگی بهتری داشته باشیم، در این دنیا به هم رحم کنیم، با یکدیگر خوب باشیم، به هم مهر بورزیم، فرزندآوری داشته باشیم و...
👈امّا اگر نتوانیم عواطف و احساسات را در دست خود نگه داریم همواره انسان رنجوری باقی خواهیم ماند و رنج بشر، حاصل چنگال احساسات و عواطف است.
👈و آن ″عواطف″ و ″احساسات″ است.
☘️اگر چه عواطف و احساسات کمک میکند ما زندگی بهتری داشته باشیم، در این دنیا به هم رحم کنیم، با یکدیگر خوب باشیم، به هم مهر بورزیم، فرزندآوری داشته باشیم و...
👈امّا اگر نتوانیم عواطف و احساسات را در دست خود نگه داریم همواره انسان رنجوری باقی خواهیم ماند و رنج بشر، حاصل چنگال احساسات و عواطف است.
🥰3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت را نمیتوان مالک شد تنها میتوان با آن یکی شد
🥰4❤1
تا وقتی که خواسته از بین نرود، تا وقتی که انتظار را رها نکنی، اتفاق نخواهد افتاد. تسلیم فقط وقتی رخ میدهد که خواسته و انتظار از بین رفته باشند. در ترککردن کامل اینها رخ میدهد.
❤5
💎بزرگی را گفتند:
راز همیشه شاد بودنت چیست؟
گفت:
✨دل به آنچه نمی ماند نمی بندم!
راز همیشه شاد بودنت چیست؟
گفت:
✨دل به آنچه نمی ماند نمی بندم!
❤5
اساسیترین چیزی که باید بخاطر داشت
این است که:
زندگی نوسانی بین اضداد است
تو نمیتوانی تا ابد خوشحال باشی،
وگرنه خوشی معنایش را از دست خواهد داد
بارها و بارها باید ناخوشی به دنبال خوشی باشد، و ناسازگاری در پی سازگاری، هر لذتی را رنجی است، و هر رنجی را لذتی
این است که:
زندگی نوسانی بین اضداد است
تو نمیتوانی تا ابد خوشحال باشی،
وگرنه خوشی معنایش را از دست خواهد داد
بارها و بارها باید ناخوشی به دنبال خوشی باشد، و ناسازگاری در پی سازگاری، هر لذتی را رنجی است، و هر رنجی را لذتی
❤4
کیفیت زندگی شما وابسته به لباس، ماشین یا خانهی شما نیست بلکه وابسته به این است که چقدر آرام و شاد هستید.
#سادگورو
#سادگورو
❤4💯1
بودن کافیست
حیرت آغازِ بودن است
نگاهی که در آن ایده و دانستگی نیست
فقط " این" وجود دارد
از طریق اولین اظهار نظر
که نه " این" آن نیست
شخص پدیدار میشود
و شخص جستجوی آن را آغاز میکند
و سعادتِ بودن
از طریق تقلا برای شدن از بین میرود
تا جایی که این تقلا برای انطباق
آنچه که هست
با آنچه که میخواهد یا میداند
موجب سردرگمی و افسردگی خواهد شد
حیرت آغازِ بودن است
نگاهی که در آن ایده و دانستگی نیست
فقط " این" وجود دارد
از طریق اولین اظهار نظر
که نه " این" آن نیست
شخص پدیدار میشود
و شخص جستجوی آن را آغاز میکند
و سعادتِ بودن
از طریق تقلا برای شدن از بین میرود
تا جایی که این تقلا برای انطباق
آنچه که هست
با آنچه که میخواهد یا میداند
موجب سردرگمی و افسردگی خواهد شد
❤1
وقتی فهمِ "من میدانم" میگه من میدونم که خدا یا خالق کیه یا چیه یا چی گفته و یا چی نگفته، تو همین دانستگی های انباشته شده و کاویده و خالی نشده، چرخه های تکراری میزنی.
درک و شناختِ عمیق به اینکه ""من هیچ نمیدانم"" از بعدی ناشناخته میاد. با آن "من نمیدانم" بیعت کن تا پرتالِ ابعاده ناشناخته وجود رو برات باز کنه. اون همون خودبرتر و آگاه توست که منتظره مونده تا از دانستگی هات دست بکشی و دست تو دستش بزاری تا با چشمانِ درونت (نه دنیوی) چیزهایی که تا حالا ندیدی و نميدونستی رو برات نشون بده.
درک و شناختِ عمیق به اینکه ""من هیچ نمیدانم"" از بعدی ناشناخته میاد. با آن "من نمیدانم" بیعت کن تا پرتالِ ابعاده ناشناخته وجود رو برات باز کنه. اون همون خودبرتر و آگاه توست که منتظره مونده تا از دانستگی هات دست بکشی و دست تو دستش بزاری تا با چشمانِ درونت (نه دنیوی) چیزهایی که تا حالا ندیدی و نميدونستی رو برات نشون بده.
❤3