به کجا چنین شتابان
1.61K subscribers
8.57K photos
3.95K videos
697 files
487 links
جمله خلقان سخره اندیشه اند
زان سبب خسته دل و غم پیشه اند
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی شما به "من" می‌انديشيد، داريد به طور ضمنی آن را يک واقعيت فرض می‌کنيد و تا زمانی که ذهن آن را واقعيت فرض می‌کند، تداومش نيز يک امر حتمی است. لحظه‌ای که ذهن از انديشيدن به "من" باز ماند و حرکت خودش را زير مراقبت بگيرد، "من" خودبخود محو شده است.
❤3
آگاهی نه فکر و نه احساس است آگاهی آن فضای بیکرانِ درون است که در پس زمینه فکر کننده است که تجربه‌ها، مدت زمانی در آن پدیدار میگردنند و پس از مدتی به فنا می‌روند که برخی به آن خلا، هیچ، تهیا یا خالیا نام نهاده اند یعنی تهی از منِ شخصی. بعبارتی لحظه ایی که فکر نمی‌کنی، فضای عاری از افکاری و وقتی دوباره فکرکننده فعال می‌شود خودت را شخصی فکرکننده میپنداری که نیستی.
❤2
ناخودآگاهی که در طول خواب تجربه می شود یک حالت خود به خودی و ناهشیار است، این حالت، وضعیت معمول ضمیر ناخودآگاه را نشان میدهد.
از آنجایی که همه چیز از درون سرچشمه می گیرد، و نحوه درک و تصور شما از خود، تجربیات شما را شکل می دهد، ضروری است که قبل از به خواب رفتن احساس کنید که آرزوی شما قبلا برآورده شده است.
شما هرگز آنچه را که می خواهید از اعماق وجود خود بیرون نمی آورید.
بلکه بر اساس حالت درونی شما از درون ظاهر می شوند.
در اصل، شما چیزی را جذب می کنید که با ادراک شما از خود و باورهایی که در مورد خود و دیگران دارید، همسو باشد.
پس برای تحقق یک آرزو، تبدیل آن به احساس تجربه کردن، داشتن یا مشاهده حالت مورد نظر بسیار مهم است.
این با در آغوش کشیدن احساس تحقق آن آرزو به دست می آید.
احساسی که وقتی به این فکر می کنید که "اگر آرزوی من برآورده شود چه احساسی دارم؟" احساسی است که باید بر تمرکز شما مسلط باشد و توجه شما را به هنگام خواب راحت جلب کند.
شما باید قبل از به خواب رفتن آگاهی خود را از بودن یا داشتن آنچه می خواهید حفظ کنید.
هنگامی که فرد به خواب می رود، توانایی انتخاب آگاهانه را ندارد.
کل دوره خواب آنها تحت تأثیر آخرین تصور آنها از خودشان قبل از به خواب رفتن است. در نتیجه، پیشنهاد می شود که فرد باید به طور مداوم قبل از خواب، احساس موفقیت و رضایت را در آغوش بگیرد.
----
نویل گادارد.
از کتاب احساس راز است.
❤1👍1
✳️ خب اقای رسولی پس این تفکر آگاهانه و استفاده از ذهن و تخیل بصورت اگاهانه که میفرمایید یعنی چه؟

من با شعری از مولانا به شما پاسخ میدهم :

مولانای جان می فرمایند :

من چو مرغ اوجم ، اندیشه مگس

کِی بود بر من مگس را دسترس؟

تفسیر : من مثل پرنده ای هستم که در اوج ایستاده و اندیشه من مانند مگس هست. و من (بعنوان این هشیاری) از دور نظاره گر این ذهن و اندیشه هستم و هرگز با آنها یکی نمی شوم. پس این مگس بر من هیچ‌تسلطی ندارد. و نمیتواند مرا به درون خودش بکشد ( برعکس اکثریت مردم).
پس من همیشه پشت ذهنم ایستاده ام و مشاهده گر ذهن و هویت فکری ام هستم ( من چو مرغ اوجم اندیشه مگس)

✅ توجه داشته باشید که مولانا یک عارف مسلمان است نه یک عارف هندی. بنابراین مشاهده نفس و منِ ذهنی مختص عرفان هند نیست. بلکه شالوده ی حرف تمام عرفای تاریخ و مکاتب مختلف است.

قاصدا خود را به اندیشه دهم
چون بخواهم از میانشان برجهم

تفسیر : پس مولانا منکر استفاده از ذهن نیست اما هرگز مدام در افکار و خیالات و ذهن زندگی نمیکند. بلکه در سکوت هشیاری به سر می برد و میگوید هرگاه بخواهم در صورت لزوم با اراده خودم ( قاصدا) وارد فضای ذهن می شوم و از ذهن استفاده میکنم و سپس ( چون بخواهم از میانشان برجهم) هر زمان هم که بخواهم از فضای ذهن خارج میشوم و دوباره در فضای هشیاری اگاه مستقر میشوم.

بی حس  و بی گوش و بی فکرت  شوید

تا خطاب ارجعی را بشنوید

تفسیر : زمانی که حواس ۵ گانه شما ، گفتگوهای درونی شما ، صفات نفسانی شما و افکار شما فروکش میکنند. ندای درون( که از جنس وجود است) را می شنوید.

✳️ اگر فقط یک محقق مبتدی هم باشیم میتوانیم به سادگی بفهمیم که مشاهده و حضور مبنای تمام عرفان هاست.

💟 نتیجه گیری :
بی ذهنی ب معنای نبود ذهن نیست بلکه ب معنای اگاه بودن از ذهن و عدم هویت گرفتن از هویت فکریست. ما بدون ذهن در جهان ماده نمیتوانیم زندگی کنیم. منتها ذهن یک ارباب بی رحم. و یک خدمتگزار مهربان و پر فایده است. پس اجازه بدهید ذهن در اختیار شما باشد. نه شما در اختیار ذهن .

تفکر مثبت بدون شک عالیست
قدرت تخیل بدون شک عالی ست.
استفاده از ذهن در مواقع لزوم کاملا ضروریست.

اما با این تفاوت که فردی که اگاه است. فقط در مواقع لزوم از این ابزار استفاده لازم را می برد و هرگز با آن هویت نمیگیرد. و اکثر روز را در خویشِ مقدسش مستقر است.

این راز تمام عرفای تاریخ است.

چه عارفان مسلمان. چه عارفان هند و چه هر عارفی که به تجربه وصل نائل گشته است.

بایزید بسطامی سلطان العارفین میفرماید : ( 30 سال ذکر خدای را نمودم. چون از درون خاموش گشتم. دیدم حجاب من ذکرم بود).


🔷خداوند همه مارا از شر تعصبات ، اطلاعات فلسفی و ذهنیِ فراوان به سوی تجربیات حقیقی و درونی هدایت کند❤️

✍️ هادی رسولی
❤2👍2
🔴 آقای رسولی آیا بی ذهنی به معنای عدم استفاده از تفکر ، تخیل مثبت و عدم استفاده از ذهن است؟ اصلا این بی ذهنی که میگویند یعنی چه ؟ آیا همه عرفای تاریخ به بی ذهنی تاکید داشته اند؟ یا بی ذهنی فقط مختص عرفان هند است؟

پاسخ :
بدون شک تفکر در عرفان جایگاه ویژه ای دارد. به عبارتی تفکر ، آگاهی را به دام می اندازد. و استفاده از آن ضروریست. همچنین ذهن یک ابزار مادیست که تمام اختراعات ، پیشرفت ها و فناوری ها و رشد بشر در طول تاریخ با همین ذهن انجام شده است و هیچ عارفی منکر استفاده از ذهن و تفکر مثبت و قدرت تخیل و ژرف اندیشی نیست. درواقع ما نمیتوانیم بدون استفاده از ذهن زندگی بکنیم.

🟢 پس بی ذهنی یعنی چه؟ اولا بی ذهنی فقط یک اصطلاح عرفانی است و به معنای نبود ذهن نیست. چرا که ذهن یک میدان انرژیست که امکان تجربه ی مادی در جهان چند بُعدی را برای هشیاریِ نامحدود و بی شکل فراهم کرده است. در حقیقت ، ذهن ، حلقه واسط میان عالم غیب و عالم ماده است. ذهن نرم افزاریست که قابلیت تجربه ی چند بُعدی را برای هشیاری که از جنس ابعاد نیست فراهم اورده است. پس ما در این مسیر چیزی بنام حذف ذهن نداریم. چون حذف ذهن برابر است با محو شدن کل جهان ماده از هشیاری ما. متاسفانه بسیاری از عزیزان واژه بی ذهنی را مترادف با پوچی ذهن ، عدم تفکر ، عدم استفاده از تخیل و عدم استفاده از ذهن می پندارند.

بی ذهنی به هیچ وجه به معنای عدم استفاده از تفکر و عدم استفاده از ذهن و تخیل نیست. درواقع بی ذهنی فقط یک اصطلاح عرفانی است و به معنای اگاه بودن از ذهن ، اگاه شدن از هویت فکری و عدم یکی انگاشتن خود با بدن ، ذهن ، احساسات ، افکار و حواس ۵ گانه است.
چرا که تو هیچ یک از اینها نیستی. تو هشیاری بیکرانی هستی که از اینها آگاه است. ( این را به سادگی در یک مراقبه میتوانی ببینی که حتی در نبود فکر و فروکش کردن فعالیت های ذهن همچنان تو هستی پس طبیعتا تو این مجموعه نیستی) . به همین سادگی...❤️

هرآنچه نفسانیات ، صفات نفسانی ، بندها و اسارت هست ، حاصل یکی شدن با همین هویت فکری است که ذهن برای ما بوجود می اورد. ( توهمِ منِ ذهنی که تمام عرفای تاریخ برای تجربه وصل به عبور از آن تاکید دارند)

بی ذهنی یعنی تو یک قالب محدود بنام ذهن نیستی. تو از ذهن و بدن فراتری. اما ذهن و بدن ابزاری هستند در اختیار تو که بتوانی آگاهانه از آنها در بُعد معنوی و مادی استفاده کنی. بی ذهنی یعنی تو باید بدانی تو بدن ، ذهن ، افکار ، احساسات ، گفتگوهای ذهنی ، حواس بدن و... نیستی بلکه آن هشیاری لطیفی هستی که مقدم بر همه اینهاست و از همه اینها اگاه است و حتی در نبودِ اینها میتواند همچنان حضور داشته باشد. پس همیشه باید پشت این ذهن زندگی کنی نه بعنوان ذهن. و با معرفت به خویش ، در هشیاری حضور مستقر باشی و در مواقع لزوم از این ذهن استفاده کنی. مثل استفاده از تفکر و تعقل در مواقع لزوم که همه عرفا و کتب آسمانی به ما توصیه میکنند. مثل استفاده از تخیل مثبت که بسیار عالیست. یا استفاده از قدرت های ذهن در مسائل روزمره و مادی و... . چرا که در بسیاری از مسائل مادی ما نیاز به استفاده از ذهن داریم.

بنابراین باز هم تاکید میکنم بی ذهنی فقط یک اصطلاح عرفانی است و به معنای عدم استفاده از تفکر ، تخیل و عدم استفاده از ذهن نیست. اما بشرطی که تفکر و تخیل و استفاده از ذهن بصورت آگاهانه باشد. نه هذیان های فکری مداوم ، نه فکر کردن های مداوم ، نه تخیل مداوم. ( ذهن و بدن اراده ی ما را در دست نگیرد بلکه ابزاری باشد در دستان ما)

عرفان منکر استفاده از ذهن ، تفکر و تخیل نیست. چرا که استفاده از آنها بسیار مفید است. اما بقول مولانای جان کسی که مدام در فکر و خیالات به سر می برد و در این کار افراط میکند و ذهن بر جان نازنینش سایه افکنده ، بُعد روحانی اش لگد کوب خیال شده و وجود مقدسَش زیر لایه های ذهن پنهان می شود.

در نتیجه از این ابزار الهی ( ذهن) باید به بهترین شکل بهره برد اما هرگز اجازه سایه افکندن ذهن بر وجود نازنین تان را ندهید.
👍6❤3
وقتی طرفداریم، زیاده‌روی می‌کنیم؛
وقتی مخالفیم، سرکوب می‌کنیم.

هشیاری چیست؟ هشیاری نه طرفداری است و نه مخالفت.
❤8👍3
ولی مردم همیشه به همدیگر نگاه می‌کنند؛ [مردم همیشه می‌خواهند مچ دیگری را بگیرند] هیچکس به خودش نگاه نمی‌کند. لحظه‌ای که شروع کنی به نگاه‌کردن به خودت، یک سانیاسین (سالک) شده‌ای.
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جملات تاکیدی رهایی از وابستگی ها

☘رها میکنم هر ترس و نگرانی که دارم
☘رها میکنم هر فکری که من را اسیر کرده
☘رها میکنم هر خشمی از هر شخصی دارم
☘رها می کنم هر ناراحتی از هر شخصی دارم
☘رها میکنم هر غمی که بر قلبم لانه کرده
☘رها میکنم هر دردی که مرا گرفتار کرده
☘رها میکنم تمام سنگینی که بر شانه هایم
سنگینی می کند
☘رها میکنم تمام غم و وابستگی که من را قفل کرده

تمام آن ها را بر زمین میگذارم
اجازه میدهم خداوند در وجودم جاری
شود پاک کند و شفا بخشد وجودم را

با احساس عالی بنویس:

متاسفم لطفاً منو ببخش متشکرم دوستت دارم

 
❤5👎1🔥1
میلیونها میلیون نفر به غلط خیال می کنند عاشقند، معتقدند که عشق می ورزند، در حالیکه این تنها تصور آنهاست. عشق شکوفایی نادری است، بعضی وقتها اتفاق می افتد. کمیاب است. چون تنها در صورتی رخ می دهد که ترس نباشد، قبل از آن ممکن نیست. این یعنی اینکه عشق تنها برای شخص بسیار بسیار روحی و مذهبی رخ می دهد. سکس برای همه امکانپذیر است، آشنایی برای همه رخ می دهد، ولی عشق نه. اگر چیزی برای پنهان کردن نداشته باشی پس نمی ترسی. می توانی رها باشی، می توانی تمام زواید را دور بریزی، می توانی دیگران را به عمق وجودت دعوت کنی. بخاطر بسپار: اگر به کسی اجازه دهی تا به عمق وجودت رخنه کند، دیگران هم چه مرد و چه زن این اجازه را به تو خواهند داد. چون وقتی به کسی اجازه نفوذ می دهی در واقع اعتماد بوجود می آید. وقتی تو نترسی، دیگران هم بی ترس می شوند. اگر در عشق تان ترس حضور داشته باشد، زن از شوهر و شوهر از زن بترسد، عشاق همیشه در ترس باشند، پس این عشق نیست، بلکه در کنار هم بودن دو نفر ترسو و متکی به هم است که با هم می جنگند، از هم بهره کشی می کنند، در پی دستکاری و کنترل یکدیگرند و از سلطه جویی و در تملک در آوردن یکدیگر ابایی ندارند. همه اینها وجود دارد ولی عشق غایب است.


اشو
شهامت
ص 67
❤3😁2
در خواب عمیق، هیچ خواسته‌ای نداریم، اما احساس خوبی داریم. چون در آن حالت همه‌چیز را رها کرده‌ایم. اگر در بیداری هم بتوانیم همین رهاسازی را انجام دهیم، خوشبختی و آرامش خود به خود می‌آید.

#رابرت_آدامز
❤11🥴2
خودبرتر 11
ذهن از سکوت واهمه دارد بخاطر همین
دائما درحال نشخوار کردن است
هرلحظه درحال قضاوت وتفسیر وتعبیر
پیشگویی کردن منفی نگری کردن بدبینی
پیش بینی ست
نشخوار کردن ذهن را خوشحال می‌کند چون غذای لذید ذهن ماست بخاطر
همین انسانها وراجی می‌کنند چون ازاین طریق
خوشحال می‌شوند واین یک تله ذهنی ست
هرچقدر انسان فقیر تر باشد یعنی درذهن باشد
هیاهویش بیشتر است یعنی نشخوار ذهنیش
بیشتر است
انسانها ناگفته های سرکوب شده زیاد دارند آرزوهای بر آورده نشده خواسته های نرسیده زیاد
دارند
بخاطر همین با حرف زدن ها می‌خواهند آن را خالی کنند درد و دل ها بخاطر همین است خشم و
عصبانیت ها همه بخاطر عقده هایی است که
سرکوب شده است
ذهن مقاومت گر است بخاطر همین عدم پذیرش
همیشه درحال جنگ با خودش یا با دیگران است
آنچه که پذیرفته نشود تبدیل به نشخوار می‌شود
رنجش خشم حسادت بخاطر همین نپذیرفتن هاست که همیشه انسان را درعذاب نگه داشته است.
❤5
شهود

همه ما دارای ادراکی حسی و شهودی درونی هستیم که نابترین هدایتگره ماست ولی در ارتباطاتِ گفتاری مان بیشتر از ادارکاتِ فهمانی استفاده میکنیم و ادراکِ حسی و شهودی مان را نادیده میگیریم و ناهشیارانه نظر دیگران را به حس های شهودیمان ترجیح می‌دهیم و بدین طریق رفته رفته، بی انکه بدانیم از حساسیتِ شهودیمان، ناهشیار گشته و غافل می‌مانیم.

اما این شهود است که پلی بین آگاهی و منبع بی پایان خرد الهی است.

برای فعال کردنِ ادراکاتِ شهودی باید حساستر شویم تا بتوانیم با ژرفای سکوت درونمان ارتباط برقرار کنیم.
سکوت همانطور که همه می‌دانیم زبانِ بی زبان الهی ست که گاهی ارتباطی الهام آمیز، گاهی لمسی، گاهی یهویی چیزی بدلمان نازل میشود‌ و گاهی حتی با انزالی روحانی همراه است.
بگذارید شهود در زندگی شما به هدایتگری وفادار تبدیل شود.
برای ارتباطی عمیق‌ با شهود، بیاموزید شاهدی بی قضاوت با قلبتان باشید تا پیامش را همان لحظه درک و دریافت کنید.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مغز انسان قابلیت این رو داره که همزمان دو سطح آگاهی رو درک کنه
میتونه همزمان در کثر ت باشه ولی وحدت رو درک کنه
❤3
هرچیزی رو شخصی کنی، تبدیل به شخصی میشی که خودشو همون شخص میپنداره و اسیر خودهای شخصی خودش میشه و فراموش میکنه که اون شخص نیست فقط خاطره ایی از اون شخصِ که ناهشیارانه هنوز تو ناخودآگاهش داره با خودش حمل میکنه.
❤3👍1
اگر کسی به صورت شما سیلی بزند. اولین چیزی که نفس ما می‌گوید این است برای تلافی به صورت این شخص سیلی بزنیم و یا در بدترین حالت، او را بکشیم، از او انتقام بگیریم.

اما اگر خردمند باشیم، درک می‌کنیم، ضربه‌ای که به صورت ما وارد شد به این دلیل است که درگیر کارما شدیم.

و اگر انتقام بگیریم ، یک کارمای جدیدی را به ضرر خودمان به حرکت می‌اندازیم، که دیر یا زود به ما باز می‌گردد.

بنابرین، وقتی بدانید که در جای مناسب قرار گرفتید. مهم نیست در زندگی شما چه اتفاقی می‌افتد.

اگر واکنش نشان ندهید و انتقام نگیرید، دیگر هیچ کس شما را مقصر نمی‌داند و سعی نمی‌کند که به شما ضربه بزند،

اگر پیام عشق به جهان ارسال کنید، کارما متوقف می‌‌شود و از آن فراتر می‌روید و هرگز کارما بر نخواهد گشت.

اما اگر انتقام بگیرید، و فکر کنید که برنده شدید، ممکن است به نظر برسد که برنده شدید یا احساس کنید که به چیزی دست یافتی، اما هرگز فراموش نکن، ثمرات اعمال شما دیر یا زود به خودتان باز خواهد گشت.

🍀 رابرت آدامز
❤5
تنهایی را ترجیح بده به تن‌هایی که روحشان با تو نیست. تنهایی تقدیر من نیست ترجیح من است.

جبران خلیل جبران
❤5👍3🔥3
کمال‌گرایی

در دنیای کمال گرای ما که انسانهایش از کودکی با کمال‌گرایی و تقارن شرطی میشن، به هرچیزی که با چشمانِ کمال‌گرا نگاه می‌کنند، دنبال عیب و نقص و ایرادهای بی‌مورد میگردن چون توقع دارن که همه چی باید کامل، بی نقص و بی عیب و در سوپر تقارن باشه که ممکن نیست. انسانهای کمالگرا حتی زیبایی چهره و اندام بدن رو در تقارن و تناسب، زیبا می‌بینن و اگر اینطور نباشه به هرترتیبی تن به جراحی های خطرناکِ زیبایی میدن تا زیباتر و خوشگلتر و زیبااندامتر از دیگران جلوه کنن. نفسِ مقایسه گر همیشه در رقابت با همه اس و در همه‌چیز میخواد برتر از دیگران باشه.
❤2👍1
who are you
<unknown>
هر نفس نو می‌شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا

مولانا
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تکامل یک قانون خاص دارد، یک اصل در آن هست. و آن اصل این است: قبل از اینکه واقعاً معصوم شوی، باید تمام معصومیت را از دست بدهی. قبل از اینکه بتوانی واقعاً به‌ وطن برسی، باید پرسه بزنی، باید گمراه شوی.
👍4❤1