کسانی که خیلی فکر میکنند بسیار مادیگرا هستند، چرا که فکر ماده است. فکر به همان اندازه ماده است که کف اتاق، دیوار، و تلفن، ماده هستند. انرژیای که دارد در الگو عمل میکند تبدیل به ماده میشود. انرژی وجود دارد و ماده وجود دارد. این همان چیزی است که کل زندگی است. ما ممکن است فکر کنیم که فکر ماده نیست، اما هست. فکر به عنوان یک ایدئولوژی ماده است. جایی که انرژی وجود دارد، به ماده تبدیل میشود. ماده و انرژی به هم مرتبط هستند. یکی بدون دیگری نمیتواند باشد، و هرچه هماهنگی بیشتری بین این دو وجود داشته باشد، سلولهای مغزی متعادلتر و فعالتر هستند.
جیدو کریشنامورتی
جیدو کریشنامورتی
❤1🥰1
برای مدت طولانی از کسی متنفر نباشید،
چون تنفر تبدیل به نقطه ضعفتان میشود.
یاد بگیرید فرد را از دایره مورد نظر توجه تان خارج کنید.
چون تنفر تبدیل به نقطه ضعفتان میشود.
یاد بگیرید فرد را از دایره مورد نظر توجه تان خارج کنید.
❤3🥰3
سوال:
مدتی است درمراقبه خیلی اذیت میشم
صدای سرم خیلی زیاداست وزود خسته میشم . چه کنم؟
☀️پاسخ
مراقبه اگر خسته کند تمرکز کردن میشود
هر نوع فعالیت ذهنی تمرکز کردن میشود و حتما خستگی دارد
مدتی است درمراقبه خیلی اذیت میشم
صدای سرم خیلی زیاداست وزود خسته میشم . چه کنم؟
☀️پاسخ
مراقبه اگر خسته کند تمرکز کردن میشود
هر نوع فعالیت ذهنی تمرکز کردن میشود و حتما خستگی دارد
🔥2❤1
نَفس که می کشی،زندگی به درونت وارد می شود؛ نَفس را که بیرون می دهی، تو به زندگی وارد می شوی. هیچ تفکیکی وجود ندارد.
میوه که می خوری، درختان از طریق آن میوه به درون تو راه می یابند.
بعد یک روز میمیری، در خاک دفن می شوی و درختان شیره ات را می مکند و تو به صورت میوه در می آیی
میوه که می خوری، درختان از طریق آن میوه به درون تو راه می یابند.
بعد یک روز میمیری، در خاک دفن می شوی و درختان شیره ات را می مکند و تو به صورت میوه در می آیی
🔥5❤1
نکته را ببین:
هرگاه به راه دل می روی شادمانی،
اما هرگاه به راه ذهن می روی گرفته و هراسناکی
هرگاه به راه دل می روی شادمانی،
اما هرگاه به راه ذهن می روی گرفته و هراسناکی
❤5
"ناشناسی"
برای یک سالک، "ناشناسی"، آزادی است. "شهرت"، بند است. شگفتا که برخی چگونه حاضرند همه چیز خود را بدهند تا به شهرت رسند و خود را با دست خویش به "بند" کشند. گویی حماقت و جهالت بشر، بی پایان است. "ناشناسی"، یک نعمت بزرگ الهی است که خداوند به دوستان خود عطا می کند. چه کیفیتی است که "اخلاص" در آن به بار می نشیند و "رهایی" آنجا شکوفا می شود. نخواه به چیزی شُهره شوی که از خدمتگزاری صادقانه باز می مانی. برای خدا، "خاص" باش، اما برای دیگران عام و ناشناس. برای خدا، آن به آن خود را جذاب تر کن تا نگاه روحش بر تو خیره بماند، اما در چشم دیگران آن به آن خود را معمولی تر کن تا فشار نگاهشان تو را خم نکند. چه تو در نگاه خدا آزاد می شوی، و در نگاه دیگران، اسیر.
مسعود ریاعی
برای یک سالک، "ناشناسی"، آزادی است. "شهرت"، بند است. شگفتا که برخی چگونه حاضرند همه چیز خود را بدهند تا به شهرت رسند و خود را با دست خویش به "بند" کشند. گویی حماقت و جهالت بشر، بی پایان است. "ناشناسی"، یک نعمت بزرگ الهی است که خداوند به دوستان خود عطا می کند. چه کیفیتی است که "اخلاص" در آن به بار می نشیند و "رهایی" آنجا شکوفا می شود. نخواه به چیزی شُهره شوی که از خدمتگزاری صادقانه باز می مانی. برای خدا، "خاص" باش، اما برای دیگران عام و ناشناس. برای خدا، آن به آن خود را جذاب تر کن تا نگاه روحش بر تو خیره بماند، اما در چشم دیگران آن به آن خود را معمولی تر کن تا فشار نگاهشان تو را خم نکند. چه تو در نگاه خدا آزاد می شوی، و در نگاه دیگران، اسیر.
مسعود ریاعی
❤2🔥1
تا بی نقاب نشوی نمیتوانی عشق را
مهمان شوی
عشق به ملاقات نقاب داران نمیشود
هرچقدر هم انسان خوبی باشی تا بی نقاب
نشوی یا همان بی هویت نشوی درههاگشوده
نخواهند شد
نقاب یا همان هویت ساختگی یعنی حجاب یا همان دیوار یا همان حائل
مهمان شوی
عشق به ملاقات نقاب داران نمیشود
هرچقدر هم انسان خوبی باشی تا بی نقاب
نشوی یا همان بی هویت نشوی درههاگشوده
نخواهند شد
نقاب یا همان هویت ساختگی یعنی حجاب یا همان دیوار یا همان حائل
❤4🙈1
فعالیتِ زیاد، بودن نیست
يکی از دلايل ناآرامی انسان و شبه تحرک او اين است که فکر میکند هر چه بيشتر عمل کند بيشتر وجود دارد، هويت غنیتری دارد. علت بیقراری، علت تلاش و طفرههای دائمی ما همين احتياج روانی است. ما مثل آدمی هستيم که احساس سرما میکند و بالا و پايين میجهد تا خود را گرم کند. ما در آرام گرفتن احساس سردی روانی میکنيم، احساس میکنيم که وجود نداريم. و اين بالا و پايين پريدن ها را به حساب فعال بودن میگذاريم. غافل از آنکه ما در يک حد عميق و اساسی غير فعاليم. هدف تمام فعاليتهای ما جستجوی چيزهایی است برای "خود". و چون "خود" يک پديده مبتنی بر پندار، بر هوا و حباب است تمام تلاشها و جستجوهای ما عبث و باطل است.
يکی از دلايل ناآرامی انسان و شبه تحرک او اين است که فکر میکند هر چه بيشتر عمل کند بيشتر وجود دارد، هويت غنیتری دارد. علت بیقراری، علت تلاش و طفرههای دائمی ما همين احتياج روانی است. ما مثل آدمی هستيم که احساس سرما میکند و بالا و پايين میجهد تا خود را گرم کند. ما در آرام گرفتن احساس سردی روانی میکنيم، احساس میکنيم که وجود نداريم. و اين بالا و پايين پريدن ها را به حساب فعال بودن میگذاريم. غافل از آنکه ما در يک حد عميق و اساسی غير فعاليم. هدف تمام فعاليتهای ما جستجوی چيزهایی است برای "خود". و چون "خود" يک پديده مبتنی بر پندار، بر هوا و حباب است تمام تلاشها و جستجوهای ما عبث و باطل است.
❤6
خودشناسی
«خود»شناسی یعنی درک این که «خود»ی برای شناختن وجود ندارد. جز فکری که «خود» را «خلق» میکند.
جیدو کریشنامورتی
«خود»شناسی یعنی درک این که «خود»ی برای شناختن وجود ندارد. جز فکری که «خود» را «خلق» میکند.
جیدو کریشنامورتی
❤2
سوال : استاد عزیز گاهی دنیا واسم مثل قبر میشه حالم از دنیا و زندگی بهم میخوره انگار هیچ خوشی واسم نداره چون میدونم خوشی ها ذهنی هست چون از خوشی ها نمیتونم هم لذت ببرم هم لذت ذهنی نباشه؟ 🙏🙏🌷🌷
پاسخ جناب استاد زند :
چقدر زشت.
دنیا همش عشقه اگر تو نباشی.
شعور و اگاهی لازم داره.
سوال" ما که ذهن دوقطبی داریم مگه ممکنه شعور کامل داشته باشیم؟
پاسخ: شعور دارید اما ناقص.
من ذهنی خودش شعوره. هر چه هست فقط شعور است. تا تو در چه شعوری مستقر هستی.
سوال" مثلا عملی مثل رقصیدن. با من ذهنی انجام میشود که شاد شویم
پاسخ: هدف؟؟؟؟
هدف یعنی زندان. هدف خود رقص هست. و رقصیدن همین رقص برای رقص.
سوال" مثلا نشستی احساس افسردگی میکنی بلند میشوی کاری انجام دهی که از این حال خارج شوی.
پاسخ: فرار، مسکن، خود فریبی
کاری کردی برای تغییر حالی که سراسر برکت است.
سوال" چرا وقتی با حالت می مانی حالت خرابتر میشود؟ 🙏🙏🌺
پاسخ: میمانی ؟ یا دائما تفسیرش میکنی؟
ماندن این نیست که میگویی. تو نمی مانی. تو میروی، ماندن عشق است که تو از آن محرومی.
ماندن و ماندن. دیدن ، آیا میبینی؟ یا سوار میشوی و میروی؟
حال مال تو نیست حال مال ذهن هست.
تو میمانی و ببینی فقط؟ نه
تو خود به حال میشوی. و با حال میرقصی و روانی میشوی.
ماندن یعنی رو در رو نگاه کردن، بدون یکی دانستن با آن حال.
ماندن مراقبه است. که به هوشی بالا نیاز است. مراقبه هوش هست. ماندن و نگاه کردن بی قضاوت. همین که تفسیر کنی روی اسب آن حال نشستی. و شدی حالی که هست.
موزیک رقص طبیعت تماما فراریست مکارانه هر اقدامی فرار است جز ماندن. ماندن هم متعلق به ذهن نیست.
ماندن نگاهیست از جنس هوش والا که به تصویر متوجه هست. حال بد یک حس و تصویر است. هوش اگاهی است. ماندن توجه است. ماندن تمرکز نیست.ماندن یعنی جدا شدن و مشاهده کردن و ذوب کردن آن حس. ماندن کیمیاگریست.
ماندن عشق است که لازمان را بر زمان حاکم میکند.
ماندن اصالت لم یلد ولم یولد بی شکل و نام ابدیست. ماندن بعد فناناپذیر است که هرگز تغییر نمیکند.
سوال" استاد همین که میخای نباشی اگه از ذهن باشه حالت بد میشه
پاسخ: خواسته نبودن به چه دلیل است؟
جواب پرسشگر: استاد به دلیل اینکه لا کنی از چیزها. 🙏🙏🌺
پاسخ جناب استاد زند: لا کردن نمیشه نبودن. لا کردن میشه بودن. خواسته ها هم بودن هستند.
محاله که بتونی نباشی. زیرا تو هستی به عنوان هوش همیشه بودی و هستی. تویی هرگز وجود ندارد.
هیچ تویی نیست. درد اینجاست.
تو وجود نداری.
وقتی اگاهی متوجه شد دنیا میشه بهشت همه جا گلستان میشه.
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز.
علی زند 🕉🕉🕉
پاسخ جناب استاد زند :
چقدر زشت.
دنیا همش عشقه اگر تو نباشی.
شعور و اگاهی لازم داره.
سوال" ما که ذهن دوقطبی داریم مگه ممکنه شعور کامل داشته باشیم؟
پاسخ: شعور دارید اما ناقص.
من ذهنی خودش شعوره. هر چه هست فقط شعور است. تا تو در چه شعوری مستقر هستی.
سوال" مثلا عملی مثل رقصیدن. با من ذهنی انجام میشود که شاد شویم
پاسخ: هدف؟؟؟؟
هدف یعنی زندان. هدف خود رقص هست. و رقصیدن همین رقص برای رقص.
سوال" مثلا نشستی احساس افسردگی میکنی بلند میشوی کاری انجام دهی که از این حال خارج شوی.
پاسخ: فرار، مسکن، خود فریبی
کاری کردی برای تغییر حالی که سراسر برکت است.
سوال" چرا وقتی با حالت می مانی حالت خرابتر میشود؟ 🙏🙏🌺
پاسخ: میمانی ؟ یا دائما تفسیرش میکنی؟
ماندن این نیست که میگویی. تو نمی مانی. تو میروی، ماندن عشق است که تو از آن محرومی.
ماندن و ماندن. دیدن ، آیا میبینی؟ یا سوار میشوی و میروی؟
حال مال تو نیست حال مال ذهن هست.
تو میمانی و ببینی فقط؟ نه
تو خود به حال میشوی. و با حال میرقصی و روانی میشوی.
ماندن یعنی رو در رو نگاه کردن، بدون یکی دانستن با آن حال.
ماندن مراقبه است. که به هوشی بالا نیاز است. مراقبه هوش هست. ماندن و نگاه کردن بی قضاوت. همین که تفسیر کنی روی اسب آن حال نشستی. و شدی حالی که هست.
موزیک رقص طبیعت تماما فراریست مکارانه هر اقدامی فرار است جز ماندن. ماندن هم متعلق به ذهن نیست.
ماندن نگاهیست از جنس هوش والا که به تصویر متوجه هست. حال بد یک حس و تصویر است. هوش اگاهی است. ماندن توجه است. ماندن تمرکز نیست.ماندن یعنی جدا شدن و مشاهده کردن و ذوب کردن آن حس. ماندن کیمیاگریست.
ماندن عشق است که لازمان را بر زمان حاکم میکند.
ماندن اصالت لم یلد ولم یولد بی شکل و نام ابدیست. ماندن بعد فناناپذیر است که هرگز تغییر نمیکند.
سوال" استاد همین که میخای نباشی اگه از ذهن باشه حالت بد میشه
پاسخ: خواسته نبودن به چه دلیل است؟
جواب پرسشگر: استاد به دلیل اینکه لا کنی از چیزها. 🙏🙏🌺
پاسخ جناب استاد زند: لا کردن نمیشه نبودن. لا کردن میشه بودن. خواسته ها هم بودن هستند.
محاله که بتونی نباشی. زیرا تو هستی به عنوان هوش همیشه بودی و هستی. تویی هرگز وجود ندارد.
هیچ تویی نیست. درد اینجاست.
تو وجود نداری.
وقتی اگاهی متوجه شد دنیا میشه بهشت همه جا گلستان میشه.
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز.
علی زند 🕉🕉🕉
🤣3❤2👎2
میدانی منظورم از «خود» چیست؟ منظورم آن ایده، آن خاطره، آن نتیجهگیری، آن تجربه، و آن اشکال گوناگونِ خواستههای قابلنامبردن یا نامناپذیر است؛ تلاشِ آگاهانه برای بودن یا نبودن؛ حافظهٔ انباشتهٔ ناهشیار؛ آنچه نژادی است، گروهی است، فردی است، قبیلهای است—و همهٔ اینها، چه در کنش بیرونی فرافکنی شود و چه در شکل فضیلتی روحانی نمود یابد. تمام این تقلا، همان «خود» است. در آن رقابت نهفته است، و میل به بودن. تمام این فرایند، همان «خود» است؛ و ما، وقتی با آن روبهرو میشویم، بهراستی درمییابیم که چیزی شرّ است. من آگاهانه از واژهٔ «شرّ» استفاده میکنم، چرا که «خود» تقسیمکننده است؛ «خود»، در خود فرورونده است؛ کنشهایش - حتی اگر والا باشند - جداافتاده و منزویاند. ما همهٔ اینها را میدانیم. و همچنین میدانیم که لحظاتی شگفتانگیز هستند، زمانی که «خود» حضور ندارد، لحظاتی که هیچ احساسِ تقلا، هیچ کوشش و تلاشی در کار نیست - و این لحظات، زمانی روی میدهند که عشق هست.
جیدو کریشنامورتی
کتاب «کتاب زندگی»
جیدو کریشنامورتی
کتاب «کتاب زندگی»
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
يه روزى مى فهمى دنيا باهات لج نكرده بود،
فقط داشت ياد مى داد چطور بى نياز بشى…
فقط داشت ياد مى داد چطور بى نياز بشى…
🔥3❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا لحظه ای که با خویش ارتباط نگیریم
از افراد ، چیزها ، وضعیتها ، زندگی را بیرون خواهیم کشید .
وابستگیها ، دلبستگیها ، دلمشغولیها ،حس مالکیت داشتن ، ترس از دست دادن شخصی ووووو
همه به دلیل هم هویت شدگی با زمان روانشناختی است
این ذات نفسانیت است که از بیرون ، طلبِ محبت، تایید، احترام و توجه میکند
✍علی زند
📖مرواریدهای آگاهی
از افراد ، چیزها ، وضعیتها ، زندگی را بیرون خواهیم کشید .
وابستگیها ، دلبستگیها ، دلمشغولیها ،حس مالکیت داشتن ، ترس از دست دادن شخصی ووووو
همه به دلیل هم هویت شدگی با زمان روانشناختی است
این ذات نفسانیت است که از بیرون ، طلبِ محبت، تایید، احترام و توجه میکند
✍علی زند
📖مرواریدهای آگاهی
😁2🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همه از خلا درونشون میترسن و ازش فرار میکنن درصورتی که وصال از طریقِ همون خلا(فضای درون) امکانپذیر میشه
👍2❤1