رها کن تا رها شوی
اگر با ذهنت به چیزی چنگ بزنی، از همان چیز چنگ خورده ای.
اگر چیزی را با فکرت بگیری، از همانسو گرفته شده ای.
و اگر چیزی را از آنِ خود بدانی، به واقع از آنِ او گشته ای.
پس رها کن تا رها شوی.
این است روند آزادی درون.
درون چون آزاد نباشد، آزادی بیرون حُقّه ای بیش نیست.
جهان امروز اوج بردگی های ذهنی است،
و جهان فردا، عصر حریّت و آزادگی است و تنها کسانی را سزاست که به آزادی درون دست یافته اند و چه قلیل اند اینان!
💫🕊🕊
اگر با ذهنت به چیزی چنگ بزنی، از همان چیز چنگ خورده ای.
اگر چیزی را با فکرت بگیری، از همانسو گرفته شده ای.
و اگر چیزی را از آنِ خود بدانی، به واقع از آنِ او گشته ای.
پس رها کن تا رها شوی.
این است روند آزادی درون.
درون چون آزاد نباشد، آزادی بیرون حُقّه ای بیش نیست.
جهان امروز اوج بردگی های ذهنی است،
و جهان فردا، عصر حریّت و آزادگی است و تنها کسانی را سزاست که به آزادی درون دست یافته اند و چه قلیل اند اینان!
💫🕊🕊
👍2❤1
+سؤال چرا آرام کردن ذهن تا این حد برای من دشوار است؟ از هر طرفی به شدت در معرض افکار هستم و راه گریزی نمیبینم.
جواب: افکار چیزی جز مجموعهای از جملات نیستند. جملاتی که مدام به صورتهای مختلف تکرار میشوند. خود این جملات نیرو و توانی ندارند اما موضوع اصلی، میزان توجه ای است که ما به این جملات میدهیم. هرچه توجه بیشتری به این جملات (افکار) بدهیم آنها قویتر شده و رها شدن از آنها دشوارتر میشود. پس پیش از هر چیزی عمیقاً درون خودتان بررسی کنید و ببینید که بیشترین توجه شما را کدام دسته از این افکار به خودشان جلب میکنند و نسبت به آنها هشیار باشید. هرچقدر توجه را از آنها بردارید انرژی و توانشان کمتر شده و رفتهرفته محو میشوند
جواب: افکار چیزی جز مجموعهای از جملات نیستند. جملاتی که مدام به صورتهای مختلف تکرار میشوند. خود این جملات نیرو و توانی ندارند اما موضوع اصلی، میزان توجه ای است که ما به این جملات میدهیم. هرچه توجه بیشتری به این جملات (افکار) بدهیم آنها قویتر شده و رها شدن از آنها دشوارتر میشود. پس پیش از هر چیزی عمیقاً درون خودتان بررسی کنید و ببینید که بیشترین توجه شما را کدام دسته از این افکار به خودشان جلب میکنند و نسبت به آنها هشیار باشید. هرچقدر توجه را از آنها بردارید انرژی و توانشان کمتر شده و رفتهرفته محو میشوند
❤1🔥1
مگذار که غصه در میانت گیرد
این فرصت کوته از جهانت گیرد
اندیشهٔ تلخ مرگ را دور انداز
تا لحظهٔ آخر که نشانت گیرد
این فرصت کوته از جهانت گیرد
اندیشهٔ تلخ مرگ را دور انداز
تا لحظهٔ آخر که نشانت گیرد
👍2👏1
تمام چیزی که تو به آن نیاز داری یک ذهن خاموش است. زمانی که ذهنت خاموش شد تمام چیزهای دیگر بهدرستی اتفاق خواهند افتاد. همانطور که خورشید هنگام طلوع باعث تکاپو در عالم میشود خویش آگاهی نیز باعث تغییراتی در ذهن میگردد. در پرتو نور آرام و استوار خویش آگاهی انرژیهای درونی بیدار شده و بدون هیچ تلاشی از سمت شما در کارتان معجزه میکنند.
#نیسارگاداتا
💟
.
#نیسارگاداتا
💟
.
👍2
اگر میخای توانایی درک فراتر از هستی را داشته باشی فارغ از داشته های زمان و مکان، باهاش روبرو شو و اصلا سراغ عنصر زمان و مکان نرو چون عنصر زمان و مکان مخصوص عالم طبیعت و ماده هست🙏👍
👍2🤔2
انسان از وجود و حقیقت خویش،
مطلقا ناآگاه است
او تصور میکند که خودش را میشناسد.
و این خطایی اساسی است.
ما هستیم...
اما نمیدانیم که کیستیم!!!
نامهای ما، ما را فریب میدهند.
بدن ما که در آینه منعکس میشود،
چهره ما که در چشم مردم منعکس میشود، پیوسته به ما ایده خاصی در مورد هویت مان میدهد.
شخص نمیتواند خودش را با نگاه کردن در آینه بشناسد، آینه فقط بدنتان را منعکس میکند.
و شما "بدن نیستید"،
شما "در بدن هستید"
اما این تن نیستید
برای شناخت حقیقت تان نیاز به اکتشافی عمیق است.
اکتشاف خویش دشوار و پر زحمت است.
آن بزرگترین سفر است. رفتن به زیارتی حقیقی است و سخت است
زیرا باید در آن تنها سفر کنیم.
آن، پروازی از تنهایی به تنهایی است.
مسئله رفتن به بهشت نیست
مسئله یافتن خدا نیست
مسئله دانستن این است که:
"من کیستم...؟"
هر انسانی یک معبد خداست.
خدا در هر کسی بر تخت نشسته است. نیازی نیست برای یافتن خدا به هیچ جایی بروید
اما اگر بتوانید خود را بیابید، خدا را یافته اید
او درون شما پنهان است.
او عین درون شماست.
#اشو
مطلقا ناآگاه است
او تصور میکند که خودش را میشناسد.
و این خطایی اساسی است.
ما هستیم...
اما نمیدانیم که کیستیم!!!
نامهای ما، ما را فریب میدهند.
بدن ما که در آینه منعکس میشود،
چهره ما که در چشم مردم منعکس میشود، پیوسته به ما ایده خاصی در مورد هویت مان میدهد.
شخص نمیتواند خودش را با نگاه کردن در آینه بشناسد، آینه فقط بدنتان را منعکس میکند.
و شما "بدن نیستید"،
شما "در بدن هستید"
اما این تن نیستید
برای شناخت حقیقت تان نیاز به اکتشافی عمیق است.
اکتشاف خویش دشوار و پر زحمت است.
آن بزرگترین سفر است. رفتن به زیارتی حقیقی است و سخت است
زیرا باید در آن تنها سفر کنیم.
آن، پروازی از تنهایی به تنهایی است.
مسئله رفتن به بهشت نیست
مسئله یافتن خدا نیست
مسئله دانستن این است که:
"من کیستم...؟"
هر انسانی یک معبد خداست.
خدا در هر کسی بر تخت نشسته است. نیازی نیست برای یافتن خدا به هیچ جایی بروید
اما اگر بتوانید خود را بیابید، خدا را یافته اید
او درون شما پنهان است.
او عین درون شماست.
#اشو
❤3🔥2
طلب توجه کردن یکی از ضعف های انسانی است.یکی از سستی های عمیقا ریشه دار است
دلیل اینکه فرد به دنبال توجه است این است که:
فرد خودش را نمی شناسد.
تنها در چشمان دیگران است که او می تواند چهره ی خویش را ببیند.
در نظرات دیگران است که می تواند شخصیت خود را پیدا کند.
آنچه که دیگران می گویند بسیار با اهمیت است
اگر دیگران به او بی اعتنایی کنند و او را نادیده بگیرند؛ او احساس گمگشتگی میکند، اگر از جایی عبور کنی و کسی به تو؛ توجهی نکند هر آنچه را که بافته ای و سر هم کرده ای از دست خواهی داد.
شخصیت چیزی است که آن را گردآوری کرده ای، آن را کشف نکرده ای
شخصیت چیزی طبیعی نیست بسیار مصنوعی و قرار دادی است.
این تنها تو نیستی که گدای توجه هستی
تقریبا همه چنین اند.
و موقعیت نمی تواند تغییر کند
مگر اینکه خود اصیل خودت را که وابسته به نظرات توجهات؛ انتقادات و بی تفاوت های هیچکس نیست؛ که هیچ ربطی به هیچکس دیگر ندارد را کشف کنی
از آنجا که فقط تعداد بسیار اندکی از مردمان قادر بوده اند خویشتن را کشف کنند،
دنیا پر از گدایان است.
#اشو
#کتاب_زیارت_بزرگ
دلیل اینکه فرد به دنبال توجه است این است که:
فرد خودش را نمی شناسد.
تنها در چشمان دیگران است که او می تواند چهره ی خویش را ببیند.
در نظرات دیگران است که می تواند شخصیت خود را پیدا کند.
آنچه که دیگران می گویند بسیار با اهمیت است
اگر دیگران به او بی اعتنایی کنند و او را نادیده بگیرند؛ او احساس گمگشتگی میکند، اگر از جایی عبور کنی و کسی به تو؛ توجهی نکند هر آنچه را که بافته ای و سر هم کرده ای از دست خواهی داد.
شخصیت چیزی است که آن را گردآوری کرده ای، آن را کشف نکرده ای
شخصیت چیزی طبیعی نیست بسیار مصنوعی و قرار دادی است.
این تنها تو نیستی که گدای توجه هستی
تقریبا همه چنین اند.
و موقعیت نمی تواند تغییر کند
مگر اینکه خود اصیل خودت را که وابسته به نظرات توجهات؛ انتقادات و بی تفاوت های هیچکس نیست؛ که هیچ ربطی به هیچکس دیگر ندارد را کشف کنی
از آنجا که فقط تعداد بسیار اندکی از مردمان قادر بوده اند خویشتن را کشف کنند،
دنیا پر از گدایان است.
#اشو
#کتاب_زیارت_بزرگ
❤3👍2
در تمام دنیا می توانید انواع خرافات را به روش های متفاوت ببینید. و اگر خواهان توجه مردم باشید، مجبور هستید که از افکار آنان پیروی کنید.
باید همیشه یک پیرو باشی،
همیشه باید یک باورکننده باشی،
باید همیشه یک احمق و جاهل باشی.
ولی اگر مایلی که از این گدایی کردن خلاص بشوی، باید از
منیت خود و از شخصیت خودت خلاصشوی.
باید بیاموزی که، در احترام دیگران و در اعتبار داشتن در جامعه هیچ چیز وجود ندارد
این ها همگی واژگان قلابی و بی معنی هستند.
واقعیت به تو تعلق دارد، ولی تا زمانی که آن را کشف نکنی، مجبور هستی که به دیگران تکیه کنی.
شما امپراطوران هستید، ولی باید این را برای خودتان کشف کنید. و این اکتشاف دشوار نیست: پادشاهی شما در درونتان است.
فقط باید بیاموزید که چشم ها را ببندید و به درون نظر کنید. قدری انضباط، قدری آموختن اینکه در بیرون متمرکز نباشید،
بلکه دست کم روزی یکی دوبار، هرزمان که فرصتی بیابید، برگشت به درون....
آهسته آهسته شروع می کنید به آگاه شدن از وجود جاودانه ی خود.
آنگاه مفهوم طلب توجه به سادگی ازبین می رود.
و معجزه این است:
روزی که نیازمند توجه دیگران نباشی، مردم شروع می کنند به احساس کردن جذابیت تو، زیرا جذابیت تشعشع فردیت تو است. آنان احساس می کنند که تو شخصی ویژه هستی، منحصربه فرد، باوجودی که نمی توانند مشخص کنند که این ویژگی تو در چیست و چه چیز است که مانند مغناطیس آنان را جذب می کند.
مردمانی که خویشتن را کشف کرده اند، دریافته اند که هزاران نفر به سمت آنان جذب می شوند، ولی آنان این را نطلبیده اند.
#اشو
#کتاب_زیارت_بزرگ
#برگردان : محسن خاتمی
باید همیشه یک پیرو باشی،
همیشه باید یک باورکننده باشی،
باید همیشه یک احمق و جاهل باشی.
ولی اگر مایلی که از این گدایی کردن خلاص بشوی، باید از
منیت خود و از شخصیت خودت خلاصشوی.
باید بیاموزی که، در احترام دیگران و در اعتبار داشتن در جامعه هیچ چیز وجود ندارد
این ها همگی واژگان قلابی و بی معنی هستند.
واقعیت به تو تعلق دارد، ولی تا زمانی که آن را کشف نکنی، مجبور هستی که به دیگران تکیه کنی.
شما امپراطوران هستید، ولی باید این را برای خودتان کشف کنید. و این اکتشاف دشوار نیست: پادشاهی شما در درونتان است.
فقط باید بیاموزید که چشم ها را ببندید و به درون نظر کنید. قدری انضباط، قدری آموختن اینکه در بیرون متمرکز نباشید،
بلکه دست کم روزی یکی دوبار، هرزمان که فرصتی بیابید، برگشت به درون....
آهسته آهسته شروع می کنید به آگاه شدن از وجود جاودانه ی خود.
آنگاه مفهوم طلب توجه به سادگی ازبین می رود.
و معجزه این است:
روزی که نیازمند توجه دیگران نباشی، مردم شروع می کنند به احساس کردن جذابیت تو، زیرا جذابیت تشعشع فردیت تو است. آنان احساس می کنند که تو شخصی ویژه هستی، منحصربه فرد، باوجودی که نمی توانند مشخص کنند که این ویژگی تو در چیست و چه چیز است که مانند مغناطیس آنان را جذب می کند.
مردمانی که خویشتن را کشف کرده اند، دریافته اند که هزاران نفر به سمت آنان جذب می شوند، ولی آنان این را نطلبیده اند.
#اشو
#کتاب_زیارت_بزرگ
#برگردان : محسن خاتمی
🔥1
در مسیر آگاهی، این نکته باید عمیقا درک و نهادینه شود که کهن آموزه های هیچ یا تهیای درون توضیحی نیستند اگر توضیحی بودند که همه این آموزه ها را از بر میکردند و طوطی واری برای هم تکرار میکردن. برای درک و دریافت آگاهی از متونِ معنوی، نیاز به خلوت با خودتان دارید تا در مراقبه سکوت و مشاهده درونتان از هرآنچه نیستید، اندک اندک خالی شوید. وقتی چیزی در تهیای درونتان برای مشاهده نماند، شاهد و مشهود یکی میشود و آنچه حضور است را درمیابید.
❤2
@sonati444telegram
یاهو مدد،الله مدد_استاد لطفی
🎶بداهه نوازی(یاهو مدد،الله مدد)
تار و صدای : استاد محمد رضا لطفی
تنبک : محمد قوی حلم
مخالف سه گاه و فرود
تار و صدای : استاد محمد رضا لطفی
تنبک : محمد قوی حلم
مخالف سه گاه و فرود
❤4
@sonati444telegram
من و ما_سراج
مولانا غزل شماره 1397
زین دوهزاران من و ما ای عجبا من چه منم
خواننده : سراج🌾🌾🌾
زین دوهزاران من و ما ای عجبا من چه منم
خواننده : سراج🌾🌾🌾
❤3
انسان بجای ارتباط با خود زندگی، با سایه زندگی رابطه برقرار میکند. اینکه گفته میشود انسان در خواب زندگی می کند، به این معناست که زندگی واقعی را از دست داده، از واقعیات زندگی منفک شده و از اوهام، پندارها، تصاویر و تعابیر برای خود یک زندگی و یک عالم ذهنی ساخته است و در آن عالم رؤیاگونه بسر میبرد.
.
📗 کتاب تفکر زائد از محمد جعفر مصفا
.
📗 کتاب تفکر زائد از محمد جعفر مصفا
❤6👍1
🔺 لیست "من" ذهنی یا "منیت" یا "نفسانیات" یا " شاخه های درخت نفس اماره" یا " ایگو"
🔶 هرزمان که حالت خوب نیست ، ذهن و فکرت درگیره ، احساس بدی داری یا مشکل و مساله ای پیش اومده که غمگین یا عصبی هستی و هزاران چیز دیگر با این لیست شناسایی کن و ببین کدام شاخه از ایگو برتو داره حکومت میکنه.
با مشاهده گری اون شاخه رو از بین ببر.
۱.منِ متوقع(انتظار)
۲. منِ تایید طلب
۳. منِ احترام طلب
۴. منِ جاه طلب
۵.منِ قدرت طلب
۶. منِ توجه طلب
۷. منِ شهرت طلب
۸. منِ عشق طلب(محبت طلب)
۹.منِ تنها
۱۰. منِ درمانده
۱۱. منِ مضطرب(استرس)
۱۲.منِ مایوس(ناامید)
۱۳. خشم(عصبانیت)
۱۴. منِ نگران
۱۵. منِ دلسرد
۱۶. منِ غمگین(اندوهناک)
۱۷. منِ دلسوز(غصه خور)
۱۸. منِ تندمزاج
۱۹. منِ گناهکار
۲۰. منِ متنفر
۲۱. منِ رنجور
۲۲. منِ سرزنشگر
۲۳. منِ ترسو
۲۴. منِ شجاع
۲۵. منِ ناراضی
۲۶. منِ حقیر
۲۷. منِ حسود
۲۸. منِ طمع کار
۲۹. منِ حریص
۳۰. منِ کلافه
۳۱. منِ ناسپاس
۳۲. منِ شکرگذار
۳۳. منِ دل شکسته
۳۴. منِ ناامن
۳۵. منِ الکی خوش
۳۶.منِ آسیب پذیر(من و دایره امنیتم)
۳۷. منِ شکست خورده
۳۸. منِ موفق
۳۹. منِ بیچاره
۴۰. منِ بی اختیار
۴۱. منِ گیج
۴۲. منِ هوشیار و زرنگ
۴۳. منِ دفاع کننده
۴۴. منِ لجباز
۴۵.منِ افسرده
۴۶. منِ ناکام
۴۷. منِ سرگشته
۴۸. منِ هراسان
۴۹. منِ متعارض
۵۰. منِ حمایت طلب
۵۱. منِ مغرور
۵۲. منِ خجالتی
۵۳. منِ بی ارزش
۵۴. منِ قضاوت کننده(پیشداوری)
۵۵. منِ پول پرست(مال دوست)
۵۶. منِ معتقد
۵۷. منِ کنجکاو(فضول)
۵۸. حسرت
۵۹. منِ توانمند
۶۰. منِ ناتوان
۶۱. منِ نیازمند
۶۲. منِ شهوت باز
۶۳. منِ وابسته
۶۴. منِ مقایسه کن
۶۵. منِ مقاومت کننده
۶۶. منِ بددهن
۶۷. منِ متشخص(باشخصیت)
۶۸. منِ آرزومند(خواسته ها)
۶۹. منِ تحصیل کرده
۷۰. منِ ستیزه کن بافرم این لحظه
۷۱. منِ دروغگو
۷۲. منِ هدفمند
۷۳.منِ شرطی شده
۷۴.منِ سفسطه باز
۷۵. منِ تجزیه تحلیل کن
۷۶. منِ بحث کننده
۷۷. منِ مطرح شده
۷۸. منِ مشهور
۷۹. منِ وراج و پرحرف
۸۰. منِ کم حرف
۸۱. منِ دلگیر
۸۲. منِ دردمند( نالان، آه و ناله کردن)
۸۳. منِ معذب
۸۴. باورها و اعتقادات
۸۵. خواهش ها و تمناها
۸۶. استدلال کردن
۸۷. تعصبات
۸۸. باید و نبایدها
۸۹. اگر و اماها
۹۰. شایدها
۹۱. پس من چی؟
۹۲. آینده
۹۳. گذشته
۹۴. منِ دو رو
۹۵. غیبت
۹۶. تهمت
۹۷. منِ آبرومند
۹۸. منِ مومن
۹۹. منِ دلبسته
۱۰۰. قهر کردن
۱۰۱. گله کردن
۱۰۲. برچسب زدن ها
۱۰۳. من و منافعش
۱۰۴. من و دارایی ها و سرمایه اش
۱۰۵. ایرادگرفتن
۱۰۶. منِ جستجوگر
۱۰۷. منِ قانع
۱۰۸. منِ زیاده خواه
۱۰۹. منِ وسواس
۱۱۰. فخرفروشی
۱۱۱. خودبرتربینی
۱۱۲. منِ قانع
۱۱۳. منِ جدی
۱۱۴. منِ شوخ طبع
۱۱۵. شک و تردید(ظن و گمان)
۱۱۶.منِ تنبل(بی اراده)
۱۱۷.منِ باپشتکار( بااراده)
۱۱۸.من و سیاست های من
۱۱۹.من شکم پرست
۱۲۰.زیاده خواهی
۱۲۱. منِ موفق
۱۲۲. منِ شکست خورده
۱۲۴. عنانیت
۱۲۵. منِ عجول
۱۲۶. دوگانگی ها و تضاد
۱۲۷. غبطه خوردن
128.من خود شیرین
این لیست همچنان ادامه دارد و درحال نوشتن هستم 😁
اگر موردی جا افتاده بگین بنویسم 😁
🔴 نکته مهم : تمام موارد ذکر شده تضاد هستند یعنی اگر "من ترسو " داریم اون طرف قضیه " من شجاع " هم داریم که باتوجه به موقعیتهای مختلف برما حکومت میکنند
یعنی ی جاهایی ذهن به نفعش هست ترسو باشه و ی جاهایی بالعکس.
پس موقع مشاهده گری مراقب هردو روی سکه باشیم👍🌹
🔶 هرزمان که حالت خوب نیست ، ذهن و فکرت درگیره ، احساس بدی داری یا مشکل و مساله ای پیش اومده که غمگین یا عصبی هستی و هزاران چیز دیگر با این لیست شناسایی کن و ببین کدام شاخه از ایگو برتو داره حکومت میکنه.
با مشاهده گری اون شاخه رو از بین ببر.
۱.منِ متوقع(انتظار)
۲. منِ تایید طلب
۳. منِ احترام طلب
۴. منِ جاه طلب
۵.منِ قدرت طلب
۶. منِ توجه طلب
۷. منِ شهرت طلب
۸. منِ عشق طلب(محبت طلب)
۹.منِ تنها
۱۰. منِ درمانده
۱۱. منِ مضطرب(استرس)
۱۲.منِ مایوس(ناامید)
۱۳. خشم(عصبانیت)
۱۴. منِ نگران
۱۵. منِ دلسرد
۱۶. منِ غمگین(اندوهناک)
۱۷. منِ دلسوز(غصه خور)
۱۸. منِ تندمزاج
۱۹. منِ گناهکار
۲۰. منِ متنفر
۲۱. منِ رنجور
۲۲. منِ سرزنشگر
۲۳. منِ ترسو
۲۴. منِ شجاع
۲۵. منِ ناراضی
۲۶. منِ حقیر
۲۷. منِ حسود
۲۸. منِ طمع کار
۲۹. منِ حریص
۳۰. منِ کلافه
۳۱. منِ ناسپاس
۳۲. منِ شکرگذار
۳۳. منِ دل شکسته
۳۴. منِ ناامن
۳۵. منِ الکی خوش
۳۶.منِ آسیب پذیر(من و دایره امنیتم)
۳۷. منِ شکست خورده
۳۸. منِ موفق
۳۹. منِ بیچاره
۴۰. منِ بی اختیار
۴۱. منِ گیج
۴۲. منِ هوشیار و زرنگ
۴۳. منِ دفاع کننده
۴۴. منِ لجباز
۴۵.منِ افسرده
۴۶. منِ ناکام
۴۷. منِ سرگشته
۴۸. منِ هراسان
۴۹. منِ متعارض
۵۰. منِ حمایت طلب
۵۱. منِ مغرور
۵۲. منِ خجالتی
۵۳. منِ بی ارزش
۵۴. منِ قضاوت کننده(پیشداوری)
۵۵. منِ پول پرست(مال دوست)
۵۶. منِ معتقد
۵۷. منِ کنجکاو(فضول)
۵۸. حسرت
۵۹. منِ توانمند
۶۰. منِ ناتوان
۶۱. منِ نیازمند
۶۲. منِ شهوت باز
۶۳. منِ وابسته
۶۴. منِ مقایسه کن
۶۵. منِ مقاومت کننده
۶۶. منِ بددهن
۶۷. منِ متشخص(باشخصیت)
۶۸. منِ آرزومند(خواسته ها)
۶۹. منِ تحصیل کرده
۷۰. منِ ستیزه کن بافرم این لحظه
۷۱. منِ دروغگو
۷۲. منِ هدفمند
۷۳.منِ شرطی شده
۷۴.منِ سفسطه باز
۷۵. منِ تجزیه تحلیل کن
۷۶. منِ بحث کننده
۷۷. منِ مطرح شده
۷۸. منِ مشهور
۷۹. منِ وراج و پرحرف
۸۰. منِ کم حرف
۸۱. منِ دلگیر
۸۲. منِ دردمند( نالان، آه و ناله کردن)
۸۳. منِ معذب
۸۴. باورها و اعتقادات
۸۵. خواهش ها و تمناها
۸۶. استدلال کردن
۸۷. تعصبات
۸۸. باید و نبایدها
۸۹. اگر و اماها
۹۰. شایدها
۹۱. پس من چی؟
۹۲. آینده
۹۳. گذشته
۹۴. منِ دو رو
۹۵. غیبت
۹۶. تهمت
۹۷. منِ آبرومند
۹۸. منِ مومن
۹۹. منِ دلبسته
۱۰۰. قهر کردن
۱۰۱. گله کردن
۱۰۲. برچسب زدن ها
۱۰۳. من و منافعش
۱۰۴. من و دارایی ها و سرمایه اش
۱۰۵. ایرادگرفتن
۱۰۶. منِ جستجوگر
۱۰۷. منِ قانع
۱۰۸. منِ زیاده خواه
۱۰۹. منِ وسواس
۱۱۰. فخرفروشی
۱۱۱. خودبرتربینی
۱۱۲. منِ قانع
۱۱۳. منِ جدی
۱۱۴. منِ شوخ طبع
۱۱۵. شک و تردید(ظن و گمان)
۱۱۶.منِ تنبل(بی اراده)
۱۱۷.منِ باپشتکار( بااراده)
۱۱۸.من و سیاست های من
۱۱۹.من شکم پرست
۱۲۰.زیاده خواهی
۱۲۱. منِ موفق
۱۲۲. منِ شکست خورده
۱۲۴. عنانیت
۱۲۵. منِ عجول
۱۲۶. دوگانگی ها و تضاد
۱۲۷. غبطه خوردن
128.من خود شیرین
این لیست همچنان ادامه دارد و درحال نوشتن هستم 😁
اگر موردی جا افتاده بگین بنویسم 😁
🔴 نکته مهم : تمام موارد ذکر شده تضاد هستند یعنی اگر "من ترسو " داریم اون طرف قضیه " من شجاع " هم داریم که باتوجه به موقعیتهای مختلف برما حکومت میکنند
یعنی ی جاهایی ذهن به نفعش هست ترسو باشه و ی جاهایی بالعکس.
پس موقع مشاهده گری مراقب هردو روی سکه باشیم👍🌹
❤4🙏3
خودبرتر 11:
هراز چند وقتی ناخودآگاه طغیان میکند وتورا
به روال گذشته می برد اینقدر زور ش زیاد
است که تو نمیتوانی هیچ کنترلی داشته باشی
آنوقت متوجه میشوی چقدر عاجز ودرمانده ای
با آنکه میدانی ذهنت بطور خودکار عمل میکند
وتو هیچ اختیاری از ذهن بیمارت نداری واقف
به عملکرد ذهنت باش چون همیشه با توجیهات
وبهانه هایش تورا فریب میدهد وباعث رنج وعذاب ت میشود واقف ومراقبه گون باش تا
مکانیکی عمل کردن یا ازروی عادت عملکردن ت
را ببینی که بارها بارها این ذهن برای اینکه روال
گذشته برگردی فشارهای زیادی را برایت متحمل
میشود تا تو درچرخه بمانی ونتوانی ازمحدودیت ها بگذری ماازطریق ناخودآگاه رهبری میشویم
باورها هویت ها الگوها اعتقادات نقابها ترسها
همه ازکودکی در ذهن ناخودآگاه انباشته شده است بخاطر همین این ناخودآگاه است که مارا رهبری میکند نه خود ما
تا از محتویات ذهن ناخودآگاه خالی نشویم ناخودآگاه بر خودآگاه حکمرانی میکند هرچقدر
هم دانش اندوزی کنید یا بدانید هیچ کمکی به
شما نخواهد کرد ناخودآگاه بسیار قدرتمند است چون ازکودکی شرطی شده است بخاطر همین هرلحظه درحال نوسان هستیم هرلحظه متغییر
هستیم هیچوقت هیچ چیز باب میل ما پیش نمیرود بخاطر همین ما درمحدودیت ها هستیم
ونمیتوانیم از منطقه امن فراتر برویم ذهن سریعا
مقاومت میکند واجازه رشد را ازتو میگیرد ذهن ناخودآگاه از ناامنی فرار میکند واجازه نمیدهد
تو درناشناخته ها وارد شوید
تا زمانی که درچرخه شرطی شدگی ناخودآگاه هستید سکان دست شما نیست وسرنوشت شما
ازکودکی نوشته شده است
برای اینکه بتوانیم سرنوشت خودرا تغییر دهیم
باید شاهد بودن را بیاموزیم تا هشیاری درون ما بیدار شود تا این هشیاری مارا از چرخه تکرار
عادات خلاص کند وگرنه در روال گذشته مثل
نیاکانمان در خواب وخیال درتکرار زندگی میکنیم
خودآگاهی با شاهد بودن شروع میشود سالهاست
که ما درچرخه شرطی شدگی عادات بسر میبریم
ومثل ماشین مکانیکی زندگی کردیم در ناهشیاری
یعنی تمام عملکرد ما ناهشیارانه بود وقتی رانندگی میکنیم وقتی که غذا میخوریم وقتی
حمام میرویم تمام کارهای ما ناهشیارانه بود وهست عادات بسیار قوی هستند وچنان تورا
به خواب عمیق میبرد که تو متوجه اعمالت
هم نیستی بخاطر همین نمیتوانیم آنچه میخواهیم انجام دهیم یا آنچه را میدانیم
نمیتوانیم انجام دهیم دنبال دانش بیرونی نباشید
چون به شما کمک نمیکند چون شما تحت اختیار
ذهنتان هستید واز ذهنتان فرمان میبرید هرچقدر
هم بدانید ذهن خودکار آنچه انباشته کرده است
را انجام میدهد بخاطر همین ذهن دائما درتکرار
است بجای تلبار کردن دانش باید خالی کردن را
بیاموزیم وارد ترسها شویم تا بتوانیم دیوارها وحصارها یی که مارا محدود کرده را خراب کنیم
هرچقدر شاهد به ذهنمان باشیم متوجه میشویم
که ناهشیارانه زندگی میکنیم شاهد بودن یعنی
آگاه بودن
هرلحظه آگاه باش مهم نیست زورت به ذهنت نمیرسد مهم اینه از مکانیزم ذهنت آگاه بشی
این آگاه بودن کلید دگرگونی ست که تورا از
چرخه عادات بیرون میآورد آگاه بودن هرلحظه
از جسم تنفس حس ها وافکار بهترین تمرین
خودآگاهی ست که باید تمام وقت ازخودمان
سوال کنیم آگاه هستم یا دارم بطور عادت
عمل میکنیم آیا به بدنم آگاه هستم آیا
به کارهایی که انجام میدم رفتار کردار گفتار
آگاه هستم باید اینقدر آگاه باشم تا هشیاری به خواب رفته بیدار وقوی شود تو نباید کنترل
یا کاری انجام بدی تو فقط باید هشیاریت بیدار
وقوی شود آنوقت کم کم از ناخودآگاهی به خودآگاهی پیش میرویم واقف باش ما درچرخه شرطی شدگی عادات هستیم راه بیداری ما خودآگاهی ست وتا وقتی ما مکانیکی عمل میکنیم درخواب وخیال هستیم اینکه بدانیم
مهم نیست اینکه آگاه باشیم مهم است
راه درون گذشتن از بیرون است
آنچه داری را بیرون بریز تمام دانش ها دانستگی ها انباشتگی ها کهنه گی ها خواستن ها آرزوها
خواهش ها تمنا ها دروغ ها
تسلیم باش بذار مثل چوب درآب شناور شو
چوب تسلیم آب است غرب برود هرجا رود
اعتراضی نمی کند شکایت نمی کند گله ندارد
چون به دریا اعتماد دارد مهم نیست کجا باشی
مهم اینه پذیرا باشی آنوقت ذهن آرام میشود
چون خودش را تسلیم دریا کرده است آرام
وساکت هرجا برود خوش است زندگی همین
است درروح متولد شدن ودرنفس مردن
نفس
نفس خودش را خدا میپندارد بخاطر
همین هرکس مطابق میلش نباشد مجازات
ش میکند تنبیه ش میکند نفس درمالکیت
بسیار قوی است بخاطر همین به همه زور میگه
تهدید میکنه محکوم میکنه حکم صادر میکند.
ادامه 👇👇👇
هراز چند وقتی ناخودآگاه طغیان میکند وتورا
به روال گذشته می برد اینقدر زور ش زیاد
است که تو نمیتوانی هیچ کنترلی داشته باشی
آنوقت متوجه میشوی چقدر عاجز ودرمانده ای
با آنکه میدانی ذهنت بطور خودکار عمل میکند
وتو هیچ اختیاری از ذهن بیمارت نداری واقف
به عملکرد ذهنت باش چون همیشه با توجیهات
وبهانه هایش تورا فریب میدهد وباعث رنج وعذاب ت میشود واقف ومراقبه گون باش تا
مکانیکی عمل کردن یا ازروی عادت عملکردن ت
را ببینی که بارها بارها این ذهن برای اینکه روال
گذشته برگردی فشارهای زیادی را برایت متحمل
میشود تا تو درچرخه بمانی ونتوانی ازمحدودیت ها بگذری ماازطریق ناخودآگاه رهبری میشویم
باورها هویت ها الگوها اعتقادات نقابها ترسها
همه ازکودکی در ذهن ناخودآگاه انباشته شده است بخاطر همین این ناخودآگاه است که مارا رهبری میکند نه خود ما
تا از محتویات ذهن ناخودآگاه خالی نشویم ناخودآگاه بر خودآگاه حکمرانی میکند هرچقدر
هم دانش اندوزی کنید یا بدانید هیچ کمکی به
شما نخواهد کرد ناخودآگاه بسیار قدرتمند است چون ازکودکی شرطی شده است بخاطر همین هرلحظه درحال نوسان هستیم هرلحظه متغییر
هستیم هیچوقت هیچ چیز باب میل ما پیش نمیرود بخاطر همین ما درمحدودیت ها هستیم
ونمیتوانیم از منطقه امن فراتر برویم ذهن سریعا
مقاومت میکند واجازه رشد را ازتو میگیرد ذهن ناخودآگاه از ناامنی فرار میکند واجازه نمیدهد
تو درناشناخته ها وارد شوید
تا زمانی که درچرخه شرطی شدگی ناخودآگاه هستید سکان دست شما نیست وسرنوشت شما
ازکودکی نوشته شده است
برای اینکه بتوانیم سرنوشت خودرا تغییر دهیم
باید شاهد بودن را بیاموزیم تا هشیاری درون ما بیدار شود تا این هشیاری مارا از چرخه تکرار
عادات خلاص کند وگرنه در روال گذشته مثل
نیاکانمان در خواب وخیال درتکرار زندگی میکنیم
خودآگاهی با شاهد بودن شروع میشود سالهاست
که ما درچرخه شرطی شدگی عادات بسر میبریم
ومثل ماشین مکانیکی زندگی کردیم در ناهشیاری
یعنی تمام عملکرد ما ناهشیارانه بود وقتی رانندگی میکنیم وقتی که غذا میخوریم وقتی
حمام میرویم تمام کارهای ما ناهشیارانه بود وهست عادات بسیار قوی هستند وچنان تورا
به خواب عمیق میبرد که تو متوجه اعمالت
هم نیستی بخاطر همین نمیتوانیم آنچه میخواهیم انجام دهیم یا آنچه را میدانیم
نمیتوانیم انجام دهیم دنبال دانش بیرونی نباشید
چون به شما کمک نمیکند چون شما تحت اختیار
ذهنتان هستید واز ذهنتان فرمان میبرید هرچقدر
هم بدانید ذهن خودکار آنچه انباشته کرده است
را انجام میدهد بخاطر همین ذهن دائما درتکرار
است بجای تلبار کردن دانش باید خالی کردن را
بیاموزیم وارد ترسها شویم تا بتوانیم دیوارها وحصارها یی که مارا محدود کرده را خراب کنیم
هرچقدر شاهد به ذهنمان باشیم متوجه میشویم
که ناهشیارانه زندگی میکنیم شاهد بودن یعنی
آگاه بودن
هرلحظه آگاه باش مهم نیست زورت به ذهنت نمیرسد مهم اینه از مکانیزم ذهنت آگاه بشی
این آگاه بودن کلید دگرگونی ست که تورا از
چرخه عادات بیرون میآورد آگاه بودن هرلحظه
از جسم تنفس حس ها وافکار بهترین تمرین
خودآگاهی ست که باید تمام وقت ازخودمان
سوال کنیم آگاه هستم یا دارم بطور عادت
عمل میکنیم آیا به بدنم آگاه هستم آیا
به کارهایی که انجام میدم رفتار کردار گفتار
آگاه هستم باید اینقدر آگاه باشم تا هشیاری به خواب رفته بیدار وقوی شود تو نباید کنترل
یا کاری انجام بدی تو فقط باید هشیاریت بیدار
وقوی شود آنوقت کم کم از ناخودآگاهی به خودآگاهی پیش میرویم واقف باش ما درچرخه شرطی شدگی عادات هستیم راه بیداری ما خودآگاهی ست وتا وقتی ما مکانیکی عمل میکنیم درخواب وخیال هستیم اینکه بدانیم
مهم نیست اینکه آگاه باشیم مهم است
راه درون گذشتن از بیرون است
آنچه داری را بیرون بریز تمام دانش ها دانستگی ها انباشتگی ها کهنه گی ها خواستن ها آرزوها
خواهش ها تمنا ها دروغ ها
تسلیم باش بذار مثل چوب درآب شناور شو
چوب تسلیم آب است غرب برود هرجا رود
اعتراضی نمی کند شکایت نمی کند گله ندارد
چون به دریا اعتماد دارد مهم نیست کجا باشی
مهم اینه پذیرا باشی آنوقت ذهن آرام میشود
چون خودش را تسلیم دریا کرده است آرام
وساکت هرجا برود خوش است زندگی همین
است درروح متولد شدن ودرنفس مردن
نفس
نفس خودش را خدا میپندارد بخاطر
همین هرکس مطابق میلش نباشد مجازات
ش میکند تنبیه ش میکند نفس درمالکیت
بسیار قوی است بخاطر همین به همه زور میگه
تهدید میکنه محکوم میکنه حکم صادر میکند.
ادامه 👇👇👇
❤5
ادامه 👆👆👆
رد میکند حذف میکند طرد میکند نفس بسیار
بی رحم است فقط به منافع خودش می اندیشد
فکر میکند آنچه میداند کافیست ولی همین توهم دانستن اورا ازدرک وشناخت خویش باز
میدارد نفس درکنترل گری ومداخلگری استاد است میخواهد همه را نجات دهد به همه آموزش
دهد به همه نسخه میدهد راهکار میدهد
نفس یک حیلت گر قهاریست که انسان را زیر
سلطه خودش گرفته بخاطر همین انسان ازتحمل
خودش عاجز است نفس حاکم است همیشه
چون جامعه ما نفس پروری را آموزش میدهد
ترس را آموزش میدهد جنگ را آموزش میدهد
بخاطر همین انسان طالب قدرت وجاه ومقام
وشهرت وثروت است چون میخواهد خدایی کند
همه را تحت اختیار خودش دربیاورد تا بتواند
خرسند شود نفس مدعی است که آگاه است
نفس جز لاف زدن چیزی نمیداند چون اینقدر کمبود دارد بخاطر همین تلاش میکند که ازدیگران
برتر باشد چون جای خدا را نفس گرفته است بخاطر همین جز خرافات وجعل نمیداند نفس
ازحقیقت چیزی نمیداند چون هیچوقت تجربه ش نکرده است نفس هزاران سال دارد انسانها را
رهبری میکند بخاطر همین آنقدر قدرتمند شده است
تا ازنفس خالی نشویم خدای جعلی میمانیم
نفس میخواهد دیده شود بخاطر همین دائما درحال خودنمایی کردن است ومیپندارد آگاه است
ومیخواهد به دیگران آگاهی دهد ولی تمام چیزهای که میگوید نسخه ها وراهکارها خودش
انجام نداده است نفس درسخنوری قهار است ودنبال پیرو میگردد چون خودش را کسی
میپندارد ولی نفس درتوهماتش زندگی میکند
وهیچوقت اجازه نمیدهد تو به درون بروی درساحل نظارگر دریا ست ولی شهامت دل به دریا
زدن را ندارد بخاطر همین آنچه میگوید با آنچه
انجام میدهد متفاوت است انسانها درنفس از
نفس خودشان حاجات میطلبند.
رد میکند حذف میکند طرد میکند نفس بسیار
بی رحم است فقط به منافع خودش می اندیشد
فکر میکند آنچه میداند کافیست ولی همین توهم دانستن اورا ازدرک وشناخت خویش باز
میدارد نفس درکنترل گری ومداخلگری استاد است میخواهد همه را نجات دهد به همه آموزش
دهد به همه نسخه میدهد راهکار میدهد
نفس یک حیلت گر قهاریست که انسان را زیر
سلطه خودش گرفته بخاطر همین انسان ازتحمل
خودش عاجز است نفس حاکم است همیشه
چون جامعه ما نفس پروری را آموزش میدهد
ترس را آموزش میدهد جنگ را آموزش میدهد
بخاطر همین انسان طالب قدرت وجاه ومقام
وشهرت وثروت است چون میخواهد خدایی کند
همه را تحت اختیار خودش دربیاورد تا بتواند
خرسند شود نفس مدعی است که آگاه است
نفس جز لاف زدن چیزی نمیداند چون اینقدر کمبود دارد بخاطر همین تلاش میکند که ازدیگران
برتر باشد چون جای خدا را نفس گرفته است بخاطر همین جز خرافات وجعل نمیداند نفس
ازحقیقت چیزی نمیداند چون هیچوقت تجربه ش نکرده است نفس هزاران سال دارد انسانها را
رهبری میکند بخاطر همین آنقدر قدرتمند شده است
تا ازنفس خالی نشویم خدای جعلی میمانیم
نفس میخواهد دیده شود بخاطر همین دائما درحال خودنمایی کردن است ومیپندارد آگاه است
ومیخواهد به دیگران آگاهی دهد ولی تمام چیزهای که میگوید نسخه ها وراهکارها خودش
انجام نداده است نفس درسخنوری قهار است ودنبال پیرو میگردد چون خودش را کسی
میپندارد ولی نفس درتوهماتش زندگی میکند
وهیچوقت اجازه نمیدهد تو به درون بروی درساحل نظارگر دریا ست ولی شهامت دل به دریا
زدن را ندارد بخاطر همین آنچه میگوید با آنچه
انجام میدهد متفاوت است انسانها درنفس از
نفس خودشان حاجات میطلبند.
🙏1
تو یک نفر نیستی،
تو یک جمعیت هستی.
تو یک “من” نداری،
“من”های بسیاری در درون تو هست.
گُرجیف میگفت که شما یک “من” ندارید، “من”های کوچک بسیاری دارید. و آن “من”ها پیوسته در تغییر هستند. برای چند دقیقه یکی از آنها حاکم میشود و سپس از قدرت میافتد و دیگری حاکم میشود. این یک واقعیت بسیار ساده است. هیچ ربطی به هیچ نظریهای ندارد. تو میتوانی این را در خودت مشاهده کنی؛
عاشق کسی هستی و او را بسیار دوست داری. اکنون یکی از “من”های تو حاکم است: آن “من” که عاشق است. سپس اشکالی پیش میآید و تو از آن شخص متنفر میشوی ـــ عشق در یک لحظه به نفرت تبدیل میشود. اینک میخواهی آن شخص را نابود کنی ــ دستکم به نابودی او فکر میکنی! حالا نفر دوم وارد شده است: یک “من” دیگر که تماماً متفاوت است بر تخت نشسته است.
وقتی خوشحال هستی، یک “من” دیگر داری؛ وقتی اندوهگین هستی، یک “من” دیگر حاضر است…. و این ادامه دارد و پیوسته در تغییر است. تو یک “من” نداری.
برای همین است که چنین اتفاق میافتد که امشب تصمیم میگیری: “فردا صبح باید ساعت سه بیدار شوم.” ساعت را تنظیم میکنی تا سر ساعت سه صبح زنگ بزند! وقتی زنگ زد آزرده میشوی و زنگ را خاموش میکنی و فکر میکنی: “یک روز چه اهمیتی دارد؟ فردا….” و سپس به خواب میروی! و ساعت هشت صبح بیدار میشوی و از خودت عصبانی هستی! میگویی “چطور شد؟ من که تصمیم گرفته بودم بیدار شوم. پس چطور بازهم خوابیدم؟!”
اینها دو “منِ” متفاوت هستند: آن “من” که تصمیم گرفت و آن “من” که از صدای زنگ آزرده شد، دو “من” متفاوت هستند. شاید “من” اول دوباره در بامداد توبه کند. نخست عصبانی میشوی و سپس توبه میکنی: اینها نیز دو “من” متفاوت هستند ــ هرگز باهم دیدار نمیکنند! آنها نمیدانند که دیگری چه میکند. آن “من” که عصبانی میشود، به تولید عصبانیت ادامه میدهد و آن “من” که توبه میکند به توبهکردن ادامه میدهد ـــ و تو هرگز رشد و تغییر نمیکنی!
گرجیف میگفت تا وقتی که یک “من” دایمی و منسجم نداشته باشی نباید به خودت [یعنی به خواستههایت و به تصمیمی که در لحظه میگیری] اعتماد کنی. تو یک نفر نیستی، یک جمعیت هستی: چندروانی هستی.
تو یک جمعیت هستی.
تو یک “من” نداری،
“من”های بسیاری در درون تو هست.
گُرجیف میگفت که شما یک “من” ندارید، “من”های کوچک بسیاری دارید. و آن “من”ها پیوسته در تغییر هستند. برای چند دقیقه یکی از آنها حاکم میشود و سپس از قدرت میافتد و دیگری حاکم میشود. این یک واقعیت بسیار ساده است. هیچ ربطی به هیچ نظریهای ندارد. تو میتوانی این را در خودت مشاهده کنی؛
عاشق کسی هستی و او را بسیار دوست داری. اکنون یکی از “من”های تو حاکم است: آن “من” که عاشق است. سپس اشکالی پیش میآید و تو از آن شخص متنفر میشوی ـــ عشق در یک لحظه به نفرت تبدیل میشود. اینک میخواهی آن شخص را نابود کنی ــ دستکم به نابودی او فکر میکنی! حالا نفر دوم وارد شده است: یک “من” دیگر که تماماً متفاوت است بر تخت نشسته است.
وقتی خوشحال هستی، یک “من” دیگر داری؛ وقتی اندوهگین هستی، یک “من” دیگر حاضر است…. و این ادامه دارد و پیوسته در تغییر است. تو یک “من” نداری.
برای همین است که چنین اتفاق میافتد که امشب تصمیم میگیری: “فردا صبح باید ساعت سه بیدار شوم.” ساعت را تنظیم میکنی تا سر ساعت سه صبح زنگ بزند! وقتی زنگ زد آزرده میشوی و زنگ را خاموش میکنی و فکر میکنی: “یک روز چه اهمیتی دارد؟ فردا….” و سپس به خواب میروی! و ساعت هشت صبح بیدار میشوی و از خودت عصبانی هستی! میگویی “چطور شد؟ من که تصمیم گرفته بودم بیدار شوم. پس چطور بازهم خوابیدم؟!”
اینها دو “منِ” متفاوت هستند: آن “من” که تصمیم گرفت و آن “من” که از صدای زنگ آزرده شد، دو “من” متفاوت هستند. شاید “من” اول دوباره در بامداد توبه کند. نخست عصبانی میشوی و سپس توبه میکنی: اینها نیز دو “من” متفاوت هستند ــ هرگز باهم دیدار نمیکنند! آنها نمیدانند که دیگری چه میکند. آن “من” که عصبانی میشود، به تولید عصبانیت ادامه میدهد و آن “من” که توبه میکند به توبهکردن ادامه میدهد ـــ و تو هرگز رشد و تغییر نمیکنی!
گرجیف میگفت تا وقتی که یک “من” دایمی و منسجم نداشته باشی نباید به خودت [یعنی به خواستههایت و به تصمیمی که در لحظه میگیری] اعتماد کنی. تو یک نفر نیستی، یک جمعیت هستی: چندروانی هستی.
❤7
عشقی که شرطی است، عشقی که بر مبنای جست و جو و تملک است و بر مبنای به دست آوردن چیزی است که می خواهم و بر مبنای از دست ندادن چیزی است که دارم، به آسانی می تواند به یأس، پرخاشگری و حتی خشونت احساسی یا فیزیکی بدل شود. وقتی من آنچه را می خواهم دریافت نمی کنم، وقتی من از آنچه که باور دارم برای کامل شدنم به آن نیاز دارم، محروم می شوم، کشمکش شروع می شود. این نوع عشق شرطی شده، هرگز آنچه را من به راستی مشتاق آن هستم، فراهم نمی کند.
آیا عشقی وجود دارد که شرطی نباشد؟ آیا عشقی وجود دارد که به «به دست آوردن آنچه من از تو می خواهم» بستگی نداشته باشد؟ آیا عشقی وجود دارد که چنان به طور بنیادین باز باشد که هیچ چیزی در عوض نخواهد؟ عشقی که از آزرده شدن نترسد؟ عشقی که هرگز نیازی نداشته باشد که شما تغییر کنید؟ عشقی که شما را همان طور که هستید، در این لحظه، دوست بدارد؟ عشقی که ورای تصاویر ما از خودمان برود؟
جف فوستر
عمیق ترين پذیرش
🕊️💫🕊️💫🕊️
آیا عشقی وجود دارد که شرطی نباشد؟ آیا عشقی وجود دارد که به «به دست آوردن آنچه من از تو می خواهم» بستگی نداشته باشد؟ آیا عشقی وجود دارد که چنان به طور بنیادین باز باشد که هیچ چیزی در عوض نخواهد؟ عشقی که از آزرده شدن نترسد؟ عشقی که هرگز نیازی نداشته باشد که شما تغییر کنید؟ عشقی که شما را همان طور که هستید، در این لحظه، دوست بدارد؟ عشقی که ورای تصاویر ما از خودمان برود؟
جف فوستر
عمیق ترين پذیرش
🕊️💫🕊️💫🕊️
🔥3
شما به من میگويي( احمق )
و من بلافاصله دچار خشم می شوم.
خشم و نفرت تا زمانى در من هست كه ذهن من به كلمه "احمق " میانديشد .
اگر من به كلمه " احمق " فكر نكنم احساسى هم كه حاصل آن و توام با آن است از بين میرود.
احساسات فعلي ما حاصل انديشيدن به كلمات است يعنى پشت هر احساس يك
کلمه است.
وقتى دچار حالتى مثل خشم میشويد سعى كنيد بدون دخالت "كلمه" آن را لمس كنيد مثل دندان درد كه بدون انديشيدن به كلمه "درد " آنرا حس میكنيد .
"کریشنا مورتی"
و من بلافاصله دچار خشم می شوم.
خشم و نفرت تا زمانى در من هست كه ذهن من به كلمه "احمق " میانديشد .
اگر من به كلمه " احمق " فكر نكنم احساسى هم كه حاصل آن و توام با آن است از بين میرود.
احساسات فعلي ما حاصل انديشيدن به كلمات است يعنى پشت هر احساس يك
کلمه است.
وقتى دچار حالتى مثل خشم میشويد سعى كنيد بدون دخالت "كلمه" آن را لمس كنيد مثل دندان درد كه بدون انديشيدن به كلمه "درد " آنرا حس میكنيد .
"کریشنا مورتی"
🥰5❤3