به کجا چنین شتابان
1.61K subscribers
8.57K photos
3.95K videos
697 files
487 links
جمله خلقان سخره اندیشه اند
زان سبب خسته دل و غم پیشه اند
Download Telegram
ادامه

در آشرام ماهاتما گاندی هیچکس نمی‌توانست سیگار بکشد، هیچکس نمی‌توانست چای بنوشد، در مورد شراب چه می‌توان گفت!

اگر او با مسیح دیدار می‌کرد، فوری او را محکوم می‌کرد؛ دست‌کم سه ماه روزه می‌گرفت تا خودش را پاکسازی کند تا بتواند به مسیح کمک کند، زیرا مسیح شراب می‌نوشید! بهترین شراب‌ها همیشه در صومعه‌های مسیحیان ساخته می‌شد؛ در سرداب‌های آنان بهترین و کهنه‌ترین شراب‌ها وجود دارند.

حالا، برای مردی مانند ماهاتما گاندی، این چیزی غیرقابل تصور است ـــ مردی مانند مسیح شراب بنوشد؟ ولی بوداییان در طول قرن‌ها همیشه چای نوشیده‌اند و هیچ مشکلی وجود ندارد. درواقع، ‌در ژاپن آنان یک مراسم بزرگ از نوشیدن چای ایجاد کرده‌اند. آنان چای را چنان مراقبه‌گون می‌نوشند که در هر صومعه‌ی ذن یک معبد مخصوص برای چای وجود دارد. آری، مکانی را که برای نوشیدن چای می‌روند، معبد temple می‌خوانند.

نمی‌توانی با کفش وارد آن معبد شوی، در آن معبد نمی‌توانی حرف بزنی. یک آیین خاص برگزار می‌شود و تمام این روند چنان مراقبه‌گون است که میهمانان در سکوت وارد می‌شوند و در وضعیت مراقبه می‌نشینند. میزبان که معمولاً‌ یک زن است، چای را آماده می‌کند، عطر آن چای، و سماور و صدای موسیقی آن…. و همه در سکوت می‌نشینند و به صدای سماور گوش می‌دهند و همه عطر زیبای آن چای را می‌بویند. و آنان آماده می‌شوند؛ و چای نیز در حال آماده شدن است و همه چیز ساکت‌تر و ساکت‌تر می‌شود.

سپس چای در فنجان‌ها و نعلبکی‌های بسیار زیبا و خوش نقش که مخصوص و با دست ساخته‌شده‌ و منحصربه‌فرد هستند توزیع می‌شود. و سپس مردم چای می‌نوشند ـــ نه مانند مردمی که در ایستگاه‌های قطار چای می‌نوشند! یک جرعه می‌نوشند و به قطار نگاه می‌کنند و یک جرعه‌ی دیگر و دوباره قطار را می‌پایند….به نوعی باید چای را ببلعند و بدوند تا از قطار جا نمانند، وگرنه قطار رفته است! ابداً اینگونه نیست! آنان ساعت‌ها در سکوت می‌نشینند و چای را آهسته و جرعه‌جرعه می‌نوشند. عجله‌ای نیست. این [آگاهانه انجام دادنِ کاری] یک مراقبه است.

حالا، می‌توانم بگویم که مردمان اهل ذن واقعاً‌ کاری زیباتر از ماهاتما گاندی انجام می‌دهند. هنر واقعی این است که کاری معمولی را به عملی مقدس تبدیل کنی. این لمس مرشد است. او به خاک دست می‌زند و به طلا تبدیل می‌شود. اینک چای به نیایش تبدیل شده است. زیبایی همین است، این کیمیاگری است؛ اینک نوشیدن چای یک مشاهده‌گری شده است؛ روند شاهد‌شدن است.

ولی اگر بر علیه چیزی تعصب داشته باشی…. و همه تعصب دارند؛ تمام دنیا بر علیه یک چیز یا چیز دیگری تعصب دارند. و من اینجا هستم تا تمام تعصبات را نابود کنم. هرآنچه که در شما کاشته شده باید بیرون آورده شود؛ شما باید دوباره پاک و خاص شوید: مانند کودکی معصوم پاک شوید: ندانید که چه چیز درست است و چه چیز نادرست است؛ فقط مشاهده‌گری.

از میان این مشاهده‌گری یک «پاسخ» برمی‌خیزد ـــ پاسخی که تمامیت دارد زیرا تمام قلب تو در پشت آن است، پاسخی که کامل است زیرا پاسخ خودت است، نه تکرار آموزش‌های فردی دیگر؛ پاسخی که هرگز از آن پشیمان نخواهی شد؛ پاسخی که به تو احساس گناه نخواهد داد که “عملی اشتباه انجام دادم؛” پاسخی که به تو احساس منیّت نخواهد داد که “کار بزرگی انجام دادم.” پاسخی که فقط یک پاسخ است، نه احساس حقارت به تو می‌دهد و نه احساس برتری. این فقط ضرورتی در آن لحظه بوده: از مشاهده‌گری تو آمده و تمام است. هیچ اثری از خودش باقی نخواهد گذاشت.

روح مشاهده‌گر مانند آسمان است. پرندگان در آسمان پرواز می‌کنند ولی هیچ ردّپایی از خودشان برجای نمی‌گذارند.

این چیزی است که بودا می‌گوید: انسانی که بیدار شده است طوری زندگی می‌کند که ردّپایی از خودش برجا نمی‌گذارد. او بدون زخم است؛ هرگز به عقب نگاه نمی‌کند ــ فایده‌ای ندارد. او این لحظه را چنان با تمامیت زندگی می‌کند که چه نیازی است که بارها و بارها به عقب نگاه کند؟
او هرگز به جلو نگاه نمی‌کند،
هرگز به عقب نگاه نمی‌کند،
فقط در لحظه زندگی می‌کند.

قضاوت از گذشته می‌آید و مشاهده‌گری یک آگاهیِ در حالِ حاضر است. شاهدبودن در اکنون و در اینجا رخ می‌دهد و قضاوت جایی دیگر در گذشته قرار دارد.

هرگاه در مورد چیزی قضاوت می‌کنی،‌ یک آزمایش کوچک را انجام بده: سعی کن پیدا کنی چه کسی این فکر را به تو داده است. و اگر عمیقاً واردش شوی، تعجب خواهی کرد: حتی می‌توانی صدای مادر خودت را و یا پدر و یا آموزگار مدرسه را بشنوی. می‌توانی صدای آنان را بشنوی که هنوز در خاطرات تو صدایت می‌زند، ولی مال خودت نیست. و هرآنچه که مال خودت نباشد زشت است؛ و هرآنچه که مال خودت باشد، زیبا و با وقار است.


پایان

#اشو
📚«دامّا پادا / طریق حق»
❤1
دین فقط یک روش می‌شناسد؛ نام‌های متفاوتی برایش هست ولی روش یکی است: تماشا کردنِ افکار (watchfulness) و مشاهده‌گری (witnessing). فقط افکار را تماشا می‌کنی: بدون قضاوت کردن، بدون سرزنش کردن و بدون تحسین کردنِ آن‌ها. تو کاملاً جدا از آن‌هایی. فقط روندِ گذرِ افکار را بر پرده‌ی ذهن تماشا می‌کنی. هم‌زمان با قوی‌تر شدنِ تماشاگر در وجودت، افکار به همان نسبت کمتر می‌شوند. اگر تماشاگر ده درصدِ وجودت است، آن‌وقت نود درصدِ انرژی‌ات در افکار تلف می‌شوند و اگر تماشگرت نود درصد شود، آنگاه فقط ده درصدِ انرژی در افکار مصرف می‌شود. لحظه‌ای که صددرصد تماشاگر شوی، ذهن خالی می‌گردد. تمامی این روند مراقبه (meditation) نام دارد.

همچنان‌که از لایه‌ی افکار گذر می‌کنی، به دومین لایه‌ی درونی برخورد می‌کنی _ لایه‌ی عواطف یا حوزه‌ی دل _ که لطیف‌تر است. ولی تا این زمان تماشاگرِ تو حتی قادر است که احساسات و عواطف و حالاتِ تو را نیز تماشا کند، هرچقدر هم که ظریف و لطیف باشند. و همین روش به همان ترتیبی که در مورد افکار عمل کرده بود، عمل خواهد کرد: به‌زودی احساسات و عواطف و حالاتِ عاطفی از بین خواهند رفت. تو باید به ورای ذهن و دل بروی. اینک سکوتی تمام وجود دارد: هیچ چیز در حرکت نیست. این وجودت است: این تو هستی _ حقیقت، چشیدنِ همین وجود است. زیباییِ وجودِ تو، زیباییِ جهانِ هستی است. سکوتِ وجودِ شما زبانی است که جهانِ هستی درک می‌کند.

و با آرمیدن در وجودت، به وطن رسیده‌ای: سرگشتگی‌ات به پایان رسیده، مبارزه خاتمه یافته است. در آسایشِ در درونِ خویش آرام می‌گیری. باغی پُرشکوه و پنهان برایت آشکار می‌شود، زیرا که تو از واقعیت جدا نیستی، با آن یکی هستی. درختان و ماه و ستارگان و کوهستان‌ها همگی بخشی از یک وحدتِ زنده هستند، تو نیز پاره‌ای از همان وحدتی _ اینک بخشی از خداوند می‌شوی. دین والاترین دستیابیِ انسان است. ورای دین هیچ چیز وجود ندارد ولی نیازی هم نیست: وجودت چنان سرشار و غنی است، چنان از شعف، سکوت، آرامش، ادراک و سرور آکنده هستی، که برای نخستین بار زندگی‌ات واقعاً یک ترانه می‌شود، یک رقص و یک ضیافت می‌شود.

آنان که دین را نمی‌شناسند، سرور و شعف را نمی‌شناسند. ولی مذهبِ رسمی چیزی کاملاً متفاوت است، بنابراین من باید برایتان روشن کنم که دینِ واقعی همیشه امری فردی است. لحظه‌ای که حقیقت سازمان‌دهی شود، می‌میرد: یک نظریه می‌شود، یک الهیات، یک فلسفه می‌شود، ولی دیگر تجربه نخواهد بود، زیرا که جمعیت نمی‌تواند تجربه کند. تجربه همیشه برای فرد رخ می‌دهد _ جداگانه برای هر فرد، تقریباً مانند عشق است. نمی‌توانید برای عشق سازمان‌هایی درست کنید که خیالتان راحت شود.

📗 کتاب مافیای روح از اُشو
👎2
عشق
مردنِ هر روزه بر هر چیزی که می‌دانیم است


کریشنامورتی
❤3🔥1
ما همه
می‌خواهیم چیزی شویم.

یک صلح طلب،
یک قهرمان جنگ،
یک میلیونر،
یک فرد پرهیزگار
و
یا هر آنچه که می‌خواهید.

همین تمایلِ برای شدن،
شامل تضاد است
و
این تضاد،
تولید جنگ می‌کند.




#کریشنامورتی
❤6
جیگرشیرنداری
سفرعشق مرو
ترسوها به وادی عشق ورود نمیکنند
علت ترست رو برطرف کن
تمام علتها بخاطرکمبود عشقه
ازهر چی میترسی وبدت میاد ونسبت بهش متنفرومتعصب هستی
باهاش نجنگ
فقط بهش عشق بده
نمیتونی عشق بدی
همین جوری که هست بدون اینکه بخوای تغییرش بدی بپذیرش
خودش شروع به تغییر میکنه

بپذیرش ومنتظر نتیجه نباش
منتظر نتیجه بودن یعنی اعتماد نداشتن به هستی
هستی بسیار هوشمند واز نیییت درونی همه ما باخبراست

زمان بااعداد وریاضی کارمیکند
وقتی منتظر نتیجه هستیم ذهن گرفتار زمان واعدادوارقام میشود
وعشق راشرطی وترس را بوجود می آورد
❤3💯1
لائوتزو می گوید :
انسان باید عمل در بی عملی را یاد بگیرد

انسان باید یاد بگیرد به نحوی این کار را انجام دهد که انگار ابزاری در دستان خداوند است
یعنی: در حالیکه عمل می کند بدون نفس و تلاش بماند
فعالیت کنید ، نسبت به بیرون پاسخگو باشید اما خسته و بی قرار نشوید

وقتی کارتان را به طور کامل انجام دادید حالا دیگر بدون فکر به آن به استراحت و مراقبه و تفریح بپردازید
در زمان استراحت و تفریح و مراقبه دنیا را‌کامل فراموش کنید و به فکر هیچ چیز نباشید

اینگونه راز عمل در بی عملی را می آموزید.

در این حالت وقتی سرکار می روید تمام کاری که لازم است را انجام می دهید اما درون شما ساکت ناظر می ماند
چنین فردی یک انسان کامل است
روح او در آسایش و مرکز وجودش در آرامش است در حالیکه هزار و یک کار و فعالیت بیرونی انجام می دهد.

#اشو
#تائوئیزم
#برگردان_محسن_خاتمی
❤2
روش مشاهده گری:

تا آنجا که ممکن است  ساکت باش
تا می توانی در  سکوت بنشین،
نه فقط در سکوت بدن،
بلکه مهم آن است که ذهن ساکت شود
و دست از پچ پچ کردن دایم بردارد.
این کار شدنی است اما هرگز در این راه نکوشیده ایم.
فقط باید چند گام کوچک برداری:
در درونت بنشین و تماشا کن
بگذار ذهن، تمام ترفندهای قدیمی اش را بکار گیرد. اما تو فقط #تماشا_کن.

بدون هیچ قضاوتی،
بدون گفتن خوب یا بد،
بدون انتخاب کردن یا از خود راندن؛
کاملا خونسرد و بی تفاوت.

پس بر علیه ذهن مباش.
با آن ستیز مکن.
در تله های ذهن گرفتار نشو.
فقط کناره گیر بمان.

بسیاری اوقات درگیر ذهن خواهی شد.
در این مواقع به محض اطلاع، بی درنگ خودت را بیرون بکش. خودت را جمع و جور کن و دوباره شروع به تماشا کن
فکری برخواهد ﺧﻮاست..
به آن فکر بنگر، (مشاهده اش کن)
آن فکر در برابرت رژه خواهد رفت.
به آن بنگر تا اینکه بگذرد و برود.
بدون اینکه هیچ قضاوتی در مورد خوب یا بد بودن بکنی..
بدون هیچ باید و نبایدی،
بدون هیچ نگرش اخلاقی، ‌
مشاهده محض و بی طرفانه،
آنرا تماشا کن.

روزی ناگهان دیگر ذهنی وجود نخواهد داشت
پس از آن، سکوت؛ دیگر تو را ترک نخواهد کرد. با تو خواهد ماند و به روح تو تبدیل خواهد شد.

#اشو
❤3
اگر می‌توانید از جهان لذت ببرید
اما اجازه ندهید که دنیا ارباب شما شود.
اجازه ندهید دنیا به شما بگوید اوضاع چطور است.
اجازه ندهید تا اخبار یا روزنامه‌ها یا طریق دنیا شما را آشفته و گیج کند و درنتیجه غمگین و عصبانی و مضطرب شوید.
کل ماجرا مانند دیدن یک فیلم است.
شما فیلمی می‌بینید و در آن فیلم کلی اتفاقات ناگوار میفتد ولی شما ناگهان به خودتان میاید و میگویید «این فقط یک فیلمه این حقیقت نیست.»
در خصوص زندگی هم همین‌طور است
شما اتفاقات زندگی‌تان را نظاره می‌کنید شما آن‌ها را تماشا می‌کنید، نگاه می‌کنید، می‌بینید، اما هرگز واکنش نشان نمی‌دهید.
موافق و یا مخالف آن‌ها نیستید.
شما درک میکنید
و این آگاهی شما را رها می‌سازد.

#رابرت_آدامز
❤2🔥1
شکوفایی وجودت فقط وقتی اتفاق می افتد که سکوت واقعی بر تو رخ داده باشد ، نه قبل از آن
❤1👍1
اشـoshoـو:
#سکوت_خودانگیخته

به گلی که در سکوت بعد از طوفان شکوفه می زند نگاه کن :
نه قبل از آن
شکوفایی وجودت فقط وقتی اتفاق می افتد که سکوت واقعی بر تو رخ داده باشد ، نه قبل از آن

نمی توانی گل را به زور باز کنی،
خودش باز می شود
نمی توانی وجودت را مجبور به باز شدن کنی؛ امکانش نیست
گل وجودت خودش باز می شود
تنها خاکی که لازم دارد
سکوت خودانگیخته است
نه سکوت پرورش یافته


از میان طوفان بگذر و اجازه بده سکوت واقعی خودش بیاید
آنگاه وجودت شکوفا خواهد شد
نه قبل از آن


#اشو
#کیمیاگری_نوین

لائوتزو می گوید :
انسان باید عمل در بی عملی را یاد بگیرد

انسان باید یاد بگیرد به نحوی این کار را انجام دهد که انگار ابزاری در دستان خداوند است
یعنی: در حالیکه عمل می کند بدون نفس و تلاش بماند
فعالیت کنید ، نسبت به بیرون پاسخگو باشید اما خسته و بی قرار نشوید

وقتی کارتان را به طور کامل انجام دادید حالا دیگر بدون فکر به آن، به استراحت و مراقبه و تفریح بپردازید
در زمان استراحت و تفریح و مراقبه دنیا را‌ کامل فراموش کنید و به فکر هیچ چیز نباشید

اینگونه راز عمل در بی عملی را می آموزید.

در این حالت وقتی سرکار می روید تمام کاری که لازم است را انجام می دهید اما درون شما ساکت ناظر می ماند
چنین فردی یک انسان کامل است
روح او در آسایش و مرکز وجودش در آرامش است در حالیکه هزار و یک کار و فعالیت بیرونی انجام می دهد.

#اشو
#تائوئیزم
❤6
ترس، سایه‌ای‌ست که پیش از خودِ واقعی فرا می‌رسد.
ذهن را تسخیر می‌کند، تصویرها را بزرگ می‌سازد، آینده را تیره می‌کند و حال را ناپیدا.
وقتی ترس چیره می‌شود، دیگر چیزی باقی نمی‌ماند جز واکنش؛
انرژی حیاتی، که می‌توانست صرف ادراک، صبر یا خلق شود،
در آستانه‌ی بقا می‌سوزد و خاموش می‌شود.

در چنین وضعیتی، هوشیاری جای خود را به اضطراب می‌دهد.
جایی برای شنیدن درون نمی‌ماند، چون صداهای بیرون دائماً تکرار می‌شوند.
رسانه‌ها، اخبار، شایعات… همه چیز را با زبانی می‌گویند که در آن، «بودن» جای خودش را به «ترسیدن» داده است.

اما ترس، اگرچه طبیعی‌ست، لزوماً حقیقت را نمی‌گوید.
کار ترس، نجات دادن است، نه نشان دادن واقعیت.
و آن‌چه ما نیاز داریم، نه فقط نجات جسم، بلکه نجات آگاهی‌ست از انجماد.

درک شرایط بحرانی، ضروری‌ست؛
اما اگر این درک با تسلط ترس آمیخته شود، دیگر به عقلانیت نمی‌رسد،
بلکه به فلج شدنِ ذهن و تحری...
❤1🔥1
قدرت افسردگی زیاد است.
از افسردگی فرار نکنید بلکه عمیقاً متوجه‌اش باشید و با خودتان بگویید:

"من از افسردگی‌ام آگاهم"

ناگهان متوجه می‌شوید که فقط افسردگی به‌تنهایی در اینجا وجود ندارد بلکه چیزی هم ‌هست که از افسردگی آگاه است.
حالا به‌جای توجه شدید به افسردگی، توجهتان را به آن چیزی که از افسردگی آگاه است بیاورید.

این آگاهی‌ای که من با آن از افسردگی‌ام آگاهم چیست؟
❤4👎1
مغز ناقص

علی زند _ اسفند ۱۴۰۰
خواهشِ دل هر چه کمتر، شادیِ جان بیشتر🕊

•رهی معیری
👏3❤1
هرکسی که ملاقات می‌کنید در حال جنگ در میدانی است که شما هیچ چیز درباره‌اش نمی‌دانید.🫧🌿
💯2
نفس دو جنبه دارد؛ یا از خود‌کم‌بینی رنج می‌برد یا از خودبزرگ‌بینی رنج می‌برد و هر دو نوعی بیماری است که از مقایسه کردن ناشی می‌شود.
اُشو
👍2🔥2
امشب، شب عاشورا است…
شبی که هزاران ساله، در حافظه‌ جمعی ما با عمیق‌ترین احساس‌ها گره خورده:
درد، رنج، فداکاری، بخشش، نور…
و حالا، وقتشه تو این شبِ سراسر معنا، یک پاکسازی واقعی انجام بدی.

⸻

💎 تکنیک عاشورایی:

ببخش، تا گره‌های مالی‌ات باز شن
(پاکسازی مالی–معنوی به سبک انرژی عاشورا)

⸻

✨ چرا بخشش در شب عاشورا معجزه می‌کنه؟

امشب، شبیه که تمام کائنات در سکوت فرو می‌ره…
قلب‌ آدم‌ها نرم‌تر می‌شه…
و انرژی عظیمی از نور، گذشت و تحول، روی زمین جاریه.

💔 و تو امشب فرصت داری…
فرصت این‌که اون زخم‌های قدیمی، دل‌خوری‌های کهنه، و گره‌هایی که شاید حتی فراموششون کردی رو…
رها کنی، ببخشی، و خودت رو آزاد کنی.

چرا؟
چون بخشش، قوی‌ترین شکل پاکسازی انرژیه.
تا کسی رو نبخشی، خودت توی زنجیر اون آدم می‌مونی.
و هیچ پولی، ثروتی، عشقی نمی‌تونه توی این انسداد انرژی رشد کنه.

⸻

📜 مراحل اجرای تکنیک (امشب انجام بده)
🔹 ۱. بنویس تا آزاد شی
یک کاغذ بردار.
اسم تمام آدم‌هایی که توی قلبت گره ساختن رو بنویس.
اونی که آزارت داد…
اونی که نادیده‌ت گرفت…
اونی که دلتو شکست…
(اسم خودت رو هم بنویس، اگه از خودت خشمگینی)

🔹 ۲. جمله طلایی بخشش
مقابل هر اسم بگو:

«امشب، در شب عاشورا،
من تو رو می‌بخشم…
نه به خاطر تو،
بلکه برای رهایی خودم.
من دیگه نمی‌خوام انرژی‌م رو با کینه ببندم.
من لیاقت پول، عشق، و آرامش دارم…»

🔹 ۳. بسوزون و رها کن 🔥
کاغذ رو با احتیاط (با شمع سفید) بسوزون.
در دل بگو:
«همه گره‌ها در نور بخشش حل می‌شن…
من آماده‌ام برای دریافت.»

🔹 ۴. ۲۰ دقیقه سکوتِ پاکسازی
جایی ساکت بنشین.
موبایل خاموش. موزیک خاموش. فقط خودت.
دست‌ روی قلبت بذار. نفس عمیق بکش.
و حس کن که چطور زنجیرها باز می‌شن…
چطور جای کینه، آرامش میاد…
و مسیرهای ثروت و عشق باز می‌شن.

⸻

🌑 چرا این‌همه مهمه؟

در عاشورا، بزرگ‌ترین رنج‌ها به زیباترین بیداری‌ها تبدیل شدن.
حالا نوبت توئه که از رنج‌هات نور بسازی.
اگه این کار رو امشب، با نیت خالص انجام بدی،
یک تغییر عمیق در ارتعاش مالی و معنوی‌ت شروع می‌شه




‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
❤2🔥1👌1
امشب با هم می خوانیم
نور گویایی و شنوایی و عشق جاریست
او می شنود و یاری می دهد نیازمندان را و بی نیاز میکند از هر کس و ناکسی.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به حق نور حروف بحق نور کلمات فارسی بحق نور کلمات پارسی و
بحق نور رقصان آیات و کلام عربی
با هم می گوییم این مروارید غلطان را :
بِحَقِّ يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ،
وَبِحَقِّ طهٰ وَالْقُرْآنِ الْعَظِيمِ،
يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَىٰ حَوائِجِ السَّائِلِينَ،
يَا مَنْ يَعْلَمُ ما فِي الضَّمِيرِ،
يَا مُنَفِّساً عَنِ الْمَكْرُوبِينَ،
يَا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومِينَ،
يَا راحِمَ الشَّيخِ الْكَبِيرِ،
يَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ،
يَا مَنْ لَا يَحْتاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ،
صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
وَافْعَلْ بِي كَذا وَكَذا.
و بدانید و آگاه باشید که همه ی انسانها از ازل تا ابد از خاندان محمد آفرینش شده اند .
و محمد از سید به معنی آقایان و آقا در زبان پارسی به معنی
در شرف یکتایان هست .
❤5
تنها به دنیا آمده‌ایم و تنها از دنیا خواهیم رفت.
و آن مابین، مدام در تلاشیم که با توهم از تنهایی فراری باشیم.
🔥5
خردمندی به یک دیوار قدیمی تکیه کرده بود و همچنان که به پیپ خود پک می‌زد، به نقطه‌ی نامعلومی می‌نگریست.
نگهبانی که در حال عبور از آنجا بود، به او شک کرد و پرسید: “کیستی و اینجا چه می‌کنی؟!”
خردمند پاسخ داد: من هم به دنبال پاسخ همین پرسش می‌گردم: «کیستم و اینجا چه می‌کنم؟!»
👍4