This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یک طوفان وجود دارد و شما به مرکز طوفان می روید، چه می یابید؟ صلح و سکوت. در مرکز طوفان آرامش کامل وجود دارد سکوت کامل. وقتی اقیانوس و آشفتگی را می بینید امواج غول پیکر به اندازه طوفان به ساحل برخورد می کنند و اموال را نابود می کنند اما وقتی به اعماق مرکز اقیانوس می روید چه می بینید؟آرامش کامل، سکوت کامل. این در مورد هر احساسی که دارید صدق می کند. اگر فقط بتوانید به اندازه کافی ساکت شوید و با مرکز خود با رفتن به اعماق درون خود، در اعماق درون، هویت پیدا کنید. اگر به مرکز احساسات بروید، احساس به طور کامل ناپدید می شود و دیگر هرگز آن را نخواهید داشت. من می توانم به شما در این مورد اطمینان دهم."
#رابرت_آدامز
#رابرت_آدامز
❤3👏3
به پوستکردن پیاز ادامه بده:
نه! تو بدن نیستی،
افکار نیستی،
احساسات نیستی.
و اگر بدانی که تو این سه لایه نیستی، نفْس ego بدون بجا گذاشتن ردپایی، به سادگی ناپدید میشود ــ زیرا نفس چیزی نیست جز هویت گرفتن با این سه لایه ــ آنوقت تو هستی، ولی نمیتوانی بگویی "من" I. زیرا این واژه معنیاش را از دست میدهد و وحدت و شفقتی عمیق در وجودت شکل میگیرد.
اکنون نفس وجود ندارد؛ تو به وطن رسیدهای.
#اشو
نه! تو بدن نیستی،
افکار نیستی،
احساسات نیستی.
و اگر بدانی که تو این سه لایه نیستی، نفْس ego بدون بجا گذاشتن ردپایی، به سادگی ناپدید میشود ــ زیرا نفس چیزی نیست جز هویت گرفتن با این سه لایه ــ آنوقت تو هستی، ولی نمیتوانی بگویی "من" I. زیرا این واژه معنیاش را از دست میدهد و وحدت و شفقتی عمیق در وجودت شکل میگیرد.
اکنون نفس وجود ندارد؛ تو به وطن رسیدهای.
#اشو
❤4
در تضاد با واقعیت و آنچه آرزویش را میکردم ،آنچه را که بود از دست دادم.
امروز به لطف زندگی و آنچه از کلاس درسش آموختم یاد گرفتم با منطق زندگی ،زندگی کنم نه با منطق خودم.
یاد گرفتم که زندگی همین جاست نه آنجا که تصور میکنم.
یاد گرفتم با آنچه که هست در ساحت تسلیم و پذیرش باشم.
هرگاه با آنچه که هستم و آنچه که دارم در کیفیت سپاسمندی و رضا نباشم همان را هم از دست میدهم.
امروز و این لحظه را با تمام وجود زندگیش میکنم زیرا روزی خواهند نوشت این هم از دست رفت .
یاد گرفتم وقتی میگویم "چرا "دوباره دچار توهم من و غرور شده ام .
باچرا و مخالفتم با واقعیت ،عملا خویشتم را از زندگی جدا کرده ام و نسبت به لطفی که زندگی منو از بحران آشفتگی و رنج رهانید ،بی تفاوت و حرمت شکنی کرده ام.
یاد گرفتم هر چیزی رو که مهم تصور کنم ،مالکش شوم ،بایدش کنم،کنترلش کنم و در کل هرچیزی رو که در روانم بسازم ،
دعوت به رنج و ترس کرده ام.
#نگاه_دوست
امروز به لطف زندگی و آنچه از کلاس درسش آموختم یاد گرفتم با منطق زندگی ،زندگی کنم نه با منطق خودم.
یاد گرفتم که زندگی همین جاست نه آنجا که تصور میکنم.
یاد گرفتم با آنچه که هست در ساحت تسلیم و پذیرش باشم.
هرگاه با آنچه که هستم و آنچه که دارم در کیفیت سپاسمندی و رضا نباشم همان را هم از دست میدهم.
امروز و این لحظه را با تمام وجود زندگیش میکنم زیرا روزی خواهند نوشت این هم از دست رفت .
یاد گرفتم وقتی میگویم "چرا "دوباره دچار توهم من و غرور شده ام .
باچرا و مخالفتم با واقعیت ،عملا خویشتم را از زندگی جدا کرده ام و نسبت به لطفی که زندگی منو از بحران آشفتگی و رنج رهانید ،بی تفاوت و حرمت شکنی کرده ام.
یاد گرفتم هر چیزی رو که مهم تصور کنم ،مالکش شوم ،بایدش کنم،کنترلش کنم و در کل هرچیزی رو که در روانم بسازم ،
دعوت به رنج و ترس کرده ام.
#نگاه_دوست
🔥2👏2
عشق و شادیِ ماندگار
بدون دخالت ذهن شخصی، زندگی در یک مسیر طبیعی و هماهنگ در شکوفایی است.
برای آرزویِ بهتر شدنِ چیزها وقت خودت را تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کارهایی هستند و هیچ کس هم واقعاً خوشحال نیست.
ما زندگی حقیقی را فراموش کردهایم.
در حقیقت شادی زمانی به وجود میآید که تو جستجوی هر چیزی به جز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی و در نهایت هم همین شادی است که درونات پایدار باقی خواهد ماند.
تمایل کلی انسانها، جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمها است. یک عرصه فانی و گذرا. این درواقع نوعی رویگردانی از آن حضور بیزمان و همیشه کاملِ درونمان است، همان ذات الهی یا خویش.
نا آگاهی از حقیقت، دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن و منتظر بودن را رها کن. بخصوص انتظار کشیدن برای یک اتفاق بعدی که بیاید و تو را خوشحال و خوشبخت کند.آگاه باش که این احساسِ خوبِ بعدی، ماجرای بعدی یا این دعوتهای ذهن، یا این به اختصار تجربههای بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل میکنند، فقط کارشان این است که توجه تو را از حضور ناب یعنی آن جایگاه وجد و سرور ( که همین حالا اینجاست) دور کنند.
هیچ کس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تمامش خیال است. حالا چگونه این تمایلات را بهسادگی تغییر دهیم؟
با توجه کردن به حالتِ طبیعیِ بیفکری، یعنی همین احساسِ نابِ «وجود داشتن»، همین احساس «من هستم» که به طور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر داده و اجازه دهید تا در این هشیاریِ غیرشخصی آرام بگیرد. هر زمان که توجه به سمت چیزهای حسی یا تمایلاتِ قویِ شخصی رفت این کار را انجام دهید.
توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است این کار توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش باز میگرداند. عادت کنید تا در حالت طبیعیِ «بودن» بمانید. این همان وضعیتِ خالی بودن است.
از این وضعیت نترسید. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کنید. خالی بودن و سرور مترادف هم و یکی هستند. این در واقع همان «لذت خویش» است. این وضعیت همان حالت رضایت، خرد، عشق و شادیِ ماندگار است.
🍀 موجی
بدون دخالت ذهن شخصی، زندگی در یک مسیر طبیعی و هماهنگ در شکوفایی است.
برای آرزویِ بهتر شدنِ چیزها وقت خودت را تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کارهایی هستند و هیچ کس هم واقعاً خوشحال نیست.
ما زندگی حقیقی را فراموش کردهایم.
در حقیقت شادی زمانی به وجود میآید که تو جستجوی هر چیزی به جز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی و در نهایت هم همین شادی است که درونات پایدار باقی خواهد ماند.
تمایل کلی انسانها، جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمها است. یک عرصه فانی و گذرا. این درواقع نوعی رویگردانی از آن حضور بیزمان و همیشه کاملِ درونمان است، همان ذات الهی یا خویش.
نا آگاهی از حقیقت، دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن و منتظر بودن را رها کن. بخصوص انتظار کشیدن برای یک اتفاق بعدی که بیاید و تو را خوشحال و خوشبخت کند.آگاه باش که این احساسِ خوبِ بعدی، ماجرای بعدی یا این دعوتهای ذهن، یا این به اختصار تجربههای بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل میکنند، فقط کارشان این است که توجه تو را از حضور ناب یعنی آن جایگاه وجد و سرور ( که همین حالا اینجاست) دور کنند.
هیچ کس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تمامش خیال است. حالا چگونه این تمایلات را بهسادگی تغییر دهیم؟
با توجه کردن به حالتِ طبیعیِ بیفکری، یعنی همین احساسِ نابِ «وجود داشتن»، همین احساس «من هستم» که به طور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر داده و اجازه دهید تا در این هشیاریِ غیرشخصی آرام بگیرد. هر زمان که توجه به سمت چیزهای حسی یا تمایلاتِ قویِ شخصی رفت این کار را انجام دهید.
توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است این کار توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش باز میگرداند. عادت کنید تا در حالت طبیعیِ «بودن» بمانید. این همان وضعیتِ خالی بودن است.
از این وضعیت نترسید. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کنید. خالی بودن و سرور مترادف هم و یکی هستند. این در واقع همان «لذت خویش» است. این وضعیت همان حالت رضایت، خرد، عشق و شادیِ ماندگار است.
🍀 موجی
❤3
نور عشق
اخبار جنگ را پخش نکنیم
برای صلح دعا نکنیم
صلح و جنگ یک حلقه ی اضداد هستند
برای هر طرف دعا کنیم
طرف دیگر رشد می کند و به
همان تناسب
هر دو طرف بزرگ میشوند
یک عارف و سالک سکوت و پاکسازی از درون می کند
با خدای خودش
درونش را می کاود و
عالم درونی را ریشه اش را بیرون می کشد
راجع به دکتر هیولن و
شفای بیماران روانی بدون اینکه بیماران را از نزدیک ویزیت کند
مطالعه کنید
ما به قدرتهای شفای درونی خود
دست پیدا کنیم
و خودمان را از بازی زمین و زمان
که یک فریب است
که خواب هایمان از ترس سنگین تر شود
بیرون
بکشیم
توجه کنیم
توجه شود
اینجا یک بازی مجازی است
همه ما در مقابل هم مجازی هستیم
مثل بازی sims
وبازیهای دیگر
بازی که در آن هستیم ۱۶ بعدی هست
دارای احساسات و عواطف هستیم
ولی یک بازی است
برای کودکانمان نگرانیم !
برای آینده نگرانیم !
برای عشق های از دست رفته نگرانیم !
مخصوصا خانم ها در ایران
هر شکل و چهره ای باشند باز هم نگران چهره ی خود هستند
تا مانند یک شی پسندیده شوند !
اینها همه نگرانی هایی هست که از ترس
در ذهن نقش بسته
تا گمراه شویم
تا اسیر شویم
اسیر کاملا مدرن
درربعد ۱۶ بازی
چرخه ی زندگی
یک نردبان است
در صورت رفتن به فرکانس بالاتر
از نردبان آسانسور بالا می رویم
در صورت باخت از آسانسور پایین می آییم
دایم در این طبقات در حال رفت و آمدیم
و اینجا هستیم
تا درک کنیم که
از این آسانسور. باید پیاده شویم
و به زندگی حقیقی که عاری
از این فضای مجازیست دست یابیم
برای خروج ار این طبقات مجازی و آسانسوری که دایم بالا و پایین می رود
کافیست که ذهن را خالی کنی
به چیزی فکر نکنی
روانت آرامش داشته باشد
بر نفس کشیدنت شاهد شو
بر مکانی که هستی شاهد شو
و بر حس هایت ناظر
نفس بکش
لبخند آرامش
می آید
و همین نقطه ی شروع است
خودآ
از این نقطه از این آن
از این اگنون
آرام آرام باطری
ربات بدنت شروع به شارژ شدن می کند
وقتی فول شد
آنوقت روی سخت افزار حافظه ی مغزت
گل بازی جهان آفرینش را دانلود می کنند
و در یک آن
همه ی جهان را میبینی
از درک خارج میشوی
و به مشاهده می رسی
هیچ
چیزی نیاز نیست
برای درجه ی مشاهده گری
اخبار جنگ را پخش نکنیم
برای صلح دعا نکنیم
صلح و جنگ یک حلقه ی اضداد هستند
برای هر طرف دعا کنیم
طرف دیگر رشد می کند و به
همان تناسب
هر دو طرف بزرگ میشوند
یک عارف و سالک سکوت و پاکسازی از درون می کند
با خدای خودش
درونش را می کاود و
عالم درونی را ریشه اش را بیرون می کشد
راجع به دکتر هیولن و
شفای بیماران روانی بدون اینکه بیماران را از نزدیک ویزیت کند
مطالعه کنید
ما به قدرتهای شفای درونی خود
دست پیدا کنیم
و خودمان را از بازی زمین و زمان
که یک فریب است
که خواب هایمان از ترس سنگین تر شود
بیرون
بکشیم
توجه کنیم
توجه شود
اینجا یک بازی مجازی است
همه ما در مقابل هم مجازی هستیم
مثل بازی sims
وبازیهای دیگر
بازی که در آن هستیم ۱۶ بعدی هست
دارای احساسات و عواطف هستیم
ولی یک بازی است
برای کودکانمان نگرانیم !
برای آینده نگرانیم !
برای عشق های از دست رفته نگرانیم !
مخصوصا خانم ها در ایران
هر شکل و چهره ای باشند باز هم نگران چهره ی خود هستند
تا مانند یک شی پسندیده شوند !
اینها همه نگرانی هایی هست که از ترس
در ذهن نقش بسته
تا گمراه شویم
تا اسیر شویم
اسیر کاملا مدرن
درربعد ۱۶ بازی
چرخه ی زندگی
یک نردبان است
در صورت رفتن به فرکانس بالاتر
از نردبان آسانسور بالا می رویم
در صورت باخت از آسانسور پایین می آییم
دایم در این طبقات در حال رفت و آمدیم
و اینجا هستیم
تا درک کنیم که
از این آسانسور. باید پیاده شویم
و به زندگی حقیقی که عاری
از این فضای مجازیست دست یابیم
برای خروج ار این طبقات مجازی و آسانسوری که دایم بالا و پایین می رود
کافیست که ذهن را خالی کنی
به چیزی فکر نکنی
روانت آرامش داشته باشد
بر نفس کشیدنت شاهد شو
بر مکانی که هستی شاهد شو
و بر حس هایت ناظر
نفس بکش
لبخند آرامش
می آید
و همین نقطه ی شروع است
خودآ
از این نقطه از این آن
از این اگنون
آرام آرام باطری
ربات بدنت شروع به شارژ شدن می کند
وقتی فول شد
آنوقت روی سخت افزار حافظه ی مغزت
گل بازی جهان آفرینش را دانلود می کنند
و در یک آن
همه ی جهان را میبینی
از درک خارج میشوی
و به مشاهده می رسی
هیچ
چیزی نیاز نیست
برای درجه ی مشاهده گری
❤8🔥1
تملک گرایی و تعلق، از غرور ناشی میشود. در نتیجه، تعلق و وابستگی یک منبع بالقوه رنج است، زیرا تعلق، ترس از دست دادن را به دنبال دارد، و ترس منجر به افسردگی و اندوه می شود. وقتی ماشینمان برای ما باعث غرور و افتخار باشد، اگر کسی آن را دزدید، درد و رنج و اضطراب خواهیم داشت. ولی اگر به جای آن، از نظر عاطفی و احساسی به ماشین مان «نچسبیم»، می توانیم هنوز از زیبایی آن لذت ببریم و برایش سپاسگزار باشیم، و از دست دادن احتمالی آن فقط اندکی ما را ناراحت خواهد کرد.
روحیه سپاسگزاری، پادزهر غرور و نخوت است. اگر خوش شانس بوده و با ضریب هوشی بالایی به دنیا آمده باشیم، می توانیم به جای بالیدن به آن، سپاسگزار باشیم. این یک موفقیت نبوده که ما به دست آورده باشیم، بلکه به ما هدیه داده شده. اگر بابت آنچه به ما عطا شده و موفقیت هایی که از طریق تلاش و استعدادهای خدادادی خویش به آنها دست یافته ایم. شکرگزار باشیم، ذهن ما در آرامش خواهد بود و از درد، آسیب نمی پذیریم.
مشاهده اینکه چگونه ذهن انسان هر چیزی را که با پسوند «من» همراه است، مایه غرور میکند، جالب و خنده دار است. ما می توانیم راجع به پیش پا افتاده ترین و بی اهمیت ترین چیزها غروری مسخره داشته باشیم، اما وقتی مسخره بودن آن را دیدیم، رها کردنش خیلی سخت نخواهد بود.
دیوید آر هاوکینز
رهایی طریقت تسلیم
روحیه سپاسگزاری، پادزهر غرور و نخوت است. اگر خوش شانس بوده و با ضریب هوشی بالایی به دنیا آمده باشیم، می توانیم به جای بالیدن به آن، سپاسگزار باشیم. این یک موفقیت نبوده که ما به دست آورده باشیم، بلکه به ما هدیه داده شده. اگر بابت آنچه به ما عطا شده و موفقیت هایی که از طریق تلاش و استعدادهای خدادادی خویش به آنها دست یافته ایم. شکرگزار باشیم، ذهن ما در آرامش خواهد بود و از درد، آسیب نمی پذیریم.
مشاهده اینکه چگونه ذهن انسان هر چیزی را که با پسوند «من» همراه است، مایه غرور میکند، جالب و خنده دار است. ما می توانیم راجع به پیش پا افتاده ترین و بی اهمیت ترین چیزها غروری مسخره داشته باشیم، اما وقتی مسخره بودن آن را دیدیم، رها کردنش خیلی سخت نخواهد بود.
دیوید آر هاوکینز
رهایی طریقت تسلیم
❤2👍1
کشف واقعی
به معنای یافتن سرزمینهای جدید نیست
بلکه به معنای نگریستن به جهان
با چشمانی تازه است
مارسل پروست
به معنای یافتن سرزمینهای جدید نیست
بلکه به معنای نگریستن به جهان
با چشمانی تازه است
مارسل پروست
❤8👍2👏2
مردن هر روز
عشق، مردن هر روزه بر هر چیزی که میدانیم است. در غیر اینصورت، فرد نمیتواند عشق داشته باشد. عشق چیزی نیست که حاصل شود. همانند تواضع، لحظهای که عشق را حاصل میکنید، ردایی از غرور است. تنها هنگامی که شما بر هر تجربهای که داشتهاید میمیرید، شما در حال زندگی کردن هستید. زندگی کردن حرکتی نو و خالص است، هر لحظه از روز تازه است. مردن بر گذشته زندگییی است در بعدی کاملاً از هر جهت متفاوت.
جیدو کریشنامورتی
مردن هر روز
عشق، مردن هر روزه بر هر چیزی که میدانیم است. در غیر اینصورت، فرد نمیتواند عشق داشته باشد. عشق چیزی نیست که حاصل شود. همانند تواضع، لحظهای که عشق را حاصل میکنید، ردایی از غرور است. تنها هنگامی که شما بر هر تجربهای که داشتهاید میمیرید، شما در حال زندگی کردن هستید. زندگی کردن حرکتی نو و خالص است، هر لحظه از روز تازه است. مردن بر گذشته زندگییی است در بعدی کاملاً از هر جهت متفاوت.
جیدو کریشنامورتی
❤5
ریشه مشکل و مساله انسان این است که می خواهد سوای فطرت خدادی اش یک تصویر ذهنی از خودش داشته باشد. ریشه تمام دردها و رنج ها و جنگ ها و خونریزیها و ... آدمی از تمایل به داشتن تصویر از خودش بر می گردد.
الله الله زآن دژِ ذاتُ الصُّوَر
دُور باشید و بترسید از خطر
مولوی
الله الله زآن دژِ ذاتُ الصُّوَر
دُور باشید و بترسید از خطر
مولوی
❤6
تازمانیکه فکر میکنی و میپنداری که تو کننده ایی
و باید کارها را انجام دهی، رنج میبری؛
اما هنگامی که رها کردی،
همه چیز در هماهنگی
و زیبایی خود عمل میکند،
و تو همیشه خود را
در مکان درست و در حال انجام کار درست
خواهی دید؛
اما تو برنامه ریزی نمی کنی،
طرح و نقشه ای نمیریزی؛
فقط این دنیا را نگاه میکنی،
شرایط را؛
اما هیچ واکنشی به آن ها نشان نمیدهی
و این خودآگاهی است.
#اوشو
و باید کارها را انجام دهی، رنج میبری؛
اما هنگامی که رها کردی،
همه چیز در هماهنگی
و زیبایی خود عمل میکند،
و تو همیشه خود را
در مکان درست و در حال انجام کار درست
خواهی دید؛
اما تو برنامه ریزی نمی کنی،
طرح و نقشه ای نمیریزی؛
فقط این دنیا را نگاه میکنی،
شرایط را؛
اما هیچ واکنشی به آن ها نشان نمیدهی
و این خودآگاهی است.
#اوشو
❤6🔥2👍1
تسلیم یعنی رها کردن؛
یعنی پیگیری نکردن یعنی سپردن نتیجه کار به خالق هستی و بی قید و شرط پیروز شدن در آن.
یعنی پیگیری نکردن یعنی سپردن نتیجه کار به خالق هستی و بی قید و شرط پیروز شدن در آن.
❤5🙏2
کسی که اعتماد میکند، در هستی آرام میگیرد.
کسی که نمیتواند اعتماد کند، در تنش باقی میماند؛
در دلواپسی ، ترس،......
#اشو
کسی که نمیتواند اعتماد کند، در تنش باقی میماند؛
در دلواپسی ، ترس،......
#اشو
👏6❤2
وقتی از فقدان قدرت درونی رنج می کشید
جستجوی قدرت
در بیرون شروع می شود
این بهرمند شدن نیست
بلکه
ریشه این جستجو ترس و خشونت است
بهرمند بودن از زندگی
با جستجوی قدرت متفاوت است
پول میتواند در خدمت و حضورت باشد
ولی اینکه فکر کنید پول به شما قدرت
می دهد
تا از ترس خلاص شوید نوعی
اشتباه گرفتن است
پول قادر نیست ترس روانی و حس جدایی را از بین ببرد
چنین قدرتی را ندارد
پول برطرف کننده احساس جدایی نیست
وقتی چنین قدرتی ندارد
پس باز هم با عجز روبرو هستید
برای همین عشق نیروی برتر و مافوق تمام چیزهایی است که فکر می کنید به شما قدرت می دهند
ما از نبود عشق رنج میکشیم
ولی فکر میکنیم چیزی خارج از ما به ما قدرت می دهد و ترسهایمان را برطرف
می کند
فقط یک نیروی برتر(عشق) قادر است ترس را متوقف کند
این است قدرت عشق
#محمود
جستجوی قدرت
در بیرون شروع می شود
این بهرمند شدن نیست
بلکه
ریشه این جستجو ترس و خشونت است
بهرمند بودن از زندگی
با جستجوی قدرت متفاوت است
پول میتواند در خدمت و حضورت باشد
ولی اینکه فکر کنید پول به شما قدرت
می دهد
تا از ترس خلاص شوید نوعی
اشتباه گرفتن است
پول قادر نیست ترس روانی و حس جدایی را از بین ببرد
چنین قدرتی را ندارد
پول برطرف کننده احساس جدایی نیست
وقتی چنین قدرتی ندارد
پس باز هم با عجز روبرو هستید
برای همین عشق نیروی برتر و مافوق تمام چیزهایی است که فکر می کنید به شما قدرت می دهند
ما از نبود عشق رنج میکشیم
ولی فکر میکنیم چیزی خارج از ما به ما قدرت می دهد و ترسهایمان را برطرف
می کند
فقط یک نیروی برتر(عشق) قادر است ترس را متوقف کند
این است قدرت عشق
#محمود
❤5
این "شخصی" که من همیشه فکر میکردم خودمم… واقعاً کیه؟
خب، چه سؤال عجیبیه
من که میدونم کیام!
من فلانیام، فرزند فلانی، شغلم اینه، دوستام اینان، وقتی ۵ سالم بود اون اتفاق افتاد، ۱۱ سالم که بود اون یکی اتفاق... درگیر اون ماجرای عاطفی بودم و .....وضعیت مالی......
ولی یه لحظه وایسا...
این چیزایی که گفتم، واقعاً خودِ منم؟ یا چیزایی هستند که فقط بهم وصل شدن؟
انگار یه چیزی هست که منم و بعد این چیزا – مثل اسمم، خانوادم، شغلم، خاطرهها و ماجراها – بهش وصل شدن؟
مثل تزیینات یه درخت…
خودِ درخته کیه؟
حالا اگه همهی اینا رو کنار بذارم،
اگه بکنمشون از خودم،
اون وقت من همچنان هستم.....
آره هستم، بدون اونها غیب نمیشم، هستم....
اون چیزی که باقی میمونه چیه؟
این چیزی که هست چیه؟
انگار یه چیزی همیشه اینجا بوده…
آره عجیبه.... ی چیزی همیشه بوده و بعد همهی این چیزای دیگه بهش وصل شدن.
ولی خود اون، خودِ اون بودنه چیه؟
چرا تا الان متوجه اش نبودم … مگه میشه ....
عجیبه.....
خدایا من کی هستم؟
من همیشه حواسم به چیزایی بود که به "من" چسبیده بودن،
نه اون چیزی که خودش بدونِ همهی اینا هم هست و حضور داره.
و حالا که برای اولین بار دارم یه کم دقیقتر نگاه میکنم،
چه حس عجیبیه… یه ترکیب از تعجب، سکوت، یه کم ترس حتی...
ولی در عین حال یه حس آشناست.
خیلی آشنا...
انگار همیشه باهام بوده،
با کی بوده؟
نه ...
اون با من نبوده.... اون خود منه.....
چرا تا الان متوجه اش نبودم...
این چیه که اینجاست…؟
من کی هستم؟؟؟
هیس!!!
خب، چه سؤال عجیبیه
من که میدونم کیام!
من فلانیام، فرزند فلانی، شغلم اینه، دوستام اینان، وقتی ۵ سالم بود اون اتفاق افتاد، ۱۱ سالم که بود اون یکی اتفاق... درگیر اون ماجرای عاطفی بودم و .....وضعیت مالی......
ولی یه لحظه وایسا...
این چیزایی که گفتم، واقعاً خودِ منم؟ یا چیزایی هستند که فقط بهم وصل شدن؟
انگار یه چیزی هست که منم و بعد این چیزا – مثل اسمم، خانوادم، شغلم، خاطرهها و ماجراها – بهش وصل شدن؟
مثل تزیینات یه درخت…
خودِ درخته کیه؟
حالا اگه همهی اینا رو کنار بذارم،
اگه بکنمشون از خودم،
اون وقت من همچنان هستم.....
آره هستم، بدون اونها غیب نمیشم، هستم....
اون چیزی که باقی میمونه چیه؟
این چیزی که هست چیه؟
انگار یه چیزی همیشه اینجا بوده…
آره عجیبه.... ی چیزی همیشه بوده و بعد همهی این چیزای دیگه بهش وصل شدن.
ولی خود اون، خودِ اون بودنه چیه؟
چرا تا الان متوجه اش نبودم … مگه میشه ....
عجیبه.....
خدایا من کی هستم؟
من همیشه حواسم به چیزایی بود که به "من" چسبیده بودن،
نه اون چیزی که خودش بدونِ همهی اینا هم هست و حضور داره.
و حالا که برای اولین بار دارم یه کم دقیقتر نگاه میکنم،
چه حس عجیبیه… یه ترکیب از تعجب، سکوت، یه کم ترس حتی...
ولی در عین حال یه حس آشناست.
خیلی آشنا...
انگار همیشه باهام بوده،
با کی بوده؟
نه ...
اون با من نبوده.... اون خود منه.....
چرا تا الان متوجه اش نبودم...
این چیه که اینجاست…؟
من کی هستم؟؟؟
هیس!!!
❤3