“انسان چیزی را جذب میکنه که خودش هست.
هنر زندگی این است که احساس برآوردهشدن را در درونت حفظ کنی،
و اجازه دهی چیزها بهسوی تو بیایند،
نه اینکه دنبالشان بدوی یا تصور کنی دارند از تو فرار میکنند.
درک اين نکته برای فهم لازمه.
اکثریت با درک و فهمی موروثی و نکاویده! چیزهایی رو میخوان که با هربار خواستن، بیشتر حس نیاز، فقدان، نقصان، کمبود و ضعفشون رو به یاد میارن و این مغایر با "حس بودن/حضور" هست.
اگر تو چیزی مثلِ ثروت بخوای ولی درونت پر از احساس فقر باشه، ارتعاشی که به کیهان میدی، همون حس و احساسِ فقدانِ بودن/حضور است و نتیجهاش، تجربهی بیشتری از فقدان خواهد بود.
احساس تحقق یافتهٔ اکنون را نگه دار
یعنی درونتو همارتعاش با حالتی قرار بده که انگار همین الان برآورده شده. مهم اون حس بودنِ که در این لحظه حاضر داری این باعث میشه دنیای پیرامونت هم باهات هماهنگ بشه. این باعث میشه رفتارهای خودت و حتی به کارهایی که از خودت اتوماتیک سر میزنه، بیشتر بهشون واقف و آگاه بشی.
اجازه بده چیزها بیان، نه اینکه نیازمندانه یا محتاجانه دنبالشون بری اين میشه گدایی!
اگه نیازمندانه دنبال چیزی بری، یعنی به کیهان میگی “ندارم و لایقش" نیستم.
اما وقتی آروم و مطمئن باشی و فقط ارتعاشش رو نگه داری یعنی اجازه میدی اون چیز رو با سرعت بیشتر و هماهنگتر به سمتت بیاره.
اول باید بودن/حضور در لحظه رو تمرین کنی نه خواستن رو، تا داشتن خودبخود رخ بده.
هنر زندگی این است که احساس برآوردهشدن را در درونت حفظ کنی،
و اجازه دهی چیزها بهسوی تو بیایند،
نه اینکه دنبالشان بدوی یا تصور کنی دارند از تو فرار میکنند.
درک اين نکته برای فهم لازمه.
اکثریت با درک و فهمی موروثی و نکاویده! چیزهایی رو میخوان که با هربار خواستن، بیشتر حس نیاز، فقدان، نقصان، کمبود و ضعفشون رو به یاد میارن و این مغایر با "حس بودن/حضور" هست.
اگر تو چیزی مثلِ ثروت بخوای ولی درونت پر از احساس فقر باشه، ارتعاشی که به کیهان میدی، همون حس و احساسِ فقدانِ بودن/حضور است و نتیجهاش، تجربهی بیشتری از فقدان خواهد بود.
احساس تحقق یافتهٔ اکنون را نگه دار
یعنی درونتو همارتعاش با حالتی قرار بده که انگار همین الان برآورده شده. مهم اون حس بودنِ که در این لحظه حاضر داری این باعث میشه دنیای پیرامونت هم باهات هماهنگ بشه. این باعث میشه رفتارهای خودت و حتی به کارهایی که از خودت اتوماتیک سر میزنه، بیشتر بهشون واقف و آگاه بشی.
اجازه بده چیزها بیان، نه اینکه نیازمندانه یا محتاجانه دنبالشون بری اين میشه گدایی!
اگه نیازمندانه دنبال چیزی بری، یعنی به کیهان میگی “ندارم و لایقش" نیستم.
اما وقتی آروم و مطمئن باشی و فقط ارتعاشش رو نگه داری یعنی اجازه میدی اون چیز رو با سرعت بیشتر و هماهنگتر به سمتت بیاره.
اول باید بودن/حضور در لحظه رو تمرین کنی نه خواستن رو، تا داشتن خودبخود رخ بده.
❤2
دل مجنون
@Avayemehregan
تصنیف دل مجنون
# آواز: حضرت استاد: محمد رضا شجریان جانان 🔴🟢
# سنتور: استاد: پرویز مشکاتیان 🟢
# مایه افشاری
# اشعار: مولوی
🎼🎼☕️☕️
# آواز: حضرت استاد: محمد رضا شجریان جانان 🔴🟢
# سنتور: استاد: پرویز مشکاتیان 🟢
# مایه افشاری
# اشعار: مولوی
🎼🎼☕️☕️
🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو رویکرد نسبت به رنج - #روپرت_اسپایرا
با استفاده از این دو روش شما رنج را دگرگون کرده و به فراسوی آن میروید:
رویکرد اول تفحص خویش: من افکار و احساساتم نیستم و من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است. "من" زمانی رنج میکشد که خودش را با محتویات چیزهایی که از آنها آگاه است یکی میپندارد.
رویکرد دوم پذیرش کامل: در این روش آنچنان کاملاً و تماماً به آن حس نزدیک شده و آن را میپذیرد که کوچکترین مقاومتی نبست به آن وجود نداشته باشد.
با استفاده از این دو روش شما رنج را دگرگون کرده و به فراسوی آن میروید:
رویکرد اول تفحص خویش: من افکار و احساساتم نیستم و من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است. "من" زمانی رنج میکشد که خودش را با محتویات چیزهایی که از آنها آگاه است یکی میپندارد.
رویکرد دوم پذیرش کامل: در این روش آنچنان کاملاً و تماماً به آن حس نزدیک شده و آن را میپذیرد که کوچکترین مقاومتی نبست به آن وجود نداشته باشد.
👏2
میدانی چرا دنبال حال خوب هستیم
زیرا با حال خوب قهر هستیم
حال خوب به هیچ اندیشه ای در ذهن ارتباط ندارد
حال خوب در ترک کامل تمامی اندیشه ها حاصل میگردد
من چو مرغ اوجم اندیشه مگس
کی رسد بر من مگس را دسترس
علی زند
زیرا با حال خوب قهر هستیم
حال خوب به هیچ اندیشه ای در ذهن ارتباط ندارد
حال خوب در ترک کامل تمامی اندیشه ها حاصل میگردد
من چو مرغ اوجم اندیشه مگس
کی رسد بر من مگس را دسترس
علی زند
💯2❤1
من میخواهم بیدار شوم یک اندیشه است
من آرزو دارم روشن ضمیر شوم یک اندیشه است
من فقط عشق را جستجو میکنم یک اندیشه است
من هیچ نمیخواهم الا حضرت عشق را یک اندیشه است
من خواسته ای ندارم یک اندیشه است
من میخواهم که بی خواسته گردم خود یک خواسته است
علی زند
من آرزو دارم روشن ضمیر شوم یک اندیشه است
من فقط عشق را جستجو میکنم یک اندیشه است
من هیچ نمیخواهم الا حضرت عشق را یک اندیشه است
من خواسته ای ندارم یک اندیشه است
من میخواهم که بی خواسته گردم خود یک خواسته است
علی زند
👍4🔥3👀2
وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه میکرد!
نزدیکش شد و پرسید: چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟
زن در حالی که گریه میکرد گفت: ظالمانه کشته خواهی شد.
سقراط گفت: یعنی اگر عادلانه کشته میشدم گریه نمیکردی؟!
زن گفت: منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی!
سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!
زن گفت:
الهی زیر گل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه و منطق برنمیداری!
😂😂😂
نزدیکش شد و پرسید: چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟
زن در حالی که گریه میکرد گفت: ظالمانه کشته خواهی شد.
سقراط گفت: یعنی اگر عادلانه کشته میشدم گریه نمیکردی؟!
زن گفت: منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی!
سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!
زن گفت:
الهی زیر گل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه و منطق برنمیداری!
😂😂😂
😁11❤3🤣2🥴1😭1
ذهن چیست؟ ذهن آمیزهای از افکار در مورد گذشته و آینده است. شما نگران گذاشتهاید، همچنین نگران آیندهاید. این تمام ذهن شماست. او دوست شما نیست. بنابرین، ذهنتان را ندید بگیرید. هر آنچه میگوید باور نکنید.
□~ به سادگی نظارهگرش باشید، □~ ارتقاء ببخشیدش، □~ شاهدش شوید.
□~ به سادگی نظارهگرش باشید، □~ ارتقاء ببخشیدش، □~ شاهدش شوید.
❤5👍3
عمری زبان دنیا را آموختیم و زبان سکوت را به همام میزان بدست فراموشی سپردیم.
اینک وقت آن رسیده که زبان سکوت را دریابیم
زبانِ روح را که همان زبانِ مقدسِ الهی ست☺️
اینک وقت آن رسیده که زبان سکوت را دریابیم
زبانِ روح را که همان زبانِ مقدسِ الهی ست☺️
❤5
🕊
با هر انسانے ڪہ در ارتباط هستے ، قسمتے از درون توست
اگر تو را شڪست ، جنگ نڪن .
با سڪوت عبور ڪن
در حقیقت از خودت عبور ڪردہ اے براے تغییرے زیبا و تازہ
با هر انسانے ڪہ در ارتباط هستے ، قسمتے از درون توست
اگر تو را شڪست ، جنگ نڪن .
با سڪوت عبور ڪن
در حقیقت از خودت عبور ڪردہ اے براے تغییرے زیبا و تازہ
👍7❤6
هر انسانی که حسی از فردیت و استقلال درونی داشته باشد،
با عشقِ خودش زندگی میکند،
با کار خودش زندگی میکند،
او راه خودش را بر اساس ادراک و نور درونی خویش طی میکند.
بدون اینکه فکر کند و نگران این باشد که دیگران در این مورد چه فکری میکنند.
او نگران تمجید و سرزنش دیگران نیست.
زیرا میداند که اگر بخواهی مورد احترام ابلهان قرار بگیری، باید براساس آداب آنان و انتظارات آنان رفتار کنی.
برای اینکه مورد احترام این بشریت بیمار قرار بگیری باید بیشتر از آنان بیمار باشی.
آنگاه به تو احترام خواهند گذاشت.
ولی نفع تو چه خواهد بود؟
تو اصالت و روحت را از دست خواهی داد و هیچ چیز به دست نخواهی آورد.
#اشو
با عشقِ خودش زندگی میکند،
با کار خودش زندگی میکند،
او راه خودش را بر اساس ادراک و نور درونی خویش طی میکند.
بدون اینکه فکر کند و نگران این باشد که دیگران در این مورد چه فکری میکنند.
او نگران تمجید و سرزنش دیگران نیست.
زیرا میداند که اگر بخواهی مورد احترام ابلهان قرار بگیری، باید براساس آداب آنان و انتظارات آنان رفتار کنی.
برای اینکه مورد احترام این بشریت بیمار قرار بگیری باید بیشتر از آنان بیمار باشی.
آنگاه به تو احترام خواهند گذاشت.
ولی نفع تو چه خواهد بود؟
تو اصالت و روحت را از دست خواهی داد و هیچ چیز به دست نخواهی آورد.
#اشو
❤6👍3
جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
بیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس
ز آنجا که لطف شامل و خلق کریم توست
جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس
خواهی که روشنت شود احوال سوز ما
از ذره پرس قصه ز باد هوا مپرس
من ذوق سوز عشق تو دانم نه مدعی
از شمع پرس قصه ز باد صبا مپرس
هیچ آگهی ز عالم درویشیش نبود
آن کس که با تو گفت که درویش را مپرس
از دلقپوش صومعه نقد طلب مجوی
یعنی ز مفلسان سخن کیمیا مپرس
در دفتر طبیب خرد باب عشق نیست
ای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس
ما قصهٔ سکندر و دارا نخواندهایم
از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس
حافظ رسید موسم گل معرفت مگوی
دریاب نقد وقت و ز چون و چرا مپرس
بیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس
ز آنجا که لطف شامل و خلق کریم توست
جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس
خواهی که روشنت شود احوال سوز ما
از ذره پرس قصه ز باد هوا مپرس
من ذوق سوز عشق تو دانم نه مدعی
از شمع پرس قصه ز باد صبا مپرس
هیچ آگهی ز عالم درویشیش نبود
آن کس که با تو گفت که درویش را مپرس
از دلقپوش صومعه نقد طلب مجوی
یعنی ز مفلسان سخن کیمیا مپرس
در دفتر طبیب خرد باب عشق نیست
ای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس
ما قصهٔ سکندر و دارا نخواندهایم
از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس
حافظ رسید موسم گل معرفت مگوی
دریاب نقد وقت و ز چون و چرا مپرس
🔥4❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یک طوفان وجود دارد و شما به مرکز طوفان می روید، چه می یابید؟ صلح و سکوت. در مرکز طوفان آرامش کامل وجود دارد سکوت کامل. وقتی اقیانوس و آشفتگی را می بینید امواج غول پیکر به اندازه طوفان به ساحل برخورد می کنند و اموال را نابود می کنند اما وقتی به اعماق مرکز اقیانوس می روید چه می بینید؟آرامش کامل، سکوت کامل. این در مورد هر احساسی که دارید صدق می کند. اگر فقط بتوانید به اندازه کافی ساکت شوید و با مرکز خود با رفتن به اعماق درون خود، در اعماق درون، هویت پیدا کنید. اگر به مرکز احساسات بروید، احساس به طور کامل ناپدید می شود و دیگر هرگز آن را نخواهید داشت. من می توانم به شما در این مورد اطمینان دهم."
#رابرت_آدامز
#رابرت_آدامز
❤3👏3
به پوستکردن پیاز ادامه بده:
نه! تو بدن نیستی،
افکار نیستی،
احساسات نیستی.
و اگر بدانی که تو این سه لایه نیستی، نفْس ego بدون بجا گذاشتن ردپایی، به سادگی ناپدید میشود ــ زیرا نفس چیزی نیست جز هویت گرفتن با این سه لایه ــ آنوقت تو هستی، ولی نمیتوانی بگویی "من" I. زیرا این واژه معنیاش را از دست میدهد و وحدت و شفقتی عمیق در وجودت شکل میگیرد.
اکنون نفس وجود ندارد؛ تو به وطن رسیدهای.
#اشو
نه! تو بدن نیستی،
افکار نیستی،
احساسات نیستی.
و اگر بدانی که تو این سه لایه نیستی، نفْس ego بدون بجا گذاشتن ردپایی، به سادگی ناپدید میشود ــ زیرا نفس چیزی نیست جز هویت گرفتن با این سه لایه ــ آنوقت تو هستی، ولی نمیتوانی بگویی "من" I. زیرا این واژه معنیاش را از دست میدهد و وحدت و شفقتی عمیق در وجودت شکل میگیرد.
اکنون نفس وجود ندارد؛ تو به وطن رسیدهای.
#اشو
❤4
در تضاد با واقعیت و آنچه آرزویش را میکردم ،آنچه را که بود از دست دادم.
امروز به لطف زندگی و آنچه از کلاس درسش آموختم یاد گرفتم با منطق زندگی ،زندگی کنم نه با منطق خودم.
یاد گرفتم که زندگی همین جاست نه آنجا که تصور میکنم.
یاد گرفتم با آنچه که هست در ساحت تسلیم و پذیرش باشم.
هرگاه با آنچه که هستم و آنچه که دارم در کیفیت سپاسمندی و رضا نباشم همان را هم از دست میدهم.
امروز و این لحظه را با تمام وجود زندگیش میکنم زیرا روزی خواهند نوشت این هم از دست رفت .
یاد گرفتم وقتی میگویم "چرا "دوباره دچار توهم من و غرور شده ام .
باچرا و مخالفتم با واقعیت ،عملا خویشتم را از زندگی جدا کرده ام و نسبت به لطفی که زندگی منو از بحران آشفتگی و رنج رهانید ،بی تفاوت و حرمت شکنی کرده ام.
یاد گرفتم هر چیزی رو که مهم تصور کنم ،مالکش شوم ،بایدش کنم،کنترلش کنم و در کل هرچیزی رو که در روانم بسازم ،
دعوت به رنج و ترس کرده ام.
#نگاه_دوست
امروز به لطف زندگی و آنچه از کلاس درسش آموختم یاد گرفتم با منطق زندگی ،زندگی کنم نه با منطق خودم.
یاد گرفتم که زندگی همین جاست نه آنجا که تصور میکنم.
یاد گرفتم با آنچه که هست در ساحت تسلیم و پذیرش باشم.
هرگاه با آنچه که هستم و آنچه که دارم در کیفیت سپاسمندی و رضا نباشم همان را هم از دست میدهم.
امروز و این لحظه را با تمام وجود زندگیش میکنم زیرا روزی خواهند نوشت این هم از دست رفت .
یاد گرفتم وقتی میگویم "چرا "دوباره دچار توهم من و غرور شده ام .
باچرا و مخالفتم با واقعیت ،عملا خویشتم را از زندگی جدا کرده ام و نسبت به لطفی که زندگی منو از بحران آشفتگی و رنج رهانید ،بی تفاوت و حرمت شکنی کرده ام.
یاد گرفتم هر چیزی رو که مهم تصور کنم ،مالکش شوم ،بایدش کنم،کنترلش کنم و در کل هرچیزی رو که در روانم بسازم ،
دعوت به رنج و ترس کرده ام.
#نگاه_دوست
🔥2👏2
عشق و شادیِ ماندگار
بدون دخالت ذهن شخصی، زندگی در یک مسیر طبیعی و هماهنگ در شکوفایی است.
برای آرزویِ بهتر شدنِ چیزها وقت خودت را تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کارهایی هستند و هیچ کس هم واقعاً خوشحال نیست.
ما زندگی حقیقی را فراموش کردهایم.
در حقیقت شادی زمانی به وجود میآید که تو جستجوی هر چیزی به جز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی و در نهایت هم همین شادی است که درونات پایدار باقی خواهد ماند.
تمایل کلی انسانها، جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمها است. یک عرصه فانی و گذرا. این درواقع نوعی رویگردانی از آن حضور بیزمان و همیشه کاملِ درونمان است، همان ذات الهی یا خویش.
نا آگاهی از حقیقت، دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن و منتظر بودن را رها کن. بخصوص انتظار کشیدن برای یک اتفاق بعدی که بیاید و تو را خوشحال و خوشبخت کند.آگاه باش که این احساسِ خوبِ بعدی، ماجرای بعدی یا این دعوتهای ذهن، یا این به اختصار تجربههای بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل میکنند، فقط کارشان این است که توجه تو را از حضور ناب یعنی آن جایگاه وجد و سرور ( که همین حالا اینجاست) دور کنند.
هیچ کس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تمامش خیال است. حالا چگونه این تمایلات را بهسادگی تغییر دهیم؟
با توجه کردن به حالتِ طبیعیِ بیفکری، یعنی همین احساسِ نابِ «وجود داشتن»، همین احساس «من هستم» که به طور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر داده و اجازه دهید تا در این هشیاریِ غیرشخصی آرام بگیرد. هر زمان که توجه به سمت چیزهای حسی یا تمایلاتِ قویِ شخصی رفت این کار را انجام دهید.
توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است این کار توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش باز میگرداند. عادت کنید تا در حالت طبیعیِ «بودن» بمانید. این همان وضعیتِ خالی بودن است.
از این وضعیت نترسید. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کنید. خالی بودن و سرور مترادف هم و یکی هستند. این در واقع همان «لذت خویش» است. این وضعیت همان حالت رضایت، خرد، عشق و شادیِ ماندگار است.
🍀 موجی
بدون دخالت ذهن شخصی، زندگی در یک مسیر طبیعی و هماهنگ در شکوفایی است.
برای آرزویِ بهتر شدنِ چیزها وقت خودت را تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کارهایی هستند و هیچ کس هم واقعاً خوشحال نیست.
ما زندگی حقیقی را فراموش کردهایم.
در حقیقت شادی زمانی به وجود میآید که تو جستجوی هر چیزی به جز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی و در نهایت هم همین شادی است که درونات پایدار باقی خواهد ماند.
تمایل کلی انسانها، جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمها است. یک عرصه فانی و گذرا. این درواقع نوعی رویگردانی از آن حضور بیزمان و همیشه کاملِ درونمان است، همان ذات الهی یا خویش.
نا آگاهی از حقیقت، دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن و منتظر بودن را رها کن. بخصوص انتظار کشیدن برای یک اتفاق بعدی که بیاید و تو را خوشحال و خوشبخت کند.آگاه باش که این احساسِ خوبِ بعدی، ماجرای بعدی یا این دعوتهای ذهن، یا این به اختصار تجربههای بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل میکنند، فقط کارشان این است که توجه تو را از حضور ناب یعنی آن جایگاه وجد و سرور ( که همین حالا اینجاست) دور کنند.
هیچ کس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تمامش خیال است. حالا چگونه این تمایلات را بهسادگی تغییر دهیم؟
با توجه کردن به حالتِ طبیعیِ بیفکری، یعنی همین احساسِ نابِ «وجود داشتن»، همین احساس «من هستم» که به طور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر داده و اجازه دهید تا در این هشیاریِ غیرشخصی آرام بگیرد. هر زمان که توجه به سمت چیزهای حسی یا تمایلاتِ قویِ شخصی رفت این کار را انجام دهید.
توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است این کار توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش باز میگرداند. عادت کنید تا در حالت طبیعیِ «بودن» بمانید. این همان وضعیتِ خالی بودن است.
از این وضعیت نترسید. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کنید. خالی بودن و سرور مترادف هم و یکی هستند. این در واقع همان «لذت خویش» است. این وضعیت همان حالت رضایت، خرد، عشق و شادیِ ماندگار است.
🍀 موجی
❤3
نور عشق
اخبار جنگ را پخش نکنیم
برای صلح دعا نکنیم
صلح و جنگ یک حلقه ی اضداد هستند
برای هر طرف دعا کنیم
طرف دیگر رشد می کند و به
همان تناسب
هر دو طرف بزرگ میشوند
یک عارف و سالک سکوت و پاکسازی از درون می کند
با خدای خودش
درونش را می کاود و
عالم درونی را ریشه اش را بیرون می کشد
راجع به دکتر هیولن و
شفای بیماران روانی بدون اینکه بیماران را از نزدیک ویزیت کند
مطالعه کنید
ما به قدرتهای شفای درونی خود
دست پیدا کنیم
و خودمان را از بازی زمین و زمان
که یک فریب است
که خواب هایمان از ترس سنگین تر شود
بیرون
بکشیم
توجه کنیم
توجه شود
اینجا یک بازی مجازی است
همه ما در مقابل هم مجازی هستیم
مثل بازی sims
وبازیهای دیگر
بازی که در آن هستیم ۱۶ بعدی هست
دارای احساسات و عواطف هستیم
ولی یک بازی است
برای کودکانمان نگرانیم !
برای آینده نگرانیم !
برای عشق های از دست رفته نگرانیم !
مخصوصا خانم ها در ایران
هر شکل و چهره ای باشند باز هم نگران چهره ی خود هستند
تا مانند یک شی پسندیده شوند !
اینها همه نگرانی هایی هست که از ترس
در ذهن نقش بسته
تا گمراه شویم
تا اسیر شویم
اسیر کاملا مدرن
درربعد ۱۶ بازی
چرخه ی زندگی
یک نردبان است
در صورت رفتن به فرکانس بالاتر
از نردبان آسانسور بالا می رویم
در صورت باخت از آسانسور پایین می آییم
دایم در این طبقات در حال رفت و آمدیم
و اینجا هستیم
تا درک کنیم که
از این آسانسور. باید پیاده شویم
و به زندگی حقیقی که عاری
از این فضای مجازیست دست یابیم
برای خروج ار این طبقات مجازی و آسانسوری که دایم بالا و پایین می رود
کافیست که ذهن را خالی کنی
به چیزی فکر نکنی
روانت آرامش داشته باشد
بر نفس کشیدنت شاهد شو
بر مکانی که هستی شاهد شو
و بر حس هایت ناظر
نفس بکش
لبخند آرامش
می آید
و همین نقطه ی شروع است
خودآ
از این نقطه از این آن
از این اگنون
آرام آرام باطری
ربات بدنت شروع به شارژ شدن می کند
وقتی فول شد
آنوقت روی سخت افزار حافظه ی مغزت
گل بازی جهان آفرینش را دانلود می کنند
و در یک آن
همه ی جهان را میبینی
از درک خارج میشوی
و به مشاهده می رسی
هیچ
چیزی نیاز نیست
برای درجه ی مشاهده گری
اخبار جنگ را پخش نکنیم
برای صلح دعا نکنیم
صلح و جنگ یک حلقه ی اضداد هستند
برای هر طرف دعا کنیم
طرف دیگر رشد می کند و به
همان تناسب
هر دو طرف بزرگ میشوند
یک عارف و سالک سکوت و پاکسازی از درون می کند
با خدای خودش
درونش را می کاود و
عالم درونی را ریشه اش را بیرون می کشد
راجع به دکتر هیولن و
شفای بیماران روانی بدون اینکه بیماران را از نزدیک ویزیت کند
مطالعه کنید
ما به قدرتهای شفای درونی خود
دست پیدا کنیم
و خودمان را از بازی زمین و زمان
که یک فریب است
که خواب هایمان از ترس سنگین تر شود
بیرون
بکشیم
توجه کنیم
توجه شود
اینجا یک بازی مجازی است
همه ما در مقابل هم مجازی هستیم
مثل بازی sims
وبازیهای دیگر
بازی که در آن هستیم ۱۶ بعدی هست
دارای احساسات و عواطف هستیم
ولی یک بازی است
برای کودکانمان نگرانیم !
برای آینده نگرانیم !
برای عشق های از دست رفته نگرانیم !
مخصوصا خانم ها در ایران
هر شکل و چهره ای باشند باز هم نگران چهره ی خود هستند
تا مانند یک شی پسندیده شوند !
اینها همه نگرانی هایی هست که از ترس
در ذهن نقش بسته
تا گمراه شویم
تا اسیر شویم
اسیر کاملا مدرن
درربعد ۱۶ بازی
چرخه ی زندگی
یک نردبان است
در صورت رفتن به فرکانس بالاتر
از نردبان آسانسور بالا می رویم
در صورت باخت از آسانسور پایین می آییم
دایم در این طبقات در حال رفت و آمدیم
و اینجا هستیم
تا درک کنیم که
از این آسانسور. باید پیاده شویم
و به زندگی حقیقی که عاری
از این فضای مجازیست دست یابیم
برای خروج ار این طبقات مجازی و آسانسوری که دایم بالا و پایین می رود
کافیست که ذهن را خالی کنی
به چیزی فکر نکنی
روانت آرامش داشته باشد
بر نفس کشیدنت شاهد شو
بر مکانی که هستی شاهد شو
و بر حس هایت ناظر
نفس بکش
لبخند آرامش
می آید
و همین نقطه ی شروع است
خودآ
از این نقطه از این آن
از این اگنون
آرام آرام باطری
ربات بدنت شروع به شارژ شدن می کند
وقتی فول شد
آنوقت روی سخت افزار حافظه ی مغزت
گل بازی جهان آفرینش را دانلود می کنند
و در یک آن
همه ی جهان را میبینی
از درک خارج میشوی
و به مشاهده می رسی
هیچ
چیزی نیاز نیست
برای درجه ی مشاهده گری
❤8🔥1