🤩 تو از این و آن داراییهای «من» دست میکشی.
اگر در عوض از «من» و «مال من» دست بکشی، همه چیز در یک چشم به هم زدن از دست میرود.
خودِ بذرِ مالکیت از بین رفته است.
بنابراین شر در نطفه خفه میشود یا در همان نطفه له میشود.
برای انجام این کار، بیتفاوتی (ویراگیا) باید بسیار قوی باشد.
اشتیاق برای انجام این کار باید مانند اشتیاق مردی باشد که زیر آب گیر افتاده و تلاش میکند برای نجات جانش به سطح آب بیاید .
رامانا ماهارشی
اگر در عوض از «من» و «مال من» دست بکشی، همه چیز در یک چشم به هم زدن از دست میرود.
خودِ بذرِ مالکیت از بین رفته است.
بنابراین شر در نطفه خفه میشود یا در همان نطفه له میشود.
برای انجام این کار، بیتفاوتی (ویراگیا) باید بسیار قوی باشد.
اشتیاق برای انجام این کار باید مانند اشتیاق مردی باشد که زیر آب گیر افتاده و تلاش میکند برای نجات جانش به سطح آب بیاید .
رامانا ماهارشی
❤4
انتقاد مداوم از دیگران ، اغلب موجب بیماری آرتروز و ورم مفاصل می گردد. ترس و فشار ناشی از ترس میتواند موجب بروز بیماریهایی مانند ریزش مو، زخم معده و دردناک بودن پاها گردد.
در مقابل عفو و بخشایش و دست کشیدن از نفرت میتواند حتی بیماری سرطان را درمان کند.
با خود بگوئید که:
" من تو را عفو میکنم میدانم، آن گونه که من میخواستم نبودی، تو را میبخشم و آزادت میکنم ".
هر موقع که بیمار هستید ، به پیرامون خود نگاه کنید و به بینید که چه کسی را باید عفو کنید.
خویشتن دوستی از جایی شروع میشود که هر گز و در هیچ شرایطی و برای هیچ چیزی از خود انتقاد نکنید.
در مقابل عفو و بخشایش و دست کشیدن از نفرت میتواند حتی بیماری سرطان را درمان کند.
با خود بگوئید که:
" من تو را عفو میکنم میدانم، آن گونه که من میخواستم نبودی، تو را میبخشم و آزادت میکنم ".
هر موقع که بیمار هستید ، به پیرامون خود نگاه کنید و به بینید که چه کسی را باید عفو کنید.
خویشتن دوستی از جایی شروع میشود که هر گز و در هیچ شرایطی و برای هیچ چیزی از خود انتقاد نکنید.
✍4
هیچ اشتباهی وجود ندارد. برای ذهن محدود پیچیده به نظر میرسد، اما شما در جای درست خود هستید و تجربیاتی را که در این زمان برای شما مناسب است را پشت سر میگذارید.
فقط اگر شکرگزار باشید و به موقعیتی که در آن هستید برکت دهید، موجودی برتر میشوید، خود را بالا میبرید و سرانجام رهایی پیدا میکنید. هرگز دعا نکن و از خدا برای رفع مشکلاتت چیزی نخواه. هرگز دعا نکن، که خدا زندگی شما را تغییر دهد و چیز بهتری به شما بدهد. این دعا اشتباه است.
اگر مجبورید به درگاه خدا دعا کنید، از خدا بخواهید که به شما قدرت و شهامتی بدهد که بتوانید از پس شرایطی که در آن قرار دارید، بر آیید این دعایی صحیح است.
رابرت آدامز
فقط اگر شکرگزار باشید و به موقعیتی که در آن هستید برکت دهید، موجودی برتر میشوید، خود را بالا میبرید و سرانجام رهایی پیدا میکنید. هرگز دعا نکن و از خدا برای رفع مشکلاتت چیزی نخواه. هرگز دعا نکن، که خدا زندگی شما را تغییر دهد و چیز بهتری به شما بدهد. این دعا اشتباه است.
اگر مجبورید به درگاه خدا دعا کنید، از خدا بخواهید که به شما قدرت و شهامتی بدهد که بتوانید از پس شرایطی که در آن قرار دارید، بر آیید این دعایی صحیح است.
رابرت آدامز
❤2🔥1
*Mahak_AliZand
@jashneSokoot
🌺 محک خوردن
آیا با مواجه شدن با افراد توان محک زدن خود را دارید ...
📘📗📙 نوشته ای از علی زند
آیا با مواجه شدن با افراد توان محک زدن خود را دارید ...
📘📗📙 نوشته ای از علی زند
❤1
فقط باید رها کنی. همه چیز را رها کن، یه جورایی باید نگرش، "برایم مهم نیست."داشته باشی اما نه به صورت طعنه آمیز و متکبرانه، بلکه به روشی عاشقانه. زمانی تو این نگرش را داری که اجازه بدهی دنیا هر طور که میخواهد با من رفتار کند، فرقی نمی کند چه انتظاری داشته باشم"فرقی نمی کند بیمار باشم یا سالم،ثروتمند یا فقیر، شاد یا غمگین. این یک ذره تفاوتی ایجاد نمی کند، اینگونه در مسیر درستی هستید.اینقدر به خودت فکر نکن،تلاش برای بهبود وضعیت خود را متوقف کنید.خودت را تنها بگذار،طبیعت تو را خواهد گرفت. شما همیشه خواهید دانست که چه کاری انجام دهید اما دیگر به آن فکر نکنید، اگر دیگر به سلامتی خود، موقعیت خود در زندگی و روابط خود فکر نکنید. وقتی دیگر به این چیزها فکر نکنید، آنها به طور خودکار بهبود می یابند و بهتر می شوند از آنچه فکر میکردید بهتر می توانند باشند. طرحی را که فکر می کنید باید بر اساس آن زندگی کنید ترسیم نکنید. باور نکن که تو باید به روش خاصی زندگی درآمد مشخصی داشته باشی، خانواده خاصی داشته باشی،در یک کشور خاص زندگی کنی.این چیزها را به حال خود رها کن،همه چیز به خودی خود رسیدگی خواهد کرد. خودت را تنها بگذار با خودت دعوا نکن. هر بار که فکر میکنی چیزی اشتباه هست با خودت می جنگی. وقتی فکر میکنی کسی میخواهد با تو کاری را انجام دهد، با خودت میجنگی، یا افراد بدی در بیرون وجود دارند یا افراد خوبی در بیرون وجود دارند یا هر نوع آدم دیگری. بیرون فقط یک فرافکنی از ذهن شماست،در غیر این صورت هیچ چیزی وجود ندارد، همه چیزهایی که به نظر می رسد بیرون وجود دارد، خودتان هستید.تو آن خودی هستی که شامل همه مردم، همه پادشاهی های این زمین، کهکشان ها، خدایان است. این همه در درون خودت گنجانده شده است،شما با طرز فکری که در موردش دارید به آن قدرت می دهید. افکار شما خود را به عنوان جهان به عنوان کیهان خلق میکند و متوجه می شوید که در دنیایی با افراد خاصی زندگی می کنید که در اطراف شماست و به یاد نمی آورید که شما این را خودتان فرافکنی کرده اید.شما درگیر فرافکنی های خود میشوید و بی پایان نگران هستید.شما سعی می کنید همه چیز را به روش خاصی انجام دهید. در حالی که کاری که واقعا باید انجام دهید این است که اجازه دهید همه چیز به مرکز قلبتان برگردد و سپس تماشا کنید و مشاهده کنید که من از کجا بلند می شود.فکرِمن از کجا نشات میگیرد. این چیزی است که باید تماشا کنید. من_فکر که از قلب شروع به برخاستن میکند و به جهان تبدیل میشود. سپس به فکرِ من اجازه میدهی به قلب بازگردد و تو آزاد میشوی. چنین شادی،چنین آرامشی، چنین عشقی وجود دارد.و همه چیز خیلی زیباست
#رابرت_آدامز
#رابرت_آدامز
❤5👏1
همه در تاریکی راه گم میکنند و گم میشوند و تکه های گمشده خودشان را به اشتباه در دیگران میجویند و پیدایش نمیکنند زیرا در بیرون از خودشان در جستجویند نه در درون خودشان همانجا که تکه ها را گم کرده اند. وحدت وجود یعنی تکه های گم شده خودت را در درونت بجویی و پیدا کنی و یکپارچه شوی آنموقع دیگر چیزی برای جستار نداری!☺️
همه چی تویی😊
همه چی تویی😊
❤4
عالم، عالم تصورات و تصویرهاست.
اصلاً ماهیت عالم پدیدار شدن است و اصلش بر بقا و فناست.
یعنی بهطور بیوقفه و مدام تصویرها پدیدار و ناپدید میشوند. شکل میگیرند، میمانند، محو میشوند. آنگونه هم محو میشوند که گویی هرگز وجود نداشتند و باز این چرخه تکرار میشود.
ماندنِ مدام با تصویرها و امید به یافتن راحتی و شادی دائمی در تصویرها چیزی جز دیوانگی نیست.
عالم بهطور پیاپی دستخوش دگرگونی است. همینکه توجه به تصویری میرود ناگهان تصویر دیگری توجه را فرامیخواند و کسی که با تصویرها میماند و تمام اعتمادش به آنهاست سرگردان و بیرمق و ناامید است.
چون ماهیت عالم همین است.
نهایت هدف این عالم این نیست که با ایجاد مدام تصویرهایِ زیبا، خواب شیرینی به تو بدهد.
هدفش این است که تو را از خوابِ تصویرها بیدار کند.
اما تو دستوپا میزنی تا خوابت را شیرین و شیرینتر کنی. در جنگل تصویرها در حال انتخاب و جمعآوری تصویرهای زیبایی غافل از اینکه ماهیت تمام تصویرها بیثباتی و دگرگونی است.
درنهایت این امید داشتن و ماندن با تصویرها منجر به رنج میشود.
رنج نشانهای است که به تو یادآوری میکند: "بیشازحد در تصویرها غرقشدهای، بازگرد."
"از هر جهتی تو را بلا داد
تا باز کشد به بی جهاتت"
رنج کارش را بلد است به آن اعتماد کن، تسلیمش باش، پذیرایش باش، به آن خوش آمد بگو و اجازه بده تا کارش را انجام دهد.
به گفته اکهارت تُله: "ترک های ناشی از رنج کشیدن پوسته ایگو را میشکند."
بگذار تا رنج آن چه غیر حقیقی است را بسوزاند تا آنچه حقیقی است باقی بماند.
آسمانی که ماهیتش گستردگی و بیکرانگی است وقتی خودش را تماماً با ابرهای محدود و متغیر یکی بداند ناگزیر رنج خواهد کشید چون اشتباهی در اینجا رخ داده و برخلاف آنچه حقیقت و ماهیتش است عمل کرده است.
رنج تو را به فراسوی ابرها، به فراسوی تصویرها فرامیخواند.
رنج تو را بهسوی خودت فرامیخواند.
به دلیل توجه مدام به تصویرها و رنگها اسیرِ رنگ شدهای و رفتهرفته یک خودِ تصویری از خودت متصور شدهای که همین هم شده بلای جانت.
"چون که بیرنگی اسیر رنگ شد
موسیای با موسیای در جنگ شد
چون به بیرنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی"
اما:
"از دو صد رنگی به بیرنگی رهیست
رنگ چون ابرست و بیرنگی مهیست"
#تفحص_خویش
اصلاً ماهیت عالم پدیدار شدن است و اصلش بر بقا و فناست.
یعنی بهطور بیوقفه و مدام تصویرها پدیدار و ناپدید میشوند. شکل میگیرند، میمانند، محو میشوند. آنگونه هم محو میشوند که گویی هرگز وجود نداشتند و باز این چرخه تکرار میشود.
ماندنِ مدام با تصویرها و امید به یافتن راحتی و شادی دائمی در تصویرها چیزی جز دیوانگی نیست.
عالم بهطور پیاپی دستخوش دگرگونی است. همینکه توجه به تصویری میرود ناگهان تصویر دیگری توجه را فرامیخواند و کسی که با تصویرها میماند و تمام اعتمادش به آنهاست سرگردان و بیرمق و ناامید است.
چون ماهیت عالم همین است.
نهایت هدف این عالم این نیست که با ایجاد مدام تصویرهایِ زیبا، خواب شیرینی به تو بدهد.
هدفش این است که تو را از خوابِ تصویرها بیدار کند.
اما تو دستوپا میزنی تا خوابت را شیرین و شیرینتر کنی. در جنگل تصویرها در حال انتخاب و جمعآوری تصویرهای زیبایی غافل از اینکه ماهیت تمام تصویرها بیثباتی و دگرگونی است.
درنهایت این امید داشتن و ماندن با تصویرها منجر به رنج میشود.
رنج نشانهای است که به تو یادآوری میکند: "بیشازحد در تصویرها غرقشدهای، بازگرد."
"از هر جهتی تو را بلا داد
تا باز کشد به بی جهاتت"
رنج کارش را بلد است به آن اعتماد کن، تسلیمش باش، پذیرایش باش، به آن خوش آمد بگو و اجازه بده تا کارش را انجام دهد.
به گفته اکهارت تُله: "ترک های ناشی از رنج کشیدن پوسته ایگو را میشکند."
بگذار تا رنج آن چه غیر حقیقی است را بسوزاند تا آنچه حقیقی است باقی بماند.
آسمانی که ماهیتش گستردگی و بیکرانگی است وقتی خودش را تماماً با ابرهای محدود و متغیر یکی بداند ناگزیر رنج خواهد کشید چون اشتباهی در اینجا رخ داده و برخلاف آنچه حقیقت و ماهیتش است عمل کرده است.
رنج تو را به فراسوی ابرها، به فراسوی تصویرها فرامیخواند.
رنج تو را بهسوی خودت فرامیخواند.
به دلیل توجه مدام به تصویرها و رنگها اسیرِ رنگ شدهای و رفتهرفته یک خودِ تصویری از خودت متصور شدهای که همین هم شده بلای جانت.
"چون که بیرنگی اسیر رنگ شد
موسیای با موسیای در جنگ شد
چون به بیرنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی"
اما:
"از دو صد رنگی به بیرنگی رهیست
رنگ چون ابرست و بیرنگی مهیست"
#تفحص_خویش
❤6
“انسان چیزی را جذب میکنه که خودش هست.
هنر زندگی این است که احساس برآوردهشدن را در درونت حفظ کنی،
و اجازه دهی چیزها بهسوی تو بیایند،
نه اینکه دنبالشان بدوی یا تصور کنی دارند از تو فرار میکنند.
درک اين نکته برای فهم لازمه.
اکثریت با درک و فهمی موروثی و نکاویده! چیزهایی رو میخوان که با هربار خواستن، بیشتر حس نیاز، فقدان، نقصان، کمبود و ضعفشون رو به یاد میارن و این مغایر با "حس بودن/حضور" هست.
اگر تو چیزی مثلِ ثروت بخوای ولی درونت پر از احساس فقر باشه، ارتعاشی که به کیهان میدی، همون حس و احساسِ فقدانِ بودن/حضور است و نتیجهاش، تجربهی بیشتری از فقدان خواهد بود.
احساس تحقق یافتهٔ اکنون را نگه دار
یعنی درونتو همارتعاش با حالتی قرار بده که انگار همین الان برآورده شده. مهم اون حس بودنِ که در این لحظه حاضر داری این باعث میشه دنیای پیرامونت هم باهات هماهنگ بشه. این باعث میشه رفتارهای خودت و حتی به کارهایی که از خودت اتوماتیک سر میزنه، بیشتر بهشون واقف و آگاه بشی.
اجازه بده چیزها بیان، نه اینکه نیازمندانه یا محتاجانه دنبالشون بری اين میشه گدایی!
اگه نیازمندانه دنبال چیزی بری، یعنی به کیهان میگی “ندارم و لایقش" نیستم.
اما وقتی آروم و مطمئن باشی و فقط ارتعاشش رو نگه داری یعنی اجازه میدی اون چیز رو با سرعت بیشتر و هماهنگتر به سمتت بیاره.
اول باید بودن/حضور در لحظه رو تمرین کنی نه خواستن رو، تا داشتن خودبخود رخ بده.
هنر زندگی این است که احساس برآوردهشدن را در درونت حفظ کنی،
و اجازه دهی چیزها بهسوی تو بیایند،
نه اینکه دنبالشان بدوی یا تصور کنی دارند از تو فرار میکنند.
درک اين نکته برای فهم لازمه.
اکثریت با درک و فهمی موروثی و نکاویده! چیزهایی رو میخوان که با هربار خواستن، بیشتر حس نیاز، فقدان، نقصان، کمبود و ضعفشون رو به یاد میارن و این مغایر با "حس بودن/حضور" هست.
اگر تو چیزی مثلِ ثروت بخوای ولی درونت پر از احساس فقر باشه، ارتعاشی که به کیهان میدی، همون حس و احساسِ فقدانِ بودن/حضور است و نتیجهاش، تجربهی بیشتری از فقدان خواهد بود.
احساس تحقق یافتهٔ اکنون را نگه دار
یعنی درونتو همارتعاش با حالتی قرار بده که انگار همین الان برآورده شده. مهم اون حس بودنِ که در این لحظه حاضر داری این باعث میشه دنیای پیرامونت هم باهات هماهنگ بشه. این باعث میشه رفتارهای خودت و حتی به کارهایی که از خودت اتوماتیک سر میزنه، بیشتر بهشون واقف و آگاه بشی.
اجازه بده چیزها بیان، نه اینکه نیازمندانه یا محتاجانه دنبالشون بری اين میشه گدایی!
اگه نیازمندانه دنبال چیزی بری، یعنی به کیهان میگی “ندارم و لایقش" نیستم.
اما وقتی آروم و مطمئن باشی و فقط ارتعاشش رو نگه داری یعنی اجازه میدی اون چیز رو با سرعت بیشتر و هماهنگتر به سمتت بیاره.
اول باید بودن/حضور در لحظه رو تمرین کنی نه خواستن رو، تا داشتن خودبخود رخ بده.
❤2
دل مجنون
@Avayemehregan
تصنیف دل مجنون
# آواز: حضرت استاد: محمد رضا شجریان جانان 🔴🟢
# سنتور: استاد: پرویز مشکاتیان 🟢
# مایه افشاری
# اشعار: مولوی
🎼🎼☕️☕️
# آواز: حضرت استاد: محمد رضا شجریان جانان 🔴🟢
# سنتور: استاد: پرویز مشکاتیان 🟢
# مایه افشاری
# اشعار: مولوی
🎼🎼☕️☕️
🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو رویکرد نسبت به رنج - #روپرت_اسپایرا
با استفاده از این دو روش شما رنج را دگرگون کرده و به فراسوی آن میروید:
رویکرد اول تفحص خویش: من افکار و احساساتم نیستم و من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است. "من" زمانی رنج میکشد که خودش را با محتویات چیزهایی که از آنها آگاه است یکی میپندارد.
رویکرد دوم پذیرش کامل: در این روش آنچنان کاملاً و تماماً به آن حس نزدیک شده و آن را میپذیرد که کوچکترین مقاومتی نبست به آن وجود نداشته باشد.
با استفاده از این دو روش شما رنج را دگرگون کرده و به فراسوی آن میروید:
رویکرد اول تفحص خویش: من افکار و احساساتم نیستم و من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است. "من" زمانی رنج میکشد که خودش را با محتویات چیزهایی که از آنها آگاه است یکی میپندارد.
رویکرد دوم پذیرش کامل: در این روش آنچنان کاملاً و تماماً به آن حس نزدیک شده و آن را میپذیرد که کوچکترین مقاومتی نبست به آن وجود نداشته باشد.
👏2
میدانی چرا دنبال حال خوب هستیم
زیرا با حال خوب قهر هستیم
حال خوب به هیچ اندیشه ای در ذهن ارتباط ندارد
حال خوب در ترک کامل تمامی اندیشه ها حاصل میگردد
من چو مرغ اوجم اندیشه مگس
کی رسد بر من مگس را دسترس
علی زند
زیرا با حال خوب قهر هستیم
حال خوب به هیچ اندیشه ای در ذهن ارتباط ندارد
حال خوب در ترک کامل تمامی اندیشه ها حاصل میگردد
من چو مرغ اوجم اندیشه مگس
کی رسد بر من مگس را دسترس
علی زند
💯2❤1