ترس چیست؟ شما ممکن است در اینجا که نشستهاید احساس ترس نکنید، پس بنابراین ممکن است قادر به لمس آن و بررسی آن و یاد گرفتن از آن نباشید. اما میتوانید سریعاً درک کنید که وابسته هستید، اینطور نیست؟ شما به دوستتان، به کتابتان، به عقایدتان، به همسرتان، وابسته هستید؛ وابستگی روانی بیوقفه در آنجا هست.
چرا وابسته هستید؟ آیا به این خاطر است که وابستگی به شما تسلّی، احساس امنیت و سلامتی و مصاحبت میدهد؟ وقتی که این وابستگی رد میشود شما حسود، عصبانی و همۀ متعاقبات آن میشوید. یا اینکه سعی میکنید از وابستگی آزادی را حصول کنید تا غیر وابسته بشوید. چرا ذهن همۀ این کارها را انجام میدهد؟ آیا به این خاطر است که در درون خود تهی، راکد، احمق و سطحیست؟ - و از طریق وابستگی احساس میکند که چیزی بیشتر از اینهاست.
ذهن پچپچ میکند چون باید با این چیز و آن چیز مشغول باشد؛ این اشتغال، از بالاترین اشتغال یک انسان "مذهبی" تا پایینترین اشتغال یک سرباز و از قبیل اینها متغیر است. ذهن مشخصاً مشغول است چرا که در غیر اینصورت ممکن است چیزی را که عمیقاً از آن وحشت دارد کشف کند، چیزی که ممکن است قادر به حل آن نباشد.
ترس چیست؟ آیا ترس مربوط به چیزی که من در گذشته انجام دادهام، یا چیزی که تصور میکنم ممکن است در آینده اتفاق بیفتد نیست؟ وقایع گذشته و اتفاقات آینده؛ ناخوشیهای گذشته و رخ دادن مجدد آنها در آینده و درد آن. حال این فکر است که ترس را میآفریند؛ فکر، ترس تولید میکند، همانطور که فکر، لذت را حفظ و تغذیه میکند.
پس آیا فکر میتواند پایان یابد؟ آیا میتواند آنچنان به پایان آید که دیگر به ترس یا لذت استمرار ندهد؟ ما لذت میخواهیم، میخواهیم که لذت ادامه پیدا کند؛ اما در مورد ترس، بگذار دورش بیندازیم. ما هرگز این را نمیبینیم که هر دوی اینها با هماند.
این کیفیت اتوماتیک بودن فکر است که مسئول است، که به ترس و لذت استمرار میدهد. آیا این کیفیت اتوماتیک میتواند متوقف گردد؟ وقتی شما زیبایی خارقالعادۀ یک غروب را میبینید، آن را ببینید؛ اما آن را با فکر توصیف نکنید، با گفتن: "من باید آن را در حافظه حفظ کنم، یا آن را بار دیگر داشته باشم". عمل، دیدن آن و پایان دادن به آن است.
اکثر ما در رکود (بیعملی) زندگی میکنیم، و از این روست که پچپچ بیپایان هست.
کریشنامورتی
چرا وابسته هستید؟ آیا به این خاطر است که وابستگی به شما تسلّی، احساس امنیت و سلامتی و مصاحبت میدهد؟ وقتی که این وابستگی رد میشود شما حسود، عصبانی و همۀ متعاقبات آن میشوید. یا اینکه سعی میکنید از وابستگی آزادی را حصول کنید تا غیر وابسته بشوید. چرا ذهن همۀ این کارها را انجام میدهد؟ آیا به این خاطر است که در درون خود تهی، راکد، احمق و سطحیست؟ - و از طریق وابستگی احساس میکند که چیزی بیشتر از اینهاست.
ذهن پچپچ میکند چون باید با این چیز و آن چیز مشغول باشد؛ این اشتغال، از بالاترین اشتغال یک انسان "مذهبی" تا پایینترین اشتغال یک سرباز و از قبیل اینها متغیر است. ذهن مشخصاً مشغول است چرا که در غیر اینصورت ممکن است چیزی را که عمیقاً از آن وحشت دارد کشف کند، چیزی که ممکن است قادر به حل آن نباشد.
ترس چیست؟ آیا ترس مربوط به چیزی که من در گذشته انجام دادهام، یا چیزی که تصور میکنم ممکن است در آینده اتفاق بیفتد نیست؟ وقایع گذشته و اتفاقات آینده؛ ناخوشیهای گذشته و رخ دادن مجدد آنها در آینده و درد آن. حال این فکر است که ترس را میآفریند؛ فکر، ترس تولید میکند، همانطور که فکر، لذت را حفظ و تغذیه میکند.
پس آیا فکر میتواند پایان یابد؟ آیا میتواند آنچنان به پایان آید که دیگر به ترس یا لذت استمرار ندهد؟ ما لذت میخواهیم، میخواهیم که لذت ادامه پیدا کند؛ اما در مورد ترس، بگذار دورش بیندازیم. ما هرگز این را نمیبینیم که هر دوی اینها با هماند.
این کیفیت اتوماتیک بودن فکر است که مسئول است، که به ترس و لذت استمرار میدهد. آیا این کیفیت اتوماتیک میتواند متوقف گردد؟ وقتی شما زیبایی خارقالعادۀ یک غروب را میبینید، آن را ببینید؛ اما آن را با فکر توصیف نکنید، با گفتن: "من باید آن را در حافظه حفظ کنم، یا آن را بار دیگر داشته باشم". عمل، دیدن آن و پایان دادن به آن است.
اکثر ما در رکود (بیعملی) زندگی میکنیم، و از این روست که پچپچ بیپایان هست.
کریشنامورتی
❤2
آیت الکرسی و افزایش فرکانس بدن
قرآن
🎙صوت آرامش دهنده آیت الکرسی
هرروز صبح این صوت رو بزارید پخش بشه
پاکسازی کننده و محافظ جان و مال
هرروز صبح این صوت رو بزارید پخش بشه
پاکسازی کننده و محافظ جان و مال
❤2🕊2👍1
#سبک_مقابله_باطرحواره
✅ طرحواره پذیرش جویی/ جلب توجه:
⭕️ تأکید افراطی در کسب تأیید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنای مطمئن و واقعی از خود می شود. احساس ارزشمندی فرد بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش. گاه این طرحواره با تأکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران (اهداف اولیه از دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران کسب قدرت یا توانایی کنترل نیست).
❎سبک های مقابله افراد، در مقابل این طرحواره:
👌تسلیم: تلاش برای تاثیر گذاشتن بر دیگران. جلب توجه دیگران به موفقیت های مرتبط با منزلت اجتنماعی خود
👌اجتناب: اجتناب از تعامل با کسانی که مورد تحسین هستند و حسادت نسبت به آنها.
👌جبران افراطی: دوری جستن از روابط به گونه ای که توجه دیگران را اصلاً جلب نکند، بی ارزش جلوه دادن موفقیت های دیگرانی که مورد تحسین هستند.
✅ طرحواره پذیرش جویی/ جلب توجه:
⭕️ تأکید افراطی در کسب تأیید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنای مطمئن و واقعی از خود می شود. احساس ارزشمندی فرد بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش. گاه این طرحواره با تأکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران (اهداف اولیه از دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران کسب قدرت یا توانایی کنترل نیست).
❎سبک های مقابله افراد، در مقابل این طرحواره:
👌تسلیم: تلاش برای تاثیر گذاشتن بر دیگران. جلب توجه دیگران به موفقیت های مرتبط با منزلت اجتنماعی خود
👌اجتناب: اجتناب از تعامل با کسانی که مورد تحسین هستند و حسادت نسبت به آنها.
👌جبران افراطی: دوری جستن از روابط به گونه ای که توجه دیگران را اصلاً جلب نکند، بی ارزش جلوه دادن موفقیت های دیگرانی که مورد تحسین هستند.
👍1
اگر میخواهی به یک حالت سعادت دست یابی، بنابراین به ورای هوای نفس و گفتگوی درونیت برو.
تصمیم بگیر تا
نیازبه کنترل کردن،
نیاز به تائید شدن و
نیاز به قضاوت کردن
را ترک کنی.
اینها سه چیزی هستند که نفس همواره در حال انجام آنهاست.
این خیلی مهم است که هر بار که بالا بیایند، از آنها آگاه باشی.
دیپاک چوپرا
تصمیم بگیر تا
نیازبه کنترل کردن،
نیاز به تائید شدن و
نیاز به قضاوت کردن
را ترک کنی.
اینها سه چیزی هستند که نفس همواره در حال انجام آنهاست.
این خیلی مهم است که هر بار که بالا بیایند، از آنها آگاه باشی.
دیپاک چوپرا
❤4👏1
شاید توجه کردهاید که وقتی یک کودک به ما اهانت میکند حساسیت و آزردگی نشان نمیدهیم. علتش این است که کودک نمیتواند در رابطه با ما یک عامل تاییدکننده یا لطمهزننده به ارزشهایمان باشد. اگر ما ارزشهای اعتباری را از ذهن خود خارج کنیم و در بند آنها نباشیم، اهانت همه کس برایمان کیفیت اهانت یک کودک نابالغ را پیدا خواهد کرد.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
❤10👍2
خود و زندگی را آنطور که هست ببين و بپذير. به دنبال چيزی مباش. جز آنچه هستی چيز ديگری مخواه. در فردا زندگی مکن. به زندگی از طريق پيرایههای ذهنی نگاه مکن.
مصفا
مصفا
🥰4❤3
مشکل ما آدما اینه که از کودکی با حس مقایسه گری شرطی میشیم تا بهتر یا عالیتر و حتی برتر از بقیه باشیم.
چقدر از انسانها باید بدتر و پست تر و پایین تر و ضعيف تر از ما باشن تا ما در مقایسه خودمون با اونا، حسِ بهتر بودن از بقیه داشته باشیم؟!
آیا این الگوی سالمی برای رشد ما در فطرتِ پاک انسانی ماست؟
چقدر از انسانها باید بدتر و پست تر و پایین تر و ضعيف تر از ما باشن تا ما در مقایسه خودمون با اونا، حسِ بهتر بودن از بقیه داشته باشیم؟!
آیا این الگوی سالمی برای رشد ما در فطرتِ پاک انسانی ماست؟
❤3
هیچکسی واقعا نمیدونه که داره کار درست یا اشتباه رو میکنه.
آیا کسی ۱۰۰٪ میتونه ادعا کنه که همه چی رو میدونه؟! خب معلومه که نه
پس زیاد خودتونو در مورد " این درسته؟ یا این علطه؟" اذیت نکنین
آدمایی که ادعا میکنن همیشه حق با اوناست، آدمای بسیار نفس پروری هستن که نفس حق طلب شون براشون بشدت حاکم شده و دیکتاتور ها بدین شیوه در جهان ما رشد میکنن چون با تاکید به همیشه حقدار بودنشون، پیروانی مقلد، دور و بر خودشون جمع میکنن که اونام رفته رفته آلوده به جاه طلبی های رهبرانشون میشن.
کسانیکه ادعا میکنن همه تصمیماتِ زندگی شون درست بوده، از فطرت انسانی شون خیلی وقته دور شدن فقط خبر ندارن. اینگونه آدما بسیار زشت و کریه میشن.
لازم نیست همه کارهات درست باشه همینکه فطرتِ طبیعی انسانیت رو زندگی کنی، مرجعی برای اطرافیانت میشی.
آیا شیوه زندگیِ من با اطرافیانم، حس خوبی ایجاد میکنه یا نه ؟ این باید راهبرت در زندگی باشه. اگر برای همه حال خوب میسازه همین شیوه خوبه اینطور نیست؟
آیا کسی ۱۰۰٪ میتونه ادعا کنه که همه چی رو میدونه؟! خب معلومه که نه
پس زیاد خودتونو در مورد " این درسته؟ یا این علطه؟" اذیت نکنین
آدمایی که ادعا میکنن همیشه حق با اوناست، آدمای بسیار نفس پروری هستن که نفس حق طلب شون براشون بشدت حاکم شده و دیکتاتور ها بدین شیوه در جهان ما رشد میکنن چون با تاکید به همیشه حقدار بودنشون، پیروانی مقلد، دور و بر خودشون جمع میکنن که اونام رفته رفته آلوده به جاه طلبی های رهبرانشون میشن.
کسانیکه ادعا میکنن همه تصمیماتِ زندگی شون درست بوده، از فطرت انسانی شون خیلی وقته دور شدن فقط خبر ندارن. اینگونه آدما بسیار زشت و کریه میشن.
لازم نیست همه کارهات درست باشه همینکه فطرتِ طبیعی انسانیت رو زندگی کنی، مرجعی برای اطرافیانت میشی.
آیا شیوه زندگیِ من با اطرافیانم، حس خوبی ایجاد میکنه یا نه ؟ این باید راهبرت در زندگی باشه. اگر برای همه حال خوب میسازه همین شیوه خوبه اینطور نیست؟
👍1
ڪار ما ، این نیست ڪہ بہ دنبال ناشناختہ باشیم.
بلڪہ درڪ سردرگمے، آشفتگے و بدبختے در خودمان است!
جیدو_ڪریشنامورتے
بلڪہ درڪ سردرگمے، آشفتگے و بدبختے در خودمان است!
جیدو_ڪریشنامورتے
👏2❤1😢1
دیدن خودت همانگونہ ڪہ هستی
پایان تموم سردرگمے ها و بیقراریهاست🌹❤️🔥
پایان تموم سردرگمے ها و بیقراریهاست🌹❤️🔥
👍3❤1
اول درڪ ڪن چہ چيزي رو بايد بپذيري.. بعد اگر در نپذيرفتنش مشڪل داشتے اونوقت نپذيرفتنش رو بپذير🌹❤️🔥
❤3
مردم غمگين همه گذشته خود را به تسخير درآورده اند
آنان از تسلط بر ديگران لذت مي برند
آنان هيچ تفريح ديگري ندارند مگر تسلط بر انسانهاي ديگر و سلب آزادي آنان
تنها تفريحشان غمگين و آزرده ساختن ديگران است
نسبت به مردمي كه شاد هستند
و مي توانند به رقص و آواز درآيند و خوش و خرم باشند بسيار حسودند
و از دستشان عصباني
اين مردم غمگين به قدري خرابي به بار آورده اند
كه ميزان آنها تخمين ناپذير است.
هيچكس به اندازه اينان به بشر آسيب نرسانده است.
من مي كوشم انساني جديد بيافرينم و
انسان جديد را فقط با نگرشي جديد به دين مي توان آفريد
من مبلغ دين عشق، خنده و جشن هستم
تجربه من اين است كه:
وقتي كسي خوش و شادمان باشد،
بين او و هستي پل زده مي شود
بنابراين من درس شادماني مي دهم و نه چيز ديگر
#اﺷﻮ
❤2👎2
کل زندگی به شکل سرور انگیزی
بی معناست
هیچ معنا و هیچ مقصودی نمی شناسد.
زندگی یک بازی دائمی است
بگذار این بذر در قلبت فرو برود که زندگی بازی است، حتی مسابقه نیز نیست، زیرا تو در مسابقه جدی میشوی. وقتی بازی جدی شد مسابقه است.
وقتی بازی آنقدر جدی می شود که تمایل به برد پیدا میکنی، بازیگوشی را از دست میدهی.
#زندگی_بازیگوشی_است،
به همین خاطر زیباست.
#اشو
بی معناست
هیچ معنا و هیچ مقصودی نمی شناسد.
زندگی یک بازی دائمی است
بگذار این بذر در قلبت فرو برود که زندگی بازی است، حتی مسابقه نیز نیست، زیرا تو در مسابقه جدی میشوی. وقتی بازی جدی شد مسابقه است.
وقتی بازی آنقدر جدی می شود که تمایل به برد پیدا میکنی، بازیگوشی را از دست میدهی.
#زندگی_بازیگوشی_است،
به همین خاطر زیباست.
#اشو
❤3👎1🕊1
قرار نیست به جهان نظم داده شود
جهان مظهر نظم است
این وظیفه ی ماست که خود را با این نظم هماهنگ کنیم
هنری میلر
جهان مظهر نظم است
این وظیفه ی ماست که خود را با این نظم هماهنگ کنیم
هنری میلر
❤2👎1
دلارامش مخوان، کهاز دل ببرد آرام را
Amin Mohammadi
دلآرام
شجریان
ریمیکس
شجریان
ریمیکس
«یک "من" خیالی و مفهومی برای شناخت ماهیت حقیقی خودش چه تلاشی میتواند انجام دهد؟
یک سایه برای شناخت منشأ و جوهر خودش چه تلاشی میتواند بکند؟
شناختن خودِ حقیقیات، نیاز به تلاشی در سطح پدیدهها* (ذهن، جسم، یا جهان مادی) ندارد.
بلکه آن زمانی اتفاق میفتد که فرصتی به آن داده شود.
یعنی هنگامیکه موانعی که منجر به مفهومسازی یا افکار ذهنی میشوند از میان برداشته شود.
بهعبارتدیگر خود حقیقی هنگامیکه فضای خالی به آن داده شود، ظهور میکند.»
#نیسارگاداتا ماهاراج
«وجودِ تو همه خار است و خاشاک
برون انداز از خود جمله را پاک
برو تو خانهٔ دل را فرو روب
مهیّا کن مقام و جای محبوب
چو تو بیرون شدی او اندر آید
به تو، بی تو جمالِ خود نماید»
#شبستری
*واژه فنومنال را میتوان به معنی "خارقالعاده" نیز ترجمه کرد اما در اینجا احتمالاً منظور ماهاراج تلاشهایی در سطح جهان پدیدارها است.
یک سایه برای شناخت منشأ و جوهر خودش چه تلاشی میتواند بکند؟
شناختن خودِ حقیقیات، نیاز به تلاشی در سطح پدیدهها* (ذهن، جسم، یا جهان مادی) ندارد.
بلکه آن زمانی اتفاق میفتد که فرصتی به آن داده شود.
یعنی هنگامیکه موانعی که منجر به مفهومسازی یا افکار ذهنی میشوند از میان برداشته شود.
بهعبارتدیگر خود حقیقی هنگامیکه فضای خالی به آن داده شود، ظهور میکند.»
#نیسارگاداتا ماهاراج
«وجودِ تو همه خار است و خاشاک
برون انداز از خود جمله را پاک
برو تو خانهٔ دل را فرو روب
مهیّا کن مقام و جای محبوب
چو تو بیرون شدی او اندر آید
به تو، بی تو جمالِ خود نماید»
#شبستری
*واژه فنومنال را میتوان به معنی "خارقالعاده" نیز ترجمه کرد اما در اینجا احتمالاً منظور ماهاراج تلاشهایی در سطح جهان پدیدارها است.
❤1👍1
ریشه روانی تمام اندوهها و غصه ها، وابستگی است. وابستگی از این رو رخ می دهد که ما در درون، احساس کاستی و نقص می کنیم. به همین خاطر برای کامل شدن، به دنبال دیگران، اشیا، مالکيت، مكان ها و یا اعتقادات و مفاهیمی میرویم که پوچی درونی خود را با آنها پر کنیم. چون آنها ناخودآگاه برای رفع یک نیاز درونی به کار گرفته شده اند، به عنوان چیزی که متعلق به «من» ،است برای ما شناخته میشوند. همچنان که انرژی بیشتری به چیزهای بیرونی داده میشود، آنها از چیزهایی که متعلق به «من» هستند به چیزهایی که ضمیمه و جزئی از هویت «من» هستند، تغییر می یابند.
آنگاه، از دست دادن شیء یا ،شخص به صورت از دست دادن بخشی از هویت خویش تجربه می شود از «دست دادن» به شکل نابودی جنبه هایی از وجود «خود»، که آن شیء یا شخص، نماد آن بوده حس میشود.
هر چه انرژی بیشتری روی هویت یابی با چیزی صرف شده باشد، احساس فقدان و درد بریدن ریسمان وابستگی به آن بیشتر خواهد بود. تعلق، وابستگی به همراه می آورد و وابستگی، به خاطر طبیعت آن، ذاتاً ترس از فقدان را به دنبال دارد.
دیوید آر هاوکینز
رهایی طریقت تسلیم
آنگاه، از دست دادن شیء یا ،شخص به صورت از دست دادن بخشی از هویت خویش تجربه می شود از «دست دادن» به شکل نابودی جنبه هایی از وجود «خود»، که آن شیء یا شخص، نماد آن بوده حس میشود.
هر چه انرژی بیشتری روی هویت یابی با چیزی صرف شده باشد، احساس فقدان و درد بریدن ریسمان وابستگی به آن بیشتر خواهد بود. تعلق، وابستگی به همراه می آورد و وابستگی، به خاطر طبیعت آن، ذاتاً ترس از فقدان را به دنبال دارد.
دیوید آر هاوکینز
رهایی طریقت تسلیم
❤3👍3