به کجا چنین شتابان
1.62K subscribers
8.57K photos
3.95K videos
697 files
487 links
جمله خلقان سخره اندیشه اند
زان سبب خسته دل و غم پیشه اند
Download Telegram
مانند کودک یا درختی باشید 

تا وقتی که به هر چیز یا فردی نگاه می‌کنید و فوری فکر بد، قضاوتی یا بر چسبی در باره آن به ذهن‌تان می‌رسد، هنوز ایگو دارید.

هنوز افراد در حضور شما احساس آرامش نمی‌کنند چون انرژی قضاوت از شما ساطع می‌شود.

مانند کودک یا درختی باشید که حضور خالص است و کسی از بودن در کنار آنها نمی‌ترسد چون می‌داند کودک هیچ فکری درباره او و اعمالش در ذهن نمی‌کند.

هر چقدر هم که فرد سابقه بدی داشته باشد، کودک باز به کار خود مشغول است و در لحظه حال حضور دارد.

🍀اکهارت تله
❤10
به پند و نصایح دیگران گوش بده.
اما از آنان پیروی نکن.
خوب به نصایحشان گوش کن،
اما از بینش درونی خودت پیروی کن.
دنباله‌رو پند و اندرز دیگران نباش،
با دقت و مراقبه گوش بده و سعی کن بفهمی که آنها چه می‌خواهند بگویند، ممکن است واقعاً خیرخواه تو باشند، اما اگر کورکورانه پیروی کنی هرگز به هوشمندی خودت دست نمی‌یابی و وابسته می‌مانی و همیشه نگاهت به دیگران است تا به تو بگویند چه بکنی و چه نکنی.

اما مردم عیناً پیروی می‌کنند و سپس به سادگی کور می‌شوند. وقتی دیگران هر آنچه لازم داری به تو بدهند، دیگر چه نیازی به چشمان خود داری؟ اما اینگونه تو تمام هوشمندی‌ات را از دست می‌دهی.

دیگرانی که تو را نصیحت می‌کنند خیرخواه تو هستند، اما خیرخواهانی ناآگاه‌اند، وگرنه اصلاً به تو پند و اندرز نمی‌دادند. به تو بینش می‌دادند نه پند. به تو نمی‌گفتند که این کار را بکن و این کار را نکن، بلکه کمک می‌کردند آگاه‌تر شوی تا خودت بتوانی ببینی که چه کاری را بکنی و چه کاری را نباید بکنی.

کسی که به تو پند و اندرز می‌دهد دوست واقعی‌ات نیست.
دوست واقعی تو کسی است که تو را از زندگی و مشکلات و چالش‌ها و اسرارش آگاه می‌سازد و کمک می‌کند که روی پای خودت بایستی. به تو شهامت می‌دهد که خود تجربه کنی. شهامت می‌دهد که جستجو کنی و اشتباهات زیادی مرتکب شوی، زیرا کسی که آماده اشتباه کردن نیست هرگز چیزی نمی‌آموزد.

دوست حقیقی تو هیچ‌گاه تو را بخاطر اشتباهاتت سرزنش نمی‌کند. بلکه به تو می‌گوید: تا جایی که می‌توانی اشتباه کن، اینگونه در حال آموختن خواهی بود، اما یک اشتباه را دوبار تکرار نکن زیرا این کار از تو یک احمق می‌سازد.

اوشو
👏4❤1🥰1
من یعنی بی تعادلی

من یعنی غفلت از خود

من یعنی گذشته وآینده

من یعنی افراط وتفریط:

من یعنی نپذیرفتن

من یعنی توقعات وانتظارات

من یعنی جنگیدن

من یعنی نقاب نقش رول بازی کردن

من یعنی دروغ

من یعنی ترسیدن

من یعنی توهمات

من یعنی تقصیر دادن

من یعنی بهانه ها توجیهات

این من را تسلیم کن آرام میشی

من یعنی خشم رنجش انتقام

درمن نباش آزاد میشی

من یعنی حق به جانب طلبکار

من یعنی سرزنش کردن

من یعنی محکوم کردن دیگران

من یعنی انتقاد کردن ایراد گرفتن

من یعنی واکنش نشان دادن گارد گرفتن دفاع کردن جبهه گرفتن

من یعنی بدگویی غیبت کردن

من یعنی گوش نکردن

من همان کننده است که دشمن ما انسانها ست همین که پراز طلب است پر از خواسته وارزوست

این من را تسلیم نیروی برتر ت کن یعنی به حرفش توجه نکن هرلحظه شاهد این من باش تا متوجه شوی که داره هرلحظه فریبت می‌دهد این من نیاز به توجه دارد وقتی بهش توجه میکنی بها میدی قوی تر میشود وبیشتر می‌خواهد چون بسیار طماع هست دنبال تایید وتمجید وتحسین است بخاطر همین خودنمایی میکند

من یعنی خودآزاری

من یعنی گدایی کردن نیازمند بودن محتاج بودن

این من باعث می‌شود نیروی درونت فعال نشود وقتی این من را تسلیم برنامه میکنی نیرو برترت فعال می‌شود وزندگیت را متحول می‌کند

من یعنی ناامیدی

من یعنی احساس گناه

این من هیچوقت تغییر نمی‌کند باید این من را تسلیم کنی آنوقت این من بی قدرت می‌شود نیازی نیست تلاش کنی تغییر کنی تسلیم باش واعتماد به نیرو برترت داشته باش آنوقت خودبخود تغییر اتفاق می‌افتد تو فقط به این من خوراک نده یعنی توجه نکن باور نکن

به حرف این من گوش نکن رهجو ی این من نباش این من مخرب است فتنه است منفعت طلب است

من حجاب است دیوار است اجازه نمی‌دهد رشد وشکوفا شوی

من یعنی مقایسگری

من یعنی رقابت

من یعنی برتری جستن

من یعنی حسادت

من یعنی عاجزی

بی من باش تا باهمه باشی🦋❤️
❤5🥰1
پس از جنگ جهانی دوم میخواستند سن روانی سربازان را اندازه گیری کنند... نتیجه ی تحقیقات تکان دهنده بود، متوسط سن روانی سربازان 13 سال بود!
پس به نظر می آمد که بدن به رشد خودش ادامه میدهد و ذهن،
جایی در 13 - 14 سالگی از رشد کردن باز می ایستد...
هیچکس به خود زحمت نمی دهد که بداند چرا سن روانی در 13 - 14 سالگی متوقف می شود.
بسیار ساده است:
این سنی است که دختران و پسران از نظر جنسی بالغ می شوند؛ زمانی که آنان بالغ میشنود دیگر نیازی به هوشمندی ندارند.
تا زمانی که از خودت هوشمندی نشان ندهی سن روانی ات در همان 13 - 14 سالگی می ماند.

ولی تمام مذاهب مختلف میخواهند که تو هرگز هوشمند نشوی،
زیرا آموزش های آنان بر اساس باور داشتن است.
یک مومن نیازی به هوشمندی ندارد.

تا زمانی که شک کردن را نیاموزی، هوش تو رشد نخواهد کرد،

زیرا تردید یعنی پرسش و جستجو و کاوش.

باور داشتن یعنی که هیچ نیازی به پرسیدن و جستجو کردن وجود ندارد.

به سبب نظام های باورداشتی تحمیلی بر انسان است که سن روانی او در 13 - 14 سالگی باقی مانده است.

#اشو
#مافیای_روح
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از رابرت آدامز پرسیدند اگر کسی ما را رنجاند چه کنیم؟
یاد بگیرید که به سادگی به سویی دیگر نگاه کنید و فراموش کنید
یاد بگیرید ذهنتان را از فکر کردن،متوقف کنید
به شرایط واکنش نشان ندهید
روی خودتان باشید و فورا بپرسید چه کسی رنجیده است؟
چه کسی احساس بهم ریختگی میکند؟
پاسخ من_من است
بسادگی منِ شخصی خود را گرفته و به منبع یعنی سمت راست قفسه سینه خود بازگردانید
فقط سکوت کنید
بعد از مدتی لبخند میزنی و همه چیز عبور کرده است و تو فراتر رفته ای

یاد بگیرید به هر چیزی عشق بورزید
یاد بگیرید فقط خوبی را ببینید
یاد بگیرید برای هر چیزی دلیلی هست پس با خودت صادق باش
از اینجا شروع کن و بدان هیچ انسانی کامل نیست همه اشتباه میکنیم،برای خودت تاسف نخور و بدان تو هوشیاری ناب و خرد مطلق و نیروانا و سعادت هستی

#رابرت_آدامز
👏6❤4🙏1
Don't get upset with people or situations, they are powerless without your reaction.
Buddha

از افراد یا موقعیت ها ناراحت نشوید، آنها بدون واکنش شما ناتوان هستند. 🥰✨🤌🏻🤗
بودا
❤9🕊1
خدا در خانه است
این ماییم که بیرون رفته ایم
برای قدم زدن

مایسر اکهارت
❤3👍2🔥1🕊1
به الوهیت اجازه بده تمام آنچه را که در تو پنهان است پیش بیاورد
در پی رشد نباش،
تسلیم شو تا رشد اتفاق افتد.

رشد اتفاق خواهد افتاد ،
اما نه از طریق تلاش تو بلکه از طریق وقار خودش
از طریق او اتفاق می افتد.

#اشو
#کیمیاگری_نوین
@oshoi
❤6👍4
خرد چیست؟

روزی از "یوکا دایشی" عارف بزرگ طریقت ذن، پرسیدند: 
"دین تو چیست؟"
گفت: خرد عالی...
او نگفت من مسیحی، بودایی، مسلمان یا هندو هستم، بلکه گفت: خرد عالی

میپرسی خرد عالی چیست؟

آن، شاهد بودن، مراقبه گر بودن، و آگاه شدن از واقعیتی است که وجود شماست
آن رسیدن به قله‌های الوهیت درون است.
چنین شخصی زندگی می‌کند، بی آنکه عقیده و باید، نبایدی در مورد چگونه زیستن داشته باشد
معصومانه زندگی می‌کند. او بدون هیچ قضاوت و خواسته‌ای زندگی را در تمامیتش زندگی می‌کند و اجازه می‌دهد زندگی در او و از طریق او جاری شود.
او ترانه‌ای را می‌خواند که خداوند می‌خواهد از طریق او خوانده شود و نظر شخصی ندارد.
چنین شخصی دیندار حقیقی است.

#اشو
❤4🥴2🥰1🙏1
پس تو حیران باش بی‌لا و بلی
تا ز رحمت پیشت آید محملی

چون ز فهم این عجایب کودنی
گر بلی گویی تکلف می‌کنی

ور بگویی نی زند نی گردنت
قهر بر بندد بدان نی روزنت

پس همین حیران و واله باش و بس
تا درآید نصر حق از پیش و پس

چونک حیران گشتی و گیج و فنا
با زبان حال گفتی اهدنا
❤3❤‍🔥1🤩1
اگر شاد نیستی،
به‌این دلیل است كه زندگی را خیلی جدّی گرفته‌ای.

سعی نكن راه‌هایی را پیدا كنی كه شاد باشی. فقط نگرشت را تغییر بده.

با ذهنی جدّی، نمی‌توانی شادمانه زندگی كنی.

تو
می‌توانی خوشبخت باشی. تمام ‌این زندگی را همچون یك اسطوره ببین، یك داستان. چنین هم هست،
ولی وقتی آن را چنین دیدی،
دیگر بدبخت نخواهی بود.
بدبختی به سبب جدّی بودن زیاد است.

برای هفت روز آزمایش كن:
هفت روز تمام فقط یك چیز را به یاد بیاور:‌كه ‌این دنیا فقط یك نمایش است.
و آنوقت تو دیگر همان موجود سابق نخواهی بود.

فقط هفت روز!
چیز زیادی از دست نمی‌دهی،
زیرا چیزی نداری كه از دست بدهی
(و هر آنچه را فکر میکنی یک توهمی بیش نیست )
❤11👍3
حرف چه‌بْوَد تا تو اندیشی از آن‌؟

حرف چه‌بْوَد‌؟ خار دیوار رَزان

مولوی را شاعر می گویند حال آن که او در فیه مافیه به صراحت عیان می دارد: «والله که من از شعر بیزارم».

تقریر می کند: «این یاران که به نزد من می آیند، از بیم آن که ملول نشوند، شعری می گویم تا با آن مشغول شوند وگرنه من از کجا شعر از کجا! والله که من از شعر بیزارم و پیش من از این بتر چیزی نیست» و در وصف این ناخوشایندی می گوید: «همچنانک یکی دست در شکمبه کرده است و آن را می شوراند» اما دلیل تحمل این تلخی را نیز می گوید: «برای اشتهای مهمان.

چون اشتهای مهمان به شکمبه است مرا لازم شد [تا دست در شکمبه کنم او را بشورانم شعر گویم]».

ادامه می دهد: «آخر آدمی بنگرد که خلق را در فلان شهر چه کالا می باید و چه کالا را خریدارند [تا] آن خرد و آن فروشد، اگر چه دون تر متاع ها باشد.»مولوی جا به جای فیه مافیه به گوناگونی تاکید کرده است که او را از شعر منظور شعر نیست ، چرا که «شعر مقصود نیست ، فرع مقصود است». او شعر را انکار نمی کند، نیز همه چیزش نمی شمارد. شعر را صورت حقیقت می داند. می گوید: «این صورتها صورت آن عمل است و آن عمل ، جان !»

چند بازی عشق با نقشِ سبو ؟
بگذر از نقشِ سبو ، رُو آب جُو

صورتش دیدی ، ز معنی غافلی
از صدف دُری گزین گر عاقلی

مولوی
❤2
ترس چیست؟ شما ممکن است در اینجا که نشسته‌اید احساس ترس نکنید، پس بنابراین ممکن است قادر به لمس آن و بررسی آن و یاد گرفتن از آن نباشید. اما می‌توانید سریعاً درک‌ کنید که وابسته هستید، اینطور نیست؟ شما به دوستتان، به کتابتان، به عقایدتان، به همسرتان، وابسته هستید؛ وابستگی روانی بی‌وقفه در آنجا هست.

چرا وابسته هستید؟ آیا به این خاطر است که وابستگی به شما تسلّی، احساس امنیت و سلامتی و مصاحبت می‌دهد؟ وقتی که این وابستگی رد می‌شود شما حسود، عصبانی و همۀ متعاقبات آن می‌شوید. یا اینکه سعی می‌کنید از وابستگی آزادی را حصول کنید تا غیر وابسته بشوید. چرا ذهن همۀ این کارها را انجام می‌دهد؟ آیا به این خاطر است که در درون خود تهی، راکد، احمق و سطحی‌ست؟ - و از طریق وابستگی احساس می‌کند که چیزی بیشتر از اینهاست.

ذهن پچ‌پچ می‌کند چون باید با این چیز و آن چیز مشغول باشد؛ این اشتغال، از بالاترین اشتغال یک انسان "مذهبی" تا پایین‌ترین اشتغال یک سرباز و از قبیل اینها متغیر است. ذهن مشخصاً مشغول است چرا که در غیر این‌صورت ممکن است چیزی را که عمیقاً از آن وحشت دارد کشف کند، چیزی که ممکن است قادر به حل آن نباشد.

ترس چیست؟ آیا ترس مربوط به چیزی که من در گذشته انجام داده‌ام، یا چیزی که تصور می‌کنم ممکن است در آینده اتفاق بیفتد نیست؟ وقایع گذشته و اتفاقات آینده؛ ناخوشی‌های گذشته و رخ دادن مجدد آنها در آینده و درد آن. حال این فکر است که ترس را می‌آفریند؛ فکر، ترس تولید می‌کند، همانطور که فکر، لذت را حفظ و تغذیه می‌کند.

پس آیا فکر می‌تواند پایان یابد؟ آیا می‌تواند آنچنان به پایان آید که دیگر به ترس یا لذت استمرار ندهد؟ ما لذت می‌خواهیم، می‌خواهیم که لذت ادامه پیدا کند؛ اما در مورد ترس، بگذار دورش بیندازیم. ما هرگز این را نمی‌بینیم که هر دوی اینها با هم‌اند.

این کیفیت اتوماتیک بودن فکر است که مسئول است، که به ترس و لذت استمرار می‌دهد. آیا این کیفیت اتوماتیک می‌تواند متوقف گردد؟ وقتی شما زیبایی خارق‌العادۀ یک غروب را می‌بینید، آن را ببینید؛ اما آن را با فکر توصیف نکنید، با گفتن: "من باید آن را در حافظه حفظ کنم، یا آن را بار دیگر داشته باشم". عمل، دیدن آن و پایان دادن به آن است.

اکثر ما در رکود (بی‌عملی) زندگی می‌کنیم، و از این روست که پچ‌پچ بی‌پایان هست.

کریشنامورتی
❤2
سکوت
امواجی را ساطع می کند که
در بلند مدت
اثر خود را
برسالک میگذارد
تا
باعث قطع گفتگوی درون شود
زیرا
آدمی معمولا وراج و ‌پرحرف است.
برعکس پر حرفی ،
سکوت است،

برای دگرگونی و‌ ایجاد تحول
در خویش ،
عادت ها را بایست
‌ معکوس کرد.

سکوت ذهن و حضور در لحظه

شاه کلید خودشناسی و حضور در
پیچ آخر مسیر توست .
🔥3❤1
آیت الکرسی و افزایش فرکانس بدن
قرآن
🎙صوت آرامش دهنده آیت الکرسی

هرروز صبح این صوت رو بزارید پخش بشه
پاکسازی کننده و محافظ جان و مال
❤2🕊2👍1
اراده هستی از اراده‌ی تو بسیار نیرومندتر است دوست من
پس زانو بزن
❤4🥰1
اگر اجازه ندهی گذشته بمیرد
او اجازه زندگی را به تو نخواهد داد
❤8👌2🥰1
#سبک_مقابله_باطرحواره


✅ طرحواره پذیرش جویی/ جلب توجه:
⭕️ تأکید افراطی در کسب تأیید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنای مطمئن و واقعی از خود می شود. احساس ارزشمندی فرد بیشتر به واکنش  های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش. گاه این طرحواره با تأکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران (اهداف اولیه از دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران کسب قدرت یا توانایی کنترل نیست).

❎سبک های مقابله افراد، در مقابل این طرحواره:

👌تسلیم: تلاش برای تاثیر گذاشتن بر دیگران. جلب توجه دیگران به موفقیت های مرتبط با منزلت اجتنماعی خود

👌اجتناب: اجتناب از تعامل با کسانی که مورد تحسین هستند و حسادت نسبت به آنها.

👌جبران افراطی: دوری جستن از روابط به گونه ای که توجه دیگران را اصلاً جلب نکند، بی ارزش جلوه دادن موفقیت های دیگرانی که مورد تحسین هستند.
👍1
‍ اگر می‌خواهی به یک حالت سعادت دست یابی، بنابراین به ورای هوای نفس و گفتگوی درونیت برو.

تصمیم بگیر تا
نیازبه کنترل کردن،
نیاز به تائید شدن و
نیاز به قضاوت کردن
را ترک کنی.
این‌ها سه چیزی هستند که نفس همواره در حال انجام آنهاست.
این خیلی مهم است که هر بار که بالا بیایند، از آن‌ها آگاه باشی.

دیپاک چوپرا
❤4👏1
شاید توجه کرده‌اید که وقتی یک کودک به ما اهانت می‌کند حساسیت و آزردگی نشان نمی‌دهیم. علتش این است که کودک نمی‌تواند در رابطه با ما یک عامل تایید‌کننده یا لطمه‌زننده به ارزش‌هایمان باشد. اگر ما ارزش‌های اعتباری را از ذهن خود خارج کنیم و در بند آنها نباشیم، اهانت همه کس برایمان کیفیت اهانت یک کودک نابالغ را پیدا خواهد کرد.

کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
❤10👍2