گاهی خیلی دلتنگ کسی میشم که نباید باشم ولی انگار خارج از کنترل من هست این دلتنگی
عزیزم اون دلتنگی عمیق رو که میگی کنترلش دست تو نیست پاره ایی از وجود خودته که از یادش بردی و هر از گاهی دلتنگش میشی و اون کسی که این حس رو براش داری، داره این غم و اندوه دلتنگیِ خودتو برات مثل آینه انعکاس میده و تا تاریکی های درونتو نشکافی تا ببینیش، حس جدایی ت تشدید میشه. بگرد ببین چیه در وجودت که بهش بی اعتنا شدی. مطمئنا کودک مجروح و طرد شده درونته که بیصبرانه منتظرته تا بهش توجه کنی☺️
عزیزم اون دلتنگی عمیق رو که میگی کنترلش دست تو نیست پاره ایی از وجود خودته که از یادش بردی و هر از گاهی دلتنگش میشی و اون کسی که این حس رو براش داری، داره این غم و اندوه دلتنگیِ خودتو برات مثل آینه انعکاس میده و تا تاریکی های درونتو نشکافی تا ببینیش، حس جدایی ت تشدید میشه. بگرد ببین چیه در وجودت که بهش بی اعتنا شدی. مطمئنا کودک مجروح و طرد شده درونته که بیصبرانه منتظرته تا بهش توجه کنی☺️
👍1👎1🥰1
#ناخنها_و_دندان_ها:
#منافذ_طبيعي_خروج_خشم:
قسمت اول
فقط با غذاخوردن، دندان هايت و دهانت خشم را تخليه مي كنند. تو غذا را چنان خرد مي كني كه گويي دشمن است
و به ياد بسپار:
حيوانات هرگاه خشمگين باشند،
چه مي كنند؟
فقط دو كار ممكن است، آنان اسلحه و بمب اتمي ندارند، چه مي توانند بكنند؟
آنان يا با ناخن هايشان و يا با
دندان هايشان با تو خواهند جنگيد.
اين ها اسلحه هاي طبيعي بدن هستند
ناخن ها و دندان ها
با ناخن كاري كردن بسيار دشوار است
زيرا مردم خواهند گفت:
"آيا حيوان شده اي؟"
پس تنها چيزي كه باقي مي ماند كه توسط آن مي تواني
به آساني خشم يا خشونت خودت را بيان كني،
دهان است و از آن هم نمي تواني براي گازگرفتن ديگري استفاده كني!
تو با خشونت غذا مي خوري، گويي كه غذا دشمن است.
و به ياد داشته باش:
وقتي كه غذا دشمن باشد، واقعاً تو را تغذيه نمي كند،
فقط هرآنچه را كه در تو بيمار است تغذيه خواهد كرد.
مردمي كه خشم عميق سركوب شده دارند بيشتر غذا مي خورند،
آنان به جمع آوري چربي غيرلازم ادامه مي دهند.
و آيا مشاهده كرده ايد كه مردمان چاق تقريباً هميشه لبخند مي زنند؟!
بي جهت، حتي وقتي هم كه علتي نباشد،
مردمان چاق بازهم به لبخند زدن ادامه مي دهند.
چرا؟
اين صورتشان است، نقابشان است:
آنان چنان از خشم و از خشونت خودشان مي ترسند كه مجبور هستند پيوسته چهره اي خندان از خود نشان بدهند
و آنگاه به خوردن بيشتر ادامه مي دهند.
بيشتر خوردن يعني خشونت، خشم.
و آنگاه اين در تمام جنبه هاي زندگي تو حركت خواهد كرد:
عشقبازي مي كني، ولي اين بيشتر شبيه خشونت خواهد بود تا عشقبازي،
تهاجم زيادي در آن خواهد بود.
چون شما هرگز همديگر را در حال عشقبازي نديده ايد، نمي دانيد چه اتفاقي مي افتد و نمي توانيد بدانيد كه چه اتفاقي مي افتد،
زيرا تقريباً هميشه در تهاجم هستيد.
براي همين است كه انزال عميق در عشقبازي غيرممكن مي شود.
زيرا در عمق درون چنان مي ترسي كه اگر كنترل را برداري و تماماً وارد عشقبازي شوي، شايد معشوق يا همسرت را به قتل برساني،
يا زن شايد شوهر يا معشوقش را به قتل برساند.
تو از خشم خودت بسيار مي ترسي!
بارديگر كه معاشقه مي كني، تماشا كن:
همان اعمالي را انجام مي دهي كه وقتي حالت تهاجمي داري انجام مي دهي.
صورتت را ببين. آينه اي در كنار داشته باش تا ببيني چه اتفاقي در صورتت مي افتد!
تمام اختلال هايي كه در وقت خشم و تهاجم در صورت روي مي دهد در آنجا خواهي ديد.
در حال غذاخوردن خشمگين مي شوي:
كسي را در وقت غذا خوردن ببين.
كسي را در وقت عشقبازي ببين.
خشم چنان عميق فرو رفته كه حتي عشق،
فعاليتي كه تماماً مخالف با خشم است نيز مسموم گشته است.
غذا خوردن__ كه عملي مطلقاً خنثي است، حتي اين نيز مسموم شده است!
و آنوقت فقط در را باز مي كني و خشم وجود دارد، كتابي را روي ميز قرار مي دهي و خشم وجود دارد،
كفش هايت را در مي آوري و خشم وجود دارد.
و با كسي دست مي دهي و خشم وجود دارد.
زيرا اينك تو خود، خشم شخصيت يافته گشته اي!
توسط سركوب، ذهن شكاف برمي دارد.
آن بخشي كه مي پذيري خودآگاه مي شود
و آن بخشي كه انكار مي كني، ناخودآگاه مي شود.
اين تقسيم بندي طبيعي نيست،
به سبب سركوب رخ مي دهد.
و تو تمام آن زباله هايي را كه جامعه مردود مي داند. در آن بخش ناخودآگاه پرتاب مي كني.
ادامه👇👇👇
#اشو
#منافذ_طبيعي_خروج_خشم:
قسمت اول
فقط با غذاخوردن، دندان هايت و دهانت خشم را تخليه مي كنند. تو غذا را چنان خرد مي كني كه گويي دشمن است
و به ياد بسپار:
حيوانات هرگاه خشمگين باشند،
چه مي كنند؟
فقط دو كار ممكن است، آنان اسلحه و بمب اتمي ندارند، چه مي توانند بكنند؟
آنان يا با ناخن هايشان و يا با
دندان هايشان با تو خواهند جنگيد.
اين ها اسلحه هاي طبيعي بدن هستند
ناخن ها و دندان ها
با ناخن كاري كردن بسيار دشوار است
زيرا مردم خواهند گفت:
"آيا حيوان شده اي؟"
پس تنها چيزي كه باقي مي ماند كه توسط آن مي تواني
به آساني خشم يا خشونت خودت را بيان كني،
دهان است و از آن هم نمي تواني براي گازگرفتن ديگري استفاده كني!
تو با خشونت غذا مي خوري، گويي كه غذا دشمن است.
و به ياد داشته باش:
وقتي كه غذا دشمن باشد، واقعاً تو را تغذيه نمي كند،
فقط هرآنچه را كه در تو بيمار است تغذيه خواهد كرد.
مردمي كه خشم عميق سركوب شده دارند بيشتر غذا مي خورند،
آنان به جمع آوري چربي غيرلازم ادامه مي دهند.
و آيا مشاهده كرده ايد كه مردمان چاق تقريباً هميشه لبخند مي زنند؟!
بي جهت، حتي وقتي هم كه علتي نباشد،
مردمان چاق بازهم به لبخند زدن ادامه مي دهند.
چرا؟
اين صورتشان است، نقابشان است:
آنان چنان از خشم و از خشونت خودشان مي ترسند كه مجبور هستند پيوسته چهره اي خندان از خود نشان بدهند
و آنگاه به خوردن بيشتر ادامه مي دهند.
بيشتر خوردن يعني خشونت، خشم.
و آنگاه اين در تمام جنبه هاي زندگي تو حركت خواهد كرد:
عشقبازي مي كني، ولي اين بيشتر شبيه خشونت خواهد بود تا عشقبازي،
تهاجم زيادي در آن خواهد بود.
چون شما هرگز همديگر را در حال عشقبازي نديده ايد، نمي دانيد چه اتفاقي مي افتد و نمي توانيد بدانيد كه چه اتفاقي مي افتد،
زيرا تقريباً هميشه در تهاجم هستيد.
براي همين است كه انزال عميق در عشقبازي غيرممكن مي شود.
زيرا در عمق درون چنان مي ترسي كه اگر كنترل را برداري و تماماً وارد عشقبازي شوي، شايد معشوق يا همسرت را به قتل برساني،
يا زن شايد شوهر يا معشوقش را به قتل برساند.
تو از خشم خودت بسيار مي ترسي!
بارديگر كه معاشقه مي كني، تماشا كن:
همان اعمالي را انجام مي دهي كه وقتي حالت تهاجمي داري انجام مي دهي.
صورتت را ببين. آينه اي در كنار داشته باش تا ببيني چه اتفاقي در صورتت مي افتد!
تمام اختلال هايي كه در وقت خشم و تهاجم در صورت روي مي دهد در آنجا خواهي ديد.
در حال غذاخوردن خشمگين مي شوي:
كسي را در وقت غذا خوردن ببين.
كسي را در وقت عشقبازي ببين.
خشم چنان عميق فرو رفته كه حتي عشق،
فعاليتي كه تماماً مخالف با خشم است نيز مسموم گشته است.
غذا خوردن__ كه عملي مطلقاً خنثي است، حتي اين نيز مسموم شده است!
و آنوقت فقط در را باز مي كني و خشم وجود دارد، كتابي را روي ميز قرار مي دهي و خشم وجود دارد،
كفش هايت را در مي آوري و خشم وجود دارد.
و با كسي دست مي دهي و خشم وجود دارد.
زيرا اينك تو خود، خشم شخصيت يافته گشته اي!
توسط سركوب، ذهن شكاف برمي دارد.
آن بخشي كه مي پذيري خودآگاه مي شود
و آن بخشي كه انكار مي كني، ناخودآگاه مي شود.
اين تقسيم بندي طبيعي نيست،
به سبب سركوب رخ مي دهد.
و تو تمام آن زباله هايي را كه جامعه مردود مي داند. در آن بخش ناخودآگاه پرتاب مي كني.
ادامه👇👇👇
#اشو
😁2❤1
ادامه👇👇👇
#ناخنها_و_دندان_ها:
#منافذ_طبيعي_خروج_خشم:
قسمت دوم
ولي به ياد داشته باش:
هرآنچه را كه در آنجا پرتاب كني، بيشتر و بيشتر بخشي از وجودت مي شود:
وارد دست هايت مي شود، وارد استخوان هايت مي شود، وارد خونت مي شود، وارد ضربان قلبت مي شود.
اينك روان شناس ها مي گويند كه تقريباً هشتاد درصد بيماري ها توسط عواطف سركوب شده ايجاد مي شوند:
حمله ها و سكته هاي قلبي به سبب خشم فراوان است. كه در قلب سركوب شده، نفرت چنان زياد بوده كه قلب را مسموم ساخته است
چرا؟
چرا انسان زياد سركوب مي كند و ناسالم مي شود؟
زيرا جامعه به تو كنترل كردن را آموخته است، نه متحول كردن را
و راه متحول كردن خشم كاملاً متفاوت است.
درست نقطه ي مقابل آن است.
در كنترل كردن: تو سركوب مي كني
در متحول كردن: تو بيان مي كني
ولي نيازي نيست خشمت را بر سر ديگري خالي كني،
زيرا در اينجا، "آن شخص ديگر" بي ربط است.
بار ديگر كه خشمگين شدي برو و
هفت بار دور خانه بدو و پس از آن
زير درختي بنشين و تماشا كن كه آن خشم كجا رفته است؟!
تو خشم را سركوب نكرده اي، آن را كنترل نكرده اي، آن را روي كسي تخليه نكرده اي ،
زيرا اگر آن خشم را بر سر كسي خالي كني،
زنجيره اي ايجاد خواهد شد،
زيرا آن ديگري هم به اندازه ي تو احمق است و همچون تو ناآگاه است!
اگر خشمت را روي ديگري خالي كني،
و ديگري شخص هوشمندي باشد، اشكالي وجود نخواهد داشت:
او به تو كمك مي كند تا خالي شوي و آن را از طريق يك تخليه بيرون بريزي.
ولي آن ديگري نيز مانند خودت جاهل است.
اگر خشمت را بر سر او بريزي،
واكنش نشان خواهد داد. او خشم بيشتري روي تو خواهد ريخت،
او درست مانند خودت سركوب شده است.
آنگاه زنجيره اي به وجود مي آيد:
او روي تو خالي مي كند و تو روي او خالي مي كني و هر دو با هم دشمن مي شويد.
خشمت را بر سر هيچكس خالي نكن.
درست مانند اين است كه بخواهي استفراغ كني:
نمي روي روي كسي استفراغ كني.
خشم نيز به يك استفراغ نياز دارد.
به دستشويي مي روي و در آنجا قي مي كني.
اين كار تمام بدن را پاكسازي مي كند.
اگر استفراغ را سركوب كني، خطرناك خواهد بود.
و وقتي كه استفراغ كني، حالت خوب مي شود،
سبكبار مي شوي، احساس تازگي و سلامتي مي كني.
غذايي كه خورده بودي اشكالي داشت و بدن آن را رد كرد. آن را به بدن تحميل نكن.
خشم فقط يك استفراغ ذهني است.
چيزي را كه به درون فرستاده اي اشكالي داشته
و تمام وجود رواني مايل است آن را به بيرون پرتاب كند،
ولي نيازي نيست آن را روي ديگري تخليه كني.
چون مردم آن را بر ديگران خالي مي كنند،
جامعه به تو مي گويد كه آن را كنترل كني.
#اشو
منتخبی از مجله اشو تایمز نسخه آسیایی سپتامبر 2000
#ناخنها_و_دندان_ها:
#منافذ_طبيعي_خروج_خشم:
قسمت دوم
ولي به ياد داشته باش:
هرآنچه را كه در آنجا پرتاب كني، بيشتر و بيشتر بخشي از وجودت مي شود:
وارد دست هايت مي شود، وارد استخوان هايت مي شود، وارد خونت مي شود، وارد ضربان قلبت مي شود.
اينك روان شناس ها مي گويند كه تقريباً هشتاد درصد بيماري ها توسط عواطف سركوب شده ايجاد مي شوند:
حمله ها و سكته هاي قلبي به سبب خشم فراوان است. كه در قلب سركوب شده، نفرت چنان زياد بوده كه قلب را مسموم ساخته است
چرا؟
چرا انسان زياد سركوب مي كند و ناسالم مي شود؟
زيرا جامعه به تو كنترل كردن را آموخته است، نه متحول كردن را
و راه متحول كردن خشم كاملاً متفاوت است.
درست نقطه ي مقابل آن است.
در كنترل كردن: تو سركوب مي كني
در متحول كردن: تو بيان مي كني
ولي نيازي نيست خشمت را بر سر ديگري خالي كني،
زيرا در اينجا، "آن شخص ديگر" بي ربط است.
بار ديگر كه خشمگين شدي برو و
هفت بار دور خانه بدو و پس از آن
زير درختي بنشين و تماشا كن كه آن خشم كجا رفته است؟!
تو خشم را سركوب نكرده اي، آن را كنترل نكرده اي، آن را روي كسي تخليه نكرده اي ،
زيرا اگر آن خشم را بر سر كسي خالي كني،
زنجيره اي ايجاد خواهد شد،
زيرا آن ديگري هم به اندازه ي تو احمق است و همچون تو ناآگاه است!
اگر خشمت را روي ديگري خالي كني،
و ديگري شخص هوشمندي باشد، اشكالي وجود نخواهد داشت:
او به تو كمك مي كند تا خالي شوي و آن را از طريق يك تخليه بيرون بريزي.
ولي آن ديگري نيز مانند خودت جاهل است.
اگر خشمت را بر سر او بريزي،
واكنش نشان خواهد داد. او خشم بيشتري روي تو خواهد ريخت،
او درست مانند خودت سركوب شده است.
آنگاه زنجيره اي به وجود مي آيد:
او روي تو خالي مي كند و تو روي او خالي مي كني و هر دو با هم دشمن مي شويد.
خشمت را بر سر هيچكس خالي نكن.
درست مانند اين است كه بخواهي استفراغ كني:
نمي روي روي كسي استفراغ كني.
خشم نيز به يك استفراغ نياز دارد.
به دستشويي مي روي و در آنجا قي مي كني.
اين كار تمام بدن را پاكسازي مي كند.
اگر استفراغ را سركوب كني، خطرناك خواهد بود.
و وقتي كه استفراغ كني، حالت خوب مي شود،
سبكبار مي شوي، احساس تازگي و سلامتي مي كني.
غذايي كه خورده بودي اشكالي داشت و بدن آن را رد كرد. آن را به بدن تحميل نكن.
خشم فقط يك استفراغ ذهني است.
چيزي را كه به درون فرستاده اي اشكالي داشته
و تمام وجود رواني مايل است آن را به بيرون پرتاب كند،
ولي نيازي نيست آن را روي ديگري تخليه كني.
چون مردم آن را بر ديگران خالي مي كنند،
جامعه به تو مي گويد كه آن را كنترل كني.
#اشو
منتخبی از مجله اشو تایمز نسخه آسیایی سپتامبر 2000
😁3👏2
وقتی روی ذات حقیقی خودت تمرکز میکنی، متوجه میشوی که هیچ کس و هیچ چیز دیگری جز تو وجود ندارد. تو تبدیل به همه چیز می شوی. وقتی در این حالت هستید، به نظر میرسد که در فضا حل میشوید و تمام جداییها ناپدید میشوند.
شما به طبیعتی لطیف و فراگیر، مانند فضا، دست مییابید و این همان رهایی است. شما دیگر محدود به نام یا شکل نیستید. وقتی تو مثل فضا باشی، چه فایدهای دارد که به هر جایی بروی؟ فضایی که اینجا وجود دارد، در همه جای دیگر هم وجود دارد.
شما به طبیعتی لطیف و فراگیر، مانند فضا، دست مییابید و این همان رهایی است. شما دیگر محدود به نام یا شکل نیستید. وقتی تو مثل فضا باشی، چه فایدهای دارد که به هر جایی بروی؟ فضایی که اینجا وجود دارد، در همه جای دیگر هم وجود دارد.
❤2👍1
تشخیص درست از غلط، از ذهن بر نمیاید،
انچه ذهن را ارضا کند درست و انچه نکند غلط نامیده میشود،
حال انکه در هر ذهنی، درست و غلط تعریفی خاص دارد،
تشخیص درست و غلط هنگامی اغاز میشود که جداسازی از تضادها در انسان صورت گرفته باشد،
خود در تشخیص هیچ دخالتی نداشته باشد،
تا خود هست تشخیص بر اساس منیت صورت میکیرد،
حال من عرفانی باشد یا من نفسانی،
مهم نیست، هر دو انتخاب از من است،
تشخیص اگاهانه تنها از اگاهی برمیاید ولاغیر،
انکه به اگاهی اگاه گردیده باشعور کیهانی همسو گردیده و انتخاباتش از طریق نیروی عشق الاهی صورت میگیرد ،
وشخص وهویت فردی وجود ندارد،
انتخاب اگاهانه ، خلاقیت، نواوری، بهینه سازی ، جمعی نگری، عشق و شور به همراه دارد و سازنده و همگانی است،
انتخابی اگاهانه است که هم به نفع شما باشد ،هم به نفع طرف مقابل ، هم به نفع هستی ، درانتخاب اگاهانه من وجود ندارد،
علی زند
انچه ذهن را ارضا کند درست و انچه نکند غلط نامیده میشود،
حال انکه در هر ذهنی، درست و غلط تعریفی خاص دارد،
تشخیص درست و غلط هنگامی اغاز میشود که جداسازی از تضادها در انسان صورت گرفته باشد،
خود در تشخیص هیچ دخالتی نداشته باشد،
تا خود هست تشخیص بر اساس منیت صورت میکیرد،
حال من عرفانی باشد یا من نفسانی،
مهم نیست، هر دو انتخاب از من است،
تشخیص اگاهانه تنها از اگاهی برمیاید ولاغیر،
انکه به اگاهی اگاه گردیده باشعور کیهانی همسو گردیده و انتخاباتش از طریق نیروی عشق الاهی صورت میگیرد ،
وشخص وهویت فردی وجود ندارد،
انتخاب اگاهانه ، خلاقیت، نواوری، بهینه سازی ، جمعی نگری، عشق و شور به همراه دارد و سازنده و همگانی است،
انتخابی اگاهانه است که هم به نفع شما باشد ،هم به نفع طرف مقابل ، هم به نفع هستی ، درانتخاب اگاهانه من وجود ندارد،
علی زند
🔥2❤1👍1
❣سکوت خانه واقعی شماست...
فراتر از کلمات،
فراتر از افکار،
فراتر از تجلیات...
سکوت طبیعت واقعی شماست...
در تجربیات روزمره خود سعی کنید زیاد صحبت نکنید. به همه کلماتی که از بدو تولد به بعد گفتهاید، اظهارات، نقل قولها، کلمات همراه با عصبانیت، کلمات شادی و... فکر کنید!! این همه کلمات برای شما چه کردهاند؟
#رابرت_آدامز
فراتر از کلمات،
فراتر از افکار،
فراتر از تجلیات...
سکوت طبیعت واقعی شماست...
در تجربیات روزمره خود سعی کنید زیاد صحبت نکنید. به همه کلماتی که از بدو تولد به بعد گفتهاید، اظهارات، نقل قولها، کلمات همراه با عصبانیت، کلمات شادی و... فکر کنید!! این همه کلمات برای شما چه کردهاند؟
#رابرت_آدامز
❤4🕊1
❣#آرامش چیست؟
حالتی که در آن انرژی تو به هیچ کجا نمیرود
نه به آینده و نه به گذشته فقط همین جا همراه توست. 🍃🍃
حالتی که در آن انرژی تو به هیچ کجا نمیرود
نه به آینده و نه به گذشته فقط همین جا همراه توست. 🍃🍃
❤4🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧖🏻♀✨🤍
همه چیز به انسانی تعلق دارد که:
چیزی نمیخواهد.
با نداشتن،
او مالک همه چیز زندگیست:
او با انصراف از همه،
ارباب همه میشود.
اما چرا؟
زیرا خدا به درون خالی او قدم میگذارد.🍃🍃
همه چیز به انسانی تعلق دارد که:
چیزی نمیخواهد.
با نداشتن،
او مالک همه چیز زندگیست:
او با انصراف از همه،
ارباب همه میشود.
اما چرا؟
زیرا خدا به درون خالی او قدم میگذارد.🍃🍃
❤5
ممنون بودن را عادت خودت کن.
همیشه ممنون باش، هر اتفاقی هم که افتاد.
در هنگامه سختی، شکستن قلب، و رنج، به سپاسگزار و ممنون بودن ادامه بده.
تو اینگونه آن سمهایی که توسط آن حالتها در بدنت ایجاد میشوند را خنثی میکنی، آن زخمها را درمان میکنی،
چون هیچ چیزی نمیتواند در مقابل پذیرفتنش مقاومت کند.
بنابراین ممنون باش، تا وقتی که حس کنی هرچه برای تو اتفاق میافتد در جهت خیر و خوبی تو است.
از حالا بگو ممنونم خدا، ممنونم خدا.
برای آنچه که داری سپاسگزار باش،
اما برای آنچه که نداری هم؛
برای آنچه که تو را خوشحال میکند،
و آنچه که تو را در رنج میکند.
اینگونه است که تو شعله زندگی را در خودت نگه میداری.
میبینم که میپرسی: «همهاش همین؟»
بله، همهاش همین.
اما این را تمرین کن و نتایج را خواهی دید.
#آمرام_میخاییل_آیوانهوف
#سپاسگزاری
همیشه ممنون باش، هر اتفاقی هم که افتاد.
در هنگامه سختی، شکستن قلب، و رنج، به سپاسگزار و ممنون بودن ادامه بده.
تو اینگونه آن سمهایی که توسط آن حالتها در بدنت ایجاد میشوند را خنثی میکنی، آن زخمها را درمان میکنی،
چون هیچ چیزی نمیتواند در مقابل پذیرفتنش مقاومت کند.
بنابراین ممنون باش، تا وقتی که حس کنی هرچه برای تو اتفاق میافتد در جهت خیر و خوبی تو است.
از حالا بگو ممنونم خدا، ممنونم خدا.
برای آنچه که داری سپاسگزار باش،
اما برای آنچه که نداری هم؛
برای آنچه که تو را خوشحال میکند،
و آنچه که تو را در رنج میکند.
اینگونه است که تو شعله زندگی را در خودت نگه میداری.
میبینم که میپرسی: «همهاش همین؟»
بله، همهاش همین.
اما این را تمرین کن و نتایج را خواهی دید.
#آمرام_میخاییل_آیوانهوف
#سپاسگزاری
👍3❤2
بی آنکه به زندگی بچسبی همین لحظه رو با تمامیت زندگیش کن. در جریان زندگی جاری باش مقاومت یا کنترلش نکن، بزار بشه☺️
🔥1
من با خشم مخالف نیستم
با انباشته کردن خشم مخالفم
من با سکس مخالف نیستم
با انباشته کردن امیال جنسی مخالفم
هر چیز که در لحظه ی حال باشد خوب است.
هرچیزی که از گذشته حمل شده باشد، بد است بیماری است ﻳﻌﻨﻲ:
تو به سرکوب کردن خشم ادامه می دهی، خشم در درون تو جمع می شود.
آنوقت جرقه ای از توهین کافی است
که آتشی عظیم را در درونت روشن کند.
این واکنش تو مطلقاً در تناسب با آن توهین نیست.
و بارها درک می کنی که موضوع خیلی بزرگی نبوده و خواهی گفت:
"ولی من چرا چنان خشمگین شدم؟"
ببین:
معمولاً، خشم بد نیست. معمولاً خشم بخشی از زندگی طبیعی است. می آید و می رود.
ولی اگر آن را سرکوب کنی، آنوقت یک مشکل خواهد شد!
آنوقت به انباشتن آن ادامه می دهی.
آنوقت مسئله ی آمدن و رفتن نیست؛
خشم، خود وجودت می شود.
آنوقت چنین نیست که گاهی خشمگین باشی،
خشمگین باقی می مانی،
در غضب باقی می مانی
و فقط منتظر می مانی
تا کسی آن را برانگیزاند.
خشم زیباست، سکس زیباست.
ولی چیزهای زیبا می توانند زشت شوند.
این به تو بستگی دارد:
اگر آن ها را سرزنش کنی
آنوقت زشت می شوند
اگر آن را دگرگون سازی
الهی خواهند شد.
خشم دگرگون شده به مهر و محبت تبدیل می شود . زیرا این همان انرژی است.
همان انرژی که در سکس مصرف می شد،
اینک به عشق تبدیل شده است.
پس به یاد داشته باش:
اگر پدیده ای طبیعی را محکوم کنی، مسموم می شود، نابودت می کند، ویرانگر و کشنده می شود.
اگر آن را متحول کنی،
الهی می شود، نیروی خدایی می شود.
#اشو
با انباشته کردن خشم مخالفم
من با سکس مخالف نیستم
با انباشته کردن امیال جنسی مخالفم
هر چیز که در لحظه ی حال باشد خوب است.
هرچیزی که از گذشته حمل شده باشد، بد است بیماری است ﻳﻌﻨﻲ:
تو به سرکوب کردن خشم ادامه می دهی، خشم در درون تو جمع می شود.
آنوقت جرقه ای از توهین کافی است
که آتشی عظیم را در درونت روشن کند.
این واکنش تو مطلقاً در تناسب با آن توهین نیست.
و بارها درک می کنی که موضوع خیلی بزرگی نبوده و خواهی گفت:
"ولی من چرا چنان خشمگین شدم؟"
ببین:
معمولاً، خشم بد نیست. معمولاً خشم بخشی از زندگی طبیعی است. می آید و می رود.
ولی اگر آن را سرکوب کنی، آنوقت یک مشکل خواهد شد!
آنوقت به انباشتن آن ادامه می دهی.
آنوقت مسئله ی آمدن و رفتن نیست؛
خشم، خود وجودت می شود.
آنوقت چنین نیست که گاهی خشمگین باشی،
خشمگین باقی می مانی،
در غضب باقی می مانی
و فقط منتظر می مانی
تا کسی آن را برانگیزاند.
خشم زیباست، سکس زیباست.
ولی چیزهای زیبا می توانند زشت شوند.
این به تو بستگی دارد:
اگر آن ها را سرزنش کنی
آنوقت زشت می شوند
اگر آن را دگرگون سازی
الهی خواهند شد.
خشم دگرگون شده به مهر و محبت تبدیل می شود . زیرا این همان انرژی است.
همان انرژی که در سکس مصرف می شد،
اینک به عشق تبدیل شده است.
پس به یاد داشته باش:
اگر پدیده ای طبیعی را محکوم کنی، مسموم می شود، نابودت می کند، ویرانگر و کشنده می شود.
اگر آن را متحول کنی،
الهی می شود، نیروی خدایی می شود.
#اشو
👍3❤1🥴1
پیام من برای شما چیست؟
پیام من این است:
عشق عظیم است،
آنقدر عظیم که نیازی نیست نگران نفرت باشی
بگذار نفرت نیز بخشی از آن باشد،
بگذار رشد کند به مزاق شما نمک میافزاید.
مهربانی وسیع است؛
کمی از آن آسمان میتواند به خشم داده شود ضرری ندارد.
ولی خشم باید بخشی از مهر باشد. خشم نباید جدا باشد، باید قسمتی از مهر باشد.
نفرت باید بخشی از عشق باشد،
و مرگ باید بخشی از زندگی باشد؛
درد قسمتی از لذت باشد،
مصیبت بخشی از ضیافت، از سعادت و برکت باشد ؛
تاریکی بخشی از نور باشد.
و آنگاه هیچ چیز خطا نیست
گناهی وجود ندارد.
گناه باید بخشی از فضیلت باشد.
#اشو
#برگردان: #محسن_خاتمی
پیام من این است:
عشق عظیم است،
آنقدر عظیم که نیازی نیست نگران نفرت باشی
بگذار نفرت نیز بخشی از آن باشد،
بگذار رشد کند به مزاق شما نمک میافزاید.
مهربانی وسیع است؛
کمی از آن آسمان میتواند به خشم داده شود ضرری ندارد.
ولی خشم باید بخشی از مهر باشد. خشم نباید جدا باشد، باید قسمتی از مهر باشد.
نفرت باید بخشی از عشق باشد،
و مرگ باید بخشی از زندگی باشد؛
درد قسمتی از لذت باشد،
مصیبت بخشی از ضیافت، از سعادت و برکت باشد ؛
تاریکی بخشی از نور باشد.
و آنگاه هیچ چیز خطا نیست
گناهی وجود ندارد.
گناه باید بخشی از فضیلت باشد.
#اشو
#برگردان: #محسن_خاتمی
❤3👎1
راه رسیدن به خدا
جمله ای اشتباه است
راه یعنی فاصله ای بین مبدا و مقصد
بین تو و او فاصله ای نیست.
راهی نیست.
از رگ گردن به تو نزدیک تر است.
تو خودش هستی و او تویی.
دویی وجود ندارد.
دویی قضاوت ذهن توست.
ذهن کناری برود
او خودش را ملاقات میکند.
تنها سد بین او و خودش من ذهنی است.
که جریان ایزدی را وارد فیلتر هایش میکنی و میگویی من.
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
علی زند
جمله ای اشتباه است
راه یعنی فاصله ای بین مبدا و مقصد
بین تو و او فاصله ای نیست.
راهی نیست.
از رگ گردن به تو نزدیک تر است.
تو خودش هستی و او تویی.
دویی وجود ندارد.
دویی قضاوت ذهن توست.
ذهن کناری برود
او خودش را ملاقات میکند.
تنها سد بین او و خودش من ذهنی است.
که جریان ایزدی را وارد فیلتر هایش میکنی و میگویی من.
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
علی زند
❤🔥5👏2🙏2
ما مسافرانی در این مهمانخانه هستیم
سفر، با چمدانهایی پر از تعلقات، بارمونو سنگین و سخت و طاقت فرسا میکنه هنگام مرگ که چیزی نمیتونیم از اینجا ببریم بدن هم مال مادر زمینِ که باید پسش بدیم☺️
گذشته هارو حمل نکنیم همین الان رو زندگی کنیم😊
سفر، با چمدانهایی پر از تعلقات، بارمونو سنگین و سخت و طاقت فرسا میکنه هنگام مرگ که چیزی نمیتونیم از اینجا ببریم بدن هم مال مادر زمینِ که باید پسش بدیم☺️
گذشته هارو حمل نکنیم همین الان رو زندگی کنیم😊
❤7
✨𝓡𝓸𝓰𝓱𝓪𝔂𝓮𝓱 ✨:
فقط زندگی جریان دارد، بدون نیاز به کسی که بشناسدش.
زندگی، خودش را زندگی میکند. بدون نیاز از معنا و شناخت و حتی بدون نیاز از کسی که بگوید: این زندگی است.
هیچ چیزی از زندگی بیرون و جدا نیست که بخواهد زندگی را درک کند و همین که هیچ چیز نیست، خودش همه چیز است.
«بودن» ، نیازی به کسی برای شناختن ندارد. همونطور که هست، آشکار و جاری است.
خورشید، برای درخشیدن نیازی به کسی ندارد که بگوید: خورشید در حال درخشیدن است.
رود برای جاری بودن نیازی ندارد که کسی ناظر باشد و بگوید: رود در جریان است.
زندگی برای بودن، نیازی به کسی ندارد که بگوید: زندگی اینجاست.
این بدون نیاز به یک ناظر، بدون نیاز به درک، بدون نیاز به شناخته شدن، خودش همونطور که هست جریان دارد.
🕊️💫🕊️💫🕊️
همه چیز در بی نیازی خود در یک نغمهی بی آغاز و بی پایان، جاری است.
هر صدایی که برمی خیزد، تنها پژواکیست از «بودن». همان چیزی است که هست. نه حامل پیامی، نه نیازمند شنوندهای. در هر جنبش در هر وزش در هر بارانی که میبارد، نغمهای جاری است که نه برای شنیده شدن است و نه برای گفتن.
هیچ پرندهای برای مخاطب نمیخواند، هیچ رودخانهای برای تماشا جاری نیست. درختی که ریشه هایش را در خاک فرو میبرد، چیزی نمی پرسد، چیزی نمی خواهد، اما در خاموشی، همانطور که هست، آشکار میشود. گلها شکوفا میشوند، نه برای دیده شدن. دریا امواجش را میفرستد، نه برای رسیدن، نه برای تأثیر.
همه چیز، در بی نیازی خود، در یک نغمهی بیآغاز و بیپایان، جاری است. نه چیزی باید فهمیده شود، نه چیزی باید معنا شود.
بودن، در آرامترین بیصدایی، در بی نیازترین آواز، همیشه همینطور که هست، خود را میخواند.
🕊️💫🕊️💫🕊️
فقط زندگی جریان دارد، بدون نیاز به کسی که بشناسدش.
زندگی، خودش را زندگی میکند. بدون نیاز از معنا و شناخت و حتی بدون نیاز از کسی که بگوید: این زندگی است.
هیچ چیزی از زندگی بیرون و جدا نیست که بخواهد زندگی را درک کند و همین که هیچ چیز نیست، خودش همه چیز است.
«بودن» ، نیازی به کسی برای شناختن ندارد. همونطور که هست، آشکار و جاری است.
خورشید، برای درخشیدن نیازی به کسی ندارد که بگوید: خورشید در حال درخشیدن است.
رود برای جاری بودن نیازی ندارد که کسی ناظر باشد و بگوید: رود در جریان است.
زندگی برای بودن، نیازی به کسی ندارد که بگوید: زندگی اینجاست.
این بدون نیاز به یک ناظر، بدون نیاز به درک، بدون نیاز به شناخته شدن، خودش همونطور که هست جریان دارد.
🕊️💫🕊️💫🕊️
همه چیز در بی نیازی خود در یک نغمهی بی آغاز و بی پایان، جاری است.
هر صدایی که برمی خیزد، تنها پژواکیست از «بودن». همان چیزی است که هست. نه حامل پیامی، نه نیازمند شنوندهای. در هر جنبش در هر وزش در هر بارانی که میبارد، نغمهای جاری است که نه برای شنیده شدن است و نه برای گفتن.
هیچ پرندهای برای مخاطب نمیخواند، هیچ رودخانهای برای تماشا جاری نیست. درختی که ریشه هایش را در خاک فرو میبرد، چیزی نمی پرسد، چیزی نمی خواهد، اما در خاموشی، همانطور که هست، آشکار میشود. گلها شکوفا میشوند، نه برای دیده شدن. دریا امواجش را میفرستد، نه برای رسیدن، نه برای تأثیر.
همه چیز، در بی نیازی خود، در یک نغمهی بیآغاز و بیپایان، جاری است. نه چیزی باید فهمیده شود، نه چیزی باید معنا شود.
بودن، در آرامترین بیصدایی، در بی نیازترین آواز، همیشه همینطور که هست، خود را میخواند.
🕊️💫🕊️💫🕊️
👍1
سرکوبگری چیست؟
یعنی:
تو مانع به روشنایی آمدن برخی از قسمتهای وجودت شوی.تو آنها را به زیرزمین وجودت پرتاب میکنی تا هرگز با آنها برخورد نکنی
مردم تمایلات جنسی خود را،خشم خود را ،خشونت خود را به زیرزمین پرت کرده اند و در آن را نیز قفل زدهاند
ولی اینگونه چیزها را نمیتوان زندانی کرد
آنها مانند اشباح هستند:
از دیوار میگذرند،راهی برای جلوگیری از آنان نیست،اگر در طول روز جلوی آن را بگیری،در شب خواهند آمد،آنها تو را در رویایت گیر میآورند.
تعجب خواهید کرد اگر بدانید که انسانهای به ظاهر مقدس،همیشه خواب میبینند که مرتکب گناه میشوند
این ذهن سرکوب شدهی آنان است که بالا میزند و در سطح رویا ظاهر میگردد
هر آنچه را منکر شدهای ،بخش ناخودآگاهت را تشکیل خواهد داد
انسان روشن ضمیر نه خودآگاه دارد،
نه ناخودآگاه،او فقط هشیار است.
مردمان به اصطلاح مقدس پیوسته در تلاش برای بهتر سازی خود هستند
این را ترک کن و از آن بپرهیز:
این را سرکوب کن و آن را تحمیل کن،
این خوب است و آن خوب نیست.....
تلاشی پیوسته و مداوم
و آنان در همین تلاش گمراه میگردند.
سعی کن نکته را دریابی:
اگر تواضع تو بر علیه غرور باشد،اگر برای انداختن غرور،مجبور به تلاش و کوشش باشی،آن وقت آنچه که انجام داده ای فقط سرکوبگری بوده
اینک تو از تواضع خودت مغرور هستی
حالا شروع میکنی به فخر فروشی که چقدر فروتن گشتهای.
فروتنی یک حضور است نه یک ویژگی شخصیتی..
#اشو
#کتاب_راز
یعنی:
تو مانع به روشنایی آمدن برخی از قسمتهای وجودت شوی.تو آنها را به زیرزمین وجودت پرتاب میکنی تا هرگز با آنها برخورد نکنی
مردم تمایلات جنسی خود را،خشم خود را ،خشونت خود را به زیرزمین پرت کرده اند و در آن را نیز قفل زدهاند
ولی اینگونه چیزها را نمیتوان زندانی کرد
آنها مانند اشباح هستند:
از دیوار میگذرند،راهی برای جلوگیری از آنان نیست،اگر در طول روز جلوی آن را بگیری،در شب خواهند آمد،آنها تو را در رویایت گیر میآورند.
تعجب خواهید کرد اگر بدانید که انسانهای به ظاهر مقدس،همیشه خواب میبینند که مرتکب گناه میشوند
این ذهن سرکوب شدهی آنان است که بالا میزند و در سطح رویا ظاهر میگردد
هر آنچه را منکر شدهای ،بخش ناخودآگاهت را تشکیل خواهد داد
انسان روشن ضمیر نه خودآگاه دارد،
نه ناخودآگاه،او فقط هشیار است.
مردمان به اصطلاح مقدس پیوسته در تلاش برای بهتر سازی خود هستند
این را ترک کن و از آن بپرهیز:
این را سرکوب کن و آن را تحمیل کن،
این خوب است و آن خوب نیست.....
تلاشی پیوسته و مداوم
و آنان در همین تلاش گمراه میگردند.
سعی کن نکته را دریابی:
اگر تواضع تو بر علیه غرور باشد،اگر برای انداختن غرور،مجبور به تلاش و کوشش باشی،آن وقت آنچه که انجام داده ای فقط سرکوبگری بوده
اینک تو از تواضع خودت مغرور هستی
حالا شروع میکنی به فخر فروشی که چقدر فروتن گشتهای.
فروتنی یک حضور است نه یک ویژگی شخصیتی..
#اشو
#کتاب_راز
❤5❤🔥1👍1
اگر دست از سرزنش خود برداری:
می بینی که چه انرژی عظیمی از درون تو آزاد می شود.
خود را عالی بدان ،
خود را موهبتی از طرف خدا تلقی کن، خود را دوست بدار ،
خود را دوست داشتنی ببین.
همه احترامات را نثار خود کن،
آن گاه در کمال شگفتی می بینی که:
هنگامی که انسانیت خود را می ستایی، برای انسانیت همه آدم ها ارزش قائلی، آنگاه زندگی را تقدیس می کنی و ظلم نمی کنی.
اگر خود را دوست بداری ،
از هیچ کس متنفر نخواهی بود.
#اشو
می بینی که چه انرژی عظیمی از درون تو آزاد می شود.
خود را عالی بدان ،
خود را موهبتی از طرف خدا تلقی کن، خود را دوست بدار ،
خود را دوست داشتنی ببین.
همه احترامات را نثار خود کن،
آن گاه در کمال شگفتی می بینی که:
هنگامی که انسانیت خود را می ستایی، برای انسانیت همه آدم ها ارزش قائلی، آنگاه زندگی را تقدیس می کنی و ظلم نمی کنی.
اگر خود را دوست بداری ،
از هیچ کس متنفر نخواهی بود.
#اشو
❤7👍1