به کجا چنین شتابان
1.62K subscribers
8.58K photos
3.95K videos
697 files
487 links
جمله خلقان سخره اندیشه اند
زان سبب خسته دل و غم پیشه اند
Download Telegram
هرچیزی که ظاهرمی‌شود
روزی ناپدید خواهدشد
درجهان فرم‌ها هیچ ثباتی وجود ندارد
اما آن آگاهیِ تغییرناپذیر
که در آن تمام فرم‌ها ظاهر می‌شوند
به‌هیچ‌عنوان تحلیل نمی‌رود
نابود و دگرگون نمی‌شود
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیستی تو ...👇
قطره ای از باده های آسمان❣️❣️
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان ❣️❣️
.
#همایون_شجریان #طبیعت_گیلان #غروب_زیبا
👍2🙏1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاموز که به تماشا بنشینی بی هیچ سخنی...🕊✨
🥰3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧚‍♀💫اگر ذهن شما شدیدا درگیر کسی هست و نمیتونید از فکرش بیرون بیاید ... دیدن این پست رو بهتون پیشنهاد می کنم.
👍3
✅ قوی ترین تکنیک برای بدست آوردن انگیزه برای رسیدن به اهداف  ، اهرم رنج و لذت است که بر این قانون ذهن استوار است که هرکاری را انسان انجام میدهد برای فرار  از یک رنج و رسیدن به یک لذتی است .

✅ هرکاری را انسان انجام میدهد برای فرار از یک رنج یا رسیدن به یک لذت است یا هردو باهم است.

✅ شما باید کاری بکنید که رسیدن به اهدافتان ، در ذهن تان مترادف شود با لذت بسیار زیاد و نرسیدن به اهداف مترادف شود با رنج بسیار عظیم!

✅ جای رنج و لذت در کارها در ۹۵ درصد از انسان ها عوض شده است که تنبلی و بی کاری مترادف با لذت است و حرکت کردن به سمت اهداف و پیشرفت و موفقیت مترادف با رنج است.


#استادعباسمنش
👍3🔥1
در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پَر میزند و بر رویِ یک خانم می نشیند.
آن خانم از روی ترس شروع به فریاد میکند. وحشت زده بلند میشود و سعی ‌میکند با پریدن و تکان دادنِ دست هایش، "سوسک" را از خود دور کند. واکنشِ او مُسری بوده و افرادِ دیگری هم که سَرِ همان میز بودند وحشت زده میشوند. بالاخره آن خانم موفق می شود، سوسک را از خود دور کند.
"سوسک" پَر میزند و رویِ خانمِ دیگری، نزدیکی او می نشیند.
این بار نوبتِ او و افرادِ نزدیکش میشود که همان حرکت ها را تکرار کنند !
"پیشخدمت" به سمت آنها می‌دَود تا
کمک کند. در اثرِ واکنش های خانمِ دوم، این بار "سوسک" پَر میزند و روی "پیشخدمت" می نشیند.
پیشخدمت محکم می ایستد و به رفتارِ سوسک بر رویِ لباسش نگاه میکند.

در زمانی مطمئن "سوسک" را با انگشتانش میگیرد و به خارجِ رستوران پرت میکند ...

در حالی‌که قهوه‌ام را مزه مزه میکردم ، شاهدِ این جریانات بودم وذهنم درگیرِ این موضوع شد.

آیا "سوسک" باعثِ این رفتارِ
"هیستریک" شده بود؟
اگر اینطور بود، چرا "پیشخدمت" دچارِ این رفتار نشد؟
چرا او تقریباً به شکلِ ایده آلی این
مسئله را حل کرد، بدونِ اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این "سوسک" نبود که باعثِ این
ناآرامی و ناراحتیِ خانم ها شده بود،
بلکه عَدَمِ توانایی افراد در برخورد
با "سوسک" موجبِ ناراحتیشان
شده بود.
من فهمیدم این فریادِ پدرم، همسرم یا مدیرم بر سَرِ من نیست که موجبِ ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانیِ من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند.

این ترافیکِ بزرگراه نیست که من
را ناراحت میکند، این ناتوانیِ من دربرخورد با این پدیده ‌است که موجبِ ناراحتیم میشود.

من فهمیدم در زندگی نباید "واکنش" نشان داد، بلکه باید "پاسخ" داد !

آن خانم‌ها به اتفاقِ رخ داده                                                                                    "                  "واکنش"
نشان دادند، در حالیکه "پیشخدمت"
                    "پاسخ"
داد ...

”واکنش" ها همیشه غریزی هستند
در حالی‌که "پاسخ" ها همراه با تفکرند!

«این مفهوم مهمی در فهمِ زندگیست...»

آدمی که خوشحال است، به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است؛

او به این خاطر خوشحال است که:
“دیدگاهش” و پاسخش
          نسبت به مسائل منطقی و
       درست است....!!
👏6👍2
اگر خشمت را روی دیگری خالی کنی و دیگری شخص هوشمندی باشد، اشکالی وجود نخواهد داشت
او به تو کمک می کند تا خالی شوی و آن را از طریق یک تخلیه، بیرون بریزی.

ولی اگر آن دیگری نیز مانند خودت جاهل باشد،اگر خشمت را بر سر او بریزی،
واکنش نشان خواهد داد.

او خشم بیشتری روی تو خواهد ریخت
او درست مانند خودت سرکوب شده است. آنگاه زنجیره ایی بوجود می آید،
او روی تو خالی می کند و تو روی او خالی میکنی و هر دو باهم دشمن می شوید.

خشمت را بر سر هیچکس خالی نکن
درست مانند این است که بخواهی استفراغ کنی
خشم نیز به یک استفراغ نیاز دارد
به دستشویی می روی و در آنجا قی میکنی.این کار تمام بدن را پاکسازی میکند.اگر استفراغ را سرکوب کنی خطرناک خواهد بود و وقتی که استفراغ کنی,حالت خوب می شود، سبکبار می شوی، احساس سلامتی و تازگی می کنی. غذایی که خورده بودی اشکالی داشت و بدن آن را رد کرده، آن را به بدن تحمیل نکن.
خشم فقط یک استفراغ ذهنی است
چیزی را که به درون فرستاده ای اشکالی داشته و تمام وجود روانی مایل است آن را به بیرون پرتاب کند
ولی نیازی نیست آن را روی دیگری تخلیه کنی
چون مردم آن را بر دیگران خالی می کنند.

#اشو
❤2
چه خوشت بیاد چه نیاد در این بدن تنها زاده شدی و اکر یادنگیری با تنها بودنت خشنود باشی، از زندگی که بتو هدیه شده هیچی یادنمی گیری و وابسته به باورهای این و اون میشی
❤8
گاهی خیلی دلتنگ کسی میشم که نباید باشم ولی انگار خارج از کنترل من هست این دلتنگی


عزیزم اون دلتنگی عمیق رو که میگی کنترلش دست تو نیست پاره ایی از وجود خودته که از یادش بردی و هر از گاهی دلتنگش میشی و اون کسی که این حس رو براش داری، داره این غم و اندوه دلتنگیِ خودتو برات مثل آینه انعکاس میده و تا تاریکی های درونتو نشکافی تا ببینیش، حس جدایی ت تشدید میشه. بگرد ببین چیه در وجودت که بهش بی اعتنا شدی. مطمئنا کودک مجروح و طرد شده درونته که بیصبرانه منتظرته تا بهش توجه کنی☺️
👍1👎1🥰1
#ناخنها_و_دندان_ها:
#منافذ_طبيعي_خروج_خشم:

قسمت اول

فقط با غذاخوردن، دندان هايت و دهانت خشم را تخليه مي كنند. تو غذا را چنان خرد مي كني كه گويي دشمن است
و به ياد بسپار:
حيوانات هرگاه خشمگين باشند،
چه مي كنند؟
فقط دو كار ممكن است، آنان اسلحه و بمب اتمي ندارند، چه مي توانند بكنند؟
آنان يا با ناخن هايشان و يا با
دندان هايشان با تو خواهند جنگيد.
اين ها اسلحه هاي طبيعي بدن هستند
ناخن ها و دندان ها

با ناخن كاري كردن بسيار دشوار است
زيرا مردم خواهند گفت:
"آيا حيوان شده اي؟" 

پس تنها چيزي كه باقي مي ماند كه توسط آن مي تواني
به آساني خشم يا خشونت خودت را بيان كني،
دهان است و از آن هم نمي تواني براي گازگرفتن ديگري استفاده كني!
تو با خشونت غذا مي خوري، گويي كه غذا دشمن است.
و به ياد داشته باش:
وقتي كه غذا دشمن باشد، واقعاً تو را تغذيه نمي كند،
فقط هرآنچه را كه در تو بيمار است تغذيه خواهد كرد.
مردمي كه خشم عميق سركوب شده دارند بيشتر غذا مي خورند،
آنان به جمع آوري چربي غيرلازم ادامه مي دهند.
و آيا مشاهده كرده ايد كه مردمان چاق تقريباً هميشه لبخند مي زنند؟! 
بي جهت، حتي وقتي هم كه علتي نباشد،
مردمان چاق بازهم به لبخند زدن ادامه مي دهند.
چرا؟
اين صورتشان است، نقابشان است:
آنان چنان از خشم و از خشونت خودشان مي ترسند كه مجبور هستند پيوسته چهره اي خندان از خود نشان بدهند
و آنگاه به خوردن بيشتر ادامه مي دهند.
بيشتر خوردن يعني خشونت، خشم.
و آنگاه اين در تمام جنبه هاي زندگي  تو حركت خواهد كرد:
عشقبازي مي كني، ولي اين بيشتر شبيه خشونت خواهد بود تا عشقبازي،
تهاجم زيادي در آن خواهد بود.
چون شما هرگز همديگر را در حال عشقبازي نديده ايد، نمي دانيد چه اتفاقي مي افتد و نمي توانيد بدانيد كه چه اتفاقي مي افتد،
زيرا تقريباً هميشه در تهاجم هستيد.
براي همين است كه انزال عميق در عشقبازي غيرممكن مي شود.
زيرا در عمق درون چنان مي ترسي كه اگر كنترل را برداري و تماماً وارد عشقبازي شوي، شايد معشوق يا همسرت را به قتل برساني،
يا زن شايد شوهر يا معشوقش را به قتل برساند.
تو از خشم خودت بسيار مي ترسي!
بارديگر كه معاشقه مي كني، تماشا كن:
همان اعمالي را انجام مي دهي كه وقتي حالت تهاجمي داري انجام مي دهي.
صورتت را ببين. آينه اي در كنار داشته باش تا ببيني چه اتفاقي در صورتت مي افتد!
تمام اختلال هايي كه در وقت خشم و تهاجم در صورت روي مي دهد در آنجا خواهي ديد.
در حال غذاخوردن خشمگين مي شوي:
كسي را در وقت غذا خوردن ببين.
كسي را در وقت عشقبازي ببين.
خشم چنان عميق فرو رفته كه حتي عشق،
فعاليتي كه تماماً مخالف با خشم است نيز مسموم گشته است.
غذا خوردن__ كه عملي مطلقاً خنثي است، حتي اين نيز مسموم شده است!
و آنوقت فقط در را باز مي كني و خشم وجود دارد، كتابي را روي ميز قرار مي دهي و خشم وجود دارد،
كفش هايت را در مي آوري و خشم وجود دارد.
و با كسي دست مي دهي و خشم وجود دارد.
زيرا اينك تو خود، خشم شخصيت يافته گشته اي!
توسط سركوب، ذهن شكاف برمي دارد.
آن بخشي كه مي پذيري خودآگاه مي شود
و آن بخشي كه انكار مي كني، ناخودآگاه مي شود.
اين تقسيم بندي طبيعي نيست،
به سبب سركوب رخ مي دهد.
و تو تمام آن زباله هايي را كه جامعه مردود مي داند. در آن بخش ناخودآگاه پرتاب مي كني.

ادامه👇👇👇

#اشو
😁2❤1
ادامه👇👇👇

#ناخنها_و_دندان_ها:
#منافذ_طبيعي_خروج_خشم:
قسمت دوم


ولي به ياد داشته باش:
هرآنچه را كه در آنجا پرتاب كني، بيشتر و بيشتر بخشي از وجودت مي شود:
وارد دست هايت مي شود، وارد استخوان هايت مي شود، وارد خونت مي شود، وارد ضربان قلبت مي شود.
اينك روان شناس ها مي گويند كه تقريباً هشتاد درصد بيماري ها توسط عواطف سركوب شده ايجاد مي شوند:
حمله ها و سكته هاي قلبي به سبب خشم فراوان است. كه در قلب سركوب شده، نفرت چنان زياد بوده كه قلب را مسموم ساخته است
چرا؟
چرا انسان زياد سركوب مي كند و ناسالم مي شود؟

زيرا جامعه به تو كنترل كردن را آموخته است، نه متحول كردن را
و راه متحول كردن خشم كاملاً متفاوت است.
درست نقطه ي مقابل آن است.

در كنترل كردن: تو سركوب مي كني
در متحول كردن: تو بيان مي كني

ولي نيازي نيست خشمت را بر سر ديگري خالي كني،
زيرا در اينجا، "آن شخص ديگر"  بي ربط است.

بار ديگر كه خشمگين شدي برو و
هفت بار دور خانه بدو و پس از آن
زير درختي بنشين و تماشا كن كه آن خشم كجا رفته است؟!
تو خشم را سركوب نكرده اي، آن را كنترل نكرده اي، آن را روي كسي تخليه نكرده اي ،
زيرا اگر آن خشم را بر سر كسي خالي كني،
زنجيره اي ايجاد خواهد شد،
زيرا آن ديگري هم به اندازه ي تو احمق است و همچون تو ناآگاه است!
اگر خشمت را روي ديگري خالي كني،
و ديگري شخص هوشمندي باشد، اشكالي وجود نخواهد داشت:
او به تو كمك مي كند تا خالي شوي و آن را از طريق يك تخليه بيرون بريزي.
ولي آن ديگري نيز مانند خودت جاهل است.
اگر خشمت را بر سر او بريزي،
واكنش نشان خواهد داد. او خشم بيشتري روي تو خواهد ريخت،
او درست مانند خودت سركوب شده است.
آنگاه زنجيره اي به وجود مي آيد:
او روي تو خالي مي كند و تو روي او خالي مي كني و هر دو با هم دشمن مي شويد.
خشمت را بر سر هيچكس خالي نكن.
درست مانند اين است كه بخواهي استفراغ  كني:
نمي روي روي كسي استفراغ كني.
خشم نيز به يك استفراغ نياز دارد.
به دستشويي مي روي و در آنجا قي مي كني.
اين كار تمام بدن را پاكسازي مي كند.
اگر استفراغ را سركوب كني، خطرناك خواهد بود.
و وقتي كه استفراغ كني، حالت خوب مي شود،
سبكبار مي شوي، احساس تازگي و سلامتي مي كني.
غذايي كه خورده بودي اشكالي داشت و بدن آن را رد كرد. آن را به بدن تحميل نكن.
خشم فقط يك استفراغ ذهني است.
چيزي را كه به درون فرستاده اي اشكالي داشته 
و تمام وجود رواني مايل است آن را به بيرون پرتاب كند،
ولي نيازي نيست آن را روي ديگري تخليه كني.
چون مردم آن را بر ديگران خالي مي كنند،
جامعه به تو مي گويد كه آن را كنترل كني.

#اشو
منتخبی از مجله اشو تایمز نسخه آسیایی سپتامبر 2000
😁3👏2
در زندگی علم مقدمه عمل است،
اما در سلوک عمل مقدمه علم است و علم در سلوک همان معرفت و شناخت است.
🔥2
وقتی روی ذات حقیقی خودت تمرکز می‌کنی، متوجه می‌شوی که هیچ کس و هیچ چیز دیگری جز تو وجود ندارد. تو تبدیل به همه چیز می شوی. وقتی در این حالت هستید، به نظر می‌رسد که در فضا حل می‌شوید و تمام جدایی‌ها ناپدید می‌شوند.
شما به طبیعتی لطیف و فراگیر، مانند فضا، دست می‌یابید و این همان رهایی است. شما دیگر محدود به نام یا شکل نیستید. وقتی تو مثل فضا باشی، چه فایده‌ای دارد که به هر جایی بروی؟ فضایی که اینجا وجود دارد، در همه جای دیگر هم وجود دارد.
❤2👍1
تشخیص درست از غلط، از ذهن بر نمیاید،
انچه ذهن را ارضا کند درست و انچه نکند غلط نامیده میشود،
حال انکه در هر ذهنی، درست و غلط تعریفی خاص دارد،
تشخیص درست و غلط هنگامی اغاز میشود که جداسازی از تضادها در انسان صورت گرفته باشد،
خود در تشخیص هیچ دخالتی نداشته باشد،
تا خود هست تشخیص بر اساس منیت صورت میکیرد،
حال من عرفانی باشد یا من نفسانی،
مهم نیست، هر دو انتخاب از من است،
تشخیص اگاهانه تنها از اگاهی برمیاید ولاغیر،
انکه به اگاهی اگاه گردیده باشعور کیهانی همسو گردیده و انتخاباتش از طریق نیروی عشق الاهی صورت میگیرد ،
وشخص وهویت فردی وجود ندارد،

انتخاب اگاهانه ، خلاقیت، نواوری، بهینه سازی ، جمعی نگری، عشق و شور به همراه دارد و سازنده و همگانی است،

انتخابی اگاهانه است که هم به نفع شما باشد ،هم به نفع طرف مقابل ، هم به نفع هستی ، درانتخاب اگاهانه من وجود ندارد،

علی زند
🔥2❤1👍1
❣سکوت خانه واقعی شماست...
فراتر از کلمات،
فراتر از افکار،
فراتر از تجلیات...
سکوت طبیعت واقعی شماست...

در تجربیات روزمره خود سعی کنید زیاد صحبت نکنید. به همه کلماتی که از بدو تولد به بعد گفته‌اید، اظهارات، نقل قول‌ها، کلمات همراه با عصبانیت، کلمات شادی و... فکر کنید!!  این همه کلمات برای شما چه کرده‌اند؟

#رابرت_آدامز
❤4🕊1
❣#آرامش چیست؟
حالتی که در آن انرژی تو به هیچ کجا نمی‌رود
نه به آینده و نه به گذشته فقط همین جا همراه توست. 🍃🍃
❤4🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧖🏻‍♀✨🤍

همه چیز به انسانی تعلق دارد که:
چیزی نمی‌خواهد.

با نداشتن،
او مالک همه چیز زندگی‌ست:
او با انصراف از همه،
ارباب همه می‌شود.

اما چرا؟

زیرا خدا به درون خالی او قدم می‌گذارد.🍃🍃
❤5
ممنون بودن را عادت خودت کن.
همیشه ممنون باش، هر اتفاقی هم که افتاد.

در هنگامه سختی، شکستن قلب، و رنج، به سپاسگزار و ممنون بودن ادامه بده.

تو اینگونه آن سم‌هایی که توسط آن حالت‌ها  در بدنت ایجاد می‌شوند را خنثی می‌کنی، آن زخم‌ها را درمان می‌کنی،
چون هیچ چیزی نمی‌تواند در مقابل پذیرفتنش مقاومت کند.

بنابراین ممنون باش، تا وقتی که حس کنی هرچه برای تو اتفاق می‌افتد در جهت خیر و خوبی تو است.

از حالا بگو ممنونم خدا، ممنونم خدا.

برای آنچه که داری سپاسگزار باش،
اما برای آنچه که نداری هم؛
برای آنچه که تو را خوشحال می‌کند،
و آنچه که تو را در رنج می‌کند.

اینگونه است که تو شعله زندگی را در خودت نگه می‌داری.

می‌بینم که می‌پرسی: «همه‌اش همین؟»
بله، همه‌اش همین.
اما این را تمرین کن و نتایج را خواهی دید.



#آمرام_میخاییل_آیوانهوف
#سپاسگزاری
👍3❤2
بی آنکه به زندگی بچسبی همین لحظه رو با تمامیت زندگیش کن. در جریان زندگی جاری باش مقاومت یا کنترلش نکن، بزار بشه☺️
🔥1
من با خشم مخالف نیستم
با انباشته کردن خشم مخالفم
من با سکس مخالف نیستم
با انباشته کردن امیال جنسی مخالفم

هر چیز که در لحظه ی حال باشد خوب است.
هرچیزی که از گذشته حمل شده باشد، بد است بیماری است ﻳﻌﻨﻲ:
تو به سرکوب کردن خشم ادامه  می دهی، خشم در درون تو جمع می شود.
آنوقت جرقه ای از توهین کافی است
که آتشی عظیم را در درونت روشن کند
.
این واکنش تو مطلقاً در تناسب با آن توهین نیست.
و بارها درک می کنی که موضوع خیلی بزرگی نبوده و خواهی گفت:
"ولی من چرا چنان خشمگین شدم؟"

ببین:
معمولاً، خشم بد نیست. معمولاً خشم بخشی از زندگی طبیعی است. می آید و می رود.
ولی اگر آن را سرکوب کنی، آنوقت یک مشکل خواهد شد!
آنوقت به انباشتن آن ادامه می دهی.
آنوقت مسئله ی آمدن و رفتن نیست؛
خشم، خود وجودت می شود.
آنوقت چنین نیست که گاهی خشمگین باشی،
خشمگین باقی می مانی،
در غضب باقی می مانی
و فقط منتظر می مانی
تا کسی آن را برانگیزاند.

خشم زیباست، سکس زیباست.
ولی چیزهای زیبا می توانند زشت شوند.
این به تو بستگی دارد:
اگر آن ها را سرزنش کنی
آنوقت زشت می شوند

اگر آن را دگرگون سازی
الهی خواهند شد
.

خشم دگرگون شده به مهر و محبت تبدیل می شود . زیرا این همان انرژی است.
 
همان انرژی که در سکس مصرف می شد،
اینک به عشق تبدیل شده است.
پس به یاد داشته باش:
اگر پدیده ای طبیعی را محکوم کنی، مسموم می شود، نابودت می کند، ویرانگر و کشنده می شود.
اگر آن را متحول کنی،
الهی می شود، نیروی خدایی می شود
.

#اشو
👍3❤1🥴1
پیام من برای شما چیست؟

پیام من این است:
عشق عظیم است،
آنقدر عظیم که نیازی نیست نگران نفرت باشی
بگذار نفرت نیز بخشی از آن باشد،
بگذار رشد کند به مزاق شما نمک می‌افزاید.

مهربانی وسیع است؛
کمی از آن آسمان می‌تواند به خشم داده شود ضرری ندارد.
ولی خشم باید بخشی از مهر باشد. خشم نباید جدا باشد، ‌باید قسمتی از مهر باشد.
نفرت باید بخشی از عشق باشد،
و مرگ باید بخشی از زندگی باشد؛
درد قسمتی از لذت باشد،
مصیبت بخشی از ضیافت، ‌از سعادت و برکت باشد ؛
تاریکی بخشی از نور باشد.
و آنگاه هیچ چیز خطا نیست
گناهی وجود ندارد.
گناه باید بخشی از فضیلت باشد.

#اشو
#برگردان: #محسن_خاتمی
❤3👎1