دقت کردی . . .
با هر کسی مثل خودش
برخورد میکنی
اعصابش بهم میریزه ،
این خودش نشون میده
هیچکس نمیتونه خودشو
تحمل کنه . . .🍂
با هر کسی مثل خودش
برخورد میکنی
اعصابش بهم میریزه ،
این خودش نشون میده
هیچکس نمیتونه خودشو
تحمل کنه . . .🍂
👏7👍3
تمامِ کودکی ام ، احساسِ "جودی ابوت" را داشتم! مدام حس می کردم جایی از جهان ، بابا لنگ درازِ عاشق و مهربانی دارم که یک روزی سر و کله اش پیدا خواهد شد ، از من مراقبت خواهد کرد و غم هایِ کودکانه ام را با یک عروسک و آغوشِ پدرانه ، خواهد شست.
مدام منتظر بودم تا با آمدنِ کسی ، دنیایم همانی شود که دلم می خواهد. کسی که مرا بفهمد و تفاوت هایِ عجیب و غریبِ مرا درک کند .
من نیمی از کودکی ام را با تصوراتِ شیرینِ سرزمین "نارنیا" و "عجایب" ، گذراندم. گاهی آلیس می شدم و به سرزمینِ عجایب می رفتم و دنیایِ کوچکِ رنگی و رویاییِ خودم را می ساختم و گاهی از کمدِ اتاقم به شهرِ ناشناخته ی نارنیا می رفتم ، میان برف ها دراز می کشیدم و با درخت ها ، گوَزن ها و عقاب ها ، حرف می زدم.
همیشه جهانِ خیالیِ خودم را داشتم ، جهانی که مرا از واقعیت ، دور می کرد و به جایی می برد که آرزویِ همیشگی ام بود.
جایی که خلاءِ آرامش و زیباییِ دنیایِ واقعی را برایم پر می کرد، جایی که همه چیز ، ایده آل و آرام و بی دغدغه بود.
در انتظارِ تغییر بودم ، همیشه فکر می کردم آخرش قرار است همه مان تصاویرِ کارتُنیِ رنگی و زیبایی شویم و شاد و بی غم و کودکانه ،کنارِ هم زندگی کنیم، جایی که نه خبری از مرگ باشد ، نه ظلم ، نه بدی و بی انصافی ...
طول کشید تا فهمیدم چنین رویایِ زیبایی ، ممکن نیست ، طول کشید تا فهمیدم دنیا همین است ، یک اجتماعِ نقیضین!
خوبی و بدی ، شادی و غم و تمام تناقضات را در دلش جا داده و چاره ای به جز کنار آمدن و سازگاری نیست.
طول کشید اما پذیرفتم نه سرزمینِ رویاییِ عجایب و نارنیا حقیقت دارد ، نه هیچ بابا لنگ درازی ، هیچ جایِ جهان ، برایِ موفقیت و خوشبختیِ من ، آستین بالا زده!
مدام منتظر بودم تا با آمدنِ کسی ، دنیایم همانی شود که دلم می خواهد. کسی که مرا بفهمد و تفاوت هایِ عجیب و غریبِ مرا درک کند .
من نیمی از کودکی ام را با تصوراتِ شیرینِ سرزمین "نارنیا" و "عجایب" ، گذراندم. گاهی آلیس می شدم و به سرزمینِ عجایب می رفتم و دنیایِ کوچکِ رنگی و رویاییِ خودم را می ساختم و گاهی از کمدِ اتاقم به شهرِ ناشناخته ی نارنیا می رفتم ، میان برف ها دراز می کشیدم و با درخت ها ، گوَزن ها و عقاب ها ، حرف می زدم.
همیشه جهانِ خیالیِ خودم را داشتم ، جهانی که مرا از واقعیت ، دور می کرد و به جایی می برد که آرزویِ همیشگی ام بود.
جایی که خلاءِ آرامش و زیباییِ دنیایِ واقعی را برایم پر می کرد، جایی که همه چیز ، ایده آل و آرام و بی دغدغه بود.
در انتظارِ تغییر بودم ، همیشه فکر می کردم آخرش قرار است همه مان تصاویرِ کارتُنیِ رنگی و زیبایی شویم و شاد و بی غم و کودکانه ،کنارِ هم زندگی کنیم، جایی که نه خبری از مرگ باشد ، نه ظلم ، نه بدی و بی انصافی ...
طول کشید تا فهمیدم چنین رویایِ زیبایی ، ممکن نیست ، طول کشید تا فهمیدم دنیا همین است ، یک اجتماعِ نقیضین!
خوبی و بدی ، شادی و غم و تمام تناقضات را در دلش جا داده و چاره ای به جز کنار آمدن و سازگاری نیست.
طول کشید اما پذیرفتم نه سرزمینِ رویاییِ عجایب و نارنیا حقیقت دارد ، نه هیچ بابا لنگ درازی ، هیچ جایِ جهان ، برایِ موفقیت و خوشبختیِ من ، آستین بالا زده!
👍10
رابطهی زن/مرد ناخودآگاهِ آنان را به سطح میآورد؛ آنها رنگ واقعی خودشان را پیدا میکنند. البته، در ابتدا نمیتواند چنین باشد زیرا در ابتدا شما نقابهایتان را حفظ میکنید.
وقتی فقط برای چند ساعت در کنار دریا و یا در شبی مهتابی دیدار میکنید، ظاهر خود را حفظ میکنید
زیرا هنوز مطمئن نیستید، دیگری هم هنوز یقین ندارد که آیا میتواند واقعیت خودش را به تو نشان بدهد یا نه. ولی وقتی ماه عسل تمام شد، همهچیز تمام است!
درواقع، هر ازدواجی با تمام شدن ماهعسل پایان میگیرد
آنوقت واقعیت شروع میشود.
آنوقت سراب ازدواج تمام شده
حالا هردو میتوانند تضمین کنند که دیگری نمیتواند به آسانی فرار کند! حالا نیازی نیست بترسی؛ حالا میتوانید رنگ واقعی خودتان را نشان بدهید.
و هردو شروع میکنید به منفجرشدن! افراد چنان به مدتهای طولانی سرکوبگر بودهاند که تمام سرکوبهای آنان شروع میکند به بالا آمدن، و باهمبودنشان زشت میگردد
تاوقتیکه چگونه تنهابودن را نشناسی، باهمبودن تو مشکلزا خواهد بود، تولید رنج و مصیبت میکند، زیرا این باهم بودن تمام آن چیزهایی را که در زمان تنهایی در خودت بصورت خفته داشتی، بیدار کرده و بالا میآورد
وقتی فقط برای چند ساعت در کنار دریا و یا در شبی مهتابی دیدار میکنید، ظاهر خود را حفظ میکنید
زیرا هنوز مطمئن نیستید، دیگری هم هنوز یقین ندارد که آیا میتواند واقعیت خودش را به تو نشان بدهد یا نه. ولی وقتی ماه عسل تمام شد، همهچیز تمام است!
درواقع، هر ازدواجی با تمام شدن ماهعسل پایان میگیرد
آنوقت واقعیت شروع میشود.
آنوقت سراب ازدواج تمام شده
حالا هردو میتوانند تضمین کنند که دیگری نمیتواند به آسانی فرار کند! حالا نیازی نیست بترسی؛ حالا میتوانید رنگ واقعی خودتان را نشان بدهید.
و هردو شروع میکنید به منفجرشدن! افراد چنان به مدتهای طولانی سرکوبگر بودهاند که تمام سرکوبهای آنان شروع میکند به بالا آمدن، و باهمبودنشان زشت میگردد
تاوقتیکه چگونه تنهابودن را نشناسی، باهمبودن تو مشکلزا خواهد بود، تولید رنج و مصیبت میکند، زیرا این باهم بودن تمام آن چیزهایی را که در زمان تنهایی در خودت بصورت خفته داشتی، بیدار کرده و بالا میآورد
👍6❤3
@sonati444telegram
یاهو مدد،الله مدد_استاد لطفی
🎶بداهه نوازی(یاهو مدد،الله مدد)
تار و صدای : استاد محمد رضا لطفی
تنبک : محمد قوی حلم
مخالف سه گاه و فرود
تار و صدای : استاد محمد رضا لطفی
تنبک : محمد قوی حلم
مخالف سه گاه و فرود
❤5🔥1
انسانها به خاطر کمبودهایش در رنج وعذاب است واین کمبودها بخاطر فقدان عشق است بخاطر همین همه به عوامل بیرونی میپردازند با مخدرات با الکل با قهوه با قلیان وسیگار با رابطه ها با کلوپ بازیها با رفیق بازیها با سکس با دانش اندوزی با ثروت اندوزی هرکاری میکنند تاخلاهاپرشود با گریه وزاری با عزاداری با پرستیدن مردگان با فال دعا نویسی ازهرطریقی میخواهند به خواسته هایشان برسند غافل ازاینکه ازخودشان دور هستند ودایما میخواهند این دوری خود را با عوامل بیرونی پر کنند ولی متاسفانه این خلا بیشتر میشود وانسان در پریشانی اشفتگی وافسردگی پیش میرود هرچه تلاش میکنند ارامش نصیبشان نمیشود بلکه عذاب جهنم را سیر میکنند انسانی که ازخودش فرار میکند نمیتواند به یکپارچگی برسد تا طعم ارامش را باخودش درتنهایی تجربه کند همه ازتنهایی خودشان فرار میکنند ودایما کمبودهای زیاد ی برای خودشان فراهم میکنند انسان بخاطر کمبودهایش حالش بداست دایما تلاش میکند که دیده شود موردتوجه قرار گیرد تایید شود هرکاری میکند جزروبرو شدن با حقیقت خودش انسان ازحقیقت گریزان هستند چون درنفس هستند نفس تحمل حقیقت را ندارد نفس تاریکیست تا درتاریکی ها نروید نور نمایان نمیشود حقیقت نمایان نمیشود بخاطر همین همه درباورها واعتقادات گرفتارند ونمیتوانند ازمحدودیت وترسها عبور کنند تا اگاهی را تجربه کنند همه درکلمات والفاظ سردرگم هستند چون نمیخواهند انچه ازکودکی جمع اوری کرده اند یا بهشون تحمیل شده است را تخلیه کنند همه محتویات دروغ است وبکارشان نمیاید بلکه درشرطی شدگی ها عادات دور محور خودشان میچرخند وهیچوقت حقیقت را تجربه نخواهند کرد انسان اگر فرای ترسهایش نرود وچارچوبهای ذهنش را درهم نشکند به فردیت نخواهد رسید ودرنقابها نقش ها ورول ها باقی میماند 🦋
❤7👍2
فعالیت همیشه یک گذشته و یک آینده دارد،حال آنکه عمل مستقل از گذشته و آینده است. عمل همیشه حرکتی است در حال،و بنابراین حرکتی است لحظهای، بیواسطه و مستقیم. تغییر و اصلاح، فعالیت است نه عمل؛
حضور در هستی
کریشنا مورتی
حضور در هستی
کریشنا مورتی
❤7
اکثریتِ مردم بجای اینکه مراقب اعمال و رفتار و گفتار خودشان باشند مثل پلیسی شده اند که فقط اعمال و رفتار و گفتار دیگران را نظارت میکنند!
کسانیکه متمرکز به خطاهای دیگرانند و حس کنترل کردن آنان را دارند، بیشتر و بیشتر از زندگیِ خودشان غافل میمانند!
کسانیکه متمرکز به خطاهای دیگرانند و حس کنترل کردن آنان را دارند، بیشتر و بیشتر از زندگیِ خودشان غافل میمانند!
❤9👍1
آموزش واقعی یعنی درک اهمیت زندگی نه آماده شدن برای امتحانات. نوعی دزدی نیز در سطح بالا وجود دارد و آن دزدیدن عقاید و دانش دیگران است. وقتی ما در طلب «بیش تر» به هر نوعی هستیم مطمئناً دزدی می کنیم.
چرا ما همیشه سؤال می کنیم، می طلبیم، می خواهیم و می دزدیم؟ چرا در درون خود چیزی نداریم. در درون و روان خود مانند یک طبل توخالی هستیم. چون احساس خلاء می کنیم سعی داریم خود را پر کنیم نه تنها با دزدیدن چیز ها بلکه با تقلید از دیگران. تقلید کردن نوعی دزدیدن است. شما هیچ نیستید و او کسی است پس سعی می کنید با تقلید کردن از او قسمتی از جلال و شکوه او را به دست آورید. این فساد درست از میان زندگی انسان می گذرد و تعداد کمی از انسان ها از آن رها هستند. پس مهم است که دریابیم آیا می توانیم خلاء درونی را پر کنیم. تا زمانی که ذهن در تلاش پر کردن خود باشد همیشه خالی باقی خواهد ماند. وقتی ذهن دیگر نگران پر کردن خلاء خود نباشد آن خلاء از میان می رود.
کریشنامورتی
فرهنگ آموختن و عشق ورزیدن
چرا ما همیشه سؤال می کنیم، می طلبیم، می خواهیم و می دزدیم؟ چرا در درون خود چیزی نداریم. در درون و روان خود مانند یک طبل توخالی هستیم. چون احساس خلاء می کنیم سعی داریم خود را پر کنیم نه تنها با دزدیدن چیز ها بلکه با تقلید از دیگران. تقلید کردن نوعی دزدیدن است. شما هیچ نیستید و او کسی است پس سعی می کنید با تقلید کردن از او قسمتی از جلال و شکوه او را به دست آورید. این فساد درست از میان زندگی انسان می گذرد و تعداد کمی از انسان ها از آن رها هستند. پس مهم است که دریابیم آیا می توانیم خلاء درونی را پر کنیم. تا زمانی که ذهن در تلاش پر کردن خود باشد همیشه خالی باقی خواهد ماند. وقتی ذهن دیگر نگران پر کردن خلاء خود نباشد آن خلاء از میان می رود.
کریشنامورتی
فرهنگ آموختن و عشق ورزیدن
❤6
صلح و آرامش
برای یافتن آرامش تلاش نکنید، آشفتگی را بپذیرید - در آرامش خواهید بود. آن وقت هیچ کس در دنیا نمیتواند مزاحم شما شود. اگر من آماده مزاحم باشم، چه کسی میتواند مزاحم من شود، اگر من آماده توهین باشم، پس چه کسی میتواند به من توهین کند؟
چون من برای ناآرامی آماده نیستم، بنابرین هر کسی میتواند مزاحم شود.
اگر فرآیند ذهن را به درستی درک کنیم، با درک فرآیند ذهن، زندگی تغییر میکند. روند کار به این صورت است که ذهن همیشه چیزها را به دو بخش تقسیم میکند - احترام و بی احترامی، شادی و غم، صلح و جنگ... و میگوید یکی از این دو را نمیخواهد، جالب نیست و فقط یکی مورد نیاز است جالب است - این فقط یک بازی ذهنی است.
دو راه برای فرار از این ذهن وجود دارد - یا با هر دو موافقت کنید - ذهن خواهد مرد. یا هر دو را رها کنید باز هم ذهن میمیرد. آنچه را که برای شما مناسب است انجام دهید - در غیر این صورت هیچ راهی برای آرامش شما وجود ندارد.
تا زمانی که بخواهید آرام باشید، نمیتوانید آرام باشید. تا زمانی که میخواهی شاد باشی، غم و اندوه سرنوشت تو خواهد بود و تا زمانی که دیوانه رستگاری هستی، جهان مدار تو خواهد بود. برای هر دو آماده باش - تقاضا را به حال خود رها کن - هر اتفاقی بیفتد بگو من آماده هستم.
سعی کنید کمی از آن استفاده کنید - 24 ساعت، نه بیشتر. شما از بدو تولد تا به امروز از دعوا استفاده کردید، 24 ساعت تصمیم بگیرید که از ساعت 6 صبح امروز تا 6 صبح فردا هر اتفاقی بیفتد، قبول کنید. هر جا مخالفت باشد، به خودت بگو، درگیری ایجاد نمیکنم.
امتحان کنید، 24 ساعت دیگر نسیم جدیدی وارد زندگی شما خواهد شد. انگار ناگهان پنجرهای باز میشود و هوای تازه وارد زندگیات خواهد شد. آن وقت این 24 ساعت هرگز تمام نمیشود. یک بار آن را تجربه کنید، سپس به عمق آن خواهید رفت.
هیچ روشی برای آرام بودن وجود ندارد، آرام بودن چشم انداز زندگی است. هیچ روشی وجود ندارد. نا آرامی را بپذیر، غم و اندوه را بپذیر، مرگ را بپذیر، پس هرگز مرگ نخواهی داشت.
هر چیزی را بپذیریم، از آن فراتر میرویم
اشو
برای یافتن آرامش تلاش نکنید، آشفتگی را بپذیرید - در آرامش خواهید بود. آن وقت هیچ کس در دنیا نمیتواند مزاحم شما شود. اگر من آماده مزاحم باشم، چه کسی میتواند مزاحم من شود، اگر من آماده توهین باشم، پس چه کسی میتواند به من توهین کند؟
چون من برای ناآرامی آماده نیستم، بنابرین هر کسی میتواند مزاحم شود.
اگر فرآیند ذهن را به درستی درک کنیم، با درک فرآیند ذهن، زندگی تغییر میکند. روند کار به این صورت است که ذهن همیشه چیزها را به دو بخش تقسیم میکند - احترام و بی احترامی، شادی و غم، صلح و جنگ... و میگوید یکی از این دو را نمیخواهد، جالب نیست و فقط یکی مورد نیاز است جالب است - این فقط یک بازی ذهنی است.
دو راه برای فرار از این ذهن وجود دارد - یا با هر دو موافقت کنید - ذهن خواهد مرد. یا هر دو را رها کنید باز هم ذهن میمیرد. آنچه را که برای شما مناسب است انجام دهید - در غیر این صورت هیچ راهی برای آرامش شما وجود ندارد.
تا زمانی که بخواهید آرام باشید، نمیتوانید آرام باشید. تا زمانی که میخواهی شاد باشی، غم و اندوه سرنوشت تو خواهد بود و تا زمانی که دیوانه رستگاری هستی، جهان مدار تو خواهد بود. برای هر دو آماده باش - تقاضا را به حال خود رها کن - هر اتفاقی بیفتد بگو من آماده هستم.
سعی کنید کمی از آن استفاده کنید - 24 ساعت، نه بیشتر. شما از بدو تولد تا به امروز از دعوا استفاده کردید، 24 ساعت تصمیم بگیرید که از ساعت 6 صبح امروز تا 6 صبح فردا هر اتفاقی بیفتد، قبول کنید. هر جا مخالفت باشد، به خودت بگو، درگیری ایجاد نمیکنم.
امتحان کنید، 24 ساعت دیگر نسیم جدیدی وارد زندگی شما خواهد شد. انگار ناگهان پنجرهای باز میشود و هوای تازه وارد زندگیات خواهد شد. آن وقت این 24 ساعت هرگز تمام نمیشود. یک بار آن را تجربه کنید، سپس به عمق آن خواهید رفت.
هیچ روشی برای آرام بودن وجود ندارد، آرام بودن چشم انداز زندگی است. هیچ روشی وجود ندارد. نا آرامی را بپذیر، غم و اندوه را بپذیر، مرگ را بپذیر، پس هرگز مرگ نخواهی داشت.
هر چیزی را بپذیریم، از آن فراتر میرویم
اشو
❤7👏2
ابلهی
شما همه بسیار زیرک هستید. این است آنچه مشکل شماست.
جیدو کریشنامورتی
ابلهی
شما همه بسیار زیرک هستید. این است آنچه مشکل شماست.
جیدو کریشنامورتی
👀2❤1👍1
دهانت را باز کن،
فقط به شرطی که انچه قرار است بگویی زیباتر از سکوت باشد. 🎯
فقط به شرطی که انچه قرار است بگویی زیباتر از سکوت باشد. 🎯
❤8
مراقبه من بسیار آسان است
هیچ تمرینی احتیاج ندارد
من فقط میرقصم و می خوانم
و
همه اینها را در سکوت مشاهده میکنم
فقط و فقط همین...
#اشو
هیچ تمرینی احتیاج ندارد
من فقط میرقصم و می خوانم
و
همه اینها را در سکوت مشاهده میکنم
فقط و فقط همین...
#اشو
👍5❤1👎1
وقتی از خیالات خودت بیرون آمدی
از خیالات شخصی
متوجه میشوی این جهان یک خیال است
اما در این خیالِ خلاق خودی وجود ندارد
همه چیز خودبخودیست
اسم این خیال زندگی ست
خیالِ خلاق خداوند
در واقع اینجا کسی وجود ندارد
این همان نیروی ناشناختنیِ زندگی ست که خودش را در همه ی پدیده های خیالی تکثیر کرده
با این ادراک " خیالی آشفته "
به " خیالی آسوده " تغییر ماهیت میدهد
از خیالات شخصی
متوجه میشوی این جهان یک خیال است
اما در این خیالِ خلاق خودی وجود ندارد
همه چیز خودبخودیست
اسم این خیال زندگی ست
خیالِ خلاق خداوند
در واقع اینجا کسی وجود ندارد
این همان نیروی ناشناختنیِ زندگی ست که خودش را در همه ی پدیده های خیالی تکثیر کرده
با این ادراک " خیالی آشفته "
به " خیالی آسوده " تغییر ماهیت میدهد
👍2
ذهن مدام به شناختهها میچسبد. ناشناخته برای ذهن خطرناک تلقی میشود زیرا ذهن تسلطی بر ناشناخته ندارد. به همین دلیل است که ذهن از لحظهی حال اجتناب میکند. آگاهی لحظهی حال نه تنها در جریان ذهن شکاف میافکند بلکه زنجیرهی گذشته - آینده را نیز پاره میکند
❤3
سعی نکنید انسانهایی معنوی باشید
معنویات و مقدسات را کناربگذارید و طبیعی و معمولی باشید و طبیعی و معمولی زندگی کنيد.
هرچه طبیعی تر زندگی کنيد با هشیاری طبیعت ارتباط گرفته و یکی میشوید.
ما انسانها نسل به نسل از طبیعت دور و غیره طبیعی شدیم به همین خاطر غیره طبیعی زندگی میکنیم و چون همه اینجوری غیره طبیعی زندگی میکنن، واسه همین دنیایمان پر از دروغ و خشم و خشونت و عصبانیت شده. تأثیراتِ منفی و مسمومِ اینگونه شیوه غلط و ناسالم و زهرآگینِ زندگی برامون خوب نیست و حتی اگر قدیسان و پیشوایانِ روحانی و آموزگارانِ دنیای ماهم به این شیوه غلط زندگی کنند، این ماییم که باید از آنها کناره بگیریم و شیوه سالمِ زندگی خودمان را زندگی کنیم.
معنویات و مقدسات را کناربگذارید و طبیعی و معمولی باشید و طبیعی و معمولی زندگی کنيد.
هرچه طبیعی تر زندگی کنيد با هشیاری طبیعت ارتباط گرفته و یکی میشوید.
ما انسانها نسل به نسل از طبیعت دور و غیره طبیعی شدیم به همین خاطر غیره طبیعی زندگی میکنیم و چون همه اینجوری غیره طبیعی زندگی میکنن، واسه همین دنیایمان پر از دروغ و خشم و خشونت و عصبانیت شده. تأثیراتِ منفی و مسمومِ اینگونه شیوه غلط و ناسالم و زهرآگینِ زندگی برامون خوب نیست و حتی اگر قدیسان و پیشوایانِ روحانی و آموزگارانِ دنیای ماهم به این شیوه غلط زندگی کنند، این ماییم که باید از آنها کناره بگیریم و شیوه سالمِ زندگی خودمان را زندگی کنیم.
🕊2
انسانِ هشیار، کسیست که واقعیتِ هر چیزی را در زندگیش، همانطور که هست ببیند و بپذیرد، نه آنطور که ذهنش میخواهد که باید طور دیگری باشد!
👍3❤2
وقتی به فردی که دلتنگِ و نیاز به یک قلبی گشوده و آغوشی آروم و دلسوز داره، سخنرانی ارائه نده!
وقتی کسی را در آغوش میگیری،
یا مادر، یا همسر، یا دوستت و... را در آغوش میگیری، حرف نزن ساکت باش تا حضور کار کنه.
با حرف زدنهای ناآگاهانه هیچ کاری درست نمیشه !
وقتی کسی را در آغوش میگیری،
یا مادر، یا همسر، یا دوستت و... را در آغوش میگیری، حرف نزن ساکت باش تا حضور کار کنه.
با حرف زدنهای ناآگاهانه هیچ کاری درست نمیشه !
👍3❤2