True Love
Armik -@SoundSilence
🦋
جهان یک دانشگاه است برای پرورش روح...
هر آنچه را که با آن مواجه شده بودی،
هر آنچه را که با آن مواجه می شوی؛
مطلقا برای رشد معنوی تو ضروری است.
اگر آن به نظر تو موجه نمی رسد،
درک کن که ذهن تو واکنش نشان می دهد.
این نفس توست که واکنش نشان می دهد.
و راه برخورد با آن، فقط نگریستن است ...
اگر بتوانی بدون آنکه دچار هیجان زدگی بشوی مشاهده کنی،
آنگاه آن آزمایش را قبول شده ای و
نباید آن را دوباره تکرار کنی.
اما اگر دچار عصبانیت بشوی، دچار برآشفتگی می شوی ...
حتی اگر که از آن شرایط دور شوی،
آن شرایط را دوباره، و دوباره، و دوباره دیدار خواهی کرد ...
تا زمانی که یاد بگیری به آن واکنش نشان ندهی.
✍️ #رابرت_آدامز
جهان یک دانشگاه است برای پرورش روح...
هر آنچه را که با آن مواجه شده بودی،
هر آنچه را که با آن مواجه می شوی؛
مطلقا برای رشد معنوی تو ضروری است.
اگر آن به نظر تو موجه نمی رسد،
درک کن که ذهن تو واکنش نشان می دهد.
این نفس توست که واکنش نشان می دهد.
و راه برخورد با آن، فقط نگریستن است ...
اگر بتوانی بدون آنکه دچار هیجان زدگی بشوی مشاهده کنی،
آنگاه آن آزمایش را قبول شده ای و
نباید آن را دوباره تکرار کنی.
اما اگر دچار عصبانیت بشوی، دچار برآشفتگی می شوی ...
حتی اگر که از آن شرایط دور شوی،
آن شرایط را دوباره، و دوباره، و دوباره دیدار خواهی کرد ...
تا زمانی که یاد بگیری به آن واکنش نشان ندهی.
✍️ #رابرت_آدامز
❤4
آیا باید ازدواج کرد؟
این سوال را یک نفر از کریشنامورتی پرسیده است!!!
آیا ما آن قدر با خودمان بیگانه شده ایم که باید از یک نفر دیگر درباره نیاز های مان سوال کنیم؟! کریشنامورتی چه جوابی باید به این سوال بدهد؟!
من گرسنه هستم، خوابم میاید، خسته ام و ... آیا باید از یک نفر دیگر بپرسم غذا بخورم یا نه؟! بخوابم یا نه؟! و ...
بیگانگی انسان با خودش حیرت انگیز هست!!
تصور نکنیم ما این گونه نیستیم. همه ما با خودمان بیگانه هستیم؛ بیگانهِ بیگانه.
وقتی میریم پیش روانشناس میگیم مثلا من افسرده ام، اعتماد به نفس ندارم، مضطربم، بدبین و بد دلم و ... حالا شما به من بگو من چه مرگم هست؟! چه کار باید بکنم؟! و ...
آیا این هم عینا مصداق من گرسنه هستم و به من بگو غذا بخورم یا نه، نیست؟ مشکل و مساله در ذهن من هست و اصلا خودم مشکل و مساله را ایجاد می کنم به یکی دیگر می گویم ببین من چه مشکلی دارم؟! ملانصرالدین به خودش سوزن میزد دردش می گرفت می رفت پیش کدخدا می گفت چکار کنم که دردم نیاد!! آیا پیش روانشناس رفتن یک کار ملانصرالدینی نیست؟
آیا سوال کردن از مولوی و کریشنامورتی و مصفا درباره مساله مان یک کار ملا نصرالدینی نیست؟ مساله در درون من هست. کافی است نگاه کنم ببینم چه مرگم هست. آیا نگاه کردن کار سختی است؟! چرا خودم نگاه نمی کنم و از مولوی و مصفا سوال می پرسم؟!
آیا موجودی در کره زمین سراغ دارید تا این اندازه با خودش بیگانه باشد؟!
این سوال را یک نفر از کریشنامورتی پرسیده است!!!
آیا ما آن قدر با خودمان بیگانه شده ایم که باید از یک نفر دیگر درباره نیاز های مان سوال کنیم؟! کریشنامورتی چه جوابی باید به این سوال بدهد؟!
من گرسنه هستم، خوابم میاید، خسته ام و ... آیا باید از یک نفر دیگر بپرسم غذا بخورم یا نه؟! بخوابم یا نه؟! و ...
بیگانگی انسان با خودش حیرت انگیز هست!!
تصور نکنیم ما این گونه نیستیم. همه ما با خودمان بیگانه هستیم؛ بیگانهِ بیگانه.
وقتی میریم پیش روانشناس میگیم مثلا من افسرده ام، اعتماد به نفس ندارم، مضطربم، بدبین و بد دلم و ... حالا شما به من بگو من چه مرگم هست؟! چه کار باید بکنم؟! و ...
آیا این هم عینا مصداق من گرسنه هستم و به من بگو غذا بخورم یا نه، نیست؟ مشکل و مساله در ذهن من هست و اصلا خودم مشکل و مساله را ایجاد می کنم به یکی دیگر می گویم ببین من چه مشکلی دارم؟! ملانصرالدین به خودش سوزن میزد دردش می گرفت می رفت پیش کدخدا می گفت چکار کنم که دردم نیاد!! آیا پیش روانشناس رفتن یک کار ملانصرالدینی نیست؟
آیا سوال کردن از مولوی و کریشنامورتی و مصفا درباره مساله مان یک کار ملا نصرالدینی نیست؟ مساله در درون من هست. کافی است نگاه کنم ببینم چه مرگم هست. آیا نگاه کردن کار سختی است؟! چرا خودم نگاه نمی کنم و از مولوی و مصفا سوال می پرسم؟!
آیا موجودی در کره زمین سراغ دارید تا این اندازه با خودش بیگانه باشد؟!
👍8❤4😢2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا نباید تا بیدار میشیم گوشی رو چک کنیم؟
از زبان یک نوروساسنتیست
از زبان یک نوروساسنتیست
❤3
بگذار هرچه قرار است بشود
بشود
دست از تلاش برای تغییر دادنش بردار
آزادی این است
موجی
بشود
دست از تلاش برای تغییر دادنش بردار
آزادی این است
موجی
👍6❤3
وقتی نمیبینیم که چگونه رنجِ خود را ایجاد میکنیم،
تصور میکنیم دیگران آن را ایجاد میکنند.
در نتیجه ، به جای توجه به نگرشی درونی که رنج ما را می سازد، به دیگران توجه میکنیم.💜
منطقی ترین برخورد با احساساتمان پذیرفتن آن هاست ؛
فرار و انکار از هرحسی ؛
آن را قدرتمند تر و مخرب تر می کند.💜
#پاکسازی
بیرون تو آینه ای از درون توست
آنچه را که در بیرونت مشاهده میکنی!
همانیست که در درونت انتخاب و به
آن توجه میکنی
خواه ،آگاهانه
خواه ، نا آگاهانه
جهان هیچ اختیاری از خود ندارد
آینه ایست که فقط تو را به تو نشان میدهد
و آن چیزهایی که در حال تجربه کردنشان هستی ، در بیرونت
، چه خوشایند
، چه ناخوشایند
درونیات خودت است...
عالم #آیينه است:
نقش خود را در او #میبینی.
همهٔ اخلاق #بد
- از ظلم و کینه و حسد و حرص و بیرحمی و کبر -
چون در توست #نمیرنجی،
چون آن را در #دیگری میبینی، میرنجی. پس بدان که از خود #میرنجی
#فیه_ما_فیه
تصور میکنیم دیگران آن را ایجاد میکنند.
در نتیجه ، به جای توجه به نگرشی درونی که رنج ما را می سازد، به دیگران توجه میکنیم.💜
منطقی ترین برخورد با احساساتمان پذیرفتن آن هاست ؛
فرار و انکار از هرحسی ؛
آن را قدرتمند تر و مخرب تر می کند.💜
#پاکسازی
بیرون تو آینه ای از درون توست
آنچه را که در بیرونت مشاهده میکنی!
همانیست که در درونت انتخاب و به
آن توجه میکنی
خواه ،آگاهانه
خواه ، نا آگاهانه
جهان هیچ اختیاری از خود ندارد
آینه ایست که فقط تو را به تو نشان میدهد
و آن چیزهایی که در حال تجربه کردنشان هستی ، در بیرونت
، چه خوشایند
، چه ناخوشایند
درونیات خودت است...
عالم #آیينه است:
نقش خود را در او #میبینی.
همهٔ اخلاق #بد
- از ظلم و کینه و حسد و حرص و بیرحمی و کبر -
چون در توست #نمیرنجی،
چون آن را در #دیگری میبینی، میرنجی. پس بدان که از خود #میرنجی
#فیه_ما_فیه
❤3👏2
شبی مسافری در میهمان خانه ای اقامت داشت، وقتی که وارد شد، چند مسافر دیگر آنجا را ترک می کردند
صبح روز بعد وقتی که آماده رفتن میشد، دید که مسافران جدید وارد میشوند
میهمانان می آمدند و میرفـتند، ولی"میزبان" همیشه آنجا بود.
سالکی این را دید و پرسید که:
آیا همین پدیده برای تمام انسانها روی نمیدهد؟
من نیز همین را میپرسم و میگویم که در زندگی هیچ چیز به عظمت بازشناسی میهمان و میزبان نیست، انسان مانند یک مهمانخانه هستند.
میهمانان، افکار، احساسات، خواسته ها، باورها و.... هستند
از آنجا دیدار میکنند و بعد مدتی میروند و جایشان را به افکار و ذهنیت هایی جدید میدهند، ولی چیزی جدای میهمانان نیز وجود دارد، "میزبان" نیز وجود دارد
ولی این میزبان کیست؟
چگونه این میزبان را بشناسیم؟
بودا گفته است، "بایست"(توقف ذهن) و خود همین توقف شناخت آن میزبان است، جملهٔ کامل بودا چنین است:
"این ذهن دیوانه متوقف نمیشود، اگر بتواند بایستد این خودش اشراق است خودش نیرواناست"
وقتی که ذهن بایستد، وقتی که ساکت شود، میزبان خودش را هویدا می سازد.
#میزبان، آگاهی خالص، جاودانه و بیدار است، هرگز زاده نشده است هرگز نمی میرد. نه در بنـد است و نه رهاست، فقط هست...
این آگاهی ساکت و بیدار همان میزبان است که شناختش انسان را به سرور و آرامشی والا میرساند
#اشو
رها شدن از گذشته
BREAKING FREE FROM THE PAST
صبح روز بعد وقتی که آماده رفتن میشد، دید که مسافران جدید وارد میشوند
میهمانان می آمدند و میرفـتند، ولی"میزبان" همیشه آنجا بود.
سالکی این را دید و پرسید که:
آیا همین پدیده برای تمام انسانها روی نمیدهد؟
من نیز همین را میپرسم و میگویم که در زندگی هیچ چیز به عظمت بازشناسی میهمان و میزبان نیست، انسان مانند یک مهمانخانه هستند.
میهمانان، افکار، احساسات، خواسته ها، باورها و.... هستند
از آنجا دیدار میکنند و بعد مدتی میروند و جایشان را به افکار و ذهنیت هایی جدید میدهند، ولی چیزی جدای میهمانان نیز وجود دارد، "میزبان" نیز وجود دارد
ولی این میزبان کیست؟
چگونه این میزبان را بشناسیم؟
بودا گفته است، "بایست"(توقف ذهن) و خود همین توقف شناخت آن میزبان است، جملهٔ کامل بودا چنین است:
"این ذهن دیوانه متوقف نمیشود، اگر بتواند بایستد این خودش اشراق است خودش نیرواناست"
وقتی که ذهن بایستد، وقتی که ساکت شود، میزبان خودش را هویدا می سازد.
#میزبان، آگاهی خالص، جاودانه و بیدار است، هرگز زاده نشده است هرگز نمی میرد. نه در بنـد است و نه رهاست، فقط هست...
این آگاهی ساکت و بیدار همان میزبان است که شناختش انسان را به سرور و آرامشی والا میرساند
#اشو
رها شدن از گذشته
BREAKING FREE FROM THE PAST
❤🔥4❤3👍1
جهان ناتمام و ناقص به نظر می رسد
زیرا قضاوتی داریم
آنگاه که قضاوت کننده برود
همه چیز کامل خواهد بود
هنگام بیداری
جهان تغییری نکرده
بلکه نگاه ما دگرگون شده است
زیرا قضاوتی داریم
آنگاه که قضاوت کننده برود
همه چیز کامل خواهد بود
هنگام بیداری
جهان تغییری نکرده
بلکه نگاه ما دگرگون شده است
❤3🔥1
خودبرتر 11:
تمام زندگی دانش ها داده ها واطلاعات مانع وصل شدن خویش است این خویش بیدار نشود شما تمام عمر نعره زنان دنبال خودتان میگردید دنبال ثروت دانش قدرت ولی پر نمیشوید بلکه خالی تر میشوید نیازمند تر میشوید 🦋
بر کنار شو ز هر نقشی که آن آید پدید
تا از نقش و رول ها بیرون نزنیم تا از کهنه نقاب ها بیرون نزنیم تا از ادا وتظاهر بیرون نزنیم تا ازماسک ها بیرون نزنیم نمیتوانیم به خویش وصل شویم رسالت انسان دراین دنیا همین است که خویش را بیدار کند تا ازرخت ولباسها وچهره تقلبی بیرون نزنید وخودتان انچه هستید نپذیرید نمیتوانید به ورای ناشناخته ها درون بروید خویش همیشه منتظر شماست ولی باید لخت وعریان شوید بدون نقاب وگرنه شمارا دعوت نخواهد کرد به درون باید اجرا کنید ولی باورها انسان اجازه نمیدهد که انسان به ورای ناشناخته ها برود وهمیشه با محدودیت که دارد درشرطی شدگی درهویت های جعلی ش پنهان میماند وهیچوقت نمیتواند با هستی متصل شود فقط درکلمات والفاظ ودانش اندوزی سخنور میماند ومیپندارد زندگی فقط نیازهاست خواسته هاست اگرتمام عالم هم بدست بیاورید باز احساس کمبود میکنید قدری به شناخت درونتان عمیق شوید وازانچه پرشده است تخلیه ش کنید تا به گنج درونتان پی ببرید 🦋
انسان همیشه حرف میزند ولی تجربه ای از گفته هایش ندارد درک وشناختی ازگفته ها ندارد هشیار باش مقلد نباش تا چیزی را تجربه نکردی یعنی به شناخت ودرک ش پی نبردی نه رد کن نه قبول
ازباورها بیا بیرون باورها همش دروغ هست 🦋
انسان در شرطی شدگی ها عادات گرفتارند در ترسها زندانی هستند وهمین امر باعث شده است همیشه دراینده زندگی کنند وازاین لحظه حال فاصله بگیرند درچرخه دورمحور خودشان میچرخند ومیپندارند زندگی درامد خوب خونه وماشین ثروت است قدرت وشهرت همه اینها خوب است ولی اینها انسان را پر نمیکند اگاهی تا درون انسان جاری نشود پولدار وندار درترسهاشان غوطور هستند وهمیشه دررنج وعذاب جهنم خودشان هستند ودر روزمرگی زندگی میکنند وروزبروز تلاش میکنند بیشتر دربیاورند وطمع باعث شده است انسان فاصله اش ازخودش دورتر دورتر شود همیشه کودک درونشان درحال گله وشکایت است درناله وفغان است چون کسی به درونشان نمیپردازد وبه کودک درونش ناخوداگاه نمیپردازد خشم رنجش نفرت جنگ ها انتقام تهدید ها زورگفتن ها همه بخاطر بی توجه ای به کودک مجروع درونتان است واقف باشید یکم به درون بچرخید تا بتوانید به خودتان نزدیکتر شوید وازعوامل بیرونی ازاد ورها شوید 🦋
درگذشته زندگی نکنید درگذشته نباشید گذشته برای گذشتگان است نه برای شما از خرافات جعل
بیرون بزنید ازترسها تون عبور کنید باورهای خودتان بازنگری کنید زیر سوال ببرید چه باوری داریم که وحشت استرس درونمان ا ست تا ازباورها خارج نشوید نمیتوانید ازقید وبند ذهن ازاد شوید 🦋
شیطان عاشق خدا بود واجازه نمیدهد کسی به خدا نزدیک شود وبخاطر همین انسانها درنفسانیت یا حیوانیت زندگی میکند همیشه دررنج وعذاب درجهنم خودساخته ذهنشان زندگی میکنند تا انسان ازدام نفس ش اگاه نشود نمیتواند ازاین نفس حیلت گر رها شود نفس انسان همان شیطان است وانسانها دایما به نفس خوراک میرسانند نفس جهنم انسان است ودایما در عذاب است نفس نیاز به سوخت دارد وبخاطر همین گاهی تورا درغم واندوه میبرد گاهی تورا درشادی زیاد هردو خوراک رساندن به نفس است انسان طمع وترس ازکودکی رشدکرده است انقدر انسان درکمبودها یش زندکی میکند ودایما دنبال پرکردن این کمبودها هستند دنبال مال اندوزی دانش اندوزی قدرت طلبی جاه طلبی ولی کمبودها پر نمیشود نفس سیر نمیشود ودایما درخواسته ها ارزوها خواهش ها امیال ها انسان را مشعول میکند نفس سایه است وما در نفس ادغام شده ایم و میپنداریم ما نفس هستیم ولی ما نفس نیستیم انکه میخواهد نفس است انسان با نفس هم هویت شده است وانسان قادر نبست ازاین نفس جدا شود چون با نفس یکی شده است نفس شیطان است زود میخواد همه چیز میخواد زیاد هم میخواد نفس با مقایسگری تعریف تمجید تایید رشد کرده است وروز بروز انسان با هویت ساختگی این نفس پرورش دادیم تا نتوانیم ازاین نفس خالی نشویم نمیتوانیم عشق را درونمان دعوت کنیم نفس مسموم است وجایی که نفس است عشق نخواهد بود یا جای هستی است یا جای نفس همزمان نمیتواند هردو باشند وانسان درنفس خدا خدا میکنند تا نفس فنا نشود نمیرد وخالیش نکنید هیچوقت خداوند وارد نخواهد شد از جستجوی خداوند دست بردارید انچه میگویید از باورهای بنیادین است که هزاران سال داربم درنفس خدا خدا میکنیم تنها کاری که باید انجام دهیم تسلیم شویم درنفس بمیر تا تولد دوباره اتفاق بیافتد شیطان وخدا نمیتوانند در درونت باشد باید هرچه داری تقدیم کنید تا هستی انچه را دارد به شما عطا کند فضا را خالی کن مثل نی توخالی شو بی هویت انوقت هستی درونت حضور پیدا خواهد کرد عشق درونت جاری خواهد شد نور درونت روشن میشود ازمردن نترس جان بده تا لایق جانان
تمام زندگی دانش ها داده ها واطلاعات مانع وصل شدن خویش است این خویش بیدار نشود شما تمام عمر نعره زنان دنبال خودتان میگردید دنبال ثروت دانش قدرت ولی پر نمیشوید بلکه خالی تر میشوید نیازمند تر میشوید 🦋
بر کنار شو ز هر نقشی که آن آید پدید
تا از نقش و رول ها بیرون نزنیم تا از کهنه نقاب ها بیرون نزنیم تا از ادا وتظاهر بیرون نزنیم تا ازماسک ها بیرون نزنیم نمیتوانیم به خویش وصل شویم رسالت انسان دراین دنیا همین است که خویش را بیدار کند تا ازرخت ولباسها وچهره تقلبی بیرون نزنید وخودتان انچه هستید نپذیرید نمیتوانید به ورای ناشناخته ها درون بروید خویش همیشه منتظر شماست ولی باید لخت وعریان شوید بدون نقاب وگرنه شمارا دعوت نخواهد کرد به درون باید اجرا کنید ولی باورها انسان اجازه نمیدهد که انسان به ورای ناشناخته ها برود وهمیشه با محدودیت که دارد درشرطی شدگی درهویت های جعلی ش پنهان میماند وهیچوقت نمیتواند با هستی متصل شود فقط درکلمات والفاظ ودانش اندوزی سخنور میماند ومیپندارد زندگی فقط نیازهاست خواسته هاست اگرتمام عالم هم بدست بیاورید باز احساس کمبود میکنید قدری به شناخت درونتان عمیق شوید وازانچه پرشده است تخلیه ش کنید تا به گنج درونتان پی ببرید 🦋
انسان همیشه حرف میزند ولی تجربه ای از گفته هایش ندارد درک وشناختی ازگفته ها ندارد هشیار باش مقلد نباش تا چیزی را تجربه نکردی یعنی به شناخت ودرک ش پی نبردی نه رد کن نه قبول
ازباورها بیا بیرون باورها همش دروغ هست 🦋
انسان در شرطی شدگی ها عادات گرفتارند در ترسها زندانی هستند وهمین امر باعث شده است همیشه دراینده زندگی کنند وازاین لحظه حال فاصله بگیرند درچرخه دورمحور خودشان میچرخند ومیپندارند زندگی درامد خوب خونه وماشین ثروت است قدرت وشهرت همه اینها خوب است ولی اینها انسان را پر نمیکند اگاهی تا درون انسان جاری نشود پولدار وندار درترسهاشان غوطور هستند وهمیشه دررنج وعذاب جهنم خودشان هستند ودر روزمرگی زندگی میکنند وروزبروز تلاش میکنند بیشتر دربیاورند وطمع باعث شده است انسان فاصله اش ازخودش دورتر دورتر شود همیشه کودک درونشان درحال گله وشکایت است درناله وفغان است چون کسی به درونشان نمیپردازد وبه کودک درونش ناخوداگاه نمیپردازد خشم رنجش نفرت جنگ ها انتقام تهدید ها زورگفتن ها همه بخاطر بی توجه ای به کودک مجروع درونتان است واقف باشید یکم به درون بچرخید تا بتوانید به خودتان نزدیکتر شوید وازعوامل بیرونی ازاد ورها شوید 🦋
درگذشته زندگی نکنید درگذشته نباشید گذشته برای گذشتگان است نه برای شما از خرافات جعل
بیرون بزنید ازترسها تون عبور کنید باورهای خودتان بازنگری کنید زیر سوال ببرید چه باوری داریم که وحشت استرس درونمان ا ست تا ازباورها خارج نشوید نمیتوانید ازقید وبند ذهن ازاد شوید 🦋
شیطان عاشق خدا بود واجازه نمیدهد کسی به خدا نزدیک شود وبخاطر همین انسانها درنفسانیت یا حیوانیت زندگی میکند همیشه دررنج وعذاب درجهنم خودساخته ذهنشان زندگی میکنند تا انسان ازدام نفس ش اگاه نشود نمیتواند ازاین نفس حیلت گر رها شود نفس انسان همان شیطان است وانسانها دایما به نفس خوراک میرسانند نفس جهنم انسان است ودایما در عذاب است نفس نیاز به سوخت دارد وبخاطر همین گاهی تورا درغم واندوه میبرد گاهی تورا درشادی زیاد هردو خوراک رساندن به نفس است انسان طمع وترس ازکودکی رشدکرده است انقدر انسان درکمبودها یش زندکی میکند ودایما دنبال پرکردن این کمبودها هستند دنبال مال اندوزی دانش اندوزی قدرت طلبی جاه طلبی ولی کمبودها پر نمیشود نفس سیر نمیشود ودایما درخواسته ها ارزوها خواهش ها امیال ها انسان را مشعول میکند نفس سایه است وما در نفس ادغام شده ایم و میپنداریم ما نفس هستیم ولی ما نفس نیستیم انکه میخواهد نفس است انسان با نفس هم هویت شده است وانسان قادر نبست ازاین نفس جدا شود چون با نفس یکی شده است نفس شیطان است زود میخواد همه چیز میخواد زیاد هم میخواد نفس با مقایسگری تعریف تمجید تایید رشد کرده است وروز بروز انسان با هویت ساختگی این نفس پرورش دادیم تا نتوانیم ازاین نفس خالی نشویم نمیتوانیم عشق را درونمان دعوت کنیم نفس مسموم است وجایی که نفس است عشق نخواهد بود یا جای هستی است یا جای نفس همزمان نمیتواند هردو باشند وانسان درنفس خدا خدا میکنند تا نفس فنا نشود نمیرد وخالیش نکنید هیچوقت خداوند وارد نخواهد شد از جستجوی خداوند دست بردارید انچه میگویید از باورهای بنیادین است که هزاران سال داربم درنفس خدا خدا میکنیم تنها کاری که باید انجام دهیم تسلیم شویم درنفس بمیر تا تولد دوباره اتفاق بیافتد شیطان وخدا نمیتوانند در درونت باشد باید هرچه داری تقدیم کنید تا هستی انچه را دارد به شما عطا کند فضا را خالی کن مثل نی توخالی شو بی هویت انوقت هستی درونت حضور پیدا خواهد کرد عشق درونت جاری خواهد شد نور درونت روشن میشود ازمردن نترس جان بده تا لایق جانان
❤3👏3
شوی باید خودت را برای هستی قربانی کنید تا هستی خودش را به تونشان دهد 🦋
قطره نباش دریا شو 🦋
دست از گلایه ازدیگران برداربد همه را دراغوش بکشید زندگی را قشنگ تر کنید همدیگر را پذیرا باشید با همه مهربان باشید همه خودتان هستید 🦋
قطره نباش دریا شو 🦋
دست از گلایه ازدیگران برداربد همه را دراغوش بکشید زندگی را قشنگ تر کنید همدیگر را پذیرا باشید با همه مهربان باشید همه خودتان هستید 🦋
❤2👏2
ذهن همواره برجستگی های دیگران را ارزیابی میکند و وقتی دیگری را برجسته تر از خودش میپندارد! از اعتبار خودش میکاهد و حس حقارت میآفریند.
هیچکسی برتر یا پست تر از دیگری نیست، برتر و پست تر را ذهن با اسامی و القابِ ابداعی اش خلق میکند.
هیچکسی برتر یا پست تر از دیگری نیست، برتر و پست تر را ذهن با اسامی و القابِ ابداعی اش خلق میکند.
❤8
فردی که میخواد به همه کمک کنه و همه رو نجات بده، کسیه که خودش توی تنهایی و بی حمایتی رشد کرده،
داره خودِ تنهاشو درونِ دیگران نجات میده!
داره خودِ تنهاشو درونِ دیگران نجات میده!
👏7🕊1
دقت کردی . . .
با هر کسی مثل خودش
برخورد میکنی
اعصابش بهم میریزه ،
این خودش نشون میده
هیچکس نمیتونه خودشو
تحمل کنه . . .🍂
با هر کسی مثل خودش
برخورد میکنی
اعصابش بهم میریزه ،
این خودش نشون میده
هیچکس نمیتونه خودشو
تحمل کنه . . .🍂
👏7👍3
تمامِ کودکی ام ، احساسِ "جودی ابوت" را داشتم! مدام حس می کردم جایی از جهان ، بابا لنگ درازِ عاشق و مهربانی دارم که یک روزی سر و کله اش پیدا خواهد شد ، از من مراقبت خواهد کرد و غم هایِ کودکانه ام را با یک عروسک و آغوشِ پدرانه ، خواهد شست.
مدام منتظر بودم تا با آمدنِ کسی ، دنیایم همانی شود که دلم می خواهد. کسی که مرا بفهمد و تفاوت هایِ عجیب و غریبِ مرا درک کند .
من نیمی از کودکی ام را با تصوراتِ شیرینِ سرزمین "نارنیا" و "عجایب" ، گذراندم. گاهی آلیس می شدم و به سرزمینِ عجایب می رفتم و دنیایِ کوچکِ رنگی و رویاییِ خودم را می ساختم و گاهی از کمدِ اتاقم به شهرِ ناشناخته ی نارنیا می رفتم ، میان برف ها دراز می کشیدم و با درخت ها ، گوَزن ها و عقاب ها ، حرف می زدم.
همیشه جهانِ خیالیِ خودم را داشتم ، جهانی که مرا از واقعیت ، دور می کرد و به جایی می برد که آرزویِ همیشگی ام بود.
جایی که خلاءِ آرامش و زیباییِ دنیایِ واقعی را برایم پر می کرد، جایی که همه چیز ، ایده آل و آرام و بی دغدغه بود.
در انتظارِ تغییر بودم ، همیشه فکر می کردم آخرش قرار است همه مان تصاویرِ کارتُنیِ رنگی و زیبایی شویم و شاد و بی غم و کودکانه ،کنارِ هم زندگی کنیم، جایی که نه خبری از مرگ باشد ، نه ظلم ، نه بدی و بی انصافی ...
طول کشید تا فهمیدم چنین رویایِ زیبایی ، ممکن نیست ، طول کشید تا فهمیدم دنیا همین است ، یک اجتماعِ نقیضین!
خوبی و بدی ، شادی و غم و تمام تناقضات را در دلش جا داده و چاره ای به جز کنار آمدن و سازگاری نیست.
طول کشید اما پذیرفتم نه سرزمینِ رویاییِ عجایب و نارنیا حقیقت دارد ، نه هیچ بابا لنگ درازی ، هیچ جایِ جهان ، برایِ موفقیت و خوشبختیِ من ، آستین بالا زده!
مدام منتظر بودم تا با آمدنِ کسی ، دنیایم همانی شود که دلم می خواهد. کسی که مرا بفهمد و تفاوت هایِ عجیب و غریبِ مرا درک کند .
من نیمی از کودکی ام را با تصوراتِ شیرینِ سرزمین "نارنیا" و "عجایب" ، گذراندم. گاهی آلیس می شدم و به سرزمینِ عجایب می رفتم و دنیایِ کوچکِ رنگی و رویاییِ خودم را می ساختم و گاهی از کمدِ اتاقم به شهرِ ناشناخته ی نارنیا می رفتم ، میان برف ها دراز می کشیدم و با درخت ها ، گوَزن ها و عقاب ها ، حرف می زدم.
همیشه جهانِ خیالیِ خودم را داشتم ، جهانی که مرا از واقعیت ، دور می کرد و به جایی می برد که آرزویِ همیشگی ام بود.
جایی که خلاءِ آرامش و زیباییِ دنیایِ واقعی را برایم پر می کرد، جایی که همه چیز ، ایده آل و آرام و بی دغدغه بود.
در انتظارِ تغییر بودم ، همیشه فکر می کردم آخرش قرار است همه مان تصاویرِ کارتُنیِ رنگی و زیبایی شویم و شاد و بی غم و کودکانه ،کنارِ هم زندگی کنیم، جایی که نه خبری از مرگ باشد ، نه ظلم ، نه بدی و بی انصافی ...
طول کشید تا فهمیدم چنین رویایِ زیبایی ، ممکن نیست ، طول کشید تا فهمیدم دنیا همین است ، یک اجتماعِ نقیضین!
خوبی و بدی ، شادی و غم و تمام تناقضات را در دلش جا داده و چاره ای به جز کنار آمدن و سازگاری نیست.
طول کشید اما پذیرفتم نه سرزمینِ رویاییِ عجایب و نارنیا حقیقت دارد ، نه هیچ بابا لنگ درازی ، هیچ جایِ جهان ، برایِ موفقیت و خوشبختیِ من ، آستین بالا زده!
👍10
رابطهی زن/مرد ناخودآگاهِ آنان را به سطح میآورد؛ آنها رنگ واقعی خودشان را پیدا میکنند. البته، در ابتدا نمیتواند چنین باشد زیرا در ابتدا شما نقابهایتان را حفظ میکنید.
وقتی فقط برای چند ساعت در کنار دریا و یا در شبی مهتابی دیدار میکنید، ظاهر خود را حفظ میکنید
زیرا هنوز مطمئن نیستید، دیگری هم هنوز یقین ندارد که آیا میتواند واقعیت خودش را به تو نشان بدهد یا نه. ولی وقتی ماه عسل تمام شد، همهچیز تمام است!
درواقع، هر ازدواجی با تمام شدن ماهعسل پایان میگیرد
آنوقت واقعیت شروع میشود.
آنوقت سراب ازدواج تمام شده
حالا هردو میتوانند تضمین کنند که دیگری نمیتواند به آسانی فرار کند! حالا نیازی نیست بترسی؛ حالا میتوانید رنگ واقعی خودتان را نشان بدهید.
و هردو شروع میکنید به منفجرشدن! افراد چنان به مدتهای طولانی سرکوبگر بودهاند که تمام سرکوبهای آنان شروع میکند به بالا آمدن، و باهمبودنشان زشت میگردد
تاوقتیکه چگونه تنهابودن را نشناسی، باهمبودن تو مشکلزا خواهد بود، تولید رنج و مصیبت میکند، زیرا این باهم بودن تمام آن چیزهایی را که در زمان تنهایی در خودت بصورت خفته داشتی، بیدار کرده و بالا میآورد
وقتی فقط برای چند ساعت در کنار دریا و یا در شبی مهتابی دیدار میکنید، ظاهر خود را حفظ میکنید
زیرا هنوز مطمئن نیستید، دیگری هم هنوز یقین ندارد که آیا میتواند واقعیت خودش را به تو نشان بدهد یا نه. ولی وقتی ماه عسل تمام شد، همهچیز تمام است!
درواقع، هر ازدواجی با تمام شدن ماهعسل پایان میگیرد
آنوقت واقعیت شروع میشود.
آنوقت سراب ازدواج تمام شده
حالا هردو میتوانند تضمین کنند که دیگری نمیتواند به آسانی فرار کند! حالا نیازی نیست بترسی؛ حالا میتوانید رنگ واقعی خودتان را نشان بدهید.
و هردو شروع میکنید به منفجرشدن! افراد چنان به مدتهای طولانی سرکوبگر بودهاند که تمام سرکوبهای آنان شروع میکند به بالا آمدن، و باهمبودنشان زشت میگردد
تاوقتیکه چگونه تنهابودن را نشناسی، باهمبودن تو مشکلزا خواهد بود، تولید رنج و مصیبت میکند، زیرا این باهم بودن تمام آن چیزهایی را که در زمان تنهایی در خودت بصورت خفته داشتی، بیدار کرده و بالا میآورد
👍6❤3