͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 🤍𓊇ྀི.
یک چیزی درونم سوخت و اتیش گرفت و شعله ور شد و خاکستر شد یو جونگیون داری چ ی ک ا ر میکنی.
چشمای خمارش باعث شد جنون بهم دست بده این چیه بچه ها من دارم دیوونه میشم
نایون تو بابل تعریف کرد که تو جاپن تو خیابون پشت یه وانس به تمام معنا وایساده بوده ولی خجالت کشیده بره بهش سلام بده پس از پشت وانسه عکس گرفت و اومد بابل عذرخواهی کرد که روم نشد بیام جلو :)))