نیلبوک
696 subscribers
1.61K photos
16 videos
25 files
918 links
کتاب بخوان برای زندگی بهتر...

@Mhgl3
Download Telegram
بخشی از یک کتاب:
گاهي سرنوشت مثل طوفان شني است ك مدام تغيير سمت مي دهد.
تو سمت را تغيير مي دهي،اما توفان دنبالت مي كند.
تو باز برمي گردي،اما توفان با تو ميزان مي شود.
اين بازي مدام تكرار مي شود،مثل رقص شومي با مرگْ پيش از سپيده دم.
چرا؟
چون اين توفان چيزي نيست ك دورادور بدمد،چيزي كه به تو مربوط نباشد.اين توفان خود توست.
چيزي است در درون تو.
بنابراين تنها كاري كه مي تواني بكني تن در دادن به آن است،يكراست قدم گذاشتن درون توفان،بستن چشمان و گذاشتن چيزي در گوشها كه شن تويش نرود و گام به گام قدم نهادن در آن،
در آن نه ماهي هست،نه خورشيدي،نه سمتي و نه مفهوم زمان.
فقط ريگهاي سفيد ظريف كه مثل استخوان پودرشده در هوا مي چرخند.
اين توفان شني است كه لازم است تصور كني.

#كافكا_در_كرانه
#هاروکی_موراکامی
#معرفي_كتاب

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
#پروژه_شادي
#گریچن_رابین
مترجم: آرتميس مسعودى
@Nilbook
#یک_جرعه_کتاب

...داشتن سلامتی، شادی را تضمین نمی کند. بسیاری از افراد سالم بسیار غمگین هستند زیرا سلامتی خود را مورد تهدید قرار می دهند یا اینکه آن را بدیهی می شمرند. در حقیقت، بسیاری از افرادی که دارای مشکلات جسمی هستند، از دیگران شادترند، چرا که محدودیت آنها مانع می شود که انتخاب های مخرب انجام دهند. پول هم همین طور است .

#پروژه_شادي
#گریچن_رابین
مترجم: آرتميس مسعودى

PaЯisa
@Nilbook
Karnil.com
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭼﯿزی ﮐﻪ انسان ﻣﺤﮑﻢ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺍﻏﻠﺐ ﺩﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ!!

#دختر_پرتغالی
#یوستین_گردر

📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚

در این داستان پسر پانزده‌ساله‌ای به طور اتفاقی به دست‌نوشته‌ای از پدرش دست می‌یابد. در حالی که پدرش ۱۱ سال پیش به دلیل ابتلا به بیماری صعب‌العلاجی از دنیا رفته و در آستانه مرگ، نامهٔ دور و درازی برای پسرش از خود به جا گذاشته‌است. به گفته مادرش، بیش‌ترین غم و اندوه پدر در آستانه مرگ این بوده‌است که پیش از آن که بتواند پسرش را بشناسد باید بمیرد. دختر پرتقال گفتگوی فلسفی و شاعرانه بین پدر و پسری است که در دو زمان مختلف زیسته‌اند. پدر ماجرای آشنایی با دختری را به شیوه‌ای جذاب برای پسرش بازگو می‌کند. پسر با خواندن یادداشت‌های پدرش دید جدیدی نسبت به زندگی پیدا می‌کند.

PaЯisa
@Nilbook
اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی.
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش.

به خودت این فرصت را بده تا بگویی:
«مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن.
به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری ، بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت.

#گابریل_گارسیا_مارکز

پی نوشت: گابریل خوزه گارسیا مارکِز (Gabriel José García Márquez) (زادهٔ ۶ مارس ۱۹۲۷ درگذشته ۱۷ آوریل ۲۰۱۴) رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار،فعال سیاسی کلمبیایی.مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات۱۹۸۲

#زادروز
#6_March

PaЯisa
@Nilbook
انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است به رشد و کمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

#گابریل_گارسیا_مارکز

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید!

کسانی که چند کتاب محدود خوانده‌اند به متوهم‌ترین و خطرناک‌ترین انسان‌ها‌ تبدیل می‌شوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا می‌کنند.

#کارل_سیگن
PaЯisa
@Nilbook
‍ نگاهش به سبزه عید که افتاد رفت توی فکر ...
لحظاتی گذشت ...
وقتی سرشو بالا آورد و فهمید که دارم با تعجب نگاه می کنم، لبخند تلخی زد.
گفتم: " گیله مرد " ! توی سبزه ها چی دیدی که رفتی تو فکر ؟!
کمی سکوت کرد و گفت :
به این دونه های سبز شده نگاه کن ... چند روز آب و غذا و نور خورشید خوردند و رشد کردند ...
گفتم : خب !
گفت : سیصد شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود ؛ می ترسم رشد که نکرده باشم هیچ؛ افت هم کرده باشم !
دونه ای که نخواد رشد کنه ؛ هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر می گنده ...

#بزرگ_علوی
#گیله_مرد 📚

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
به اعتقاد من، زنانِ شاد،
زیباترین زن‌ها هستند!

(آدری هپبورن)

#هشتم_مارس_روزجهانی_زن_مبارک

🌹♥️💜

PaЯisa
@Nilbook
Karnil.com
به مناسبت #هشتم_مارس، روز جهانی زن

تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه پوش و
شعرها هم نیست می شوند.

تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی..


#شیرکو_بیکس
ترجمه : #بابک_زمانی

دیوار ؛گزینه اشعار شیرکو بیکس؛نشر فصل پنجم

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com

#a_woman ♥️👠
#زنانگی را در #آغوش بگیریم

زن امروزى، پی برده است كه زندگی كردن فقط با جنبه مردانه شخصیتش برای او دارای فواید معدودی ست. در پس ظاهر فریبنده، كامل و خودكفای بسیاری از زنان امروزی موجودی عصبی و غمگین نهفته است كه غالباً احساس می‌كند برای زندگی واقعی وقت ندارد. زن اگر پیش از این در بندخانه و شوهر و فرزندانش بود، اكنون غالباً با كار و اهدافش به زنجیر كشیده شده است و هیچ وقت در گذشته فشار را مثل امروز احساس نكرده است.

زن امروزى آموخته تا در داد و ستد زبانش را گاز بگيرد. او نمی‌خواهد دستی را كه به وی غذا می‌دهد قطع كند. دستی كه سابقاً متعلق به مردش بوده ولی اكنون به رئیسش «مرد یا زن» تعلق دارد. در واقع احترامی را كه زنان در گذشته برای همسران خود قائل بودند اكنون به افراد متعددی انتقال داده‌اند. در حوزه كاری زنان به این نتیجه رسیده‌اند كه با احترام گذاشتن به دیگران خود آنها نیز متقابلاً پاداش می‌گیرند. این موضوع در زمنیه عشق نیز صادق است ولی متأسفانه آن را تحت عنوان «تمكین كردن» از مرد، گناهی مرگبار، خیانت به جنس زنان و در نهایت منتهای بی‌احترامی به زن تلقی می‌كنند.

تمام انسان‌ها نیاز به وابستگی دارند. زن متجدد با انكار حقیقی‌ترین بخش وجودش به استقلال خود تحقق بخشیده است، منتها این استقلال تنهایی او را نیز در پی داشته است.

بخش مهم، برون‌فكنی جامه زرهی آمازون و دسترسی به مردان این است كه نشان دهیم به آنها احتیاج داریم و به سادگی كمك بخواهیم، به صورت مرد در برابر مرد با آنها رابطه برقرار نكنیم.

قلمرو زندگی زنی كه مایل است فقط یكی از جوانب زنانگی‌اش را برگزیند بسیار محدود است. مطمئناً یكی از اهداف خوب زندگی این است كه ما تمام آن چیزی باشیم كه می‌توانیم، هم برای خود و هم برای كسانی كه دوستشان داریم.

بخش هایی از کتاب "زن بودن"
#تونی_گرنت
🍃
PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
مطالعه، یگانه راهی ست برای گفتگو با بزرگان روزگار كه قرن ها پیش در دنیا به سر برده و اكنون در زیر خاک منزل دارند...

#دکارت

PaЯisa
@Nilbook 📚
#کتاب_خونمان_پایین_است 💉

اگر خواهان تغییر جامعه هستیم ، باید از خودمان شروع کنیم. #کتاب تنها سلاح ماست ، در برابر کسانیکه نمیخواهند ما بفهمیم...
PaЯisa
@Nilbook
Karnil.com
مردم ضعیف تلویزیونهای بزرگ دارند، و افراد ارزشمند کتابخانه های بزرگ...

📔 #جیم_رآن
#معجزه_در_درون_توست

♥️ با کتاب مهربان باشیم ♥️

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
📚عنوان کتاب:
دختری که رهایش کردی
👤نویسنده:
جوجو مویز
ترجمه‎:
کتایون اسماعیلی

«کتابی که نمی‎توانید زمین بگذارید.»

"نامزد بهترین رمان سال"

...می‎دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌سپری؟ یه‎جورایی بهت خوشامد می‎گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌ا‎ومد. به‎زودی می‎تونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می‎رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگز اون‌قدری بی‌رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون‎ دنیا محروم کنه...


PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
🦋فرشته نبود
🦋بال هم نداشت...


فرشته‌ نبود. بال‌ هم‌ نداشت. رویین‌تن‌ نبود و پیكرپولادی‌ نداشت. مادرش‌ الهه‌ای‌ افسانه‌ای‌ نبود و پدرش‌ نیم‌ خدایی‌ اسطوره‌ای.اوانسان‌ بود. انسان. و همین‌جا زندگی‌ می‌كرد. روی‌ همین‌ زمین‌ و زیر همین‌آسمان...
🍃
شب‌ها همین‌ ستاره‌ها را می‌دید و صبح‌ها همین‌ خورشید را. انسان‌بود، راه‌ می‌رفت‌ و نفس‌ می‌كشید. می‌خوابید و بلند می‌شد. گرسنه‌ می‌شد و غذامی‌خورد. غمگین‌ می‌شد و شاد می‌شد. می‌جنگید و پیروز می‌شد. زخم‌ هم‌ برمی‌داشت. شكست‌ هم‌ می‌خورد. مثل‌ من، مثل‌ تو، مثل‌ همه.
🍃
فرشته‌ نبود، بال‌ هم‌نداشت. انسان‌ بود. با همین‌ وسوسه‌ها. با همین‌ دردها و رنج‌ها. با همین‌تنهایی‌ها و غربت‌ها. با همین‌ تردیدها و تلخی‌ها. انسان‌ بود. ساده‌ مردی‌ اُمی. نه‌ تاجی‌ و نه‌ تختی. نه‌ سربازانی‌ تا بن‌ دندان‌ مسلح‌ و نه‌ قصر و بارویی‌ سربه‌ فلك‌ كشیده.
آزارش‌ به‌ هیچ‌ كس‌ نرسید و جوری‌ نكرد و هیچ‌ از آنهانخواست‌ و جز راستی‌ نگفت. اما او را تاب‌ نمی‌آوردند. رنجش‌ می‌دادند و آزارش‌می‌رساندند. دروغگویش‌ می‌خواندند. شعبده‌باز و شاعرش‌ می‌گفتند.
و به‌ خدعه‌ وبه‌ نیرنگ‌ پشت‌ به‌ پشت‌ هم‌ می‌دادند و كمر به‌ نابودی‌اش‌ می‌بستند. اما مگر اوچه‌ كرده‌ بود؟ جز آن‌ كه‌ گفته‌ بود، خدا یكی‌ است‌ و از پس‌ این‌ جهان، جهان‌دیگری‌ است‌ و آدمیان‌ در گرو كرده‌ خویشند. مگر چه‌ كرده‌ بود؟ جز آن‌ كه‌ راه‌را، راه‌ رستگاری‌ را نشانشان‌ داده‌ بود.
اما تابش‌ را نمی‌آوردند. زیرا كه‌بت‌ بودند، بت‌ساز، بت‌ شیفته، بت‌ انگار و بت‌ كردار.
🍃
فرشته‌ نبود. بال‌ هم‌ نداشت. و معجزه‌اش‌ این‌ نبود كه‌ ماه‌ را شكافت. معجزه‌اش‌ این‌ نبود كه‌به‌ آسمان‌ رفت. معجزه‌اش‌ این‌ بود كه‌ از آسمان‌ به‌ زمین‌ برگشت. او كه‌ بامعراجش‌ تا ته‌ته‌ آسمان‌ رفته‌ بود می‌توانست‌ برنگردد، می‌توانست. اما برگشت. بازهم‌ روی‌ همین‌ خاك‌ و باز هم‌ میان‌ همین‌ مردم.
🍃
و زمین‌ هنوز به‌عشق‌ گام‌های‌ اوست‌ كه‌ می‌چرخد.
و بهار هنوز به‌ بوی‌ اوست‌ كه‌ سبز می‌شود.
و خورشید هنوز به‌ نور اوست‌ كه‌ می‌تابد.
به‌ یاد آن‌ انسان، انسانی‌ كه‌فرشته‌ نبود و
بال‌ هم‌ نداشت...

#عرفان_نظرآهاری
📕 #پیامبری_از_کنار_خانه_ما_رد_شد

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
اگر در زندگی روزمره استرس زیادی را تجربه می‌کنید، کتاب بخوانید.
تحقیقات انجام‌شده در سال ۲۰۰۹ در دانشگاه (Sussex) نشان داد که مطالعه کردن، مؤثرترین روش برای مقابله با استرس است.
کتاب خواندن حتی از فعالیت‌های محبوبی مانند گوش دادن به موسیقی، لذت بردن از یک فنجان چای یا قهوه و قدم زدن، در حفظ آرامش هنگام مواجهه با مشکلات و مقابله با استرس بسیار مؤثرتر است.

#کتاب_بخوانیم 🧐📚

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
سياوش در آتش🔥

اسمت در شناسنامه هر چه كه باشد، فرقي نمي كند؛ در خانه به هر نامي كه صدايت كنند، فرقي نمي كند؛ زيرا هر آدمي چه مرد و چه زن، در زندگي بارها و بارها نامش سياوش خواهد شد.

🌿

و هر سياوشي ناگزير است كه براي اثبات حقانيتش از آتش بگذرد، براي اينكه بگويد راست مي گويد، براي اينكه درستي اش را نشان دهد.

🍃🔥🍃

مي داني؟ دنيا پر از حماقت كي كاووسان و حسادت سودابگان است. دنيا پر از هيزم دروغ و هيمه دسيسه است و هميشه كساني هستند كه هيزم بر هيزم مي گذارند و هميشه كساني هستند كه هيمه را بر مي افروزند.
دنيا پر از آتش بياران معركه است و هر كس به قدر توانش آتشي به پا مي كند؛ انسان يعني: حيوان كبريت در مشت!

🔥🔥🔥

اما از آزمون آتش ها و فتنه اخگرها، جز به پاي بي گناهي نمي توان گذشت؛ تنها لباسي كه در آتش نمي سوزد، لباس درستكاري ست، پيراهن معصوميت است، بالا پوش ايمان.

🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿🍃🌿🍃

سال هاست نه قرن هاست كه همه ماه هاي من اسفند است و هفت روز هفته من ، سه شنبه آخر سال. از شنبه تا جمعه!
منم و زور آزمايي آتش ها.
من اما از روي آتش ها نمي پرم، من از آتش ها مي گذرم، با پاي تاول زده، با جگر خون؛ آهسته آهسته ، از دل آتش، از ميانه دود...

🌾🔥🌾🔥🌾🔥

من اما نسوختن را آموخته ام و سال هاست دانسته ام آنكه آتشي را مي افروزد تا ديگري را بسوزاند، خود پيش از آن سوخته است.

🍂🔥🍂

من استخوان هاي زغالين بسياري را ديده ام با چشماني از خاكستر و گيسواني از دود كه نامشان آدم بود! جزغاله از حسد، كز داده از كينه، سياه از سنگدلي.🍂

من هر روز از آتش مي گذرم و پايان هر روزم سه شنبه است، سه شنبه اي از سور و از سرور؛ سه شنبه اي از شور و از شكر.
من به سرنوشت گفته ام: من آن سياوشم كه سوگ سياوش را به شور سياوش بدل مي كنم.
آيين من اين است.

🌿🔥🌿🔥🌿🔥

به قلم #عرفان_نظرآهاری


PaЯisa
@Nilbook | karnil.com
‌‌‌‌‌
#معرفی_کتاب

«نترس، ادامه بده!»
‌‌
پسر كوچكى مدتى بود به كلاس پيانو مى‌رفت و ياد گرفته بود چند قطعه ساده را بنوازد. مادرش براى اينكه او را در امر يادگيرى پيانو تشويق كند، تصميم گرفت پسر را به يك كنسرت پيانو ببرد.
‌‌
زمانى كه آنها وارد سالن شدند و روى صندلى خود نشستند، مادر، يكى از دوستان قديمى‌اش را از دور ديد و پيش او رفت تا قبل از شروع اجراى كنسرت كمى با هم گفتگو كنند. زمانى كه آنها گرم صحبت شدند، پسرك با كنجكاوى به سمت پشت صحنه رفت... مادر كه از گفتگو با دوستش فارغ شده بود، به سمت صندلى خود بازگشت و با تعجب ديد كه پسرش سر جايش نيست! در همين حين، پرده كنار رفت و همه با تعجب ديدند كه پسر كوچكى پشت پيانو نشسته و قطعه كوتاهى را مى‌نوازد!!
‌‌
در همين زمان، استاد پيانو روى سِن و به كنار پيانو آمد و به آرامى به پسرك گفت : «نترس، ادامه بده.» و خودش نيز در كنار او قرار گرفت و در نواختن گوشه‌هايى از قطعه به پسر كمك كرد. او نيز بدون هيچ ترسى به نواختن ادامه داد. اين صحنه، تمامى حاضران را تحت تأثير قرار داد و شرايط بسيار هيجان‌انگيزى در سالن حاكم شد.
‌‌
نکته: به خاطر داشته باشيد چنانچه در مسير زندگى دچار دلهره و ترس شديد، خوب گوش فرا دهيد... حتماً صداى او را خواهيد شنيد كه مى‌گويد: «نترس، ادامه بده...»
‌‌
📚 برگرفته از كتاب «من، منم؟!»
‌‌‌
مترجم و گردآور: #اميررضا_آرميون


PaЯisa
@Nilbook
Karnil.com
اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری بر گذشته می افکنند در می یابنند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند همان زندگی شان بوده یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده اند.انسان فریاد بر می آورد که امید و آرزو او را فریفته اند تا این که عاقبت در آغوش مرگ به رقص درآید!آه چه مخلوق حریص سیری ناپذیری است این انسان!!

📚 #جهان_و_تاملات_فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور

PaЯisa
@Nilbook | karnil.com