تراوشات یک مغز مغشوش.
66 subscribers
88 photos
29 videos
13 links
استقامت‌کردن کار آسانی نیست. ناامیدی مثل موریانه روح مرا گرد میکند. ولی در ظاهر روی پاهایم ایستاده‌ام؛ گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم اما حقیقت این است که خسته هستم، می‌خواهم فرار کنم. می‌خواهم بروم گم بشوم.
- فروغ فرخزاد
Download Telegram
Forwarded from بهمن؛
«زندگی ات را منوط به بودن و نبودن آدمها نکن. روی پاهای خودت بایست تا تنهایی ات را بیهوده نیابی و هیچکس را بهترین زندگی ات خطاب نکن! یادت باشد، آدمها که بهترین خطاب شوند خیالاتی می شوند. هوا برشان می دارد و تو را به هر جهت که بخواهند می برند. زندگی‌ات را که مشروط به دیگران کنی، جایی برای کشف خودت باقی نمی گذاری. آدمها که مهم تلقی شوند، تغییرت می دهند. آنوقت تو می مانی و یک دوگانگی شخصیت! یادت باشد کسی بهترین زندگی ات می شود که خودش بخواهد. مبادا عروسک خیمه شب بازی آلت دست دیگران شوی. مگذار زندگی ات محتاج تایید گرفتن از دیگران باشد. با دهن کجی به تنهایی درونت، حفظ ظاهر کن. از ترس بی کسی به آغوش های پیش پا افتاده پناه نبر. هر تازه وارد، رنجی تازه است. یادت باشد تازه واردها هم از ترس تنهایی به آغوش تو پناه می آورند. دست تنهایی ات را به سمت هیچ کس دراز نکن تا منت هیچ خاطره ی اشتباهی، بر سر بی کسی ات نباشد. جهان از چشم تو نخواهد افتاد، مادامی که از چشم های خودت نیفتاده باشی.»

سیمین بهبهانی.
گاهی دقایقی را تجربه می‌کنم که خوشحالم از تنها بودن ، تنها بودن و غصه خوردن ، تنها بودن و اندوهگین بودن بی‌هیچ کسی و چنین دقایقی دارند بیشتر و بیشتر به سراغم می‌آیند.
- بیچارگان | داستایوفسکی
میگم شما از امانوئل کارر چیزی خوندید؟
عاشق شنیدن تمجید دیگران از نویسنده‌های ناآشنا و خوندن آثارشون هستم. فکر کن جالب‌ هم باشن! چه کیفی داره.
زندگیم تایتانیک غرق شده بود و من در خوف‌ناک‌ترین نقطه‌ی دریا ، هنوز ویولن می‌زدم.
بالاتر از این سیاهی‌ای که توش گیر افتادم ، فقط یه رنگه. در واقع هرکاری که می‌کنم برای نجات دادن اون یه دونه رنگِ باقی‌ مونده‌ست. چنگ میزنم به دل رخت سیاهش. امیدوارم تو دیگه آلوده نشی عزیز من.
سکون؛
t.me/Suokon
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد.
فرصت نشد دیگه ، چیکار کنم. امیدوارم بعدا فرصت بشه.
امیدوارم "بعدا" وجود داشته. بعدا چایی سرد نشه. بعدا هرآنچه که امروز نشد ، بشه‌.
-نقطه‌یِ‌پایان-
گوگوش/حِیرانی؛
به لطف و حرمت خاطره‌هامون
نگو همیشه یاد من می‌مونی
که نه من مثل اون روزای دورم
نه تو دیگه برای من همونی

بذار جز این سکوت سرد لب‌هات
برام چیزی به یادگار نمونه
بذار تا نقطه‌ی پایان این عشق
مثل اشکی بشینه روی گونه.
هِيَ
با این تفاوت که بعد از پاییز هم همینطور تمدید می‌شه.
من یه زمانی فکر می‌کردم خب تابستون که گرمه، پاییز هم که فصل افسردگی و غم و اندوهه و مدرسه هم باید بریم پس حتما به این خاطره که اعصاب و حوصله ندارم. بعدها فهمیدم نه مشکل از فصول نیست. مشکل از روان و انزوای منه که در تمام مدت سال ، مرتب دلم می‌خواد سر یکیو از تنش جدا کنم.
کاش می‌رفتم مدرسه لاقل اونجا یکم به هم‌کلاسی‌هام می‌خندیدم روحیَم شاد میشد.
Forwarded from محدثه🎀📖
والا به‌خدا کدوم خری دلش میاد تو رو اذیت کنه نیکا