داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين
پوکی استخوان
پوکی استخوان یک بیماری ناسازگار است، که عمدتاً به دلیل تعامل بین ژنهایی که به ارث بردهاید و چندین عامل خطر ایجاد میشود: فعالیت بدنی، سن، جنسیت، هورمونها و رژیم غذایی. بدترین حالت این است که یک زن یائسه کم تحرک باشد، که در جوانی هم ورزش چندانی نمیکرده، کلسیم کافی نمیخورد و ویتامین د کافی دریافت نمیکند. سیگار کشیدن نیز بیماری را تشدید میکند.
يکی از بزرگترين عواملی که پوکی استخوان را به يک بيماری ناسازگار جديد بدل کرده، کمبود فعاليت بدنی است.
برای درک اینکه چگونه سن، جنس، ورزش، هورمونها و رژیم غذایی با هم تعامل دارند و باعث پوکی استخوان میشوند، بیایید بررسی کنیم که این عوامل خطر چگونه بر دو نوع سلول اصلی، که استخوانهای شما را ایجاد میکنند، تأثیر میگذارند: اوستئوبلاستها و اوستئوکلاستها.
اوستئوبلاستها سلولهایی هستند که استخوان جدید میسازند و اوستئوکلاستها سلولهایی هستند که استخوان قدیمی را حل کرده و از بین میبرند. هر دو نوع سلول مورد نیاز است، زیرا همانطور که اغلب باید دیوارهای قدیمی را برای ساختن دیوارهای جدید جهت بازسازی خانه خراب کنید، هر دو نوع سلول نیز باید برای رشد و ترمیم استخوانها هماهنگ عمل کنند. هنگامی که یک استخوان به طور طبیعی رشد میکند، اوستئوبلاستها نسبت به اوستئوکلاستها فعالتر هستند (در غیر این صورت استخوانها ضخیمتر نمیشوند). اما با افزایش سن و کاهش یا توقف رشد اسکلت، اوستئوبلاستها استخوان کمتری تولید میکنند و زمان بیشتری را صرف تنظیم ترمیم استخوان میکنند. سپس اوستئوبلاستها سوراخ را با استخوان جدید و سالم پر میکنند. در شرایط عادی، اوستئوبلاستها تقریباً به همان اندازه استخوان جایگزین میکنند که اوستئوکلاستها از بين میبرند. با این حال، پوکی استخوان زمانی ایجاد میشود که فعالیت اوستئوکلاستها از فعالیت اوستئوبلاستها پیشی بگیرد.
علاوه بر فعالیت بدنی و اوستروژن، عامل اصلی دیگری که خطر ابتلا به پوکی استخوان را افزایش میدهد، رژیم غذایی، به ویژه ميزان مصرف کلسیم است.
اگر سطح کلسیم در خون به دلیل وجود کلسیم ناکافی در غذا کاهش یابد، هورمونها اوستئوکلاست را وامیدارند تا اين کمبود را با استخراج از استخوانها جبران کند، و اين باعث ضعيف شدن استخوانها میشود.
. . .
پوکی استخوان
پوکی استخوان یک بیماری ناسازگار است، که عمدتاً به دلیل تعامل بین ژنهایی که به ارث بردهاید و چندین عامل خطر ایجاد میشود: فعالیت بدنی، سن، جنسیت، هورمونها و رژیم غذایی. بدترین حالت این است که یک زن یائسه کم تحرک باشد، که در جوانی هم ورزش چندانی نمیکرده، کلسیم کافی نمیخورد و ویتامین د کافی دریافت نمیکند. سیگار کشیدن نیز بیماری را تشدید میکند.
يکی از بزرگترين عواملی که پوکی استخوان را به يک بيماری ناسازگار جديد بدل کرده، کمبود فعاليت بدنی است.
برای درک اینکه چگونه سن، جنس، ورزش، هورمونها و رژیم غذایی با هم تعامل دارند و باعث پوکی استخوان میشوند، بیایید بررسی کنیم که این عوامل خطر چگونه بر دو نوع سلول اصلی، که استخوانهای شما را ایجاد میکنند، تأثیر میگذارند: اوستئوبلاستها و اوستئوکلاستها.
اوستئوبلاستها سلولهایی هستند که استخوان جدید میسازند و اوستئوکلاستها سلولهایی هستند که استخوان قدیمی را حل کرده و از بین میبرند. هر دو نوع سلول مورد نیاز است، زیرا همانطور که اغلب باید دیوارهای قدیمی را برای ساختن دیوارهای جدید جهت بازسازی خانه خراب کنید، هر دو نوع سلول نیز باید برای رشد و ترمیم استخوانها هماهنگ عمل کنند. هنگامی که یک استخوان به طور طبیعی رشد میکند، اوستئوبلاستها نسبت به اوستئوکلاستها فعالتر هستند (در غیر این صورت استخوانها ضخیمتر نمیشوند). اما با افزایش سن و کاهش یا توقف رشد اسکلت، اوستئوبلاستها استخوان کمتری تولید میکنند و زمان بیشتری را صرف تنظیم ترمیم استخوان میکنند. سپس اوستئوبلاستها سوراخ را با استخوان جدید و سالم پر میکنند. در شرایط عادی، اوستئوبلاستها تقریباً به همان اندازه استخوان جایگزین میکنند که اوستئوکلاستها از بين میبرند. با این حال، پوکی استخوان زمانی ایجاد میشود که فعالیت اوستئوکلاستها از فعالیت اوستئوبلاستها پیشی بگیرد.
علاوه بر فعالیت بدنی و اوستروژن، عامل اصلی دیگری که خطر ابتلا به پوکی استخوان را افزایش میدهد، رژیم غذایی، به ویژه ميزان مصرف کلسیم است.
اگر سطح کلسیم در خون به دلیل وجود کلسیم ناکافی در غذا کاهش یابد، هورمونها اوستئوکلاست را وامیدارند تا اين کمبود را با استخراج از استخوانها جبران کند، و اين باعث ضعيف شدن استخوانها میشود.
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين
آلرژی
امتياز عفونتزدايی نکردن هر آنچه را که میبينيم، یا خودداری از استفادۀ بیش از حد از آنتیبیوتیکها و داروهایی ديگر از این دست این است که برخی از میکروبها و کرمها نقش مهمی در فعال کردن سیستم ایمنی دارند.
همانطور که استخوانهای شما برای رشد نیاز به تحمل فشار دارند، سیستم ایمنی بدن شما نیز برای بلوغ مناسب به میکروبها نیاز دارد. سیستم ایمنی در حال تحول، مثل هر سیستم دیگری در بدن، نیاز به تعامل با محیط دارد تا قابليتش را به طور مناسب با نيازها مطابقت دهد. مقابلۀ ناکافی ایمنی به یک مهاجم خارجی مضر میتواند به معنای مرگ باشد، اما مقابلۀ بيش از حد لازم نیز خطرناک است، زيرا میتواند سلولهای بدن را مورد حمله قرار دهد، و به صورت یک واکنش آلرژیک یا یک بیماری خود ایمنی جلوهگر شود
این تفکر که مقدار معینی از آلودگی هم طبیعی است و هم برای ایجاد یک سیستم ایمنی سالم ضروری است، به عنوان فرضیۀ بهداشت شناخته شده است.
آلرژیها پاسخهای التهابی مضری هستند که زمانی رخ میدهند که سیستم ایمنی بدن نسبت به مواد معمولی خوشخیم، مثل بادامزمینی، گرده یا پشم واکنش افراطی نشان دهد.
برای بررسی اینکه چگونه و چرا رعایت بیش از حد بهداشت میتواند مواد بیضرر، مثل گرده، را مرگبار کند، اجازه دهید مرور کوتاهی دربارۀ نحوۀ محافظت سیستم ایمنی داشته باشيم. وقتی مواد خارجی وارد بدن میشوند، سلولهای خاصی از بدن مهاجمان را هضم میکنند و سپس تکههايی (معروف به آنتیژن) را روی سطوح آنها، مانند تزئینات درخت کریسمس باقی میگذارند. سپس سلولهای ایمنی ديگر، معروف به سلولهای تی کمککننده، که در سراسر بدن شما وجود دارند، فعال میشوند و سلولهای مهاجم را با آنتی ژنها روبهرو میکنند.
معمولاً سلولهای ايمنی «تی کمککننده» با آنتیژنها مدارا میکنند و هیچ کاری انجام نمیدهند. با این حال، گاهی اوقات، یک سلول ايمنی تی کمککننده آنتیژن را مضر ارزيابی میکند. هنگامی که این اتفاق میافتد، اين سلول ايمنی دو گزینه دارد. یکی از آنها به کارگیری گلبولهای سفید بزرگ است، که هر چیزی را با آن آنتیژن میبلعند و سپس هضم میکنند. این نوع پاسخ سلولی تمام سلولهای آلودۀ بدن (توسط ویروسها یا باکتریها) را از بين میبرند.
گزینۀ دیگر، که برای مبارزه با مهاجمان، که در جریان خون یا مایعات دیگر در بدن شناورند، بهتر عمل میکند، این است که سلولهای ايمنی «تی کمککننده» سلولهایی را فعال کنند که آنتیبادیهای مقابله با آن آنتیژن خارجی خاص را تولید میکنند. انواع مختلفی از آنتیبادی وجود دارد، اما واکنشهای آلرژیک تقریباً همیشه آنتیبادیهای آیجیای (همچنین معروف به گلبولهای ايمنی آیجیای) را درگير میکنند. وقتی این آنتیبادیها به آنتیژن متصل میشوند، سلولهای ایمنی دیگری را جذب میکنند، که حملۀ همهجانبهای را به هر چیزی که به صورت آنتیژن نمايان میشود انجام میدهند.
در میان سلاحهای به کار رفته، مواد شیمیایی، مثل هیستامین وجود دارد که باعث التهاب میشوند ـ جوش، آبریزش بینی، یا گرفتگی مجراهای هوایی در ریهها. آنها همچنین باعث گرفتگی عضلانی میشوند و به صورت آسم، اسهال، سرفه، استفراغ و علائم ناخوشایند ديگر متبلور میشوند، که به شما کمک میکند مهاجمان را بیرون بریزید.
. . .
آلرژی
امتياز عفونتزدايی نکردن هر آنچه را که میبينيم، یا خودداری از استفادۀ بیش از حد از آنتیبیوتیکها و داروهایی ديگر از این دست این است که برخی از میکروبها و کرمها نقش مهمی در فعال کردن سیستم ایمنی دارند.
همانطور که استخوانهای شما برای رشد نیاز به تحمل فشار دارند، سیستم ایمنی بدن شما نیز برای بلوغ مناسب به میکروبها نیاز دارد. سیستم ایمنی در حال تحول، مثل هر سیستم دیگری در بدن، نیاز به تعامل با محیط دارد تا قابليتش را به طور مناسب با نيازها مطابقت دهد. مقابلۀ ناکافی ایمنی به یک مهاجم خارجی مضر میتواند به معنای مرگ باشد، اما مقابلۀ بيش از حد لازم نیز خطرناک است، زيرا میتواند سلولهای بدن را مورد حمله قرار دهد، و به صورت یک واکنش آلرژیک یا یک بیماری خود ایمنی جلوهگر شود
این تفکر که مقدار معینی از آلودگی هم طبیعی است و هم برای ایجاد یک سیستم ایمنی سالم ضروری است، به عنوان فرضیۀ بهداشت شناخته شده است.
آلرژیها پاسخهای التهابی مضری هستند که زمانی رخ میدهند که سیستم ایمنی بدن نسبت به مواد معمولی خوشخیم، مثل بادامزمینی، گرده یا پشم واکنش افراطی نشان دهد.
برای بررسی اینکه چگونه و چرا رعایت بیش از حد بهداشت میتواند مواد بیضرر، مثل گرده، را مرگبار کند، اجازه دهید مرور کوتاهی دربارۀ نحوۀ محافظت سیستم ایمنی داشته باشيم. وقتی مواد خارجی وارد بدن میشوند، سلولهای خاصی از بدن مهاجمان را هضم میکنند و سپس تکههايی (معروف به آنتیژن) را روی سطوح آنها، مانند تزئینات درخت کریسمس باقی میگذارند. سپس سلولهای ایمنی ديگر، معروف به سلولهای تی کمککننده، که در سراسر بدن شما وجود دارند، فعال میشوند و سلولهای مهاجم را با آنتی ژنها روبهرو میکنند.
معمولاً سلولهای ايمنی «تی کمککننده» با آنتیژنها مدارا میکنند و هیچ کاری انجام نمیدهند. با این حال، گاهی اوقات، یک سلول ايمنی تی کمککننده آنتیژن را مضر ارزيابی میکند. هنگامی که این اتفاق میافتد، اين سلول ايمنی دو گزینه دارد. یکی از آنها به کارگیری گلبولهای سفید بزرگ است، که هر چیزی را با آن آنتیژن میبلعند و سپس هضم میکنند. این نوع پاسخ سلولی تمام سلولهای آلودۀ بدن (توسط ویروسها یا باکتریها) را از بين میبرند.
گزینۀ دیگر، که برای مبارزه با مهاجمان، که در جریان خون یا مایعات دیگر در بدن شناورند، بهتر عمل میکند، این است که سلولهای ايمنی «تی کمککننده» سلولهایی را فعال کنند که آنتیبادیهای مقابله با آن آنتیژن خارجی خاص را تولید میکنند. انواع مختلفی از آنتیبادی وجود دارد، اما واکنشهای آلرژیک تقریباً همیشه آنتیبادیهای آیجیای (همچنین معروف به گلبولهای ايمنی آیجیای) را درگير میکنند. وقتی این آنتیبادیها به آنتیژن متصل میشوند، سلولهای ایمنی دیگری را جذب میکنند، که حملۀ همهجانبهای را به هر چیزی که به صورت آنتیژن نمايان میشود انجام میدهند.
در میان سلاحهای به کار رفته، مواد شیمیایی، مثل هیستامین وجود دارد که باعث التهاب میشوند ـ جوش، آبریزش بینی، یا گرفتگی مجراهای هوایی در ریهها. آنها همچنین باعث گرفتگی عضلانی میشوند و به صورت آسم، اسهال، سرفه، استفراغ و علائم ناخوشایند ديگر متبلور میشوند، که به شما کمک میکند مهاجمان را بیرون بریزید.
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين
ضرورت فعاليت بدنی
فرض بر این است که هر چیزی که به شما احساس راحتی بیشتری میدهد باید خوب باشد و مردم مبالغ هنگفتی میپردازند تا از گرما و سرما خلاصی يابند يا از پلهها بالا نروند، سنگينی بلند نکنند، تقلا نکنند يا نایستند. در طول چند نسل گذشته، ولع ما برای راحتی و لذت جسمانی الهام بخش بسیاری از اختراعات جدید بوده است و برخی از کارآفرینان را ثروتمند کرده است. اما در عین حال، برخی از این نوآوریها ناتوانی را شايع میکنند، بهویژه در میان ما که نمیتوانیم بر امیال خود مهار زنيم.
ماهیچهها برای فعالیتهای شدید، مثل دویدن، پیادهروی و شنا نیاز به اکسیژن بیشتری دارند، بنابراین سختتر نفس میکشید، ضربان قلب شما افزایش مییابد، فشار خون شما بالا میرود، عضلات شما خسته میشوند و غیره. این فشارها واکنشهای تطبیقی متعددی را در سیستمهای قلبی عروقی، تنفسی و اسکلتی عضلانی ایجاد میکنند، و اين قابليتهای آنها را افزایش میدهد. ماهیچههای قلب تقویت میيابند و بزرگ میشوند، سرخرگها رشد میکنند و انعطافپذیرتر میشوند، فيبر ماهیچهها بيشتر میشود، استخوانها ضخیم میشوند.
فعالیت بدنی برای رشد و عملکرد صحیح سیستم قلبی عروقی لازم است. فعالیت هوازی نه تنها قلب شما را تقویت میکند، بلکه نحوۀ ذخیره، آزاد شدن و استفاده از چربیها را در سراسر بدن، از جمله در کبد و ماهیچهها، تنظیم میکند. بسیاری از مطالعات به طور مداوم نشان دادهاند که حتی سطوح متوسط فعالیت بدنی مانند پیادهروی ۲۰ کيلومتر در هفته به طور قابل توجهی سطوح کلسترولهای خوب را افزایش میدهد و سطح تریگلیسیرید را در خون کاهش میدهد - که هر دو خطر بیماری قلبی را کاهش میدهند.
یکی دیگر از مزایای حیاتی فعالیت بدنی کاهش سطح التهاب در شریانها است، و در اين ميان مقصر واقعی آتهروسکلهروز است. به طور کلی، به نظر میرسد تداوم فعاليت جسمی اثرات مفیدتری بر این عوامل خطر داشته باشد تا شدت فعاليت جسمی. فعالیت بدنی شدید همچنین با تحریک رشد رگهای جدید، فشار خون شما را کاهش میدهد و ماهیچههای قلب و دیوارههای شریانها را تقویت میکند.
بزرگسالانی که به طور منظم ورزش میکنند، خطر حملۀ قلبی یا سکتۀ مغزی را تقریباً به نصف کاهش میدهند (پس از اصلاح سایر عوامل خطر)، و هر چه ورزش شدیدتر باشد، خطر باز هم بیشتر کاهش میيابد. از منظر تکاملی، این آمار منطقی است، زیرا سیستم قلبی ـ عروقی برای تحریک مکانیسمهای ترمیم طبیعی خود نيازمند محرکهایی است که از فعالیت بدنی میآیند. فعالیت شدید در طول زندگی طبیعی است، بنابراین جای تعجب نیست که فقدان فعالیت بدنی باعث بروز انواع مختلف آسیب شناسی، از جمله تصلب شريان میشود.
. . .
ضرورت فعاليت بدنی
فرض بر این است که هر چیزی که به شما احساس راحتی بیشتری میدهد باید خوب باشد و مردم مبالغ هنگفتی میپردازند تا از گرما و سرما خلاصی يابند يا از پلهها بالا نروند، سنگينی بلند نکنند، تقلا نکنند يا نایستند. در طول چند نسل گذشته، ولع ما برای راحتی و لذت جسمانی الهام بخش بسیاری از اختراعات جدید بوده است و برخی از کارآفرینان را ثروتمند کرده است. اما در عین حال، برخی از این نوآوریها ناتوانی را شايع میکنند، بهویژه در میان ما که نمیتوانیم بر امیال خود مهار زنيم.
ماهیچهها برای فعالیتهای شدید، مثل دویدن، پیادهروی و شنا نیاز به اکسیژن بیشتری دارند، بنابراین سختتر نفس میکشید، ضربان قلب شما افزایش مییابد، فشار خون شما بالا میرود، عضلات شما خسته میشوند و غیره. این فشارها واکنشهای تطبیقی متعددی را در سیستمهای قلبی عروقی، تنفسی و اسکلتی عضلانی ایجاد میکنند، و اين قابليتهای آنها را افزایش میدهد. ماهیچههای قلب تقویت میيابند و بزرگ میشوند، سرخرگها رشد میکنند و انعطافپذیرتر میشوند، فيبر ماهیچهها بيشتر میشود، استخوانها ضخیم میشوند.
فعالیت بدنی برای رشد و عملکرد صحیح سیستم قلبی عروقی لازم است. فعالیت هوازی نه تنها قلب شما را تقویت میکند، بلکه نحوۀ ذخیره، آزاد شدن و استفاده از چربیها را در سراسر بدن، از جمله در کبد و ماهیچهها، تنظیم میکند. بسیاری از مطالعات به طور مداوم نشان دادهاند که حتی سطوح متوسط فعالیت بدنی مانند پیادهروی ۲۰ کيلومتر در هفته به طور قابل توجهی سطوح کلسترولهای خوب را افزایش میدهد و سطح تریگلیسیرید را در خون کاهش میدهد - که هر دو خطر بیماری قلبی را کاهش میدهند.
یکی دیگر از مزایای حیاتی فعالیت بدنی کاهش سطح التهاب در شریانها است، و در اين ميان مقصر واقعی آتهروسکلهروز است. به طور کلی، به نظر میرسد تداوم فعاليت جسمی اثرات مفیدتری بر این عوامل خطر داشته باشد تا شدت فعاليت جسمی. فعالیت بدنی شدید همچنین با تحریک رشد رگهای جدید، فشار خون شما را کاهش میدهد و ماهیچههای قلب و دیوارههای شریانها را تقویت میکند.
بزرگسالانی که به طور منظم ورزش میکنند، خطر حملۀ قلبی یا سکتۀ مغزی را تقریباً به نصف کاهش میدهند (پس از اصلاح سایر عوامل خطر)، و هر چه ورزش شدیدتر باشد، خطر باز هم بیشتر کاهش میيابد. از منظر تکاملی، این آمار منطقی است، زیرا سیستم قلبی ـ عروقی برای تحریک مکانیسمهای ترمیم طبیعی خود نيازمند محرکهایی است که از فعالیت بدنی میآیند. فعالیت شدید در طول زندگی طبیعی است، بنابراین جای تعجب نیست که فقدان فعالیت بدنی باعث بروز انواع مختلف آسیب شناسی، از جمله تصلب شريان میشود.
. . .
کتاب داستان بدن انسان در حال حاضر در بازار موجود است:
https://rowzanehnashr.com/product/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/
https://rowzanehnashr.com/product/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/
نشر روزنه
داستان بدن انسان
داستان بدن انسان کتابی از دانیل لیبرمن استاد دانشگاه هاروارد در رشته دیرین مردمشناسی است که توسط نیک گرگین ترجمه شده است.
Forwarded from انتشارات روزنه
📚#تازه_های_نشر
«داستان بدن انسان» روایت روند تکامل شش ميليون سالۀ انسان، سلامتی و بیماریهای او از بُعد زیستی و فرهنگی است. لیبرمن در این کتاب با تمرکز بر چند جنبۀ مهم از تکامل در ارتباط با رژیم غذایی و فعالیت بدنی، استدلال میکند که حوزۀ رو به رشد پزشکی تکاملی میتواند به ما در فهم علل بروز و نحوۀ پیشگیری از انواع سرطان، بیماریهای قلبی، پوکی استخوان، دیابت، آلزایمر و اضافه وزن کمک کند. این زیستشناس تکاملی معتقد است رفتارهای ناسازگار ما در طی مسیر تکامل چنین بيماریهای مزمنی را بر ما تحميل کردهاند. او با ارائۀ راهکارهایی عملی، همۀ کسانی را که برای سلامت خود ارزش قائلند به تأمل در تکامل فرا میخواند.
نام کتاب: داستان بدن انسان
نویسنده: دانیل لیبرمن
مترجم: نیک گرگین
قطع: رقعی
چاپ: اول
تعداد صفحات: ۴۶۶
🛒خرید اینترنتی کتاب با ۲۰٪ تخفیف
📖مطالعۀ صفحات نخست
#انتشارات_روزنه
#کسی_تنهاست_که_کتاب_نمیخواند
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️تلگرام نیک گرگین (مترجم کتاب)
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
«داستان بدن انسان» روایت روند تکامل شش ميليون سالۀ انسان، سلامتی و بیماریهای او از بُعد زیستی و فرهنگی است. لیبرمن در این کتاب با تمرکز بر چند جنبۀ مهم از تکامل در ارتباط با رژیم غذایی و فعالیت بدنی، استدلال میکند که حوزۀ رو به رشد پزشکی تکاملی میتواند به ما در فهم علل بروز و نحوۀ پیشگیری از انواع سرطان، بیماریهای قلبی، پوکی استخوان، دیابت، آلزایمر و اضافه وزن کمک کند. این زیستشناس تکاملی معتقد است رفتارهای ناسازگار ما در طی مسیر تکامل چنین بيماریهای مزمنی را بر ما تحميل کردهاند. او با ارائۀ راهکارهایی عملی، همۀ کسانی را که برای سلامت خود ارزش قائلند به تأمل در تکامل فرا میخواند.
نام کتاب: داستان بدن انسان
نویسنده: دانیل لیبرمن
مترجم: نیک گرگین
قطع: رقعی
چاپ: اول
تعداد صفحات: ۴۶۶
🛒خرید اینترنتی کتاب با ۲۰٪ تخفیف
📖مطالعۀ صفحات نخست
#انتشارات_روزنه
#کسی_تنهاست_که_کتاب_نمیخواند
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️تلگرام نیک گرگین (مترجم کتاب)
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
انقراض ششم ـ ترجمه نيک گرگين.pdf
4.9 MB
از آنجا که نشر ثالث از پرداخت حق ترجمه به مترجم و کپی رایت به نویسنده خودداری کرده، این ترجمه را آزادانه منتشر میکنم.
در نسخۀ چاپی ویراستار نشر ثالث تغییرات زیادی در ترجمه داده که در بسیاری از موارد متن اشتباه شده، به این دلیل ساده که ویراستار نشر ثالث نه به زبان انگلیسی تسلط کافی دارد و نه به زبان فارسی.
در نسخۀ چاپی ویراستار نشر ثالث تغییرات زیادی در ترجمه داده که در بسیاری از موارد متن اشتباه شده، به این دلیل ساده که ویراستار نشر ثالث نه به زبان انگلیسی تسلط کافی دارد و نه به زبان فارسی.