Nick Gorguin
927 subscribers
17 photos
17 videos
5 files
6 links
Download Telegram
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

آغاز شکارگری ـ خوراک‌جويی

شکار ـ خوراک‌جويی با هومو ارکتوس آغاز شد. دو ميليون سال پيش هومو ارکتوس‌ها، به عنوان اولين خويشاوندان انسانی، ابتدا در آفریقا در ۱.۹ میلیون سال پیش تکامل یافتند و سپس به سرعت شروع به پراکنده شدن از آفریقا به بقیه جهان قدیم کردند. اينها مغزی بزرگ‌تر و بدن‌هايی جديد، شبيه به انسان امروزی داشتند، به خصوص از گردن به پايين.

هومو ارکتوس تقریباً دو میلیون سال در سه قاره دوام آورد. مغز هومو ارکتوس از نظر اندازۀ متوسط بین مغز استرالوپیت و مغز انسان بود. دندان‌های آنها تقریباً مشابه دندان‌های انسان امروزی بودند، اما کمی بزرگ‌تر. اندازۀ مغز از زمان پيدايش اين گونه تقریباً دو برابر شد و پس از یک میلیون سال تقریباً به سطح امروزی رسید.

هايدلبرگنسيس
هايدلبرگنسيس گونه‌ای است که پس از هومو ارکتوس شکل گرفت. اين گونه‌ای بود که در ۷۹۰ هزار سال قبل آتش را مهار کرد و کوره‌های آتش می‌ساخت و اولين پناهگاه‌های ساده توسط اين گونه ساخته می‌شد. هايدلبرگنسيس همچنين به عنوان شگارگر حيوانات بزرگ، مثل آهو، اسب، فيل، کرگدن و اسب آبی شناخته شده است، که از نيزه‌های چوبی برای شکار استفاده می‌کرده است. هومو هايدلبرگنسيس نياکان مشترک نئاندرتال‌ها و هومو ساپی‌ينس به شمار می‌رود.

نئاندرتال‌ها
نئاندرتال‌ها تنومندترين و بزرگ‌مغزترين گونۀ انسانی بوده و عمدتاً از طريق شکار، به کمک نيزه‌های سنگی سنگين، ارتزاق می‌کرده‌اند. دورۀ حيات اين گونه از سيصد هزار تا سی هزار سال پيش تخمين زده می‌شود که توسط هومو ساپی‌ينس به نابودی کشانده شد.
نئاندرتال‌ها و انسان‌های نوين در واقع گونه‌های مستقلی بودند که حداقل بين هشتصد تا چهارصد هزار سال پیش از نظر ژنتیک از هم جدا شدند.

نئاندرتال‌ها ابزارهای سنگی پیچیده و ظريفی می‌ساختند که از آنها برای ابزارهای مختلف مثل نوک و چاقو استفاده می‌کردند. آنها غذای خود را می‌پختند و حیوانات بزرگی، مثل آهوی وحشی، گوزن و اسب شکار می‌کردند. اما نئاندرتال‌ها، علیرغم دستاوردهای‌شان، در رفتارشان کاملاً مدرن نبودند. آنها ابزارهای کمی از استخوان، از جمله سوزن، درست می‌کردند، که نشان می‌دهد که برای خود از پوست لباس می‌دوختند. آنها مردگان خود را دفن می‌کردند و تقریباً هیچ اثری از رفتار نمادین، مثل هنر، از خود به جای نگذاشتند. آنها به ندرت ماهی یا صدف می‌خوردند، حتی اگر این ماهی‌ها در برخی از زیستگاه‌هایی که نئاندرتال ها در آن زندگی می کردند، فراوان بود. آنها به ندرت مواد خام را بیش از ۲۵ کیلومتر حمل می‌کردند.

زمانی که انسان‌های نوين، از حدود چهل هزار سال پیش، به اروپا رسیدند، عمدتاً جایگزین نئاندرتال‌ها شدند.
.
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين


همکاری و تقسيم خوراک و خدمات متقابل

اولین شکارگران ـ خوراک‌جويان به قدری از اشتراک غذا سود می‌بردند که به سختی می‌توان تصور کرد که بتوانند بدون همکاری نر و ماده و همکاری گروهی زنده بمانند. به علاوه، تقسيم غذا نه فقط در ميان خانواده با همسر و فرزند، بلکه بین اعضای یک گروه نیز انجام می‌شد، و اين اهمیت حياتی همکاری اجتماعی میان شکارگران ـ

خوراک‌جويان را برجسته می‌کند. تقسيم و اشتراک‌گذاری در واقع یک استراتژی حیاتی برای کاهش خطر گرسنگی است. مردان نیز گاهی اوقات به صورت گروهی شکار می‌کردند تا احتمال موفقیت خود را در شکار افزایش دهند و در ادامه به یکدیگر کمک می‌کردند تا لاشه‌ها را به خانه برسانند.

جای تعجب نیست که شکارگر ـ خوراک‌جويان برابری طلب بودند و اهميت زیادی به روابط متقابل می‌دادند و به ديگران کمک می‌کردند، تا منابع منظم‌تری داشته باشند. در دنیای همکاری شکارگر ـ خوراک‌جو، مشارکت نکردن و عدم همکاری می‌توانست به معنای نيستی باشد. همکاری گروهی احتمالاً طی بیش از دو میلیون سال برای شکارگر ـ خوراک‌جو اساسی بوده است.

شکار و جمع آوری موثر نیازمند همکاری مؤثر از طریق به اشتراک گذاشتن غذا و اطلاعات و سایر منابع است. علاوه بر این، همکاری میان شکارگر ـ خوراک‌جو نه تنها در میان خویشاوندان، بلکه در میان اعضای ساير اعضای گروه نیز رواج داشت. همه به يکديگر کمک می‌کردند. مادران برای جست‌وجو و فرآوری خوراک و مراقبت از فرزندان یکدیگر به هم کمک می‌کردند. پدران در شکار، تقسيم غنائم آن و نيز در ساختن پناهگاه، حفاظت از منابع و کارهای ديگر به هم کمک می‌کردند.

همۀ اين‌ها نياز به مهارت‌های شناختی پیچیده‌ای، فراتر از اشکال ارتباطی میمون‌ها داشت. برای همکاری مؤثر، نياز به درک متقابل، توانايی برقراری ارتباط از طريق زبان، توانايی استدلال کردن و پیگیری تعاملات اجتماعی پیچیدۀ گروهی است.

شکار و خوراک‌جويی نظامی یکپارچه با چهار جزء ضروری است: جمع آوری غذاهای گیاهی، شکار گوشت، همکاری فشرده و پردازش مواد غذایی. انسان‌ها حداقل از ۲.۶ میلیون سال پیش شروع به مصرف گوشت کرده‌اند.
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

ابزارسازی

آماده‌سازی نياز به وجود ابزارهایی برای حفاری و استخراج ريشه‌ها و غده‌های خوراکی از درون خاک، شکار و قصابی حیوانات، پردازش غذای جمع‌آوری شده و موارد دیگر داشت. دوپا شدن پيش از آن دست‌ها را برای ابزارسازی آزاد کرده بود. از زمانی که شکار و جمع‌آوری تکامل یافت، بقای انسان شديداً به پردازش خوراک و طعمه‌های شکار بستگی داشت.

شاید تکامل برای حفاری با چوب زمینه را برای تکامل بعدی برای ساخت و استفاده از ابزار سنگی فراهم کرد. تاريخ ابزارسازی به حداقل ۲.۶ ميليون سال برمی‌گردد. پژوهش‌هايی نشان داده که قدیمی‌ترین ابزارهای سنگی از جمله برای برش گوشت و بیشتر برای برش گیاهان استفاده می‌شدند. اما حدود دو ميليون سال طول کشيد تا انسان بتواند ساده‌ترین سرنیزه‌های سنگی بسازد (در حدود پانصد هزار سال). تیر و کمان هم کمتر از صد هزار سال پیش اختراع شد.
..
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

رشد مغز

مغزهای بزرگ‌تر نياز به انرژی زياد دارند. مغز انسان فقط ۲ درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد، اما حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از بودجۀ انرژی استراحت بدن را مصرف می‌کند.

یکی از مزایای آشکار مغزهای بزرگ‌تر کمک و همکاری متقابل، اغلب در گروه‌های بزرگ است. اندازۀ نئوکورتکس در میان گونه‌های نخستی‌، (پريماها) به خوبی با اندازۀ گروه ارتباط دارد. اگر این رابطه برای انسان‌های نوين هم صادق باشد، پس مغز ما برای شبکه‌های اجتماعی حدود ۱۰۰ تا ۲۳۰ نفر تکامل یافته است و اين ميزان می‌تواند در انطباق با جماعت‌های شکارگر معمولی دوران پارينه‌سنگی باشد.

یکی دیگر از مزایای اصلی مغزهای بزرگ‌تر باید بهبود توانایی در شناخت طبیعت باشد. مهار آتش و پختن برای دست‌يابی به انرژی موجود بيشتر اقلام خوراکی برای رشد مغز ضروری بود. مغزهای بزرگ به این دلیل تکامل یافتند که به ما کمک کنند فکر کنیم، به خاطر بسپاریم و کارهای شناختی پیچیدۀ دیگری را انجام دهیم.

دليل اين که مغزهای بزرگ زودتر تکامل نیافتند و حیوانات بیشتری مغزی به بزرگی مغز انسان ندارند، عدم دسترسی به ميزان کافی انرژی برای تغذيۀ آن است. مغزهای بزرگ برای اکثر گونه‌ها انرژی زيادی مصرف می‌کنند، اما شکار و جمع‌آوری باعث شد تا هومو ارکتوس و هوموهای کهن بتوانند مغزهای بزرگ‌تر و پرهزینه‌تری را نسبت به گذشته رشد دهند.

دليل وجود حجم نسبتاً زياد مغز اين است که تعداد سلول‌های مغزی به نام نورون دو برابر بيشتر است. تودۀ سلولی این نورون‌های اضافی عمدتاً در لایۀ بیرونی مغز قرار دارد، ناحیه‌ای به نام نئوکورتکس، جایی که تقریباً تمام عملکردهای شناختی پیچیده، مثل حافظه، تفکر، زبان و آگاهی رخ می‌دهند. حتی اگر نئوکورتکس انسان فقط چند میلیمتر عرض دارد، باز شدن آن ۰,۲۵ متر مربع را پوشش می‌دهد. وجود همين نورون‌های بیشتر در مغز انسان، نسبت به شامپانزه‌ها، میلیون‌ها اتصال بیشتر ایجاد می‌کنند. از آنجایی که مغز از طریق شبکۀ اتصالات خود عمل می‌کند، نئوکورتکس انسان، به دلیل بزرگ‌تر و هم‌پيوسته‌تر بودن، پتانسیل بسیار بیشتری برای انجام کارهای پیچیده‌ای، مثل یادآوری، استدلال، و فكر كردن دارد. اگر مغزهای بزرگ‌تر شما را باهوش‌تر می‌کند، پس نئاندرتال‌ها و دیگر انسان‌های باستانی با مغزهای بزرگ‌تر خود تقريباً باهوش بودند.

..
بيست_و_يک_درس_برای_قرن_بيست_و_يکم_ـ_ترجمه_نيک_گرگين.pdf
2.5 MB
بيست و يک درس برای قرن بيست و يکم ـ ترجمه نيک گرگين
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين


فرآوری

پردازش مکانیکی غذا با برش، آسیاب کردن و کوبیدن به طور قابل توجهی هزینۀ هضم غذا را کاهش می‌دهد. آشپزی حتی تأثیرات اساسی‌تری دارد. برخی از غذاها، مانند سیب زمینی یا سایر مواد مغذی، با پخته شدن کالری دوبرابر تولید می‌کنند. یکی دیگر از مزایای آشپزی این است که میکروب‌های بیماری‌زا را از بین می‌برد و به طور قابل توجهی هزینۀ سیستم ایمنی را کاهش می‌دهد.

مردم حداقل تا زمانی که مشغول شکار و جمع‌آوری بودند، غذای خود را فرآوری می‌کردند. اين نياکان انسانی اوليه متوجه شدند که با تبدیل شدن به شکارگر ـ خوراک‌جو، می‌توانند غذای با کیفیت بالا را تهیه و پردازش کنند. غذاهای سخت فيبری نياز به آماده‌سازی و کوبيدن و فرآوری داشتند. عمل شکار هم نيازمند برنامه‌ريزی و هم نياز به پردازش لاشه‌ها داشت.
این شیوۀ زندگی مستلزم پیمودن روزانۀ مسافت‌های طولانی برای جست‌وجوی خوراک و گاهی برای شکار و قصابی طعمه بود. شکار و گردآوری خوراک نیز نیازمند سطوح فشردۀ همکاری و فناوری ساده بود. رگه‌های همۀ این رفتارها، که قدمت آن‌ها به ۲.۶ میلیون سال پیش می‌رسد، از قدیمی‌ترین مکان‌های باستان‌شناسی شناخته شده است.

این مجموعه رفتارهای اساسی، از جمله به اشتراک گذاشتن خوراک و خدمات متقابل، ساخت ابزار و فرآوری غذا جنس انسان را متحول کردند.


زبان و گفتار

برخی از بزرگ‌ترین پیشرفت‌های فرهنگی چند هزار سال اخیر به لطف روش‌های مؤثرتر انتقال اطلاعات، مانند فن نوشتن، فن چاپ، تلفن و اینترنت رخ داده است. با این حال، این انقلاب‌ها و سایر انقلاب‌های اطلاعاتی، همگی از یک جهش بزرگ قديمی‌‌تر و اساسی‌تر در ارتباطات ناشی می‌شوند: گفتار انسان نوين.

دستگاه صوتی انسان به دو دلیل خاص است. یکی این است که مغز ما مهارت خارق‌العاده‌ای در کنترل سريع و دقيق حرکات زبان و ساختارهای ديگری که آن را تنظيم می‌کنند، دارد. علاوه بر این، چهرۀ کوتاه و رو به عقب انسان نوين به دستگاه صوتی او یک ويژگی منحصر به فرد، با خواص صوتی قابل استفاده‌ای می‌دهد

مجرای صوتی انسان با شکل منحصر به فرد خود و لوله‌های افقی و عمودی برابر، بر گفتار ما تأثیر می‌گذارد. اگرچه انسان‌های کهن، مانند نئاندرتال‌ها مطمئناً زبان داشتند، اما چهرۀ منحصربه‌فرد کوتاه و منقبض انسان‌های امروزی باعث می‌شد که صداهای گفتاری واضح و قابل تفسیر را با سرعت بسیار سریع بهتر به زبان بیاوریم. ما یک گونۀ منحصر به فرد نقره‌ای زبان هستیم.
.
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين


تحولات فرهنگی (1)

مسیر تکاملی طولانی، انسان را به سمت راست‌قامت شدن، رژیم غذایی متنوع، شکار، خوراک‌جویی گسترده، دوندگی استقامتی، پختن و فرآوری غذا، به اشتراک گذاشتن غذا و غیره سازگار کرد. اما اگر سازگاری خاصی در انسان‌های نوين وجود داشته باشد که دلیل موفقیت تکاملی او (تا کنون) باشد، بايد توانایی‌اش در برقراری ارتباط، همکاری، تفکر و اختراع باشد. پایه‌های بیولوژیک این قابلیت‌ها ريشه در بدن، به ویژه در مغز دارد، اما تأثیرات اين قابليت‌ها خود را عمدتاً از طریق چگونگی استفاده از فرهنگ، برای نوآوری و سازگاری با شرایط جدید و متنوع، نشان می‌دهد.

پس از تکامل اولین انسان‌های نوين در آفریقا، آنها به تدریج سلاح‌های پیشرفته‌تر و ابزارهای جدیدتر اختراع کردند، هنر نمادین ایجاد کردند، به تجارت در مسافت‌های دور پرداختند و به شیوه‌های بدیع و اساساً نوين دیگری رفتار کردند. در مقايسه، نئاندرتال‌ها فاقد گرایش انسان‌های نوين برای اختراع ابزارهای جدید، اتخاذ رفتارهای جدید و بیان خواسته‌ها و تمايلات خود از طريق هنر بودند.

تحولات فرهنگی، خصوصاً از دوران پارينه‌سنگی پسين (۵۰ هزار سال پيش)، به دنبال چند ميليون سال همکاری‌های ضروری پديد آمدند. اين همکاری‌ها برای جست‌وجوی خوراک، شکار، فرآوری خوراک، مراقبت از کودکان و سالخوردگان و تنظيم شبکۀ پيچيده‌‌ای از روابط گسترده ميان صدها و هزاران نفر صورت می‌گرفت، که نظير آن در ميان متکامل‌ترين نخستی‌ها هم مشاهده نمی‌شد. اينهمه به نوبۀ خود به گسترش حجم مغز، از جمله افزايش حجم نئوکورتکس، و به دنبال آن شکل‌گيری قابليت‌های ويژۀ زبانی، تفکر انتزاعی و خيالبافی شد.

در اين دوران ابزارهای سنگی و استخوانی کارآمدتری پديد آمدند، که در خود يک انقلاب فن‌آوری محسوب می‌شد، تيغه‌های سنگی، نوک‌های تيز سنگی، فانوس، قلاب ماهی، فلوت، نيزه پرتاب‌کن و زوبين چند نمونه هستند. در اين دوران انسان شروع به ايجاد زيستگاه‌های نيمه‌دائمی کرد و موفق شد طيف وسيعی از گياهان خوراکی و حيوانات دريايی را به فهرست غذايی خود بيفزايد و روش‌های جديدی را نيز برای پردازش خوراک ابداع کند، مثل آسياب کردن و جوشاندن. همين امر باعث افزايش چشم‌گير در توليد خوراک و به دنبال آن انفجار جمعيت شد. هنرها، از جمله نقاشی بر ديوارۀ غارها، مجسمه‌های کنده‌کاری شده، تزئينات، صنايع دستی ماهرانه، و مهم‌تر از همه، شکل‌گيری عقايد نمادين و هنجارها و گروه‌بندی‌های فرهنگی متمايز به وجود آمدند. اينها همه پرده از گسترش بی‌سابقۀ قدرت خيالبافی انسان‌های اين دوران برمی‌دارد.
..
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين


تحولات فرهنگی (2)

قابليت‌های نوآوری از طريق الگوهای فرهنگی در واقع نقطۀ عطفی است که انسان‌های نوين را از نياکان خود جدا می‌کند.

از بسیاری جهات، عمیق‌ترین دگرگونی مشهود در انقلاب پارینه‌سنگی پسين، دگرگونی فرهنگی است: مردم به نحوی متفاوت فکر و رفتار می‌کردند. ملموس‌ترین جلوۀ این تغییر هنر است. تعداد انگشت‌شماری از اشیاء هنری ساده در مناطق پارینه‌سنگی میانه یافت شده است، اما در مقایسه با هنر پارینه‌سنگی پسين، که شامل صحنه‌های نقاشی دیدنی در غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای، مجسمه‌های کنده‌کاری‌شده، تزیینات باشکوه و تدفین‌های استادانه با صنایع‌دستی فوق‌العاده است، کمیاب و کم رنگ هستند.

مطمئناً همۀ مناطق پارینه‌سنگی پسين هنر را حفظ نکرده‌اند، اما مردم پارینه‌سنگی پسين اولین کسانی بودند که به طور منظم عقاید یا احساسات خود را به صورت نمادین در رسانه‌های دائمی بروز دادند. یکی دیگر از مؤلفه‌های انقلاب پارینه‌سنگی پسين، تغییرات فرهنگی است. تقریباً هیچ چیز در دوران پارینه‌سنگی میانه تغییر نکرده است: مکان‌ها، از فرانسه گرفته تا اسرائیل و اتیوپی اساساً يکسان باقی ماندند، صرف نظر از قدمت دويست، صد يا شسصت هزار سالۀ خود.

اما به محض شروع دوره پارینه‌سنگی پسين، در حدود پنجاه هزار سال پیش، می‌توان از مصنوعات برای شناسایی فرهنگ‌های متمایز استفاده کرد، که به صورت متفرقه در زمان و مکان‌های مختلف يافت می‌شد. از زمان آغاز پارینه‌سنگی پسين، هر بخش از جهان شاهد مجموعه‌ای بی‌پایان از دگرگونی‌های فرهنگی بوده است، که به صورت بی‌پايان توسط ذهن‌های مبتکر و خلاق تغذیه می‌شود. این تغییرات امروز با سرعت فزاینده‌ای همچنان ادامه دارد.

زمانی که خلاقیت فرهنگی انسان شکوفا شد، همچون يک موتور غیرقابل توقف برای تسریع تغییرات تکاملی عمل کرد. فرهنگ نیز مانند ژن‌ها، اما از طریق فرآیندهای مختلفی تکامل می‌یابد، که آن را به نیرویی بسیار قوی‌تر و سریع‌تر از انتخاب طبیعی بدل می‌کند. این به این دلیل است که ویژگی‌های فرهنگی، که به عنوان «مِم» شناخته می‌شوند، از چندین جنبۀ کلیدی با ژن‌ها متفاوت هستند. در حالی که ژن‌های جدید به طور تصادفی از طریق جهش‌های تصادفی ایجاد می‌شوند، انسان‌ها اغلب تغییرات فرهنگی را عمداً ایجاد می‌کنند.

فرهنگ به خودی خود یک ويژگی بيولوژيک نیست، اما قابلیت‌هایی که انسان را قادر می‌سازد رفتار فرهنگی داشته باشد، فرهنگ را بيافريند و آن کار گیرد و اصلاح کند، سازگاری‌های اساسی بيولوژيک هستند، که به نظر می‌رسد به طور خاص در انسان نوين شکل گرفته‌اند
...
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين


انقلاب کشاورزی

زمانی که انسان به جای شکار و جمع‌آوری خوراک شروع به کشت غذايش کرد، کشاورزی پديد آمد.
تغییرات آب و هوایی جهانی باشد. عصر یخبندان ۱۱۷۰۰ سال پیش به پایان رسید و دورۀ هالوسين آغاز شد، که نه فقط گرم‌تر از عصر یخبندان بود، بلکه پایدارتر هم بود و نوسانات شدید دما و بارندگی کمتری داشت. در طول عصر یخبندان، گاهی اوقات شکارگر ـ خوراک‌جویان سعی می‌کردند گیاهان را از طریق آزمون و خطا پرورش دهند، اما آزمایش‌های آن‌ها ریشه گرفت، شاید به این دلیل که تغییرات شدید و سریع آب و هوایی از بین رفتند.

کشت امکان بیشتری برای موفقیت در طول هالوسين داشت، زيرا الگوهای بارندگی منطقه‌ای و دما با ثبات بيشتری طی سال‌ها و دهه‌ها ادامه می‌يافتند. آب و هوای قابل پیش‌بینی و ثابت ممکن است برای شکارگر ـ خوراک‌جو مفید باشد، اما برای کشاورزان ضروری است.

زمانی که آخرین یخبندان بزرگ، حدود هجده هزار سال پيش، رو به پایان می‌رفت، تعداد اردوگاه‌ها ـ مکان‌هایی که مردم در آن زندگی می‌کردند ـ بیشتر و ابعادشان بزرگ‌تر می‌شد. هنگامی که یخ‌های قطبی کاهش یافتند و زمین شروع به گرم شدن کرد، جمعيت شکارگر ـ خوراک‌جو افزايش يافت. داشتن فرزندان بیشتر ممکن است یک نعمت به نظر برسد، اما آنها همچنین منبع استرس زیادی برای جوامع شکارگر ـ خوراک‌جو هستند، که نمی‌توانند در تراکم جمعیت بالا زنده بمانند.

حتی زمانی که شرایط آب و هوایی نسبتاً معتدل بود، تغذیۀ کودکان بيشتر خوراک‌جويان را تحت فشار قابل توجهی قرار می‌داد، تا تلاش‌های معمول جمع آوری را با کشت گیاهان خوراکی تکمیل کنند
در ابتدا، رشد غذا از طریق کشت گاه‌گاهی یک فعالیت مکمل بود که به تأمین خانواده‌های بزرگ کمک می‌کرد، اما ترکیب فرزندان بیشتر و شرایط محیطی مناسب‌تر مزایای رشد گیاهان بر هزینه‌ها چربيد. در طول نسل‌ها، گیاهان زراعی به محصولات اهلی، و گاهی باغ‌ها به مزرعه تبدیل شدند. غذا قابل پیش‌بینی‌تر شد

آنها همچنین برخی از گياهان را - آگاهانه یا ناخودآگاه – برای اهلی کردن انتخاب می‌کردند، که بزرگ‌تر و مغذی‌تر بود و همچنین آسان‌تر رشد، برداشت و پردازش می‌شد. در طی چند نسل، چنین انتخابی ماهيت گیاهان را تغيير داد و آنها را برای بقاء و تکثير به انسان وابسته کرد.
. . .
داستان بدن انسان ترجمه: نيک گرگين

انقلاب صنعتی

ويژگی اول انقلاب صنعتی استفاده از منابع جدید انرژی و ويژگی دوم سازماندهی مجدد اقتصاد و نهادهای اجتماعی بود. در نظام صنعتی ابزارهای ماشينی جای کار بدنی را گرفتند.

صنعت غذا با به کارگیری فن‌آوری‌های جدید در ابعاد اقتصادی بزرگ این معادله را به طرز چشمگیری تغییر داد. بیشتر گوشتی که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها می‌خورند، در تأسیسات غول‌پیکر و متمرکز تغذیۀ حیوانات تهيه می‌شود. اين تأسيسات مزارع یا انبارهای عظيمی هستند که در آنها صدها هزار حیوان در مکان‌های بسيار متراکم تغذيه می‌شوند. حیوانات دقیقاً مثل ما، نشاستۀ فراوان می‌خورند و بدون هيچ فعاليت بدنی چاق می‌شوند. آنها همچنین دارای سطح بالایی از بیماری‌ها هستند، زیرا فضولات حیوانی غلیظ و تراکم بالای حیوانات باعث بیماری‌های عفونی می‌شود و به این دلیل که گونه‌هایی مثل گاو دارای سیستم گوارشی هستند که به جای غلات با علف سازگار است.

در نتیجه، حیوانات به تجویز بی‌پایان آنتی‌بیوتیک و سایر داروها نیاز دارند، تا اسهال مزمن‌شان تحت کنترل قرار گيرد و از مرگ‌شان هم جلوگیری شود (مصرف آنتی‌بیوتیک همچنین باعث افزایش وزن می‌شود). اين تأسيسات غول‌پيکر همچنین در ابعاد گسترده‌ای محيط زيست را آلوده می‌کنند. آیا مزایای اقتصادی تولید صنعتی این همه گوشت ارزان قیمت با کیفیت پایین بیشتر از ناخوشی انسان‌ها و تخريب‌های زيستی‌محيطی است؟
. . .
داستان بدن انسان ترجمه: نيک گرگين


تکامل ناهنجار

اساساً، فرضيۀ ناسازگاری تکاملی، تعاملات تغيير يابندۀ بین ژن‌ها و محیط زيست را مورد بررسی قرار می‌دهد

بیماری‌های ناسازگار زيادی وجود دارد، اما همۀ آنها به دلیل تغییرات محیطی ایجاد می‌شوند، که نحوۀ عملکرد بدن را تغییر می‌دهند.

بیشتر بیماری‌های ناسازگار زمانی اتفاق می‌افتند که یک محرک رایج از سطحی که بدن برای آن سازگار است، يا بيشتر است يا کمتر، و یا اساساً برای بدن کاملاً ناشناخته است و از اين رو بدن نمی‌تواند با آن سازگاری ايجاد کند. به زبان ساده، ناسازگاری‌ها به دلیل محرک‌های خیلی زیاد، خیلی کم یا خیلی جدید ایجاد می‌شوند. برای مثال، تغيير رژيم غذايی به دنبال تکامل فرهنگی منجر به ابتلا به برخی از بیماری‌های ناسازگار می‌شود، مثلاً با خوردن چربی زياد يا کم، و يا خوردن انواع جدیدی از چربی‌هایی که بدن قادر به هضم آنها نیست (مانند چربی‌های نیمه هیدروژنه).

يکی از شايع‌ترين بیماری‌های ناسازگار پوسيدگی دندان است. نشاسته و قند بعد از غذا به دندان‌ها می‌چسبند و باکتری‌هایی را جذب می‌کنند که تکثیر می‌شوند و با پروتئین‌های موجود در دهان ترکیب می‌شوند و لايه‌‌های سفيدرنگی را در اطراف دندان‌ها تشکیل می‌دهند. هنگامی که باکتری‌ها قندها را هضم می‌کنند، اسیدی ترشح می‌کنند که جذب اين لايه‌ها می‌شوند و سپس تاج مینا را حل می‌کنند و باعث ایجاد پوسيدگی می‌شوند.
وعده‌های غذایی سرشار از کربوهیدرات‌های ساده نیز می‌توانند متابولیسم بدن را به چالش بکشند. غذاهای نشاسته‌ای، به ویژه آنهایی که برای حذف فیبر فرآوری می‌شوند، به سرعت و به آسانی به قند تبدیل می‌شوند و باعث افزایش سریع سطح قند خون می‌شوند

غذای صنعتی ممکن است ارزان باشد، اما تولید آن صدمات قابل توجهی به محیط زیست و سلامت کارگران می‌زند. به ازای هر کالری که شما دريافت می‌کنيد، تقریباً ۱۰ کالری سوخت فسیلی مصرف می‌شود تا مراحل کاشت، کوددهی، برداشت، حمل و پردازش مواد غذایی را انجام دهد.

پردازش غذا با آسیاب کردن آن به ذرات ریز، حذف فیبر و افزایش محتوای نشاسته و قند آن، نحوۀ عملکرد سیستم گوارش ما را تغییر می‌دهد
بنابراین ذرات کوچک‌تر به طور مؤثرتر هضم می‌شوند. علاوه بر این، غذاهای فرآوری شده با فیبر کمتر، مانند آرد سفید و برنج سفید، به مراحل کمتر و زمان کمتری برای هضم نیاز دارند، و اين باعث می‌شود سطح قند خون سریع‌تر افزایش یابد. چنین غذاهایی (که به آنها غذاهای با گلیسمی بالا گفته می شود) به سرعت و به راحتی تجزیه می‌شوند، اما سیستم گوارشی ما به خوبی با نوسانات سریع سطح قند خون ایجاد شده سازگار نیست. هنگامی که لوزالمعده سعی می‌کند انسولین کافی را به این سرعت تولید کند، اغلب بیش از حد انسولین تولید می‌کند و باعث افزایش سطح انسولین می‌شود، که سپس باعث می‌شود سطح قند خون به پایین‌تر از حد طبیعی برسد و شما را گرسنه کند. چنین غذاهایی باعث افزایش چاقی و دیابت نوع ۲ می‌شود.
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين


کم‌خوابی

کم‌خوابی مزمن مانع از عملکرد صحیح مغز می‌شود و سلامتی را کاهش می‌دهد. هنگامی که برای مدت طولانی کمبود خواب دارید، سیستم هورمونی بدن شما به روش‌های مختلفی پاسخ می‌دهد، که قبلاً فقط در دوره‌های کوتاه استرس سازگار بود.

به طور معمول هنگام خواب بدن مقداری هورمون رشد ترشح می‌کند، که رشد عمومی، ترمیم سلولی و عملکرد سیستم ایمنی را فعال می‌کند، اما کمبود خواب این ترشح را کاهش می‌دهد و در عوض بدن را وادار می‌کند تا هورمون کورتیزول بیشتری تولید کند. سطوح بالای کورتیزول، متابولیسم بدن را از حالت رشد به حالت ترس و فرار، با افزایش هوشیاری و انتقال قند به جریان خون تغییر می‌دهد.

این تغيير حالت برای بیدار کردن شما از رختخواب در صبح یا کمک به فرار از دست شیر مفید است، اما سطوح بالای کورتیزول مزمن باعث کاهش ایمنی، اختلال در رشد و افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ می‌شود. خواب ناکافی مزمن نیز باعث چاقی می‌شود. در طول خواب طبیعی، بدن در حالت استراحت است و باعث می‌شود سطح هورمون لپتین افزایش یابد و هورمون گرلین کاهش یابد. لپتین اشتها را سرکوب می کند و گرلین اشتها را تحریک می‌کند، بنابراین این چرخه به شما کمک می‌کند در خواب گرسنه نشوید.

با این حال، وقتی دائماً خیلی کم می‌خوابید، سطح لپتین کاهش، و سطح گرلین افزایش می‌یابد، که عملاً یک حالت قحطی را در مغزتان تداعی می‌کند، صرف نظر از اینکه چگونه تغذیه می‌شويد. بنابراین افراد کم خواب، هوس بیشتری به خوردن دارند، به ویژه برای غذاهای غنی از کربوهیدرات.
. . .
داستان بدن انسان، ترجمه نيک گرگين

چاقی

چربی کارآمدترین راه برای ذخیرۀ انرژی است و در برخی موارد نياکان ما در تفاوت با نخستی‌های ديگر، چندین سازگاری کلیدی به وجود آوردند تا چربی بیشتری ذخيره کنند.

یکی از دلایلی که به حیوانات پرورشی صنعتی آنتی بیوتیک داده می‌شود، اين است که وزن‌شان را افزايش دهند.
از انرژی برای انجام سه کار اساسی استفاده می‌کنند: رشد، حفظ بدن و تولید‌مثل.

انرژی بیش از حد، به نوبۀ خود، از جمله چربی بیش از حد بدن (به ویژه در ناحیه شکم)، می‌تواند باعث بسیاری از بیماری‌های ناسازگار شود که به دلیل محیط‌هایی که ایجاد کرده‌ایم و به این دلیل که نمی‌توانیم به طور موثر از علل آنها پیشگیری کنیم، به سرعت در حال شیوع هستند.

چربی بیش از حد شکم را به یک عامل خطر بسیار جدی‌تر از اضافه وزن برای بسیاری از بیماری‌های مرتبط با چاقی بدل می‌کند.

سیستم گوارش من در حال حاضر آن را عمدتاً به عنوان سوخت در نظر می‌گیرد و غذا را به اجزای اصلی آن تجزيه می‌کند: پروتئین‌ها، کربوهیدرات‌ها و چربی‌ها. پروتئین‌ها زنجیره‌های پیچیده‌ای از اسیدهای آمینه هستند. کربوهیدرات‌ها زنجیره‌های بلندی از مولکول‌های قند هستند. چربی‌ها از سه مولکول بلند به نام اسیدهای چرب ساخته شده‌اند، که توسط یک مولکول بی‌رنگ و بو به نام گلیسرول در کنار هم قرار می‌گیرند (در نتیجه اصطلاح شیمیایی چربی‌ها تری‌گليسيريد است).

پروتئین در درجۀ اول برای ساخت و نگهداری بافت‌ها استفاده می‌شود و به ندرت برای سوخت تجزیه می‌شود. در عوض، کربوهیدرات‌ها و چربی‌ها برای انرژی ذخیره و سوزانده می‌شوند.

سیستم‌های گوارشی ما هرگز تکامل نیافته‌اند تا بتوانند قند زياد را به این سرعت بسوزانند، و تنها کاری که در پاسخ انجام می‌دهند، قند اضافی را به چربی احشایی (شکم) تبديل می‌کنند
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

استرس

استرس یک کارکرد سازگار کهن است، برای نجات شما از موقعیت‌های خطرناک و فعال کردن ذخایر انرژی در زمان نیاز. اگر شیری در نزدیکی غرش کند، يا ماشینی به طرف شما بيايد، یا برای دویدن بروید، مغز شما به غدد فوق کلیوی (که در بالای کلیه‌های‌تان هستند) علامت می‌دهد تا مقدار کمی از هورمون کورتیزول ترشح کنند. کورتیزول باعث استرس شما نمی‌شود، بلکه زمانی که استرس دارید آزاد می‌شود.

کورتیزول در میان بسیاری از عملکردهایش، انرژی مورد نیاز و فوری را به شما می‌دهد: باعث می‌شود کبد و سلول‌های چربی، به ویژه سلول‌های چربی احشایی، گلوکز را در جریان خون آزاد کنند، ضربان قلب و فشار خون شما را افزایش می‌دهد و شما را هوشیارتر می‌کند و از خواب جلوگيری می‌کند. کورتیزول همچنین با وادار کردن شما به هوس خوردن غذاهای سرشار از انرژی، برای رهايی از استرس آماده می‌کند. در مجموع، کورتیزول یک هورمون ضروری است که به زنده ماندن شما کمک می‌کند.

استرس زمانی که از بین نرود، جنبۀ منفی و چاق کننده‌ای دارد. یکی از مشکلات استرس مزمن و طولانی‌مدت این است که سطح کورتیزول را برای مدت طولانی افزایش می‌دهد. کورتیزول زیاد، طی ساعت‌ها، هفته‌ها و حتی ماه‌ها، به دلایل زیادی مضر است، یکی از مهم‌ترین آنها شيوع چاقی از طریق یک دور باطل است، که به شرح زیر عمل می‌کند: اول، کورتیزول باعث می‌شود نه تنها گلوکز ترشح کنید، بلکه هوس غذای پرکالری کنيد (به همین دلیل است که استرس باعث می‌شود شما مشتاق غذای خوشمزه باشید).

همان‌طور که می‌دانید، هر دو واکنش باعث افزایش سطح انسولین می‌شوند، که سپس ذخیره‌سازی چربی را افزایش می‌دهد، به‌ویژه در چربی احشایی، که تقریباً چهار برابر بیشتر از چربی زیر جلدی به کورتیزول حساس است. بدتر از آن، سطوح بالای مداوم انسولین باعث می‌شود تا مغز از طريق يک هورمون مهم ديگر، به اسم لپتين، واکنش نشان دهد و مانع از آن ‌شود تا سلول‌های چربی علائم سيری ترشح کنند. در نتیجه، مغز تحت استرس فکر می‌کند که شما گرسنه هستید، بنابراین رفلکس‌هایی را فعال می‌کند تا شما را گرسنه کند، و به اين صورت به طور همزمان رفلکس‌های ديگری را فعال می‌کند تا شما را کم تحرک کند.

در نهایت، تا زمانی که عوامل محیطی استرس باقی می‌مانند (شغل شما، فقر، رفت و آمد و غیره)، شما به ترشح بیش از حد کورتیزول ادامه می‌دهید، که سپس منجر به انسولین بیش از حد می‌شود، که سپس اشتها را تحريک می‌کند و فعالیت را کاهش می‌دهد. دور باطل دیگر، محرومیت از خواب است که گاهی به دلیل افزایش سطح استرس ايجاد می‌شود. در نتیجۀ کورتیزول زيادی ترشح می‌شود، که در ادامه باز هم افزايش می‌يابد. خواب ناکافی همچنین باعث افزایش سطح هورمون دیگری به نام گرلین می‌شود.

این «هورمون گرسنگی» توسط معده و لوزالمعده تولید می‌شود و اشتها را تحریک می‌کند. مطالعات متعدد نشان می‌دهند که افرادی که کمتر می‌خوابند سطح گرلین بالاتر، و احتمال اضافه وزن بیشتری دارند.41 ظاهراً تاریخ تکامل ما به خوبی ما را برای مقابله با استرس بی‌امان و بی‌پایان و محرومیت از خواب سازگار نکرده است.
مازاد انرژی مزمن طی سال‌ها به چاقی، به‌ویژه چاقی احشایی و مقاومت به انسولین می‌انجامد.
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

بيماری‌های عروقی

بیشتر اوقات، حتی هنگام ورزش، به قلب خود توجه چندانی نمی‌کنیم. آنها فقط پمپاژ می‌کنند و خون را به داخل و خارج از ریه‌ها و شریان‌ها و وریدها به گردش درمی‌آورند. با این حال، حدود یک سوم از ما به اين دليل می‌میریم که سیستم گردش خون ما در طول دهه‌ها به تدریج و بی صدا از کار می‌افتد.

برخی از انواع بیماری‌های قلبی، مثل نارسایی احتقانی قلب، می‌توانند شما را بسیار آهسته بکشند، اما شایع‌ترین علت مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی عروقی، حملۀ قلبی است. اغلب، این بحران با سخت شدن قفسۀ سینه، درد در شانه‌ها و بازو، حالت تهوع و تنگی نفس شروع می‌شود.

بيماری‌های ديگری، مثل حملۀ قلبی و سکتۀ مغزی به دنبال اختلالاتی در سیستم گردش خون رخ می‌دهد. قلب و مغز، مثل سایر بافت‌ها، دارای عروق بسیار باریکی هستند که اکسیژن، قند، هورمون‌ها و سایر مولکول‌های مورد نیاز را منتقل می‌کنند. با افزایش سن، دیواره‌های عروق سفت و ضخیم می‌شوند.

اگر گرفتگی در یکی از شریان‌های باریک قلب، که ماهیچه‌های قلب را تغذيه می‌کند، رخ دهد، آن ناحیه می‌میرد و قلب متوقف می‌شود. به طور مشابه، اگر یکی از هزاران رگ کوچکی که مغز را تغذيه می‌کنند مسدود شود، می‌ترکند و تعداد زیادی از سلول‌های مغزی را می‌کشد. چرا این رگ‌ها و رگ‌های حیاتی ديگر آنقدر کوچک هستند و در نتیجه ممکن است مسدود شوند؟

سکتۀ مغزی یا حملۀ قلبی ممکن است یک رویداد ناگهانی به نظر برسد، اما در بیشتر موارد این بحران‌ها تا حدی پایان یک فرآیند طولانی و تدریجی سخت شدن شریان‌ها، به نام تصلب شریان (آته‌روس‌کله‌روز) هستند

بدن شما در درجۀ اول از طريق هيپوپروتئين‌های غليظ، يا کلسترول‌های خوب، با پلاک‌ها مبارزه می‌کند تا کلسترول را از پلاک پاک کرده و آن را به کبد باز گرداند. بنابراین، پلاک‌ها هنگامی که سطح کلسترول‌های بد بالا هستند، و سطح کلسترول‌های خوب پایین هستند، گسترش می‌يابند. اگر پلاک‌ها گسترش يابند، گاهی اوقات دیوارۀ شریان بر روی پلاک رشد می‌کند و اين مدام شریان را باریک‌تر و سخت‌تر می‌کند. پلاک‌ها همچنین احتمال انسداد یا انتشار یک لختۀ ضخیم پلاک را در جریان خون افزایش می‌دهند.

لخته‌های شناور خطرناک هستند، زیرا می‌توانند در یک شریان کوچک‌تر، اغلب به قلب یا مغز بروند و باعث انسداد شوند، که منجر به حملۀ قلبی یا سکته می‌شود. بدتر از آن، هنگامی که شريان‌ها باریک می‌شوند، فشار بيشتر لازم می‌آيد تا همان حجم جریان عبور کند. اينجا یک چرخۀ ناگوار ایجاد می‌شود، زیرا رگ‌های باریک‌تر و سفت‌تر باعث افزایش فشار خون می‌شوند و به قلب فشار می‌آورند تا بیشتر کار کند و اين احتمال لخته شدن خون یا پارگی را افزایش می‌دهد.
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

سرطان

تقریباً ۴۰ درصد از آمریکایی‌ها در مقطعی از زندگی خود تشخیص سرطان را دریافت می‌کنند و حدود یک سوم از آنها به دلیل این بیماری می‌میرند و اين سرطان‌ها را به دومین علت مرگ پس از بیماری قلبی در ایالات متحده و کشورهای ديگر غربی بدل می‌کند.

سرطان مجموعی از بیماری‌ها است که به سختی قابل شناسايی و درمان هستند، زیرا انواع مختلفی دارند و هرکدام دلایل مختلفی دارند. با این حال، همۀ سرطان‌ها از جهش‌های تصادفی در برخی سلول‌های اشتباه شروع می‌شوند. شما احتمالاً چندین مورد از این سلول‌های بالقوۀ کشنده را دارید، اما خوشبختانه، اکثر آنها در حالت غيرفعال باقی می‌مانند، ولی گاهی یکی از آنها دچار جهش‌هايی می‌شود، که باعث عملکرد غیرعادی آن می‌شود و بدون محدودیت برای تشکیل تومور تکثير می‌شود.

حتی جهش‌های بیشتر این سلول‌ها را قادر می‌سازد مانند آتش‌ از بافتی به بافت دیگر سرايت کنند و منابع سلول‌های دیگر را هم مصرف کنند، و در نهایت باعث از کار افتادن اندام‌ها شوند. همان‌طور که مل گریوز اشاره کرده است، سرطان در واقع یک نوع انتخاب طبیعی نامحدود است، که در بدن به انحراف می‌رود ، زیرا سرطان‌ها سلول‌های خودخواه هستند که جهش به آنها اين امتياز را می‌دهد تا در تفاوت با سلول‌های ديگر، تولیدمثل کنند و خود را تکثير کنند. علاوه بر این، همان‌طور که اختلالات محیطی فرآيندهای تکاملی را در یک جمعیت فعال می‌کند، سموم، هورمون‌ها و سایر عواملی که در بدن اختلالاتی ایجاد می‌کنند شرایطی را فعال می‌کنند که سلول‌های سرطانی به گونه‌ای موثرتر از سلول‌های طبیعی بازتولید و تکثير شوند و به بافت‌ها و اندام‌های غير را مورد تهاجم قرار می‌دهند.

سرطان‌ها دلایل زیادی دارند. یکی از آنها به سادگی فرآیند پیری است که زمان بیشتری را برای ایجاد جهش می‌دهد، و اين نشان می‌دهد که چرا خطر ابتلا به سرطان با افزایش سن بالا می‌رود. علاوه بر این، برخی از سرطان‌ها ريشه‌های ارثی دارند و در توانایی سلول‌های سالم برای مقابله با جهش‌ها و فعاليت‌های تکثیری آنها اختلال ایجاد می‌کنند.

یکی دیگر از علل شایع و گستردۀ سرطان سموم، تشعشعات و عوامل محیطی ديگر است، که باعث تحريک جهش‌های بالقوۀ سرطان‌زا می‌شوند. تعدادی از سرطان‌ها توسط ویروس‌ها ایجاد می‌شوند. با این حال، در اینجا، تمرکز ما بر روی سرطان‌هایی است که ناشی از انباشت انرژی طولانی‌مدت و چاقی هستند. این سرطان‌های جامعۀ رفاه در اندام‌های تناسلی ـ به‌ویژه در سینه، رحم و تخمدان، در زنان، و غدۀ پروستات در مردان ـ شایع‌تر هستند، اما سرطان‌های اندام‌های ديگر، مثل رودۀ بزرگ نیز گاهی به دنبال افزایش طولانی‌مدت انرژی بروز می‌کنند.
قرار گرفتن در معرض کثرت بالای هورمون‌های تولید مثل، به‌ویژه اوستروژن،

یکی از دلایل اصلی ابتلا است. اوستروژن به طور گسترده در سراسر بدن عمل می‌کند، اما به عنوان یک محرک قوی برای تقسیم سلولی در سینه، تخمدان و رحم زنان عمل می‌کند. در طول هر دورۀ قاعدگی، سطح اوستروژن افزایش می‌یابد (همانند سایر هورمون‌های مرتبط مانند پروژسترون)، و اين باعث می‌شود سلول‌هایی که دیوارۀ رحم را پوشانده‌اند، تکثیر و بزرگ شوند تا بتوانند به کاشت جنین بارور شده کمک کنند. این تکثير‌ها سلول‌های سینه را هم تحریک می‌کنند تا تقسیم شوند.

بنابراین، هنگامی که زنان دورۀ قاعدگی را می‌گذرانند، به طور مکرر ميزان‌های بالایی از اوستروژن را تجربه می‌کنند، که باعث تکثیر سلول‌های تولیدمثل می‌شود، و اين باعث می‌شود تا هر بار احتمال جهش‌های سرطانی افزایش یابد و تعداد نسخه‌های هر سلول جهش یافته بيشتر شود.

زنانی که ذخيرۀ انرژی بیشتری دارند، بيشتر در معرض انباشت هورمون‌های تولیدمثل هستند، و اين خطر ابتلا به سرطان را بسيار افزایش می‌دهد
تحقيقی بر روی بیش از ۸۵ هزار زن آمریکایی یائسه، نشان داد که خطر ابتلا به سرطان سینه در زنان چاق ۲.۵ برابر بیشتر از آنهایی بود که اضافه وزن نداشتند. این رابطه توضیح می‌دهد که چرا افزایش نرخ بسیاری از سرطان‌های تولیدمثل دقیقاً منعکس کنندۀ نرخ افزایش چاقی است.

از آنجایی که سرطان‌های تولیدمثل بیماری‌های ناسازگار هستند، که هورمون‌های تولیدمثل را با انباشت زياد انرژی مرتبط می‌کنند، فعالیت بدنی تأثیرات قوی بر میزان برخی سرطان‌ها دارد. این منطقی است: هر چه بدن شما بيشتر فعال باشد و انرژی بیشتری مصرف کند، انرژی کمتری برای پمپاژ هورمون‌های تولیدمثل باقی می‌ماند.

. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

پوکی استخوان

پوکی استخوان یک بیماری ناسازگار است، که عمدتاً به دلیل تعامل بین ژن‌هایی که به ارث برده‌اید و چندین عامل خطر ایجاد می‌شود: فعالیت بدنی، سن، جنسیت، هورمون‌ها و رژیم غذایی. بدترین حالت این است که یک زن یائسه کم تحرک باشد، که در جوانی هم ورزش چندانی نمی‌کرده، کلسیم کافی نمی‌خورد و ویتامین د کافی دریافت نمی‌کند. سیگار کشیدن نیز بیماری را تشدید می‌کند.

يکی از بزرگ‌ترين عواملی که پوکی استخوان را به يک بيماری ناسازگار جديد بدل کرده، کمبود فعاليت بدنی است.

برای درک اینکه چگونه سن، جنس، ورزش، هورمون‌ها و رژیم غذایی با هم تعامل دارند و باعث پوکی استخوان می‌شوند، بیایید بررسی کنیم که این عوامل خطر چگونه بر دو نوع سلول اصلی، که استخوان‌های شما را ایجاد می‌کنند، تأثیر می‌گذارند: اوستئوبلاست‌ها و اوستئوکلاست‌ها.

اوستئوبلاست‌ها سلول‌هایی هستند که استخوان جدید می‌سازند و اوستئوکلاست‌ها سلول‌هایی هستند که استخوان قدیمی را حل کرده و از بین می‌برند. هر دو نوع سلول مورد نیاز است، زیرا همان‌طور که اغلب باید دیوارهای قدیمی را برای ساختن دیوارهای جدید جهت بازسازی خانه خراب کنید، هر دو نوع سلول نیز باید برای رشد و ترمیم استخوان‌ها هماهنگ عمل کنند. هنگامی که یک استخوان به طور طبیعی رشد می‌کند، اوستئوبلاست‌ها نسبت به اوستئوکلاست‌ها فعال‌تر هستند (در غیر این صورت استخوان‌ها ضخیم‌تر نمی‌شوند). اما با افزایش سن و کاهش یا توقف رشد اسکلت، اوستئوبلاست‌ها استخوان کمتری تولید می‌کنند و زمان بیشتری را صرف تنظیم ترمیم استخوان می‌کنند. سپس اوستئوبلاست‌ها سوراخ را با استخوان جدید و سالم پر می‌کنند. در شرایط عادی، اوستئوبلاست‌ها تقریباً به همان اندازه استخوان جایگزین می‌کنند که اوستئوکلاست‌ها از بين می‌برند. با این حال، پوکی استخوان زمانی ایجاد می‌شود که فعالیت اوستئوکلاست‌ها از فعالیت اوستئوبلاست‌ها پیشی بگیرد.

علاوه بر فعالیت بدنی و اوستروژن، عامل اصلی دیگری که خطر ابتلا به پوکی استخوان را افزایش می‌دهد، رژیم غذایی، به ویژه ميزان مصرف کلسیم است.

اگر سطح کلسیم در خون به دلیل وجود کلسیم ناکافی در غذا کاهش یابد، هورمون‌ها اوستئوکلاست را وامی‌دارند تا اين کمبود را با استخراج از استخوان‌ها جبران کند، و اين باعث ضعيف شدن استخوان‌ها می‌شود.
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

آلرژی

امتياز عفونت‌زدايی نکردن هر آنچه را که می‌بينيم، یا خودداری از استفادۀ بیش از حد از آنتی‌بیوتیک‌ها و داروهایی ديگر از این دست این است که برخی از میکروب‌ها و کرم‌ها نقش مهمی در فعال کردن سیستم ایمنی دارند.

همان‌طور که استخوان‌های شما برای رشد نیاز به تحمل فشار دارند، سیستم ایمنی بدن شما نیز برای بلوغ مناسب به میکروب‌ها نیاز دارد. سیستم ایمنی در حال تحول، مثل هر سیستم دیگری در بدن، نیاز به تعامل با محیط دارد تا قابليتش را به طور مناسب با نيازها مطابقت دهد. مقابلۀ ناکافی ایمنی به یک مهاجم خارجی مضر می‌تواند به معنای مرگ باشد، اما مقابلۀ بيش از حد لازم نیز خطرناک است، زيرا می‌تواند سلول‌های بدن را مورد حمله قرار دهد، و به صورت یک واکنش آلرژیک یا یک بیماری خود ایمنی جلوه‌گر شود

این تفکر که مقدار معینی از آلودگی هم طبیعی است و هم برای ایجاد یک سیستم ایمنی سالم ضروری است، به عنوان فرضیۀ بهداشت شناخته شده است.

آلرژی‌ها پاسخ‌های التهابی مضری هستند که زمانی رخ می‌دهند که سیستم ایمنی بدن نسبت به مواد معمولی خوش‌خیم، مثل بادام‌زمینی، گرده یا پشم واکنش افراطی نشان دهد.

برای بررسی اینکه چگونه و چرا رعایت بیش از حد بهداشت می‌تواند مواد بی‌ضرر، مثل گرده، را مرگبار کند، اجازه دهید مرور کوتاهی دربارۀ نحوۀ محافظت سیستم ایمنی داشته باشيم. وقتی مواد خارجی وارد بدن می‌شوند، سلول‌های خاصی از بدن مهاجمان را هضم می‌کنند و سپس تکه‌هايی (معروف به آنتی‌ژن) را روی سطوح آنها، مانند تزئینات درخت کریسمس باقی می‌گذارند. سپس سلول‌های ایمنی ديگر، معروف به سلول‌های تی‌ کمک‌کننده، که در سراسر بدن شما وجود دارند، فعال می‌شوند و سلول‌های مهاجم را با آنتی ژن‌ها روبه‌رو می‌کنند.

معمولاً سلول‌های ايمنی «تی کمک‌کننده» با آنتی‌ژن‌ها مدارا می‌کنند و هیچ کاری انجام نمی‌دهند. با این حال، گاهی اوقات، یک سلول ايمنی تی کمک‌کننده آنتی‌ژن را مضر ارزيابی می‌کند. هنگامی که این اتفاق می‌افتد، اين سلول ايمنی دو گزینه دارد. یکی از آنها به کارگیری گلبول‌های سفید بزرگ است، که هر چیزی را با آن آنتی‌ژن می‌بلعند و سپس هضم می‌کنند. این نوع پاسخ سلولی تمام سلول‌های آلودۀ بدن (توسط ویروس‌ها یا باکتری‌ها) را از بين می‌برند.

گزینۀ دیگر، که برای مبارزه با مهاجمان، که در جریان خون یا مایعات دیگر در بدن شناورند، بهتر عمل می‌کند، این است که سلول‌های ايمنی «تی کمک‌کننده» سلول‌هایی را فعال کنند که آنتی‌بادی‌های مقابله با آن آنتی‌ژن خارجی خاص را تولید می‌کنند. انواع مختلفی از آنتی‌بادی وجود دارد، اما واکنش‌های آلرژیک تقریباً همیشه آنتی‌بادی‌های آی‌جی‌ای (همچنین معروف به گلبول‌های ايمنی آی‌جی‌ای) را درگير می‌کنند. وقتی این آنتی‌بادی‌ها به آنتی‌ژن متصل می‌شوند، سلول‌های ایمنی دیگری را جذب می‌کنند، که حملۀ همه‌جانبه‌ای را به هر چیزی که به صورت آنتی‌ژن نمايان می‌شود انجام می‌دهند.

در میان سلاح‌های به کار رفته، مواد شیمیایی، مثل هیستامین وجود دارد‌ که باعث التهاب می‌شوند ـ جوش، آبریزش بینی، یا گرفتگی مجراهای هوایی در ریه‌ها. آنها همچنین باعث گرفتگی عضلانی می‌شوند و به صورت آسم، اسهال، سرفه، استفراغ و علائم ناخوشایند ديگر متبلور می‌شوند، که به شما کمک می‌کند مهاجمان را بیرون بریزید.
. . .
داستان بدن انسان ـ ترجمه نيک گرگين

ضرورت فعاليت بدنی
فرض بر این است که هر چیزی که به شما احساس راحتی بیشتری می‌دهد باید خوب باشد و مردم مبالغ هنگفتی می‌پردازند تا از گرما و سرما خلاصی يابند يا از پله‌ها بالا نروند، سنگينی بلند نکنند، تقلا نکنند يا نایستند. در طول چند نسل گذشته، ولع ما برای راحتی و لذت جسمانی الهام بخش بسیاری از اختراعات جدید بوده است و برخی از کارآفرینان را ثروتمند کرده است. اما در عین حال، برخی از این نوآوری‌ها ناتوانی را شايع می‌کنند، به‌ویژه در میان ما که نمی‌توانیم بر امیال خود مهار زنيم.

ماهیچه‌ها برای فعالیت‌های شدید، مثل دویدن، پیاده‌روی و شنا نیاز به اکسیژن بیشتری دارند، بنابراین سخت‌تر نفس می‌کشید، ضربان قلب شما افزایش می‌یابد، فشار خون شما بالا می‌رود، عضلات شما خسته می‌شوند و غیره. این فشار‌ها واکنش‌‌های تطبیقی متعددی را در سیستم‌های قلبی عروقی، تنفسی و اسکلتی عضلانی ایجاد می‌کنند، و اين قابليت‌های آنها را افزایش می‌دهد. ماهیچه‌های قلب تقویت می‌يابند و بزرگ می‌شوند، سرخرگ‌ها رشد می‌کنند و انعطاف‌پذیرتر می‌شوند، فيبر ماهیچه‌ها بيشتر می‌شود، استخوان‌ها ضخیم می‌شوند.

فعالیت بدنی برای رشد و عملکرد صحیح سیستم قلبی عروقی لازم است. فعالیت هوازی نه تنها قلب شما را تقویت می‌کند، بلکه نحوۀ ذخیره، آزاد شدن و استفاده از چربی‌ها را در سراسر بدن، از جمله در کبد و ماهیچه‌ها، تنظیم می‌کند. بسیاری از مطالعات به طور مداوم نشان داده‌اند که حتی سطوح متوسط فعالیت بدنی مانند پیاده‌روی ۲۰ کيلومتر در هفته به طور قابل توجهی سطوح کلسترول‌های خوب را افزایش می‌دهد و سطح تری‌گلیسیرید را در خون کاهش می‌دهد - که هر دو خطر بیماری قلبی را کاهش می‌دهند.

یکی دیگر از مزایای حیاتی فعالیت بدنی کاهش سطح التهاب در شریان‌ها است، و در اين ميان مقصر واقعی آته‌روس‌کله‌روز است. به طور کلی، به نظر می‌رسد تداوم فعاليت جسمی اثرات مفیدتری بر این عوامل خطر داشته باشد تا شدت فعاليت جسمی. فعالیت بدنی شدید همچنین با تحریک رشد رگ‌های جدید، فشار خون شما را کاهش می‌دهد و ماهیچه‌های قلب و دیواره‌های شریان‌ها را تقویت می‌کند.

بزرگ‌سالانی که به طور منظم ورزش می‌کنند، خطر حملۀ قلبی یا سکتۀ مغزی را تقریباً به نصف کاهش می‌دهند (پس از اصلاح سایر عوامل خطر)، و هر چه ورزش شدیدتر باشد، خطر باز هم بیشتر کاهش می‌يابد. از منظر تکاملی، این آمار منطقی است، زیرا سیستم قلبی ـ عروقی برای تحریک مکانیسم‌های ترمیم طبیعی خود نيازمند محرک‌هایی است که از فعالیت بدنی می‌آیند. فعالیت شدید در طول زندگی طبیعی است، بنابراین جای تعجب نیست که فقدان فعالیت بدنی باعث بروز انواع مختلف آسیب شناسی، از جمله تصلب شريان می‌شود.
. . .
📚#تازه_های_نشر

«داستان بدن انسان» روایت روند تکامل شش ميليون سالۀ انسان، سلامتی و بیماری‌های او از بُعد زیستی و فرهنگی است. لیبرمن در این کتاب با تمرکز بر چند جنبۀ مهم از تکامل در ارتباط با رژیم غذایی و فعالیت بدنی، استدلال می‌کند که حوزۀ رو به رشد پزشکی تکاملی می‌تواند به ما در فهم علل بروز و نحوۀ پیشگیری از انواع سرطان، بیماری‌های قلبی، پوکی استخوان، دیابت، آلزایمر و اضافه وزن کمک کند. این زیست‌شناس تکاملی معتقد است رفتارهای ناسازگار ما در طی مسیر تکامل چنین بيماری‌های مزمنی را بر ما تحميل کرده‌اند. او با ارائۀ راهکارهایی عملی، همۀ کسانی را که برای سلامت خود ارزش قائلند به تأمل در تکامل فرا می‌خواند.

نام کتاب: داستان بدن انسان
نویسنده: دانیل لیبرمن
مترجم: نیک گرگین
قطع: رقعی
چاپ: اول
تعداد صفحات: ۴۶۶


🛒خرید اینترنتی کتاب با ۲۰٪ تخفیف
📖مطالعۀ صفحات نخست

#انتشارات_روزنه
#کسی_تنهاست_که_کتاب_نمی‌خواند

▫️تلگرام نشر روزنه
▫️تلگرام نیک گرگین (مترجم کتاب)
▫️اینستاگرام نشر روزنه


☎️ 02188721514