Forwarded from مولانامَهدیِ موعودِ موجود، بزودی خواهد آمد،انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً ،عجل الله تعالی فرجه الشریف،
قال امیرالمومنین علی علیه السلام:
⭐️ الْأَمانِيُّ شيمَةُ الحَمْقى
⭐️ نکات ناب شیعه حقه 12 امامی علیهم السلام⭐️
حضرت مهدیِ موعودِ موجود، خواهد آمد 👇(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
💚 @monjiyamahdi
⭐️ الْأَمانِيُّ شيمَةُ الحَمْقى
⭐️ نکات ناب شیعه حقه 12 امامی علیهم السلام⭐️
حضرت مهدیِ موعودِ موجود، خواهد آمد 👇(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
💚 @monjiyamahdi
📩 (¯`*•.عجولانه عمل نکنیم.•*´¯) ✅
💎در زمان هاي قديم در کشور هند يک مرد و يک زن زندگي مي کردند. اين خانواده هيچ وقت صاحب فرزندي نمي شدند؛ براي همين مرد تصميمي گرفت در يک صبح او به بازار رفت و يک ميمون خريد از آن پس شادي بر خانه حکم فرما شد زن و مرد ميمون را مثل فرزند خود دوست داشتند مدت ها گذشت تا اينکه مرد و زن صاحب يک بچه شدند و شادي آنها بيشتر شد. در يک روز زن براي خريد به روستا رفت؛ قبل از رفتنش به مرد گفت که هيچ وقت بچه را با ميمون تنها نگذارد؛ بعد از گفتن اين جمله زن به سمت روستا حرکت کرد بعد از رفتن زن، مرد مدتي از بچه و ميمون مواظبت کرد اما حوصله اش سر رفت. به همين خاطر براي قدم زدن به بيرون از خانه رفت در راه با چند نفر از دوستانش روبرو و گرم صحبت با آنها شد. براي همين بسیار دير به خانه برگشت.
بعد از گذشت چند ساعت زن با يک سبد میوه به خانه برگشت؛ وقتي که وارد خانه شد، ميمون در حالي که غرق در خون بود به طرف او رفت؛ زن با ديدن او جيغ بلندي کشيد و سبد را روي سر ميمون انداخت و به سمت اتاق بچه دويد وقتي که به تخت بچه رسيد ديد که بچه به راحتي در تختش خوابيده، آن هم بدون هيچ زخمي. زن از اين اتفاق متعجب شده بود ناگهان چشمش به بدن مار بي جاني افتاد که شکمش پاره شده بود. زن که دليل خوني بودن بدن ميمون را فهميده بود به طرف در ورودي خانه دويد؛ در آنجا ميمون را ديد که بي جان روي زمين افتاده بود. ميمون به خاطر ضربه ي سختي که به سرش خورده بود مرده بود، زن به خاطر اينکه عجولانه دست به اينکار زده بود ناراحت شد او با چشمان اشک آلود خم شد و به ميمون نگاه کرد که دیگر ميمون مرده بود.
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
📢 @niceclips
💎در زمان هاي قديم در کشور هند يک مرد و يک زن زندگي مي کردند. اين خانواده هيچ وقت صاحب فرزندي نمي شدند؛ براي همين مرد تصميمي گرفت در يک صبح او به بازار رفت و يک ميمون خريد از آن پس شادي بر خانه حکم فرما شد زن و مرد ميمون را مثل فرزند خود دوست داشتند مدت ها گذشت تا اينکه مرد و زن صاحب يک بچه شدند و شادي آنها بيشتر شد. در يک روز زن براي خريد به روستا رفت؛ قبل از رفتنش به مرد گفت که هيچ وقت بچه را با ميمون تنها نگذارد؛ بعد از گفتن اين جمله زن به سمت روستا حرکت کرد بعد از رفتن زن، مرد مدتي از بچه و ميمون مواظبت کرد اما حوصله اش سر رفت. به همين خاطر براي قدم زدن به بيرون از خانه رفت در راه با چند نفر از دوستانش روبرو و گرم صحبت با آنها شد. براي همين بسیار دير به خانه برگشت.
بعد از گذشت چند ساعت زن با يک سبد میوه به خانه برگشت؛ وقتي که وارد خانه شد، ميمون در حالي که غرق در خون بود به طرف او رفت؛ زن با ديدن او جيغ بلندي کشيد و سبد را روي سر ميمون انداخت و به سمت اتاق بچه دويد وقتي که به تخت بچه رسيد ديد که بچه به راحتي در تختش خوابيده، آن هم بدون هيچ زخمي. زن از اين اتفاق متعجب شده بود ناگهان چشمش به بدن مار بي جاني افتاد که شکمش پاره شده بود. زن که دليل خوني بودن بدن ميمون را فهميده بود به طرف در ورودي خانه دويد؛ در آنجا ميمون را ديد که بي جان روي زمين افتاده بود. ميمون به خاطر ضربه ي سختي که به سرش خورده بود مرده بود، زن به خاطر اينکه عجولانه دست به اينکار زده بود ناراحت شد او با چشمان اشک آلود خم شد و به ميمون نگاه کرد که دیگر ميمون مرده بود.
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
📢 @niceclips
.📩 (¯`*•.زن بی حجاب.•*´¯) 🔴
نقل است از حاج شيخ غلامرضا فيروزيان که فرمودند:
تابستان سال 1323 در ونك مستوفى منبر ميرفتم. امام جماعت آنجا سيد بزرگوارى بود كه اَلان با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش كرده ام.بين گفتگوهايى كه با هم داشتيم تعريف كرد: كه يك روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز كردم، خانمى نيمه برهنه و بى حجاب و آرايش كرده و دست و سينه باز را مقابل خود ديدم، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنايى كنم. فكر كردم همين كه در خانه يك روحانى با اين قيافه آمده شايد معايب بى حجابى را نميداند: و شايد بتوانم نصيحتش كنم.
.
سرم را پائين انداخته و گفتم بفرمائيد، داخل اطاق شده نشست، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال كرد. من گفتم خانم من هم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب داديد من هم جواب مى دهيم گفت: شما از من؟ گفتم بله. گفت بفرمائيد…
.
گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسيار مطبوع و خوشبو است، گرسنه اى از كنار او مى گذرد، پايش از حركت مى ايستد جلوى او مى نشيند شايد تعارفش كند، ولى او اعتنا نمى كند.
.
شخص گرسنه تقاضاى يك لقمه ميكند او ميگويد: غذا متعلق بمن است و نمى دهم هر چه التماس مى كند او به خوردن ادامه ميدهد، خانم اين چگونه آدميست ؟
.
گفت : آن شخص بيرحم از شمر بدتر است.
.
گفتم: گرسنه دو جور است، يكى گرسنه شكم و يكى گرسنه شهوت.
.
جوان عزبى ( بدون زن ) و گرسنه ی شهوت، خانم نيمه برهنه و زيبائى را مى بيند كه همه نوع عطرها و آرايش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه ميرود شايد خانم توجهى به او بكند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، به جوان اعتنا نمى كند. جوان اظهار علاقه ميكند، زن محل نمى گذارد، جوان خواهش مى كند، زن ميگويد: من نجيبم و حاضر نيستم با تو صحبت كنم . جوان التماس ميكند، زن توجه نمى كند. اين خانم چگونه آدمى است ؟
.
خانم فكرى كرد و از جا حركت كرد و سریعا از خانه بيرون رفت.
فردا درب منزل صدا كرد، رفتم در را باز كردم، ديدم سرهنگى دم در ايستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست. گفت : من شوهر همان خانم ديروزى هستم، وقتى كه با او ازدواج كردم چون خانواده اى مذهبى بوديم از او خواستم با حجاب باشد، گفت: بعد از ازدواج، ولى آنچه به او گفتم و خواهش كردم تهديد كردم، زير بار نرفت ولى ديروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست، نمى دانم شما ديروز به او چه گفتيد: ماجرا را به او گفتم: او با خود عبايى آورده بود. به من داد و تشكر كرد و
رفت.
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
📢 @niceclips
نقل است از حاج شيخ غلامرضا فيروزيان که فرمودند:
تابستان سال 1323 در ونك مستوفى منبر ميرفتم. امام جماعت آنجا سيد بزرگوارى بود كه اَلان با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش كرده ام.بين گفتگوهايى كه با هم داشتيم تعريف كرد: كه يك روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز كردم، خانمى نيمه برهنه و بى حجاب و آرايش كرده و دست و سينه باز را مقابل خود ديدم، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنايى كنم. فكر كردم همين كه در خانه يك روحانى با اين قيافه آمده شايد معايب بى حجابى را نميداند: و شايد بتوانم نصيحتش كنم.
.
سرم را پائين انداخته و گفتم بفرمائيد، داخل اطاق شده نشست، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال كرد. من گفتم خانم من هم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب داديد من هم جواب مى دهيم گفت: شما از من؟ گفتم بله. گفت بفرمائيد…
.
گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسيار مطبوع و خوشبو است، گرسنه اى از كنار او مى گذرد، پايش از حركت مى ايستد جلوى او مى نشيند شايد تعارفش كند، ولى او اعتنا نمى كند.
.
شخص گرسنه تقاضاى يك لقمه ميكند او ميگويد: غذا متعلق بمن است و نمى دهم هر چه التماس مى كند او به خوردن ادامه ميدهد، خانم اين چگونه آدميست ؟
.
گفت : آن شخص بيرحم از شمر بدتر است.
.
گفتم: گرسنه دو جور است، يكى گرسنه شكم و يكى گرسنه شهوت.
.
جوان عزبى ( بدون زن ) و گرسنه ی شهوت، خانم نيمه برهنه و زيبائى را مى بيند كه همه نوع عطرها و آرايش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه ميرود شايد خانم توجهى به او بكند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، به جوان اعتنا نمى كند. جوان اظهار علاقه ميكند، زن محل نمى گذارد، جوان خواهش مى كند، زن ميگويد: من نجيبم و حاضر نيستم با تو صحبت كنم . جوان التماس ميكند، زن توجه نمى كند. اين خانم چگونه آدمى است ؟
.
خانم فكرى كرد و از جا حركت كرد و سریعا از خانه بيرون رفت.
فردا درب منزل صدا كرد، رفتم در را باز كردم، ديدم سرهنگى دم در ايستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست. گفت : من شوهر همان خانم ديروزى هستم، وقتى كه با او ازدواج كردم چون خانواده اى مذهبى بوديم از او خواستم با حجاب باشد، گفت: بعد از ازدواج، ولى آنچه به او گفتم و خواهش كردم تهديد كردم، زير بار نرفت ولى ديروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست، نمى دانم شما ديروز به او چه گفتيد: ماجرا را به او گفتم: او با خود عبايى آورده بود. به من داد و تشكر كرد و
رفت.
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
📢 @niceclips
👍1👎1
Forwarded from مولانامَهدیِ موعودِ موجود، بزودی خواهد آمد،انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً ،عجل الله تعالی فرجه الشریف،
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
https://telegram.me/monjiyamahdi/1238
🎬 فیلم سینمایی "توبه نصوح"
⭐️ نکات ناب شیعه حقه 12 امامی علیهم السلام⭐️
حضرت مهدیِ موعودِ موجود، خواهد آمد 👇(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
💚 @monjiyamahdi
🎬 فیلم سینمایی "توبه نصوح"
⭐️ نکات ناب شیعه حقه 12 امامی علیهم السلام⭐️
حضرت مهدیِ موعودِ موجود، خواهد آمد 👇(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
💚 @monjiyamahdi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زود قضاوت نکنیم ( و در مورد دیگران بهتر است بگوییم اصلا قضاوت نکنیم )
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درست عمل کنیم، چرا که خود متضرر خواهیم شد
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃 گذشت کردن آسان است. به دوستان و فرزندانمان و خانواده ظلم نکنیم 🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃خانم های محترم شیعی ، لطفا عکس خود را بر روی پروفایل شخصی خود قرار ندهید 🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃نعمت هایی که داریم را قدر بدانیم ( خداوند هیچ وقت همه درها را بسوی بنده اش نمیبندد )🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃در مورد دیگران سوء ظن نداشته باشیم و حمل به درستی کنیم🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃تا میتوانید میان خودتان صلح و آشتی برقرار کنید ✅ 🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃تو نیکویی کن و در دجله انداز.
که ایزد در بیابانت دهد باز 🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
که ایزد در بیابانت دهد باز 🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃با عمل و زبانتان دیگران را نیازارید ، چرا که قطعا آه مظلوم خانمان خرابتان میکند ✅ 🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃تا میتوانی به دیگران ببخش ✅ 🍂🍃
تو نیکویی کن و در دجله انداز.
که ایزد در بیابانت دهد باز
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
تو نیکویی کن و در دجله انداز.
که ایزد در بیابانت دهد باز
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺حضرت أمیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:🌺
⭐️برّ الوالدين أكبر فريضة⭐️
نيكوئي به پدر و مادر بزرگترين واجب و فريضه است.
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
⭐️برّ الوالدين أكبر فريضة⭐️
نيكوئي به پدر و مادر بزرگترين واجب و فريضه است.
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃در مورد دیگران سوء ظن نداشته باشیم و حمل به درستی کنیم🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃فرزندانتان را با روزی حلال بزرگ کنید🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃فرزندانتان را با روزی حلال بزرگ کنید 🌸🍂🍃
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢
👇🔹👇🔹👇🔹👇🔹👇
♻️🌧 کلیپ ها و داستان های کوتاه آموزنده 🌧♻️
🌸 @niceclips 📢