Neyrang | نیرنگ
536 subscribers
77 photos
10 files
31 links
ماورای باور ها، قرارمان آنجا.
Download Telegram
سرآمد خلق هر سلیقه و دیدگاهی،هر نوع نگاه و احساس خوشنودی،مبنی بر اذهان و افکار آن فرد هست.
ساده تر بگویم، سطح سلایق جامع افراد مبتنی بر سطح فکری و عمق عقلانیت آن هاست.
سرلوحه سلیقه و احساس رضایت و حس خوب دقیقا مرتبط به اندازه عقل و تجربه درونی شخصی افراد است.
@Neyrang
👍194
به ما می‌گویند زندان‌ها مملو از جمعیت شده است.
امّـا اگر جمعیت‌ِ‌مان مملو از زندان ‌شده باشد چه؟

فوکو
@Neyrang
👍196
می‌ترسم که حیوانات انسان‌را به صورت موجودی همنوعِ خود که عقل سلیم حیوانی را گم‌کرده است بدانند.
می‌ترسم آنها انسان‌را همانند حیوانی عجیب‌وغریب، حیوانی خندان، گریان و حیوانی بدبخت تجسم کنند.

نیچه / حکمت شادان
@Neyrang
👍174
فقط کسی که تولد را تصدیق کند، می‌تواند مرگ را هم تصدیق کند.
وحشتِ مرگ، عبارت‌است از وحشتِ مُردن همراه با زندگی‌هایِ نازیسته‌یِ موجود در بدنمان.

نورمن براون / مرگ در برابر زندگی
@Neyrang
👍182
وقتی خود را از زیستنی پرشور و چابکانه برحذر می‌داریم، به دلیل هستیِ در خواب‌مانده و به‌عبارتِ دیگر، زندگی نازیسته‌یِ درونمان،احساس گناه می‌کنیم.

رنک
@Neyrang
👍143
پس تو هم گاهی از این‌که نمی‌شود فکر را به قالبِ کلمه درآورد افسرده می‌شوی؟
چنین اندوهی نجیبانه است.
آدم‌های کودن همیشه از چیزی که می‌گویند رضایت دارند و همیشه هم بیش از لزوم حرف می زنند.

داستایفسکی
@Neyrang
👍184
اگر منظورِ ما از ابژه‌های صرفاً معقول چنان اشیایی باشد که بدون هیچ نوع شاکلهٔ حساسیت از طریق مقولات محض تصور می‌شوند، آن‌گاه چنین اشیایی ناممکن هستند.
زیرا شرط کاربرد ابژکتیوِ تمامِ مفاهیمِ فاهمه‌ٔ ما صرفاً شیوهٔ شهود حسی ما ست که از طریق آن ابژه ها به ما داده می‌شوند.
و اگر ما از این شیوهٔ شهود، منتزع شویم، آن‌گاه مفاهیمِ‌فاهمه هیچ ارتباطی با هیچ نوع ابژه ای نخواهند داشت.

کانت
@Neyrang
👍133
خیلی معقول بودن، انعکاسی از فقر روانی‌ است.
شوریدگی بخش مهمی از سرزندگی است.

وینکات
@Neyrang
👍143
زندگی با ارزش است، تلفش نکنید! هر روز را به آن ترتیبی بگذرانید که برایش ارزش قائلید! در آنچه ارزش نامیده‌اید تجدیدنظر کنید! اولویت‌هایتان را دوباره بسنجید! طفره نروید! پشت گوش نیندازید! همین امشب این کار را بکنید!

من یکی از آن‌هایی هستم که زمان را تلف کرده‌ام. در گذشته هر چندوقت یک‌بار حس می‌کردم فقط تماشاگر یا هنرپیشه‌ی جانشینی‌ هستم که نمایش زندگی را از کنار صحنه به تماشا نشسته‌ام، ولی همیشه امیدوارم بودم و باور داشتم که روزی خود بر صحنه قدم خواهم گذاشت.
قطعاً بخش‌هایی از زندگی را هم با شور و احساس گذرانده ام، ولی بیشترِ آن ''تمرین'' به نظر می‌آمد تا زندگیِ ''واقعی''ای که در پیش‌رو داریم.
اما اگر ''مرگ'' قبل از آغازِ زندگیِ ''واقعی'' سر برسد، چه؟ مصیبت بزرگی‌ست. اگر زمانی متوجه شویم اصلاً زندگی نکرده‌ایم که خیلی دیر شده است.

@Neyrang
👍113
جایی هست که هنوز ملّت‌ها و رَمه‌ها در آن هستند. این‌جا دولت‌ها هستند.
دولت؟ دولت‌چی‌ست؟
دولت نامِ سردترینِ همه‌یِ هیولاهایِ سرد است و به سردی دروغ می‌گوید. و این دروغ از دهان‌اش برون می‌خزد که ''منِ دولت،همان ملّت‌ام.''
این دروغ است‌! آنان که ملّت‌ها را آفریدند و بر فرازِشان ایماني و عشقي آویختند، آفرینندگان بودند و این‌سان زندگی را خدمت گزاردند.
امّا نابودگران‌اند آنان که بَهرِ بسیاری دام می‌نهند و دولت می‌نامند اش : اینان یک تیغ و یکصد آز بر فرازِ آنان می‌آویزند.
آن‌جا که هنوز ملّتي بر جا ست، دولتی در کار نیست و ازو چون چشمِ بد و زیرِ پا نهادن سنت‌ها و حقوق بیزار اند.
هر ''ملّت'' با زبانِ ''نیک و بدِ''‌خویش سخن می‌گوید. همسایه‌اش این زبان را در نمی‌یابد. او این زبان را بر پایه‌یِ سـنّت‌ها و حقوق خویش بنا کرده است.
امّـا دولت به همه‌یِ زبان‌هایِ ''نیک و بد'' دروغ می‌گوید و هرچه بگوید دروغ است و هر چه دارد دزدی‌ست!
همه چیز اش دروغین است. این جانورِ گزنده با دندان‌هایي که دزدیده است، می‌گزد.
اندرونه‌اش نیز دروغین است!

@Neyrang
👍112
دین، شاخص اخلاق نیست؛ بلکه اخلاق باید بر فهم ما از دین اثر بگذارد. اگر دین را در جایگاهی فراتر از اخلاق بنشانیم و آن را به سنگ عقل و دانش نپیماییم، چیزی از آن باقی نمی‌ماند جز ریاکاری و ظاهرگرایی.

کانت
@Neyrang
👍172
دین برای زندگی کردن است نه زندگی برای دین داشتن و دینی که نتواند پاسخگوی نیازهای زندگی زمانه‌ی خود باشد حق طبیعی آن حذف از صحنه‌ی زندگی است‌.

اعمالی که بنا بر سنت برای جلب رضای خدا انجام میشود از قبیل نذر‌، زیارت اماکن مقدس و غیره، جزو اغوای دینی است و دین حقیقی جز کوشش برای اصلاح اخلاق‌، چیز دیگری نیست‌.
به عبارت دیگر‌، دین طبیعی‌، دین اصالت عقل است و در تقابل هر کاستی و لغزشی هر کس باید به عقل خود پناه ببرد.

کانت
@Neyrang
👍144
همیشه فکر می کنیم مسیری که در_ش قدم می گذاریم مسیر درستی است.
حتی اگر افرادی قبلِ ما از مسیر صدمه دیده اند، در نتیجه ناخواسته پا به رخداد حوادث می گذاریم و وقتی واقعه‌ برای ما هم ممکن شود، احساسِ ندامت عیان میشود.
گمان می کنیم کار درست را انجام می‌دهیم(خودسرانه‌ تصمیم گرفتن)
اما معنی *درست* را نمی دانیم،
علاقه‌ای به دست کشیدن از علاقه‌ها نداریم، خود را از مشورت با دیگران مستغنی می‌دانیم، همیشه پیش از شکل‌گیری حوادث آسیب‌پذیر،از آسیب‌ناپذیری خودمان دچار توهم‌آگاهی میشویم و پس از تشکیل عودی از توفان های مخرب تازه دچار فهم‌ از ناتوان‌ بودن‌مان میشویم.
احساس مستثنی‌‌ای شیوه‌ی ترسناکی از خودشیفتگی‌ است.

@Neyrang
👍82
عمر آدمی لحظه‌ای بیش نیست. وجودش جریانی گذرا، احساسات‌اش مبهم، جسم‌اش طعمه‌یِ کِرم‌ها، روح‌اش گردبادی ناآرام، سرنوشتش نامعلوم و شهرتش ناپایدار است.
آدمی از لحاظ جسمانی همچون آب جاری و از لحاظ روحانی همچون خواب و خیال و بخار است. زندگی چیزی نیست جز نبرد، اقامتی کوتاه در سرزمینی بیگانه و پس از شهرت، گمنامی فرا می‌رسد.
پس چه چیزی می‌تواند راهنما و پاسدار آدمی باشد؟ فقط و فقط یک چیز : ''فلسفه''
فیلسوف بودن یعنی پاك و سالم نگه داشتنِ روحِ خود. یعنی روحی فارغ از لذت و درد داشتن، یعنی هدف داشتن و از کذب و ریا مبرا بودن، یعنی در قید کرده‌ها و نکرده‌های دیگران نبودن، یعنی تن به قضا دادن و از همه مهم تر: یعنی با متانت در انتظار مرگ بودن و مرگ را جز انحلال و تجزیه‌یِ ساده‌یِ عناصرِ سازنده‌یِ موجوداتِ زنده ندانستن.

تاملات
@Neyrang
👍84
مسلما هیچ فردی نمی‌پذیرد که احمق است،
اگر شما یک فردی را احمق خطاب می‌کنید نباید توقع داشته باشید که او این موضوع را بپذیرد. و چه‌بسا باید توقع این را داشته باشید که آن فرد نیز شما را با همین لحن خطاب کند.
به نظر می‌رسد فرد برای تسکین خشم خود می‌بایست حماقت شخص مقابل را در درون خود بپذیرد و یا بی اعتنا بگذرد.

@Neyrang
👍121
تحلیل رفتن اصول و قوانین اجتماعی و روانشناختیِ تعیین‌کننده‌یِ ساختارهایِ زندگی، ما را بیش از پیش با آزادی‌ِمان رویاروی کرده است. اگر هیچ قانون یا هدف برجسته‌ای درکار نباشد، کاری نباشد که مجبور به انجامش باشیم، در آن صورت آزادیم مطابق انتخاب خویش عمل کنیم. ماهیت بنیادینمان عوض نشده؛ شاید کسی بگوید حال که از مسیرهایِ انحرافی کتمان‌کننده‌ی آزادی محروم مانده‌ایم، حال که ساختارهایِ تحمیلی‌ بیرونی فروریخته‌اند، بیش از هر زمان دیگری، به تجربه‌یِ واقعیت‌هایِ اگزیستانسیالِ‌ زندگی نزدیک شده ایم. ولی آمادگی لازم را نداریم؛ بیش از تحمل ماست، اضطراب برای رها شدن غوغا به‌پا کرده و در هردو سطح فردی و اجتماعی، شوریده‌وار در جست‌وجوی جان‌پناهی هستیم تا خود را از آزادی در امان داریم.

روان درمانی اگزیستانسیال / اروین د یالوم
@Neyrang
👍3
ما انسان‌ها مایل نیستیم مسئولیت عیب‌جو بودنمان را بپذیریم، پس عیب‌جویی را به دیگران فرافکنی می‌کنیم. نمی‌خواهیم مسئولیت موشکافی‌مان را بر عهده‌ بگیریم، پس آن را به بیرون از خود فرا‌می‌افکنیم و بعد مدام در هراس از طرد شدن، زندگی می‌کنیم. و یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها، پذیرش مسئولیت فرافکنی‌هایمان‌است، تا به‌همان چیزی بدل شویم که فراافکنده‌ایم.

پرلز
@Neyrang
''دنیای ما بهشت است یا جهنم؟''

اگر سنگدل ترین خوش بینان را به میان بیمارستان ها، درمانگاه ها و اتاق های جراحی ببریم، و از میان زندان ها و شکنجه گاه ها و برده خانه ها، و از فراز میدان های نبرد و اعدام عبور دهیم ، اگر تمامی گوشه های تاریک رنج را، مکان هایی را که نگاه خیره ی خودسرانه به آنها ممکن نیست، به او نشان دهیم و سرانجام، اگر بگذاریم تا به درون سیاه چال اوگولینو که زندانیان در آن از گرسنگی جان می دادند نگاه کند، او نیز به روشنی می بیند که "احسن عوالم ممکن" چگونه دنیایی است.
زیرا اگر دانته مصالح دوزخ خود را از دنیای واقعی ما نیاورده پس از کجا آورده ؟
او در واقع جهنم خوبی ساخت، در عوض هنگامی که به وصف بهشت و لذات آن رفت با اِشکال بزرگی مواجه شد، چون جهان ما برای چیزی از این دست، مطلقا مصالحی ندارد، از اینرو به جای وصف بهشت، جز تکرار آنچه توسط نیایش ویرژیل، بئاتریس و قدیسان مختلف در انجا به وی اموزش داده شده بود، چیزی برایش نماند.
از این معلوم میشود جهان ما چگونه جایی است...

شوپنهاور / جهان همچون اراده و تصور
@Neyrang
⁠رابطه جنسی در عالمِ انسانی نقش مهمی را بازی می کند، یعنی جایی که این رابطه حقیقتا نقطه ی مرکزی نامرئیِ هر عمل و رفتاری است، و با وجودِ تمامیِ پرده هایی که روی آن می اندازند همه جا به چشم می خورد.

رابطه ی جنسی علت جنگ و موضوع و هدف صلح است، بنیانِ امر جدی و مقصودِ شوخی است، و سرچشمه ی ناخشکیدنیِ خنده، و کلیدِ تمامی کنایات و تلویحات، معنای همه ی ایما و اشاره های مخفیانه، و همه ی پیشنهادهای ناگفته، و نگاههای دزدانه؛ اندیشه و هوسِ هر روزه ی جوانان و اغلب نیز پیران، و فکرِ هر لحظه ی بی عفتان و خیالِ واهیِ دخترانِ پاک دامنی است که بر خلافِ اراده شان دائما باز می گردد، و مصالحِ همیشهِ آماده ی شوخی است، صرفا به این دلیل که عمیق ترین جدیت در بنیانِ آن نهفته است.

شوپنهاور
@Neyrang
اطلاعات تاریخی از این جهت مورد نفرت است که ما هنوز نیازهای خود را رفع نکرده‌ایم و لذا هرچه مانع و رادع تامین نیازها و احتیاجات‌مان باشد، جدا زائد می‌نماید.
ما مطمئنا به "تاریخ" نیاز داریم، ولی نیاز ما به تاریخ با نیازی که کاهلان و کم‌تحرّکان در برج عاج دارالعلم‌ها به تاریخ دارند، تفاوت دارد؛ اگرچه چنان کسی ممکن است نیازها و بایدهای ما را از تاریخ خام و بی‌جاذبه تشخیص بدهد.
ما به تاریخ به‌خاطر زندگی و فعالیت محتاج‌ایم نه برای آن‌که ما را از زندگی و عمل دور کند یا حتی برای این‌که آلام و دردهای زندگی خویشتن‌طلبانه و فعالیت ساده و ترس‌آلود ما را تخفیف دهد.

تاملات نابهنگام
@Neyrang
اگر همه‌چیز همان‌طور که گمان می‌کنیم،یا همان‌طور که درحال انجامش هستیم(پیروزی موقت) بگذرد، می‌توانیم دلخوش به خوش‌اقبالی‌مان باشیم، البته این باورمان به خوش‌اقبالی نیازمند عدم‌جبرگرایی‌محض است.
سرنوشت فارغ از حیطه‌یِ مکانِ‌ زندگی، تواناییِ تاٌثر در سرخط یا اکنونِ زندگی ما دارد. ما می‌توانیم بر شادی گذرای خویش نقش شایانی ایجاد کنیم اما قدرتِ کنترلِ اقبالِ‌خوب یعنی سعادتمندی‌ِ جاودانه را نداریم.

@Neyrang