Neyrang | نیرنگ
536 subscribers
77 photos
10 files
31 links
ماورای باور ها، قرارمان آنجا.
Download Telegram
امّا، به حقیقت، آنچه دشوار است تاب آوردنِ انسان است و بس! زیرا بعضی چیزهایِ شگفت بر دوش می‌کشد: او چون شتر زانو می‌زند و می‌گذارد که خوب بار-اش کنند.
به ویژه انسانِ نیرومندِ بُردباری که در او شکوهیدن خانه کرده است. او بسی کلام ها و ارزش هایِ شگفت بر خویش بار می‌کند. تو گویی زندگی در چشم‌اش بیابانی‌ست!
و به راستی، با چیزها ما راست و تاب آوردن‌اش دشوار! و ای با چیز ها در درونِ انسان که همچون درونه‌یِ صدف تهوّع انگیر است و لغزان و لیز، چندان که پوسته‌ای شاه‌وار با نقش-و-نگاری شاه‌وار می‌باید پوزش خواهِ آن باشد.
باری، داشتنِ پوسته و ظاهرِ آراسته و کوریِ زیرکانه نیز هنری‌ست که می‌باید آموخت!

@Neyrang
👍135
آنچه انسانِ ''هدفمند'' همیشه می‌کوشد برای خود حفظ کند، نوعی جاودانگی واهی و دروغین است.
جاودانگیِ اعمالی که علائقش را در قالب آن‌ها در مسیرِ زمان به جلو می‌رانَد.
او به‌جای آنکه گربه‌اش را دوست داشته باشد، بچه‌های گربه‌اش را دوست دارد؛ در حقیقت بچه‌گربه‌ها را هم دوست ندارد، بلکه به بچه‌هایِ گربه‌ها و نسل های بعدیِ آن‌ها عشق می‌ورزد و همین‌طور تا ابد و تا پایانِ گربه‌بودن پیش‌ می‌رود.

@Neyrang
👍174
مذهبیون، مردمانی هستند که هر لذّتی را بر خود حرام می‌دارند،
به‌جز لذتِ دخالت‌کردن در لذت بردنِ دیگران!

@Neyrang
👍253
زندگی پر از اشتباهاتی‌ست که با دستور از احساسات انجامش میدهیم.
دستوری که بدون دخالت اراده،بر ما تحمیل شده.
و وقتی متوجه این اشتباه میشویم با دو جریانِ غیرقابل بازگشت مواجه میشویم : نیشخند کنایه آمیزِ احساسات، و تاسفِ عقل.

@Neyrang
👍243
اکثریت انسان ها تلاش می کنند فقرِ اندیشه‌ِشان را زیر انبوهی از کلماتِ بی مصرف پنهان کنند،
تقریبا همهِ‌ی انسان‌ها چیزی جز نمایش های تهی نیستند.

شوپنهاور
@Neyrang
👍263
راهی پیدا کردم که از دوباره صدمه‌خوردن مصون بمانم:
اگر نگذارم کسی برایم اهمیت پیدا کند،
دیگر چنین فقدانی را تحمل نخواهم کرد.

یالوم
@Neyrang
👍244
در جامعه‌ای که لودگی‌ها و شوخی‌ها، لذت بیشتری نسبت به اندیشیدن و گفتگو دارد، باید گریخت!
گریخت
گریخت
گریخت¡
@Neyrang
👍265
سرآمد خلق هر سلیقه و دیدگاهی،هر نوع نگاه و احساس خوشنودی،مبنی بر اذهان و افکار آن فرد هست.
ساده تر بگویم، سطح سلایق جامع افراد مبتنی بر سطح فکری و عمق عقلانیت آن هاست.
سرلوحه سلیقه و احساس رضایت و حس خوب دقیقا مرتبط به اندازه عقل و تجربه درونی شخصی افراد است.
@Neyrang
👍194
به ما می‌گویند زندان‌ها مملو از جمعیت شده است.
امّـا اگر جمعیت‌ِ‌مان مملو از زندان ‌شده باشد چه؟

فوکو
@Neyrang
👍196
می‌ترسم که حیوانات انسان‌را به صورت موجودی همنوعِ خود که عقل سلیم حیوانی را گم‌کرده است بدانند.
می‌ترسم آنها انسان‌را همانند حیوانی عجیب‌وغریب، حیوانی خندان، گریان و حیوانی بدبخت تجسم کنند.

نیچه / حکمت شادان
@Neyrang
👍174
فقط کسی که تولد را تصدیق کند، می‌تواند مرگ را هم تصدیق کند.
وحشتِ مرگ، عبارت‌است از وحشتِ مُردن همراه با زندگی‌هایِ نازیسته‌یِ موجود در بدنمان.

نورمن براون / مرگ در برابر زندگی
@Neyrang
👍182
وقتی خود را از زیستنی پرشور و چابکانه برحذر می‌داریم، به دلیل هستیِ در خواب‌مانده و به‌عبارتِ دیگر، زندگی نازیسته‌یِ درونمان،احساس گناه می‌کنیم.

رنک
@Neyrang
👍143
پس تو هم گاهی از این‌که نمی‌شود فکر را به قالبِ کلمه درآورد افسرده می‌شوی؟
چنین اندوهی نجیبانه است.
آدم‌های کودن همیشه از چیزی که می‌گویند رضایت دارند و همیشه هم بیش از لزوم حرف می زنند.

داستایفسکی
@Neyrang
👍184
اگر منظورِ ما از ابژه‌های صرفاً معقول چنان اشیایی باشد که بدون هیچ نوع شاکلهٔ حساسیت از طریق مقولات محض تصور می‌شوند، آن‌گاه چنین اشیایی ناممکن هستند.
زیرا شرط کاربرد ابژکتیوِ تمامِ مفاهیمِ فاهمه‌ٔ ما صرفاً شیوهٔ شهود حسی ما ست که از طریق آن ابژه ها به ما داده می‌شوند.
و اگر ما از این شیوهٔ شهود، منتزع شویم، آن‌گاه مفاهیمِ‌فاهمه هیچ ارتباطی با هیچ نوع ابژه ای نخواهند داشت.

کانت
@Neyrang
👍133
خیلی معقول بودن، انعکاسی از فقر روانی‌ است.
شوریدگی بخش مهمی از سرزندگی است.

وینکات
@Neyrang
👍143
زندگی با ارزش است، تلفش نکنید! هر روز را به آن ترتیبی بگذرانید که برایش ارزش قائلید! در آنچه ارزش نامیده‌اید تجدیدنظر کنید! اولویت‌هایتان را دوباره بسنجید! طفره نروید! پشت گوش نیندازید! همین امشب این کار را بکنید!

من یکی از آن‌هایی هستم که زمان را تلف کرده‌ام. در گذشته هر چندوقت یک‌بار حس می‌کردم فقط تماشاگر یا هنرپیشه‌ی جانشینی‌ هستم که نمایش زندگی را از کنار صحنه به تماشا نشسته‌ام، ولی همیشه امیدوارم بودم و باور داشتم که روزی خود بر صحنه قدم خواهم گذاشت.
قطعاً بخش‌هایی از زندگی را هم با شور و احساس گذرانده ام، ولی بیشترِ آن ''تمرین'' به نظر می‌آمد تا زندگیِ ''واقعی''ای که در پیش‌رو داریم.
اما اگر ''مرگ'' قبل از آغازِ زندگیِ ''واقعی'' سر برسد، چه؟ مصیبت بزرگی‌ست. اگر زمانی متوجه شویم اصلاً زندگی نکرده‌ایم که خیلی دیر شده است.

@Neyrang
👍113
جایی هست که هنوز ملّت‌ها و رَمه‌ها در آن هستند. این‌جا دولت‌ها هستند.
دولت؟ دولت‌چی‌ست؟
دولت نامِ سردترینِ همه‌یِ هیولاهایِ سرد است و به سردی دروغ می‌گوید. و این دروغ از دهان‌اش برون می‌خزد که ''منِ دولت،همان ملّت‌ام.''
این دروغ است‌! آنان که ملّت‌ها را آفریدند و بر فرازِشان ایماني و عشقي آویختند، آفرینندگان بودند و این‌سان زندگی را خدمت گزاردند.
امّا نابودگران‌اند آنان که بَهرِ بسیاری دام می‌نهند و دولت می‌نامند اش : اینان یک تیغ و یکصد آز بر فرازِ آنان می‌آویزند.
آن‌جا که هنوز ملّتي بر جا ست، دولتی در کار نیست و ازو چون چشمِ بد و زیرِ پا نهادن سنت‌ها و حقوق بیزار اند.
هر ''ملّت'' با زبانِ ''نیک و بدِ''‌خویش سخن می‌گوید. همسایه‌اش این زبان را در نمی‌یابد. او این زبان را بر پایه‌یِ سـنّت‌ها و حقوق خویش بنا کرده است.
امّـا دولت به همه‌یِ زبان‌هایِ ''نیک و بد'' دروغ می‌گوید و هرچه بگوید دروغ است و هر چه دارد دزدی‌ست!
همه چیز اش دروغین است. این جانورِ گزنده با دندان‌هایي که دزدیده است، می‌گزد.
اندرونه‌اش نیز دروغین است!

@Neyrang
👍112
دین، شاخص اخلاق نیست؛ بلکه اخلاق باید بر فهم ما از دین اثر بگذارد. اگر دین را در جایگاهی فراتر از اخلاق بنشانیم و آن را به سنگ عقل و دانش نپیماییم، چیزی از آن باقی نمی‌ماند جز ریاکاری و ظاهرگرایی.

کانت
@Neyrang
👍172
دین برای زندگی کردن است نه زندگی برای دین داشتن و دینی که نتواند پاسخگوی نیازهای زندگی زمانه‌ی خود باشد حق طبیعی آن حذف از صحنه‌ی زندگی است‌.

اعمالی که بنا بر سنت برای جلب رضای خدا انجام میشود از قبیل نذر‌، زیارت اماکن مقدس و غیره، جزو اغوای دینی است و دین حقیقی جز کوشش برای اصلاح اخلاق‌، چیز دیگری نیست‌.
به عبارت دیگر‌، دین طبیعی‌، دین اصالت عقل است و در تقابل هر کاستی و لغزشی هر کس باید به عقل خود پناه ببرد.

کانت
@Neyrang
👍144
همیشه فکر می کنیم مسیری که در_ش قدم می گذاریم مسیر درستی است.
حتی اگر افرادی قبلِ ما از مسیر صدمه دیده اند، در نتیجه ناخواسته پا به رخداد حوادث می گذاریم و وقتی واقعه‌ برای ما هم ممکن شود، احساسِ ندامت عیان میشود.
گمان می کنیم کار درست را انجام می‌دهیم(خودسرانه‌ تصمیم گرفتن)
اما معنی *درست* را نمی دانیم،
علاقه‌ای به دست کشیدن از علاقه‌ها نداریم، خود را از مشورت با دیگران مستغنی می‌دانیم، همیشه پیش از شکل‌گیری حوادث آسیب‌پذیر،از آسیب‌ناپذیری خودمان دچار توهم‌آگاهی میشویم و پس از تشکیل عودی از توفان های مخرب تازه دچار فهم‌ از ناتوان‌ بودن‌مان میشویم.
احساس مستثنی‌‌ای شیوه‌ی ترسناکی از خودشیفتگی‌ است.

@Neyrang
👍82
عمر آدمی لحظه‌ای بیش نیست. وجودش جریانی گذرا، احساسات‌اش مبهم، جسم‌اش طعمه‌یِ کِرم‌ها، روح‌اش گردبادی ناآرام، سرنوشتش نامعلوم و شهرتش ناپایدار است.
آدمی از لحاظ جسمانی همچون آب جاری و از لحاظ روحانی همچون خواب و خیال و بخار است. زندگی چیزی نیست جز نبرد، اقامتی کوتاه در سرزمینی بیگانه و پس از شهرت، گمنامی فرا می‌رسد.
پس چه چیزی می‌تواند راهنما و پاسدار آدمی باشد؟ فقط و فقط یک چیز : ''فلسفه''
فیلسوف بودن یعنی پاك و سالم نگه داشتنِ روحِ خود. یعنی روحی فارغ از لذت و درد داشتن، یعنی هدف داشتن و از کذب و ریا مبرا بودن، یعنی در قید کرده‌ها و نکرده‌های دیگران نبودن، یعنی تن به قضا دادن و از همه مهم تر: یعنی با متانت در انتظار مرگ بودن و مرگ را جز انحلال و تجزیه‌یِ ساده‌یِ عناصرِ سازنده‌یِ موجوداتِ زنده ندانستن.

تاملات
@Neyrang
👍84