نیستان
30 subscribers
68 photos
5 videos
2 files
3 links
Download Telegram
به مجبوری گرفتارم ؛ مپرس از وضع مختارم...
#بیدل_دهلوی
ماييم وصد مشام و اميدی به بویِ دوست...

#عرفی_شیرازی
گوشه چشم تو از ملک جهان مارا بس...

#صائب_تبریزی
گلی به دست من آید چو رویِ تو هیهات
هزار سالِ دگر گر چنین بهار آید...

#سعدی
تو؛ آن که از دل تنگم قرار و تاب گرفته
من؛ این که پیش تو بر بغض خود نقاب گرفته

شمرده ام همه ی داغ های مانده به دل را
شمرده ام که دلم از تو بی حساب گرفته

#سجاد_رشیدی_پور
به ضعف و قوت بازویِ عشق حیرانم،
که کوه میکند و دل نمی‌تواند کند ...

#تٲثیر_تبریزی
مبارک آن دَمی کایی، مرا گویی ز یکتایی:
« من آنِ تو تو آنِ من، چرا غمگین و پُر دردی؟ »

#مولانا
هر چه می‌خواهی به دنیا دَر نگر
دشمنی از خود نداری سخت‌تر...

#فریدون_مشیری
ای در دل و جان من نشسته!
یک حال، دو جای، چون نشینی؟

#سنایی
ای بسا خلقا که اندر بند کرد
حَلْق‌هاشان حلقه‌های موی تو

#سنایی
دوری به تن، لیک از دلم اندر دل تو روزنی‌ست
زان روزن دزدیده من، چون مه، پیامت می‌کنم

#مولانا
ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای
ای که چو آفتاب و مه دست کرم گشاده‌ای

صبح که آفتاب خود سر نزده‌ست از زمین
جام جهان نمای را بر کف جان نهاده‌ای

#مولانا
کساد نرخ شکر در جهان پدید آید
دهان چو بازگشایی به وقت خندیدن...

#سعدی
ای نسیم، از کوی جانان می‌رسی، آهسته باش
همرهت بوی بهاری هست و من دیوانه‌ام

#بیدل
بی‌گناهی، کم‌گناهی نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته‌‌است


#صائب_تبریزی
به راه بادیه رفتن بِه از نشستن باطل
که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم

#سعدی
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک‌نظر مرا دو جهان از نظر فتاد...

#سعدی
رنجورم و با تاب و توانی که ندارم
دلتنگ توام، ای تو همانی که ندارم

#حامد_عسگری
گرفته موج غم ‌از هر طرف جهانم را
به گل ‌نشانده مرا، بسته بادبانم را

و روزگار برایم ‌دوباره طوفانیست
غبار حادثه پرکرده آسمانم را

نشانده بر تن من داغ بی نشانی را
رفیق قافله دزدیده دودمانم را

و از دویدن بیهوده خسته ام وقتی
تلاش کردم و همسایه خورده نانم را

بهانه یا که خیانت، دروغ یا انکار
به لب رسانده همین شک و‌ شبهه جانم ‌را

نگو که ساحل امنی در انتظار من است
که وعده های خیالی برید امانم را

هنوز هر چه که باید نگفته ام، اما
ببند با تشری بی ثمر دهانم‌ را

#رسول_مرشدلو
ﻣﺮﺍ ﺁﺗﺶ ﺻﺪﺍ ﮐﻦ،تا ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻢ ﺳﺮﺍﭘﺎﯾﺖ
ﻣﺮﺍ ﺑﺎﺭﺍﻥ صدا ﺩﻩ، ﺗﺎ ﺑﺒﺎﺭﻡ ﺑﺮﻋﻄﺸﻬﺎﯾﺖ

ﺧﯿﺎﻟﯽ، ﻭﻋﺪﻩ ﺍﯼ، ﻭﻫﻤﯽ، امیدﯼ، ﻣﮋﺩﻩ ﺍﯼ، ﯾﺎﺩﯼ..!
ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﺎﻣﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺵ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻡ ﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ

#حسین_منزوی