NewManagement📚(مدیریت نوین)
256 subscribers
4.31K photos
129 videos
21 files
484 links
فردی که 5 سال بعد به آن تبدیل می‌شوید،
بستگی زیادی به چیزهایی دارد که امروز یاد می‌گیرید..


https://t.me/newmanagement

کانال مدیریت نوین
Admin : @Rasa_N
Download Telegram
📚جوان یک دقیقه ای
@newmanagement
مدیریت موثر در هر کاری از وسایل رسیدن به هدف است. فرقی نمی کند که ما یک پروفسور باشیم یا یک بازاریاب یا حتی یک خانم خانه دار. برای زندگی کردن باید بلد باشیم مدیریت کنیم. چندی پیش کتابی خواندم با عنوان مدیر یک دقیقه ای، به نظرم برای شما هم جالب باشد. خلاصه ای از آن را برایتان آورده ام: جوانی بود که در پی یافتن مدیری لایق که بتواند از آن چیزی یاد بگیرد و در آینده خودش هم مدیری چون او شود جهان را زیر پایش گذاشته بود، با مدیرهای زیادی مصاحبه کرد اما هر کدام با اینکه موفق به نظر می آمدند یک جای کارشان می لنگید، خودشان راضی بودند اما سازمانشان نه. جوان ما دقیقا می دانست چه می خواهد، درحالی که نا امید شده بود که بتواند مدیری را بیابد که از هر لحاظ خوب باشد داستان هایی می شنید راجع به مدیری که به نظرش خوب می آمد و فکر می کرد می تواند برایش الگوی خوبی باشد. به همین خاطر تصمیم گرفت که با آن مدیر هم صحبت هایی داشته باشد و از هدف ها و برنامه هایش با خبر شود. جوان پس از مصاحبه با مدیر و چند تا از همکارانش متوجه شد که او یک مدیر یک دقیقه ای است با ۳ راز یک دقیقه ای:

اهداف یک دقیقه ای
هر هدف( اهداف مهم و شدنی، نه هدف های زیادی که می دانیم اصلا شدنی نیستند و مانند سیاهی لشکر عمل می کنند که بگویند ما هدف داریم) در ۲۵۰ کلمه روی یک صفحه ی کاغذ نوشته می شود، به طوری که بتوان آن هدف را در یک دقیقه خواند. این طور مرور و یاد آوری هدف وقت زیادی از آن ها نمی گرفت و هر زمان می توانستند آن را مرور کنند. در تعیین اهداف نباید فرض کنیم که افراد اهداف را می دانند. باید صریح و واضح بگوییم که هدف چیست؟ و چه می خواهیم ؟ واضح و صریح…

تحسین یک دقیقه ای
مدیر یک دقیقه ای بعد از تعیین اهداف یک دقیقه ای با کارمندان تازه واردش همچنان در تماس نزدیک بود تا آن ها را در حین انجام دادن یک کار صحیح غافل گیر کند و شعاری داشت “به دیگران کمک کنید تا به اوج ظرفیت خود برسند و آن ها را درحین انجام کار صحیح غافل گیر کنید ” و در آن زمان اقدام به تشویق یک دقیقه ای می کرد. وقتی تشویق یک دقیقه ای انجام می دهیم مشخصا به آنها می گوییم که چه کاری را صحیح انجام داده اند و چه احساس خوبی نسبت به آن ها داریم. حتی می توانیم با آن ها چنان دست بدهیم که متوجه شوند ما حامی آنها در موسسه هستیم واین حس خوبی به کارمندان می دهد و آنها تشویق می شوند برای انجام کارهای صحیح دیگر.

سرزنش یک دقیقه ای
وقتی کارمند همه ی مهارت های لازم برای انجام اهداف را داشته باشد و کارش را صحیح انجام ندهد اقدام به سرزنش یک دقیقه ای می کنیم. سرزنش یک دقیقه ای باید فورا بعد از کار اشتباه صورت گیرد که فرد بداند کار اشتباهش مورد سرزنش قرار گرفته و نه خود او. اگر کار اشتباه افراد را به عنوان حربه ای در نزد خود نگه داریم که وقتی کار دیگری را بد انجام داد آن یکی را هم یادآوری کنیم نتیجه ای نخواهیم گرفت، چون فرد احساس می کند در طول آن زمان تمام کارهایش مورد سرزنش قرار گرفته و حالت تدافعی به خود می گیرد و ممکن است در مقابل مدیر عکس العمل بدی نشان دهد. ما در تنبیه یک دقیقه ای باید به دنبال این باشیم که فرد دیگر آن را تکرار نکند نه اینکه خود فرد را هم از دست بدهیم. نیمه ی دوم سرزنش یک دقیقه ای را فراموش نکنید. با آن ها دست بدهید که شما صادقانه در جبهه ی آنها قرار دارید و سرزنش شما صرفا به خاطر کار اشتباهشان بوده نه شخصیتشان. وقتی سرزنش به پایان می رسد آن را مختومه فرض کنیم و إلا تاثیری که انتظارش را داریم نخواهد داشت. جوان بعد از فرا گرفتن و اجرای رازهای یک دقیقه ای، خود نیز یک مدیر موفق یک دقیقه ای شد……

برگرفته از کتاب مدیر یک دقیقه ای نوشته ی اسپنسر جانسون و کنت بلانچارد
@newmanagement
🔮 افرادی که بهره‌وری بالایی دارند چه کارهایی را متفاوت از سایرین انجام می‌دهند؟
@newmanagement
1) آنها هیچ وقت برای یک کار دوبار وقت نمی‌گذارند
افراد بهره‌ور هیچ‌گاه کاری را در حالت معلق نگاه نمی‌دارند زیرا دوبار برای یک کار وقت گذاشتن برای آنها به منزله وقت تلف کردن است. نباید ایمیل یا تماسی را در حالت تعلیق نگه داریم تا در وقت دیگری سراغ آن برویم. به محض اینکه چیزی توجه ما را جلب کرد، باید خودمان در مورد آن عکس‌العمل نشان دهیم، یا آن را به فرد یا واحد مربوطه ارجاع دهیم یا خیلی راحت حذفش کنیم.

2) آنها قبل از آنکه دفتر کارشان را ترک کنند، برای فردا آماده می‌شوند.
افرادی که بهره‌وری بالایی دارند هر روز خود را با آماده‌سازی برای روز بعد به اتمام می‌رسانند. این کار دو مزیت دارد: ابتدا اینکه این کار حسن ختامی برای کارهای آن روز شماست و دوم اینکه با این کار اطمینان حاصل می‌کنید فردا نیز روز پرثمری خواهید داشت. انجام دادن این کار تنها چند دقیقه زمان می‌برد ولی منافع آن بسیار قابل توجه هستند.

3) آنها سخت‌ترین کارها را قبل از کارهای دیگر انجام می‌دهند.
بهترین راه برای مقابله با تعلل کردن و به تأخیر انداختن کارها این است که مانند افراد بهره‌ور، ساعات ابتدایی کار خود را به سخت‌ترین و ترسناک‌ترین کارهایی که در فهرست کاری‌مان وجود دارد، اختصاص دهیم. پس از آنکه مسئولیت این کارها را از شانه خود برداشتیم، می‌توانیم به کارهایی بپردازیم که به ما انگیزه و هیجان می‌دهد.

4) آنها در جلسات، به دستور جلسه وفادار می‌مانند.
معمولاً در اغلب سازمان‌ها جلسات بزرگ‌ترین منبع اتلاف وقت افراد هستند. افراد بهره‌ور به خوبی از این نکته آگاه هستند که اگر جلسات به خوبی مدیریت نشوند، می‌توان تا بی‌نهایت آنها را ادامه داد بنابراین در همان ابتدا برای خود و تمام حاضرین این مسئله را روشن می‌کنند که لازم است همه به برنامه تعیین شده مقید باشند. این کار محدوده جلسه را مشخص می‌کند و به همه این امکان را می‌دهد که با تمرکز بیشتری در جلسه حضور داشته باشند.

5) آنها "نه" گفتن را بلد هستند.
"نه" واژه بسیار قدرتمندی است که افراد بهره‌ور از به کار بردن آن هیچ هراسی به دل راه نمی‌دهند. وقتی زمانی گفتن "نه" باشد، آنها از عباراتی همچون "فکر نمی‌کنم بتوانم ..."، "اجازه دهید فکر کنم ..." و ... استفاده نمی‌کنند. نه گفتن به یک تعهد جدید، ارزش قائل شدن برای تعهدات فعلی ما است زیرا به ما امکان می‌دهد که تعهداتی را که هم اکنون به عهده داریم، با موفقیت به انجام برسانیم.
پژوهش‌های دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در سان‌فرانسیسکو نشان می‌دهد که هر چقدر نه گفتن برای فردی سخت‌تر باشد، او بیشتر دچار استرس، خستگی ناشی از کار و حتی افسردگی می‌شود. بنابراین باید یاد بگیریم در مواقع لازم نه بگوییم تا حس و حال و همچنین بهره‌وری خود را ارتقا بخشیم.

6) آنها تکنولوژی را به خدمت خود درمی‌آورند.
افراد بهره‌ور به هیچ وجه با استفاده از تکنولوژی بیگانه نیستند بلکه سعی می‌کنند از قابلیت‌های بیشمار و ارزشمند تکنولوژی به نفع خود و به نفع افزایش کارآیی خود بهره ببرند. آنها خود را برده تکنولوژی نمی‌کنند بلکه سعی می‌کنند تکنولوژی را به خدمت خود درآورند و از آن برای انجام بهتر و مؤثرتر کارها بهره ببرند.
7) آنها تفویض اختیار را جدی می‌گیرند.
بهره‌وری بالا زمانی حاصل می‌شود که فرد به این باور برسد خودش تنها فرد باهوش و بااستعداد سازمانش نیست و دیگران نیز می‌توانند در صورتی که درست راهنمایی شوند، حداقل بخشی از کارهای او را به خوبی انجام دهند. افراد بهره‌ور به همکاران نیروهای خود اعتماد می‌کنند و با استفاده از قابلیت‌های آنها، بهره‌وری خود، تیم و سازمان‌شان را ارتقا می‌دهند.

@newmanagement
ﺩﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﻣﻨﻄﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ؛ ﯾﮑﯽ ﺗﻤﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﺜﯿﻒ؛ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺷﻤﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ؟ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺪ: ﻣﺴﻠﻤﺎ ﮐﺜﯿﻔﻪ. ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ؛ ﺗﻤﯿﺰﻩ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺜﯿﻔﻪ ﻗﺪﺭ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ؛ ﭘﺲ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﺷﺎﮔﺮﺩﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ: ﺗﻤﯿﺰﻩ. ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻧﻪ؛ ﮐﺜﯿﻔﻪ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﭘﺲ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺣﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟ ﺷﺎﮔﺮﺩﻫﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﮐﺜﯿﻔﻪ. ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ؛ ﻫﺮ ﺩﻭ؛ ﺗﻤﯿﺰﻩ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﻋﺎﺩﺕ ﻭ ﮐﺜﯿﻔﻪ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﮐﺪﺍﻡ ﺣﻤﺎﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺪ: ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ: ﻧﻪ؛ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ؛ ﭼﻮﻥ ﮐﺜﯿﻔﻪ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻤﯿﺰﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻣﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﻫﯿﻢ؟ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﻫﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳت! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻔﺖ: ﺧﺐ ﭘﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﺪ؛ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ: ﻣﻨﻄﻖ. ﺧﺎﺻﯿﺖ ﻣﻨﻄﻖ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﯽ. ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻄﻖ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﺳﺖ. باورت رو تغییر بده. منطقت تغییر میکنه!
@newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
6 راز موفقیت استیو جابز
@newmanagement
1- متفاوت باشید و متفاوت فکر کنید: بهتر است یک دزد دریایی خوب باشید تا یک ملوان بد!!

2-به کاری مشغول شوید که واقعا دوست دارید: تنها راه انجام یک کار بزرگ دوست داشتن آن کار است

3- همواره به دنبال آموختن نکات جدید باشید: به اعتقاد استیو جابز همواره چیزهای جدیدی برای آموختن در جهان وجود دارد

4-تلاش کنید که در هر کاری اولین و پیشرو باشید: همیشه نفر اول است که خامه کیک را می خورد!!

5- نقاط ضعف و قدرتتان را تحلیل کنید: همیشه قبل از هر کار بزرگی خودتان را به خوبی بشناسید

6- تمام تلاش خود را به کار گیرید: مهم نیست چه می کنید اما برای موفقیت با تمام توان تلاش کنید.
@newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
كدام یک از افراد را سوار مي‌كنيد؟
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بودشما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كني
د. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.
@newmanagement
پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد.
*
*
*

*

*

*

*

*

* قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.

پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.

شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.

شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:

سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

شرح حكايت
همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟

زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.

تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
@newmanagement
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم. شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.
تصمیم قاطع مدیریتی newmanagement@
روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد.
جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»
مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، ما به کارمندان خود حقوق می دهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»
جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»
کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.»
شرح حکایت
برخی از مدیران حتی کارکنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمی شناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا می کنند.
پرسش ۴۵ دلاری ... newmanagement@
یک برنامه‌نويس و يك مهندس در يك مسافرت طولاني هوائي كنار يكديگر در هواپيما نشسته بودند.
برنامه‌نويس رو به مهندس كرد و گفت: «مايلي با همديگر بازي كنيم؟»
مهندس كه مي‌خواست استراحت كند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روي خودش كشيد.
برنامه‌نويس دوباره گفت: «بازي سرگرم‌كننده‌اي است. من از شما يك سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يك سوال مي‌كنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم.»
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روي هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگري داد.
گفت: «خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولي اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره كرد و رضايت داد كه با برنامه‌نويس بازي كند.»
برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح كرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟»
مهندس بدون اينكه كلمه‌اي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود.
مهندس گفت: «آن چيست كه وقتي از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتي پائين مي‌آيد ۴ پا؟»
برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزي كرد و سپس به سراغ كامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم كامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در كتابخانه كنگره آمريكا را هم جستجو كرد. باز هم چيز بدرد بخوري پيدا نكرد. سپس براي تمام همكارانش پست الكترونيك فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يكي دو نفر هم گپ (chat) زد ولي آنها هم نتوانستند كمكي كنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار كرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامه‌نويس بعد از كمي مكث، او را تكان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
مهندس دوباره بدون اينكه كلمه‌اي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد. newmanagement@
تعاريف ساده اقتصاد
درآمد: هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.

@newmanagement

خرج: اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.



پس انداز: آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.

@newmanagement

ریسک: هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.

@newmanagement

سرمایه گذاری: همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.

انتظارات: صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.
۴ روش فروشگاه هاى بزرگ براى فروش بيشتر
@newmanagement
فروشگاه هاى بزرگ و سوپرماركت ها اساسا به خاطرزرق و برقى كه دارند و تنوع محصولات براى مشتريان و خريداران وسوسه اى بزرگ به شمار مى آيند.اين روزها استقبال از فروشگاه هاى بزرگ كه از شير مرغ تا جان آدميزاد در آنها پيدا مى شود، به شدت رو به گسترش است و مردم ترجيح مى دهند به جاى اينكه براى تهيه اقلام مورد نياز خود به مغازه هاى مختلف و بعضا دور از هم بروند، همه آنها را از يك جا تهيه كنند.اما با وجود اينكه اين فروشگاه ها به آرامش خريداران در خريد و البته صرفه جويى در وقت كمك مى كنند، ضررهايى هم دارند كه يكى از آنها خرج كردن بيش از اندازه پول است.صاحبان چنين فروشگاه هايى از اين فرصت استفاده مى كنند و با ترفندهايى خريداران را مجبور به خرج كردن پول بيشتر مى كنند:
.۱ تشويق به استفاده از چرخ دستى
چرخ دستى وسيله اى است كه به وفور در فروشگاه هاى بزرگ يافت مى شود و به راحتى هم قابل دسترسى است. اندازه اين چرخ دستى ها طورى است كه انگار هرچه در آنها مى ريزيد، پر نمى شوند! و از طرفى هم در بسيارى از فروشگاه هاى بزرگ خود فروشندگان، مشترى ها را به استفاده از اين چرخ دستى ها تشويق مى كنند.
از چرخ دستى استفاده كردن خيلى خوب است و كمك بزرگى براى خريدار محسوب مى شود، به شرطى كه خود را ملزم به پر كردن آن نكنيد و صرفا هرچه نياز داريد، درون آن بگذاريد.
.۲ ميوه ها و سبزى هاى آماده
زندگى ماشينى، كمبود وقت، شاغل بودن خانم ها و دلايلى از اين دست باعث مى شود تا خيلى ها از ديدن ميوه هايى كه به زيبايى به قطعات مساوى تقسيم شده اند و سبزى هايى كه شسته و تميز بسته بندى شده اند، چشم هر بيننده اى را بنوازد و خيلى ها را وسوسه به خريدنشان كند.
همان ميوه ها و سبزى ها را مى توان با قيمت پايين تر از ميوه فروشى ها و حتى پايين تر از آن از ميادين ميوه و تره بار خريد، تنها به شرط اينكه اراده اى براى شستن آنها وجود داشته باشد!
.۳ كالاهاى نزديك به صندوق پرداخت
صندوق هاى پرداخت درفروشگاه هاى بزرگ معمولا شلوغ هستند و اغلب خريدارن مجبور مى شوند براى پرداخت هزينه خريدهاى خود در صف بايستند. صاحبان فروشگاه هاى بزرگ هم مسلما از چنين فرصتى نمى گذرند و با چيدن انواع و اقسام كالاهاى ريز و به ظاهر ارزان قيمت در كنار كانترهاى پرداخت، مشتريان را وسوسه به خريد كردن مى كنند.
.۴ عوض كردن جاى كالاهاى مختلف
در بعضى از فروشگاه ها سياست به شكلى است كه هر چند وقت يك بار جاى كالاهاى مختلف با هم عوض مى شود. به اين ترتيب مشتريان ثابت براى پيدا كردن كالاى مورد نظر خود مجبورند كمى بگردنند و همين گشت و گذار باعث مى شود كه ساير كالاها را هم ببينند و خيلى ها حتى اگر نياز هم نداشته باشند، مى خرند!
@newmanagement
کارکنان

راه های ایجاد انگیزه در کارمندان بی انگیزه!

کارمندان فعال در موفقیت یک شرکت و ادامه رشد آن اهمیت بسزایی دارند و در حالی که شاید در گذشته موفقیت و رشدی مداوم را باعث می شدند اما هیچ کس نمی تواند بدون تمام کردن سوخت، با تمام سرعت پیش برود.

بنابراین به جای امید داشتن به اینکه کارمندان فعال دوباره از نو آغاز کنند، در اینجا شش نکته وجود دارد که مدیران می توانند برای بالا بردن سرعت راه افتادن مجدد انجام دهند:

💯 1- آنچه در کارمندان فعال تان ایجاد انگیزه می کند کشف کنید

انگیزه های فردی کارمندان فعال خود را بشناسید و تشویق هایی خاص برای آنان در نظر بگیرید. برای مثال، اگر کسی پاداش و به رسمیت شناختن را دوست دارد، پاداش های بیشتری را برای او در نظر بگیرید. اگر با راهبری گروه انگیزه می یابند، سعی کنید برای آنان موقعیت راهبری و مربیگری تیم اعضای جدید را ایجاد کنید.

💯 2- مسوولیت ها را بالا ببرید

اگر مدیران خطر خسته شدن کارمند فعال خود را احساس کنند، باید به آن کارمند پروژه ای خاص مبتنی بر علایق او بدهند. این پروژه نباید چیزی باشد که وقت و انرژی آنان را بگیرد یا بر بار کاری آنان بیفزاید، بلکه باید چیزی باشد که به جوابگویی و مالکیت نقش کنونی شان بیفزاید. برای مثال، آنان را به عنوان فرد مسوول برای ابتکارات داخلی منصوب کنید، همچون راهبری فعالیت داوطلبانه یا سازماندهی تیم ورزش شرکت. این باعث تنوع و انگیزه مجدد در آنان می شود.

💯 3- رقابت را اضافه کنید

در بیشتر بخش ها، کارمندان فعال، رقابت را دوست دارند. همچون ورزش، اگر در مقابل تیمی بازی کنید که خیلی خوب نیستند، گاهی هم سطح آنان بازی خواهید کرد. اگر مدیری نگران خسته شدن کارمند فعال خود باشد، کسی را هم سطح با او وارد تیم می کند تا آنها را به چالش بکشد و انگیزه بهترین شدن را در آنها بالا ببرد.

💯 4- باز هم روی آنها سرمایه گذاری کنید

مدیران باید نشان دهند که کارمندان فعال برای آنها اهمیت دارند و موفقیت آنها در شرکت برایشان مهم است. وقتی کارمندان احساس کنند که روی آنها سرمایه گذاری می شود، این احتمال وجود دارد که وفاداری آنها به شرکت بالاتر برود بخواهند سخت تر کار کنند. وقت بیشتری را با آنان بگذرانید، برایشان دوره های آموزشی بگذارید و به آنها موقعیت ادامه تحصیل خارج از شرکت بدهید.

💯 5- به راهی که کارایی داشته بازگردید

به فرآیندهای کاری کنونی آنان بنگرید و ببینید آیا با گذشته که تولیدکننده برتر بوده اند، تفاوت دارند. اگر تفاوتی هست، آنها باید به همان حالتی که کارایی داشت بازگردند.

💯 6- یکدل باشید

این فکر را نداشته باشید که کارمندان فعال تان بدون انگیزه یا اخلاق کاری کار می کنند زیرا این امر می تواند به این معنی باشد که آنان با مسائل و مشکلات شخصی درگیرند. جلسه ای انفرادی با هر یک ترتیب دهید و در مورد هر چیزی که خارج و داخل محیط کار اتفاق می افتد جویا شوید. بسیار اهمیت دارد که مکالمه ای صادقانه داشته باشید و طرح بازی ایجاد کنید تا به آنها کمک کنید بر هر مانعی چیره شوند.
@newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM