9گام طلایی برای جذب مشتری
@newmanagement
1) برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید
اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد .
۲) پس از بروز مساله (از نظر ارتباط با مشتری) هر چه سریع تر آن را حل کنید
هیچ سازمان، کالا یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.اگر سازمانی بتواند ثابت کند که در برابر مشتری پاسخ گوست و برای او ارزش قائل شود، در آن صورت شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد. معمولا افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود. کل داستان در این است که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند. از همین دیدگاه تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همتایان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمیارند.
۳) همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید
هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند.در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند: الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او در مواردی سود کم را تحمل کند.البته برای یک دوره کوتاه مدت. ب) دادن پاداش، بابت وفاداری مشتری که در نتیجه در هر معامله سود فروشنده اندکی کمتر می شود ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.
۴) همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است
اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد. این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد.
۵) مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت
فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد، بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد.
۶) نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد
از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید.
۷) برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید
دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد این است که به حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط بامشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آنها را نادیده گرفته و به آنها توجه نکنیم.
۸) درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید
کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصولات آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنجا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند . شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصولات شرکت های رقیب استفاده می کنند ، این پرسش در ذهن آنها خطور می کرد.
@newmanagement
1) برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید
اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد .
۲) پس از بروز مساله (از نظر ارتباط با مشتری) هر چه سریع تر آن را حل کنید
هیچ سازمان، کالا یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.اگر سازمانی بتواند ثابت کند که در برابر مشتری پاسخ گوست و برای او ارزش قائل شود، در آن صورت شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد. معمولا افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود. کل داستان در این است که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند. از همین دیدگاه تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همتایان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمیارند.
۳) همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید
هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند.در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند: الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او در مواردی سود کم را تحمل کند.البته برای یک دوره کوتاه مدت. ب) دادن پاداش، بابت وفاداری مشتری که در نتیجه در هر معامله سود فروشنده اندکی کمتر می شود ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.
۴) همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است
اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد. این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد.
۵) مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت
فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد، بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد.
۶) نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد
از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید.
۷) برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید
دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد این است که به حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط بامشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آنها را نادیده گرفته و به آنها توجه نکنیم.
۸) درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید
کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصولات آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنجا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند . شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصولات شرکت های رقیب استفاده می کنند ، این پرسش در ذهن آنها خطور می کرد.
۹) خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درک کنید
همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد.
همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد.
موفقيت / كليدهاي كسب ثروت
@newmanagement
کلید اول
تخصص عبارت است از توانایی شما در بكار بستن استعدادتان آنهم در قسمتی حیاتی كه برای شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت كه در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار تعیین كننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟
جنبه های مثبت خود را تقویت کرده ، موارد ضعیف را در اولین فرصت ممکن ، شناسائی و اصلاح نمائید.
کلید دوم
تمایز عبارت است از اینكه چگونه در یك یا چند زمینه كه تخصص دارید یا كارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید.
توانایی شما در متمایز كردن خود براساس كیفیت كار بالا بسیار مهم و كانون فعالیت شغلی شماست.
شما به عنوان یك فرد باید حداقل در یك زمینه كاری برتر باشید. اگر از كارفرما یا كارمندان شما درباره شما بپرسند:
�برتری او در چه زمبنه ای است؟� آنها چه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار ،شما برجسته هستید؟
چه كاری را بهتر از هر كسی انجام می دهید؟
چه كاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود؟
اگر تاكنون در حرفه خود یك زمینه را مشخص نكرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام كنید.
نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته ،در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یك زمینه كاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری، استاندارد شما را برای كارایی نشان می دهد.
بهترین بودن در یك زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما كمك می كند.
اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.
کلید سوم
تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص كردن افراد و سازمانهایی كه سود بیشتری برای شما دارند. نحوه كار بدین صورت است كه شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می كنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می كنید. اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید. مشتری های اصلی خود را درست بشناسید و به آنها نزدیکتر شوید. تا با نیاز آنها آشنا شوید.
کلید آخر
تمركز عبارتست از توانایی شما در تمركز ذهنی بر روی خدماتی است كه برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد. این چهار استراتژی نقطه كانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.
توجه: از خود بپرسید:� كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقویت كنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی كه به این سؤال می دهید را به عنوان یك هدف بنویسید و برای آن یك ضرب العجل تعیین كنید. برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این كلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است. newmanagement@
@newmanagement
کلید اول
تخصص عبارت است از توانایی شما در بكار بستن استعدادتان آنهم در قسمتی حیاتی كه برای شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت كه در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار تعیین كننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟
جنبه های مثبت خود را تقویت کرده ، موارد ضعیف را در اولین فرصت ممکن ، شناسائی و اصلاح نمائید.
کلید دوم
تمایز عبارت است از اینكه چگونه در یك یا چند زمینه كه تخصص دارید یا كارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید.
توانایی شما در متمایز كردن خود براساس كیفیت كار بالا بسیار مهم و كانون فعالیت شغلی شماست.
شما به عنوان یك فرد باید حداقل در یك زمینه كاری برتر باشید. اگر از كارفرما یا كارمندان شما درباره شما بپرسند:
�برتری او در چه زمبنه ای است؟� آنها چه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار ،شما برجسته هستید؟
چه كاری را بهتر از هر كسی انجام می دهید؟
چه كاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود؟
اگر تاكنون در حرفه خود یك زمینه را مشخص نكرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام كنید.
نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته ،در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یك زمینه كاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری، استاندارد شما را برای كارایی نشان می دهد.
بهترین بودن در یك زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما كمك می كند.
اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.
کلید سوم
تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص كردن افراد و سازمانهایی كه سود بیشتری برای شما دارند. نحوه كار بدین صورت است كه شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می كنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می كنید. اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید. مشتری های اصلی خود را درست بشناسید و به آنها نزدیکتر شوید. تا با نیاز آنها آشنا شوید.
کلید آخر
تمركز عبارتست از توانایی شما در تمركز ذهنی بر روی خدماتی است كه برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد. این چهار استراتژی نقطه كانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.
توجه: از خود بپرسید:� كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقویت كنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی كه به این سؤال می دهید را به عنوان یك هدف بنویسید و برای آن یك ضرب العجل تعیین كنید. برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این كلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است. newmanagement@
زندانی بدون دیوار newmanagement@
بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.
حدود هزار نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.
زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. اما... بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
زندانیان به مرگ طبیعی میمردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد، نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند.
هرروز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.
هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.
با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.
با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.
با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.
و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.
@newmanagement
این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.
بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.
حدود هزار نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.
زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. اما... بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
زندانیان به مرگ طبیعی میمردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد، نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند.
هرروز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.
هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.
با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.
با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.
با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.
و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.
@newmanagement
این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.
✳️۱۶ تاکتیک انکارناپذیر در مذاکره
نویسنده: کلیف آکسفورد
مترجم: امیر پوریانسب
منبع: فوربس
حالا بیش از هر زمان و هر چیز دیگر تاکیتکهای مذاکرات موفق لازمهی بازاریابی، فروش، و راهبرد خلاقانه است؛ نه تاکتیکهای قدیمی و تاریخگذشتهی "آدمهای پشت میزنشین". با این وجود، هنوز یک چیز در دنیای کسب و کار تغییر نکرده است؛ شما به آن چه سزاوار هستید نمیرسید، بلکه به چیزی خواهید رسید که بابت آن مذاکره میکنید. پس بروید و با مذاکره، آن چه را میخواهید بهدست آورید. در این جا ۱۶ تاکتیک انکارناپذیر مذاکره بدون هیچ شرح و بسطی آورده شده است.
۱. خواسته یا نتیجهی مورد انتظار آن سوی مذاکره را دریابید و از آن با آغوش باز استقبال کنید.
۲. نمایندهی راستین همان بازاری باشید که محصولات اش را عرضه میکنید.
۳. بدانید وقت به نفع شما یا علیه شما میگذرد.
۴. هرگز میانگین تفاوت قیمت را پیشنهاد ندهید و نپذیرید.
۵. داستانتان(محصولتان) را بفروشید، نه ارزشهای(معرفی) خودتان را.
۶. وقتی به نظر میرسد دارید میبازید، چوب حراج نزنید، بلکه خلاق باشید.
۷. مذاکره اصلا به معنی عدالت یا انصاف نیست. فقط به معنی مذاکره است.
۸. گذشته را توضیح دهید ولی آینده را بفروشید.
۹. با درایت از بنبست خارج شوید.
۱۰. اولین پیشنهاد قیمت را شما بدهید.
۱۱. آدمها را سعی کنید به دقت بشناسید، نه مواضعشان را.
۱۲. مخالف و مخالفت را به سرعت خلع سلاح کنید.
۱۳. وقتی بحث شخصی میشود، سریع به موضوع مذاکره برگردید.
۱۴. حقیقت ناراحتکنندهی سنگربندی را بپذیرید.
۱۵ . مذاکرات اصلا با ماموریت تحقیق و تخریب انجام نمیشوند.
۱۶. هنر رسیدن به توافق در واقع تمرکز روی نتیجه است.
@newmanagement
نویسنده: کلیف آکسفورد
مترجم: امیر پوریانسب
منبع: فوربس
حالا بیش از هر زمان و هر چیز دیگر تاکیتکهای مذاکرات موفق لازمهی بازاریابی، فروش، و راهبرد خلاقانه است؛ نه تاکتیکهای قدیمی و تاریخگذشتهی "آدمهای پشت میزنشین". با این وجود، هنوز یک چیز در دنیای کسب و کار تغییر نکرده است؛ شما به آن چه سزاوار هستید نمیرسید، بلکه به چیزی خواهید رسید که بابت آن مذاکره میکنید. پس بروید و با مذاکره، آن چه را میخواهید بهدست آورید. در این جا ۱۶ تاکتیک انکارناپذیر مذاکره بدون هیچ شرح و بسطی آورده شده است.
۱. خواسته یا نتیجهی مورد انتظار آن سوی مذاکره را دریابید و از آن با آغوش باز استقبال کنید.
۲. نمایندهی راستین همان بازاری باشید که محصولات اش را عرضه میکنید.
۳. بدانید وقت به نفع شما یا علیه شما میگذرد.
۴. هرگز میانگین تفاوت قیمت را پیشنهاد ندهید و نپذیرید.
۵. داستانتان(محصولتان) را بفروشید، نه ارزشهای(معرفی) خودتان را.
۶. وقتی به نظر میرسد دارید میبازید، چوب حراج نزنید، بلکه خلاق باشید.
۷. مذاکره اصلا به معنی عدالت یا انصاف نیست. فقط به معنی مذاکره است.
۸. گذشته را توضیح دهید ولی آینده را بفروشید.
۹. با درایت از بنبست خارج شوید.
۱۰. اولین پیشنهاد قیمت را شما بدهید.
۱۱. آدمها را سعی کنید به دقت بشناسید، نه مواضعشان را.
۱۲. مخالف و مخالفت را به سرعت خلع سلاح کنید.
۱۳. وقتی بحث شخصی میشود، سریع به موضوع مذاکره برگردید.
۱۴. حقیقت ناراحتکنندهی سنگربندی را بپذیرید.
۱۵ . مذاکرات اصلا با ماموریت تحقیق و تخریب انجام نمیشوند.
۱۶. هنر رسیدن به توافق در واقع تمرکز روی نتیجه است.
@newmanagement
داستان
💐💐
بهترین خیاط
@newmanagement
تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند…همیشه با هم بحث میکردند.. یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود “بهترین خیاط شهر”
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت “بهترین خیاط کشور”
سومین خیاط نوشت “بهترین خیاط دنیا“
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد روی یک برگه کوچک با یه خط معمولی نوشت “بهترین خیاط این کوچه”
قرار نیست دنیایمان را بزرگ کنیم که در آن گم شویم
در همان دنیایی که هستیم.
میشود آدم بزرگى باشیم!
💐💐
@newmanagement
💐💐
بهترین خیاط
@newmanagement
تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند…همیشه با هم بحث میکردند.. یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود “بهترین خیاط شهر”
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت “بهترین خیاط کشور”
سومین خیاط نوشت “بهترین خیاط دنیا“
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد روی یک برگه کوچک با یه خط معمولی نوشت “بهترین خیاط این کوچه”
قرار نیست دنیایمان را بزرگ کنیم که در آن گم شویم
در همان دنیایی که هستیم.
میشود آدم بزرگى باشیم!
💐💐
@newmanagement
کتاب شوک آینده آلوین تافلر، یک پاراگراف از صفحه ۳۹ چاپ پنجم:
https://telegram.me/newmanagement
وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله ۷۳۰ روزه فقط ۴ درصد عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال ۱۳ درصد از عمر پسر را در بر می گیرد. پس عجیب نیست اگر برای پسر این مدت سه یا چهار بار طولانی تر باشد. به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک ۴ ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر ۲۴ ساله اش. اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات دو ساعت صبر کند مثل اینکه از مادرش بخواهیم برای خوردن یک فنجان قهوه دوازده ساعت انتظار بکشد.
خوبه که تفاوت ها را درک کنيم..... اين تفاوت، نه تنها بين بچه ها و ما هست بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.
@newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد دو سال دیگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود، این فاصله ۷۳۰ روزه فقط ۴ درصد عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال ۱۳ درصد از عمر پسر را در بر می گیرد. پس عجیب نیست اگر برای پسر این مدت سه یا چهار بار طولانی تر باشد. به همین صورت دو ساعت از زندگی یک کودک ۴ ساله مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر ۲۴ ساله اش. اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات دو ساعت صبر کند مثل اینکه از مادرش بخواهیم برای خوردن یک فنجان قهوه دوازده ساعت انتظار بکشد.
خوبه که تفاوت ها را درک کنيم..... اين تفاوت، نه تنها بين بچه ها و ما هست بلکه بین ما و همه آدم های دنیا هم هست.
@newmanagement
۱۵ نکته در مدیریت
https://telegram.me/newmanagement
1- با قدرداني به موقع از كارمندان، انرژي كاري آنان را افزايش دهيد و حُسن خلاقيت را در آنان تقويت كنيد.
2- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه كنيد و هميشه متبسم باشيد.
3- هرگز براي پيشبرد اهداف كاري خود، ديگران را با وعده هاي بي اساس فريب ندهيد.
4- سعي كنيد اسامي كارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت كردن با آنان، نامشان را به زبان بياوريد.
5- همواره به خاطر داشته باشيد به كار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي كاهد.
6- اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نكنيد.
7- امين و رازدار افراد باشيد.
8- روي اشتباهات خود پافشاري نكنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.
9- با عبارات كنايه آميز و نيش دار به ديگران درس عبرت ندهيد.
10- با آرامش و خونسردي به حرف هاي ديگران گوش كنيد و براي صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نكنيد.
11- روش محاسبات مالي را تا حدي ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل گزارشات مالي سازمان باشيد.
12- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نكنيد.
13- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه كنيد.
14- تا صحت و سقم مسئله اي روشن نشده، كسي را مؤاخذه نكنيد.
15- معاشرين چاپلوس خود را جدي نگيريد.
@newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
1- با قدرداني به موقع از كارمندان، انرژي كاري آنان را افزايش دهيد و حُسن خلاقيت را در آنان تقويت كنيد.
2- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه كنيد و هميشه متبسم باشيد.
3- هرگز براي پيشبرد اهداف كاري خود، ديگران را با وعده هاي بي اساس فريب ندهيد.
4- سعي كنيد اسامي كارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت كردن با آنان، نامشان را به زبان بياوريد.
5- همواره به خاطر داشته باشيد به كار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي كاهد.
6- اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نكنيد.
7- امين و رازدار افراد باشيد.
8- روي اشتباهات خود پافشاري نكنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.
9- با عبارات كنايه آميز و نيش دار به ديگران درس عبرت ندهيد.
10- با آرامش و خونسردي به حرف هاي ديگران گوش كنيد و براي صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نكنيد.
11- روش محاسبات مالي را تا حدي ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل گزارشات مالي سازمان باشيد.
12- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نكنيد.
13- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه كنيد.
14- تا صحت و سقم مسئله اي روشن نشده، كسي را مؤاخذه نكنيد.
15- معاشرين چاپلوس خود را جدي نگيريد.
@newmanagement
فروشنده موفق در کار خود متخصص است
@newmanagement
فروشنده موفق در کار خود متخصص است.او همواره در حال یادگیری هست و برای پیشرفت خود بر روی خودش سرمایه گذاری می کند.رشد و صعودشما تا زمانی که به یادگیری می پردازید ادامه پیدا می کند.اگر پیوسته نیاموزید و مهارت های خود را به روز نکنید ،جایی کس دیگری این کار را می کند و وقتی با آن شخص روبرو شدید بازنده خواهید بود.
ما با دو دسته دانش روبرو هستیم:
@newmanagement
۱)دانش عمومی
۲)دانش تخصصی
۱)دانش عمومی:فروشنده موفق در زمینه بازاریابی و فروش،حسابداری،روانشناسی،کامپیوتر و حقوق در حال یادگیری است.فروش یک علم بین رشته ایی است.برای موفقیت در کار فروش باید هموراه دانش عمومی خود را بالا ببرید.در حال حاضر شما با مطالعه این سایت در حال بالا بردن دانش عمومی خود هستید.
۲)دانش تخصصی:فروشنده موفق در حوزه کار خود از اطلاعات و دانش بالایی برخوردار است.امروزه شغل فروش از بین رفته است.ما مشاوران فروش داریم.افرادی که با دانش بالایی که دارند به مشتری کمک می کنند محصول مناسب خود را خریداریو به صورت شایسته از آن استفاده کند.
منابع یادگیری:
۱)کتاب:بسیاری از انسان های بالغ کمتر از یک کتاب در سال می خوانند.بسیاری از فروشندگان به طور کلی کتاب در زمینه فروش نمی خوانند.از امروز تصمیم بگیرید صبح ها به جای اینکه روزنامه بخوانید و یا تلوزیون تماشا کنید سی تا شصت دقیقه در زمینه فروش کتاب بخوانید.با این کار تقریبا می توانید هفته ایی یک کتاب بخوانید.یعنی ۵۰ کتاب در سال.اگر سالی ۵۰ کتاب را در ده ضرب کنیم در این فاصله ۵۰۰ کتاب خوانده اید. واقعیت این است که اگر خود را ملزم کنید روزانه سی تا شصت دقیقه کتاب بخوانید به زودی به یکی از پر مهارت ترین و پر معلومات ترین اشخاص در فروش تبدیل می شوید.فروشنده موفق هموراه مطالعه می کند.
۲)مجلات:در مجلات تخصصی صنعت خود مشترک شوید و آن ها را مطالعه کنید.معمولا هر صنعت و شاخه کاری مثل پلاستیک ،چاپ،ساختمان و … حداقل یک مجله تخصصی دارند.با مطالعه دقیق این مجلات می توانید دانش تخصصی خود را به روز کنید.
۳)روزنامه :فروشنده موفق نسبت به تحولات جامعه و اقتصاد آگاه است.آن ها از معلومات عمومی خوبی برخوردارند.این معلومات عمومی در فروش بسیار کارساز هستند.با مطالعه روزنامه ها و مخصوصا روزنامه های اقتصادی از تحولات جامعه آگاه شوید.
۴)اینترنت: یکی از تحولات سال های اخیر اینترنت است.اینترنت با از بین بردن فاصله ها و ایجاد دسترسی به منابع دانش بشریت را متحول کرده است.از اینترنت استفاده بهینه کنید.سایت های تخصصی حوزه کاری خود را مطالعه کنید.به سایت های آموزش بازاریابی و فروش مثل سایت احسان نصیری سر بزنید ومقالات آن ها را مطالعه کنید.در شبکه های اجتماعی حضور فعال داشته باشید و با اشخاص متخصص در حوزه کاری خود و اشخاص متخصص در حوزه بازاریابی و فروش ارتباط برقرار کنید.در گروه های تخصصی عضو شوید.
۵)رقبا: یکی از منابع فوق العاده برای یادگیری رقبا هستند.فروشنده موفق از رقبا الگو برداری آگاهانه می کند.الگو برداری با تقلید فروق می کند.تقلید یعنی هرکاری دیگران انجام می دهند من همان کار را انجام بدهم.اما الگو برداری آگاهانه یعنی از هر کس نکته مثبتی بگیریم و آن را در خود ایجاد کنیم.
۶)مشتریان: امروزه مشتریان بسیار آگاه هستند.آن ها در معرض آگهی ها و تماس های رقبایتان قرار می گیرند و از سوی دیگر خود آن ها بهتر از هر شخص دیگر در رابطه با چالش ها و خواسته هایشان اطلاعات دارند.مشتریان با بیان تجربیاتشان در رابطه با استفاده از محصول شما و رقبایتان و نقاط قوت و ضعف آن ها می توانند به خوبی به شما اطلاعات بدهند.
بر روی دانش خود سرمایه گذاری کنید و رشد کنید .برای موفق شدن باید بهای آن را بپردازید.
@newmanagement
@newmanagement
فروشنده موفق در کار خود متخصص است.او همواره در حال یادگیری هست و برای پیشرفت خود بر روی خودش سرمایه گذاری می کند.رشد و صعودشما تا زمانی که به یادگیری می پردازید ادامه پیدا می کند.اگر پیوسته نیاموزید و مهارت های خود را به روز نکنید ،جایی کس دیگری این کار را می کند و وقتی با آن شخص روبرو شدید بازنده خواهید بود.
ما با دو دسته دانش روبرو هستیم:
@newmanagement
۱)دانش عمومی
۲)دانش تخصصی
۱)دانش عمومی:فروشنده موفق در زمینه بازاریابی و فروش،حسابداری،روانشناسی،کامپیوتر و حقوق در حال یادگیری است.فروش یک علم بین رشته ایی است.برای موفقیت در کار فروش باید هموراه دانش عمومی خود را بالا ببرید.در حال حاضر شما با مطالعه این سایت در حال بالا بردن دانش عمومی خود هستید.
۲)دانش تخصصی:فروشنده موفق در حوزه کار خود از اطلاعات و دانش بالایی برخوردار است.امروزه شغل فروش از بین رفته است.ما مشاوران فروش داریم.افرادی که با دانش بالایی که دارند به مشتری کمک می کنند محصول مناسب خود را خریداریو به صورت شایسته از آن استفاده کند.
منابع یادگیری:
۱)کتاب:بسیاری از انسان های بالغ کمتر از یک کتاب در سال می خوانند.بسیاری از فروشندگان به طور کلی کتاب در زمینه فروش نمی خوانند.از امروز تصمیم بگیرید صبح ها به جای اینکه روزنامه بخوانید و یا تلوزیون تماشا کنید سی تا شصت دقیقه در زمینه فروش کتاب بخوانید.با این کار تقریبا می توانید هفته ایی یک کتاب بخوانید.یعنی ۵۰ کتاب در سال.اگر سالی ۵۰ کتاب را در ده ضرب کنیم در این فاصله ۵۰۰ کتاب خوانده اید. واقعیت این است که اگر خود را ملزم کنید روزانه سی تا شصت دقیقه کتاب بخوانید به زودی به یکی از پر مهارت ترین و پر معلومات ترین اشخاص در فروش تبدیل می شوید.فروشنده موفق هموراه مطالعه می کند.
۲)مجلات:در مجلات تخصصی صنعت خود مشترک شوید و آن ها را مطالعه کنید.معمولا هر صنعت و شاخه کاری مثل پلاستیک ،چاپ،ساختمان و … حداقل یک مجله تخصصی دارند.با مطالعه دقیق این مجلات می توانید دانش تخصصی خود را به روز کنید.
۳)روزنامه :فروشنده موفق نسبت به تحولات جامعه و اقتصاد آگاه است.آن ها از معلومات عمومی خوبی برخوردارند.این معلومات عمومی در فروش بسیار کارساز هستند.با مطالعه روزنامه ها و مخصوصا روزنامه های اقتصادی از تحولات جامعه آگاه شوید.
۴)اینترنت: یکی از تحولات سال های اخیر اینترنت است.اینترنت با از بین بردن فاصله ها و ایجاد دسترسی به منابع دانش بشریت را متحول کرده است.از اینترنت استفاده بهینه کنید.سایت های تخصصی حوزه کاری خود را مطالعه کنید.به سایت های آموزش بازاریابی و فروش مثل سایت احسان نصیری سر بزنید ومقالات آن ها را مطالعه کنید.در شبکه های اجتماعی حضور فعال داشته باشید و با اشخاص متخصص در حوزه کاری خود و اشخاص متخصص در حوزه بازاریابی و فروش ارتباط برقرار کنید.در گروه های تخصصی عضو شوید.
۵)رقبا: یکی از منابع فوق العاده برای یادگیری رقبا هستند.فروشنده موفق از رقبا الگو برداری آگاهانه می کند.الگو برداری با تقلید فروق می کند.تقلید یعنی هرکاری دیگران انجام می دهند من همان کار را انجام بدهم.اما الگو برداری آگاهانه یعنی از هر کس نکته مثبتی بگیریم و آن را در خود ایجاد کنیم.
۶)مشتریان: امروزه مشتریان بسیار آگاه هستند.آن ها در معرض آگهی ها و تماس های رقبایتان قرار می گیرند و از سوی دیگر خود آن ها بهتر از هر شخص دیگر در رابطه با چالش ها و خواسته هایشان اطلاعات دارند.مشتریان با بیان تجربیاتشان در رابطه با استفاده از محصول شما و رقبایتان و نقاط قوت و ضعف آن ها می توانند به خوبی به شما اطلاعات بدهند.
بر روی دانش خود سرمایه گذاری کنید و رشد کنید .برای موفق شدن باید بهای آن را بپردازید.
@newmanagement