NewManagement📚(مدیریت نوین)
254 subscribers
4.31K photos
129 videos
21 files
484 links
فردی که 5 سال بعد به آن تبدیل می‌شوید،
بستگی زیادی به چیزهایی دارد که امروز یاد می‌گیرید..


https://t.me/newmanagement

کانال مدیریت نوین
Admin : @Rasa_N
Download Telegram
داستانی جالب از یک مدرس استراتژی

قبل از اینکه درس مدیریت بخوانم، همیشه واژه‌های «استراتژی کسب و کار» و «استراتژی فردی» برایم جذاب بودند. همیشه دوست داشتم «استراتژی» بدانم و بفهمم. برایم مثل قلعه ای می ماند در دوردستها: عظیم، خیره کننده و سرشار از رمز و راز.
در دوران دانشگاه، درسها را یکی پس از دیگری به سرعت گذراندم تا نوبت به درس استراتژی برسد. روز موعود فرا رسید. سر کلاس درس نشستم و تمام جسم و جانم را متمرکز کردم تا مفهوم این واژه اسرارآمیز را درک کنم.
قلعه استراتژی فردی
جلسات یکی پس از دیگری آمدند و رفتند و من همچنان سیراب نشده بودم. آنچه میشنیدم بسیار تئوریک بود…
به سراغ کتابها رفتم. دیوید را خواندم. مینتزبرگ و هکس و تامسون و شواترز و پورتر و کیم و راملت و …
حسم بهتر شد. اما هنوز بیشتر می خواستم. آن سالها به تازگی به یک پست مدیریتی ارتقا پیدا کرده بودم و هنوز احساس میکردم استراتژی باید ذهنم را بازتر کند. قلعه را دیده بودم. درها را باز کرده بودم. راهروهای قلعه را گشته بودم. اما تو گویی که اتاقی در تاج قلعه بود که هیچکس راه آن را نشان نمیداد و هیچ راهرویی به آنجا منتهی نمیشد.
🏮مدتی نگذشته بود که به حادثه ای، «معلم استراتژی» شدم. کلاسی بود و دانشجویانی که عمدتاً از مدیران کسب و کار بودند و ظاهراً چند مدرس را به اعتراض تغییر داده بودند و فرصتی دست داد تا من در کلاس آنها حاضر شوم. از سال ۸۵ آموزش استراتژی را آغاز کردم و مجموعاً حدود ۱۵۰۰ نفر را تعلیم دادم: در بیش از چهل دوره و هر دوره چهل ساعت…
قلعه را به آنها معرفی میکردم و آنها را دور تا دور آن میگرداندم و راههای پیدا و پنهان را نشان میدادم. اما خود میدانستم که این قلعه را اتاقی است که خود هرگز راه بدان پیدا نکرده ام.
@Newmanagement
سالها گذشت…

یک روز، در گوشه یک نمایشگاه، فرصتی دست داد تا با مدیری بر سر میز بنشینم که گردش مالی سازمانش، با درآمد نفتی کشورم قابل مقایسه بود! در لا به لای حرفهای دوستانه و گزارش کارها و …، حرف از مدیریت شد و گفتم که در کنار فروشنده بودن، «معلم» هم هستم و «استراتژی» هم درس میدهم.
پرسید: استراتژی را چگونه تعریف میکنی؟ کمی فکر کردم. آنها که استراتژی را میشناسند میدانند که ده ها تعریف وجود دارد که برخی همسو و برخی متضاد و متعارض هستند. به هر حال، به حیلت معلمی و با بازی کلامی، تعاریف را به هم چسباندم و معجونی را به خوردش دادم: کمی از پورتر، با عصاره ای از مینتزبرگ، با طعمی از گری همل. با کمی افزودنی از هکس به همراه رنگهای طبیعی و با کمی افزودنی های مجاز!
تمام مدت با لبخند نگاهم کرد. در پایان گفت: من درس مدیریت نخوانده ام. به همین دلیل، ذهنم چندان پیچیده و مجرد نیست. من آموخته ام که استراتژی، تخصیص بهینه منابع است. اینکه وقت و سرمایه و نیروی انسانی و دانش و تجربه و مهارت خود را صرف کدام حوزه کنی و از کدام حوزه ها، دوری کنی. استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است. هنر تشخیص اینکه به کدام بازار رو کنی و از کدام بازار صرف نظر کنی. هنر اینکه چشم را بر روی کدام مشتری ببندی و از منافعش صرف نظر کنی تا دستانت برای خدمت بیشتر به مشتری دیگر، آزاد و رها بماند. هنر فرار کردن از وسوسه «دستیابی همزمان به همه چیزهای خوب…».
او از نوشیدنی روی میز سرمست بود و من از طعم این عصاره تجربه که هنوز سرمستش مانده ام… @Newmanagement
دوست داشتم بیشتر حرف بزنم که فردی آمد و آن مرد، با خداحافظی شتابزده، میز را ترک کرد. فهمیدم که «استراتژی» به او میگوید که بیش از این، «زمانش» را صرف گفتگو با من نکند.
راه اتاق بالای برج را یافته بودم! چند هفته بعد، برای همیشه، آموزش استراتژی را رها کردم و زندگی دیگری را آغاز کردم. تغییراتی چنان بزرگ در زندگیم حاصل شد که دانشگاه و درس و مدرسه، هرگز برایم ایجاد نکرده بودند.

استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است.
@Newmanagement
همه كسانيكه امروز جزو ده درصد برتر هستند ، از ده درصد پائين شروع كرده اند . "

همه كسانيكه در كارشان خبره هستند روزگاري عملكرد ضعيفي داشته اند . همه كسانيكه در نوك قله زندگي هستند ، از اول جاده شروع كرده اند .

همين حالا تصميم بگير حتي اگر جزو ضعيفترينها در زندگي و كار و شغل و تحصيل هستي ، خودت رو به نوك قله موفقيت برسون چون تو ميتواني چون تو مخلوق خاص خدا روي زمين هستي چون تو انساني ... تو ميتواني

@newmanagement
 
آکیو موریتا

شاید نام این شخص را نشنیده باشید ولی حتما نام شرکت سونی را شنیده اید. اولین تولید شرکت سونی یک پلوپز بود که متاسفانه وقتی هنوز برنج نپخته بود آن را می سوزانید ، از این کالا کمتر از 100 عدد فروش رفت. ولی این شکست باعث عقب نشینی موریتا نشد و اکنون صاحب شرکت مولتی میلیاردی سونی است.

شما چند بار شکست خورده اید؟ همین حالا دوباره شروع کنید

@newmanagement
@newmanagement
💕خدای خوب من ...
خدای مهربانم💕
امروزم را که ابتدای هفته هست
با نام تو آغاز می کنم
با نام تو که بی همتائی مهربانی وجاودانی واز تو میخواهم درین روز نعمتهایت را از من و دوستانم دریغ نکنی
از تو میخواهم سلامتی موفقیت ودوست داشتن را
من ترا دوست می دارم ومیدانم تو نیز مرا دوست می داری
شکرم را بپذیر ای پروردگار بزرگ
💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕
امروز فرصتی بود برای عرض ادب و ارادت به همراهان کانال newmanagement
. هفته ای سرشار از ارتباط و اعتماد به خدا و پشتکار و موفقیت همراه با توکل به پروردگار جهان را برای شما عزیزان آرزومندم

بابهترین آرزوها
"mrrasa"
@newmanagement
♏️دکتر اسپنسر جانسون،
نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت،
فرق بین آدم‌ها و موش‌ها را این طور توصیف می‌کند؛
وقتی یک موش حس می‌کند تلاش‌هایش به نتیجه نمی‌رسد،
روش خود را عوض می‌کند! اما وقتی آدم‌ها حس می‌کنند
کاری که انجام می‌دهند به نتیجه نمی‌رسد، عصبانی و خسته می‌شوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند.
حتی گاهی اگر کسی راهکار تازه‌ای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می‌گیرند و می‌گویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام داده‌ام.
یا «من آدمی این مدلی هستم.» در اصل این آدم‌ها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن می‌ترسند و حس می‌کنند ترسشان به این معناست که دیگر روش‌ها اشتباه است.
اگر واقعا می‌‌خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید
باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیده‌اید،
پا را فراتر بگذارید و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنید.👌
@newmanagement
🌺🌺🌺
برای شروع مجدد هیچگاه دیر نیست

اگر از دیروزتان راضی نیستید

امروز یک کار متفاوت انجام دهید

در انبار خاک خورده خود باقی نمانید

تغییر کنید، برای بهتر شدن تلاش کنید و پیشرفت کنید!
🌺🌺🌺
@newmanagement
@newmanagement



🍀فردی که ترس از شکست داشته باشد و بخواهد در وضعیت کنونی خود باقی بماند و وضعیت حال را حفظ کند به زودی به تجربه و بهایی گران خواهد فهمید که شکست و اشتباه در واقع برای کاری است که قرار است پیش رود و توسعه داشته باشد . اگر قرار بود در جای فعلی باقی بمانید راهی را که تا کنون برای رسیدن به این موقعیت طی کردید را طی نمی کردید . کار بدون اشتباه کاری است که انجام نشود. موفقیت فقط یک آفت دارد و آنهم این است که با خود فکر کنی به قله رسیده ای و یا باید انجا بمانی و یا پایین بیايی

به ما بپيونديد👇👇👇👇
@newmanagement
♦️شان کارتر که اکنون با نام مستعار Jay-Z در میان رپر ها شناخته می شود، یکی از تاثیرگذارترین و پولدارترین افراد این حوزه به شمار می رود. Jay-Z اما همیشه اینچین موفق نبوده است.

در ابتدا فعالیتش نتوانست توجه کسی را به کار خود جلب نماید. اولین CD او فروش نرفت و هیچ شرکتی حاضر نشد بر روی موسیقی وی سرمایه گذاری نماید.

او اکنون ۲۱ جایزه Grammy را از آن خود کرده و به گفته Forbes سرمایه ای ۵۵۰ میلیون دلاری را در اختیار دارد.

♦️شما چندبار شکست خورده اید؟ همین حالا دوباره شروع کنید ♦️
@newmanagement
🚨خودت را گوشه رینگ گرم نگه دار‼️

همه مشكلات را نمی‌توان به‌سرعت حل كرد. برخی اوقات، انتظار و صبوری بهترین اقدام است. اصولا انتظار، انضباط و صبوری در موفقیت و مدیریت استراتژیک نقش اساسی دارند.
اما انتظار که جزو مفاهیم بلند دینی ما نیز هست کمی بد فهمیده می شود. شاید این دو نکته بتواند دیدگاه ما را نسبت به صبوری بهتر کند.

نکته مهم اول:
صبر یعنی واکنش در
بهترین فرصت
و نه اولین فرصت

نکته مهم دوم:
انتظار یا صبوری به معنای آرامش و سکون نیست. اصولا انتظار یا صبوری با فعالیت همراه است و شاید بهتر است به جای انتظار بگوییم انتظار فعال (Active Waiting). مانند بوکسوری که گوشه رینگ وایستاده است و منتظر سوت داور است که به داخل رینگ بیاید. وی چه می کند:
1- خود را گرم نگاه می دارد.
2- به صحبت های مربی گوش می کند
3- رقیبش را زیر نظر دارد.
4- هواداران خود را به تشويق کرد، تهییج می کند.
5- با رقص پا، جنگ روانی را شروع کرده است تا آمادگی خود را به رخ حریف بکشد.
6- رجز خوانی را شروع کرده است.
7- استراتژی خود را مسابقه را با خود بارها و بارها مرور می کند.
می بینید می توان نام 5 دقیقه تا شروع بازی را گذاشت صبر کردن و وقت تلف کردن و می شود نام همان زمان را گذاشت 5 دقیقه سرنوشت ساز.

پس صبور باشید و فعال و فعالانه منتظر بمانید.

@newmanagement
یک سوال خیلی خوب:
چرا مشتری ها شما را ترک می‌کنند؟!

به این آمار دقت کنید:

- 3 درصد محل زندگی خود را عوض می‌کنند

- 5 درصد دوستی های دیگری ایجاد می‌کنند

- 9 درصد به دلایل رقابتی ما را ترک می‌کنند

- 14 درصد به دلیل عدم رضایت از محصول، دیگر محصول ما را نمی‌خرند

و!

- 68 درصد به دلیل بی‌تفاوتی و برخورد بد فروشندگان و کارمندان ما را ترک مي کنند!

از كتاب هنر فروشندگي پرومودو باترا


@newmanagement
بزرگترین ریسک، ریسک نکردن است.
در دنيايى كه هرروز باسرعت درحال تغيير است، تنها راهى كه ١٠٠٪ منجر به شكست ميشود 'ريسك نكردن' است.

مارك زاكربرگ- خالق فيس بوك


@newmanagement
افسانه ی شخصی انسان ممکن است به آن سادگی که به نظر می رسد نباشد. به هیچ وجه. حتی ممکن است به انجام دادن کارهای خطرناکی نیاز باشد.
@newmanagement
وقتی عزم به چیزی می کنیم، انرژی های نیرومندی را به جریان وا می داریم و دیگر قادر به کتمان معنای واقعی حیات از خود نیستیم.
وقتی عزم به چیزی می کنیم، گزینشی می کنیم و بهایی می پردازیم.

دنبال کردن رویاها بهایی دارد. ممکن است ما را به ترک عادت های قدیمی ملزم کند، ممکن است برایمان مسائلی درست کند و ممکن است باعث نومیدی شود.
اما قیمت هر قدر هم که بالا باشد، به زیادی قیمتِ زندگی نکردن بر اساس افسانه ی شخصی نیست. زیرا روزی به پشت سر و کارهایی که انجام داده ایم نگاه می کنیم و صدای قلب خود را می شنویم که می گوید: “عمرم را هدر دادم.”
«باور کن، این بدترین چیزی است که ممکن است بشنوی.»

از کتاب: «مکتوب»
نویسنده: پائولو _کوئیلو
@newmanagement