✅ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ
ﺩﺭ ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﺳﺎﺩﻩ, ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺣﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ, ﺷﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ, ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺬ ﺗﺼﻤﯿﻤﻬﺎﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ.
ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ:
1- ﺭﯾﺴﮏ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﺩﻫﯿﺪ.
2- ﻓﺮﺻﺘﻬﺎﯼ ﻧﻬﻔﺘﮥ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﻭ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﻨﯿﺪ.
3- ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﻨﯿﺪ.
4- ﺍﺯ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺭﻗﺒﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﻮﯾﺪ.
5- ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺍﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﻭ ﻓﻌﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ.
@newmanagement
ﺩﺭ ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﺳﺎﺩﻩ, ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺣﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ, ﺷﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ, ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺬ ﺗﺼﻤﯿﻤﻬﺎﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ.
ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ:
1- ﺭﯾﺴﮏ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﺩﻫﯿﺪ.
2- ﻓﺮﺻﺘﻬﺎﯼ ﻧﻬﻔﺘﮥ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﻭ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﻨﯿﺪ.
3- ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﻨﯿﺪ.
4- ﺍﺯ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺭﻗﺒﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﻮﯾﺪ.
5- ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺍﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﻭ ﻓﻌﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ.
@newmanagement
فقط يك نفر را ميشناسم
که معقول و سنجيده رفتار
می کند،
او خياط من است!
زيراهر بار که مرا می بيند
از نو اندازه گيری ميکند!
بقيه به معيارها و عقايد کهنه خود درباره من پايبند هستند !
و انتظار دارند که من خود را با آنها هماهنگ کنم...
(جان برنارد شاو)
@newmanagement
که معقول و سنجيده رفتار
می کند،
او خياط من است!
زيراهر بار که مرا می بيند
از نو اندازه گيری ميکند!
بقيه به معيارها و عقايد کهنه خود درباره من پايبند هستند !
و انتظار دارند که من خود را با آنها هماهنگ کنم...
(جان برنارد شاو)
@newmanagement
☘☘اهداف و مزاياي مديريت دانش☘☘
سازمانها از کاربرد مديريت دانش اهداف زير را دنبال ميکنند:
🍁هدف مديريت دانش، نه مديريت بر کل دانش موجود در سازمان، بلکه مديريت آن بخش از دانش که داراي بالاترين درجه اهميت براي سازمان ميباشد، است. اين هدف از طريق به کار گيري دانش جمع آوري شده و توانا سازي کليه نيروهاي موجود در سازمان براي دسترسي به آن و استفاده در جهت اهداف سازماني محقق ميگردد.
هدف ديگر مديريت دانش، ترکيب کردن اطلاعات با تجارب و دانش موجود است تا به ايجاد يک پايگاه دانش قابل مديريت منجر شود. يکي ديگر از اهداف مديريت دانش، شناسايي، جمع آوري، دسته بندي و سازماندهي، ذخيره، اشتراک، اشاعه و در دسترس قرار دادن دانش در سطح سازمان ميباشد.
🍁يکي ديگر از اهداف مديريت دانش در سطح سازمان، استفاده بهينه از عوامل موجود است تا هزينههاي هنگفتي که صرف اشتراک و خريد منابع اطلاعاتي شده است،سرمايه گذاري مرده محسوب نگردد. ديجيتال سازي منابع به عنوان يکي از مهم ترين گام هاي مديريت دانش در سازمانها عنوان ميشود که امکان استفاده از منابع را فارغ از محدوديت هاي زماني و مکاني فراهم ميآورد.
https://telegram.me/newmanagement
سازمانها از کاربرد مديريت دانش اهداف زير را دنبال ميکنند:
🍁هدف مديريت دانش، نه مديريت بر کل دانش موجود در سازمان، بلکه مديريت آن بخش از دانش که داراي بالاترين درجه اهميت براي سازمان ميباشد، است. اين هدف از طريق به کار گيري دانش جمع آوري شده و توانا سازي کليه نيروهاي موجود در سازمان براي دسترسي به آن و استفاده در جهت اهداف سازماني محقق ميگردد.
هدف ديگر مديريت دانش، ترکيب کردن اطلاعات با تجارب و دانش موجود است تا به ايجاد يک پايگاه دانش قابل مديريت منجر شود. يکي ديگر از اهداف مديريت دانش، شناسايي، جمع آوري، دسته بندي و سازماندهي، ذخيره، اشتراک، اشاعه و در دسترس قرار دادن دانش در سطح سازمان ميباشد.
🍁يکي ديگر از اهداف مديريت دانش در سطح سازمان، استفاده بهينه از عوامل موجود است تا هزينههاي هنگفتي که صرف اشتراک و خريد منابع اطلاعاتي شده است،سرمايه گذاري مرده محسوب نگردد. ديجيتال سازي منابع به عنوان يکي از مهم ترين گام هاي مديريت دانش در سازمانها عنوان ميشود که امکان استفاده از منابع را فارغ از محدوديت هاي زماني و مکاني فراهم ميآورد.
https://telegram.me/newmanagement
رعایت چهل نکته مهم در تنظیم ونگارش قراردادها
۱: ذکر نام یزدان پاک در صدر و شروع قرارداد👌🏻
۲: درج عنوان قرارداد(مبایعه نامه، اجاره نامه، مشارکت در ساخت و…)👌🏻
۳: درج عنوان توصیفی قرارداد ( مبایعه نامه آپارتمان تجاری)👌🏻
۴: ذکر صیغه عقد ( العقود تابعه المقصود، المومنون عند الشروطهم، یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود )👌🏻
۵:ذکرعنوان طرفین قرارداد (فروشنده و خریدار، مؤجر و مستأجرو…)👌🏻
۶: ذکر سِِمَت حقوقی متعاملین(وکالتاً، اصالتاً، قیمومتاً ،ولایتاً، فضولتاً )👌🏻
۷: موضوع قرارداد
۸: ذکر مبلغ قرارداد بادقت وحوصله(ثمن، قرض الحسنه، مال الاجاره و…)هم به صورت عددوهم حروف👌🏻
۹: تعیین شیوه پرداخت در قرارداد👌🏻
۱۰: تعریف و تعیین شروط وتعهدات👌🏻
۱۱: تعیین محل وچگونگی جبران خسارت👌🏻
۱۲: تعیین مرجع حل اختلاف ( از طریق داوری و حَکَمیت یا از طریق کمیته حل اختلاف )👌🏻
۱۳: تعیین نوع تضمینات درصورت عدم انجام تعهدات (اسناد تعهدآور)👌🏻
۱۴: کیفیت و چگونگی بایگانی و نگهداری اسناد و مدارک
۱۵: تعیین کیفیت تحویل و تسلیم مورد قرارداد👌🏻
۱۶: تعیین وضعیت تصرف کنونی ملک👌🏻
۱۷: تعیین تکلیف خیارات👌🏻
۱۸: کیفیت خاتمه قرارداد درصورت بروز حوادث و اختلاف( از طریق اقاله ،فسخ، انحلال، انفساخ و…)👌🏻
۱۹: تعیین تکلیف ادعاهای احتمالی در خصوص موضوع قرارداد👌🏻
۲۰: تعیین تکلیف وضعیت چک های صادره درصورت عدم موجودی👌🏻
۲۱: تعیین تکلیف ادعاهای احتمالی معارض یا معارضی
۲۲: تعیین تکلیف کشف فساد در حین ویا پس از انجام معامله👌🏻
۲۳: نگارش وتنظیم قراردادبدون عجله وشتاب وباخط خوش👌🏻
۲۴:توجه به حق ریشه و حق رعیتی مستتر در اسناد واملاک وحفظ آن👌🏻
۲۵: چنانچه ملک از حق ارتفاق(حقی است برای شما در ملک دیگری)برخوردار باشد ،هنگام انجام معامله و تنظیم قراردادتوجه ولحاظ شود.👌🏻
۲۶: هرگونه توافقی را (ولو به صورت شفاهی باشد) درقرارداد عیناً درج وذکر کنیدوهرگز شرطی را شفاهاْ توافق ننمایید واگر چنین کردید انتظار اجرای آن را نداشته باشید.👌🏻
۲۷: استفاده از عبارت اقاله برای بر هم زدن قراردادبه جای عبارت فسخ👌🏻
۲۸:درصورتی که متعاملین ازنعمت سواد خواندن و نوشتن محروم هستند ،متن قراردادبه صورت شمرده و قابل فهم برای آنان قرائت وتفهیم شود.👌🏻
۲۹: چند قرارداد تنظیمی در چند صفحه باشد حتماً تمام صفحات با دقت مطالعه، تفکر و سپس امضاء نمایید.👌🏻
۳۰: تعیین تکلیف قبض و اقباض مورد معامله👌🏻
۳۱: تعیین تکلیف وام👌🏻
۳۲: تعیین تکلیف موعد انتقال قطعی سند وانتخاب دفتر خانه اسناد رسمی جهت نقل وانتقال سند👌🏻
۳۳: تعیین تکلیف وکالت های مورد نیاز برای ادامه وکالت
۳۴: تعیین تکلیف حقوق ارتفاقی👌🏻
۳۵: مدنظر داشتن مؤلفه هاردشیپ (شرط مذاکره مجدد)👌🏻
۳۸: درج وذکر مواد ومفاد قوانین مرتبط با موضوع قرارداد مثل مفاد قوانین زمین شهری ،شهرداری، اداره ثبت، مدنی ،تجارت، کار، تأمین اجتماعی، مالک و مستأجر، قانون تَمَلُک اراضی توسط ارگان های دولتی و…👌🏻
۳۹: تنظیم صورتجلسات درضمن یا پس از قرارداد👌🏻
۴۰: زیر بار توافقات غیر معقولانه ،جانبدارانه و غیر قانونی نروید.👌🏻
@newmanagement
۱: ذکر نام یزدان پاک در صدر و شروع قرارداد👌🏻
۲: درج عنوان قرارداد(مبایعه نامه، اجاره نامه، مشارکت در ساخت و…)👌🏻
۳: درج عنوان توصیفی قرارداد ( مبایعه نامه آپارتمان تجاری)👌🏻
۴: ذکر صیغه عقد ( العقود تابعه المقصود، المومنون عند الشروطهم، یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود )👌🏻
۵:ذکرعنوان طرفین قرارداد (فروشنده و خریدار، مؤجر و مستأجرو…)👌🏻
۶: ذکر سِِمَت حقوقی متعاملین(وکالتاً، اصالتاً، قیمومتاً ،ولایتاً، فضولتاً )👌🏻
۷: موضوع قرارداد
۸: ذکر مبلغ قرارداد بادقت وحوصله(ثمن، قرض الحسنه، مال الاجاره و…)هم به صورت عددوهم حروف👌🏻
۹: تعیین شیوه پرداخت در قرارداد👌🏻
۱۰: تعریف و تعیین شروط وتعهدات👌🏻
۱۱: تعیین محل وچگونگی جبران خسارت👌🏻
۱۲: تعیین مرجع حل اختلاف ( از طریق داوری و حَکَمیت یا از طریق کمیته حل اختلاف )👌🏻
۱۳: تعیین نوع تضمینات درصورت عدم انجام تعهدات (اسناد تعهدآور)👌🏻
۱۴: کیفیت و چگونگی بایگانی و نگهداری اسناد و مدارک
۱۵: تعیین کیفیت تحویل و تسلیم مورد قرارداد👌🏻
۱۶: تعیین وضعیت تصرف کنونی ملک👌🏻
۱۷: تعیین تکلیف خیارات👌🏻
۱۸: کیفیت خاتمه قرارداد درصورت بروز حوادث و اختلاف( از طریق اقاله ،فسخ، انحلال، انفساخ و…)👌🏻
۱۹: تعیین تکلیف ادعاهای احتمالی در خصوص موضوع قرارداد👌🏻
۲۰: تعیین تکلیف وضعیت چک های صادره درصورت عدم موجودی👌🏻
۲۱: تعیین تکلیف ادعاهای احتمالی معارض یا معارضی
۲۲: تعیین تکلیف کشف فساد در حین ویا پس از انجام معامله👌🏻
۲۳: نگارش وتنظیم قراردادبدون عجله وشتاب وباخط خوش👌🏻
۲۴:توجه به حق ریشه و حق رعیتی مستتر در اسناد واملاک وحفظ آن👌🏻
۲۵: چنانچه ملک از حق ارتفاق(حقی است برای شما در ملک دیگری)برخوردار باشد ،هنگام انجام معامله و تنظیم قراردادتوجه ولحاظ شود.👌🏻
۲۶: هرگونه توافقی را (ولو به صورت شفاهی باشد) درقرارداد عیناً درج وذکر کنیدوهرگز شرطی را شفاهاْ توافق ننمایید واگر چنین کردید انتظار اجرای آن را نداشته باشید.👌🏻
۲۷: استفاده از عبارت اقاله برای بر هم زدن قراردادبه جای عبارت فسخ👌🏻
۲۸:درصورتی که متعاملین ازنعمت سواد خواندن و نوشتن محروم هستند ،متن قراردادبه صورت شمرده و قابل فهم برای آنان قرائت وتفهیم شود.👌🏻
۲۹: چند قرارداد تنظیمی در چند صفحه باشد حتماً تمام صفحات با دقت مطالعه، تفکر و سپس امضاء نمایید.👌🏻
۳۰: تعیین تکلیف قبض و اقباض مورد معامله👌🏻
۳۱: تعیین تکلیف وام👌🏻
۳۲: تعیین تکلیف موعد انتقال قطعی سند وانتخاب دفتر خانه اسناد رسمی جهت نقل وانتقال سند👌🏻
۳۳: تعیین تکلیف وکالت های مورد نیاز برای ادامه وکالت
۳۴: تعیین تکلیف حقوق ارتفاقی👌🏻
۳۵: مدنظر داشتن مؤلفه هاردشیپ (شرط مذاکره مجدد)👌🏻
۳۸: درج وذکر مواد ومفاد قوانین مرتبط با موضوع قرارداد مثل مفاد قوانین زمین شهری ،شهرداری، اداره ثبت، مدنی ،تجارت، کار، تأمین اجتماعی، مالک و مستأجر، قانون تَمَلُک اراضی توسط ارگان های دولتی و…👌🏻
۳۹: تنظیم صورتجلسات درضمن یا پس از قرارداد👌🏻
۴۰: زیر بار توافقات غیر معقولانه ،جانبدارانه و غیر قانونی نروید.👌🏻
@newmanagement
۹ راهکار برای افزایش موفقیت تیمها در محل کار
محل کار شما هر چقدر هم که مرتب و منظم باشد، مثل هر شرکت دیگری میتواند از تغییرات و بهینهسازیهایی سود ببرد. با انجام این کارهای جزئی، کمهزینه و آسان میتوانید محیط کارتان را در جهت بهتر دگرگون و اتمسفر شرکت را پربازدهتر و فرحبخشتر کنید.
۱. آنها را به مشارکت دعوت کنید
نظر اعضای تیمتان را در مورد جوانب مختلف محیط کار و تصمیمات گوناگون مثل دکور شرکت بپرسید. حتما لازم نیست که کارکنان شما سقف را رنگ کنند. همین که صدایشان شنیده شود، باعث میشود حس خوبی نسبت به محیط کار داشته باشند.
۲. نورپردازی خوبی انتخاب کنید
درست است که لامپهای مهتابی دوام بیشتری دارند، اما نور آنها واقعا آزاردهنده است و باعث سردرد میشود. حتی علم هم این موضوع را تایید میکند. تاکنون تحقیقات مختلفی انجام شده که رابطهی مستقیم میان سردرد و لامپهای مهتابی را نشان میدهند.
۳. به همه انگیزه دهید
در شرکتتان یک بورد تهیه کنید تا کارمندان بتوانند جملهها یا تصاویر الهامبخش و مشوقانه را به آن بچسبانند. میتوانید دور این بورد جمع شوید و با هم دربارهی محقق کردن و استفاده از این ایدهها و نقل قولها بحث کنید.
۴. از دیدگاههای نو و متفاوت استقبال کنید
شما نمیتوانید از یک طرف، کارمندان را مجبور کنید هر روز به مدت هشت ساعت به مانیتور خیره شوند و از طرف دیگر، انتظار داشته باشید که خلاق باشند. چند دست مبل و میزهای مجزا به کارمندان این فرصت را میدهد که کمی ریلکس شوند و ذهنشان بازتر شود. وقتی وضعیت فرد و نمای مقابل چشم او عوض میشود، سیناپسهای عصبی جدیدی در مغز او باز شده و به دنبال آن فرد خلاقتر میشود.
۵. محیط کارتان را با گل و گیاه تزیین کنید
گیاهان چهرهی زیبا و فرحبخشی به ادارهی شما میبخشند. آنها در اتاق یک اداره حیات میدمند. تاکنون هزاران تحقیق انجام شده که در آن مزایای گیاهان برای محیط کار به طول و تفسیر توضیح داده شده که یکی از آنها افزایش ۱۵ درصدی بازدهی است.
۶. دما را متعادل کنید
بالا نبردن دمای اداره، شاید باعث شود شما پول کمتری برای میزان مصرف انرژی بپردازید. اما از طرف دیگر، میزان بازدهی کارمندان شما را پایین میآورد. مطالعات نشان میدهند که دمای بین ۲۰ تا ۲۵ درجهی سانتیگراد میزان کارایی را افزایش میدهد و حتی تعداد غلطهای املایی را کم میکند.
۷. تن سالم داشته باشید
از گوگل همیشه به عنوان شرکتی یاد میشود که به سلامت و رفاه حال کارمنداناش اهمیت زیادی میدهد. به عنوان مثال، کافهتریای گوگل یک دیوار صخرهنوردی دارد تا کارمندان در زمان استراحت برای سالم ماندن از آن استفاده کنند. هیچ احتیاجی نیست که اتاق استراحت را به تجهیزات کامل مجهز کنید، همین که در گوشهای یک ابزار ورزشی باشد کافی است.
۸. سبز باشید
کارمندان دوست دارند در شرکتهایی فعالیت کنند که به محیط زیست اهمیت میدهند و تفاوتی ایجاد میکنند. شرکت شما هم باید به همین نکته دقت کند و سبز باشد. چرا که در چند سال آینده، این موضوع به یک عرف تبدیل خواهد شد. علاوه بر این، کارمندان وقتی این ذهنیت را داشته باشند که شرکتشان به محیط زیست کمک میکند، حس بهتری خواهند داشت و بیشتر تلاش میکنند.
۹. همه کنار هم باشید
تقسیم کردن اعضای تیمها باعث ایجاد شکاف بین گروهها میشود. نکته اینجاست که اکثرا متوجه این موضوع نمیشوند. بهتر است که همهی اعضای تیمها با هم بنشینند. این باعث میشود کار گروهی میان آنها بهتر شود و در اعضای تیم حس خوشحالی ایجاد میشود.
@newmanagement
محل کار شما هر چقدر هم که مرتب و منظم باشد، مثل هر شرکت دیگری میتواند از تغییرات و بهینهسازیهایی سود ببرد. با انجام این کارهای جزئی، کمهزینه و آسان میتوانید محیط کارتان را در جهت بهتر دگرگون و اتمسفر شرکت را پربازدهتر و فرحبخشتر کنید.
۱. آنها را به مشارکت دعوت کنید
نظر اعضای تیمتان را در مورد جوانب مختلف محیط کار و تصمیمات گوناگون مثل دکور شرکت بپرسید. حتما لازم نیست که کارکنان شما سقف را رنگ کنند. همین که صدایشان شنیده شود، باعث میشود حس خوبی نسبت به محیط کار داشته باشند.
۲. نورپردازی خوبی انتخاب کنید
درست است که لامپهای مهتابی دوام بیشتری دارند، اما نور آنها واقعا آزاردهنده است و باعث سردرد میشود. حتی علم هم این موضوع را تایید میکند. تاکنون تحقیقات مختلفی انجام شده که رابطهی مستقیم میان سردرد و لامپهای مهتابی را نشان میدهند.
۳. به همه انگیزه دهید
در شرکتتان یک بورد تهیه کنید تا کارمندان بتوانند جملهها یا تصاویر الهامبخش و مشوقانه را به آن بچسبانند. میتوانید دور این بورد جمع شوید و با هم دربارهی محقق کردن و استفاده از این ایدهها و نقل قولها بحث کنید.
۴. از دیدگاههای نو و متفاوت استقبال کنید
شما نمیتوانید از یک طرف، کارمندان را مجبور کنید هر روز به مدت هشت ساعت به مانیتور خیره شوند و از طرف دیگر، انتظار داشته باشید که خلاق باشند. چند دست مبل و میزهای مجزا به کارمندان این فرصت را میدهد که کمی ریلکس شوند و ذهنشان بازتر شود. وقتی وضعیت فرد و نمای مقابل چشم او عوض میشود، سیناپسهای عصبی جدیدی در مغز او باز شده و به دنبال آن فرد خلاقتر میشود.
۵. محیط کارتان را با گل و گیاه تزیین کنید
گیاهان چهرهی زیبا و فرحبخشی به ادارهی شما میبخشند. آنها در اتاق یک اداره حیات میدمند. تاکنون هزاران تحقیق انجام شده که در آن مزایای گیاهان برای محیط کار به طول و تفسیر توضیح داده شده که یکی از آنها افزایش ۱۵ درصدی بازدهی است.
۶. دما را متعادل کنید
بالا نبردن دمای اداره، شاید باعث شود شما پول کمتری برای میزان مصرف انرژی بپردازید. اما از طرف دیگر، میزان بازدهی کارمندان شما را پایین میآورد. مطالعات نشان میدهند که دمای بین ۲۰ تا ۲۵ درجهی سانتیگراد میزان کارایی را افزایش میدهد و حتی تعداد غلطهای املایی را کم میکند.
۷. تن سالم داشته باشید
از گوگل همیشه به عنوان شرکتی یاد میشود که به سلامت و رفاه حال کارمنداناش اهمیت زیادی میدهد. به عنوان مثال، کافهتریای گوگل یک دیوار صخرهنوردی دارد تا کارمندان در زمان استراحت برای سالم ماندن از آن استفاده کنند. هیچ احتیاجی نیست که اتاق استراحت را به تجهیزات کامل مجهز کنید، همین که در گوشهای یک ابزار ورزشی باشد کافی است.
۸. سبز باشید
کارمندان دوست دارند در شرکتهایی فعالیت کنند که به محیط زیست اهمیت میدهند و تفاوتی ایجاد میکنند. شرکت شما هم باید به همین نکته دقت کند و سبز باشد. چرا که در چند سال آینده، این موضوع به یک عرف تبدیل خواهد شد. علاوه بر این، کارمندان وقتی این ذهنیت را داشته باشند که شرکتشان به محیط زیست کمک میکند، حس بهتری خواهند داشت و بیشتر تلاش میکنند.
۹. همه کنار هم باشید
تقسیم کردن اعضای تیمها باعث ایجاد شکاف بین گروهها میشود. نکته اینجاست که اکثرا متوجه این موضوع نمیشوند. بهتر است که همهی اعضای تیمها با هم بنشینند. این باعث میشود کار گروهی میان آنها بهتر شود و در اعضای تیم حس خوشحالی ایجاد میشود.
@newmanagement
۶ توصیه استفاده از زبان بدن برای کسب اعتماد، اعتبار و جذابیت شخصی :
@newmanagement
۱. بایستید و فضا را اشغال کنید. در تمام مدت استفاده از فضا و مکان، نمایشهای غیرکلامی ”قدرت، مقام و اعتماد ” میباشند. صاف ایستادن شانه ها را عقب دادن و سر را بالا نگه داشتن نشان میدهد به خودتان اعتماد دارید.
اگر بایستید نسبت به افرادی که نشسته اند قدرتمندتر و مطمئنتر به نظر خواهید آمد. اگر به اطراف حرکت کنید فضای اضافه ای که اشغال میکنید به جذبه تان می افزاید.
شما میتوانید مطمئن تر به نظر برسید؛ اگر هنگام نشستن جفت پاها را صاف روی زمین بگذارید، شانه هایتان را کاملا باز کنید یا یک زانویتان را به پشت میزتان قلاب کنید و وسایلتان را برای درخواست فضایی بیشتر روی میز جلسه بگذارید.
۲. حالت بدنتان را عریض کنید. وقتی با پاهای نزدیک بهم نشسته اید خودتان یا گفته هایتان دودل و مردد به نظر می رسد. اما وقتی حالت بدنتان را عریض میکنید زانوهایتان استراحت می کند و وزنتان در قسمت پایینی بدنتان متمرکز می شود و مطمئنتر و راسختر به نظر میرسید.
۳زبان بدن. تن صدایتان را پایین بیاورید. در محل کار کیفیت صدایتان میتواند عاملی سرنوشت ساز در شکلگیری تصویر ذهنی از شما باشد. افرادی که تن صدای بالایی دارند اینطور درباره شان قضاوت میشود که وحدت و قدرت کمتری دارند و از افرادی که تن صدایشان پایین است عصبیتر میباشند. یک روش آسان که از یک گفتاردرمانگر آموخته ام این بود که لبها را روی هم قرار دهید و بگویید (اوهوم، اوهوم، اوهوم) انجام این کار تا حد ممکن تن صدایتان را آرام می کند. این روش بسیار مفید میباشد مخصوصا زمانی که منتظر تلفن مهمی هستید جاییکه تن صدایتان بسیار حیاتی میباشد.
۴. از موضع قدرت وارد شوید. برای نشان دادن اعتماد به نفستان و اینکه فردی مثبت گرا و خوش بین هستید به موفقیتی که در گذشته کسب کرده اید و باعث ایجاد غرور و اعتماد به نفستان شده بیندیشید. (لازم نیست حتما یک موفقیت بزرگ در زندگیتان بوده باشد.) پس دوباره احساس قدرت و اطمینان را بیاد آورید و تصور کنید یا بخاطر آورید که چطور به نظر
میرسیدید. احساس حقیقی به شما کمک خواهد کرد طوری آنرا مجسم کنید که انگار وارد اتاق جلسه یا آمفی تئاتر شده اید.
۵. ژست قدرت بگیرید. تحقیق درباره تاثیرات حالت بدن بر روی اعتماد به نفس که در موسسه آموزشی کلمبیا و هاروارد انجام شد نشان داده است که نگه داشتن حالت بدن بصورت انعطاف پذیر و قدرتمند (دراز کشیدن در حالیکه دستها را پشت سر و پاها را روی میز گذاشته اید یا دستها و پاها را کاملا باز کرده و سرپا ایستاده اید) بمدت حداقل ۲ دقیقه سطح تستسترون (هومرمونی که مربوط به قدرت و تسلط می باشد) را تحریک میکند و بالا میبرد و سطح کورتیزول (هومون استرس) را کاهش می دهد. این روش را قبل از شروع جلسه مهم تجاری بعدیتان انجام دهید. من ضمانت میکنم شما مطمئنتر و راسختر به نظر خواهید رسید. این حالتها علاوه بر این تغییر هورمونی در هر دو جنس زن و مرد به افزایش سطح تحمل برای خطر کردن و بالا بردن احساس قدرت منجر میشود. همچنین این تحقیق براین دیدگاه هم تاکید میکند که: مردم اغلب تحت تاثیر خود شما قرار می گیرند تا چیزی که شما می گویید.
۶. تماس چشمی مثبت برقرار کنید. ممکن است درونگرا یا خجالتی باشید یا زمینه فرهنگیتان جوری باشد که به شما اینطور آموخته باشند که زل زدن به چشمهای فردی که رتبه ی بالاتری از شما دارد درست نیست! اما تجار امریکا، اروپا، استرالیا و بخشهای دیگری از دنیا از شما انتظار دارند که ۵۰-۶۰ درصد از زمان را با آنها تماس چشمی برقرار کنید. به چشمهایشان بدقت نگاه کنید آنقدر که بدانید چشمهایشان چه رنگی است! @newmanagement
@newmanagement
۱. بایستید و فضا را اشغال کنید. در تمام مدت استفاده از فضا و مکان، نمایشهای غیرکلامی ”قدرت، مقام و اعتماد ” میباشند. صاف ایستادن شانه ها را عقب دادن و سر را بالا نگه داشتن نشان میدهد به خودتان اعتماد دارید.
اگر بایستید نسبت به افرادی که نشسته اند قدرتمندتر و مطمئنتر به نظر خواهید آمد. اگر به اطراف حرکت کنید فضای اضافه ای که اشغال میکنید به جذبه تان می افزاید.
شما میتوانید مطمئن تر به نظر برسید؛ اگر هنگام نشستن جفت پاها را صاف روی زمین بگذارید، شانه هایتان را کاملا باز کنید یا یک زانویتان را به پشت میزتان قلاب کنید و وسایلتان را برای درخواست فضایی بیشتر روی میز جلسه بگذارید.
۲. حالت بدنتان را عریض کنید. وقتی با پاهای نزدیک بهم نشسته اید خودتان یا گفته هایتان دودل و مردد به نظر می رسد. اما وقتی حالت بدنتان را عریض میکنید زانوهایتان استراحت می کند و وزنتان در قسمت پایینی بدنتان متمرکز می شود و مطمئنتر و راسختر به نظر میرسید.
۳زبان بدن. تن صدایتان را پایین بیاورید. در محل کار کیفیت صدایتان میتواند عاملی سرنوشت ساز در شکلگیری تصویر ذهنی از شما باشد. افرادی که تن صدای بالایی دارند اینطور درباره شان قضاوت میشود که وحدت و قدرت کمتری دارند و از افرادی که تن صدایشان پایین است عصبیتر میباشند. یک روش آسان که از یک گفتاردرمانگر آموخته ام این بود که لبها را روی هم قرار دهید و بگویید (اوهوم، اوهوم، اوهوم) انجام این کار تا حد ممکن تن صدایتان را آرام می کند. این روش بسیار مفید میباشد مخصوصا زمانی که منتظر تلفن مهمی هستید جاییکه تن صدایتان بسیار حیاتی میباشد.
۴. از موضع قدرت وارد شوید. برای نشان دادن اعتماد به نفستان و اینکه فردی مثبت گرا و خوش بین هستید به موفقیتی که در گذشته کسب کرده اید و باعث ایجاد غرور و اعتماد به نفستان شده بیندیشید. (لازم نیست حتما یک موفقیت بزرگ در زندگیتان بوده باشد.) پس دوباره احساس قدرت و اطمینان را بیاد آورید و تصور کنید یا بخاطر آورید که چطور به نظر
میرسیدید. احساس حقیقی به شما کمک خواهد کرد طوری آنرا مجسم کنید که انگار وارد اتاق جلسه یا آمفی تئاتر شده اید.
۵. ژست قدرت بگیرید. تحقیق درباره تاثیرات حالت بدن بر روی اعتماد به نفس که در موسسه آموزشی کلمبیا و هاروارد انجام شد نشان داده است که نگه داشتن حالت بدن بصورت انعطاف پذیر و قدرتمند (دراز کشیدن در حالیکه دستها را پشت سر و پاها را روی میز گذاشته اید یا دستها و پاها را کاملا باز کرده و سرپا ایستاده اید) بمدت حداقل ۲ دقیقه سطح تستسترون (هومرمونی که مربوط به قدرت و تسلط می باشد) را تحریک میکند و بالا میبرد و سطح کورتیزول (هومون استرس) را کاهش می دهد. این روش را قبل از شروع جلسه مهم تجاری بعدیتان انجام دهید. من ضمانت میکنم شما مطمئنتر و راسختر به نظر خواهید رسید. این حالتها علاوه بر این تغییر هورمونی در هر دو جنس زن و مرد به افزایش سطح تحمل برای خطر کردن و بالا بردن احساس قدرت منجر میشود. همچنین این تحقیق براین دیدگاه هم تاکید میکند که: مردم اغلب تحت تاثیر خود شما قرار می گیرند تا چیزی که شما می گویید.
۶. تماس چشمی مثبت برقرار کنید. ممکن است درونگرا یا خجالتی باشید یا زمینه فرهنگیتان جوری باشد که به شما اینطور آموخته باشند که زل زدن به چشمهای فردی که رتبه ی بالاتری از شما دارد درست نیست! اما تجار امریکا، اروپا، استرالیا و بخشهای دیگری از دنیا از شما انتظار دارند که ۵۰-۶۰ درصد از زمان را با آنها تماس چشمی برقرار کنید. به چشمهایشان بدقت نگاه کنید آنقدر که بدانید چشمهایشان چه رنگی است! @newmanagement
15جمله شگفت انگیز یک نابغه فروش
@newmanagement
بسیاری اوقات در گفتوگو با مشتریها، پرسشها و صحبتهایی پیش کشیده میشود که فروشندگان معمولی، پاسخهایی کلیشهای و اغلب نچسب به آنها میدهند. اما فروشنده نابغه چگونه به این پرسشها پاسخ میدهند؟ پانزده جملۀ شگفتانگیز آنها را در ادامه میخوانید.
۱. فروشندگان معمولی میگویند: «نمی دانم».
فروشندگان نابغه میگویند: «متشکرم، پرسش خوبی است. اجازه بدهید پاسخ آن را برای شما پیدا کنم.»
۲. فروشندگان معمولی میگویند: «جنس فروختهشده پس گرفته نمی شود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست، چطور میتوانیم رضایت شما را جلب کنیم.»
۳. فروشندگان معمولی میگویند: «خونسرد باشید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من از شما عذرخواهی میکنم.»
۴. فروشندگان معمولی میگویند: «این که تمام شده؛ چرا این یکی را نمیبرید؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «شاید از این جنس هنوز در انبار داشته باشیم، اجازه بدهید نگاهی بکنم. اگر نبود، پیشنهادهای دیگری هم برایتان دارم.»
۵. فروشندگان معمولی میگویند: «ساعت کار ما تمام شده.»
فروشندگان نابغه میگویند: «تعطیلی فروشگاه ساعت … و شروع به کار آن ساعت …. است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟»
۶. فروشندگان معمولی میگویند: «خرید شما همین است؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «آیا این محصول را هم دیدهاید که همراه با کالایی که شما خریدهاید استفاده میشود؟» یا: «آیا تا به حال از فلان کالای ما استفاده کردهاید؟»
۷. فروشندگان معمولی میگویند: «چیزی که میخواهید آن طرف است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا با من بیایید؛ به شما نشان میدهم که کجاست.»
۸. فروشندگان معمولی میگویند: «من نمیتوانم این کار را انجام بدهم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که...»
۹. فروشندگان معمولی میگویند: «این بخش به من مربوط نمیشود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.»
۱۰. فروشندگان معمولی میگویند: «ما الان این کالا را تمام کردهایم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «الان از این کالا در فروشگاه نداریم، اما … روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟»
۱۱. فروشندگان معمولی میگویند: «این برخلاف سیاست فروشگاه ماست.»
فروشندگان نابغه میگویند: «سیاست مغازه ما این است؛ اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من میتوانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که...»
۱۲. فروشندگان معمولی میگویند: «من اینجا تازهکار هستم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.»
۱۳. (هنگام مکالمۀ تلفنی) فروشندگان معمولی میگویند: «گوشی...»
فروشندگان نابغه میگویند: «ممکن است خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید.»
۱۴. فروشندگان معمولی میگویند: «الان سرم شلوغ است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «خوشحال میشوم بتوانم به شما کمک کنم.» یا: «هماکنون چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟»
۱۵-فروشندگان معمولی میگویند: «شما اشتباه میکنید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «فکر میکنم سوء تفاهمی پیش آمده است. اجازه بدهید در موردش صحبت کنیم و حلش کنیم.»
@newmanagement
@newmanagement
بسیاری اوقات در گفتوگو با مشتریها، پرسشها و صحبتهایی پیش کشیده میشود که فروشندگان معمولی، پاسخهایی کلیشهای و اغلب نچسب به آنها میدهند. اما فروشنده نابغه چگونه به این پرسشها پاسخ میدهند؟ پانزده جملۀ شگفتانگیز آنها را در ادامه میخوانید.
۱. فروشندگان معمولی میگویند: «نمی دانم».
فروشندگان نابغه میگویند: «متشکرم، پرسش خوبی است. اجازه بدهید پاسخ آن را برای شما پیدا کنم.»
۲. فروشندگان معمولی میگویند: «جنس فروختهشده پس گرفته نمی شود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست، چطور میتوانیم رضایت شما را جلب کنیم.»
۳. فروشندگان معمولی میگویند: «خونسرد باشید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من از شما عذرخواهی میکنم.»
۴. فروشندگان معمولی میگویند: «این که تمام شده؛ چرا این یکی را نمیبرید؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «شاید از این جنس هنوز در انبار داشته باشیم، اجازه بدهید نگاهی بکنم. اگر نبود، پیشنهادهای دیگری هم برایتان دارم.»
۵. فروشندگان معمولی میگویند: «ساعت کار ما تمام شده.»
فروشندگان نابغه میگویند: «تعطیلی فروشگاه ساعت … و شروع به کار آن ساعت …. است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟»
۶. فروشندگان معمولی میگویند: «خرید شما همین است؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «آیا این محصول را هم دیدهاید که همراه با کالایی که شما خریدهاید استفاده میشود؟» یا: «آیا تا به حال از فلان کالای ما استفاده کردهاید؟»
۷. فروشندگان معمولی میگویند: «چیزی که میخواهید آن طرف است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا با من بیایید؛ به شما نشان میدهم که کجاست.»
۸. فروشندگان معمولی میگویند: «من نمیتوانم این کار را انجام بدهم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که...»
۹. فروشندگان معمولی میگویند: «این بخش به من مربوط نمیشود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.»
۱۰. فروشندگان معمولی میگویند: «ما الان این کالا را تمام کردهایم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «الان از این کالا در فروشگاه نداریم، اما … روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟»
۱۱. فروشندگان معمولی میگویند: «این برخلاف سیاست فروشگاه ماست.»
فروشندگان نابغه میگویند: «سیاست مغازه ما این است؛ اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من میتوانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که...»
۱۲. فروشندگان معمولی میگویند: «من اینجا تازهکار هستم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.»
۱۳. (هنگام مکالمۀ تلفنی) فروشندگان معمولی میگویند: «گوشی...»
فروشندگان نابغه میگویند: «ممکن است خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید.»
۱۴. فروشندگان معمولی میگویند: «الان سرم شلوغ است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «خوشحال میشوم بتوانم به شما کمک کنم.» یا: «هماکنون چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟»
۱۵-فروشندگان معمولی میگویند: «شما اشتباه میکنید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «فکر میکنم سوء تفاهمی پیش آمده است. اجازه بدهید در موردش صحبت کنیم و حلش کنیم.»
@newmanagement
ًدیدگاه گورخری ...
@newmanagement
از گورخری پرسیدم: تو سفیدی، راه راه سیاه داری؛ یا اینکه سیاهی، راه راه سفید داری؟ گورخر به جای جواب دادن پرسید:
تو خوبی فقط عادت های بد داری، یا بدی و چندتا عادت خوب داری؟
ساکتی بعضی وقت ها شلوغ می کنی، یا شیطونی و بعضی وقتها ساکت میشی؟
ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی، یا ذاتا افسرده ای و بعضی روزها خوشحالی؟
لباس هات تمیزن فقط پیراهنت کثیفه، یا کثیفن و شلوارت تمیزه؟!
و من دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره ی راه راهاشون چیزی نپرسیدم!
"شل سیلور استاین"
دیدگاه گور خری در روانشناسی یعنی آدمها را مجموعه ای از ویژگیهای بد و خوب بدانیم. هیچکس بد مطلق و یا خوب مطلق نیست. باهم بودن را بیاموزیم ...نه دربرابر هم بودن
@newmanagement
@newmanagement
از گورخری پرسیدم: تو سفیدی، راه راه سیاه داری؛ یا اینکه سیاهی، راه راه سفید داری؟ گورخر به جای جواب دادن پرسید:
تو خوبی فقط عادت های بد داری، یا بدی و چندتا عادت خوب داری؟
ساکتی بعضی وقت ها شلوغ می کنی، یا شیطونی و بعضی وقتها ساکت میشی؟
ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی، یا ذاتا افسرده ای و بعضی روزها خوشحالی؟
لباس هات تمیزن فقط پیراهنت کثیفه، یا کثیفن و شلوارت تمیزه؟!
و من دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره ی راه راهاشون چیزی نپرسیدم!
"شل سیلور استاین"
دیدگاه گور خری در روانشناسی یعنی آدمها را مجموعه ای از ویژگیهای بد و خوب بدانیم. هیچکس بد مطلق و یا خوب مطلق نیست. باهم بودن را بیاموزیم ...نه دربرابر هم بودن
@newmanagement
سماجت یا پیگیری؟ مسئله این است! !!! newmanagement@
چند روزی است که یک بازاریاب یک مجله تبلیغاتی پاپیچم شده است، یعنی حدود 25 روز! . شنیده اید داستان شکار و شکارچی را؟ ما خودمان پس از مدتها شکارچی بودن حالا تبدیل به یک شکار شده ایم. ولی عجب بازاریاب پیگیری است خدا وکیلی. به هر نحو ممکن که به مخیله تان برسد من به ایشان جواب منفی دادم ولی بازهم پیگیری می کند و هر دفعه از دفعه ی قبل مصرانه تر.
به مناسبت پیگیری های مجدانه ایشان، پنج تفاوت مهم درباره ی پیگیری و سماجت را خدمت تان عرض می کنم:
1. پیگیری بخشی هدفمند از فرآیند بازاریابی و فروش است / سماجت نوعی گیر دادن غیر منطقی به مشتری است.
2. پیگیری همراه شدن بیشتر با مشتری برای رساندن او به تصمیم نهایی است / سماجت روشی برای مجبور کردن مشتری به تصمیم مثبت است.
3. پیگیری ممکن است با عدم خرید مشتری همراه باشد / سماجت مشتری را محکوم به خریدن می کند.
4. پیگیری رفتاری مؤدبانه و محترمانه با درک شرایط مشتری است/ سماجت رفتاری یک طرفه بدون در نظر گرفتن شرایط مشتری است.
5. پیگیری مشتری را اذیت و ناراحت نمی کند / سماجت ممکن است موجب دافعه ی افراطی مشتری بشود.
بیشتر مدیران از فروشندگان سمج بیشتر حمایت می کنند تا فروشندگان پیگیر. شما فریب نخورید چون برای بیشتر مدیران سودآوری مهم است و سماجت خیلی از وقت ها منجر به سودآوری نمی شود.
@newmanagement
پی نوشت :
بالاخره این خانم توانست مبلغ 850،000 تومان از بنده بابت تبلیغات در مجله مربوطه کسب در آمد کند
چند روزی است که یک بازاریاب یک مجله تبلیغاتی پاپیچم شده است، یعنی حدود 25 روز! . شنیده اید داستان شکار و شکارچی را؟ ما خودمان پس از مدتها شکارچی بودن حالا تبدیل به یک شکار شده ایم. ولی عجب بازاریاب پیگیری است خدا وکیلی. به هر نحو ممکن که به مخیله تان برسد من به ایشان جواب منفی دادم ولی بازهم پیگیری می کند و هر دفعه از دفعه ی قبل مصرانه تر.
به مناسبت پیگیری های مجدانه ایشان، پنج تفاوت مهم درباره ی پیگیری و سماجت را خدمت تان عرض می کنم:
1. پیگیری بخشی هدفمند از فرآیند بازاریابی و فروش است / سماجت نوعی گیر دادن غیر منطقی به مشتری است.
2. پیگیری همراه شدن بیشتر با مشتری برای رساندن او به تصمیم نهایی است / سماجت روشی برای مجبور کردن مشتری به تصمیم مثبت است.
3. پیگیری ممکن است با عدم خرید مشتری همراه باشد / سماجت مشتری را محکوم به خریدن می کند.
4. پیگیری رفتاری مؤدبانه و محترمانه با درک شرایط مشتری است/ سماجت رفتاری یک طرفه بدون در نظر گرفتن شرایط مشتری است.
5. پیگیری مشتری را اذیت و ناراحت نمی کند / سماجت ممکن است موجب دافعه ی افراطی مشتری بشود.
بیشتر مدیران از فروشندگان سمج بیشتر حمایت می کنند تا فروشندگان پیگیر. شما فریب نخورید چون برای بیشتر مدیران سودآوری مهم است و سماجت خیلی از وقت ها منجر به سودآوری نمی شود.
@newmanagement
پی نوشت :
بالاخره این خانم توانست مبلغ 850،000 تومان از بنده بابت تبلیغات در مجله مربوطه کسب در آمد کند