پیروزی بزرگ هسته ایی بر شما ملت ایران و جامعه مديران و كليه عزيزان مبارک باد.
https://telegram.me/newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
آشنایی با اصطلاحات بانکی
💠ریفاینانس REFINANCE 💠
اعتبار اسنادی ریفاینانس یا یوزانس داخلی اعتباری است که در چارچوب یک خط اعتباری کوتاه مدت برقرار شده تحت یک قرارداد فی مابین دو بانک یا موسسه مالی اعطا می گردد.
✅از طریق این خط اعتباری وجه کالای مورد معامله بین خریدار و فروشنده در زمان معامله اسناد حمل به صورت نقدی (All sight )به فروشنده پرداخت می گردد. سپس
بانک گشایش کننده (Issuing Bank) وجه پرداخت شده به فروشنده توسط بانک کارگزار(Financer) را یک سال بعد به همراه بهره متعلقه از خریدار دریافت نموده و بازپرداخت می نماید.
✅کلیه واردکنندگان اعم از تولیدی و تجاری جهت واردات کالا, مواد اولیه, قطعات یدکی, ماشین آلات تولیدی و خدمات, می توانند با استفاده از خطوط اعتباری بین بانکی, حداکثر یک ساله اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی ریفاینانس نمایند.
💠ریفاینانس REFINANCE 💠
اعتبار اسنادی ریفاینانس یا یوزانس داخلی اعتباری است که در چارچوب یک خط اعتباری کوتاه مدت برقرار شده تحت یک قرارداد فی مابین دو بانک یا موسسه مالی اعطا می گردد.
✅از طریق این خط اعتباری وجه کالای مورد معامله بین خریدار و فروشنده در زمان معامله اسناد حمل به صورت نقدی (All sight )به فروشنده پرداخت می گردد. سپس
بانک گشایش کننده (Issuing Bank) وجه پرداخت شده به فروشنده توسط بانک کارگزار(Financer) را یک سال بعد به همراه بهره متعلقه از خریدار دریافت نموده و بازپرداخت می نماید.
✅کلیه واردکنندگان اعم از تولیدی و تجاری جهت واردات کالا, مواد اولیه, قطعات یدکی, ماشین آلات تولیدی و خدمات, می توانند با استفاده از خطوط اعتباری بین بانکی, حداکثر یک ساله اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی ریفاینانس نمایند.
#خبر
برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده
رئيس کل بانک مرکزی با اعلام اینکه با رفع تحريمها ۳۲ميليارد و ۶۰۰ ميليون دلار از منابع بلوکه کشورمان آزاد میشود، از برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده و اجرای ارز تک نرخی تا ۶ ماه آینده خبر داد.
@newmanagement
برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده
رئيس کل بانک مرکزی با اعلام اینکه با رفع تحريمها ۳۲ميليارد و ۶۰۰ ميليون دلار از منابع بلوکه کشورمان آزاد میشود، از برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده و اجرای ارز تک نرخی تا ۶ ماه آینده خبر داد.
@newmanagement
4P شامل مولفههای زیر است:
• محصول یا خدمت (Product)
• قیمت (Price)
• توزیع (Place)
• تبلیغ (Promotion) استفاده از ابزار بازاریابی 4P
ابزار بازاریابی میتواند به ارائه پیشنهادی جدید به بازار یا بهبود استراتژی بازار فعلی کمک کند. برای استفاده از این ابزار میتوانید گامهای زیر را بردارید:
1) کار خود را با شناسایی و تعریف کامل محصول یا خدماتی که قرار است مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، آغاز کنید.
2) اکنون سوالات مرتبط با 4P را طراحی کنید و با صرف وقت و جزئیات به آنها پاسخ دهید.
3) سعی کنید با استفاده از واژههای «چرا» و «چه میشود اگر» در سوالات خود، پیشنهاد خود را به چالش بکشید. برای مثال «چه میشود اگر قیمت خود را 5 درصد کاهش دهیم؟» یا «چرا به جای استفاده از عمدهفروشان، فروش مستقیم نداشته باشیم؟»
4) وقتی پیشنهاد نهایی برای بازار آماده شد، یک بار دیگر با این سوالات آن را کنترل کنید:
• آیا پیشنهاد ارائه شده، نیازها را پاسخ میدهد؟ (محصول) • آیا قیمت ارائه شده مطلوب به نظر میرسد؟ (قیمت) • آیا مشتری در مکانهای مورد نظر خود به محصول مورد نظر دسترسی دارد؟ (توزیع) • آیا نحوه اطلاعرسانی به مشتری مناسب است؟ (تبلیغ)
5) تا زمانی که به پاسخهای قانعکنندهای برسید، در گام ارائه پاسخ به سوالات و جمعآوری اطلاعات و تحقیقات بازار توقف کنید تا بتوانید به یک آمیخته بازاریابی بهینه دستیابی پیدا کنید.
6) آمیخته بازاریابی خود را به طور منظم و دورهای مورد بررسی و بازنگری قرار دهید، زیرا ممکن است بر اساس شرایط بازار در هر دوره، هر یک از مولفههای اصلی نیاز به تغییر داشته باشند.
• محصول یا خدمت (Product)
• قیمت (Price)
• توزیع (Place)
• تبلیغ (Promotion) استفاده از ابزار بازاریابی 4P
ابزار بازاریابی میتواند به ارائه پیشنهادی جدید به بازار یا بهبود استراتژی بازار فعلی کمک کند. برای استفاده از این ابزار میتوانید گامهای زیر را بردارید:
1) کار خود را با شناسایی و تعریف کامل محصول یا خدماتی که قرار است مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، آغاز کنید.
2) اکنون سوالات مرتبط با 4P را طراحی کنید و با صرف وقت و جزئیات به آنها پاسخ دهید.
3) سعی کنید با استفاده از واژههای «چرا» و «چه میشود اگر» در سوالات خود، پیشنهاد خود را به چالش بکشید. برای مثال «چه میشود اگر قیمت خود را 5 درصد کاهش دهیم؟» یا «چرا به جای استفاده از عمدهفروشان، فروش مستقیم نداشته باشیم؟»
4) وقتی پیشنهاد نهایی برای بازار آماده شد، یک بار دیگر با این سوالات آن را کنترل کنید:
• آیا پیشنهاد ارائه شده، نیازها را پاسخ میدهد؟ (محصول) • آیا قیمت ارائه شده مطلوب به نظر میرسد؟ (قیمت) • آیا مشتری در مکانهای مورد نظر خود به محصول مورد نظر دسترسی دارد؟ (توزیع) • آیا نحوه اطلاعرسانی به مشتری مناسب است؟ (تبلیغ)
5) تا زمانی که به پاسخهای قانعکنندهای برسید، در گام ارائه پاسخ به سوالات و جمعآوری اطلاعات و تحقیقات بازار توقف کنید تا بتوانید به یک آمیخته بازاریابی بهینه دستیابی پیدا کنید.
6) آمیخته بازاریابی خود را به طور منظم و دورهای مورد بررسی و بازنگری قرار دهید، زیرا ممکن است بر اساس شرایط بازار در هر دوره، هر یک از مولفههای اصلی نیاز به تغییر داشته باشند.
یکی از نظریههای مهم رفتاری ارائه شده در مدیریت، سبکهای مدیریتی لیکرت است. براساس این نظریه چهار سبک یا سیستم مدیریتی وجود دارد:
سبک اول- مدیریت آمرانه:
در این سبک تمامی تصمیمات توسط مدیریت ارشد گرفته میشود. انگیزش با تهدید و ارعاب الزام همراه است. ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. بازنگری، کنترل و نظارت تمرکز و بر عهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست ار ناحیه مدیر نزدیک به صفر است.
سبک دوم- مدیریت پدرانه:
در این سبک مدیر ارشد بیشترین تصمیمات را میگیرد. انگیزش براساس انگیزههای درونی و اقتصادی (تنبیه و پاداش) است. در اغلب موارد ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. اساس بازنگری، کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست به صورت ارباب و رعیتی است.
سبک سوم: مدیریت مشاورهای:
در سبک مدیریت مشاورهای برخی تصمیمات به افراد در سطوح پایینتر تفویض میشود.به گزارش عصر بانک دات آی آر انگیزش براساس انگیزههای درونی، اقتصادی و تمایلات فردی برای کسب تجربههای جدید است (تنبیه و پاداش بالقوه). ارتباطات از بالا به پایین و برعکس (دو طرفه) است. گرچه اساس بازنگری و کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است، اما نظرات افراد در سطوح پایینتر نیز کسب میشود. میزان اعتماد و اطمینان به زیردست از طرف مدیر نسبتا خوب است.
سبک چهارم: مدیریت مشارکتی:
اما در سبک مدیریت مشارکتی، تصمیمگیری در سراسر سازمان جاری است.انگیزش براساس پاداشهای اقتصادی ولی با مشارکت گروه ایجاد میشود (تنبیه و تشویق مورد توافق طرفین). ارتباطات در تمام جوانب عمودی و افقی وجود دارد. وظیفه بازنگری و کنترل بین سرپرستان و کارکنان توزیع میشود.
سبک اول- مدیریت آمرانه:
در این سبک تمامی تصمیمات توسط مدیریت ارشد گرفته میشود. انگیزش با تهدید و ارعاب الزام همراه است. ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. بازنگری، کنترل و نظارت تمرکز و بر عهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست ار ناحیه مدیر نزدیک به صفر است.
سبک دوم- مدیریت پدرانه:
در این سبک مدیر ارشد بیشترین تصمیمات را میگیرد. انگیزش براساس انگیزههای درونی و اقتصادی (تنبیه و پاداش) است. در اغلب موارد ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. اساس بازنگری، کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست به صورت ارباب و رعیتی است.
سبک سوم: مدیریت مشاورهای:
در سبک مدیریت مشاورهای برخی تصمیمات به افراد در سطوح پایینتر تفویض میشود.به گزارش عصر بانک دات آی آر انگیزش براساس انگیزههای درونی، اقتصادی و تمایلات فردی برای کسب تجربههای جدید است (تنبیه و پاداش بالقوه). ارتباطات از بالا به پایین و برعکس (دو طرفه) است. گرچه اساس بازنگری و کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است، اما نظرات افراد در سطوح پایینتر نیز کسب میشود. میزان اعتماد و اطمینان به زیردست از طرف مدیر نسبتا خوب است.
سبک چهارم: مدیریت مشارکتی:
اما در سبک مدیریت مشارکتی، تصمیمگیری در سراسر سازمان جاری است.انگیزش براساس پاداشهای اقتصادی ولی با مشارکت گروه ایجاد میشود (تنبیه و تشویق مورد توافق طرفین). ارتباطات در تمام جوانب عمودی و افقی وجود دارد. وظیفه بازنگری و کنترل بین سرپرستان و کارکنان توزیع میشود.
صول چهارده گانه فایول :
@newmanagement
1- تقسیم کار:
اصل تخصصی کردن نیروی کار به منظور تمرکز بر فعالیت جهت کارآیی بیشتر. تقسیم کار یا تخصص گرایی امکان تولید بالاتری را به دست می دهد زیرا هر فرد زمانی می تواند فعالانه کار کند که درآن زمینه از مهارت نسبتا بالایی برخوردار باشد .
2- اختیار و مسؤولیت:
اختیار حق صدور دستور و قدرت برای درخواست اطاعت از فرمان. به عبارت دیگر اختیار همان حق دستور دادن است . یک عضو سازمان در موقعیت و شغلی که قرار دارد، مسئول انجام اهداف سازمان است. برای تشویق و تنبیه افراد به خاطر خوب یا بد انجام دادن وظایف محوله، وجود مصوبات و مقررات خاصی از سوی مدیر الزامی است.
3- انضباط:
داشتن نظم و انضباط برای اداره صحیح یک موسسه بازرگانی امری ضروری است لذا در هر سازمان باید احترام و فرمانبرداری نسبت به قوانین و اهداف سازمان وجود داشته باشد . در این راستا به عوامل ذیل نیاز است:
سرپرستی در تمام سطوح و رده ها خوب باشد.
تا حد امکان مقررات و آیین نامه ها روشن و منصفانه باشد.
جریمه ها و پاداش ها مشخص و منصفانه باشد.
4- وحدت فرماندهی:
این اصل بیانگر آنست که برای کاهش تداخل و تناقض هر عضو سازمان باید دستورات را فقط از یک رده بالاتر دریافت کند و همچنین فقط مسئول پاسخگویی به او باشد. به عبارت ساده یک کارمند، تنها، باید از یک سرپرست دستور بگیرد.
5- وحدت هدف و جهت:
یک سرپرست، یک برنامه، به این معنی که یک رهبر با یک هدف، یک گروه از فعالیت ها را رهبری نماید.
6- تبعیت منافع فردی از منافع جمعی:
منافع یک کارمند یا یک گروه از کارکنان نباید مقدم بر مصالح و منافع سازمان باشد . از این گذشته منافع کلی باید همواره به عنوان افضل و برتر باقی بماند.
7- دستمزد پرسنل:
پرداختها باید مناسب و غیر استثماری باشد، زیرا دستمزد خوب ، عملکرد خوب را به دنبال خود دارد. انواع و اشکال گوناگون دریافتی ها همچون حقوق ثابت ، حق مقام ، اضافه کاری ، پاداش ، سهم سود و همچنین پاداش های غیر مادی را باید با توجه به شرایط و وظایف کارکنان در نظر داشت .
8- تمرکز:
تمرکز در حقیقت به هماهنگی و هدایت از سوی یک سیستم مرکزی اطلاق می شود که برای سازمان ضروری است و پیامد طبیعی سازماندهی می باشد. اما با توجه به شرایط و ویژیگی های موجود در هر سازمان باییستی توازن و تعادل مناسبی بین تمرکز و عدم تمرکز ایجاد کرد.
9- سلسله مراتب:
سلسله مراتب، سلسله سرپرستان است که از بالاترین سطح اختیار به پایین ترین سطح به صورت زنجیرهای رده بندی شده است. یک زنجیره ارشدیت یا سلسله مراتب کاملا مشخص، به وسیله اصل وحدت فرماندهی، همه اعضاء سازمان را از بالا به پایین به یکدیگروصل می کند. این زنجیره در سازمانهای بزرگ که فضای وسیعتری را در بر میگیرند طولانی تر بوده و ارتباط افراد هم تراز مستلزم طی مسیر و زمان طولانی است.
10- نظم:
سازمان باید برای هر فرد مکان مشخصی فراهم کند به طوریکه یک جایگاه برای هر فرد وجود داشته باشد و هر فرد هم در جایگاه خودش باشد. هدف نظم آنست که هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد.
11- عدالت:
احساس عدالت و برابری بایستی در سراسر سازمان گسترده باشد.لذا در هر سازمان می باید انصاف و عدالت مبتنی بر توافقهای از پیش تعیین شده و مشخص موجود باشد .
12- ثبات و ماندگاری در شغل:
کاهش جابجائی کارکنان سبب افزایش کارایی میگردد، زیرا کارکنان برای تطبیق با کارشان، نیاز به زمان دارند.
13- ابتکار:
در همه سطوح نردبان سازمانی، شور و اشتیاق و انرژی به وسیله ابتکار افزایش یابد لذا افراددر هر سطحی باید برای ابراز و به کارگرفتن ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کارببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمیدهد.
14- روحیه اتحاد و جمعی:
اتحاد یک پدیده پرقدرت است. این اصل نیاز به کار تیمی و حفظ روابط متقابل شخصی را مورد تأکید قرار می دهد و فعالیت بیشتر و کارایی بالاتر را از طریق ایجاد احساس افتخار در کارکنان ، وفاداری آنان به سازمان و احساس تعلق متقابل و اعطای شخصیت فراهم میسازد (رن، 1972: با اندکی تصرف).
@newmanagement
1- تقسیم کار:
اصل تخصصی کردن نیروی کار به منظور تمرکز بر فعالیت جهت کارآیی بیشتر. تقسیم کار یا تخصص گرایی امکان تولید بالاتری را به دست می دهد زیرا هر فرد زمانی می تواند فعالانه کار کند که درآن زمینه از مهارت نسبتا بالایی برخوردار باشد .
2- اختیار و مسؤولیت:
اختیار حق صدور دستور و قدرت برای درخواست اطاعت از فرمان. به عبارت دیگر اختیار همان حق دستور دادن است . یک عضو سازمان در موقعیت و شغلی که قرار دارد، مسئول انجام اهداف سازمان است. برای تشویق و تنبیه افراد به خاطر خوب یا بد انجام دادن وظایف محوله، وجود مصوبات و مقررات خاصی از سوی مدیر الزامی است.
3- انضباط:
داشتن نظم و انضباط برای اداره صحیح یک موسسه بازرگانی امری ضروری است لذا در هر سازمان باید احترام و فرمانبرداری نسبت به قوانین و اهداف سازمان وجود داشته باشد . در این راستا به عوامل ذیل نیاز است:
سرپرستی در تمام سطوح و رده ها خوب باشد.
تا حد امکان مقررات و آیین نامه ها روشن و منصفانه باشد.
جریمه ها و پاداش ها مشخص و منصفانه باشد.
4- وحدت فرماندهی:
این اصل بیانگر آنست که برای کاهش تداخل و تناقض هر عضو سازمان باید دستورات را فقط از یک رده بالاتر دریافت کند و همچنین فقط مسئول پاسخگویی به او باشد. به عبارت ساده یک کارمند، تنها، باید از یک سرپرست دستور بگیرد.
5- وحدت هدف و جهت:
یک سرپرست، یک برنامه، به این معنی که یک رهبر با یک هدف، یک گروه از فعالیت ها را رهبری نماید.
6- تبعیت منافع فردی از منافع جمعی:
منافع یک کارمند یا یک گروه از کارکنان نباید مقدم بر مصالح و منافع سازمان باشد . از این گذشته منافع کلی باید همواره به عنوان افضل و برتر باقی بماند.
7- دستمزد پرسنل:
پرداختها باید مناسب و غیر استثماری باشد، زیرا دستمزد خوب ، عملکرد خوب را به دنبال خود دارد. انواع و اشکال گوناگون دریافتی ها همچون حقوق ثابت ، حق مقام ، اضافه کاری ، پاداش ، سهم سود و همچنین پاداش های غیر مادی را باید با توجه به شرایط و وظایف کارکنان در نظر داشت .
8- تمرکز:
تمرکز در حقیقت به هماهنگی و هدایت از سوی یک سیستم مرکزی اطلاق می شود که برای سازمان ضروری است و پیامد طبیعی سازماندهی می باشد. اما با توجه به شرایط و ویژیگی های موجود در هر سازمان باییستی توازن و تعادل مناسبی بین تمرکز و عدم تمرکز ایجاد کرد.
9- سلسله مراتب:
سلسله مراتب، سلسله سرپرستان است که از بالاترین سطح اختیار به پایین ترین سطح به صورت زنجیرهای رده بندی شده است. یک زنجیره ارشدیت یا سلسله مراتب کاملا مشخص، به وسیله اصل وحدت فرماندهی، همه اعضاء سازمان را از بالا به پایین به یکدیگروصل می کند. این زنجیره در سازمانهای بزرگ که فضای وسیعتری را در بر میگیرند طولانی تر بوده و ارتباط افراد هم تراز مستلزم طی مسیر و زمان طولانی است.
10- نظم:
سازمان باید برای هر فرد مکان مشخصی فراهم کند به طوریکه یک جایگاه برای هر فرد وجود داشته باشد و هر فرد هم در جایگاه خودش باشد. هدف نظم آنست که هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد.
11- عدالت:
احساس عدالت و برابری بایستی در سراسر سازمان گسترده باشد.لذا در هر سازمان می باید انصاف و عدالت مبتنی بر توافقهای از پیش تعیین شده و مشخص موجود باشد .
12- ثبات و ماندگاری در شغل:
کاهش جابجائی کارکنان سبب افزایش کارایی میگردد، زیرا کارکنان برای تطبیق با کارشان، نیاز به زمان دارند.
13- ابتکار:
در همه سطوح نردبان سازمانی، شور و اشتیاق و انرژی به وسیله ابتکار افزایش یابد لذا افراددر هر سطحی باید برای ابراز و به کارگرفتن ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کارببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمیدهد.
14- روحیه اتحاد و جمعی:
اتحاد یک پدیده پرقدرت است. این اصل نیاز به کار تیمی و حفظ روابط متقابل شخصی را مورد تأکید قرار می دهد و فعالیت بیشتر و کارایی بالاتر را از طریق ایجاد احساس افتخار در کارکنان ، وفاداری آنان به سازمان و احساس تعلق متقابل و اعطای شخصیت فراهم میسازد (رن، 1972: با اندکی تصرف).
تفاوت خلاقیت و نوآوری
@newmanagement
اگرچه واژگان خلاقیت با نوآوری بهطور مترادف استفاده میشوند، اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت دارای معانی و تعاریف جداگانهای هستند و باید جداگانه مد نظر قرار گیرند. خلاقیت به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود اشاره دارد، درحالیکه نوآوری به آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دلالت میکند.
اگر خلاقیت در زمینه صنعت باشد به آن اختراع میگویند، بنابراین طراحی و پیشنهاد فکرها و ایدهها و طرحهای نو را خلاقیت و اجرا و پیدا کردن آنها را نوآوری میگویند. در اینجا لازم است یکی از مفاهیم اصلی در حوزه ایجاد خلاقیت و نوآوری، که همان ایده است، تشریح شود. ایده درحقیقت ارائه یک راه حل جدید برای انجام دادن کارها است. ایدهها میتوانند به صورت یک الگو، طرح یا یک برنامه باشند یا به صورت دستگاهی جدید با روشی نو برای نظارت بر امور. البته باید بر این نکته تاکید کرد که هیچ ماشینی قادر به ساخت ایده نیست، بلکه این کار فقط از عهده ذهنی خلاق و پویا برمیآید.
@newmanagement
اگرچه واژگان خلاقیت با نوآوری بهطور مترادف استفاده میشوند، اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت دارای معانی و تعاریف جداگانهای هستند و باید جداگانه مد نظر قرار گیرند. خلاقیت به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود اشاره دارد، درحالیکه نوآوری به آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دلالت میکند.
اگر خلاقیت در زمینه صنعت باشد به آن اختراع میگویند، بنابراین طراحی و پیشنهاد فکرها و ایدهها و طرحهای نو را خلاقیت و اجرا و پیدا کردن آنها را نوآوری میگویند. در اینجا لازم است یکی از مفاهیم اصلی در حوزه ایجاد خلاقیت و نوآوری، که همان ایده است، تشریح شود. ایده درحقیقت ارائه یک راه حل جدید برای انجام دادن کارها است. ایدهها میتوانند به صورت یک الگو، طرح یا یک برنامه باشند یا به صورت دستگاهی جدید با روشی نو برای نظارت بر امور. البته باید بر این نکته تاکید کرد که هیچ ماشینی قادر به ساخت ایده نیست، بلکه این کار فقط از عهده ذهنی خلاق و پویا برمیآید.
قانون پذیرش واقعیت
برایان تریسی
@newmanagement
👌مردم تغییر نمی کنند .
آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند .
شما نتیجه ی نگرش خودتان را خواهی دید.
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.
برایان تریسی
@newmanagement
👌مردم تغییر نمی کنند .
آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند .
شما نتیجه ی نگرش خودتان را خواهی دید.
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.
هرگز فکر نکنید با داشتن پول زیاد شما ثروتمند خواهید بود.
در دنیای امروزی ثروت فراتر از پول است.
ناپلون هیل در کتاب کلید طلایی 15 نوع ثروت را معرفی می کند که داشتن آنها ما را ثروتمند میکند:
1-نگرش مثبت
2-ارتباط موثر
3-ادب
4-یادگیری مادام العمر
5-انضباط شخصی
6-تندرستی واقعی
7-آرامش خاطر
8-خلاقیت
9-عشق ورزیدن به کار
10-داشتن برنامه و هدف
11-داشتن قلب و زبان شاکر
12-درک دیگران
13-استفاده موثر از زمان
14-بخشندگی
15-اعتماد به نفس
@newmanagement
در دنیای امروزی ثروت فراتر از پول است.
ناپلون هیل در کتاب کلید طلایی 15 نوع ثروت را معرفی می کند که داشتن آنها ما را ثروتمند میکند:
1-نگرش مثبت
2-ارتباط موثر
3-ادب
4-یادگیری مادام العمر
5-انضباط شخصی
6-تندرستی واقعی
7-آرامش خاطر
8-خلاقیت
9-عشق ورزیدن به کار
10-داشتن برنامه و هدف
11-داشتن قلب و زبان شاکر
12-درک دیگران
13-استفاده موثر از زمان
14-بخشندگی
15-اعتماد به نفس
@newmanagement
🌟نكات طلايي فروش🌟
🔻فروش، نوعی کمک به دیگران است برای ارتقای کیفیت کار و زندگی آنها. در سال های اخیر، فروش تغییرات شگرفی داشته. رقابت ها، فوق العاده شدیدتر و فروشنده ها خیلی بیشتر شده اند.
🔻 آنهایی که میخواهند مشتری بیشتری جذب کنند، باید هوش و شخصیت برتری داشته باشند و حتی نوع لباس پوشیدن، صحبت کردن و راه رفتنشان هم اهمیت پیدا می کند.
🔻رقابت در فروش، مثل رقابت در مسابقات ورزشی است که اگر دایم آموزش نبینید و تمرین نکنید، رقبا از شما جلو میزنند.
🔻اگر به طور دایم بهتر نشوید، حتماً بدتر میشوید و می روید در جمع همان۸۰ درصد پایینی.
(روانشناسی فروش –برایان تریسی)
@newmanagement
🔻فروش، نوعی کمک به دیگران است برای ارتقای کیفیت کار و زندگی آنها. در سال های اخیر، فروش تغییرات شگرفی داشته. رقابت ها، فوق العاده شدیدتر و فروشنده ها خیلی بیشتر شده اند.
🔻 آنهایی که میخواهند مشتری بیشتری جذب کنند، باید هوش و شخصیت برتری داشته باشند و حتی نوع لباس پوشیدن، صحبت کردن و راه رفتنشان هم اهمیت پیدا می کند.
🔻رقابت در فروش، مثل رقابت در مسابقات ورزشی است که اگر دایم آموزش نبینید و تمرین نکنید، رقبا از شما جلو میزنند.
🔻اگر به طور دایم بهتر نشوید، حتماً بدتر میشوید و می روید در جمع همان۸۰ درصد پایینی.
(روانشناسی فروش –برایان تریسی)
@newmanagement
ﻣﺮﺩﯼ ﻗﻮﯼ ﻫﯿﮑﻞ ﺩﺭ ﭼﻮﺏ ﺑﺮﯼ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺷﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﻮﺏ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ .
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ۱۸ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ، ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﮐﺎﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﺮﺩ .
ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ۱۵ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ .
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ۱۰ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ . ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﭘﯿﺶ ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺭﻓﺖ، ﻋﺬﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻼﺵ ﻣﻦ ﮐﻨﻢ،
ﺩﺭﺧﺖ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ !
ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﯽ ﺗﺒﺮﺕ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ !
@newmanagement
ﺭﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﻇﺮﻳﻒ ﺍﺳﺖ، ﻓﻜﺮ، ﺟﺴﻢ، ﺭﻭﺡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﻮﻧﺪ.
پس ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﻭﺯ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﮐﻨید.
" قبل از
پاسخ دادن
به سوالات ديگران
مدتي سكوت كن
تا پاسخ بهتري بيابي
سكوتت
در خاطر هيچكس نخواهد ماند؛
اما پاسخ ات را
هميشه به خاطر خواهند سپرد
@newmanagement
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ۱۸ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ، ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﮐﺎﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﺮﺩ .
ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ۱۵ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ .
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ۱۰ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﯾﺪ . ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﭘﯿﺶ ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺭﻓﺖ، ﻋﺬﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻼﺵ ﻣﻦ ﮐﻨﻢ،
ﺩﺭﺧﺖ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ !
ﮐﺎﺭﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﯽ ﺗﺒﺮﺕ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ !
@newmanagement
ﺭﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﻇﺮﻳﻒ ﺍﺳﺖ، ﻓﻜﺮ، ﺟﺴﻢ، ﺭﻭﺡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﻮﻧﺪ.
پس ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﻭﺯ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﮐﻨید.
" قبل از
پاسخ دادن
به سوالات ديگران
مدتي سكوت كن
تا پاسخ بهتري بيابي
سكوتت
در خاطر هيچكس نخواهد ماند؛
اما پاسخ ات را
هميشه به خاطر خواهند سپرد
@newmanagement