📚
📑 مطالعه ای بر 95 دانشجوی دانشگاه هاروارد در سال 1940، تا دوره ی میانسالی شان شد که نشان داد اشخاصی که در دانشگاه بالاترین نمرات امتحانی را گرفته بودند، در قیاس با همکلاسی هایی که نمره های شان پایین تر بود، در زمینه درآمد، بهره وری و مقام شان در رشته ی کاری شان عموما موفق نبودند. 🎓 در ضمن این مطالعه نشان داد که نمرات امتحانی بالا منجر به ایجاد خوشبختی، دوستی های بهتر یا ارتباطات عاشقانه و خانوادگی برتر نمی شوند. مجله ی کسب و کار هاروارد مقاله ای درباره ی موفقیت تحصیلی چاپ کرد و در آن نوشت:
* هر چه جلوتر می رویم مشخص می شود که موفقیت تحصیلی پیشگوی مناسبی برای بهره وری داشتن در شغل نیست، همان طور که فاکتوری برای ضریب هوشی واقعی شخص هم محسوب نمی شود. *
در ضمن در این مقاله می خوانیم:
* خیلی از کسانی که نمرات خوبی کسب می کنند حتی با وجود شکست های متوالی خارج از محیط کلاس، در مورد هوش خود کاملا خودشیفته و از خود راضی هستند. *
.. صفحه 116 از کتاب چرا دانش آموزان ممتاز برای دانش آموزان ضعیف کار می کنند؟ ... / نوشته: رابرت کیوساکی ..
@Newmanagement
📑 مطالعه ای بر 95 دانشجوی دانشگاه هاروارد در سال 1940، تا دوره ی میانسالی شان شد که نشان داد اشخاصی که در دانشگاه بالاترین نمرات امتحانی را گرفته بودند، در قیاس با همکلاسی هایی که نمره های شان پایین تر بود، در زمینه درآمد، بهره وری و مقام شان در رشته ی کاری شان عموما موفق نبودند. 🎓 در ضمن این مطالعه نشان داد که نمرات امتحانی بالا منجر به ایجاد خوشبختی، دوستی های بهتر یا ارتباطات عاشقانه و خانوادگی برتر نمی شوند. مجله ی کسب و کار هاروارد مقاله ای درباره ی موفقیت تحصیلی چاپ کرد و در آن نوشت:
* هر چه جلوتر می رویم مشخص می شود که موفقیت تحصیلی پیشگوی مناسبی برای بهره وری داشتن در شغل نیست، همان طور که فاکتوری برای ضریب هوشی واقعی شخص هم محسوب نمی شود. *
در ضمن در این مقاله می خوانیم:
* خیلی از کسانی که نمرات خوبی کسب می کنند حتی با وجود شکست های متوالی خارج از محیط کلاس، در مورد هوش خود کاملا خودشیفته و از خود راضی هستند. *
.. صفحه 116 از کتاب چرا دانش آموزان ممتاز برای دانش آموزان ضعیف کار می کنند؟ ... / نوشته: رابرت کیوساکی ..
@Newmanagement
️ راه موفقیت از زبان گوگل:
https://telegram.me/newmanagement
خیلیها فکر میکنند که شرکت گوگل همانند باشگاههای معروف انگلیسی که بازیکنهای مطرح را جذب میکنند، قصد دارد تمام افراد باهوش و خلاق دنیا را بهدست بیاورد. البته تمام افرادی که در گوگل کار میکنند هم نمیتوانند به فرد چندان موفقی تبدیل شوند. گوگل محصولات زیادی تولید کرده که بسیاری از آنها با شکست روبهرو شده است؛ اما همچنان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین شرکتهای دنیا شناخته میشود. این شرکت برای اینکه بتواند تیمهای موفقی داشته باشد، پنج راهکار دارد. در ادامه به معرفی این پنج راهکار میپردازیم:
داشتن امنیت روانی
انسانها خیلی سخت یکدیگر را میبخشند و این موضوع در محیطهایی که رقابت بسیار زیاد باشد، بیشتر دیده میشود. در شرکتهای مختلف این حس وجود دارد که کارها بهشدت زیر نظر است و کارمندان و مدیران منتظر دیدن یک اشتباه از سوی افراد مختلف هستند. چنین حسی باعث میشود که کارمندان نتوانند به خوبی در محیط شرکت کار کنند و همیشه اضطراب دارند. اگر بتوان این حس را از بین برد، همه در بهترین حالت ممکن کار خواهند کرد.
داشتن اعتماد
مهمترین چیز برای کارمندان گوگل این است که کار خودشان را در زمان مشخص شده و با بالاترین کیفیت به پایان برسانند. نتیجهی این کار باعث میشود که این شرکت برخی از محصولات خودش را بسیار زود راهی بازار کند. محصولاتی که بسیار کامل تولید شدهاند و نیازی به بازنگری در آنها دیده نمیشوند. شرکت گوگل اعتماد زیادی به مهندسان خودش دارد و میداند که آنها کار خودشان را بهتر از سایرین انجام میدهند.
نظم و ترتیب
این موضوع در تمام شرکتها دیده میشود. همه باید بدانند که چه کاری انجام میدهند و باید با هدفهای خودشان آشنا باشند. البته عمل کردن به این موارد کار سختی است. در کوتاه مدت میتوان آنرا انجام داد؛ اما برای انجام دادن آنها در طولانی مدت، باید برنامه ریزی دقیقی داشت. اگر بتوان یک برنامهریزی خوب برای فعالیتهای شرکت به وجود آورد، قطعا میتوانید با نظم بهتری کار کنید و تمام افراد هم میدانند که باید چه کاری انجام دهند.
مفهوم کار
همیشه به این موضوع اشاره شده که کارمندان باید مفهوم کاری که انجام میدهند را در زندگی خودشان درک کنند. گوگل میگوید بیشتر کارمندانی که دارد، با یک دلیل خاص کار میکنند. آنها دلیلهای شخصی خاص خودشان را برای کار دارند. کارمندان ساعتهای زیادی از روز و حتی شب را روی یک پروژه کار میکنند. پروژهای که احساس خوبی نسبت به آن دارند.
تاثیر
اینکه به کار خودتان ایمان داشته باشید، مهم نیست. باید به تغییراتی که به وجود میآورید ایمان داشته باشید. یک تیم خلاق و موفق باید تاثیر کاری که انجام میدهند را ببینند. باید به تاثیری که کارتان میگذارد توجه داشته باشید. هر کاری که انجام میدهید تاثیر خاص خودش را دارد و به همین دلیل افراد موفق سعی میکنند کاری که انجام میدهند دنیا را به جای بهتری تبدیل کند.
https://telegram.me/newmanagement
خیلیها فکر میکنند که شرکت گوگل همانند باشگاههای معروف انگلیسی که بازیکنهای مطرح را جذب میکنند، قصد دارد تمام افراد باهوش و خلاق دنیا را بهدست بیاورد. البته تمام افرادی که در گوگل کار میکنند هم نمیتوانند به فرد چندان موفقی تبدیل شوند. گوگل محصولات زیادی تولید کرده که بسیاری از آنها با شکست روبهرو شده است؛ اما همچنان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین شرکتهای دنیا شناخته میشود. این شرکت برای اینکه بتواند تیمهای موفقی داشته باشد، پنج راهکار دارد. در ادامه به معرفی این پنج راهکار میپردازیم:
داشتن امنیت روانی
انسانها خیلی سخت یکدیگر را میبخشند و این موضوع در محیطهایی که رقابت بسیار زیاد باشد، بیشتر دیده میشود. در شرکتهای مختلف این حس وجود دارد که کارها بهشدت زیر نظر است و کارمندان و مدیران منتظر دیدن یک اشتباه از سوی افراد مختلف هستند. چنین حسی باعث میشود که کارمندان نتوانند به خوبی در محیط شرکت کار کنند و همیشه اضطراب دارند. اگر بتوان این حس را از بین برد، همه در بهترین حالت ممکن کار خواهند کرد.
داشتن اعتماد
مهمترین چیز برای کارمندان گوگل این است که کار خودشان را در زمان مشخص شده و با بالاترین کیفیت به پایان برسانند. نتیجهی این کار باعث میشود که این شرکت برخی از محصولات خودش را بسیار زود راهی بازار کند. محصولاتی که بسیار کامل تولید شدهاند و نیازی به بازنگری در آنها دیده نمیشوند. شرکت گوگل اعتماد زیادی به مهندسان خودش دارد و میداند که آنها کار خودشان را بهتر از سایرین انجام میدهند.
نظم و ترتیب
این موضوع در تمام شرکتها دیده میشود. همه باید بدانند که چه کاری انجام میدهند و باید با هدفهای خودشان آشنا باشند. البته عمل کردن به این موارد کار سختی است. در کوتاه مدت میتوان آنرا انجام داد؛ اما برای انجام دادن آنها در طولانی مدت، باید برنامه ریزی دقیقی داشت. اگر بتوان یک برنامهریزی خوب برای فعالیتهای شرکت به وجود آورد، قطعا میتوانید با نظم بهتری کار کنید و تمام افراد هم میدانند که باید چه کاری انجام دهند.
مفهوم کار
همیشه به این موضوع اشاره شده که کارمندان باید مفهوم کاری که انجام میدهند را در زندگی خودشان درک کنند. گوگل میگوید بیشتر کارمندانی که دارد، با یک دلیل خاص کار میکنند. آنها دلیلهای شخصی خاص خودشان را برای کار دارند. کارمندان ساعتهای زیادی از روز و حتی شب را روی یک پروژه کار میکنند. پروژهای که احساس خوبی نسبت به آن دارند.
تاثیر
اینکه به کار خودتان ایمان داشته باشید، مهم نیست. باید به تغییراتی که به وجود میآورید ایمان داشته باشید. یک تیم خلاق و موفق باید تاثیر کاری که انجام میدهند را ببینند. باید به تاثیری که کارتان میگذارد توجه داشته باشید. هر کاری که انجام میدهید تاثیر خاص خودش را دارد و به همین دلیل افراد موفق سعی میکنند کاری که انجام میدهند دنیا را به جای بهتری تبدیل کند.
به کوچه ای وارد می شدم که پیرمردی از آن خارج شد. پیرمرد گفت: نرو، بن بست است. گوش نکردم و رفتم. بن بست بود. برگشتم. به سر کوچه که رسیدم، پیر شده بودم. آدم موفق کسی نیست که همه چیز را تجربه کند. کسی است که از تجربه دیگران استفاده می کند.
پیروزی بزرگ هسته ایی بر شما ملت ایران و جامعه مديران و كليه عزيزان مبارک باد.
https://telegram.me/newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
آشنایی با اصطلاحات بانکی
💠ریفاینانس REFINANCE 💠
اعتبار اسنادی ریفاینانس یا یوزانس داخلی اعتباری است که در چارچوب یک خط اعتباری کوتاه مدت برقرار شده تحت یک قرارداد فی مابین دو بانک یا موسسه مالی اعطا می گردد.
✅از طریق این خط اعتباری وجه کالای مورد معامله بین خریدار و فروشنده در زمان معامله اسناد حمل به صورت نقدی (All sight )به فروشنده پرداخت می گردد. سپس
بانک گشایش کننده (Issuing Bank) وجه پرداخت شده به فروشنده توسط بانک کارگزار(Financer) را یک سال بعد به همراه بهره متعلقه از خریدار دریافت نموده و بازپرداخت می نماید.
✅کلیه واردکنندگان اعم از تولیدی و تجاری جهت واردات کالا, مواد اولیه, قطعات یدکی, ماشین آلات تولیدی و خدمات, می توانند با استفاده از خطوط اعتباری بین بانکی, حداکثر یک ساله اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی ریفاینانس نمایند.
💠ریفاینانس REFINANCE 💠
اعتبار اسنادی ریفاینانس یا یوزانس داخلی اعتباری است که در چارچوب یک خط اعتباری کوتاه مدت برقرار شده تحت یک قرارداد فی مابین دو بانک یا موسسه مالی اعطا می گردد.
✅از طریق این خط اعتباری وجه کالای مورد معامله بین خریدار و فروشنده در زمان معامله اسناد حمل به صورت نقدی (All sight )به فروشنده پرداخت می گردد. سپس
بانک گشایش کننده (Issuing Bank) وجه پرداخت شده به فروشنده توسط بانک کارگزار(Financer) را یک سال بعد به همراه بهره متعلقه از خریدار دریافت نموده و بازپرداخت می نماید.
✅کلیه واردکنندگان اعم از تولیدی و تجاری جهت واردات کالا, مواد اولیه, قطعات یدکی, ماشین آلات تولیدی و خدمات, می توانند با استفاده از خطوط اعتباری بین بانکی, حداکثر یک ساله اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی ریفاینانس نمایند.
#خبر
برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده
رئيس کل بانک مرکزی با اعلام اینکه با رفع تحريمها ۳۲ميليارد و ۶۰۰ ميليون دلار از منابع بلوکه کشورمان آزاد میشود، از برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده و اجرای ارز تک نرخی تا ۶ ماه آینده خبر داد.
@newmanagement
برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده
رئيس کل بانک مرکزی با اعلام اینکه با رفع تحريمها ۳۲ميليارد و ۶۰۰ ميليون دلار از منابع بلوکه کشورمان آزاد میشود، از برقراری سوئیفت تا ۱۰ روز آینده و اجرای ارز تک نرخی تا ۶ ماه آینده خبر داد.
@newmanagement
4P شامل مولفههای زیر است:
• محصول یا خدمت (Product)
• قیمت (Price)
• توزیع (Place)
• تبلیغ (Promotion) استفاده از ابزار بازاریابی 4P
ابزار بازاریابی میتواند به ارائه پیشنهادی جدید به بازار یا بهبود استراتژی بازار فعلی کمک کند. برای استفاده از این ابزار میتوانید گامهای زیر را بردارید:
1) کار خود را با شناسایی و تعریف کامل محصول یا خدماتی که قرار است مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، آغاز کنید.
2) اکنون سوالات مرتبط با 4P را طراحی کنید و با صرف وقت و جزئیات به آنها پاسخ دهید.
3) سعی کنید با استفاده از واژههای «چرا» و «چه میشود اگر» در سوالات خود، پیشنهاد خود را به چالش بکشید. برای مثال «چه میشود اگر قیمت خود را 5 درصد کاهش دهیم؟» یا «چرا به جای استفاده از عمدهفروشان، فروش مستقیم نداشته باشیم؟»
4) وقتی پیشنهاد نهایی برای بازار آماده شد، یک بار دیگر با این سوالات آن را کنترل کنید:
• آیا پیشنهاد ارائه شده، نیازها را پاسخ میدهد؟ (محصول) • آیا قیمت ارائه شده مطلوب به نظر میرسد؟ (قیمت) • آیا مشتری در مکانهای مورد نظر خود به محصول مورد نظر دسترسی دارد؟ (توزیع) • آیا نحوه اطلاعرسانی به مشتری مناسب است؟ (تبلیغ)
5) تا زمانی که به پاسخهای قانعکنندهای برسید، در گام ارائه پاسخ به سوالات و جمعآوری اطلاعات و تحقیقات بازار توقف کنید تا بتوانید به یک آمیخته بازاریابی بهینه دستیابی پیدا کنید.
6) آمیخته بازاریابی خود را به طور منظم و دورهای مورد بررسی و بازنگری قرار دهید، زیرا ممکن است بر اساس شرایط بازار در هر دوره، هر یک از مولفههای اصلی نیاز به تغییر داشته باشند.
• محصول یا خدمت (Product)
• قیمت (Price)
• توزیع (Place)
• تبلیغ (Promotion) استفاده از ابزار بازاریابی 4P
ابزار بازاریابی میتواند به ارائه پیشنهادی جدید به بازار یا بهبود استراتژی بازار فعلی کمک کند. برای استفاده از این ابزار میتوانید گامهای زیر را بردارید:
1) کار خود را با شناسایی و تعریف کامل محصول یا خدماتی که قرار است مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، آغاز کنید.
2) اکنون سوالات مرتبط با 4P را طراحی کنید و با صرف وقت و جزئیات به آنها پاسخ دهید.
3) سعی کنید با استفاده از واژههای «چرا» و «چه میشود اگر» در سوالات خود، پیشنهاد خود را به چالش بکشید. برای مثال «چه میشود اگر قیمت خود را 5 درصد کاهش دهیم؟» یا «چرا به جای استفاده از عمدهفروشان، فروش مستقیم نداشته باشیم؟»
4) وقتی پیشنهاد نهایی برای بازار آماده شد، یک بار دیگر با این سوالات آن را کنترل کنید:
• آیا پیشنهاد ارائه شده، نیازها را پاسخ میدهد؟ (محصول) • آیا قیمت ارائه شده مطلوب به نظر میرسد؟ (قیمت) • آیا مشتری در مکانهای مورد نظر خود به محصول مورد نظر دسترسی دارد؟ (توزیع) • آیا نحوه اطلاعرسانی به مشتری مناسب است؟ (تبلیغ)
5) تا زمانی که به پاسخهای قانعکنندهای برسید، در گام ارائه پاسخ به سوالات و جمعآوری اطلاعات و تحقیقات بازار توقف کنید تا بتوانید به یک آمیخته بازاریابی بهینه دستیابی پیدا کنید.
6) آمیخته بازاریابی خود را به طور منظم و دورهای مورد بررسی و بازنگری قرار دهید، زیرا ممکن است بر اساس شرایط بازار در هر دوره، هر یک از مولفههای اصلی نیاز به تغییر داشته باشند.
یکی از نظریههای مهم رفتاری ارائه شده در مدیریت، سبکهای مدیریتی لیکرت است. براساس این نظریه چهار سبک یا سیستم مدیریتی وجود دارد:
سبک اول- مدیریت آمرانه:
در این سبک تمامی تصمیمات توسط مدیریت ارشد گرفته میشود. انگیزش با تهدید و ارعاب الزام همراه است. ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. بازنگری، کنترل و نظارت تمرکز و بر عهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست ار ناحیه مدیر نزدیک به صفر است.
سبک دوم- مدیریت پدرانه:
در این سبک مدیر ارشد بیشترین تصمیمات را میگیرد. انگیزش براساس انگیزههای درونی و اقتصادی (تنبیه و پاداش) است. در اغلب موارد ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. اساس بازنگری، کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست به صورت ارباب و رعیتی است.
سبک سوم: مدیریت مشاورهای:
در سبک مدیریت مشاورهای برخی تصمیمات به افراد در سطوح پایینتر تفویض میشود.به گزارش عصر بانک دات آی آر انگیزش براساس انگیزههای درونی، اقتصادی و تمایلات فردی برای کسب تجربههای جدید است (تنبیه و پاداش بالقوه). ارتباطات از بالا به پایین و برعکس (دو طرفه) است. گرچه اساس بازنگری و کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است، اما نظرات افراد در سطوح پایینتر نیز کسب میشود. میزان اعتماد و اطمینان به زیردست از طرف مدیر نسبتا خوب است.
سبک چهارم: مدیریت مشارکتی:
اما در سبک مدیریت مشارکتی، تصمیمگیری در سراسر سازمان جاری است.انگیزش براساس پاداشهای اقتصادی ولی با مشارکت گروه ایجاد میشود (تنبیه و تشویق مورد توافق طرفین). ارتباطات در تمام جوانب عمودی و افقی وجود دارد. وظیفه بازنگری و کنترل بین سرپرستان و کارکنان توزیع میشود.
سبک اول- مدیریت آمرانه:
در این سبک تمامی تصمیمات توسط مدیریت ارشد گرفته میشود. انگیزش با تهدید و ارعاب الزام همراه است. ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. بازنگری، کنترل و نظارت تمرکز و بر عهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست ار ناحیه مدیر نزدیک به صفر است.
سبک دوم- مدیریت پدرانه:
در این سبک مدیر ارشد بیشترین تصمیمات را میگیرد. انگیزش براساس انگیزههای درونی و اقتصادی (تنبیه و پاداش) است. در اغلب موارد ارتباطات از بالا به پایین و یکطرفه است. اساس بازنگری، کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است. اعتماد و اطمینان به زیردست به صورت ارباب و رعیتی است.
سبک سوم: مدیریت مشاورهای:
در سبک مدیریت مشاورهای برخی تصمیمات به افراد در سطوح پایینتر تفویض میشود.به گزارش عصر بانک دات آی آر انگیزش براساس انگیزههای درونی، اقتصادی و تمایلات فردی برای کسب تجربههای جدید است (تنبیه و پاداش بالقوه). ارتباطات از بالا به پایین و برعکس (دو طرفه) است. گرچه اساس بازنگری و کنترل و نظارت برعهده مدیر ارشد است، اما نظرات افراد در سطوح پایینتر نیز کسب میشود. میزان اعتماد و اطمینان به زیردست از طرف مدیر نسبتا خوب است.
سبک چهارم: مدیریت مشارکتی:
اما در سبک مدیریت مشارکتی، تصمیمگیری در سراسر سازمان جاری است.انگیزش براساس پاداشهای اقتصادی ولی با مشارکت گروه ایجاد میشود (تنبیه و تشویق مورد توافق طرفین). ارتباطات در تمام جوانب عمودی و افقی وجود دارد. وظیفه بازنگری و کنترل بین سرپرستان و کارکنان توزیع میشود.
صول چهارده گانه فایول :
@newmanagement
1- تقسیم کار:
اصل تخصصی کردن نیروی کار به منظور تمرکز بر فعالیت جهت کارآیی بیشتر. تقسیم کار یا تخصص گرایی امکان تولید بالاتری را به دست می دهد زیرا هر فرد زمانی می تواند فعالانه کار کند که درآن زمینه از مهارت نسبتا بالایی برخوردار باشد .
2- اختیار و مسؤولیت:
اختیار حق صدور دستور و قدرت برای درخواست اطاعت از فرمان. به عبارت دیگر اختیار همان حق دستور دادن است . یک عضو سازمان در موقعیت و شغلی که قرار دارد، مسئول انجام اهداف سازمان است. برای تشویق و تنبیه افراد به خاطر خوب یا بد انجام دادن وظایف محوله، وجود مصوبات و مقررات خاصی از سوی مدیر الزامی است.
3- انضباط:
داشتن نظم و انضباط برای اداره صحیح یک موسسه بازرگانی امری ضروری است لذا در هر سازمان باید احترام و فرمانبرداری نسبت به قوانین و اهداف سازمان وجود داشته باشد . در این راستا به عوامل ذیل نیاز است:
سرپرستی در تمام سطوح و رده ها خوب باشد.
تا حد امکان مقررات و آیین نامه ها روشن و منصفانه باشد.
جریمه ها و پاداش ها مشخص و منصفانه باشد.
4- وحدت فرماندهی:
این اصل بیانگر آنست که برای کاهش تداخل و تناقض هر عضو سازمان باید دستورات را فقط از یک رده بالاتر دریافت کند و همچنین فقط مسئول پاسخگویی به او باشد. به عبارت ساده یک کارمند، تنها، باید از یک سرپرست دستور بگیرد.
5- وحدت هدف و جهت:
یک سرپرست، یک برنامه، به این معنی که یک رهبر با یک هدف، یک گروه از فعالیت ها را رهبری نماید.
6- تبعیت منافع فردی از منافع جمعی:
منافع یک کارمند یا یک گروه از کارکنان نباید مقدم بر مصالح و منافع سازمان باشد . از این گذشته منافع کلی باید همواره به عنوان افضل و برتر باقی بماند.
7- دستمزد پرسنل:
پرداختها باید مناسب و غیر استثماری باشد، زیرا دستمزد خوب ، عملکرد خوب را به دنبال خود دارد. انواع و اشکال گوناگون دریافتی ها همچون حقوق ثابت ، حق مقام ، اضافه کاری ، پاداش ، سهم سود و همچنین پاداش های غیر مادی را باید با توجه به شرایط و وظایف کارکنان در نظر داشت .
8- تمرکز:
تمرکز در حقیقت به هماهنگی و هدایت از سوی یک سیستم مرکزی اطلاق می شود که برای سازمان ضروری است و پیامد طبیعی سازماندهی می باشد. اما با توجه به شرایط و ویژیگی های موجود در هر سازمان باییستی توازن و تعادل مناسبی بین تمرکز و عدم تمرکز ایجاد کرد.
9- سلسله مراتب:
سلسله مراتب، سلسله سرپرستان است که از بالاترین سطح اختیار به پایین ترین سطح به صورت زنجیرهای رده بندی شده است. یک زنجیره ارشدیت یا سلسله مراتب کاملا مشخص، به وسیله اصل وحدت فرماندهی، همه اعضاء سازمان را از بالا به پایین به یکدیگروصل می کند. این زنجیره در سازمانهای بزرگ که فضای وسیعتری را در بر میگیرند طولانی تر بوده و ارتباط افراد هم تراز مستلزم طی مسیر و زمان طولانی است.
10- نظم:
سازمان باید برای هر فرد مکان مشخصی فراهم کند به طوریکه یک جایگاه برای هر فرد وجود داشته باشد و هر فرد هم در جایگاه خودش باشد. هدف نظم آنست که هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد.
11- عدالت:
احساس عدالت و برابری بایستی در سراسر سازمان گسترده باشد.لذا در هر سازمان می باید انصاف و عدالت مبتنی بر توافقهای از پیش تعیین شده و مشخص موجود باشد .
12- ثبات و ماندگاری در شغل:
کاهش جابجائی کارکنان سبب افزایش کارایی میگردد، زیرا کارکنان برای تطبیق با کارشان، نیاز به زمان دارند.
13- ابتکار:
در همه سطوح نردبان سازمانی، شور و اشتیاق و انرژی به وسیله ابتکار افزایش یابد لذا افراددر هر سطحی باید برای ابراز و به کارگرفتن ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کارببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمیدهد.
14- روحیه اتحاد و جمعی:
اتحاد یک پدیده پرقدرت است. این اصل نیاز به کار تیمی و حفظ روابط متقابل شخصی را مورد تأکید قرار می دهد و فعالیت بیشتر و کارایی بالاتر را از طریق ایجاد احساس افتخار در کارکنان ، وفاداری آنان به سازمان و احساس تعلق متقابل و اعطای شخصیت فراهم میسازد (رن، 1972: با اندکی تصرف).
@newmanagement
1- تقسیم کار:
اصل تخصصی کردن نیروی کار به منظور تمرکز بر فعالیت جهت کارآیی بیشتر. تقسیم کار یا تخصص گرایی امکان تولید بالاتری را به دست می دهد زیرا هر فرد زمانی می تواند فعالانه کار کند که درآن زمینه از مهارت نسبتا بالایی برخوردار باشد .
2- اختیار و مسؤولیت:
اختیار حق صدور دستور و قدرت برای درخواست اطاعت از فرمان. به عبارت دیگر اختیار همان حق دستور دادن است . یک عضو سازمان در موقعیت و شغلی که قرار دارد، مسئول انجام اهداف سازمان است. برای تشویق و تنبیه افراد به خاطر خوب یا بد انجام دادن وظایف محوله، وجود مصوبات و مقررات خاصی از سوی مدیر الزامی است.
3- انضباط:
داشتن نظم و انضباط برای اداره صحیح یک موسسه بازرگانی امری ضروری است لذا در هر سازمان باید احترام و فرمانبرداری نسبت به قوانین و اهداف سازمان وجود داشته باشد . در این راستا به عوامل ذیل نیاز است:
سرپرستی در تمام سطوح و رده ها خوب باشد.
تا حد امکان مقررات و آیین نامه ها روشن و منصفانه باشد.
جریمه ها و پاداش ها مشخص و منصفانه باشد.
4- وحدت فرماندهی:
این اصل بیانگر آنست که برای کاهش تداخل و تناقض هر عضو سازمان باید دستورات را فقط از یک رده بالاتر دریافت کند و همچنین فقط مسئول پاسخگویی به او باشد. به عبارت ساده یک کارمند، تنها، باید از یک سرپرست دستور بگیرد.
5- وحدت هدف و جهت:
یک سرپرست، یک برنامه، به این معنی که یک رهبر با یک هدف، یک گروه از فعالیت ها را رهبری نماید.
6- تبعیت منافع فردی از منافع جمعی:
منافع یک کارمند یا یک گروه از کارکنان نباید مقدم بر مصالح و منافع سازمان باشد . از این گذشته منافع کلی باید همواره به عنوان افضل و برتر باقی بماند.
7- دستمزد پرسنل:
پرداختها باید مناسب و غیر استثماری باشد، زیرا دستمزد خوب ، عملکرد خوب را به دنبال خود دارد. انواع و اشکال گوناگون دریافتی ها همچون حقوق ثابت ، حق مقام ، اضافه کاری ، پاداش ، سهم سود و همچنین پاداش های غیر مادی را باید با توجه به شرایط و وظایف کارکنان در نظر داشت .
8- تمرکز:
تمرکز در حقیقت به هماهنگی و هدایت از سوی یک سیستم مرکزی اطلاق می شود که برای سازمان ضروری است و پیامد طبیعی سازماندهی می باشد. اما با توجه به شرایط و ویژیگی های موجود در هر سازمان باییستی توازن و تعادل مناسبی بین تمرکز و عدم تمرکز ایجاد کرد.
9- سلسله مراتب:
سلسله مراتب، سلسله سرپرستان است که از بالاترین سطح اختیار به پایین ترین سطح به صورت زنجیرهای رده بندی شده است. یک زنجیره ارشدیت یا سلسله مراتب کاملا مشخص، به وسیله اصل وحدت فرماندهی، همه اعضاء سازمان را از بالا به پایین به یکدیگروصل می کند. این زنجیره در سازمانهای بزرگ که فضای وسیعتری را در بر میگیرند طولانی تر بوده و ارتباط افراد هم تراز مستلزم طی مسیر و زمان طولانی است.
10- نظم:
سازمان باید برای هر فرد مکان مشخصی فراهم کند به طوریکه یک جایگاه برای هر فرد وجود داشته باشد و هر فرد هم در جایگاه خودش باشد. هدف نظم آنست که هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد.
11- عدالت:
احساس عدالت و برابری بایستی در سراسر سازمان گسترده باشد.لذا در هر سازمان می باید انصاف و عدالت مبتنی بر توافقهای از پیش تعیین شده و مشخص موجود باشد .
12- ثبات و ماندگاری در شغل:
کاهش جابجائی کارکنان سبب افزایش کارایی میگردد، زیرا کارکنان برای تطبیق با کارشان، نیاز به زمان دارند.
13- ابتکار:
در همه سطوح نردبان سازمانی، شور و اشتیاق و انرژی به وسیله ابتکار افزایش یابد لذا افراددر هر سطحی باید برای ابراز و به کارگرفتن ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کارببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمیدهد.
14- روحیه اتحاد و جمعی:
اتحاد یک پدیده پرقدرت است. این اصل نیاز به کار تیمی و حفظ روابط متقابل شخصی را مورد تأکید قرار می دهد و فعالیت بیشتر و کارایی بالاتر را از طریق ایجاد احساس افتخار در کارکنان ، وفاداری آنان به سازمان و احساس تعلق متقابل و اعطای شخصیت فراهم میسازد (رن، 1972: با اندکی تصرف).
تفاوت خلاقیت و نوآوری
@newmanagement
اگرچه واژگان خلاقیت با نوآوری بهطور مترادف استفاده میشوند، اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت دارای معانی و تعاریف جداگانهای هستند و باید جداگانه مد نظر قرار گیرند. خلاقیت به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود اشاره دارد، درحالیکه نوآوری به آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دلالت میکند.
اگر خلاقیت در زمینه صنعت باشد به آن اختراع میگویند، بنابراین طراحی و پیشنهاد فکرها و ایدهها و طرحهای نو را خلاقیت و اجرا و پیدا کردن آنها را نوآوری میگویند. در اینجا لازم است یکی از مفاهیم اصلی در حوزه ایجاد خلاقیت و نوآوری، که همان ایده است، تشریح شود. ایده درحقیقت ارائه یک راه حل جدید برای انجام دادن کارها است. ایدهها میتوانند به صورت یک الگو، طرح یا یک برنامه باشند یا به صورت دستگاهی جدید با روشی نو برای نظارت بر امور. البته باید بر این نکته تاکید کرد که هیچ ماشینی قادر به ساخت ایده نیست، بلکه این کار فقط از عهده ذهنی خلاق و پویا برمیآید.
@newmanagement
اگرچه واژگان خلاقیت با نوآوری بهطور مترادف استفاده میشوند، اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت دارای معانی و تعاریف جداگانهای هستند و باید جداگانه مد نظر قرار گیرند. خلاقیت به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود اشاره دارد، درحالیکه نوآوری به آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دلالت میکند.
اگر خلاقیت در زمینه صنعت باشد به آن اختراع میگویند، بنابراین طراحی و پیشنهاد فکرها و ایدهها و طرحهای نو را خلاقیت و اجرا و پیدا کردن آنها را نوآوری میگویند. در اینجا لازم است یکی از مفاهیم اصلی در حوزه ایجاد خلاقیت و نوآوری، که همان ایده است، تشریح شود. ایده درحقیقت ارائه یک راه حل جدید برای انجام دادن کارها است. ایدهها میتوانند به صورت یک الگو، طرح یا یک برنامه باشند یا به صورت دستگاهی جدید با روشی نو برای نظارت بر امور. البته باید بر این نکته تاکید کرد که هیچ ماشینی قادر به ساخت ایده نیست، بلکه این کار فقط از عهده ذهنی خلاق و پویا برمیآید.
قانون پذیرش واقعیت
برایان تریسی
@newmanagement
👌مردم تغییر نمی کنند .
آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند .
شما نتیجه ی نگرش خودتان را خواهی دید.
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.
برایان تریسی
@newmanagement
👌مردم تغییر نمی کنند .
آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند .
شما نتیجه ی نگرش خودتان را خواهی دید.
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.