مثلث طلایی فروش
@newmanagement
در فروش هدف برقراری ارتباط با مشتری و متقاعد ساختن وی برای خرید به شیوهای هر چه موثرتر است. برای این منظور باید شناخت کاملی از مشتری داشت. باید تعریفی از یک مشتری ایدهآل داشت. باید از خود پرسید چرا مشتری باید محصول ما را برای خرید انتخاب کند. از جمله مسائل کلیدی که در فروش مطرح است یافتن مشتری، ایجاد حسن تفاهم و رابطه نزدیک با مشتری، تشخیص نیازها، معرفی محصولات یا خدمات مورد ارائه، پاسخگوئی کامل و قانع کننده به سوالات مشتری، تکمیل و قطعی ساختن فرایند فروش (اطمینان از اینکه مشتری درست در همین لحظه از شما خرید میکند_)، و خرید مجدد مشتری از شما در آینده هستند.
مثلث طلائی فروش کلید موفقیت شما در آینده است. سه نوع مختلف برای فروش فروش وجود دارد:
فروش مبتنی بر رابطه (خود را به عنوان یک دوست معرفی کنید.)
فروش مبتنی بر مشاوره (خود را در موقعیت یک حل کننده مساله و یک مشاور قرار دهید.)
فروش مبتنی بر آموزش (خود را در موقعیت یک معلم قرار دهید.)
بنابراین مثلث فروش مثلثی است که رابطه، مشاوره و آموزش در سه راس آن قرار گرفته و مشتری در مرکز آن قرار دارد.
از دیگر روشهای موفق فروش روش مبتنی بر قصهگوئی است. در این روش هنگام معرفی محصول داستانهایی از موفقیت مشتریان قبلی بیان میشود. بشر ذاتاً بیان قصه و داستان را دوست داشته و این روش میتواند تاثیر فراوانی داشته باشد. داستان تا سال های سال در ذهن باقی میماند ولی بیان واقعیت به شکل ساده و قالب غیر داستانی در کمتر از 5 دقیقه به فراموشی سپرده خواهد شد.
@newmanagement
در فروش هدف برقراری ارتباط با مشتری و متقاعد ساختن وی برای خرید به شیوهای هر چه موثرتر است. برای این منظور باید شناخت کاملی از مشتری داشت. باید تعریفی از یک مشتری ایدهآل داشت. باید از خود پرسید چرا مشتری باید محصول ما را برای خرید انتخاب کند. از جمله مسائل کلیدی که در فروش مطرح است یافتن مشتری، ایجاد حسن تفاهم و رابطه نزدیک با مشتری، تشخیص نیازها، معرفی محصولات یا خدمات مورد ارائه، پاسخگوئی کامل و قانع کننده به سوالات مشتری، تکمیل و قطعی ساختن فرایند فروش (اطمینان از اینکه مشتری درست در همین لحظه از شما خرید میکند_)، و خرید مجدد مشتری از شما در آینده هستند.
مثلث طلائی فروش کلید موفقیت شما در آینده است. سه نوع مختلف برای فروش فروش وجود دارد:
فروش مبتنی بر رابطه (خود را به عنوان یک دوست معرفی کنید.)
فروش مبتنی بر مشاوره (خود را در موقعیت یک حل کننده مساله و یک مشاور قرار دهید.)
فروش مبتنی بر آموزش (خود را در موقعیت یک معلم قرار دهید.)
بنابراین مثلث فروش مثلثی است که رابطه، مشاوره و آموزش در سه راس آن قرار گرفته و مشتری در مرکز آن قرار دارد.
از دیگر روشهای موفق فروش روش مبتنی بر قصهگوئی است. در این روش هنگام معرفی محصول داستانهایی از موفقیت مشتریان قبلی بیان میشود. بشر ذاتاً بیان قصه و داستان را دوست داشته و این روش میتواند تاثیر فراوانی داشته باشد. داستان تا سال های سال در ذهن باقی میماند ولی بیان واقعیت به شکل ساده و قالب غیر داستانی در کمتر از 5 دقیقه به فراموشی سپرده خواهد شد.
پنج کاری که رهبران موفق در بحران انجام می دهند! ۱۳۹۴/۸/۹
dice-success-learn-lead
راه اندازی و مدیریت کسب و کار شخصی می تواند مشکل باشد و ممکن است دیر یا زود ما را دچار چالش کند. در اینجا صفاتی را که در زمان به چالش کشیده شدن لازم دارید تا یک رهبر موفق باقی بمانید با هم مرور می کنیم.
بسیاری از افراد بر این باورند که ظرفیت واقعی افراد برای رهبری در زمان بحران مشخص می شود. عملکرد فرد، تحت استرس می تواند نشان دهد که افراد چقدر زیرک و باهوش و یا برعکس، چقدر ضعیف و سست هستند. به عنوان یک صاحب کسب و کار یا یک کارآفرین، مهم است که همیشه و به خصوص در شرایط دشوار، هوشمندانه و عاقلانه عمل کنید و خونسرد باشید. اینجا ۵ کاری را که هر رهبر موفق کسب و کار باید در زمان بحران انجام دهد و صفاتی را که صاحبان کسب و کار باید در خود پرورش دهند را مطالعه می کنیم.
مدیران موفق، احساسات و کارشان را از هم جدا می کنند
مدیران موفق اجازه نمی دهند که احساسات شان در کارشان اختلال ایجاد کند. مهمترین چیز در زمان بحران این است که با حفظ خونسردی و آرامش خود، برای کارکنان تان یک اُلگو باشید. این کار به شما اجازه خواهد داد که بتوانید موانع و سنگ هایی را که بر سر راه تان قرار گرفته است را شناسایی کنید و از سر راه بردارید.
مدیران موفق شجاع هستند
بسیاری از افراد با استرس بسیار زیادِ شرایط بحران مواجه می شوند. درست است که در زمان بحران، تمام زندگی و کسب و کارتان در خطر است و ممکن است به راحتی وحشت زده شوید، اما اگر شجاع و قوی باشید، کارکنان تان نیز مثل شما رفتار خواهند کرد و یک تیم قوی همراه با هم، قادر به تغییر هر چیزی خواهند بود.
مدیران موفق، خود را مسئول پیروزی و به ویژه شکست های خود می دانند
رهبران شایسته کسب و کار، اشتباهات خود را می پذیرند. همه ما انسان هستیم و اشتباه می کنیم. اما کسی که حاضر به اعتراف به اشتباهش نباشد، کسی نیست که افراد بخواهند او را رهبر سازمان خود بدانند و از او پیروی کنند. پذیرفتن مسئولیت هرگونه اقدامی که ممکن بود به بحران منجر شود، راهی خوب برای تحریک کارکنان برای این است که از صمیم قلب به شما در آن کار کمک کنند، به جای اینکه فقط به خاطر اینکه مجبور هستند این کار را انجام دهند.
مدیران موفق، شکست را شخصی تلقی نمی کنند
با جدا کردن احساسات شخصی خود از کارهای در دست انجام، قادر خواهید بود تا بهتر به روی آنچه در حال اتفاق افتادن است تمرکز کنید و به شیوه ای با آن برخورد کنید که بیشترین موفقیت را برای شما، کارکنان تان و کسب و کارتان به همراه دارد. همچنین بُحران میتواند قدرت را در سازمان ها، پویا سازد که البته یک رهبر موفق اجازه نمی دهد که فرصت طلبان بر سر راه سازمان قرار بگیرند و کسب و کار را در دست بگیرند.
مدیران موفق، نگرش مثبت خود را از آغاز تا پایان حفظ می کنند
پایان بحران فقط زمانی نیست که شما خود را از باتلاقی که در آن بوده اید، بیرون بکشید. پایان بحران وقتی است که تیم شروع به بهبود می کند که ممکن است کمی طول بکشد. حفظ نگرش مثبت و تشویق تیم، به آنها روحیه خواهد داد که به سرعت، همه چیز را به درستی در مسیر برگشت قرار خواهد داد و همچنین اعتماد و احترام از سوی کارکنان را برای شما به همراه خواهد داشت.
dice-success-learn-lead
راه اندازی و مدیریت کسب و کار شخصی می تواند مشکل باشد و ممکن است دیر یا زود ما را دچار چالش کند. در اینجا صفاتی را که در زمان به چالش کشیده شدن لازم دارید تا یک رهبر موفق باقی بمانید با هم مرور می کنیم.
بسیاری از افراد بر این باورند که ظرفیت واقعی افراد برای رهبری در زمان بحران مشخص می شود. عملکرد فرد، تحت استرس می تواند نشان دهد که افراد چقدر زیرک و باهوش و یا برعکس، چقدر ضعیف و سست هستند. به عنوان یک صاحب کسب و کار یا یک کارآفرین، مهم است که همیشه و به خصوص در شرایط دشوار، هوشمندانه و عاقلانه عمل کنید و خونسرد باشید. اینجا ۵ کاری را که هر رهبر موفق کسب و کار باید در زمان بحران انجام دهد و صفاتی را که صاحبان کسب و کار باید در خود پرورش دهند را مطالعه می کنیم.
مدیران موفق، احساسات و کارشان را از هم جدا می کنند
مدیران موفق اجازه نمی دهند که احساسات شان در کارشان اختلال ایجاد کند. مهمترین چیز در زمان بحران این است که با حفظ خونسردی و آرامش خود، برای کارکنان تان یک اُلگو باشید. این کار به شما اجازه خواهد داد که بتوانید موانع و سنگ هایی را که بر سر راه تان قرار گرفته است را شناسایی کنید و از سر راه بردارید.
مدیران موفق شجاع هستند
بسیاری از افراد با استرس بسیار زیادِ شرایط بحران مواجه می شوند. درست است که در زمان بحران، تمام زندگی و کسب و کارتان در خطر است و ممکن است به راحتی وحشت زده شوید، اما اگر شجاع و قوی باشید، کارکنان تان نیز مثل شما رفتار خواهند کرد و یک تیم قوی همراه با هم، قادر به تغییر هر چیزی خواهند بود.
مدیران موفق، خود را مسئول پیروزی و به ویژه شکست های خود می دانند
رهبران شایسته کسب و کار، اشتباهات خود را می پذیرند. همه ما انسان هستیم و اشتباه می کنیم. اما کسی که حاضر به اعتراف به اشتباهش نباشد، کسی نیست که افراد بخواهند او را رهبر سازمان خود بدانند و از او پیروی کنند. پذیرفتن مسئولیت هرگونه اقدامی که ممکن بود به بحران منجر شود، راهی خوب برای تحریک کارکنان برای این است که از صمیم قلب به شما در آن کار کمک کنند، به جای اینکه فقط به خاطر اینکه مجبور هستند این کار را انجام دهند.
مدیران موفق، شکست را شخصی تلقی نمی کنند
با جدا کردن احساسات شخصی خود از کارهای در دست انجام، قادر خواهید بود تا بهتر به روی آنچه در حال اتفاق افتادن است تمرکز کنید و به شیوه ای با آن برخورد کنید که بیشترین موفقیت را برای شما، کارکنان تان و کسب و کارتان به همراه دارد. همچنین بُحران میتواند قدرت را در سازمان ها، پویا سازد که البته یک رهبر موفق اجازه نمی دهد که فرصت طلبان بر سر راه سازمان قرار بگیرند و کسب و کار را در دست بگیرند.
مدیران موفق، نگرش مثبت خود را از آغاز تا پایان حفظ می کنند
پایان بحران فقط زمانی نیست که شما خود را از باتلاقی که در آن بوده اید، بیرون بکشید. پایان بحران وقتی است که تیم شروع به بهبود می کند که ممکن است کمی طول بکشد. حفظ نگرش مثبت و تشویق تیم، به آنها روحیه خواهد داد که به سرعت، همه چیز را به درستی در مسیر برگشت قرار خواهد داد و همچنین اعتماد و احترام از سوی کارکنان را برای شما به همراه خواهد داشت.
اسم شركت هاي مهم كامپيوتري چگونه انتخاب شده است؟
@newmanagement
Adobe :
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور ميكند.
Apple :
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.
Cisco :
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو (San Francisco) است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است.
Google :
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا ميكنند كه اين موتور جستجو ميتواند
اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.
Hotmail :
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقهمند بود تا نام انتخاب
شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به mail ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود. بنابراين نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتيب
پشت سرهم قرار گرفتهاند. گاهي اوقات اسم اين سايت را به صورت HotMail نيز مينويسند.
HP :
شركت معظم HP توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به استفاده از روش قديمي شير ـ
خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.
Intel :
از آنجايي كه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد نام آن را INTegrated Electronics يا به طور مختصر INTEL نهادند.
Lotus :
ميچ كاپور مؤسس شركت كه هندي الاصل بود از حالت لوتوس كه يك اصطلاح مديتيشن متعالي (T.M.) مي باشد براي نامگذاري شركتش استفاده كرد.
Mirosoft :
نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته ميشد ولي به مرور زمان به صورت فعلي در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware
است. دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن
است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.
Motorola :
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت Victrola بود مؤسس اين
شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.
Oracle :
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژهاي براي CIA كار ميكردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات
بتواند تا جواب تمام سؤالهاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده
و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.
Red Hat :
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل
آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري « درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده »
بود.
Sony :
Sony از كلمه لاتين Sonus به معناي صدا مشتق شده است.
SUN :
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. Sun مخفف عبارت Standford University Network ميباشد.
Xerox :
كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام ميگرفت فوق العاده حائز اهميت بود.
Yahoo:
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت Yahoo جري يانگ و ديويد فيلو نام
سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم Yahoo هستند.
@newmanagement
Adobe :
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور ميكند.
Apple :
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.
Cisco :
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو (San Francisco) است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است.
Google :
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا ميكنند كه اين موتور جستجو ميتواند
اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.
Hotmail :
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقهمند بود تا نام انتخاب
شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به mail ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود. بنابراين نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتيب
پشت سرهم قرار گرفتهاند. گاهي اوقات اسم اين سايت را به صورت HotMail نيز مينويسند.
HP :
شركت معظم HP توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به استفاده از روش قديمي شير ـ
خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.
Intel :
از آنجايي كه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد نام آن را INTegrated Electronics يا به طور مختصر INTEL نهادند.
Lotus :
ميچ كاپور مؤسس شركت كه هندي الاصل بود از حالت لوتوس كه يك اصطلاح مديتيشن متعالي (T.M.) مي باشد براي نامگذاري شركتش استفاده كرد.
Mirosoft :
نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته ميشد ولي به مرور زمان به صورت فعلي در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware
است. دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن
است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.
Motorola :
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت Victrola بود مؤسس اين
شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.
Oracle :
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژهاي براي CIA كار ميكردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات
بتواند تا جواب تمام سؤالهاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده
و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.
Red Hat :
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل
آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري « درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده »
بود.
Sony :
Sony از كلمه لاتين Sonus به معناي صدا مشتق شده است.
SUN :
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. Sun مخفف عبارت Standford University Network ميباشد.
Xerox :
كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام ميگرفت فوق العاده حائز اهميت بود.
Yahoo:
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت Yahoo جري يانگ و ديويد فيلو نام
سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم Yahoo هستند.
10 کاری که مدیران چابک باید متفاوت انجام دهند، عبارتند از:
۱- کار کمتر:
کارٍ در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
۲- اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
۳- یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
۴- یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
۵- تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
۶- توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
۷- پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
۸- افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
۹- همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
https://telegram.me/newmanagement
۱۰- رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آن استفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
۱- کار کمتر:
کارٍ در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.
۲- اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.
۳- یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.
۴- یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.
۵- تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.
۶- توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.
۷- پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.
۸- افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.
۹- همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.
https://telegram.me/newmanagement
۱۰- رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آن استفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.
سه درس مهم زندگی
١_ اگر میخواهی دروغی نشنوی، اصراری برای شنیدن حقیقت نداشته باش...
٢_ به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده اى...
٣_ هرگز با یک آدم نادان مجادله نکنید، تماشاگران ممکن است نتوانند تفاوت بین شما را تشخیص دهند...
☕️ @newmanagement
١_ اگر میخواهی دروغی نشنوی، اصراری برای شنیدن حقیقت نداشته باش...
٢_ به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده اى...
٣_ هرگز با یک آدم نادان مجادله نکنید، تماشاگران ممکن است نتوانند تفاوت بین شما را تشخیص دهند...
☕️ @newmanagement