مدیریت اتوبوسی و مدیریت قبیله ای
@newmanagement
در بعضی از سیارهها موجوداتی زندگی میکنند که سیستم مدیریت آنها، «مدیریت اتوبوسی» است، یعنی وقتی مدیری منصوب میشود، کلیه معاونین و مدیران زیرمجموعه خود را با یک اتوبوس به همراه خود به سازمان جدید می آورد.هر وقت هم که آقای مدیر بخواهد به سازمان دیگری جابجا شود، همه مدیران زیرمجموعه را مجددا سوار اتوبوس می کند و به همراه خود می برد.
در بعضی از سیاره ها نیز سیستم مدیریت آنها « مدیریت قبیله ای » است , و هیچ کس خارج از قبیله حق تکیه زدن بر مسند قدرت را ندارد , حتی اگرمدیر با عرضه و لایقی باشد .
@newmanagement
البته یاد آور میشوم سیاره ما از این قاعده مستثنی است و به هیچ عنوان موارد مشابهی در آن یافت نمیشود !
@newmanagement
در بعضی از سیارهها موجوداتی زندگی میکنند که سیستم مدیریت آنها، «مدیریت اتوبوسی» است، یعنی وقتی مدیری منصوب میشود، کلیه معاونین و مدیران زیرمجموعه خود را با یک اتوبوس به همراه خود به سازمان جدید می آورد.هر وقت هم که آقای مدیر بخواهد به سازمان دیگری جابجا شود، همه مدیران زیرمجموعه را مجددا سوار اتوبوس می کند و به همراه خود می برد.
در بعضی از سیاره ها نیز سیستم مدیریت آنها « مدیریت قبیله ای » است , و هیچ کس خارج از قبیله حق تکیه زدن بر مسند قدرت را ندارد , حتی اگرمدیر با عرضه و لایقی باشد .
@newmanagement
البته یاد آور میشوم سیاره ما از این قاعده مستثنی است و به هیچ عنوان موارد مشابهی در آن یافت نمیشود !
نجار پيري بود كه ميخواست بازنشسته شود. او به كار فرمايش گفت كه ميخواهد ساختن خانه را رها كند و از زندگي بي دغدغه در كنار همسر و خانوادهاش لذت ببرد.
كارفرما از اين كه ديد كارگرش ميخواهد كار را ترك كند ناراحت شد. او از نجار پير خواست كه به عنوان آخرين كار، تنها يك خانه ديگر بسازد. نجار پير قبول كرد، اما كاملاً مشخص بود كه دلش به اين كار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده كرد و با بيحوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد.
وقتي كار ساختن خانه به پايان رسيد، كارفرما براي وارسي خانه آمد. او كليد خانه را به نجار داد و گفت : «اين خانه متعلق به توست. اين هديهاي است از طرف من براي تو ».
نجار شوكه شده بود. مايه تأسف بود! اگر ميدانست كه دارد خانهاي براي خودش ميسازد، مسلماً به گونهاي ديگر كارش را انجام ميداد. شرح حكايت:
دلزدگي از يك شغل و اصرار بر انجام آن توسط مديران باعث عدم اجراي صحيح آن شغل ميگردد.
كارفرما از اين كه ديد كارگرش ميخواهد كار را ترك كند ناراحت شد. او از نجار پير خواست كه به عنوان آخرين كار، تنها يك خانه ديگر بسازد. نجار پير قبول كرد، اما كاملاً مشخص بود كه دلش به اين كار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده كرد و با بيحوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد.
وقتي كار ساختن خانه به پايان رسيد، كارفرما براي وارسي خانه آمد. او كليد خانه را به نجار داد و گفت : «اين خانه متعلق به توست. اين هديهاي است از طرف من براي تو ».
نجار شوكه شده بود. مايه تأسف بود! اگر ميدانست كه دارد خانهاي براي خودش ميسازد، مسلماً به گونهاي ديگر كارش را انجام ميداد. شرح حكايت:
دلزدگي از يك شغل و اصرار بر انجام آن توسط مديران باعث عدم اجراي صحيح آن شغل ميگردد.
تغيير شكل جمله روزي مرد كوري روي پلههاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده ميشد: "من كور هستم لطفا كمك كنيد."
روزنامهنگار خلاقي از كنار او ميگذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده ميشد: "امروز بهار است، ولي من نميتوانم آن را ببينم." شرح حكايت:
وقتي كارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.
روزنامهنگار خلاقي از كنار او ميگذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده ميشد: "امروز بهار است، ولي من نميتوانم آن را ببينم." شرح حكايت:
وقتي كارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.
🌐 چگونه از کار کردن لذت ببریم (2)
راهبرد شخصی براساس روانشناسی خلاقیت و شادی
چه شرایطی رخ می دهد که وضعیت جریان رخ می دهد؟
1) در درون خود برای انجام کاری تهییج شوید. به عبارتی انگیزه عمل از درون شما می جوشد و نه بر اساس معیارهای بیرونی، شما آن کار را انجام می دهید فقط به خاطر نفس خود آن کار و نه هیچ چیز دیگری.
2) این نوع تجربه ها روشن و واضح، با اهداف کوتاه مدت هستند، یعنی جرقه ای از درون شما شعله ور می شود. شما با تمام توان و خلاقیت خود آن را انجام می دهید چون روشن و واضح است، پیچیده نیست چون درون شما پیچیده اش نمی کند، استرس اتمام آن را ندارد برای انکه به کار دیگری بپردازد. پس صبورانه و در کمال آرامش و نهایت لذت و سرخوشی آن را به اتمام می رساند بدون آنکه فکر مرحله بعد باشد، مرحله بعد مجددا از درون و دل کار بیرون خواهد زد.
3) شما بازخورد فوری از آنچه انجام داده اید را درک می کنید مثلا نقاشیهایتان، عکسها و کامنتهای بلاگتان و .... را می بینید.
تجربه جریان در بین جراحان، نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان، ورزشکاران، بازیگران و دیگر اقشار جامعه مورد مطالعه قرار گرفته است و صرف نظر ازنوع فعالیت افراد، تجربه جریان و اوج عملکرد ایشان بسیار مشابه بوده است. حالت جریان نیازمند تعادل است، تعادلی میان جسم و روح و ذهن، همانطور که میهالی در کتابش با عنوان «جریان : روانشناسی تجربه مطلوب» می گوید: «سرخوشی، در مرز میان ملالت و اضطراب، در آن هنگام که چالش ها با قابلیت های فرد برای عمل در حالت تعادل قرار می گیرد، به طور کامل ظاهر می شود.» دستیابی به این حالت همیشه ساده نیست، ولی بودن در وضعیت جریان، تجربه ای بسیار زیبا است .
اگر در جستجوی بهبود عملکرد فردی هستید فکر کردن به وضعیت جریان شاید سرنخ هایی به شما بدهد.
@newmanagement
راهبرد شخصی براساس روانشناسی خلاقیت و شادی
چه شرایطی رخ می دهد که وضعیت جریان رخ می دهد؟
1) در درون خود برای انجام کاری تهییج شوید. به عبارتی انگیزه عمل از درون شما می جوشد و نه بر اساس معیارهای بیرونی، شما آن کار را انجام می دهید فقط به خاطر نفس خود آن کار و نه هیچ چیز دیگری.
2) این نوع تجربه ها روشن و واضح، با اهداف کوتاه مدت هستند، یعنی جرقه ای از درون شما شعله ور می شود. شما با تمام توان و خلاقیت خود آن را انجام می دهید چون روشن و واضح است، پیچیده نیست چون درون شما پیچیده اش نمی کند، استرس اتمام آن را ندارد برای انکه به کار دیگری بپردازد. پس صبورانه و در کمال آرامش و نهایت لذت و سرخوشی آن را به اتمام می رساند بدون آنکه فکر مرحله بعد باشد، مرحله بعد مجددا از درون و دل کار بیرون خواهد زد.
3) شما بازخورد فوری از آنچه انجام داده اید را درک می کنید مثلا نقاشیهایتان، عکسها و کامنتهای بلاگتان و .... را می بینید.
تجربه جریان در بین جراحان، نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان، ورزشکاران، بازیگران و دیگر اقشار جامعه مورد مطالعه قرار گرفته است و صرف نظر ازنوع فعالیت افراد، تجربه جریان و اوج عملکرد ایشان بسیار مشابه بوده است. حالت جریان نیازمند تعادل است، تعادلی میان جسم و روح و ذهن، همانطور که میهالی در کتابش با عنوان «جریان : روانشناسی تجربه مطلوب» می گوید: «سرخوشی، در مرز میان ملالت و اضطراب، در آن هنگام که چالش ها با قابلیت های فرد برای عمل در حالت تعادل قرار می گیرد، به طور کامل ظاهر می شود.» دستیابی به این حالت همیشه ساده نیست، ولی بودن در وضعیت جریان، تجربه ای بسیار زیبا است .
اگر در جستجوی بهبود عملکرد فردی هستید فکر کردن به وضعیت جریان شاید سرنخ هایی به شما بدهد.
@newmanagement
7 طنز کلاغ و خرس در هواپیما
@newmanagement
يه كلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن .
كلاغه سفارش چايي ميده .
چايي رو كه ميارن يه كميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار.
مهموندار ميگه: «چرا اين كارو كردي؟»
بعد از چند دقيقه كلاغه چرتش ميگيره. خ
رسه كه اينو ميبينه به سرش ميزنه كه اونم يه خورده تفريح كنه.
مهموندارو صدا ميكنه ميگه يه قهوه براش بيارن.
قهوه رو كه ميارن يه كميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار.
مهموندار ميگه: «چرا اين كارو كردي؟»
خرسه ميگه: «دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي»
اينو كه ميگه يهو همه مهموندارا ميريزن سرش و كشون كشون تا دم در هواپيما ميبرن كه بندازنش بيرون. خرسه كه اينو ميبينه شروع به داد و فرياد ميكنه.
كلاغه كه بيدار شده بوده بهش ميگه: «آخه خرس گنده تو كه بال نداري مگه مجبوري پررو بازي دربياري!»
نتیجه مدیریتی : قبل از تقليد از ديگران، منابع، دانش، توانايي و نقاط قوت و ضعف سازمان خود را به دقت ارزيابي كنيد. تقلید کار دستتون میده!
@newmanagement
@newmanagement
يه كلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن .
كلاغه سفارش چايي ميده .
چايي رو كه ميارن يه كميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار.
مهموندار ميگه: «چرا اين كارو كردي؟»
بعد از چند دقيقه كلاغه چرتش ميگيره. خ
رسه كه اينو ميبينه به سرش ميزنه كه اونم يه خورده تفريح كنه.
مهموندارو صدا ميكنه ميگه يه قهوه براش بيارن.
قهوه رو كه ميارن يه كميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار.
مهموندار ميگه: «چرا اين كارو كردي؟»
خرسه ميگه: «دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي»
اينو كه ميگه يهو همه مهموندارا ميريزن سرش و كشون كشون تا دم در هواپيما ميبرن كه بندازنش بيرون. خرسه كه اينو ميبينه شروع به داد و فرياد ميكنه.
كلاغه كه بيدار شده بوده بهش ميگه: «آخه خرس گنده تو كه بال نداري مگه مجبوري پررو بازي دربياري!»
نتیجه مدیریتی : قبل از تقليد از ديگران، منابع، دانش، توانايي و نقاط قوت و ضعف سازمان خود را به دقت ارزيابي كنيد. تقلید کار دستتون میده!
@newmanagement
چرا بازاریابی در ایران شغل محبوبی نیست؟
https://telegram.me/newmanagement
اگر به روزنامه های کثیر الانتشار و یا سایر مراجع منتشر کننده آگهی های استخدامی مثل سایت های معتبر مراجعه کرده باشید خواهید دید که بخش عمده ای از آگهی های استخدامی مربوط به استخدام بازاریاب مجرب و کارکشته است. شغلی که در ایران طرفدار جندانی ندارد. یکی از کارفرمایان که صاحب یک شرکت تبلیغاتی است می گوید اولین سوال داوطلبان استخدام وقتی برای مصاحبه مراجعه می کنند و یا هنگام تماس تلفنی این است که شغل که بازاریابی نباشد!
این در حالیست که بازاریابی و مدیریت بازاریابی یکی از پر فروش ترین شغل های جهان است که سالهاست در لیست پردرآمد ترین شغل های جهان قرار می گیرد اما چرا جویندگان کار در ایران دوست ندارند بازاریاب شوند؟ 5 مورد از مهم ترین دلایل به شرح زیر هستند :
https://telegram.me/newmanagement
1. آموزش نادرست
رشته بازاریابی در کشور پایگاه آموزشی و علمی درستی ندارد بنابر این کسانی که در این رشته مهارت دارند اغلب در رشته های دیگر تحصیل کرده اند. پس اولویت استخدامی شان رشته تحصیلی شان است. به این ترتیب چندان در پی استخدام شدن در بخش فروش نیستند.
2.مزایای ناکافی
حقیقت این است که تا فروشنده خوب نباشد بهترین محصولات و خدمات هم روی دست کارفرماها و کارآفرینان می ماند بنابر این مدیران معمولا توجه ویژه ای به بخش فروش و کارکنان آن دارند این در حالیست که در ایران این امر کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اغلب حقوق وپورسانت های بسیار اندک پرداخت می شود که به هیچ وجه پاسخگوی زحمات این قشر نیست.
3.باور عمومی غلط
بازاریاب هنرمندی است که تلاش می کند با ارائه مناسب یک محصول پروسه فروش را تسریع کند این در حالیست که در کشور بازاریابان به افراد دغلی تعبیر می شوند که با چرب زبانی می خواهند مردم را وادار به خرید کنند.
تنها به سبب تصورات نادرست از این شغل، خیلی ها حاضرند بیکار بمانند اما بازاریابی نکنند!
4.بازاریابی شغل مردانه است
برخی تصورات براین است که این شغل یک حرفه کاملا مردانه است در حالی که در بسیاری از شرکت های موفق اکثر کارکنان و مدیران این بخش خانم ها هستند.
واقعا همیشه لازم نیست در پروسه فروش یک محصول از ظرافت های زنانه بهره برد. اگر اصول کار را بدانی مشتری همیشه خریدار یک محصول خوب است. امری که بسیاری آن را جدی نمی گیرند و به همین دلیل شکست می خورند.
5. بازاریابی شغل دائمی نیست
متاسفانه تصور عمومی جامعه ما بر این است که بازاریابی شغلی موقت است و برای دراز مدت نمی توان بر روی آن حساب کرد در حالی که تا زمانی که تولید هست فروش هم هست. اگر تعدیل نیرویی در یک سازمان صورت بگیرد بازاریابان خوب و موفق در ته لیست خواهند بود.
@newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
اگر به روزنامه های کثیر الانتشار و یا سایر مراجع منتشر کننده آگهی های استخدامی مثل سایت های معتبر مراجعه کرده باشید خواهید دید که بخش عمده ای از آگهی های استخدامی مربوط به استخدام بازاریاب مجرب و کارکشته است. شغلی که در ایران طرفدار جندانی ندارد. یکی از کارفرمایان که صاحب یک شرکت تبلیغاتی است می گوید اولین سوال داوطلبان استخدام وقتی برای مصاحبه مراجعه می کنند و یا هنگام تماس تلفنی این است که شغل که بازاریابی نباشد!
این در حالیست که بازاریابی و مدیریت بازاریابی یکی از پر فروش ترین شغل های جهان است که سالهاست در لیست پردرآمد ترین شغل های جهان قرار می گیرد اما چرا جویندگان کار در ایران دوست ندارند بازاریاب شوند؟ 5 مورد از مهم ترین دلایل به شرح زیر هستند :
https://telegram.me/newmanagement
1. آموزش نادرست
رشته بازاریابی در کشور پایگاه آموزشی و علمی درستی ندارد بنابر این کسانی که در این رشته مهارت دارند اغلب در رشته های دیگر تحصیل کرده اند. پس اولویت استخدامی شان رشته تحصیلی شان است. به این ترتیب چندان در پی استخدام شدن در بخش فروش نیستند.
2.مزایای ناکافی
حقیقت این است که تا فروشنده خوب نباشد بهترین محصولات و خدمات هم روی دست کارفرماها و کارآفرینان می ماند بنابر این مدیران معمولا توجه ویژه ای به بخش فروش و کارکنان آن دارند این در حالیست که در ایران این امر کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اغلب حقوق وپورسانت های بسیار اندک پرداخت می شود که به هیچ وجه پاسخگوی زحمات این قشر نیست.
3.باور عمومی غلط
بازاریاب هنرمندی است که تلاش می کند با ارائه مناسب یک محصول پروسه فروش را تسریع کند این در حالیست که در کشور بازاریابان به افراد دغلی تعبیر می شوند که با چرب زبانی می خواهند مردم را وادار به خرید کنند.
تنها به سبب تصورات نادرست از این شغل، خیلی ها حاضرند بیکار بمانند اما بازاریابی نکنند!
4.بازاریابی شغل مردانه است
برخی تصورات براین است که این شغل یک حرفه کاملا مردانه است در حالی که در بسیاری از شرکت های موفق اکثر کارکنان و مدیران این بخش خانم ها هستند.
واقعا همیشه لازم نیست در پروسه فروش یک محصول از ظرافت های زنانه بهره برد. اگر اصول کار را بدانی مشتری همیشه خریدار یک محصول خوب است. امری که بسیاری آن را جدی نمی گیرند و به همین دلیل شکست می خورند.
5. بازاریابی شغل دائمی نیست
متاسفانه تصور عمومی جامعه ما بر این است که بازاریابی شغلی موقت است و برای دراز مدت نمی توان بر روی آن حساب کرد در حالی که تا زمانی که تولید هست فروش هم هست. اگر تعدیل نیرویی در یک سازمان صورت بگیرد بازاریابان خوب و موفق در ته لیست خواهند بود.
@newmanagement
اين چهار خدمت را براي مشتري جدي بگيريم :
🌹خدمات قبل از فروش
🌹خدمات حین فروش،
🌹خدمات پس از فروش
🌹والبته خدمات بدون فروش
✅خدمات قبل از فروش : خدماتی هستند که به مشتریان می دهیم تا با محصول ما آشنا شوند مثلا اگر عرضه کننده ابزار برقی هستیم اجازه می دهیم با ابزار مربوطه در فضایی که آماده کرده ایم کار کنند و اگر پذیرفتند یک نمونه نو می خرند.
✅خدمات حین فروش : به پذیرایی از مشتری،فراهم سازی امکان رفاه بیشتر و..مربوط میشود...
✅خدمات پس از فروش : به تعهدات و گارانتی مربوط میشود.ضمانتی که به مشتری سپرده آیم .
✅ خدمات بدون فروش : خدماتی است که به مشتریان بالقوه میدهیم تا در آینده مشتری ما بشوند ابن موضوع هم نوعي سرمايه گذاري مهم است .
🌹خدمات قبل از فروش
🌹خدمات حین فروش،
🌹خدمات پس از فروش
🌹والبته خدمات بدون فروش
✅خدمات قبل از فروش : خدماتی هستند که به مشتریان می دهیم تا با محصول ما آشنا شوند مثلا اگر عرضه کننده ابزار برقی هستیم اجازه می دهیم با ابزار مربوطه در فضایی که آماده کرده ایم کار کنند و اگر پذیرفتند یک نمونه نو می خرند.
✅خدمات حین فروش : به پذیرایی از مشتری،فراهم سازی امکان رفاه بیشتر و..مربوط میشود...
✅خدمات پس از فروش : به تعهدات و گارانتی مربوط میشود.ضمانتی که به مشتری سپرده آیم .
✅ خدمات بدون فروش : خدماتی است که به مشتریان بالقوه میدهیم تا در آینده مشتری ما بشوند ابن موضوع هم نوعي سرمايه گذاري مهم است .
قدرت باور
تا سال 1954باور تمام دنیا بر این بود که یک انسان نمی تواند یک مایل را زیر ۴دقیقه بدود
انها باور داشتند که انسان محدودیتهای فیزیکی دارد که هیچگاه نخواهد توانست یک مایل را زیر ۴ دقیقه بدود!
تا اینکه سر و کله راجر بنستر پیدا شد و در یک مسابقه یک مایل را در کمتر از ۴دقیقه دوید
از ان به بعد در یکسال حدود بیست هزار نفر این رکورد را زدند و کم کم این کار به سطح دبیرستانها کشیده شد!!
چه چیزی فرق کرد؟در عرض یکسال؟
هیچ چیز فقط یک کلمه "باور"
باورتون رو تغییر بدین تا زندگیتون تغییر کنه.
@newmanagement
تا سال 1954باور تمام دنیا بر این بود که یک انسان نمی تواند یک مایل را زیر ۴دقیقه بدود
انها باور داشتند که انسان محدودیتهای فیزیکی دارد که هیچگاه نخواهد توانست یک مایل را زیر ۴ دقیقه بدود!
تا اینکه سر و کله راجر بنستر پیدا شد و در یک مسابقه یک مایل را در کمتر از ۴دقیقه دوید
از ان به بعد در یکسال حدود بیست هزار نفر این رکورد را زدند و کم کم این کار به سطح دبیرستانها کشیده شد!!
چه چیزی فرق کرد؟در عرض یکسال؟
هیچ چیز فقط یک کلمه "باور"
باورتون رو تغییر بدین تا زندگیتون تغییر کنه.
@newmanagement
پیشبینیهای اقتصادی سال
@newmanagement
پایگاه اینترنتی انگلیسی "گلوبال پرسپکتیو" پیش بینیهای خود از موضوعات مهمی که بر اقتصاد جهانی در سال 2016 تاثیر خواهند گذاشت را منتشر کرد. خلاصه پیش بینی ها در زیر آمده است:
1) آمریکا: اقتصاد جهان را به حرکت درمیآورد
2) اروپا: احیای تدریجی
3) فروپاشی گروه بریکس ( گروهی با مشارکت کشورهای روسیه، برزیل...)
4) هرج و مرج در محور بیثباتی
5) هند: بالاترین نرخ رشد
6) خاورمیانه: درگیری و خشونت مذهبی بالاتر
6) ایران: امن ترین کشور خاورمیانه با نرخ رشد مثبت
در مجموع 2016 سال مثبتی برای اقتصاد جهانی خواهد بود. روند احیای آهسته ای که از سال 2008 آغاز شده است، ادامه خواهد یافت و با وجود مشکلاتی که در بازارهای نوظهور و نوسان در بازارهای کالا و ارز وجود دارد، روند توسعه جهان توسعه یافته تسریع میشود.
@newmanagement
پایگاه اینترنتی انگلیسی "گلوبال پرسپکتیو" پیش بینیهای خود از موضوعات مهمی که بر اقتصاد جهانی در سال 2016 تاثیر خواهند گذاشت را منتشر کرد. خلاصه پیش بینی ها در زیر آمده است:
1) آمریکا: اقتصاد جهان را به حرکت درمیآورد
2) اروپا: احیای تدریجی
3) فروپاشی گروه بریکس ( گروهی با مشارکت کشورهای روسیه، برزیل...)
4) هرج و مرج در محور بیثباتی
5) هند: بالاترین نرخ رشد
6) خاورمیانه: درگیری و خشونت مذهبی بالاتر
6) ایران: امن ترین کشور خاورمیانه با نرخ رشد مثبت
در مجموع 2016 سال مثبتی برای اقتصاد جهانی خواهد بود. روند احیای آهسته ای که از سال 2008 آغاز شده است، ادامه خواهد یافت و با وجود مشکلاتی که در بازارهای نوظهور و نوسان در بازارهای کالا و ارز وجود دارد، روند توسعه جهان توسعه یافته تسریع میشود.
۶ اصل مهم درباره مدیریت زمان اشاره می کنیم:
@newmanagement
1 - رعایت اصل پارتو (قانون ۲۰-۸۰)
این اصل را فردی به نام «ویلفردو پارتو» ابداع و بعدها شخص دیگری به نام «ژوزف جوران» تکمیل کرد.
این اصل می گوید: ۲۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم؛ ۸۰ درصد برای ما مفید است؛ اما در مقابل ۸۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم تنها ۲۰درصد برایمان مفید است. این قانون در جنبه های مختلف زندگی کاربرد دارد. به عنوان مثال، در اغلب موارد ۲۰ درصد از برنامه هایی را که از تلویزیون می بینیم ۸۰ درصد برای ما مفید است ولی ۸۰ درصد از این برنامه ها فقط و فقط ۲۰ درصد سودمند است.این قانون در مواردی چون مکالمه های تلفنی، حرف زدن و... نیز صادق است؛ بنابراین اولین گام مدیریت زمان این است که تمام انرژی و وقتمان را صرف آن ۲۰ درصد کنیم.
2 - رعایت نظم؛ اولویت بندی و زمان بندی کارها
گاهی کارهایی که انجام می دهیم کارهای مفیدی است؛ اما به دلیل نداشتن نظم و اولویت بندی، بازده زیادی برای ما ندارد.داشتن یک برنامه روزانه به ما کمک می کند که از وقتمان بهتر استفاده کنیم. همین الان قلم و کاغذ بردارید و برای فردا برنامه ای تهیه کنید.
3 - کار را در بهترین زمان انجام دهید
بانک، نانوایی، بازارها، ادارات، سینما، شهرهای گردشگری و زیارتی و بسیاری از مکان های دیگر، در برخی زمان ها خلوت و گاهی بسیار شلوغ است. در صورت امکان زمانی به این مراکز مراجعه کنید که خلوت تر باشد. این کار علاوه بر صرفه جویی بسیار زیاد در وقت، آرامش اعصاب و روان را به همراه دارد.
مدیریت زمان, اولین گام مدیریت زمان
4 - همزمان چند کار را انجام دهید
از بازار که می گذریم گاه کاسب هایی را می بینیم که منتظر مشتری هستند و پشت میزشان بیکار نشسته اند. این مصداق کامل تلف شدن وقت است. خانمی را می شناسم که همزمان با کار منزل، سخنرانی های مورد علاقه اش را نیز گوش می دهد. افراد موفق سعی می کنند در صورت امکان چند کار را با هم انجام دهند. البته توجه کنید که انجام برخی از کارها به تمرکز نیاز دارد که باید به تنهایی انجام شود؛ مانند مطالعه کردن.
5 - تمام کارهایتان هدفمند باشد
انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، مطالعه، تفریح کردن، دید و بازدید از فامیل، روزنامه خواندن و... باید هدفمند و براساس برنامه ریزی تان باشد.
6 - استفاده مطلوب از وقت های زائد
با برنامه ریزی مناسب می توانیم از تمام فرصت ها و زمان هایی که در اختیار داریم، استفاده کنیم حتی زمان انتظار در بانک، نانوایی، ایستگاه اتوبوس، داخل مترو، مطب دکتر و...ساده ترین پیشنهاد این است که همیشه یک کتاب به همراه داشته باشید و در این اوقات مطالعه کنید.یادمان باشد که زمان هیچ گاه برنمی گردد. پس آن را به سادگی از دست ندهیم.
@newmanagement
1 - رعایت اصل پارتو (قانون ۲۰-۸۰)
این اصل را فردی به نام «ویلفردو پارتو» ابداع و بعدها شخص دیگری به نام «ژوزف جوران» تکمیل کرد.
این اصل می گوید: ۲۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم؛ ۸۰ درصد برای ما مفید است؛ اما در مقابل ۸۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم تنها ۲۰درصد برایمان مفید است. این قانون در جنبه های مختلف زندگی کاربرد دارد. به عنوان مثال، در اغلب موارد ۲۰ درصد از برنامه هایی را که از تلویزیون می بینیم ۸۰ درصد برای ما مفید است ولی ۸۰ درصد از این برنامه ها فقط و فقط ۲۰ درصد سودمند است.این قانون در مواردی چون مکالمه های تلفنی، حرف زدن و... نیز صادق است؛ بنابراین اولین گام مدیریت زمان این است که تمام انرژی و وقتمان را صرف آن ۲۰ درصد کنیم.
2 - رعایت نظم؛ اولویت بندی و زمان بندی کارها
گاهی کارهایی که انجام می دهیم کارهای مفیدی است؛ اما به دلیل نداشتن نظم و اولویت بندی، بازده زیادی برای ما ندارد.داشتن یک برنامه روزانه به ما کمک می کند که از وقتمان بهتر استفاده کنیم. همین الان قلم و کاغذ بردارید و برای فردا برنامه ای تهیه کنید.
3 - کار را در بهترین زمان انجام دهید
بانک، نانوایی، بازارها، ادارات، سینما، شهرهای گردشگری و زیارتی و بسیاری از مکان های دیگر، در برخی زمان ها خلوت و گاهی بسیار شلوغ است. در صورت امکان زمانی به این مراکز مراجعه کنید که خلوت تر باشد. این کار علاوه بر صرفه جویی بسیار زیاد در وقت، آرامش اعصاب و روان را به همراه دارد.
مدیریت زمان, اولین گام مدیریت زمان
4 - همزمان چند کار را انجام دهید
از بازار که می گذریم گاه کاسب هایی را می بینیم که منتظر مشتری هستند و پشت میزشان بیکار نشسته اند. این مصداق کامل تلف شدن وقت است. خانمی را می شناسم که همزمان با کار منزل، سخنرانی های مورد علاقه اش را نیز گوش می دهد. افراد موفق سعی می کنند در صورت امکان چند کار را با هم انجام دهند. البته توجه کنید که انجام برخی از کارها به تمرکز نیاز دارد که باید به تنهایی انجام شود؛ مانند مطالعه کردن.
5 - تمام کارهایتان هدفمند باشد
انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، مطالعه، تفریح کردن، دید و بازدید از فامیل، روزنامه خواندن و... باید هدفمند و براساس برنامه ریزی تان باشد.
6 - استفاده مطلوب از وقت های زائد
با برنامه ریزی مناسب می توانیم از تمام فرصت ها و زمان هایی که در اختیار داریم، استفاده کنیم حتی زمان انتظار در بانک، نانوایی، ایستگاه اتوبوس، داخل مترو، مطب دکتر و...ساده ترین پیشنهاد این است که همیشه یک کتاب به همراه داشته باشید و در این اوقات مطالعه کنید.یادمان باشد که زمان هیچ گاه برنمی گردد. پس آن را به سادگی از دست ندهیم.