NewManagement📚(مدیریت نوین)
256 subscribers
4.31K photos
129 videos
21 files
484 links
فردی که 5 سال بعد به آن تبدیل می‌شوید،
بستگی زیادی به چیزهایی دارد که امروز یاد می‌گیرید..


https://t.me/newmanagement

کانال مدیریت نوین
Admin : @Rasa_N
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@newmanagement چرخه مستمر ارزیابی عملکرد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدیریت اتوبوسی و مدیریت قبیله ای
@newmanagement

در بعضی از سیاره‌ها موجوداتی زندگی می‌کنند که سیستم مدیریت آنها، «مدیریت اتوبوسی» است، یعنی وقتی مدیری منصوب می‌شود، کلیه معاونین و مدیران زیرمجموعه خود را با یک اتوبوس به همراه خود به سازمان جدید می آورد.هر وقت هم که آقای مدیر بخواهد به سازمان دیگری جابجا شود، همه مدیران زیرمجموعه را مجددا سوار اتوبوس می کند و به همراه خود می برد.

در بعضی از سیاره ها نیز سیستم مدیریت آنها « مدیریت قبیله ای » است , و هیچ کس خارج از قبیله حق تکیه زدن بر مسند قدرت را ندارد , حتی اگرمدیر با عرضه و لایقی باشد .
@newmanagement
البته یاد آور میشوم سیاره ما از این قاعده مستثنی است و به هیچ عنوان موارد مشابهی در آن یافت نمیشود !
نجار پيري بود كه مي‌خواست بازنشسته شود. او به كار فرمايش گفت كه مي‌خواهد ساختن خانه را رها كند و از زندگي بي دغدغه در كنار همسر و خانواده‌اش لذت ببرد.
كارفرما از اين كه ديد كارگرش مي‌خواهد كار را ترك كند ناراحت شد. او از نجار پير خواست كه به عنوان آخرين كار، تنها يك خانه ديگر بسازد. نجار پير قبول كرد، اما كاملاً مشخص بود كه دلش به اين كار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده كرد و با بي‌حوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد.
وقتي كار ساختن خانه به پايان رسيد، كارفرما براي وارسي خانه آمد. او كليد خانه را به نجار داد و گفت : «اين خانه متعلق به توست. اين هديه‌اي است از طرف من براي تو ».
نجار شوكه شده بود. مايه تأسف بود! اگر مي‌دانست كه دارد خانه‌اي براي خودش مي‌سازد، مسلماً به گونه‌اي ديگر كارش را انجام مي‌داد. شرح حكايت:
دلزدگي از يك شغل و اصرار بر انجام آن توسط مديران باعث عدم اجراي صحيح آن شغل مي‌گردد.
تغيير شكل جمله روزي مرد كوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده مي‌شد: "من كور هستم لطفا كمك كنيد."
روزنامه‌نگار خلاقي از كنار او مي‌گذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده مي‌شد: "امروز بهار است، ولي من نمي‌توانم آن را ببينم." شرح حكايت:
وقتي كارتان را نمي‌توانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.
🌐 چگونه از کار کردن لذت ببریم (2)
راهبرد شخصی براساس روانشناسی خلاقیت و شادی

چه شرایطی رخ می دهد که وضعیت جریان رخ می دهد؟
1) در درون خود برای انجام کاری تهییج شوید. به عبارتی انگیزه عمل از درون شما می جوشد و نه بر اساس معیارهای بیرونی، شما آن کار را انجام می دهید فقط به خاطر نفس خود آن کار و نه هیچ چیز دیگری.
2) این نوع تجربه ها روشن و واضح، با اهداف کوتاه مدت هستند، یعنی جرقه ای از درون شما شعله ور می شود. شما با تمام توان و خلاقیت خود آن را انجام می دهید چون روشن و واضح است، پیچیده نیست چون درون شما پیچیده اش نمی کند، استرس اتمام آن را ندارد برای انکه به کار دیگری بپردازد. پس صبورانه و در کمال آرامش و نهایت لذت و سرخوشی آن را به اتمام می رساند بدون آنکه فکر مرحله بعد باشد، مرحله بعد مجددا از درون و دل کار بیرون خواهد زد.
3) شما بازخورد فوری از آنچه انجام داده اید را درک می کنید مثلا نقاشیهایتان، عکسها و کامنتهای بلاگتان و .... را می بینید.

تجربه جریان در بین جراحان، نویسندگان، هنرمندان، دانشمندان، ورزشکاران، بازیگران و دیگر اقشار جامعه مورد مطالعه قرار گرفته است و صرف نظر ازنوع فعالیت افراد، تجربه جریان و اوج عملکرد ایشان بسیار مشابه بوده است. حالت جریان نیازمند تعادل است، تعادلی میان جسم و روح و ذهن، همانطور که میهالی در کتابش با عنوان «جریان : روانشناسی تجربه مطلوب» می گوید: «سرخوشی، در مرز میان ملالت و اضطراب، در آن هنگام که چالش ها با قابلیت های فرد برای عمل در حالت تعادل قرار می گیرد، به طور کامل ظاهر می شود.» دستیابی به این حالت همیشه ساده نیست، ولی بودن در وضعیت جریان، تجربه ای بسیار زیبا است .

اگر در جستجوی بهبود عملکرد فردی هستید فکر کردن به وضعیت جریان شاید سرنخ هایی به شما بدهد.

@newmanagement
7 طنز کلاغ و خرس در هواپیما
@newmanagement
يه كلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن .
كلاغه سفارش چايي ميده .
چايي رو كه ميارن يه كميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار.
مهموندار ميگه: «چرا اين كارو كردي؟»
بعد از چند دقيقه كلاغه چرتش ميگيره. خ
رسه كه اينو ميبينه به سرش ميزنه كه اونم يه خورده تفريح كنه.
مهموندارو صدا ميكنه ميگه يه قهوه براش بيارن.
قهوه رو كه ميارن يه كميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار.
مهموندار ميگه: «چرا اين كارو كردي؟»
خرسه ميگه: «دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي»
اينو كه ميگه يهو همه مهموندارا ميريزن سرش و كشون كشون تا دم در هواپيما ميبرن كه بندازنش بيرون. خرسه كه اينو ميبينه شروع به داد و فرياد ميكنه.
كلاغه كه بيدار شده بوده بهش ميگه: «آخه خرس گنده تو كه بال نداري مگه مجبوري پررو بازي دربياري!»

نتیجه مدیریتی : قبل از تقليد از ديگران، منابع، دانش، توانايي و نقاط قوت و ضعف سازمان خود را به دقت ارزيابي كنيد. تقلید کار دستتون میده!
@newmanagement
چرا بازاریابی در ایران شغل محبوبی نیست؟
https://telegram.me/newmanagement

اگر به روزنامه های کثیر الانتشار و یا سایر مراجع منتشر کننده آگهی های استخدامی مثل سایت های معتبر مراجعه کرده باشید خواهید دید که بخش عمده ای از آگهی های استخدامی مربوط به استخدام بازاریاب مجرب و کارکشته است. شغلی که در ایران طرفدار جندانی ندارد. یکی از کارفرمایان که صاحب یک شرکت تبلیغاتی است می گوید اولین سوال داوطلبان استخدام وقتی برای مصاحبه مراجعه می کنند و یا هنگام تماس تلفنی این است که شغل که بازاریابی نباشد!

این در حالیست که بازاریابی و مدیریت بازاریابی یکی از پر فروش ترین شغل های جهان است که سالهاست در لیست پردرآمد ترین شغل های جهان قرار می گیرد اما چرا جویندگان کار در ایران دوست ندارند بازاریاب شوند؟ 5 مورد از مهم ترین دلایل به شرح زیر هستند :
https://telegram.me/newmanagement
1. آموزش نادرست
رشته بازاریابی در کشور پایگاه آموزشی و علمی درستی ندارد بنابر این کسانی که در این رشته مهارت دارند اغلب در رشته های دیگر تحصیل کرده اند. پس اولویت استخدامی شان رشته تحصیلی شان است. به این ترتیب چندان در پی استخدام شدن در بخش فروش نیستند.


2.مزایای ناکافی
حقیقت این است که تا فروشنده خوب نباشد بهترین محصولات و خدمات هم روی دست کارفرماها و کارآفرینان می ماند بنابر این مدیران معمولا توجه ویژه ای به بخش فروش و کارکنان آن دارند این در حالیست که در ایران این امر کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اغلب حقوق وپورسانت های بسیار اندک پرداخت می شود که به هیچ وجه پاسخگوی زحمات این قشر نیست.


3.باور عمومی غلط
بازاریاب هنرمندی است که تلاش می کند با ارائه مناسب یک محصول پروسه فروش را تسریع کند این در حالیست که در کشور بازاریابان به افراد دغلی تعبیر می شوند که با چرب زبانی می خواهند مردم را وادار به خرید کنند.

تنها به سبب تصورات نادرست از این شغل، خیلی ها حاضرند بیکار بمانند اما بازاریابی نکنند!


4.بازاریابی شغل مردانه است
برخی تصورات براین است که این شغل یک حرفه کاملا مردانه است در حالی که در بسیاری از شرکت های موفق اکثر کارکنان و مدیران این بخش خانم ها هستند.

واقعا همیشه لازم نیست در پروسه فروش یک محصول از ظرافت های زنانه بهره برد. اگر اصول کار را بدانی مشتری همیشه خریدار یک محصول خوب است. امری که بسیاری آن را جدی نمی گیرند و به همین دلیل شکست می خورند.


5. بازاریابی شغل دائمی نیست
متاسفانه تصور عمومی جامعه ما بر این است که بازاریابی شغلی موقت است و برای دراز مدت نمی توان بر روی آن حساب کرد در حالی که تا زمانی که تولید هست فروش هم هست. اگر تعدیل نیرویی در یک سازمان صورت بگیرد بازاریابان خوب و موفق در ته لیست خواهند بود.
@newmanagement
اين چهار خدمت را براي مشتري جدي بگيريم :
🌹خدمات قبل از فروش
🌹خدمات حین فروش،
🌹خدمات پس از فروش
🌹والبته خدمات بدون فروش

خدمات قبل از فروش : خدماتی هستند که به مشتریان می دهیم تا با محصول ما آشنا شوند مثلا اگر عرضه کننده ابزار برقی هستیم اجازه می دهیم با ابزار مربوطه در فضایی که آماده کرده ایم کار کنند و اگر پذیرفتند یک نمونه نو می خرند.

خدمات حین فروش : به پذیرایی از مشتری،فراهم سازی امکان رفاه بیشتر و..مربوط میشود...

خدمات پس از فروش : به تعهدات و گارانتی مربوط میشود.ضمانتی که به مشتری سپرده آیم .

خدمات بدون فروش : خدماتی است که به مشتریان بالقوه میدهیم تا در آینده مشتری ما بشوند ابن موضوع هم نوعي سرمايه گذاري مهم است .