معرفی ERP :
برای برنامهریزی منابع سازمان (ERP) تعاریف متعددی ارائه شده است که تقریبا همگی یک مفهوم را بیان میکنند. در یک تعریف جامع با توجه به ویژگیهای یک ERP میتوان تعریف زیر را برای برنامهریزی منابع سازمان ارائه نمود:
((یک بسته نرم افزاری کاربردی درون سازمانی، جامع و سازمان نگر، ماژولار، استاندارد و شامل مجموعه ای از ماژولهای یکپارچه، آماده راه اندازی، از پیش طراحی شده و از پیش مهندسی شده ولی قابل تنظیم و پیکربندی بر اساس نیازهای پویای سازمانها است. این راه حل کاملاً انعطاف پذیر، فرآیندگرا و اطلاعات محور بوده و شامل کلیه فعالیتها و فرآیندهای اصلی و مؤثر در ایجاد ارزش افزوده سازمان است. فرآیندهای از پیش تعریف شده در سیستم بر اساس تجربیات و گزینههای برتر استخراج شدهاند.))
@newmanagement
برای برنامهریزی منابع سازمان (ERP) تعاریف متعددی ارائه شده است که تقریبا همگی یک مفهوم را بیان میکنند. در یک تعریف جامع با توجه به ویژگیهای یک ERP میتوان تعریف زیر را برای برنامهریزی منابع سازمان ارائه نمود:
((یک بسته نرم افزاری کاربردی درون سازمانی، جامع و سازمان نگر، ماژولار، استاندارد و شامل مجموعه ای از ماژولهای یکپارچه، آماده راه اندازی، از پیش طراحی شده و از پیش مهندسی شده ولی قابل تنظیم و پیکربندی بر اساس نیازهای پویای سازمانها است. این راه حل کاملاً انعطاف پذیر، فرآیندگرا و اطلاعات محور بوده و شامل کلیه فعالیتها و فرآیندهای اصلی و مؤثر در ایجاد ارزش افزوده سازمان است. فرآیندهای از پیش تعریف شده در سیستم بر اساس تجربیات و گزینههای برتر استخراج شدهاند.))
@newmanagement
با توجه به تعاریف فوق میتوان دریافت مهمترین ویژگی یک سیستم ERP فرآیندگرا بودن آن است. در واقع یکی از مهمترین ویژگیهای یک ERP و یکی از ضرورتهای شکلگیری اینگونه سیستمهای سازمانی توجه به فرآیندهای سازمانی در بین حوزههای کارکردی است.
@newmanagement
@newmanagement
مزایای بهره گیری از سیستم ERP :
@newmanagement
1- کاهش هزینه خطاهای ناشی از هماهنگی ضعیف بین واحدهای مختلف سازمان
2- ثبت دقیق رخدادها
3- تسهیل کردن ارتباطات درون سازمانی
4- استاندارد سازی و تسهیل تحلیل فرآیندهای سازمانی
5- مهندسی مجدد فرآیندهای سازمانی و افزایش کارایی آنها
@newmanagement
6- افزایش اثربخشی فرآیندها
7- تسهیل روند توسعه سیستم ها و فناوری های نوین در سازمان (به ویژه تسهیل وارد شدن به بحث تجارت الکترونیک)
8- افزایش انعطاف پذیری نسبت به تغییرات
9- یکپارچه سازی فرآیندهای کسب و کار در سراسر سازمان
10- یکپارچه سازی اطلاعات
11- کاهش موجودی انبار
12- به اشتراک گذاشتن داده ها و فعالیت های مشترک در سراسر سازمان به منظور افزایش پایش و کاهش خطا
@newmanagement
@newmanagement
1- کاهش هزینه خطاهای ناشی از هماهنگی ضعیف بین واحدهای مختلف سازمان
2- ثبت دقیق رخدادها
3- تسهیل کردن ارتباطات درون سازمانی
4- استاندارد سازی و تسهیل تحلیل فرآیندهای سازمانی
5- مهندسی مجدد فرآیندهای سازمانی و افزایش کارایی آنها
@newmanagement
6- افزایش اثربخشی فرآیندها
7- تسهیل روند توسعه سیستم ها و فناوری های نوین در سازمان (به ویژه تسهیل وارد شدن به بحث تجارت الکترونیک)
8- افزایش انعطاف پذیری نسبت به تغییرات
9- یکپارچه سازی فرآیندهای کسب و کار در سراسر سازمان
10- یکپارچه سازی اطلاعات
11- کاهش موجودی انبار
12- به اشتراک گذاشتن داده ها و فعالیت های مشترک در سراسر سازمان به منظور افزایش پایش و کاهش خطا
@newmanagement
مدیریت اتوبوسی و مدیریت قبیله ای
@newmanagement
در بعضی از سیارهها موجوداتی زندگی میکنند که سیستم مدیریت آنها، «مدیریت اتوبوسی» است، یعنی وقتی مدیری منصوب میشود، کلیه معاونین و مدیران زیرمجموعه خود را با یک اتوبوس به همراه خود به سازمان جدید می آورد.هر وقت هم که آقای مدیر بخواهد به سازمان دیگری جابجا شود، همه مدیران زیرمجموعه را مجددا سوار اتوبوس می کند و به همراه خود می برد.
در بعضی از سیاره ها نیز سیستم مدیریت آنها « مدیریت قبیله ای » است , و هیچ کس خارج از قبیله حق تکیه زدن بر مسند قدرت را ندارد , حتی اگرمدیر با عرضه و لایقی باشد .
@newmanagement
البته یاد آور میشوم سیاره ما از این قاعده مستثنی است و به هیچ عنوان موارد مشابهی در آن یافت نمیشود !
@newmanagement
در بعضی از سیارهها موجوداتی زندگی میکنند که سیستم مدیریت آنها، «مدیریت اتوبوسی» است، یعنی وقتی مدیری منصوب میشود، کلیه معاونین و مدیران زیرمجموعه خود را با یک اتوبوس به همراه خود به سازمان جدید می آورد.هر وقت هم که آقای مدیر بخواهد به سازمان دیگری جابجا شود، همه مدیران زیرمجموعه را مجددا سوار اتوبوس می کند و به همراه خود می برد.
در بعضی از سیاره ها نیز سیستم مدیریت آنها « مدیریت قبیله ای » است , و هیچ کس خارج از قبیله حق تکیه زدن بر مسند قدرت را ندارد , حتی اگرمدیر با عرضه و لایقی باشد .
@newmanagement
البته یاد آور میشوم سیاره ما از این قاعده مستثنی است و به هیچ عنوان موارد مشابهی در آن یافت نمیشود !
نجار پيري بود كه ميخواست بازنشسته شود. او به كار فرمايش گفت كه ميخواهد ساختن خانه را رها كند و از زندگي بي دغدغه در كنار همسر و خانوادهاش لذت ببرد.
كارفرما از اين كه ديد كارگرش ميخواهد كار را ترك كند ناراحت شد. او از نجار پير خواست كه به عنوان آخرين كار، تنها يك خانه ديگر بسازد. نجار پير قبول كرد، اما كاملاً مشخص بود كه دلش به اين كار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده كرد و با بيحوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد.
وقتي كار ساختن خانه به پايان رسيد، كارفرما براي وارسي خانه آمد. او كليد خانه را به نجار داد و گفت : «اين خانه متعلق به توست. اين هديهاي است از طرف من براي تو ».
نجار شوكه شده بود. مايه تأسف بود! اگر ميدانست كه دارد خانهاي براي خودش ميسازد، مسلماً به گونهاي ديگر كارش را انجام ميداد. شرح حكايت:
دلزدگي از يك شغل و اصرار بر انجام آن توسط مديران باعث عدم اجراي صحيح آن شغل ميگردد.
كارفرما از اين كه ديد كارگرش ميخواهد كار را ترك كند ناراحت شد. او از نجار پير خواست كه به عنوان آخرين كار، تنها يك خانه ديگر بسازد. نجار پير قبول كرد، اما كاملاً مشخص بود كه دلش به اين كار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده كرد و با بيحوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد.
وقتي كار ساختن خانه به پايان رسيد، كارفرما براي وارسي خانه آمد. او كليد خانه را به نجار داد و گفت : «اين خانه متعلق به توست. اين هديهاي است از طرف من براي تو ».
نجار شوكه شده بود. مايه تأسف بود! اگر ميدانست كه دارد خانهاي براي خودش ميسازد، مسلماً به گونهاي ديگر كارش را انجام ميداد. شرح حكايت:
دلزدگي از يك شغل و اصرار بر انجام آن توسط مديران باعث عدم اجراي صحيح آن شغل ميگردد.
تغيير شكل جمله روزي مرد كوري روي پلههاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده ميشد: "من كور هستم لطفا كمك كنيد."
روزنامهنگار خلاقي از كنار او ميگذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده ميشد: "امروز بهار است، ولي من نميتوانم آن را ببينم." شرح حكايت:
وقتي كارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.
روزنامهنگار خلاقي از كنار او ميگذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده ميشد: "امروز بهار است، ولي من نميتوانم آن را ببينم." شرح حكايت:
وقتي كارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.