⛔️ ده جملهاي که در محل کار نبايد استفاده کرد.
https://telegram.me/newmanagement
براساس تحقیقی که به تازگی انجام شده و طبق توصیه کارشناسان، ۱۰ جمله زیر را فیگارو به عنوان بدترین چیزهایی انتخاب کرده که میتوان در محیط کار به زبان آورد.
1⃣ این کار من نیست...
همین جمله ساده و پرکاربرد باعث میشود شما خودتان را از جمع اعضای تیم کاریتان جدا کنید. این جمله دقیقا متضاد حس انعطاف پذیری و میل به یاد گرفتن چیزهای جدیدی است که برای برعهده گرفتن پستهای حساس و عالی حیاتی است. به جای این جمله منفی میتوان از این جمله مثبت استفاده کرد: « واقعا در این زمینه تجربهای ندارم.»
2⃣ فکر میکنم که...
« لوری توماس روس که مدیر یک شرکت بزرگ است اعتقاد دارد این جمله و جملههای مشابه آن همچون « تصور میکنم، احساس میکنم » باعث میشود از تسلط مدیریتی شما کاسته شده و قدرت پیام را نیز تضعیف کند. گفتن « فکر میکنم این بهترین استراتژی است » قدرت کمتری دارد از جمله « این بهترین استراتژی است. » حتی این مورد را باید به تشکر کردن هم تسری دارد.
3⃣ نمیدانم...
شما فکر میکنید گفتن این جمله یعنی صداقت؟ با گفتن این جمله ممکن است دیگران فکر کنند شما از روی تنبلی با این جمله خود را خلاص کردهاید. به جای این جمله بگویید:« اجازه بدهید جواب را پیدا کنم.» یا« نمیدانم چطور این کار را انجام دهم.» و حتی « برای انجام این کار از چه کسی میتوانم کمک بگیرم؟» نیز جمله مناسبی است. با این کار زمان میخرید تا راه حل را بیابید.
4⃣ نمیتوانم...
با بر زبان « نیاوردن » این جمله به همکاران خود میفهمانید که برای هر نوع یادگیری آماده هستید. میتوانید مشکل را بررسی و راه حل پیشنهاد کنید. مثلا اگر از شما خواسته باشند پروژهای را معرفی کنید که به دلیل مشغله کاری توان انجام آن را ندارید بگویید: « متاسفانه الان مشکلی دارم. با این حال با فلانی در این مورد صحبت کردهام و مطمئنم او به خوبی از پس آن برمیآید.»
5⃣ ولی...
استفاده از کلمه « ولی » همه آن چیزی را که پیش از این گفتهاید کاملا انکار میکند. مثلا این جمله را ببینید: «این پیراهن خیلی زیباست اما این گوشوارهها به پیراهنت نمیآید.» ما همیشه به طورغریزی جملات منفی را میبینیم. بنابراین استفاده از این کلمه تنها باعث برجسته شدن بخش منفی ماجرا میشود.
6⃣ سعی خودم را میکنم...
استفاده از این جمله یعنی احتمال شکست وجود دارد و ممکن است داستان به آخر نرسد. وقتی در ساعات آغازین کار، رئیستان از شما میخواهد کاری را انجام دهید و شما به او میگویید « سعی خودم را میکنم » باعث میشود تردید در روح رئیستان شکل بگیرد. به جای این جمله میتوانید بگویید: « ساعت ۹ روی میز کارتان خواهد بود. »
7⃣ ایده خوبی نیست...
https://telegram.me/newmanagement
این اولین و دم دستترین جملهای است که در برابر ایدههای همکارانتان میتوانید بگویید. بکار بردن این جمله باعث میشود آنها جرات ابراز ایدههای خود را نداشته باشند. به جای اینکه چیزی را به طور کامل رد کنید میتوان مثلا از یک پرسش استفاده کرد: « خب میتوان این ایده را اجرایی کرد؟»
8⃣ تقصیر من نیست...
به جای گفتن این جمله و در مقام ضعف و مظلوم نمایی قرار گرفتن بهتر است دست بالا را بگیریم. چنین جملههایی میتواند کمک حال هرکسی باشد: « سعی میکنم بفهمم چه اتفاقی افتاده است.» یا« بهتر است سعی کنیم بفهمیم چطور میشود از تکرار این اتفاق جلوگیری کرد. »
9⃣ تصور میکنم...
اجتناب کردن از جملههایی که در آنها عدم قطعیت موج میزند باعث میشود قدرت و تسلط خود را بهتر به دیگران نشان دهید. اگر ذهن شما را چیزی به خود مشغول کرده که باعث درنگ شما میشود به جای اینکه با خجالت صحبت کنید بهتر است مشغولیت ذهنیتان را صادقانه مطرح کنید.
0⃣1⃣ غیرممکن است...
این جمله بدون شک منفیترین جمله این فهرست است. این جمله یعنی اینکه شما حتی آماده نیستید که آن موضوع خاص را امتحان کنید. حس منفی واگیردار است و همچون یک ویروس منتشر میشود. برای مثبت بودن میشود گفت: «خب بگردیم شاید راه حلی پیدا کردیم.
◀️ در دنیای امروز اگر بخواهید موفق باشید نمی توانید کاری را به همان شکل که قبلا انجام می دادید انجام دهید.
انتظارات سهامداران، مدیران و مشتریان ما هر روزه در حال بالا رفتن هستند و اگر تمایلی به انجام متفاوت کارها و نوآوری نداشته باشیم مانند آن است که در یک بزرگراه نشسته باشیم و شاهد عبور سریع رقبا باشیم!
https://telegram.me/newmansgement
https://telegram.me/newmanagement
براساس تحقیقی که به تازگی انجام شده و طبق توصیه کارشناسان، ۱۰ جمله زیر را فیگارو به عنوان بدترین چیزهایی انتخاب کرده که میتوان در محیط کار به زبان آورد.
1⃣ این کار من نیست...
همین جمله ساده و پرکاربرد باعث میشود شما خودتان را از جمع اعضای تیم کاریتان جدا کنید. این جمله دقیقا متضاد حس انعطاف پذیری و میل به یاد گرفتن چیزهای جدیدی است که برای برعهده گرفتن پستهای حساس و عالی حیاتی است. به جای این جمله منفی میتوان از این جمله مثبت استفاده کرد: « واقعا در این زمینه تجربهای ندارم.»
2⃣ فکر میکنم که...
« لوری توماس روس که مدیر یک شرکت بزرگ است اعتقاد دارد این جمله و جملههای مشابه آن همچون « تصور میکنم، احساس میکنم » باعث میشود از تسلط مدیریتی شما کاسته شده و قدرت پیام را نیز تضعیف کند. گفتن « فکر میکنم این بهترین استراتژی است » قدرت کمتری دارد از جمله « این بهترین استراتژی است. » حتی این مورد را باید به تشکر کردن هم تسری دارد.
3⃣ نمیدانم...
شما فکر میکنید گفتن این جمله یعنی صداقت؟ با گفتن این جمله ممکن است دیگران فکر کنند شما از روی تنبلی با این جمله خود را خلاص کردهاید. به جای این جمله بگویید:« اجازه بدهید جواب را پیدا کنم.» یا« نمیدانم چطور این کار را انجام دهم.» و حتی « برای انجام این کار از چه کسی میتوانم کمک بگیرم؟» نیز جمله مناسبی است. با این کار زمان میخرید تا راه حل را بیابید.
4⃣ نمیتوانم...
با بر زبان « نیاوردن » این جمله به همکاران خود میفهمانید که برای هر نوع یادگیری آماده هستید. میتوانید مشکل را بررسی و راه حل پیشنهاد کنید. مثلا اگر از شما خواسته باشند پروژهای را معرفی کنید که به دلیل مشغله کاری توان انجام آن را ندارید بگویید: « متاسفانه الان مشکلی دارم. با این حال با فلانی در این مورد صحبت کردهام و مطمئنم او به خوبی از پس آن برمیآید.»
5⃣ ولی...
استفاده از کلمه « ولی » همه آن چیزی را که پیش از این گفتهاید کاملا انکار میکند. مثلا این جمله را ببینید: «این پیراهن خیلی زیباست اما این گوشوارهها به پیراهنت نمیآید.» ما همیشه به طورغریزی جملات منفی را میبینیم. بنابراین استفاده از این کلمه تنها باعث برجسته شدن بخش منفی ماجرا میشود.
6⃣ سعی خودم را میکنم...
استفاده از این جمله یعنی احتمال شکست وجود دارد و ممکن است داستان به آخر نرسد. وقتی در ساعات آغازین کار، رئیستان از شما میخواهد کاری را انجام دهید و شما به او میگویید « سعی خودم را میکنم » باعث میشود تردید در روح رئیستان شکل بگیرد. به جای این جمله میتوانید بگویید: « ساعت ۹ روی میز کارتان خواهد بود. »
7⃣ ایده خوبی نیست...
https://telegram.me/newmanagement
این اولین و دم دستترین جملهای است که در برابر ایدههای همکارانتان میتوانید بگویید. بکار بردن این جمله باعث میشود آنها جرات ابراز ایدههای خود را نداشته باشند. به جای اینکه چیزی را به طور کامل رد کنید میتوان مثلا از یک پرسش استفاده کرد: « خب میتوان این ایده را اجرایی کرد؟»
8⃣ تقصیر من نیست...
به جای گفتن این جمله و در مقام ضعف و مظلوم نمایی قرار گرفتن بهتر است دست بالا را بگیریم. چنین جملههایی میتواند کمک حال هرکسی باشد: « سعی میکنم بفهمم چه اتفاقی افتاده است.» یا« بهتر است سعی کنیم بفهمیم چطور میشود از تکرار این اتفاق جلوگیری کرد. »
9⃣ تصور میکنم...
اجتناب کردن از جملههایی که در آنها عدم قطعیت موج میزند باعث میشود قدرت و تسلط خود را بهتر به دیگران نشان دهید. اگر ذهن شما را چیزی به خود مشغول کرده که باعث درنگ شما میشود به جای اینکه با خجالت صحبت کنید بهتر است مشغولیت ذهنیتان را صادقانه مطرح کنید.
0⃣1⃣ غیرممکن است...
این جمله بدون شک منفیترین جمله این فهرست است. این جمله یعنی اینکه شما حتی آماده نیستید که آن موضوع خاص را امتحان کنید. حس منفی واگیردار است و همچون یک ویروس منتشر میشود. برای مثبت بودن میشود گفت: «خب بگردیم شاید راه حلی پیدا کردیم.
◀️ در دنیای امروز اگر بخواهید موفق باشید نمی توانید کاری را به همان شکل که قبلا انجام می دادید انجام دهید.
انتظارات سهامداران، مدیران و مشتریان ما هر روزه در حال بالا رفتن هستند و اگر تمایلی به انجام متفاوت کارها و نوآوری نداشته باشیم مانند آن است که در یک بزرگراه نشسته باشیم و شاهد عبور سریع رقبا باشیم!
https://telegram.me/newmansgement
👇انواع سبک های رهبری👇
@newmanagement
طریقی را که رهبر ،از نفوذش برای کسب اهداف استفاده می کند سبک رهبری می نامند. به بیان دیگر نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را سبک رهبری گویند. سبک رهبری اساسا شیوه نگرش مدیر نسبت به نقش خود و کارکنان است. بطور سنتی دو نوع دیدگاه درباره سبک رهبری وجود دارد.
سبک آمرانه و سنتی (وظیفه مدار): مدیر یا رهبر به زیر دستان خود می گوید چه کار باید بکنند وچگونه باید آن کار را انجام دهند.این سبک محافظه کار(اقتداری )است.
سبک دموکراتیک (رابطه مدار): رهبر یا مدیر در این سبک مسئولیت رهبری خود را با زیردستانش تقسیم می کند و آنها را در برنامه ریزی و اجرای آن مشارکت می دهد. به این سبک سبک کارمند مدار یا رابطه مدار نیز گفته اند.
در واقع سبکهای رهبری دیگری میان این دو حالت وجود دارد که از آن به سبک میانی نام می برند. در سبک میانه مدیر نسبت به بعضی از جنبه های شغل مدیریت محافظه کار است و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال (مشارکتی).
چهار سبک رهبری ( مدل هرسی و بلانچارد )
1- سبک دستوری : وظیفه مدار قوی - رابطه مدار ضعیف
2- سبک متقاعد کننده : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
3- سبک مشارکتی : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
4- سبک تفویض کننده اختیار : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار ضعیف
@newmanagement
@newmanagement
طریقی را که رهبر ،از نفوذش برای کسب اهداف استفاده می کند سبک رهبری می نامند. به بیان دیگر نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را سبک رهبری گویند. سبک رهبری اساسا شیوه نگرش مدیر نسبت به نقش خود و کارکنان است. بطور سنتی دو نوع دیدگاه درباره سبک رهبری وجود دارد.
سبک آمرانه و سنتی (وظیفه مدار): مدیر یا رهبر به زیر دستان خود می گوید چه کار باید بکنند وچگونه باید آن کار را انجام دهند.این سبک محافظه کار(اقتداری )است.
سبک دموکراتیک (رابطه مدار): رهبر یا مدیر در این سبک مسئولیت رهبری خود را با زیردستانش تقسیم می کند و آنها را در برنامه ریزی و اجرای آن مشارکت می دهد. به این سبک سبک کارمند مدار یا رابطه مدار نیز گفته اند.
در واقع سبکهای رهبری دیگری میان این دو حالت وجود دارد که از آن به سبک میانی نام می برند. در سبک میانه مدیر نسبت به بعضی از جنبه های شغل مدیریت محافظه کار است و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال (مشارکتی).
چهار سبک رهبری ( مدل هرسی و بلانچارد )
1- سبک دستوری : وظیفه مدار قوی - رابطه مدار ضعیف
2- سبک متقاعد کننده : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
3- سبک مشارکتی : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار قوی
4- سبک تفویض کننده اختیار : وظیفه مدار ضعیف - رابطه مدار ضعیف
@newmanagement
🌐 نقش شخصیت برند بر رفتار مصرف کننده
@newmanagement
چارچوب شناسایی ارزش نشان تجاری
دیوید آکر در کتاب خود به نام (ایجاد برندهای قوی) بر چگونگی فرایند ایجاد برند با تمرکز بر مفهوم شناسایی (هویت) برند تاکید دارد. به عبارت دیگر ، او معتقد است که شناسایی برند پایه و اساس ایجاد یک برند قوی می باشد. آکر اظهار نموده است که شناسایی برند یک مجموعه منحصر به فرد ار تداعی های برند است که استراتژیست برند میل به ایجاد، حفظ و نگهداری آن ها دارد. .(کاظمی راد ،1388).
او چهار دیدگاه را برای شناسایی برند معرفی کرده است که عبارتند از:
1. برند به عنوان محصول: این دیدگاه در برگیرنده ابعادی است از قبیل ویژگی های محصول ، کیفیت و قلمرو محصول و محصولات مربوط به یک برند معین . ابعاد دیگر آن نیز شامل استفاده از موقعیت مناسب که در زمان مناسب رخ می دهدکه شرکت برای تسلط بر موقعیت کاربردی خاصی تلاش می کند. کاربران که بر موضع یابی یک برند با نوع خاصی از کاربران دلالت دارد و رابطه برند با کشور مبدا آن ، که باعث ایجاد اعتبار برای برند می شود.
2. برند به عنوان سازمان: این دیدگاه بیشتر بر ویژگی های سازمان تمرکز دارد و نوآوری و توجه سازمان به مشتریان را شامل می شود. همچنین این دیدگاه در مقابل بعد جهانی دارای بعد محلی نیز می باشد و این موضوع که سازمان ، هویت جهانی داشته باشد و یا برای پیوستن به بازارهای محلی تلاش کند، به انتخاب سازمان بستگی دارد. استراتژی محلی از طریق ایجاد رابطه با مشتریان ، می تواند به درک بهتر نیازهای آنها بیانجامد در حالی که یک استراتژی جهانی به طول عمر و پایداری برند اشاره دارد و متضمن آینده آن برند می شود.
3. برند به عنوان شخص: این دیدگاه شامل بعد شخصیتی برند است. شخصیت برند به مجموعه ای از ویژگی های انسانی مرتبط با برند گفته می شود. این ویژگی های انسانی مرتبط با برند گفته می شود. این ویژگی ها می تواند شامل جنس ، سن، علاقه و توجه فرد و ... باشد.
https://telegram.me/newmanagement
4. برند به عنوان سمبل(نماد): آکر معتقد است که یک سمبل قوی می تواند پایه و اساس شناسایی و هویت برند باشد و باعث افزایش قدرت تشخیص و یا میزان یادآوری برند در بین مشتریان شود.به عقیده وی ، شیوه های بصری و عینی مانند تصویر سازی با نمایش یک برند معنادار می تواند از موثرترین راه های ایجاد سمبل برای برند باشد .
@newmanagement
چارچوب شناسایی ارزش نشان تجاری
دیوید آکر در کتاب خود به نام (ایجاد برندهای قوی) بر چگونگی فرایند ایجاد برند با تمرکز بر مفهوم شناسایی (هویت) برند تاکید دارد. به عبارت دیگر ، او معتقد است که شناسایی برند پایه و اساس ایجاد یک برند قوی می باشد. آکر اظهار نموده است که شناسایی برند یک مجموعه منحصر به فرد ار تداعی های برند است که استراتژیست برند میل به ایجاد، حفظ و نگهداری آن ها دارد. .(کاظمی راد ،1388).
او چهار دیدگاه را برای شناسایی برند معرفی کرده است که عبارتند از:
1. برند به عنوان محصول: این دیدگاه در برگیرنده ابعادی است از قبیل ویژگی های محصول ، کیفیت و قلمرو محصول و محصولات مربوط به یک برند معین . ابعاد دیگر آن نیز شامل استفاده از موقعیت مناسب که در زمان مناسب رخ می دهدکه شرکت برای تسلط بر موقعیت کاربردی خاصی تلاش می کند. کاربران که بر موضع یابی یک برند با نوع خاصی از کاربران دلالت دارد و رابطه برند با کشور مبدا آن ، که باعث ایجاد اعتبار برای برند می شود.
2. برند به عنوان سازمان: این دیدگاه بیشتر بر ویژگی های سازمان تمرکز دارد و نوآوری و توجه سازمان به مشتریان را شامل می شود. همچنین این دیدگاه در مقابل بعد جهانی دارای بعد محلی نیز می باشد و این موضوع که سازمان ، هویت جهانی داشته باشد و یا برای پیوستن به بازارهای محلی تلاش کند، به انتخاب سازمان بستگی دارد. استراتژی محلی از طریق ایجاد رابطه با مشتریان ، می تواند به درک بهتر نیازهای آنها بیانجامد در حالی که یک استراتژی جهانی به طول عمر و پایداری برند اشاره دارد و متضمن آینده آن برند می شود.
3. برند به عنوان شخص: این دیدگاه شامل بعد شخصیتی برند است. شخصیت برند به مجموعه ای از ویژگی های انسانی مرتبط با برند گفته می شود. این ویژگی های انسانی مرتبط با برند گفته می شود. این ویژگی ها می تواند شامل جنس ، سن، علاقه و توجه فرد و ... باشد.
https://telegram.me/newmanagement
4. برند به عنوان سمبل(نماد): آکر معتقد است که یک سمبل قوی می تواند پایه و اساس شناسایی و هویت برند باشد و باعث افزایش قدرت تشخیص و یا میزان یادآوری برند در بین مشتریان شود.به عقیده وی ، شیوه های بصری و عینی مانند تصویر سازی با نمایش یک برند معنادار می تواند از موثرترین راه های ایجاد سمبل برای برند باشد .
توصیه هائی برای مدیران صنعتی:
@newmanagement
مدیران صنعتی باید در کار "شــورآفرین" باشند
· این تفکر را در کارخانه و خط تولید القا نمائید: که دستیابی به بهترین کیفیت مستلزم کوشش همگانی است.
· در رابطه با کیفیت محصول هیچ گاه احساس رضایت نکنید و همواره در صدد بهبود آن برآئید.
· استانداردهای کاری را به کارمندان و کارگران نشان دهید.
· کنترل از طریق نظارت بر عملکرد واحدها فراموش نگردد.
· با تعداد انگشت شماری از عرضه کنندگان مواد اولیه (یعنی بهترین آن ها) معامله کنید.
· با عرضه کنندگان مواد اولیه همواره خوش حساب باشید.
· هر از چند گاهی خط تولید را با حضور پرسنل فنی و اجرایی آسیب شناسی روانی نمائید.
· روحیه تعاون را در کارمندان، کارگران و مدیران تقویت نمائید.
· مشخص کنید که آیا مشکلاتی را که با آن ها روبرو هستید مربوط به قطعات یا بخش های خاصی از فرآیند تولید است و یا این که کل فرآیند تولید چنین مساله ای دارد.
· کارمندان خود را در زمینه ای آموزش دهید که می خواهید کارهائی را در آن زمینه انجام دهند.
· اثر بخشی آموزش را بررسی نمائید.
· دانش و آگاهی تخصصی سرپرستان دپارتمانها و سرپرستان خط تولید را هر چه بیشتر بالا ببرید.
· از ارائه آموزش های رفتاری به کارمندان و کارگران غفلت نگردد.
· دوایر و دپارتمانها را تشویق نمائید تا با یکدیگر همکاری نزدیکی داشته باشند.
· روحیه رقابت سالم را در بخش های مختلف تولید تسری دهید.
· از کارگران خود بخواهید که کیفیت کار خود را بالا ببرند نه این که از صبح تا عصر فقط در واحد و محل کار خود حاضر باشند.
· ساعات برگزاری جلسات را کوتاه نمائید.
· اجازه اظهار نظر در مورد بهبود سازمان، بهبود فرآیندها و بهبود خط تولید را بدهید.
· به پیشنهادهای مناسب پاداش دهید.
· کارکنان خود را آموزش دهید تا با روش های آمار آشنا شوند و آن ها را درک کنند.
· هرگاه احساس نیاز کردید مهارت های جدید را به کارکنان خود آموزش دهید.
· همیشه مدیران ارشد را مسئول اجرای این اصول بدانید.
· احترام متقابل را در بین کارکنان نهادینه نمائید.
· در کار شورآفرین باشید.
· حتی المقدور اشتباهات کارکنان و کارگران را با راهنمائی و نه تنبیه اصلاح کنید.
· زمانی را برای مشورت با صاحب نظران فنی، صنایع، برنامه ریزی، تولید، کیفیت و منابع انسانی اختصاص دهید.
· مدیر صنعتی نمی بایست از مسائل رفتاری و اخلاقی غافل شود.
· سلامت کارکنان و کارگران اهمیت زیادی دارد.
. یاد خدا و ذکر خدا را به کارگران القا نمائید.
@newmanagement
@newmanagement
مدیران صنعتی باید در کار "شــورآفرین" باشند
· این تفکر را در کارخانه و خط تولید القا نمائید: که دستیابی به بهترین کیفیت مستلزم کوشش همگانی است.
· در رابطه با کیفیت محصول هیچ گاه احساس رضایت نکنید و همواره در صدد بهبود آن برآئید.
· استانداردهای کاری را به کارمندان و کارگران نشان دهید.
· کنترل از طریق نظارت بر عملکرد واحدها فراموش نگردد.
· با تعداد انگشت شماری از عرضه کنندگان مواد اولیه (یعنی بهترین آن ها) معامله کنید.
· با عرضه کنندگان مواد اولیه همواره خوش حساب باشید.
· هر از چند گاهی خط تولید را با حضور پرسنل فنی و اجرایی آسیب شناسی روانی نمائید.
· روحیه تعاون را در کارمندان، کارگران و مدیران تقویت نمائید.
· مشخص کنید که آیا مشکلاتی را که با آن ها روبرو هستید مربوط به قطعات یا بخش های خاصی از فرآیند تولید است و یا این که کل فرآیند تولید چنین مساله ای دارد.
· کارمندان خود را در زمینه ای آموزش دهید که می خواهید کارهائی را در آن زمینه انجام دهند.
· اثر بخشی آموزش را بررسی نمائید.
· دانش و آگاهی تخصصی سرپرستان دپارتمانها و سرپرستان خط تولید را هر چه بیشتر بالا ببرید.
· از ارائه آموزش های رفتاری به کارمندان و کارگران غفلت نگردد.
· دوایر و دپارتمانها را تشویق نمائید تا با یکدیگر همکاری نزدیکی داشته باشند.
· روحیه رقابت سالم را در بخش های مختلف تولید تسری دهید.
· از کارگران خود بخواهید که کیفیت کار خود را بالا ببرند نه این که از صبح تا عصر فقط در واحد و محل کار خود حاضر باشند.
· ساعات برگزاری جلسات را کوتاه نمائید.
· اجازه اظهار نظر در مورد بهبود سازمان، بهبود فرآیندها و بهبود خط تولید را بدهید.
· به پیشنهادهای مناسب پاداش دهید.
· کارکنان خود را آموزش دهید تا با روش های آمار آشنا شوند و آن ها را درک کنند.
· هرگاه احساس نیاز کردید مهارت های جدید را به کارکنان خود آموزش دهید.
· همیشه مدیران ارشد را مسئول اجرای این اصول بدانید.
· احترام متقابل را در بین کارکنان نهادینه نمائید.
· در کار شورآفرین باشید.
· حتی المقدور اشتباهات کارکنان و کارگران را با راهنمائی و نه تنبیه اصلاح کنید.
· زمانی را برای مشورت با صاحب نظران فنی، صنایع، برنامه ریزی، تولید، کیفیت و منابع انسانی اختصاص دهید.
· مدیر صنعتی نمی بایست از مسائل رفتاری و اخلاقی غافل شود.
· سلامت کارکنان و کارگران اهمیت زیادی دارد.
. یاد خدا و ذکر خدا را به کارگران القا نمائید.
@newmanagement
نوآوری استراتژیک شرکت آمازون برای نفوذ بیشتر در بازار
https://telegram.me/newmanagement
وبسایت آمازون، بزرگترین کتابفروشی آنلاین جهان است که در سال ۲۰۱۴، رکورد ۶۳ درصد فروش آنلاین کتاب و ۴۰ درصد کل فروش کتاب دنیا را از طریق خرده فروشی به دست آورد. فروش این سایت حدود 75 میلیارد دلار است. اگر بخواهید نسبت به این رقم حس درستی داشته باشید، باید بگویم که پیشبینی فروش نفت ایران در سال 1394 چیزی حدود 30 میلیارد دلار است!
آمازون همچنین بزرگترین فروشگاه اینترنتی ایالات متحده محسوب میشود و در وبسایت خود به جز کتاب، محصولات متنوعی چون پخش کننده دی وی دی، ام پی تری پلیر، انواع نرمافزار، بازی ویدئویی، وسایل الکترونیکی، زیورآلات، مبلمان، غذا، اسباب بازی و پوشاک نیز میفروشد.
تقریباً روزی نیست که خبری از خدمات جدید این شرکت اینترنتی در زمینه فروش کالا به گوش نرسد و به همین دلیل سود و درآمدی سرشار، نصیب بنیانگذاران این فروشگاه اینترنتی شده است. چند نمونه از نوآوریهای آمازون را در ادامه بررسی میکنیم.
آمازون اخیرا سیستم تازهای را معرفی کرده که سبک پول در آوردن مولفان و ناشران از کتاب هایشان را به کلی متحول می کند؛ بدین صورت که در این طرح، شرکت آمازون براساس تعداد صفحات خوانده شده از یک کتاب به مولفانشان پول می دهد، نه بر پایه تعداد نسخه های فروخته شده از آن. قوانین جدید در مورد مولفانی اعمال می شود که در برنامه آمازون موسوم به انتشار مستقیم از طریق کیندل (KDP) مشارکت داشته باشند. گفتنی است که این برنامه به مولفان امکان میدهد خودشان آثارشان را منتشر کنند. به این ترتیب، مشتریان مجبور نیستند همه هزینه کتاب را پرداخت کنند، بلکه فقط هزینه صفحاتی از کتاب را که مطالعه میکنند، میپردازند.
این شرکت همچنین با کمک تکنولوژیهای نوین چاپ و تولید کتاب، اقدام به ارائه کتابهایی بر اساس سیستم "چاپ بنابر تقاضا" نموده است که در این روش به جای چاپ و انبار کتاب در تعداد وسیع، تنها با نگهداری فایل الکترونیکی کتابها، پس از سفارش مشتری، اقدام به چاپ و تولید یک یا چند نسخه از کتاب نموده، آنها را به آدرس مشتری ارسال میکند.
سرویس آمازون پرایم، برنامهای است که امکان استفاده از خرید رایگان را برای مدت دو روز از بین میلیونها کالا ممکن میکند. در هفتهی سوم ماه دسامبر در حدود یک میلیون نفر به جمع کاربران آمازون پرایم پیوستند. در شلوغترین روز کاری آمازون، رکورد فروش کالاهایی که توسط کاربران پرایم خریداری شده بود، شکست. آمارهای فروش ثبت شده در روزهای منتهی به تعطیلات سال نو میلادی برای آمازون، بهترین ارقام ثبت شده در جهان است. روز دوشنبهی دیجیتال در حدود 36.8 میلیون کالا از نقاط مختلف جهان سفارش داده شد که آمار 426 سفارش را در هر ثانیه رقم زده است!
با وجود این که 132 هزار نفر برای آمازون کار میکنند، ولی ارسال سریع این حجم وسیع از سفارشات، بدون استفاده از روبوتهای هوشمند امکان پذیر نیست. در فیلم اول که در ادامه میآید، سیستم مکانیزه آمازون را تماشا کنید.
آمازون بالاخره موفق شد از رگولاتوریهای فدرال آمریکا، اجازه لازم برای ارسال آزمایشی سفارشات از طریق پهپاد را دریافت کند. این امر زمان رسیدن محصولات به مشتریان را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد. اگر همه چیز خوب پیش برود احتمالا ظرف چند سال آینده شاهد سیستم ارسال کالا با پهپاد توسط آمازون خواهیم بود که این مورد ما را یک گام به دنیای آینده نگرانهی فیلم های علمی تخیلی نزدیکتر میکند. فیلم ارسال سفارش با پهپادهای آمازون را در ادامه مشاهده نمایید.
https://telegram.me/newmanagement
https://telegram.me/newmanagement
وبسایت آمازون، بزرگترین کتابفروشی آنلاین جهان است که در سال ۲۰۱۴، رکورد ۶۳ درصد فروش آنلاین کتاب و ۴۰ درصد کل فروش کتاب دنیا را از طریق خرده فروشی به دست آورد. فروش این سایت حدود 75 میلیارد دلار است. اگر بخواهید نسبت به این رقم حس درستی داشته باشید، باید بگویم که پیشبینی فروش نفت ایران در سال 1394 چیزی حدود 30 میلیارد دلار است!
آمازون همچنین بزرگترین فروشگاه اینترنتی ایالات متحده محسوب میشود و در وبسایت خود به جز کتاب، محصولات متنوعی چون پخش کننده دی وی دی، ام پی تری پلیر، انواع نرمافزار، بازی ویدئویی، وسایل الکترونیکی، زیورآلات، مبلمان، غذا، اسباب بازی و پوشاک نیز میفروشد.
تقریباً روزی نیست که خبری از خدمات جدید این شرکت اینترنتی در زمینه فروش کالا به گوش نرسد و به همین دلیل سود و درآمدی سرشار، نصیب بنیانگذاران این فروشگاه اینترنتی شده است. چند نمونه از نوآوریهای آمازون را در ادامه بررسی میکنیم.
آمازون اخیرا سیستم تازهای را معرفی کرده که سبک پول در آوردن مولفان و ناشران از کتاب هایشان را به کلی متحول می کند؛ بدین صورت که در این طرح، شرکت آمازون براساس تعداد صفحات خوانده شده از یک کتاب به مولفانشان پول می دهد، نه بر پایه تعداد نسخه های فروخته شده از آن. قوانین جدید در مورد مولفانی اعمال می شود که در برنامه آمازون موسوم به انتشار مستقیم از طریق کیندل (KDP) مشارکت داشته باشند. گفتنی است که این برنامه به مولفان امکان میدهد خودشان آثارشان را منتشر کنند. به این ترتیب، مشتریان مجبور نیستند همه هزینه کتاب را پرداخت کنند، بلکه فقط هزینه صفحاتی از کتاب را که مطالعه میکنند، میپردازند.
این شرکت همچنین با کمک تکنولوژیهای نوین چاپ و تولید کتاب، اقدام به ارائه کتابهایی بر اساس سیستم "چاپ بنابر تقاضا" نموده است که در این روش به جای چاپ و انبار کتاب در تعداد وسیع، تنها با نگهداری فایل الکترونیکی کتابها، پس از سفارش مشتری، اقدام به چاپ و تولید یک یا چند نسخه از کتاب نموده، آنها را به آدرس مشتری ارسال میکند.
سرویس آمازون پرایم، برنامهای است که امکان استفاده از خرید رایگان را برای مدت دو روز از بین میلیونها کالا ممکن میکند. در هفتهی سوم ماه دسامبر در حدود یک میلیون نفر به جمع کاربران آمازون پرایم پیوستند. در شلوغترین روز کاری آمازون، رکورد فروش کالاهایی که توسط کاربران پرایم خریداری شده بود، شکست. آمارهای فروش ثبت شده در روزهای منتهی به تعطیلات سال نو میلادی برای آمازون، بهترین ارقام ثبت شده در جهان است. روز دوشنبهی دیجیتال در حدود 36.8 میلیون کالا از نقاط مختلف جهان سفارش داده شد که آمار 426 سفارش را در هر ثانیه رقم زده است!
با وجود این که 132 هزار نفر برای آمازون کار میکنند، ولی ارسال سریع این حجم وسیع از سفارشات، بدون استفاده از روبوتهای هوشمند امکان پذیر نیست. در فیلم اول که در ادامه میآید، سیستم مکانیزه آمازون را تماشا کنید.
آمازون بالاخره موفق شد از رگولاتوریهای فدرال آمریکا، اجازه لازم برای ارسال آزمایشی سفارشات از طریق پهپاد را دریافت کند. این امر زمان رسیدن محصولات به مشتریان را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد. اگر همه چیز خوب پیش برود احتمالا ظرف چند سال آینده شاهد سیستم ارسال کالا با پهپاد توسط آمازون خواهیم بود که این مورد ما را یک گام به دنیای آینده نگرانهی فیلم های علمی تخیلی نزدیکتر میکند. فیلم ارسال سفارش با پهپادهای آمازون را در ادامه مشاهده نمایید.
https://telegram.me/newmanagement
مدیریت ناب چیست؟
فلسفه مدیریتی است که در برگیرنده تمامی ابعاد سازمان شامل رهبری ناب،فرهنگ ناب، ساختار ناب و تولید ناب می باشد.
بطور اساسی دو تعریف از "ناب" وجود دارد. یکی نگرش سیستمی،جهت حذف ضایعات از طریق بهبود مستمر و دیگری فرآیند کسب و کار جامع - نه فقط تولیدی.مدیریت ناب فقط به یک فعالیت خاص محدود نمی شود بلکه تمام فعالیتهای یک کسب و کار را از زمان طراحی محصول تا خدمات پس از فروش در بر می گیرد.در نگرش ناب تولید فقط به معنی ساختن یک محصول نیست؛چرا که با جمع آوری چند دستگاه و عده ای کارگر به سادگی این امر محقق می شود. اما آنچه در این نظریه اهمیت پیدا کرده این است که آنچه ساخته می شود مشتری با رضایت فراوان بخرد و در ضمن شرکت نیز به سود کافی برسد و محیط کار خود را ارتقا بدهد. بطور کلی در نگرش مدیریت ناب هدف کلی رضایت مشتری همرا با سود بیشتر شرکت است.در این نگرش رضایت و تحقق انتظارات مشتری که درنتیجه بهبود مستمر کیفیت تولید و خدمات انجام می شود مبنای اصلی کار سازمان را تشکلیل می دهد وتنها از این رهگذر است که سازمان می تواند به سود بیشتر بیندیشد.
@newmanagement مدل سیستم ناب
مدل سیستم ناب بر چهار ستون اصلی رهبری ،فرهنگ،ساختار و تولید استوار است که هگی آنهابر رضایت و خواسته های ذی نفعان مانند مشتری،کارکنان،تامین کنندگان مواد اولیه و سهام داران متمرکزهستند.
رهبری ناب : مشکلات را می یابد و دیگران را از آن مطلع می سازد. با هم فکری آنان اهدافی را برای فائق آمدن بر مشکلات ایجاد می کند و دیگران را آزاد می گذارد که راه حلی را بر مشکلات پیدا کنند.
فرهنگ ناب: همه کارکنان سازمان متوجه چشم انداز می باشند که شرکت از آینده خود ترسیم کرده و همه در آن نقش دارند. خود چشم انداز نیزبر مشتری و خواسته ها وانتظار او می باشد.
ساختار ناب: مسطح کردن ساختار سازمان،همکاری کارکنان به دور از حصار های وظیفه ای،و تشکلیل تیم های تخصصی چند منظوره.
تولید ناب: بهبود فراورده ها از طریق حذف و اتلاف ها و مدیریت زنجیره تامین.
@newmanagement
فلسفه مدیریتی است که در برگیرنده تمامی ابعاد سازمان شامل رهبری ناب،فرهنگ ناب، ساختار ناب و تولید ناب می باشد.
بطور اساسی دو تعریف از "ناب" وجود دارد. یکی نگرش سیستمی،جهت حذف ضایعات از طریق بهبود مستمر و دیگری فرآیند کسب و کار جامع - نه فقط تولیدی.مدیریت ناب فقط به یک فعالیت خاص محدود نمی شود بلکه تمام فعالیتهای یک کسب و کار را از زمان طراحی محصول تا خدمات پس از فروش در بر می گیرد.در نگرش ناب تولید فقط به معنی ساختن یک محصول نیست؛چرا که با جمع آوری چند دستگاه و عده ای کارگر به سادگی این امر محقق می شود. اما آنچه در این نظریه اهمیت پیدا کرده این است که آنچه ساخته می شود مشتری با رضایت فراوان بخرد و در ضمن شرکت نیز به سود کافی برسد و محیط کار خود را ارتقا بدهد. بطور کلی در نگرش مدیریت ناب هدف کلی رضایت مشتری همرا با سود بیشتر شرکت است.در این نگرش رضایت و تحقق انتظارات مشتری که درنتیجه بهبود مستمر کیفیت تولید و خدمات انجام می شود مبنای اصلی کار سازمان را تشکلیل می دهد وتنها از این رهگذر است که سازمان می تواند به سود بیشتر بیندیشد.
@newmanagement مدل سیستم ناب
مدل سیستم ناب بر چهار ستون اصلی رهبری ،فرهنگ،ساختار و تولید استوار است که هگی آنهابر رضایت و خواسته های ذی نفعان مانند مشتری،کارکنان،تامین کنندگان مواد اولیه و سهام داران متمرکزهستند.
رهبری ناب : مشکلات را می یابد و دیگران را از آن مطلع می سازد. با هم فکری آنان اهدافی را برای فائق آمدن بر مشکلات ایجاد می کند و دیگران را آزاد می گذارد که راه حلی را بر مشکلات پیدا کنند.
فرهنگ ناب: همه کارکنان سازمان متوجه چشم انداز می باشند که شرکت از آینده خود ترسیم کرده و همه در آن نقش دارند. خود چشم انداز نیزبر مشتری و خواسته ها وانتظار او می باشد.
ساختار ناب: مسطح کردن ساختار سازمان،همکاری کارکنان به دور از حصار های وظیفه ای،و تشکلیل تیم های تخصصی چند منظوره.
تولید ناب: بهبود فراورده ها از طریق حذف و اتلاف ها و مدیریت زنجیره تامین.
@newmanagement
جملاتی ناب از موفقترین انسانها.....
@newmanagement
🤓بیل گیتس:
اگر فقیر به دنیا آمدهاید
این اشتباه شما نیست
اما اگر فقیر بمیرید
این اشتباه شما است
🤓سوآمی ویوکاناندن:
در یک روز اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمیشوید
می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت میکنید
🤓آدولف هیتلر:
اگر تو برنده باشی
نیازی نیست به کسی توضیحی دهی
اما اگر بازنده باشی..... نیازی نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی
🤓ویلیام شکسپیر:
سه جمله برای کسب موفقیت
بیشتر از دیگران بدانید
بیشتر از دیگران کار کنید
کمتر انتظار داشته باشید
🤓آلن استرایک:
در این دنیا خود را با کسی مقایسه نکنید
در این صورت به خودتان توهین کردهاید
🤓تونی بلر:
برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست
برنده شدن به معنی
انجام کاری بهتر از دفعات قبل است
🤓توماس ادیسون:
من نمیگویم که ١٠٠٠ شکست خوردهام
من میگویم فهمیدهام ١٠٠٠ راه وجود دارد که میتواند باعث شکست شود
🤓لئو تولستوی:
هر کس به فکر تغییر جهان است
اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست
🤓آبراهام لینکلن:
همه را باور کردن خطرناک است
اما هیچکس را باور نکردن خیلی خطرناکتر است.
@newmanagement
@newmanagement
🤓بیل گیتس:
اگر فقیر به دنیا آمدهاید
این اشتباه شما نیست
اما اگر فقیر بمیرید
این اشتباه شما است
🤓سوآمی ویوکاناندن:
در یک روز اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمیشوید
می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت میکنید
🤓آدولف هیتلر:
اگر تو برنده باشی
نیازی نیست به کسی توضیحی دهی
اما اگر بازنده باشی..... نیازی نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی
🤓ویلیام شکسپیر:
سه جمله برای کسب موفقیت
بیشتر از دیگران بدانید
بیشتر از دیگران کار کنید
کمتر انتظار داشته باشید
🤓آلن استرایک:
در این دنیا خود را با کسی مقایسه نکنید
در این صورت به خودتان توهین کردهاید
🤓تونی بلر:
برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست
برنده شدن به معنی
انجام کاری بهتر از دفعات قبل است
🤓توماس ادیسون:
من نمیگویم که ١٠٠٠ شکست خوردهام
من میگویم فهمیدهام ١٠٠٠ راه وجود دارد که میتواند باعث شکست شود
🤓لئو تولستوی:
هر کس به فکر تغییر جهان است
اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست
🤓آبراهام لینکلن:
همه را باور کردن خطرناک است
اما هیچکس را باور نکردن خیلی خطرناکتر است.
@newmanagement